آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شهامت;322316 نوشت:

در يه ايه از قران اومده که خدا منزه است از انچه به ان نسبت ميدهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا امده ايا خدا پاک تر از ان نيست که کسي از سمت خود بفرسته

بله خداوند در بسياري از آيات خود را منزه از توصيف و نسبت مشركان دانسته است :
وجعلوا لله شركاء الجن وخلقهم وخرقوا له بنين وبنات بغير علم سبحانه وتعالي عما يصفون ( انعام /100)
و براى خدا شريكانى از جن قرار دادند با اينكه خدا آنها را خلق كرده است و براى او بى هيچ دانشى پسران و دخترانى تراشيدند او پاك و برتر است از آنچه وصف مى‏ كنند
ما اتخذ الله من ولد وما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق ولعلا بعضهم علي بعض سبحان الله عما يصفون ( مومنون /91)
خدا فرزندى اختيار نكرده و با او معبودى [ديگر] نيست و اگر جز اين بودقطعا هر خدايى آنچه را آفريده [بود] باخود مى ‏برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى ديگر تفوق مى ‏جستند منزه است‏ خدا از آنچه وصف مى‏ كنند
لذا خداوند خود را از صفات ناپسندي كه مشركان بر او بر مبندند منزه مي داند اما فيض علي الاطلاق خداوند ايجاب مي كند كه براي راهنمايي بندگان و اتمام حجت بر بندگان پيامبراني بسويشان ارسال نمايد . در واقع ارسال رسل لطفي از جانب خدا ست و هيچ توصيف نادرستي نيست كما اينكه خداوند مي فرمايد :
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما ( نساء /165)
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما
لذا خداوند از هر توصيف نامناسبي كه با اسماء حسنايش منطبق نباشد منزه است.
شهامت;322316 نوشت:

يکي از مسلمونا برام تعريف ميکرد که حضرت محمد(ص)با يک لايه پرده در ارش در جايي که حتي فرشتگان نتونستند برن با خود خدا حرف زد, مگه خدا منزه نيست از انچه که بهش نسبت ميدهند

آيات ابتدايي سوره نجم صحبت از معراج پيامبر (ص) به مقامي نمود كه هيچ ملك مقربي بدان بار نيافت اما صحبت از لايه پرده و ... در آنجا معنايي ندارد زيرا خداوند ماده نيست تا حائل ميان او و بندگانش يك لايه پرده باشد .
ضمنا خواهشي از شما و دوستان شركت كننده در اين تاپيك دارم . بنده احتمالا تا روز پنجشنبه يا جمعه نيستم اگر لطف بفرماييد تا ان شاء الله حضور مجدد بنده بحث را متوقف بفرماييد سپاسگزار خواهم شد .
با تشكر

من به گفته شما احترام ميزارم و تا امدن شما البته تا روز پنج شنبه يا جمعه ي که گفتيد صبر ميکنم
لطفا هر وقت امديد اطلاع دهيد

کتاب بازشناسی قرآن رو بخون

جالبه

با سلام و خسته نباشيد خدمت کارشناسان محترم خصوصا کارشناس هدى
لازم دونستم که بگم با توجه به جواباي کارشناس هدى و تحقيقات صورت گرفته از سمت خودم در رابطه با اين شبهاتي که برام به وجود امده به اين نتيجه رسيدم که قرآن بدون هيچ شکي نازل شده از سمت خداست و اسلام دين حق است و دليل به وجود امدن اين شبهات فقط پايين بودن معرفت بنده نسبت به اين کتاب اسماني و اين دين حق بود

[=&amp][=&amp]آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است[/]
پرسش: آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است ؟ اگر اينطور است چرا مواردي كه عرض مي كنم در قران وجود دارد؟ :پرسش 1 :
[/]

در ايه 34سوره لقمان بيان شده که يقينا خداست که دانش قيامت فقط نزد اوست و تنها او باران را نازل مي کند و اوضاع و احوال انچه را در رحم هاست مي داند و هيچکس نمي داند فردا چه چيزي به دست مي آورد و هيچ کس نمي داند در چه سرزميني مي ميرد بي ترديد خدا دانا و اگاه است اما کافي است برويد بيمارستان از جنسيت طفل ميگويند .

پاسخ : گذشته از اينكه لحن آيه فوق حكايت از اين دارد كه آگاهى از قيامت و نزول باران و چگونگى جنين در رحم مادر ، و امورى را كه انسان در آينده انجام مى‏ دهد ، و محل مرگ او ، در اختيار خداوند است و ديگران را به آن راهى نيست ، رواياتى كه در تفسير آيه نيز وارد شده اين حقيقت را تاكيد مى ‏كند
در نهج البلاغه آمده است هنگامى كه على (عليه ‏السلام‏) از بعضى حوادث آينده خبر مى ‏داد يكى از ياران عرض كرد : اى امير مؤمنان ! از غيب سخن مى ‏گوئى ؟ و به علم غيب آشنائى ؟ امام خنديد و به آن مرد كه از طايفه بنى كلب بود فرمود : يا اخا كلب ! ليس هو بعلم غيب ، و انما هو تعلم من ذى علم ، و انما علم الغيب علم الساعة و ما عدده الله سبحانه بقوله ان الله عنده علم الساعة ... فيعلم الله سبحانه ما فى الارحام ، من ذكر او انثى ، و قبيح او جميل ، و سخى او بخيل ، و شقى او سعيد ، و من يكون فى النار حطبا و فى الجنان للنبيين مرافقا ، فهذا علم الغيب الذى لا يعلمه احد الا الله ، و ما سوى ذلك فعلم علمه الله نبيه فعلمنيه و دعا لى بان يعيه صدرى و تضطم عليه جوانحى : اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفته‏ اى است از عالمى ( يعنى پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است ، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و بعد از ذكر آيه شريفه فرمود : خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است ، پسر است يا دختر ؟ زشت است يا زيبا ؟ سخاوتمند است يا بخيل ؟ سعادتمند است يا شقى ؟ چه كسى آتش‏گيره دوزخ است و چه كسى در بهشت دوست پيامبران ؟ ... اينها علوم غيبيه‏ اى است كه غير از خدا كسى نمى ‏داند و غير از آن علومى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده و او به من آموخته است ، و برايم دعا نمود كه خدا آن را در سينه‏ ام جاى دهد و اعضاى پيكرم را از آن مالامال سازد
از اين روايت به خوبى بر مى ‏آيد كه منظور از عدم آگاهى مردم از اين امور پنجگانه تمام خصوصيات آنها است ، فى المثل اگر روزى وسائلى در اختيار بشر قرار گيرد - كه هنوز آن روز فرا نرسيده است - و از پسر يا دختر بودن جنين به طور قطع آگاه شوند ، باز اين امر مساله‏ اى ايجاد نمى ‏كند ، چرا كه آگاهى از جنين به آن است كه تمام خصوصيات جسمانى ، زشتى و زيبائى ، سلامت و بيمارى ، استعدادهاى درونى ، ذوق علمى و فلسفى و ادبى ، و ساير صفات و كيفيات روحى را بدانيم ، و اين امر براى غير خدا امكان پذير نيست.
.( 1) وانگهي علم به «ما فى الارحام» تنها مربوط به پسر یا دختر بودن جنین نیست، بلكه استعدادها، حالات، روحیّات، و صدها دانستنى دیگر را نیز شامل مى‏شود كه با هیچ دستگاه و آزمایش و امكانات بشرى، قابل دست‏یابى نیست . (2)
دقت كنيد در آيه شريفه علم را بصورت مطلق و در خصوص "مافي الارحام" بكار برده است و اين منحصر در جنسيت جنين نمي شود .
نكته در خور توجه اين است كه بايد ميان "علم "و "ظن " تفاوت قائل شد ، به اين معنا كه كلمه "علم " به اعتقاد و دانشي اطلاق مي شود كه هيچ درصد خلافي در آن راه نداشته باشد و صد درصدي باشد برخلاف "ظن" و "شك" كه درصدي از دانش يا اعتقاد خلاف در آن راه دارد .(3)مثلا دانش ما به بارش باران با توجه به پيشرفت علم هواشناسي و ... ظني است نه قطعي و يقيني، لذا در اصطلاح قرآني به آن علم اطلاق نمي شود اما آنچه خداوند در خصوص يك موضوع مي داند علم قطعي است نه ظني . حال با توجه به اين نكته دانش ما نسبت به حتي جنسيت جنين – حالا موارد ديگري مانند چگونگي چهره و ويژگي هاي جسمي و استعداد هاي دروني و ساير كيفيات روحي وي بماند – دانشي ظني است زيرا بسيار اتفاق افتاده كه حتي جنسيت جنين در سونوگرافي صحيح تشخيص داده نشده لذا حتي با پيشرفت بسيار علوم هم هنوز در خصوص جنسيت جنين نيز نمي توانيم علم قطعي و صد درصدي داشته باشيم چه رسد به ساير خصوصيات وي – توجه داشته باشيد كه عرض كرديم كه در آيه شريفه ذكر شده است :" يعلم ما في الارحام " و علم خداوند را به صورت مطلق در مورد آنچه در ارحام است بيان نموده نه فقط در مورد جنسيت جنين .
بنابراين چه به لحاظ كميت - علم به تمامي خصوصيت جنيني كه در رحم است - و چه به لحاظ كيفيت - آگاهي و دانش قطعي و صد درصدي نه ظني و ترديدي - علم ما نسبت به اين موضوع با علم خداوند نسبت به اين موضوع كاملا متفاوت است و هيچگاه هيچ كس نخواهد توانست به تمامي ويژگي هاي يك جنين - كه در بالا برشمرديم - غلم قطعي و صدر در صدي داشته باشد جز خداوند متعال .

پرسش2- باز در اين آيه آمده که خدا باران را نازل مي کند خوب ماهم مي توانيم .فکر کنم شنيده باشد که الان علم آنقدر پيشرفت کرده که ابر را ميشه بارور کرد.
پاسخ : آيه از نزول باران و علم آن صحبت كرده است نه لقاح ابرها - كه بطور طبيعي بواسطه باد انجام مي شود (4)و در لقاح مصنوعي و بارور كردن مصنوعي از شيوه هاي مختلفي استفاده مي گردد - لذا بحث از نزول باران و علم همه جانبه نسبت به آن است .
وانگهي اينكه باران در چه موقع نازل مى ‏شود ؟ وكدام منطقه را زير پوشش قرار مى ‏دهد ؟ و دقيقا چه مقدار در دريا و چه مقدار در صحرا و دره و كوه و بيابان مى ‏بارد ؟ جز خدا كسى نمى ‏داند.
در مورد حوادث فردا ، و فرداها ، و خصوصيات و جزئيات آنها نيز همين گونه است.
پرسش3: در ايه ١79 آل عمران آمده خدا بر آن نيست که مومنان را بر اين وضعي که شما بر ان قرار داريد که منافق از مومن, خوب از بد مشخص نيست واگذارد, بر ان است تا پليد را از پاک به سبب آزمايش هاي مختلف جدا سازد. و خدا بر آن نيست که شما را بر غيب آگاه کند.
پاسخ: خود آيه 179 آل عمران پاسخ سوال شما را بوضوح داده است :
"﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ﴾ البته اين چنين نيست كه اين سالب كليّه باشد[يعني اين علم را به هيچ كس ندهد] كه هيچ كسي را خدا از علم غيب مطّلع نكند گروه خاصّي به نام انبيا و مرسلين و معصومين(عليهم السلام) هستند كه ذات اقدس الهي آنها را به علم غيب آگاه كرده است ﴿وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾ به آنها علم غيب مي‌دهد لذا به وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: ﴿وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكُهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيَماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْل﴾ و مانند آن، يا در بعضي از موارد اخبار مشخصّه را به پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اعلام مي‌كند اما همه كس كه شايستهٴ دريافت علم غيب نيستند ﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾"(5)
مراد از آیات‌ وروایاتی‌ که‌ علم‌ را به‌ خدا نسبت‌ می‌دهند و آن‌ را برای‌ خدا می‌دانند، علم‌ ذاتی‌ است‌، نه‌علم‌ موهبتی‌ که‌ از خدا افاضه‌ می‌شود.( 6)

در آيه 34 لقمان مراد علم ذاتي است و در ايه 179 آل عمران مراد علم موهبتي است كه به رسولان برگزيده خود افاضه مي نمايد .
وجه جمع دو آيه 34 لقمان و 179 آل عمران اين است كه علومي را كه در آيه 34 لقمان فرموده است كه مختص به خداست – و جزيي از علم غيب است و ذاتي است – بر اساس كريمه 179 به هر كه از انبياء برگزيده اش بخواهد موهبت مي كند . واين دو مطلب هيچگونه تعارضي با يكديگر ندارند .
پرسش4: درقران آمده که خدا منزه است از آنچه به آن نسبت مي دهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا آمده آيا خدا پاک تر از آن نيست که کسي از سمت خود بفرستد؟
پاسخ : بله خداوند در بسياري از آيات خود را منزه از توصيف و نسبت مشركان دانسته است :
وجعلوا لله شركاء الجن وخلقهم وخرقوا له بنين وبنات بغير علم سبحانه وتعالي عما يصفون ( 7)
و براى خدا شريكانى از جن قرار دادند با اينكه خدا آنها را خلق كرده است و براى او بى هيچ دانشى پسران و دخترانى تراشيدند او پاك و برتر است از آنچه وصف مى‏ كنند
ما اتخذ الله من ولد وما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق ولعلا بعضهم علي بعض سبحان الله عما يصفون ( Dirol
خدا فرزندى اختيار نكرده و با او معبودى [ديگر] نيست و اگر جز اين بودقطعا هر خدايى آنچه را آفريده [بود] باخود مى ‏برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى ديگر تفوق مى ‏جستند منزه است‏ خدا از آنچه وصف مى‏ كنند
لذا خداوند خود را از صفات ناپسندي كه مشركان بر او بر مبندند منزه مي داند اما فيض علي الاطلاق خداوند ايجاب مي كند كه براي راهنمايي بندگان و اتمام حجت بر بندگان پيامبراني بسويشان ارسال نمايد . در واقع ارسال رسل لطفي از جانب خدا ست و هيچ توصيف نادرستي نيست كما اينكه خداوند مي فرمايد :
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما ( 9)

لذا خداوند از هر توصيف نامناسبي كه با اسماء حسنايش منطبق نباشد منزه است.
بنابراين هيچ يك از مواردي كه شما فرموديد مشكلي ندارد و تناقض و مطلب غير معقولي در آن وجود ندارد تا در نتيجه قران را نازل شده از طرف خداوند ندانيم .

(1)- تفسير نمونه ، ج 17، ص98
(2)- تفسير نور ذيل آيه 34 سوره لقمان
(3)- حالت نفسانی بین قطع و شک را ظن گویند، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص 209.
(4)- خود قرآن كريم ، بادها را وسيله لقاح ابر معرفي مي كند : وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ( حجر/22) و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم پس شما را بدان سيراب نموديم و شما خزانه‏ دار آن نيستيد
(5)- ر.ك: تفسير استاد جوادي آملي ، بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء ، سوره آل عمران ،آيه 179 ،جلسه 293
(6)- نورالدین شریعتمدار جزائری،امام‌ حسین‌(ع) و علم‌ به‌ شهادت‌،سايت مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
(7)- انعام /100
(8)- مومنون /91
(9)- نساء /165

كليدواژه ها : علم ذاتي ، علم موهبتي،

موضوع قفل شده است