جمع بندی آیا امام خمینی (ره) در تصویر سازی از حکومت اسلامی اشتباه کردند؟

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

501;1016494 نوشت:
اما مسئولین باید جواب گو باشند مسئول یعنی کسی که سوال ازش بشه و پاسخ بده پاسخگو باشه...
مسئولی که باید جلو این حق خوری رو بگیره ساکت شده
در مقام خدا باید پاسخگو باشه اگه الان در مقام من و امثال من پاسخگو نیست

در این شکی وجود ندارد...
ان شالله خود خداوند دست هر مسئولی را که شایستگی پستش را ندارد در هر رده ای از مسئولیت کوتاه کرده، و بهترین مردم را مسئول امور مردم قرار دهد.

پرسش:
در مورد سخنان امام خمینی(ره) در خصوص آب و برق و اتوبوس مجانی برای مستمندان، به نظر می رسد نه تنها آب و برق و اتوبوسی را برای طبقه مستمند مجانی نکردند، بلکه معنویات و روحیات هم تنزّل یافته و به جایی رسید که الان وقتی چند بسته غذا رو میبری تو خیابون به مستمندان بدهی حتی اونهایی هم که دستشون به دهنشون میرسه میان توی صف تا غذایی بگیرند. آیا امام خمینی اشتباه کرد؟ یا اینکه اشتباه نکردند و نباید این موارد انجام میشد؟


پاسخ:

نکات متعددی در پاسخ به این سول باید عرض شود، خواهش می کنم از نگاه جزیره ای به این پاسخ ها اجتناب کرده و همه آنها را با هم و در کنار هم ببینید:

نکته اول
:
وعده آب و برق مجانی وعده امام(ره) نبوده است، این وعده برای اولین بار در هشتم اسفند ماه سال 1357 از سوی سخنگوی دولت موقت مطرح شد و امام(ره) در واکنش به این وعده که صرفا یک وعده مادی است فرمودند به این وعده ها دلخوش نباشید، بلکه ما برای رشد معنوی و انسانیت قیام کرده ایم؛ در حقیقت امام خمینی(ره) می خواستند هدف اصلی انقلاب گم نشود و وعده ها و مسیر حکومت از معنویات به سمت مادیات نرود.

امام(ره) در جای دیگری می فرمایند: که در این خصوص به دولت سفارش اکید فرموده اند، و این نشان میدهد تحقق چنین امری بر عهده دولت بوده است، فارغ از اینکه اتفاقا تا مدتی بعد از انقلاب آب و برق تا یک مقدار مصرف مشخصی مجانی شد؛ و بعد از آن هم تا قبل از هدفمندی یارانه ها و حذف بخشی از یارانه نیرو، تا مدت ها هزینه آب و برق برای خانواده های کم مصرف بسیار اندک و ناچیز بود.

نکته دوم:
نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشته باشید این است که انقلاب شروع یک حرکت است، نه پایان آن!!! بنابراین کسی که در آغاز یک انقلاب و تشکیل حکومت یک اهدافی را پایه گذاری میکند، یک اهدافی را بیان می کند، یعنی مقصد این است، هدف این است و ما باید به آن برسیم، انقلاب و تشکیل حکومت هرگز بدین معنا نیست که ما به اهدافمان رسیده ایم!! بنابراین عدم تحقق هدف در زمانی خاص، یا تحقق نسبی آن شکست محسوب نمیشود.

امام خمینی(ره) هدف از تشکیل حکومت اسلامی را آبادانی دنیا و آخرت می دانند، و تا انقلاب هست این حرکت به سمت آبادانی دنیا، و همچنین تربیت معنوی روحی و معنوی مردم نیز ادامه دارد و هرگز متوقف نخواهد شد.

نکته سوم:

روشن است که یک وعده ای که داده میشود در شرایط عادی است، مثلا اگر پدری به خانواده وعده داد تلویزیون بخرد و از بد ماجرا زلزله آمد و خانه شان ویران شد، طبیعتا اولویت برای هزینه های خانواده باید در خصوص رفع آثار این تخریب هزینه شود و کسی از این بابت اعتراضی نمیکند، وعده آب و برق مجانی برای یک دولت نوپا هم همینطور است، می توانست ادامه دار باشد، اما وقتی تمام دنیا علیه ایران بسیج شده و جنگی هشت ساله با آن همه خسارت و ویرانی و تحریم تسلیحاتی بر ایران تحمیل می کنند انصافا این یک شرایط بحرانی تلقی خواهد شد، شرایطی که مردم ایران هم آن را به خوبی درک می کردند و با تمام توان علی رغم نداری شان به جبهه ها کمک می کردند.

امروز هم تصمیم گیری در خصوص بودجه کشور بر عهده دولت و مجلس است، اینها که منتخب مردم هستند باید بنشینند اگر امکان چنین امری هست آن را محقق سازند، و حقیقتا هم ابراز نظر در این مسئله سخت است.

نکته چهارم:

نباید به موفقیت نگاه صفر و صدی داشت، اگر توقع داریم با روی کار آمدن این حکومت دیگر فقیر و نیازمندی در کشور نباشد، این در زمان حاکمیت پیامبر(ص) و امیرالمومنین(ع) هم اتفاق نیفتاد!! چون رهبر فقط یک نفر است، بدون حرکت مردم و سایر مسئولین رهبر یک جامعه توانی نخواهد داشت. اما همین که آن بزرگواران گام های بزرگی برداشتند نشانه موفقیت است، همین که از تعداد فقرا و نیازمندان، و همچنین فاصله طبقاتی کاسته شده است، این نشانه موفقیت است، نشانه رشد است.
چه در حیطه فرهنگ و چه در حیطه اقتصاد و سایر ابعاد آیا ما قابل مقایسه با قبل از تشکیل حکومت اسلامی هستیم؟ آیا ما در عرصه تغذیه مردم، در عرصه کاهش فقر، در عرصه آزادی، در عرصه استقلال، در عرصه حمایت از اقشار ضعیف، در عرصه معنویت پس از انقلاب مسیر رو به رشدی را پیموده ایم یا خیر؟

در عرصه پرورش و تربیت روحی و معنوی مردم خب گنجاندن دروس دین و معنویت از دبستان تا دانشگاه، نظارت بر تولید محتواهای صوتی و تصویری، اصلاح رسانه و سینما، شکل گیری نهضت سوادآموزی، برخورد با مجرمین و مخلّین در عرصه فرهنگ، و مانند آن آیا گام های مهمی نیست که بعد از انقلاب برداشته شدند؟
تشکیل جهاد سازندگی، کمیته امداد امام خمینی(ره)، بهزیستی، ترویج گفتمان عدالت، توجه ویژه به روستاها و مناطق محروم و مانند آن آیا دستاوردها کمی است و کشور در این زمینه دچار تحوّل نشد؟ امروز اردوهای جهادی، و حرکت پزشکان جهادی و مانند آن از برکات انقلاب نیست؟

بنابراین چرا گمان می کنیم به لحاظ سطح رفاهیات زندگی روند نزولی پیموده ایم در حالی که ایران رتبه اول برق رسانی به روستاها در دنیاست! شاخص پزشک نسبت به جمعیت 6 برابر بهبود یافته است، دیگر خبری از پزشکان هندی و بنگلادشی نیست! و بر اساس آمار بانک جهانی، ۴۶ درصد مردم ایران در سال ۱۳۵۶ زیر خط فقر بودند؛ اما این رقم در سال ۱۳۷۸ به ۱۶ درصد کاهش یافته است. و در کنار این ها ایران امروز قدرت اول منطقه، و مظهر اقتدار اسلام است.

در مورد فرهنگ نیز نباید مردم ایران مردمی بد نشان داده شوند که رحم و مروّت در وجودشان نیست، دنبال دریدن یکدیگر هستند، و تلیقینات منفی دیگری مانند آن!! چرا چند نفر اختلاس کنندگان و احتکار کنندگان ما را به چنین دیدگاهی کشانده است؟ آیا کم هستند خیّرین در عرصه ازدواج و جهیزیه و مسکن و مدرسه و بیمارستان؟ چرا گمان میکنیم مردم ایران به لحاظ روحی و روانی روند نزولی داشته اند؟ از خودگذشتگی ها در جبهه ها و همچنین جوانان مومن و مردم امروز ما کم است؟

ما نباید از ظواهری چون بی نمازی و بی حجابی به ضعف دین نسبت به گذشته حکم کنیم؛ اولا این ها جلوه های دین داری است، وگرنه می بینیم که خانم بازیگری که کشف حجاب کرده و به شبکه جم پیوسته هنگامی که به کشور بازگشت ابتدا به حرم حضرت معصومه(س) رفت و اولین عکس خود پس از بازگشت را از آنجا منتشر کرد.
ثانیا این جلوه ها را هم باید دقیق دید، نه آن جلوه هایی که به خاطر مخالفت با اعتقاد ما بیشتر جلب توجه می کنند، مثلا زائران اماکن متبرکه و حرم ائمه(ع) و مسجد جمکران را هم دید که نسبت به جمعیت ده ها برابر شده است، در حالی که جمعیت ما بعد از انقلاب کمی بیش از سه برابر شده است.

اشکال این است که ما فقط کسانی که گاهی نیازمند نیستند و در صف می ایستند را می بینیم، اما ای کاش صفی هم تشکیل می دادیم برای کسانی که حاضرند برای سیری دیگران گرسنگی بکشند، برای شادی دیگران ناراحتی بکشند، برای رفاه دیگران سختی بکشند، کاش میشد این انسان ها را هم در صفی جمع کرد تا مردم ما ببینند این صفوف در اکثریت قاطع اند.

نکته پنجم:
برای قضاوت درست باید شرایط را هم دید و سپس قضاوت کرد، روشن است که با پیروزی انقلاب اسلامی دشمن هم دست از دشمنی بر نداشت، بلکه دشمنی های دشمنان اسلام و انقلاب چندین برابر شد، طبیعتا در کنار تلاش های انقلاب اسلامی برای رفع مشکلات اقتصادی، و معیشتی، و همچنین تربیت روحی و معنوی مردم، دشمن هم مشغول سنگ اندازی و فشار اقتصادی، و همچنین تربیت مردم متناسب با اهداف خود شد، شما می بینید که علنا تحریم کرده و سپس از پشت دوربین های ماهواره ای مردم را از قحطی و گرسنگی و جنگ نظامی و هر بهانه دیگری می ترسانند و صراحتا به احتکار و انبار کردن دعوت می کنند!! در عرصه اجتماعی بر بی اخلاقی ها تأکید کرده و از بی بند و باری های جنسی، تا هم جنس بازی و گربه و سگ نگه داشتن به جای فرزندآوری، بزرگ نمایی فسادهای مالی در ایران، و از ان طرف تحقیر دستاوردها سخن می گویند و خلاصه از هیچ تلاشی فروگذار نیستند.

براستی اگر هر کشور دیگری جای ایران میبود حتی کشورهایی که امروزه اقتصاد برتر جهان هستند مثل ژآپن و آلمان، اگر این کشورها هشت سال از ورود کوچکترین تسلیحاتی به آنها منع شود در حالی که توان ساخت تسلیحات را هم هنوز ندارند، و سپس با تمام توان به آنها حمله نظامی شود، بیش از 570 بار مورد حمله شیمیایی قرار بگیرند و سازمان های بین المللی حاضر نشوند آغازکنندگان جنگ را به عنوان متجاوز اعلام کنند! 40 سال تحریم کمر شکن که پولشان را فقط با چمدان خارج کنند، کشتی هایشان را بیمه نکنند! از گروهک های تروریستی مختلف در داخل آنها حمایت کنند!

شبکه عظیم رسانه ای که علیه هیچ کشور دیگری وجود ندارد علیه آنها به راه بیندازند، و با تمام توان از اپوزیسیون آنها حمایت های مادی و معنوی کنند! بودجه های عظیمی که امروز از جانب کشورهای حوزه خلیج فارس خرج فروپای ایران میشود، خرج فروپاشی آنها شود.
از هر کسی که به گونه ای به ملت و مردمشان ضربه می زند حمایت کنند، و تمام آسیب های اجتماعی را ترویج کنند، شما می دانید 70 درصد از تریاک جهان در ایران کشف میشود! آیا در این صورت وضع ژاپن و آلمان بدتر از ایران نبود؟

پس بخشی از ناکارآمدی ها در عرصه اقتصاد، و اجتماع، و تربیت معنوی مردم هم قطعا به خاطر تلاش های دشمن است که سالانه بودجه های عظیمی را از سوی کشورهای استعمارگر و همچنین برخی حکام دیکتاتور حوزه خلیج فارس به خود اختصاص می دهد.

نکته ششم:
حرکت نظام و رهبری به عنوان سکان دار آن را باید مجموعی دید، فراز و نشیب های موقتی در حیطه مسئولیت یک مسئول موقت را کسی نباید به پای اصل نظام یا رهبری بنویسد؛ خب هر کسی در حیطه وظایف خود می تواند هم با جدیّت به مردم خدمت کند و هم میتواند در حد معمول وظیفه اش را انجام دهد و هم می تواند با رانت و اختلاس و مانند آن اصلا خیانت کند به ملت. اما باید توجه داشت که سلیقه و علاقه هیچ مسئولی در حکم حرکت کلی نظام نیست. تمام مسئولین اجرایی مسئولیتشان موقتی است، می آیند و می روند، سلیقه و علاقه ایشان در دوره خودشان معتبر بوده و به معنای مشی کلی نظام نیست! نظام علی رغم فراز و نشیب هایش دارد به جلو حرکت می کند، اصل هم همین است.

علاوه بر اینکه تصمیم گیری برای مسئولین در یک نظام نوپا ممکن است همراه با آزمون و خطا باشد، یعنی یک تصمیمی میگیرند و سپس به نقاط ضعف آن پی میبرند و آن را اصلاح می کنند، این آثار و پیامدهای منفی موقتی میتواند نقش پازلی از رشد یک حکومت نوپا را بازی کند. کشورهای غربی که امروز از نگاه برخی به موفقیت هایی رسیده اند طی ده سال و بیست و سال و پنجاه سال نبوده است، بلکه قرن هاست که دیدگاه های حکومتی در غرب در معرض آزمون و خطا و رشد بوده اند. خود لیبرالیسم مقاطع مختلف و اصلاحات متعددی را طی کرده تا بدین جا رسیده است.

بنابراین در یک کلام اگر از حرکت های مقطعی چشم بپوشید و حرکت کلان انقلاب را ببینیم، خواهیم دید که انقلاب اسلامی ایران همواره رو به جلو حرکت کرده است.

نکته هفتم:

و نکته پایانی اینکه قدرت یک رهبر در گرو مردم است، وگرنه اگر یک رهبر علی(ع) هم باشد اما مردم از او حمایت نکنند خانه نشین خواهد شد، منظور از قدرت رهبری قدرت بازو که نیست، قدرت اجتماعی و موقعیت سیاسی است، خب مثلا در مصداق تحریم ها متاسفانه من خودم بسیاری را می دیدم که می گفتند می شود تحریم ها را با مذاکره برداشت اما رهبری مخالفت می کند، و میخواستند بارگناه این تحریم ها و فشارها را به گردن رهبری بیندازند، خب در اینجا رهبری باید چه کند؟ ایشان فرمودند من به مذاکرات خوش بین نیستم! اما اجازه دادند که مردم هم تجربه کنند! و نتیجه مذاکرات موجب رشد مردم شد، رهبری کوتاه آمدند تا مردم هم آنچه ایشان می داند را تجربه کنند!

قدرت داشتن یک حرف است، مصلحت اندیشی در إعمال قدرت یک چیز! بلاتشبیه خداوند هم قدرت دارد اما مردم را مجبور به پیروی از خود نمی کند، چون چنین رفتاری یعنی اجبار مردم به خوب بودن که فایده ای ندارد! بله رهبری به راحتی می تواند منتخب مردم را کنار بگذارد، یا اصلا نظرات خودش را به او دیکته کند، اما به چه قیمتی؟ به قیمت از دست دادن مقبولیت نظام و اینکه مردم احساس کنند انتخابات صوری است و آنها هیچ نقشی ندارند، در حقیقت رئیس جمهور همان رهبر است، مردم فقط انتخاب می کنند چه کسی بیاید و اوامر رهبری را مو به مو اجرا کند!

به همین خاطر رهبری تصریح می فرمایند که من در امور اجرایی کشور دخالت نمی کنم، تا مردم هم احساس کنند در این امور اجرایی نقش دارند، منتخب آنها آزادی عمل دارد.

موضوع قفل شده است