جمع بندی آیات قرآن در موضوع تقدیر

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

bbehsan;831950 نوشت:
1- سوال من اینه آیا هیچ دستی از طرف خداوند یا ملائکه یا طبیعت در این مصائب دخیل نیست؟ حتی یک درصد؟ هیچ تقدیری آیا نوشته نشده که به عنوان مثال فردی در سن سی سالگی با فلان فردی با فلان مشخصاتی در جایی از کره زمین به وصلت خواهد رسید؟ یا شخصی سال دیگه در فلان بانک مبلغی پول برنده خواهد شد؟

با سلام و عرض ادب
بله دخیل هست .دستی که از طرف خداوند در این امور دخیل هست این است که به شما اراده و اختیار و امکانات-عقل،قدرت تفکر ،قدرت مشورت،قدرت تحقیق و....- داده است تا بتوانید با استفاده از این امکانات بهترین تصمیم گیری ها را در برهه های مختلف زندگیتان در اموری که در حوزه اختیار و اعمال شماست، انجام دهید .

bbehsan;831950 نوشت:
- درمورد داستان امام حسین علیه السلام؛ آیا ایشون نمی تونستند با اختیار خود دست به بیعت با یزید بزنن و از غل و زنجیر شدن جلوگیری کنن؟ این کجاش از قبل مقدر و در لوح نوشته شده درحالی که یک انسان می تونه با قدرت اختیار خودش تقدیر رو جور دیگه رقم بزنه؟!

دست بیعت بایزید دادن یعنی زندگی با ذلت . بله برخی افراد - یعنی تقریبا قریب به اتفاق به استثنای اندکی- به این ذلت ،تن دادند و از اختیاری که خداوند به آنها داد و امکاناتی که داشتند ، زندگی تحت چنین ذلتی را انتخاب کردند اما امام حسین علیه السلام چنین زندگی خفت بار و ذلت آوری را انتخاب نکردند ، همواره انتخاب غل و زنجیر ،انتخاب بدی نمیتواند باشد گاهی بهترین انتخاب است ،تاریخ نشان داد که انتخاب امام حسین علیه السلام انتخاب احسن و شایسته ای بود و غل و زنجیری که بر گردن احرار کربلا قرار گرفت هر گز برای آنها ذلتی به همراه نیاورد بلکه آنان بودند که ذلت و دستگاه حاکمه ی جور را در اختیار خود گرفتند و از فرصتهای بوجود آمده در جهت افشاگری و آگاه سازی مردم و زنده نگهداشتن دینی که امام حسین علیه السلام باخون خویش آن را احیا کرد پرداختند .

bbehsan;831952 نوشت:
ولی یکی از فرماندهان بنده در پادگان آیت الله خاتمی درمورد اختیار انسان این مثال رو زدند؛ شما فرض کنید یه لوله بزرگ گاز از وسط شهرتون رد شده، یه انشعاب هم به شما دادن، اما بهتون گفتن این انشعاب مال شما ولی به شرطها و شروطها؛ گاز رو آتیش نزنی هوا رو آلوده کنی، بی احتیاطی نکنی خونه ات رو بفرستی هوا، خودت رو باهاش خفه نکنی و و و ... اما غیر از این حالات گاز مال خودت، نوش جونت، ازش استفاده کن و بهره ببر.
این مثال تا حدی می تونه قدرت اختیار انسان رو توجیه کنه، ولی بازم نقص داره. اینکه خیلی چیزا دست خداست و ما نقشی توش نداریم رو نمیشه خوب فهمید.

بله تقریبا مثال خوب و بجایی هست .
انسان در محدوده ایی تعریف شده اختیاردارد -یعنی آن شروط و قیود ، را برایش مشخص میکنند و آن شروط و قیود در اختیار اونیست - یعنی انسان با توجه به اینکه برخی امور زندگی اش جبرا برای او تعیین شده - مثل رنگ چشم ، پدر ومادر مشخص ، وضعیت جسمی یا خانوادگی یا.... مشخص - در همین محدوده با چنین شرایط تعریف شده ای اختیار دارد .بگذارید مثالی از قرآن کریم بزنیم : آسیه همسر فرعون با اینکه به لحاظ ظاهری در یک شرایط خاصی در کاخ فرعون وهمسر فرعون بود اما از اختیارش حسن استفاده را کرد و به حضرت موسی علیه السلام ایمان آورد اما زنی که همسر پادشاه معاصر حضرت یحیی علیه السلام بود به پیامبرش ایمان نیاورد و از اختیارش سوء استفاده را کرد و بر طبق نقل تاریخ باعث شهادت و بریده شدن سر حضرت یحیی علیه السلام او بود . خب این دو زن هر دو همسر پادشاه عصر خود بودند ومورد خطاب پیامبرشان نیز بودند ،هر دو شرایط جبری یکسان داشتند -منظور از شرایط جبری ، شرایطی است که از دست فرد و اختیار و اراده اش خارج است مثل اینکه این دو در زمان دعوت پیامبر عصرشان،همسران دو پادشاه بودند - یکی در همان شرایط بهترین استفاده را از اختیارش نمود و دیگری بدترین استفاده را . یعنی فرد در شرایط تعریف شده ایی باید از اختیاری که دارد بهترین استفاده را بکند . در قرآن کریم به صراحت بر این مطلب تاکید شده است که :
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا(ملک/2)
همان كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مي‏كنيد و او شكست ناپذير و بخشنده است.

لذا انسان در حین اینکه برخی از مسائل و شرایط در زندگی اش ممکن است جبرا برایش بوجود بیاید اما در همان محدوده باید از اختیارش حسن استفاده را بکند مجموع این شرایط ، حوزه ی آزمایش و ابتلای او را فراهم میکند و عملکرد او تعیین کننده ی نوع استفاده از اختیار وی است و این در حالی است که ممکن است برای فرد دیگری دادن برخی امکانات جبرا ، حوزه ی امتحان و ابتلای او را تشکیل دهند و باز همنوع عملکرد او چگونگی استفاده از اختیارش را تعیین میکند.
غرض اینکه برخی شرایط زندگی افراد ممکن است جبری باشد اما در عین حال اواختیار دارد که با این امکانات چگونه برخورد کند . نه جبر مطلق است ونه تفویض کامل بلکه بین این دو است :لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین

بنده سعی کردم پاسخ سوالات شما را تا حد امکان در حوزه ی قرآنی بدهم اگر بیش از این مایلید در این مورد به بحث بپردازید باید در بخش کلام و عقاید سوالاتتان را مطرح بفرمایید .
با تشکر

باسمه النور

هدی;833060 نوشت:
هر چند این بخش پرسش شما مربوط به کلام و عقاید است و کارشناسان مربوطه باید پاسخگویی کنند بنده اجمالا مطالبی در پاسخ به سوال شما بزرگوار عرض میکنم اگر نیاز به بحثهای مبسوط تری بود باید موضوعتان را در بخش کلام وعقاید ایجاد بفرمایید :

عرض سلام و احترام و تشکر از توضیحات خوب حضرتعالی

مدّ نظر حقیر علاوه بر مباحث عقلی و کلامی، تفسیر آیه به آیه و همینطور تفسیر روایی است

لذا امیدوارم این مبحث در همین بخش بررسی گردد.

هدی;833060 نوشت:
در صدد بیان اصل حاکم بر نظام هستی است یعنی اراده ی الهی مافوق و قاهر بر تمامی علل ومعلولهای جهان است .این (یعنی قاهریت مشیت یا اراده یا اذن خداوند)بدان معنا نیست که نافی اختیار انسان است بلکه بدان معناست که انسان و اراده وفعل اوتحت مشیت ،خواست و اراده الهی است .یعنی این خداوند است که خواسته است تا انسان موجودی مختار باشد ،این اراده ی الهی است که خواسته است تا انسان در مواجهه با راه هدایت و ضلالت ، بتواند انتخاب کند و از اختیارش استفاده کند

در بعضی آیات شریفه سخن از اختیار نیست بلکه فعل انسان به صراحت به خداوند نسبت داده شده است

نظیر آیۀ شریفۀ:"فلم تقتلوهم و لکن الله قتلهم و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی...."انفال/17

پس شما آنها را نکشتید،بلکه خدا آنها را کشت ، و تو تیر نیانداختی ، بلکه خدا آن را بیانداخت

تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو بیازماید ،همانا خدا شنوا و داناست.

در آیه فوق نسبت فعل به عامل انسانی آن نفی و به خداوند اسناد داده شده است.

از مجموع آیات پیرامون رابطه افعال انسان با توحید فاعلی حق متعال چه نتیجه ای حاصل می گردد؟

آیا همه عالم مجاری و وسائط فعلیت و تحقق مشیّت حقند؟

با تشکر

هدی;833060 نوشت:

با سلام و عرض ادب
عذر خواهی بابت تاخیر در پاسخگویی
هر چند این بخش پرسش شما مربوط به کلام و عقاید است و کارشناسان مربوطه باید پاسخگویی کنند بنده اجمالا مطالبی در پاسخ به سوال شما بزرگوار عرض میکنم اگر نیاز به بحثهای مبسوط تری بود باید موضوعتان را در بخش کلام وعقاید ایجاد بفرمایید :
ایاتی مانند ایه 29 سوره مبارکه تکویر :وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاء اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ
در صدد بیان اصل حاکم بر نظام هستی است یعنی اراده ی الهی مافوق و قاهر بر تمامی علل ومعلولهای جهان است .این (یعنی قاهریت مشیت یا اراده یا اذن خداوند)بدان معنا نیست که نافی اختیار انسان است بلکه بدان معناست که انسان و اراده وفعل اوتحت مشیت ،خواست و اراده الهی است .یعنی این خداوند است که خواسته است تا انسان موجودی مختار باشد ،این اراده ی الهی است که خواسته است تا انسان در مواجهه با راه هدایت و ضلالت ، بتواند انتخاب کند و از اختیارش استفاده کند و اگر میخواست میتوانست همه را مجبور به هدایت نماید اما این را نخواسته .(1)


(1)- ر.ک:انسان شناسی در قرآن ،مصباح یزدی،ص 108

هدی;833062 نوشت:

با سلام و عرض ادب
بله دخیل هست .دستی که از طرف خداوند در این امور دخیل هست این است که به شما اراده و اختیار و امکانات-عقل،قدرت تفکر ،قدرت مشورت،قدرت تحقیق و....- داده است تا بتوانید با استفاده از این امکانات بهترین تصمیم گیری ها را در برهه های مختلف زندگیتان در اموری که در حوزه اختیار و اعمال شماست، انجام دهید .

دست بیعت بایزید دادن یعنی زندگی با ذلت . بله برخی افراد - یعنی تقریبا قریب به اتفاق به استثنای اندکی- به این ذلت ،تن دادند و از اختیاری که خداوند به آنها داد و امکاناتی که داشتند ، زندگی تحت چنین ذلتی را انتخاب کردند اما امام حسین علیه السلام چنین زندگی خفت بار و ذلت آوری را انتخاب نکردند ، همواره انتخاب غل و زنجیر ،انتخاب بدی نمیتواند باشد گاهی بهترین انتخاب است ،تاریخ نشان داد که انتخاب امام حسین علیه السلام انتخاب احسن و شایسته ای بود و غل و زنجیری که بر گردن احرار کربلا قرار گرفت هر گز برای آنها ذلتی به همراه نیاورد بلکه آنان بودند که ذلت و دستگاه حاکمه ی جور را در اختیار خود گرفتند و از فرصتهای بوجود آمده در جهت افشاگری و آگاه سازی مردم و زنده نگهداشتن دینی که امام حسین علیه السلام باخون خویش آن را احیا کرد پرداختند .

هدی;833070 نوشت:

بله تقریبا مثال خوب و بجایی هست .
انسان در محدوده ایی تعریف شده اختیاردارد -یعنی آن شروط و قیود ، را برایش مشخص میکنند و آن شروط و قیود در اختیار اونیست - یعنی انسان با توجه به اینکه برخی امور زندگی اش جبرا برای او تعیین شده - مثل رنگ چشم ، پدر ومادر مشخص ، وضعیت جسمی یا خانوادگی یا.... مشخص - در همین محدوده با چنین شرایط تعریف شده ای اختیار دارد .بگذارید مثالی از قرآن کریم بزنیم : آسیه همسر فرعون با اینکه به لحاظ ظاهری در یک شرایط خاصی در کاخ فرعون وهمسر فرعون بود اما از اختیارش حسن استفاده را کرد و به حضرت موسی علیه السلام ایمان آورد اما زنی که همسر پادشاه معاصر حضرت یحیی علیه السلام بود به پیامبرش ایمان نیاورد و از اختیارش سوء استفاده را کرد و بر طبق نقل تاریخ باعث شهادت و بریده شدن سر حضرت یحیی علیه السلام او بود . خب این دو زن هر دو همسر پادشاه عصر خود بودند ومورد خطاب پیامبرشان نیز بودند ،هر دو شرایط جبری یکسان داشتند -منظور از شرایط جبری ، شرایطی است که از دست فرد و اختیار و اراده اش خارج است مثل اینکه این دو در زمان دعوت پیامبر عصرشان،همسران دو پادشاه بودند - یکی در همان شرایط بهترین استفاده را از اختیارش نمود و دیگری بدترین استفاده را . یعنی فرد در شرایط تعریف شده ایی باید از اختیاری که دارد بهترین استفاده را بکند . در قرآن کریم به صراحت بر این مطلب تاکید شده است که :
الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا(ملک/2)
همان كسي كه مرگ و حيات را آفريد تا شما را بيازمايد كه كداميك بهتر عمل مي‏كنيد و او شكست ناپذير و بخشنده است.

لذا انسان در حین اینکه برخی از مسائل و شرایط در زندگی اش ممکن است جبرا برایش بوجود بیاید اما در همان محدوده باید از اختیارش حسن استفاده را بکند مجموع این شرایط ، حوزه ی آزمایش و ابتلای او را فراهم میکند و عملکرد او تعیین کننده ی نوع استفاده از اختیار وی است و این در حالی است که ممکن است برای فرد دیگری دادن برخی امکانات جبرا ، حوزه ی امتحان و ابتلای او را تشکیل دهند و باز همنوع عملکرد او چگونگی استفاده از اختیارش را تعیین میکند.
غرض اینکه برخی شرایط زندگی افراد ممکن است جبری باشد اما در عین حال اواختیار دارد که با این امکانات چگونه برخورد کند . نه جبر مطلق است ونه تفویض کامل بلکه بین این دو است :لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین

بنده سعی کردم پاسخ سوالات شما را تا حد امکان در حوزه ی قرآنی بدهم اگر بیش از این مایلید در این مورد به بحث بپردازید باید در بخش کلام و عقاید سوالاتتان را مطرح بفرمایید .
با تشکر


با سلام و عرض ادب
دقیقا همینه، فرد در شرایط تعریف شده ای باید از اختیاری که داره بهترین استفاده را ببره.

ممنون از پاسخ کامل و هویداتون گل

با سلام و عرض ادب

حبیبه;833294 نوشت:
در بعضی آیات شریفه سخن از اختیار نیست بلکه فعل انسان به صراحت به خداوند نسبت داده شده است

نظیر آیۀ شریفۀ:"فلم تقتلوهم و لکن الله قتلهم و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی...."انفال/17

پس شما آنها را نکشتید،بلکه خدا آنها را کشت ، و تو تیر نیانداختی ، بلکه خدا آن را بیانداخت

تا مؤمنان را به آزمایشی نیکو بیازماید ،همانا خدا شنوا و داناست.

در آیه فوق نسبت فعل به عامل انسانی آن نفی و به خداوند اسناد داده شده است.

از مجموع آیات پیرامون رابطه افعال انسان با توحید فاعلی حق متعال چه نتیجه ای حاصل می گردد؟

آیا همه عالم مجاری و وسائط فعلیت و تحقق مشیّت حقند؟


تشکر میکنم از اهتمام شما نسبت به موضوع بحث
اما خواهر بزرگوارم تمامی سوالاتی که مطرح فرمودید در حوزه کلام و عقاید قابل بحث و پیگیری هستند . از مدیر محترم ارجاعات درخواست میکنم سوال شما را به کارشناسان مربوطه ارجاع بفرمایند یا از یکی از کارشناسان بزرگوار عقاید برای مشارکت در همین بحث دعوت کنند .
متشکرم

پرسش:
ممنون میشم آیاتی رو در مورد تقدیر با تفسیر حتما بهم معرفی کنید.

پاسخ:
در آیه 22 سوره مبارکه حدید آمده است :
مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ
هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است
مصائبی که در این آیه شریفه به آنها اشاره شده است مصائب خاصی است نه هر نوع مصیبتی . این مصائب با قیود "فی الارض "و "فی انفسکم"مشخص شده اند .مصائب "فی الارض" مصائبی هستند که در زمین رخ میدهند مانند سیل و زلزله و ... ومصائب"فی انفسکم"مصائبی مانند مرگ ومیرها و....که اینها در لوح محفوظ ثبت اند و قابل تغییر نیستند وانسان نقشی در آنها ندارد. اما صرفا این مصیبتها نیستند که برای بشر عارض می شوند ومصائب دیگری که اجتناب پذیرند هم برای او عارض می شود وآن مصائبی است که حاصل اعمال انسان است واینها قابل اجتناب هستند . آیه 30 سوره مبارکه شوری به این نوع از مصائب بشر تصریح دارد:

وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ
و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمى‏ گذرد
در تفسیر نمونه درباره جمع ایات 22 حدید و 30 شوری و تقسیم بندی مصائبی که برای بشر رخ می دهد توضیحات درخوری آمده است :
"مصائبى كه در زمين رخ مى‌دهد همچون زلزله‌ها و سيلها و طوفانها و آفات مختلف، و همچنين مصائبى كه در نفوس انسانها واقع مى‌شود مانند مرگ و ميرها، و انواع حوادث دردناكى كه دامان انسان را مى‌گيرد همه آنها از قبل مقدر شده است، و در لوح محفوظ ثبت است.
ولى بايد توجه داشت كه مصائبى كه در اين آيه به آن اشاره شده، تنها مصائبى است كه به هيچوجه قابل اجتناب نيست و مولود اعمال انسانها نمى‌باشد .

شاهد اين سخن آنكه در آيه 30 سوره" شورى" مى‌خوانيم: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ:" هر مصيبتى به شما رسد به خاطر اعمالى است كه انجام داده‌ايد، و بسيارى را نيز عفو مى‌كند"! با توجه به اينكه آيات يكديگر را تفسير مى‌كنند، هنگامى كه اين دو آيه در برابر هم قرار گيرد نشان مى‌دهد مصائبى كه دامنگير انسان مى‌شود بر دو گونه است: مصائبى است كه مجازات و كفاره گناهان او است و اين مصائب بسيارند، ظلمها، بيدادگريها، خيانتها، انحرافات و ندانم كاريها و امثال آن سرچشمه بسيارى از مصائب خود ساخته ما است."(1)
ولى بخشى از مصائب است كه ما هيچگونه نقشى در آنها نداريم و به صورت‌ يك امر حتمى و اجتناب ناپذير دامان فرد يا جامعه‌اى را مى‌گيرد، حساب اين دو از هم جدا است، و لذا بسيارى از انبياء، و اولياء گرفتار اينگونه مصائب مى‌شدند.

لذا در حديثى مى‌خوانيم: هنگامى كه امام على بن الحسين (علیه السلام) را با غل و زنجير وارد مجلس يزيد كردند يزيد رو به امام (علیه السلام) كرد و آيه سوره شورى را خواند: ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ‌ (و مى‌خواست چنين وانمود كند كه مصائب شما خانواده نتيجه اعمال خودتان است، و از اين طريق زخم زبان بزند) اما امام فورا كلام او را نفى كرد و فرمود: "كلا، ما نزلت هذه فينا، انما نزلت فينا: ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها:" چنين نيست، اين آيه در باره ما نازل نشده، آنچه درباره ما نازل شده آيه ديگرى است كه مى‌گويد: هر مصيبتى در زمين يا وجود شما رخ دهد پيش از آفرينش شما در لوح محفوظ ثبت شده است (و فلسفه و حكمتى دارد.(2)

منابع:
(1)- تفسیر نمونه ، ج 23، صص 262
(2)- تفسیر نمونه ،همان
مقدر،مصائب،کفاره گناهان،امر حتمی ،لوح محفوظ

موضوع قفل شده است