جمع بندی آیا «ما به الامتیاز» قرائات می تواند متواتر باشد؟

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

زمان پیامبر را تصور کنید. پیامبر قرآن را مکتوب میکردند. تعداد انگشت شماری از صحابه قران را برای خود مینوشتند. در کنارش قاریان قران وجود داشت. از همه مهمتر خود پیامبر ص حضور داشتند.
بعد از شهادت پیامبر ص مصحفی تهیه گردید.
میفرمایند این مصحف و مصاحف و قاریان و مسلمانان تواتر را حفظ کردند.
در زمان عثمان مصاحف سوزانده شد و مصحف عثمانی رسمیت پیدا کرد.
با وجود مصحف عثمانی ما شاهد قرائات افزونه دار و اختلافات بودیم که توسط قاریان منتشر میشد.
با اینکه بهد از شهادت پیامبر ص مصحف وجود داشت اما قرائات اختلافی و افزونه دار توسط قاریان و مصاحف اصحاب منتشر میشد.
در اینجا باید قبول کنیم که
همان طور که اختلاف قرائات داشتیم
اختلاف در مصاحف نیز داشته ایم.
با وجود توحید مصاحف در زمان عثمان اما اختلاف قرائات توسط قاریان و صحابه ادامه یافت.
ایا تنها میتوانیم '' ما به الاشتراک '' مصاحف و قرائات را متواتر بدانیم؟

با توجه به اختلاف مصاحف نمیتوان ادعا کرد مصحف عثمانی همان مصحف پیامبر ص است.
مگر اینکه ثابت کنیم تمام اختلافاتی که در تحریق مصاحف و اختلاف قرائت انجام گرفته است دروغین است. یعنی مصاحف اصحاب و قرائاتشان درست نبوده اند.

البته میفرمایند
ما درست بودن مصحف عثمانی را ثابت میکنیم و ثابت میکنیم متواتر است. و با اثبات تواتر و درست بودنش ، ثابت میشود مصاحف اصحاب و قرائات انها از قران نیست.و عثمان حق داشت قران های جعلی و تحریفی را بسوزاند.

قبلا در جستاری در مورد کاتبان وحی مطالبی گفته شده
در مورد اینکه آیا قرآن معجزه با قرآن بیانی تفاوت دارد یا خیر؟
همچنین گفته میشود قرائات، عرضه ی اول و عرضه اخیر داشته اند و اختلاف مصاحف و اختلاف قرائات از این باب است.

یک احتمال درباره عرضه ی اول و عرضه ی اخیر :
عرضه ی اول ، قرآن معجزه بوده است.
و عرضه های بعدی و خصوصا عرضه ی آخر قرآن، دارای افزونه های تفسیری و تاویلی بوده است.

اگر این احتمال را صحیح فرض کنیم، قرآن ابن مسعود، بر اساس عرضه ی اخیر بوده است که قرآن بیانی را شامل میشده است. و به همین دلیل برخی اسامی و مصادیق در آن به کار رفته است.

پیش تر این سوال را مطرح کرده بودم برخی از افزونه ها با آهنگ و سجع قرآنی همخوانی ندارد و این میتواند دو توضیح داشته باشد :
1
این افزونه ها جزو قرآن نیستند و این افزونه ها یا تفسیر و تاویل اند و یا جعلی.

2
این افزونه ها، عرضه ی اخیر و قرآن بیانی هستند که به عرضه ی اول یعنی قرآن معجزه اضافه شده اند. و لذا انچه بیشتر در افواه و اذهان مردم باقی ماند و انچه بیشتر باب طبع منافقان بود عرضه ی اول بود.

عده ای میگویند علت انتخاب زید برای جمع مصحف اطلاع او بر عرضه اخیر بوده است. با این حساب قرائت ابن مسعود، عرضه اول است نه اخر. البته طبعا باید عرضه اول نمود اعجاز باشد نه عرضه ی اخر. و قرائت زید بیشتر با اعجاز همخوانی دارد تا قرائت ابن مسعود که یک دلیل عمده آهنگ و سجع متناسب با اعجاز در قرائت زید است.
در طرف مقابل عده ای زید را یهودی و عامل نفوذی میدانند و قرائت ابن مسعود را مقدم میدانند.

سلام

موضوع قرأن وقرائات و مدرجات وحروف سبعه وعرضه اول وأخر و حرف حرف شدن قران و منسوخات آن و... بسيار مهم وگسترده است و نياز به مطالعاتي عميق ،دقيق وبدون تعصب دارد و به نظر من هركس خودش بايد تحقيق كند تا بتواند به نتيجه مطلوب برسد .

ما قبلا مطالعاتي داشتيم كه همراه أخرين بروز رساني در لينكهاي زير جمع هستند :

Download

Download

بیایید یک مورد را بررسی کنیم.
مثلا میفرمایند آیه رجم جزو قران بوده است.
فرض ما این است که قران یعنی قران معجزه بعلاوه قران بیانی.

منقول است که عمر گفته است: ایه ی رجم جزو قرآن بوده است اما از بین رفته است.
ایه ی رجم به صورت نقل به معنا یا به صورت دقیق نقل شده است.
اگر ان ایه را نقل به معنا بدانیم میتوان پذیرفت جزو قران معجز بوده باشد.
اما اگر انچه به عنوان ایه رجم مطرح میشود نقل به معنا نباشد و درست نقل شده باشد بعید است جزو قران معجز باشد. یا این ایه جزو قران بیانی است یا اصلا جزو قران نیست.
تحلیل وقایع تاریخی خیلی مهم است.
مثلا برخی از تحلیل ها میگوید: ایه رجم دلالت میکند که ایه ای از قران در مصحف کنونی نیست.
اما برخی تحلیلی کاملا متفاوت دارند. ان تحلیل چیست؟
عمر به علت اینکه رابطه ی تنگاتنگی با یهود داشت. و در میان یهودیان رجم وجود داشت. قصد داشت رجم را در حکومت خود اجرا کند. اما باید برای حکم خودش یک خواستگاه دینی درست میکرد. لذا با این فریب قصد داشت بقبولاند که رجم یک حکم قرانی است. ( البته این تحلیل برگرفته از کتاب نسخ سنگسار گفته شد. انجا گفته میشود رجم به مقصود کشتن نیست اما در میان یهودیان با تحریفاتی که انجام شد، رجم به مقصود کشتن بود نه اظهار نفرت عمومی و قصد عمر جا انداختن رجم یهودی به جای رجم اسلامی بود)
خلاصه اینکه تحلیل خیلی مهم است.

خیر البریه;773003 نوشت:
سلام

موضوع قرأن وقرائات و مدرجات وحروف سبعه وعرضه اول وأخر و حرف حرف شدن قران و منسوخات آن و... بسيار مهم وگسترده است و نياز به مطالعاتي عميق ،دقيق وبدون تعصب دارد و به نظر من هركس خودش بايد تحقيق كند تا بتواند به نتيجه مطلوب برسد .

ما قبلا مطالعاتي داشتيم كه همراه أخرين بروز رساني در لينكهاي زير جمع هستند :

Download

Download

سلام علیکم جناب خیرالبریه
به نظرم بهترین و منطقی ترین تحلیل برای تحریف، همان وحی معجز و بیانی میتواند باشد.
نمیدانم شما یک گروه هستید یا به تنهایی تحقیق میکنید اما واقعا کارهای شما جای تقدیر و تشکر دارد. به خلاف عده ای که همیشه این موضوعات را مهر و موم شده نگه میدارند و به صورت خلاصه و گذرا از ان میگذرند من معتقدم اینها باید مطرح شود. چون حقیقت همیشه از خودش دفاع میکند.
با سپاس

و طاها;773079 نوشت:
بیایید یک مورد را بررسی کنیم.
مثلا میفرمایند آیه رجم جزو قران بوده است.
فرض ما این است که قران یعنی قران معجزه بعلاوه قران بیانی.

منقول است که عمر گفته است: ایه ی رجم جزو قرآن بوده است اما از بین رفته است.
ایه ی رجم به صورت نقل به معنا یا به صورت دقیق نقل شده است.
اگر ان ایه را نقل به معنا بدانیم میتوان پذیرفت جزو قران معجز بوده باشد.
اما اگر انچه به عنوان ایه رجم مطرح میشود نقل به معنا نباشد و درست نقل شده باشد بعید است جزو قران معجز باشد. یا این ایه جزو قران بیانی است یا اصلا جزو قران نیست.
تحلیل وقایع تاریخی خیلی مهم است.
مثلا برخی از تحلیل ها میگوید: ایه رجم دلالت میکند که ایه ای از قران در مصحف کنونی نیست.
اما برخی تحلیلی کاملا متفاوت دارند. ان تحلیل چیست؟
عمر به علت اینکه رابطه ی تنگاتنگی با یهود داشت. و در میان یهودیان رجم وجود داشت. قصد داشت رجم را در حکومت خود اجرا کند. اما باید برای حکم خودش یک خواستگاه دینی درست میکرد. لذا با این فریب قصد داشت بقبولاند که رجم یک حکم قرانی است. ( البته این تحلیل برگرفته از کتاب نسخ سنگسار گفته شد. انجا گفته میشود رجم به مقصود کشتن نیست اما در میان یهودیان با تحریفاتی که انجام شد، رجم به مقصود کشتن بود نه اظهار نفرت عمومی و قصد عمر جا انداختن رجم یهودی به جای رجم اسلامی بود)
خلاصه اینکه تحلیل خیلی مهم است.

سلام

مکرر گفتم که تا معنی قران فهم نشود این قبیل مشکلات باقی است .

جواب این مطلب که امام صادق ع هم فرمودند آیه رجم در قرآن بود عمر هم درست میگفت ، برمیگردد به اینکه واژه قران در قرن اول هجری به مجموع آیات و روایات گفته میشد که عمر دستور داد : جردوا القران : یعنی قران را از احادیث و... تجرید و تنقیح کنید و از احادیث رسول الله ص ممانعت کردند و ...

مصاحف وقرائات بعضی از اصحاب مانند ابن مسعود رض وابی و ابن عباس هم شاهدی قوی بر مدعای ماست .

وبا دقت وامعان نظر بهمه جوانب و در احادیث وشواهد صحیح شیعه و سنی میدانیم که آیه رجم وحی بیانی بوده (= سنت) نه وحی معجز (یعنی یکی از حروف سبعه بوده ) !

بنابراین قرآن در معنی اول تحریف شده اما در معنی مصطلح دوم ( قرآن مجرد) تحریف نشده !

و طاها;773081 نوشت:
سلام علیکم جناب خیرالبریه
به نظرم بهترین و منطقی ترین تحلیل برای تحریف، همان وحی معجز و بیانی میتواند باشد.
نمیدانم شما یک گروه هستید یا به تنهایی تحقیق میکنید اما واقعا کارهای شما جای تقدیر و تشکر دارد. به خلاف عده ای که همیشه این موضوعات را مهر و موم شده نگه میدارند و به صورت خلاصه و گذرا از ان میگذرند من معتقدم اینها باید مطرح شود. چون حقیقت همیشه از خودش دفاع میکند.
با سپاس

با سلام خدمت شما دوست فرزانه

جای خوشوقتی است که امروز تحقیق و تعقل و منطق در بین دوستان و جوانان فراگیر شده و آینده روشنی در پیش روی ایشان است .

اینجانب نیز مانند شما علاقه مند به تحقیق در دینم بودم و هستم و نظرات خودم را نوشته ام البته برای انتقاد ونقد علمی همواره اماده ام و در سایتها وگروهها نیز انها را منتشر میکنم چون با انتشار نظر ، معایب ان آشکار وبر طرف میشود .

و طاها;772926 نوشت:
با توجه به سخنان کارشناس بزرگوار در پاسخ سوال ابتدایی : میتوان گفت
سلام
نوشتار بنده پیش روی دوستان خواننده است و معنایشان روشن است؛ پس بهتر است به جای تبیینِ درست یا نادرست سخنان بنده، ادعا یا مطلب خود را مطرح بفرمایید.

و طاها;772926 نوشت:
با توجه به سخنان کارشناس بزرگوار در پاسخ سوال ابتدایی : میتوان گفت ایات اختلافی و ما به الامتیاز ، خبر واحد هستند و تواتر ندارند.
درباره اختلاف قرائات پرسیدید، بنده هم درباره آنها نظر دادم. عرض شد مطابق روایت، آن اختلافات حاصل اجتهاد برخی قرّاء بوده. درباره موارد اشتراک و اختلاف آن قرائات با قرائت مشهور، می توان نظری همانند چیزی که در اینجا (#3 و #5) عرض کردم مطرح نمود؛ بنابراین آنچه که در ادامه نوشته اید که:
و طاها;772933 نوشت:
اگر بپذیریم بخشی از قرآن( ما به الامتیازها و شاید افزونه ها) خبر واحد است نباید ادعا کنیم قرآن و قرائات متواترند.
وارد نیست!

بین تواتر نداشتن قرائات از یک سو و تواتر قرآن تفاوت است. بحث مفصلش را با مراجعه به توضیحات استاد معرفت در تلخیص التمهید، ص 257 تا 282 مطالعه و پیگیری فرمایید.

********************

اما درباره _به تعبیر شما_ افزونه ها، در اینجا #4 عرض کردم که اینها روایات تفسیری اند و برخی روایات دیگر هم از باب جری و تطبیق اند و نه متن قرآنِ نازل شده؛ توضیح مستند این عناوین تفصیل دارد که برای مطالعه بیشتر می توانید لینک های زیر را مطالعه فرمایید:

موضوع قفل شده است