جمع بندی آیا انتخاب پیامبر مبنی بر جانشینی عثمان منصوص بود؟

تب‌های اولیه

35 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Tazhib;914308 نوشت:

سلام

از توضیحات استاد گرامی سپاسگزارم . بله در حیطه اختیار پیامبر بودن تنافی و تباینی با وماینطق عن الهوی , ان هو الا وحی یوحی ندارد .

پیامبر اکرم با صحابه در اموری مشورت میکردند از جمله این امر هم از آنجمله بود . از دیگر امور مشورتی میتوان ارسال مبلغ , اداره امور یک منطقه , اعطای مسئوولیت به افراد به منظور فرمانداری واستانداری و مدیریت و حکومت بخشی از مناطق تحت اداره اشان اشاره کرد. و در بسیاری از این موارد رای صحابه را در صورتی که تنافی با امر الهی نداشت بر اساس "فامرهم شوری بینهم" میپذیرفتند .

با سلام

متوجه نشدم موافقید یا مخالف؟

آیا جانشینان پیامبر از جانب خدا انتخاب شدند؟
بله یا خیر؟

کارشناس میگوید :
خیر
این انتخاب پیامبر بوده نه انتخاب خدا

سلام

نصی از طرف خدا و رسول الله بر شخص معینی نبوده ( مگر خلافش ثابت شود ) . انتخاب این افراد برای پذیرش مسئولیت

Tazhib;914308 نوشت:
ارسال مبلغ , اداره امور یک منطقه , اعطای مسئوولیت به افراد به منظور فرمانداری واستانداری و مدیریت و حکومت بخشی از مناطق تحت اداره اشان اشاره کرد

بین یامبر و صحابه بصورت مشورتی صورت میگرفته و پیامبر نهایتا با در نظر گرفتن ضرر نداشتن بر اسلام میپذیرفتند.

در مورد قاعدین ( کسانی که ناتوان از جهاد بودند یا عذری می آوردند ) نیز همین امر ثابت است . با این تفاوت که در مورد انتخاب حضرت علی علیه السلام در غزوه تبوک , ایشان از قاعدین نبودند ایشان بنا بر دستور پیامبر در مدینه ماندند .

Tazhib;914371 نوشت:
سلام

نصی از طرف خدا و رسول الله بر شخص معینی نبوده ( مگر خلافش ثابت شود ) . انتخاب این افراد برای پذیرش مسئولیت

بین یامبر و صحابه بصورت مشورتی صورت میگرفته و پیامبر نهایتا با در نظر گرفتن ضرر نداشتن بر اسلام میپذیرفتند.

در مورد قاعدین ( کسانی که ناتوان از جهاد بودند یا عذری می آوردند ) نیز همین امر ثابت است . با این تفاوت که در مورد انتخاب حضرت علی علیه السلام در غزوه تبوک , ایشان از قاعدین نبودند ایشان بنا بر دستور پیامبر در مدینه ماندند .

با سلام

پس شما هم موافق کارشناس هستید...

یعنی جانشینان پیامبر توسط پیامبر انتخاب شدند نه خدا...

پس منتظر می مانم تا پاسخ ایه ی قران را از زبان کارشناس بشنوم

ما ینطق عن الهوی
ان هو الا وحی یوحی

و طاها;914379 نوشت:
ما ینطق عن الهوی
ان هو الا وحی یوحی

سلام

شما فقط این را در ذهن داشته باشید خداوند غیر از این آیه یک آیه و دستور دیگر هم دارد و آن "فامرهم شوری بینهم" است و در آن شوری رای مشورتی از طرف غیر خدا و رسولش - در صورتی که ضرر نرساند - در برخی موضوعات فرعی نافذ است .

Tazhib;914398 نوشت:

سلام

شما فقط این را در ذهن داشته باشید خداوند غیر از این آیه یک آیه و دستور دیگر هم دارد و آن "فامرهم شوری بینهم" است و در آن شوری رای مشورتی از طرف غیر خدا و رسولش - در صورتی که ضرر نرساند - در برخی موضوعات فرعی نافذ است .

سلام

فعلا صبر کنید کارشناس نظرشان را بفرمایند
بعد اگر فرصت بود روی نظر شما هم گفتگو میکنیم.
با تشکر

و طاها;914273 نوشت:
با سلام

خوب بفرمایید آیه ای که در پستهای قبلی اوردم برای چیست؟

و ما ینطق عن الهوی
ان هو الا وحی یوحی

[=&amp]با سلام و عرض ادب[/]

[=&amp]پيامبراکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) در ميان امت، دارای سه شأن بوده اند:[/]

[=&amp]الف) تبيين و توضيح كتاب خدا؛ همچنان که قرآن کریم می فرماید: [/](ِوَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم)[=&amp]؛[1][/][=&amp]بر این اساس آنچه مربوط به تشریع و تبیین آن می باشد به وحی الهی بوده و آن حضرت مامور به ابلاغ و تبیین آن می باشد.

[/] [=&amp]ب)‌ تشخيص و ارائه ی طريق در مسائل اجتماعى كه به اداره ی نظام مسلمين مربوط است، که آن حضرت براساس صلاح‏ديد خود، نظر داده و در اين بخش براى تصميم‏ گيرى، مأمور به مشاوره نیز شده است:[/](وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه)؛[=&amp][2][/][=&amp]و خداوند بدين وسيله، امّت را در مشورت شريك و سهيم، و پيامبر اکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) را در تصيم‏گيرى مستقل قرار داده است.

[/] [=&amp]ج) شأن قضاوت و فصل خصومات و رسیدگی به دعاوی.[/] [=&amp] که در هر سه شأن مردم بايد به آنچه پيامبر دستور داده، چه منشأ سخن آنحضرت، «وحى» و چه «رأى» آنحضرت بوده، عمل نمايند.[=&amp][3][/][/]

[=&amp]در میان این شئون آنچه مستقیما به وحی الهی است، شأن اول بوده و پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلّم) در دو شأن دیگر بر اساس نظر معصومانه ی خویش عمل می نمودند که دلیل بر آن نیز آیه ی:[/](و ما ینطق عن الهوی)[=&amp]و آیات اطاعت مطلق از آن حضرت می باشد.

[/] توضیح : [=&amp]
مرحوم علامه ی طباطبائی در تفسیر آیات: ([/]وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏؛ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى[=&amp]‏)؛[4]می نویسند: [/] [=&amp]«منظور از كلمه ی «هوى» هواى نفس و رأى و خواسته ی آن است، و جمله ی :«ما ينطق» هر چند مطلق است، و در آن نطق به طور مطلق نفى شده، و مقتضاى اين اطلاق آن است كه هواى نفس از مطلق سخنان پيامبراکرم(صلی الله علیه وآله و سلّم) نفى شده باشد (حتى در آن سخنان روزمره اى كه در داخل خانه ‏اش دارد)، و ليكن از آنجايى كه در اين آيات خطاب: «صاحبتان» به مشركين است، مشركينى كه دعوت او را و قرآنى را كه برايشان مى‏ خواند دروغ و تقول و افتراى بر خدا مى‏ پنداشتند؛ لذا بايد به خاطر اين قرينه ی مقامى بگوييم: منظور اين است كه آن جناب در آنچه كه شما مشركين را به سوى آن مى‏ خواند، و آنچه كه از قرآن برايتان تلاوت مى ‏كند، سخنانش ناشى از هواى نفس نيست، و به رأى خود چيزى نمى‏ گويد؛ بلكه هر چه در اين باب مى ‏گويد وحيى است كه خداى تعالى به او مى‏ كند».[=&amp][5][/][/]

[=&amp]با توجه به مطالب فوق می گوئیم:[/]

1) در دستورات حکومتی هر چند که نظر آنحضرت معصومانه می باشد؛ اما از آنجا که در امر حکومت، اطاعت و ثبات قدم احاد مردم نیز نقش دیگر در رسیدن به اهداف الهی را تشکیل می دهد، در صورت سستی و یا نافرمانی بدیهی است که آن امر به نتیجه ی مطلوب نخواهد رسید که موارد آن در تاریخ صدر اسلام نمایان است.

2) تعیین امام و جانشین پس از پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلّم)، با سایر تصمیمات حکومتی متفاوت بوده و بر اساس دیدگاه شیعه که بر گرفته از قرآن و سنت است، چنین تعیینی بر اساس وحی الهی صورت پذیرفته؛ لذا مقایسه ی نصب امام علی(علیه السلام) به عنوان امام با جعل جانشین در زمان غزوات مقایسه ای متفاوت است. [=&amp]

موفق باشید. [/]


[/HR] [1] . النحل(16)، 44.

[2] . آل عمران(3)، 159.

[3] . ر.ک : تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج4، ص388.

[4] . النجم(53)4و3.

[5] . المیزان، ج19، ص27.

صدرا;914437 نوشت:
[=&amp]با سلام و عرض ادب[/]
[=&amp]در میان این شئون آنچه مستقیما به وحی الهی است، شأن اول بوده و پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلّم) در دو شأن دیگر بر اساس نظر معصومانه ی خویش عمل می نمودند[/]

با سلام و احترام

[=&amp] 1 )[/]
[=&amp]تعیین کارگزاران با پیامبر بود نه انتخاب مردم ...[/]
[=&amp]پیامبر اصولا در انتصابات مشورت نمی کردند و تاریخ گویای آن است.[/]
[=&amp]پیامبر (ص) هر وقت مدینه را ترک می کرد، جانشین می گذاشت[/]
[=&amp]پیامبر وقتی که مدینه را چند هفته و حتی چند روزی ترک می گفت، مردی از اصحابش را به جانشینی خود در آن شهر می گمارد. هنگام عزیمت به جنگ بدر، ابو لبابه، روز دومة الجندل ابن عرفطه، در ایام جنگهای بنی قریظه، بنی لحیان و ذی قرد، ابن ام مکتوم را به جای خود تعیین کرد. روز بنی المصطلق ابی ذر، روز خیبر، نمیلة، مدت عمره قضا ابن عضبط، روز فتح مکه ابو رهم، در جنگ تبوک علی بن ابی طالب و در حجة الوداع ابو دجانه انصاری را جانشین خود قرار داد[/][=&amp](11).[/]
[=&amp]( سیره ابن هشام )[/]
http://www.hawzah.net/fa/Book/View/45328/36083/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-(%D8%B5)-%D9%87%D8%B1-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B4%D8%AA
[=&amp]2 )[/]
[=&amp]انتصابات امیرالمومنین علیه السلام نیز مستقیما صورت می گرفت که به خاطر وضوح مطلب، استنادات ذکر نمی شود ...[/]
[=&amp]3 )[/]
[=&amp]نباید بین انتصابات با مشورت در امور اجتماعی و نظامی خلط کرد ...[/]
[=&amp]4 )[/]
[=&amp]الف )[/]
[=&amp]تمامی احکام پیامبر در اصل و فرع، وحی الهی است :[/]
[=&amp]برخی گفته‌اند آیا حضرت اجتهاد هم می‌کند که اجماع امامیه این است که پیامبر طبق امور ظنی عمل نمی‌کند ولی حضرت اجتهاد وحیانی دارد لذا تمامی احکام در اصل و فرع یکدست، وحی الهی است زیرا اجتهاد بشری اگرچه برای فقها کمال است برای نبوت نقص است[/].
http://iqna.ir/fa/news/3578482/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%B5-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF
[=&amp]ب )[/]
[=&amp]انتخاب پیامبر یا انتخاب خدا ؟![/]

پس از آنکه سوره برائت[نهمین سوره قرآن کریم]بر پیامبر(ص) نازل گردید، آن حضرت، ابوبکر بن ابی قحافه را به حضور طلبید و به وی دستور داد که آیات اول تا نهم این سوره را برای مشرکان،حاجیان و زائران مکّه معظمّه قرائت کند وپیمان آن حضرت با مشرکان را در جمع حاجیان بخواند.



بدین منظور وی را در نخستین روز ماه ذی حجّه سال نهم هجری قمری به سوی مکّه معظمه اعزام نمود. اما اندکی پس از حرکت ابوبکر از مدینه به سوی مکه، جبرئیل امین بر پیامبر (ص) نازل شد و به وی گفت:انّ الله یقرئک السلام و یقول لک: لا یؤدی عنک الاّ انت او رجل منک؛خدای سبحان بر تو درود می فرستد و می فرماید: جز تو یا کسی که به منزله تو باشد نمی تواند این مأموریت را به انجام رساند.



http://article.tebyan.net/108282/%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B9%D9%84%D9%8A-%D8%B9-%D9%8A%D8%A7-%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%A8%DA%A9%D8%B1[=&amp]-[/]
[=&amp]5 )[/]
[=&amp]انتخاب جعفربن ابی طالب :[/]
[=&amp]جعفر بن ابی طالب بن عبدالمطلب[/][=&amp] مشهور به جعفر طیار و ذوالجناحین، سومین فرزند [/][=&amp]ابوطالب[/][=&amp]، پسرعموی [/][=&amp]پیامبراکرم[/][=&amp]([/][=&amp]ص)، برادر بزرگ‌تر [/][=&amp]امام علی[/][=&amp]([/][=&amp]ع) و [/][=&amp]صحابی[/][=&amp]رسول خدا(ص[/][=&amp]). [/] [=&amp]وی دارای مقام و منزلت بسیاری نزد پیامبر اکرم(ص) بود و رسول خدا او را به عنوان سرپرست کاروان [/][=&amp]مسلمانان[/][=&amp]در مهاجرت به [/][=&amp]حبشه[/][=&amp]برگزید. پیامبر(ص) پس از بازگشت جعفر از حبشه به او [/][=&amp]نمازی[/][=&amp]آموخت که به [/][=&amp]نماز جعفر طیار[/][=&amp]مشهور است. جعفر در [/][=&amp]جنگ موته[/][=&amp]به [/][=&amp]شهادت[/][=&amp]رسید. مزار او در [/][=&amp]اردن[/][=&amp]است[/][=&amp]. [/] [=&amp]http://fa.wikishia.net/view/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8[/] [=&amp] [/]

6 )
[=&amp]انتخاب فرمانداران سپاه :[/] [=&amp]پس از فتح [/][=&amp]خیبر[/] [=&amp]و مراجعت جعفر از حبشه، رسول اکرم(ص) در [/][=&amp]جمادی الاول[/] [=&amp]سال هشتم هجری[/][=&amp]، جعفر را به عنوان فرمانده اول سپاه به موته فرستاد تا با سپاهیان روم شرقی بجنگندند. وی فرمود: اگر جعفر کشته شد، [/][=&amp]زید بن حارثه[/] [=&amp]فرمانده سپاه خواهد بود و اگر او نیز کشته شود، [/][=&amp]عبدالله بن رواحه[/] [=&amp]فرماندهی را بر عهده بگیرد[/].[[=&amp]۳۲[/]] [=&amp]برخی نیز زید بن حارثه را فرمانده اول دانسته و جعفر را امیر دوم سپاه گفته‌اند[/].[[=&amp]۳۳[/]] http://fa.wikishia.net/view/%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8
[=&amp]7 )[/]
[=&amp]والیان مکه :[/]
[=&amp]پیامبر اسلام‏(ص) از میان تمام مسلمانان، جوان بیست و یک ساله‏ای به نام عتاب ابن اسید را برای این کار مهم برگزید و به نام وی فرمانی صادر کرد و دستور داد با مردم نماز گزارد. وی نخستین امیری بود که پس از فتح مکه، در آن مکان نماز جماعت برپا کرد. رسول خدا(ص) به عتاب فرماندار برگزیده خود فرمود: آیا می‏دانی تو را به چه مقامی برگزیده‏ام و بر چه قومی فرمانروا کرده‏ام؟ تو را به امیری اهل حرم خدا و ساکنان مکه معظمه برگزیدم. اگر میان مسلمانان کسی را از تو شایسته‏تر می‏دانستم، حتماً این مقام را به وی واگذار می‏کردم. انتخاب آن جوان از سوی پیامبر(ص) به چنین مقام بزرگی باعث رنجش خاطر و آزردگی شدید بزرگان عرب و سران مکه شد. در نتیجه زبان به اعتراض و شکایت گشودند[/]
http://pasokhgoo.ir/node/55280

[=&amp]8 )[/]
[=&amp]والیان یمن و جدّه :[/]

. نبیّ اکرم - ص - امارت یمن را به او سپرد و هنگام وداع به او فرمود: «خداوند، تو را از پس و پیش، راست و چپ، بالا و پائین و از شرّ انس و جن محافظت فرماید».



[=&amp]................[/]
[=&amp]گفته اند: پیامبر اسلام - ص - حارث را والی جدّه ساخت و از این جهت او در حُنین شرکت نداشت[/].[=&amp]... در کتاب صفین تألیف نصر بن مزاحم آمده است که امیرالمؤمنین علی - علیه السلام - او را مأمور قریش بصره کرد[/].
http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4789/4825/42666/%D9%88%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9%D9%87[=&amp]-[/]

[=&amp]9 )[/]
[=&amp]انتصاب اسامه :[/]

[=&amp]از جمله مهم‌ترین قضایای مربوط به اسامه، تعیین او به فرماندهی سپاه اسلام است. پیامبر (ص) چندی پس از بازگشت از [/][=&amp]حجة الوداع[/][=&amp]، سپاهی از [/][=&amp]مهاجران[/][=&amp]و [/][=&amp]انصار[/][=&amp]، که بزرگان [/][=&amp]صحابه[/][=&amp]نیز در آن قرار داشتند، تشکیل داد تا جهت مقابله با سپاه روم به سرزمین بَلقاء (در اردن فعلی) بروند. پیامبر اسامه را که در آن زمان جوانی حدوداً [/][=&amp]20 [/][=&amp]ساله بود را به فرماندهی سپاه تعیین کرد. واقدی نیز تأیید می‌کند و می‌گوید: «هیچ‌کس از مهاجرین اولیه نمانْد، مگر این‌که به این جنگ فراخوانده شد[/][=&amp]».[/][=&amp][[/][=&amp]۱۴[/][=&amp]][/][=&amp]برخی از مدارک تاریخی نیز فراخوانده شدگان به این سپاه را افراد سرشناس از مهاجرین و انصار ذکر کرده‌اند؛ از جمله أبوبکر،[/][=&amp][[/][=&amp]۱۵[/][=&amp]][/][=&amp]عمر بن الخطاب،[/][=&amp][[/][=&amp]۱۶[/][=&amp]][/][=&amp]عبد الرحمن بن عوف، ابوعبیدۀ جراح، و سعد بن ابی وقاص[/][=&amp].[/][=&amp][[/][=&amp]۱۷[/][=&amp]][/]



[=&amp]اسامه در منطقه جُرف ـ نزدیکی [/][=&amp]مدینه[/][=&amp]ـ اردو زد، اما این انتصاب با مخالفت برخی از [/][=&amp]صحابه[/][=&amp]مواجه شد، آنان از اینکه جوانی نوخاسته به فرماندهی چنین لشکری گمارده شده بود ناخوشنود بودند. فرمان پیامبر به حرکت لشکر مصادف بود با بیماری پیامبر که منجر به فوت آن حضرت شد. اما در این میان برخی از [/][=&amp]اصحاب[/][=&amp]از اینکه جوانی نوخاسته به فرماندهی چنین لشکری گمارده شده بود آشکارا ناخشنود بودند و در فرستادن نیرو به محل اردو، آنچنان درنگ شد که رسول خدا(ص) با حال بیماری به [/][=&amp]منبر[/][=&amp]رفت و بر این امر تاکید فرمود[/][=&amp].[/][=&amp][[/][=&amp]۱۸[/][=&amp]][/]



http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%85%D8%A9_%D8%A8%D9%86_%D8%B2%DB%8C%D8%AF

10 )
[=&amp]انتخاب نقباء :[/] [=&amp]پس از مراسم [/][=&amp]بیعت[/] [=&amp]، آن حضرت از میان آنان ۱۲ [/][=&amp]نقیب[/] [=&amp]به نامهای [/][=&amp]اسید‌ بن حضیر[/] [=&amp]، [/][=&amp]ابوالهیثم ابن تیهان[/] [=&amp]و [/][=&amp]سعد بن خیثمه[/] [=&amp]بن [/][=&amp]حارث بن مالک[/] [=&amp]، هر سه نفر از [/][=&amp]اوس[/] [[=&amp]۱۰۵[/]] [[=&amp]۱۰۶[/]][=&amp]، [/][=&amp]اسعد بن زراره بن عدس[/] [[=&amp]۱۰۷[/]] [[=&amp]۱۰۸[/]] [[=&amp]۱۰۹[/]][=&amp]، [/][=&amp]سعد بن ربیع بن عمر الانصاری[/] [[=&amp]۱۱۰[/]] [[=&amp]۱۱۱[/]][=&amp]، [/][=&amp]عبد الله بن رواحه بن ثعلبه[/] [=&amp]، [/][=&amp]سعد بن عباده بن دلیم[/] [=&amp]، [/][=&amp]منذر بن عمرو بن خنیس[/] [=&amp]، [/][=&amp]براء بن معرور[/] [=&amp]بن صَخْر [/][[=&amp]۱۱۲[/]] [[=&amp]۱۱۳[/]][=&amp]، عبدالله بن عمرو بن حرام بن ثعلبه، عبادة بن صامت [/][[=&amp]۱۱۴[/]][=&amp]، [/][=&amp]رافع بن مالک بن عجلان[/][=&amp]، ۹[/] [=&amp]تن از خزرج را برگزید و سالار آنان را [/][=&amp]اسعد بن زراره[/] [=&amp]قرار داد و فرمود: شما سر پرست و کفیل قوم خود هستید، چنان‌که حواریان برای [/][=&amp]حضرت عیسی[/] ([=&amp]علیه‌السلام) بودند و من نیز سرپرست قوم خود هستم[/]. [[=&amp]۱۱۵[/]] [=&amp]بنا به روایت دیگری ایشان نقبا را به [/][=&amp]نقبای موسی[/] [=&amp]در [/][=&amp]بنی اسرائیل[/] [=&amp]تشبیه[/] [=&amp]کرده است [/][[=&amp]۱۱۶[/]][=&amp]، چنان که [/][=&amp]ابن‌کثیر[/] [=&amp]ذیل [/][=&amp]آیه[/] «[=&amp]و‌لَقَد‌اَخَذَ اللّهُ میثقَ بَنِی اِسرءیلَ وبَعَثنا مِنهُمُ اثنَی عَشَرَ نَقیبًا[/]...» [=&amp]‌، [/][[=&amp]۱۱۷[/]] [=&amp]برگزیدن نقیب را در بیعت عقبه به کار [/][=&amp]حضرت موسی[/] [=&amp]تشبیه کرده و گفته است: حضرت موسی (علیه‌السلام) هنگامی که عازم جنگ با [/][=&amp]جبابره[/] [=&amp]بود، ۱۲ نقیب برای ۱۲ [/][=&amp]سبط[/] [=&amp]برگزید. نقبا وظیفه داشتند درباره توانایی [/][=&amp]بنی‌اسرائیل[/] [=&amp]تحقیق کنند و به حضرت موسی (علیه‌السلام) گزارش دهند. هر‌نقیب [/][=&amp]کفیل[/] [=&amp]و [/][=&amp]ضامن[/] [=&amp]قوم خویش بود تا از آنان بر [/][=&amp]ایمان[/] [=&amp]و [/][=&amp]خدا پرستی[/] [=&amp]بیعت[/] [=&amp]بگیرد[/]. [=&amp]رسول‌الله[/] ([=&amp]صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نیز شب عقبه از میان [/][=&amp]اوس[/] [=&amp]و [/][=&amp]خزرج[/] [=&amp]۱۲[/] [=&amp]نقیب برگزید و از آنان [/][=&amp]پیمان[/] [=&amp]گرفت تا [/][=&amp]شرک[/] [=&amp]نورزند و [/][=&amp]خدا[/] [=&amp]و رسولش را حمایت کنند[/]. [[=&amp]۱۱۸[/]] [[=&amp]۱۱۹[/]] [=&amp]بر اساس روایتی از [/][=&amp]ابوالهیثم بن تیهان[/] [=&amp]، مفاد [/][=&amp]بیعت[/] [=&amp]انصار[/] [=&amp]در عقبه دوم با بیعت [/][=&amp]بنی اسرائیل[/] [=&amp]با موسی (علیه‌السلام) یکسان بود[/]. [[=&amp]۱۲۰[/]]

[=&amp]انتخاب نقیبان به فرمان خداوند[/]
[=&amp]به نقل [/][=&amp]جابربن عبدالله[/] [=&amp]انصاری انتخاب نقیبان به فرمان خداوند و پس از فرستادن [/][=&amp]وحی[/] [=&amp]صورت گرفت[/]. [[=&amp]۱۲۱[/]] [=&amp]بنا به قولی دیگر رسول خدا به حاضران در عقبه فرمود: از بین خود ۱۲ نفر برگزینید که [/][=&amp]کفیل[/] [=&amp]قوم خود باشند، چنان‌که موسی از بنی‌اسرائیل ۱۲‌نقیب گرفت [/][[=&amp]۱۲۲[/]][=&amp]؛ اما بنا به قولی رسول خدا با اشاره [/][=&amp]جبرئیل[/] [=&amp]که می‌گفت: این [/][=&amp]نقیب[/] [=&amp]، این نقیب، آنان را برگزید، از این رو از حاضران در پیمان عقبه خواست در این باره احساس ناراحتی نکنند[/]. [[=&amp]۱۲۳[/]]
[=&amp]به روایت [/][=&amp]عکرمه[/] [=&amp]، رسول خدا هنگام انتخاب نقبای دوازده‌ ‌گانه [/][=&amp]آیه[/] «... [=&amp]واذکُروا نِعمَتَ اللّهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَینَ قُلوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخونًا‌[/]...» [[=&amp]۱۲۴[/]] [=&amp]را قرائت می‌کرد[/]. [[=&amp]۱۲۵[/]]
http://www.wikifeqh.ir/%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA_%D8%B9%D9%82%D8%A8%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86
[=&amp]در همین رابطه بخوانید سخنان حجه الاسلام پناهیان در بیت رهبری :[/]
[=&amp]بلافاصله دوازده نفر رئیس برای مدینه معیّن کردند! آقا یا رسول‌‌الله! کسی که از شما رئیس نخواسته بود، آنجا خودشان رئیس داشتند و بالاخره یک‌طور کارها را اداره می‌کردند. آقا یا رسول الله! هنوز که همۀ مردم مدینه مسلمان نشده بودند! برای آن شهر، چرا دوازده‌تا رئیس تعیین می‌کنید؟ الان برای شهرهای بزرگ‌تر از این هم یک نفر رئیس می‌گذارند! نه؛ نمی‌شود که برای یک جایی، رئیس تعیین نکنید، و بعد بروید آنجا کار فرهنگی و معنوی بکنید[/]. [=&amp]اسامیِ آنها هم توسط جبرئیل امین از آسمان آمده بود[/]. ([=&amp]قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: أَخْرِجُوا إِلَیَّ مِنْکُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً یَکْفُلُونَ عَلَیْکُمْ بِذَلِکَ کَمَا أَخَذَ مُوسَى مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً فَقَالُوا اخْتَرْ مَنْ شِئْتَ، فَأَشَارَ جَبْرَئِیلُ ع إِلَیْهِمْ فَقَالَ هَذَا نَقِیبٌ وَ هَذَا نَقِیب‏؛ اعلام‌الوری/60) (و لا یجدن أحد منکم فی نفسه أن یؤخذ غیره فإنما یختار لی جبرئیل؛ طبقات‌الکبری/3/452) (اخْتَارَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أُمَّتِهِ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیباً أَشَارَ إِلَیْهِمْ جَبْرَئِیلُ وَ أَمَرَهُ بِاخْتِیَارِهِمْ کَعِدَّةِ نُقَبَاءِ مُوسَى ع تِسْعَةٌ مِنَ الْخَزْرَجِ وَ ثَلَاثَةٌ مِنَ الْأَوْس‏؛ خصال/2/491[/])
http://bayanmanavi.ir/post/3730

[=&amp]با توجه به این نکات :[/]

[=&amp]نمی توانیم انتصابات پیامبر را انتخاب مردم دانست یا با مشورت مردم دانست ...[/]
[=&amp]اگر هم مواردی در این زمینه پیدا شود اندک هستند ...[/]
[=&amp]لذا اصولا پیامبر انتخاب می کردند چه کسی کارگزار و امیر باشد ...[/]
[=&amp]اکنون سوال این است که[/]
[=&amp]آیا خداوند انتخاب کرد یا پیامبر ؟[/]
[=&amp]آیا خواهید گفت انتخاب های پیامبر همان انتخاب های خدا است ؟[/]
[=&amp]یا بین انتخاب پیامبر و انتخاب خدا، فرق می گذارید ؟[/]

[=&amp]که ظاهرا شما فرق می گذارید ...[/]
[=&amp]یعنی انتخاب های پیامبر ممکن است خلاف انتخاب های خدا باشد ...[/]

و طاها;914541 نوشت:
ب
[=&amp]با توجه به این نکات :[/]

[=&amp]نمی توانیم انتصابات پیامبر را انتخاب مردم دانست یا با مشورت مردم دانست ...[/]
[=&amp]اگر هم مواردی در این زمینه پیدا شود اندک هستند ...[/]
[=&amp]لذا اصولا پیامبر انتخاب می کردند چه کسی کارگزار و امیر باشد ...[/]
[=&amp]اکنون سوال این است که[/]
[=&amp]آیا خداوند انتخاب کرد یا پیامبر ؟[/]
[=&amp]آیا خواهید گفت انتخاب های پیامبر همان انتخاب های خدا است ؟[/]
[=&amp]یا بین انتخاب پیامبر و انتخاب خدا، فرق می گذارید ؟[/]

[=&amp]که ظاهرا شما فرق می گذارید ...[/]
[=&amp]یعنی انتخاب های پیامبر ممکن است خلاف انتخاب های خدا باشد ...[/]

[=&amp]با سلام و عرض ادب[/]

[=&amp]1) نیازی به ذکر این موارد نبود؛پاسخگو همه ی این موارد را قبل از جواب دیده و اهم مطالب مورد نیاز بحث را در جواب دوم به شکل مستند به عرض عالی رساند؛[/]

[=&amp]2) موضوع بحث، حیطه ی احکام تشریعی نیست؛ بدیهی است که آن حیطه، حیطه ی اجتهاد نبوده؛ بلکه بیان جزئیات نیز وحیانی به وحی غیر قرآنی بوده است که پاسخ آن داده شد؛[/]

[=&amp]3) در احکام حکومتی اختیار با پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) بوده؛ البته برخی از علما در این حیطه نیز قائل به وحیانی بودن آن بوده اند؛ ولی نظر صحیح همان چیزی است که به نقل علامه ی طباطبایی(ره) به عرض رسید؛

[/] [=&amp]4) در احکام حکومتی هر چند امر در اختیار آنحضرت است؛ اما گفته شد که آنحضرت مصون از خطا است: [/][=&amp](و ما ینطق عن الهوی)[/][=&amp]؛ لذا انتخابات آنحضرت معصومانه است؛ هر چند که چنین امری در مورد منتخب به معنای مجبور بودن وی بر عصمت نخواهد بود؛ و وی در چهارچوب نظام امتحان الهی قرار داشته که توضیح آن گذشت.[/]

[=&amp]5) خلاصه ی مطالب آنکه مقایسه ی انتصاب های پیامبر(صلی الله علیه وآله) با بحث انتصاب امام که سوال اصلی شما بود؛ مقایسه ی صحیحی نیست.[/] [=&amp]

از آنجا که پاسخ به سوال اصلی داده شد به نظرم پاسخ به اندازه ی کفایت رسیده؛ لذا ادامه ی بحث تکرار مکررات و حواشی غیر لازم خواهد بود.[/]

[=&amp]موفق باشید. [/]

صدرا;914546 نوشت:
[=&amp]با سلام و عرض ادب[/]

[=&amp]1) نیازی به ذکر این موارد نبود؛پاسخگو همه ی این موارد را قبل از جواب دیده و اهم مطالب مورد نیاز بحث را در جواب دوم به شکل مستند به عرض عالی رساند؛[/]

[=&amp]2) موضوع بحث، حیطه ی احکام تشریعی نیست؛ بدیهی است که آن حیطه، حیطه ی اجتهاد نبوده؛ بلکه بیان جزئیات نیز وحیانی به وحی غیر قرآنی بوده است که پاسخ آن داده شد؛[/]

[=&amp]3) در احکام حکومتی اختیار با پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله) بوده؛ البته برخی از علما در این حیطه نیز قائل به وحیانی بودن آن بوده اند؛ ولی نظر صحیح همان چیزی است که به نقل علامه ی طباطبایی(ره) به عرض رسید؛

[/] [=&amp]4) در احکام حکومتی هر چند امر در اختیار آنحضرت است؛ اما گفته شد که آنحضرت مصون از خطا است: [/][=&amp](و ما ینطق عن الهوی)[/][=&amp]؛ لذا انتخابات آنحضرت معصومانه است؛ هر چند که چنین امری در مورد منتخب به معنای مجبور بودن وی بر عصمت نخواهد بود؛ و وی در چهارچوب نظام امتحان الهی قرار داشته که توضیح آن گذشت.[/]

[=&amp]5) خلاصه ی مطالب آنکه مقایسه ی انتصاب های پیامبر(صلی الله علیه وآله) با بحث انتصاب امام که سوال اصلی شما بود؛ مقایسه ی صحیحی نیست.[/] [=&amp]

از آنجا که پاسخ به سوال اصلی داده شد به نظرم پاسخ به اندازه ی کفایت رسیده؛ لذا ادامه ی بحث تکرار مکررات و حواشی غیر لازم خواهد بود.[/]

[=&amp]موفق باشید. [/]

با سلام

شما اصلا سوال را میخوانید؟ توجه نمیکنید...
بار اول نیز کلی مطلب نوشتید ولی زبطی به سوال نداشت
الان هم که سوال جدید برای شفاف شدن سوال قبلی مطرح میشود
اصلا متوجه سوال نشده اید

[="Navy"][="2"]

و طاها;913122 نوشت:
مگر نمیگویند
و ما ینطق عن الهوی
ان هو الا وحی یوحی
یعنی انتخابهای ایشان نظر خودشان بود نه نظر خدا؟

با سلام.

ظاهرا اين فرمايش، ناظر به آيات قرآني است که آيات قرآن همگي از ناحيه وحي است،

ولي اينکه عموميت داده بشه که آن حضرت هر مطلبي فرمودند يا هر حرکتي انجام دادند از ناحيه وحي بوده، مثلا به کسي سلام داده و احوالپرسي کرده​اند، از ناحيه وحي بوده، اثباتش آسان نيست.

حالا نميدونم نظر شما چيه؟[/][/]

موضوع قفل شده است