آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شهامت;321074 نوشت:
در ايه 34سوره لقمان بيان شده که يقينا خداست که دانش قيامت فقط نزد اوست و تنها او باران را نازل مي کند و اوضاع و احوال انچه را در رحم هاست ميداند و هيچکس نمي داند فردا چه چيزي به دست مي اورد و هيچ کس نمي داند در چه سرزميني مي ميرد بي ترديد خدا دانا و اگاه است خوب حالا يه سري مشکل وجود دا ره 1 در قران از کلمه هيچ کس استفاده شده 2 اگه خدا نازل کننده قران است چرا در سوره وايه ديگه هرف خودش را عوض ميکنه ايا اين عوض کردن حرف کار بشر نيست ايا شما به کسي که هر لحظه حرف خودش را عوض ميکنه اعتماد ميکنيد 3 در اين ايه بيان شده انچه در رحم هاست ميداند خوب اينکه ماهم ميدونيم فقط کافيه بري بيمارستان از جنسيت طفل تا حال و احوالشو ميگن 4 باز در اين ايه بيان شد هيچ کس نمي داند در چه سرزميني ميميرد چرا اوني که خود کشي ميکنه ميدونه هم در کجا وهم به چه شکلي ميميره و اگه خودکشي از ديد شما گناهه خوب پس معصومينم به نهوي خود کشي کردن 5 باز در اين ايه امده که خدا باران را نازل مي کند خوب ماهم ميتونيم فکر کنم شنيده باشد که الان علم اونقدر پيشرفت کرده که ابر را ميشه باربر کرد 6 مگه شما از اديان ديگه همينجوري ايراد نميگيريد شما مثلا از چه نظر از مسيت و يهوديت بهتريد

سلام
برای فهم مطالب قرآنی استناد به یک آیه چندان قابل اعتماد نیست چه اینکه بیان قرآن به شیوه کتابهای امروزی نیست که هر مطلبی بطور مفصل از آن بحث شود و درجای دیگر مطلب دیگری باشد لذا باید به همه قرآن توجه داشت
درست است که خدای تعالی در سوره لقمان فرمود کسی به این امور آگاه نیست اما در جای دیگر فرمود :
و لا یحیطون بشی من علمه الا بماشاء
به علم او احاطه نمی یابند مگر بدانچه او بخواهد
لذا هر آنچه از علم الهی که او اراده کند در اختیار دیگران هم قرار می گیرد
ما بجای رد قرآن کریم باید سعی در فهم آن بکنیم
حال من از شما می پرسم
به نظر شما این دو آیه را چطور می توان باهم جمع کرد ؟
ان العزه لله جمیعا
ان العزه لله و لرسوله و للمومنین
والله الموفق

شهامت;322316 نوشت:
گفتيد کن کجا اين حرفو زدم خوب در بالا
اما در ما بقي دلايل خوب قابل تحمله و ميشه قبول کرد
حالا يه سري مشکل ديگه هست
اگه قران نازل شده از سمت خداست چرا خدا در قران اعلام نکرد که جانشين پيامبر چه کسي و با چه اسميه تا ديگه بحث شيعه و سني به وجود نياد و مسلمانا با هم يک پارچه بشن و دشمن نتونه سوء استفاده کنه
در يه ايه از قران اومده که خدا منزه است از انچه به ان نسبت ميدهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا امده ايا خدا پاک تر از ان نيست که کسي از سمت خود بفرسته
يکي از مسلمونا برام تعريف ميکرد که حضرت محمد(ص)با يک لايه پرده در ارش در جايي که حتي فرشتگان نتونستند برن با خود خدا حرف زد, مگه خدا منزه نيست از انچه که بهش نسبت ميدهند

به نظر شما در قران امده که نماز صبح چندرکعت است؟یا احکام دینی ما بطور واضح در قران بیان شده؟

با سلام
صرف اینکه شما بپرسید چرا این اینجوری هست و بر فرض کسی نداند نمی توان حرف شما را مبنی بر عدم نزول قران از طرف خدا نتیجه گرفت ممکن است دلیلی داشته باشد که ما ندانیم !
مثلا یه توجیهی که صرفا می توانم به صورت شخصی برای این موضوع داشته باشم اینست که با امدن نام امام علی ( علیه السلام ) در قران و قطعی شدن خلافت وی یک سری از وقایع تاریخی عبرت بر انگیز رخ نمی داد مانند واقعه ی عظیم عاشورا و خیلی وقایع دیگر و کلا سیر تاریخی خیلی از وقایع بهم می ریخت

http://www.eteghadat.com/forum/topic-t5611.html

به اینجا هم سری بزنید
به هر حال دلائل زیادی می تواند باشد که حتی هیچ کس جز خداوند نداند !

و اما باید عرض کنم عمل دین توسط پیامبر و ائمه ی اطهار ارائه و نشان داده شده اند و به نظر من اگر خداوند می خواست کتب زیادی را جهت توضیح کامل به ما ابلاغ کنند امکان تحریف بسیار بالا بود و مثلا امکان نتیجه یری از ایات قران خیلی کم بود و تعمق غیر ممکن می شد مطمئنا دلایل زیاد دیگری هم هست .
اتفاقا قران دارای اعجاز ادبی و بیانی هم هست

موفق باشید

فرضا کلهم حرفهای من از ریشه غلط
شما می تونید بگویید که شهود کاملی نسبت به این مطلب دارید ؟ مسلما نمی تونیم این مسئله رو از تمام جنبه ها بررسی کنیم ! ( ی جورایی اینده رو نمی بینیم ! ) و ممکنه از نظر تاریخی جنبه های بیان نکردن این موضوع بهتر باشه ! و از نظر تاریخی خیلی کامل بررسی نمیشه !

شهامت;322344 نوشت:
گفتي اگه اسم امام علي (ع)ميومد شايد وقايع تاريخي عبرت انگيز به وجود نميومد
اتفاقا اگه ميومد بهتر بود چون اونوقت امام علي (ع)يا هر کس ديگه که مورد تاييد خدا بوده باشه به ادم درس و شيوه حکومت داري و اخلاق را ياد ميدادن, انصاف ياد ميدادن, مدينه فاضله ي که جهان به دنبال ان است را به وجود مياوردن
تو اين سايتيم که ادرس دادي گفته شده که چون امکان داشت قران که در ان زمان کم بود مورد تحريف قرار بگيره که اينم اشتباهه چون اون خدايي که در داستانهاي مسلمانان امده که بارها خانه خدارا نجات داده مثلا پرنده هايي که سنگ بر روي فيل هاي فکر کنم قريش ريخت اون خدا قدرت داره که قران را از تحريف حفظ کنه
و شما با اين حرفتون قدرت خدا را ضعيف شمرديد
من حتي از يه بنده خدا شنيدم که يک مدت قران هاي اصلي گم شده بود و از اونجايي که امام جعفر صادق (ع)قران را حفظ بودم شروع به نوشتن قران کردند وقتي قران را نوشت قران هاي اصلي هم پيدا شدن

با سلام اینکه خدواند انسان را افرید برای امتحان(به گفته خود ایشان در قران مجید) واینکه کار را بر ما با انجام کار هایی مثل نازل کردن فرشته ها یا لشکریانی از اسمان تمام نکرد و اینکه خیلی موارد دیگه که گفتید دلیلش در قران کریم امده اما من یکی از انها را که دقیق یادم هست می گویم
إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿در حقيقت قيامت فرارسنده است میخواهم آن را پوشيده دارم تا هر كسى به [موجب] آنچه مى‏كوشد جزا يابد) سوره طاها ایه 15
و اینکه هدایت با عقل انسان شروع شد و با دین کامل شد هم به دلیل امتحان ما به شکلی است که حضرت حق صلاح می بیند مسلمان یعنی همین تسلیم بودن و این علم ما لطف حضرت حق است هم چنین اگر همه چیز تمام نشده به خاطر امتحان الهی است وگرنه چطور همه امتحان شوند با انکه حق در فهم همه امده و همه چیز تمام شده اصلا ما دیگر با این وجود می خواستیم چه چیز را تفقه کنیم؟ همین که می خواندیم و عمل می کردیم کفایت میکرد اما اینکه بگویید هر چه برای هدایت نیاز است در قران نیامده حرف کاملا اشتباهی است اما اینکه بگید در فهم شما یا ما نیست جای بحث دارد اما ایه که در ان خداوند می فر مایند:إِ
نَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقين

ترجمۀ آیه:
خداوند از این که به (موجودات ظاهراً حقیر مانند) پشه و بالاتر از آن، مثال بزند، شرم نمی کند. آنان که ایمان آورده اند می دانند که آن حقیقتی است از جانب پروردگارشان. و اما آنان که کفر ورزیدند می گویند: خدا از این مَثَل چه اراده کرده است؟ خدا به وسیله آن مَثَل عده زیادی را گمراه و عده زیادی را نیز هدایت می کند. و گمراه نمی کند مگر فاسقان را.
ایه 26 سوره بقره
یا جمله یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِى مَنْ یَشَاءُ' در آیه 93 سوره نحل همه از هدایت برای گروهی که فاسق نباشند و کافر نباشند صحبت می کنند اینجا هاست که مومن واقعی مشخص می شود و اینها همه از حکمت خدا است اگر با حکمت خدا مشکل دارید بگید کتب مربوط به ان را ضمیمه کنم تا بیشتر مطالعه فرمایید
موید باشید

با سلام
من از جنبه تاریخی گفتم
معمولا اشکالاتی هم که از دیگر ادیان گرفته میشه از اصولشان و فلسفشان است !
گفتید :
و اين سايتيم که ادرس دادي گفته شده که چون امکان داشت قران که در ان زمان کم بود مورد تحريف قرار بگيره که اينم اشتباهه چون اون خدايي که در داستانهاي مسلمانان امده که بارها خانه خدارا نجات داده مثلا پرنده هايي که سنگ بر روي فيل هاي فکر کنم قريش ريخت اون خدا قدرت داره که قران را از تحريف حفظ کنه

این میتونسته یک نوع حفظ کردن باشه شما به این چی میگید ؟ چرا ضعیف ؟ از کجا می دونید این بهترین راه نبوده و اهداف بزرگ تری نداشته ؟ !
شاید اینجا بتونه بگه در قران کریم به امام علی ( علیه السلام ) به صورت غیر مستقیم اشاره شده است !
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=158098

شهامت;322364 نوشت:
اين حرف شما هم به نوعي داره قدرت خدا را محدود ميکنه
يعني ميگي خدا قدرت نداره هم قران را حفظ کنه وهم اسم جانشينان حضرت محمد (ص)را بياره
بعدشم خود قران به نوعي مسيحيت را تاييد کرد شما چرا پس مسيحي نميشيد

من کی همچین حرفی زدم؟ چرا از تایپکی که گذاشتم ایرادی نمی گیرید؟ایا نسبت به حکمت خداوند اعتراض دارید؟چه چیز را قبول دارید تا به واسطه ان بحث کنیم؟ حرف باد هوا نیست سند می خواهد در کجای قران کریم خداوند مسیحیت را بر اسلام اولا دانسته؟این طور بحث کردن بدون منبع درست نیست. اما مطلبی که دوستمان اشاره کرد در راستای حکمت خداوند بود صفات خداوند عین ذاتشان است این که تدبیر ما اینچین بوده و مختار هستیم و در حال امتحان همه خواست ایشان است اینکه اشاره کردم حتی با همین قران عده ای را هدایت می کند و عدهای را گمراه می کند(فاسقان را)همه برای این امتحان، حرف حق را بشنویم و بپذیریم حتی از زبان کافر چرا ایراد می گیرید به کاری که به پیامبر وائمه سپرده شد(تبیین قران)چرا برای این که هدایت خداوند طبق میل شما نبوده هدایت را و شیوه ان را غلط می پندارید؟از فسق دوری کنیم و قران را بخوانیم خداوند به اندازه وسع ما هدایتمان می کند این سخن من بدین معنا نیست که نیازی به راهنمایی و تفسیر نیست بلکه می خواهم بگم همین دو کار هم کمک زیادی می کند صادقانه بگوییم ایا کار هایی که می دانستیم درست است انجام دادیم؟لطفا تایپک قبلی من را یک بار دیگر بخوانید لطفا از فسق دوری کنیم لطفا لطفا لطفا نماز را بخوانید بیاین در رابطه نماز و مراحل ان مطالعه کنید اگر حق بود انجام دهید معجزه را می بینید اینها مهم این ها نشون می ده که ما صادقانه دنبال عبادت خدا هستیم یانه اگر نماز هایتان خواندید و کمی در انها تعقل کردید و بازهم پاسخ ها را نفهمیدین بیاین در همین تایپک بگید این اقا دروغ می گوید باور کنیم گناه نکردن مهم باور کنیم خداوند همه گناهان را می بخشد کافیست توبه کنیم
این ها به درک پاسخ ها ربط داشت و مطالب بی ربط نبود
موید باشید

شهامت;322332 نوشت:
تا حالا فکر کرديد که اگه فقط خدا يک ايه در باره جانشيناي پيامبر مياورد ديگه بحث شيعه و سني به وجود نميومد چرا خدا نبايد جاي يک کتاب مثلا3 يا 4 کتاب ميفرستاد تا ديگه نيازي نباشه کسي قران تفسير کنه و خودش کل حرفاشو بزنه و کامل باشه

جناب شهامت شما وقتی دارید با فرض عدم محدود کردن خدا جلو میرید باید این هم در نظر بگیرید که وقتی میگید چرا خدا این کار و نکرد خودتون دارید خدا رو محدود میکنید

خدا به دلایلی که در کتابش آمده به صورت مستقیم به جانشینی اشاره نکرد و شما اگر بگید برای چی دارید خدا رو محدود میکنید
از جمله دلایش آیه ای هست با این مضمون که میگوید " آیا گمان کردید تا بگویید ایمان اوردم رها میشوید؟ چنین نیست و خداوند شما را در فتنه ها امتحان میکند"

و از طرف دیگه این طور نیست که اشاره ای نشده باشد : مثلا در آیه ولایت که گفته است ولی شما خدا و پیامبر و کسی است که در رکوع زکات میدهد
درست است که خداوند(به دلایلی که گفته شد ) نام امام علی(ع) را نیاورده اما کسی که جویای حقیقت باشد به سنت رجوع میکند و میفهمد که در اینجا منظور امام علی (ع) است

این ایه در تایید اسلم است اتفاقا نگاه کنید از مساجد به عنوان محلی که نام خدار زیاد برده می شود یاد شده نه جا ها دیگر که در واقع هم چنین است(نماز ها ۵ گانه ما را با جمعه های مسیحی ها مقایسه کنید) این ایه در دفاع از پرستش خداوند است نه دین مسیه یا یهود اگر ما می گفتیم این ها بلکل خدا را قبول ندارند که کافر بودن نه مشرک ما می گیم اینها با بستن وتحریف حرف خداوند راه هدایت را منحرف کردند و بزرگانشان بعد از فهمیدن حق ان را تغییر دادن.حال راه مستقیم یکی است نوشته قبلی من بیشتر یک تشر بود چون فکر کردم لازم است خواستم با گفتن این که تیپک قبل از ان چه ایرادی داشت شما را مجاب به خواندن دوباره ان کنم چون جواب ها خوبی انجا برای سوالاتتان بود
الان هم خوب است دقیقا شبه را مشخص کنید که از نفهمیدن توحید صفاتی سرچشمه می گیرد یا مربوط به اعتراض در اقدام ما و سایر مسلمین در مورد حق بودن قران یا تحریف شدن سایر کتب یا موارد دیگر است تا کارشناسان بهتر جواب بدهند و ما هم استفاده کنیم
هنوز هم تاکید من روی نماز است برای هم ما این خودش معجزه می کند کمی معرفت کمی عشق و خضوع می خواهد.معجزه را نشنوید بیبینید

[=3]

شهامت;322316 نوشت:
نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : هدی به نام خدا [=black] علم غيب تنها علم قيامت است ، گفتيد کن کجا اين حرفو زدم خوب در بالا

شما چرا حرف بنده را تقطيع مي كنيد ؟ من روايتي از نهج البلغه نقل كردم كه در آن حضرت امير به مردي كلبي فرمود :
هدی;321573 نوشت:
اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفته‏ اى است از عالمى ( يعنى پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است ، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و


در اين روايت نيز علم غيب را منحصر به قيامت نكرده بلكه در پي بر شمردن علوم غيبي است لطفا دقت كنيد .
شهامت;322316 نوشت:
اگه قران نازل شده از سمت خداست چرا خدا در قران اعلام نکرد که جانشين پيامبر چه کسي و با چه اسميه تا ديگه بحث شيعه و سني به وجود نياد و مسلمانا با هم يک پارچه بشن و دشمن نتونه سوء استفاده کنه

براي درك دليل اصلي و اساسي عدم ذكر نام علي (ع) در قرآن بايد با فضاي سياسي مقارن رحلت پيامبر (ص) كاملا آشنا باشيد و بدانيد كه در اين فضا چه مسائلي رخ مي داد و با دستورات صريح پيامبر (ص) و قرآن ، برخي از افراد چه موضعي اتخاذ مي كردند تا بدانيد آيا ذكر نام علي (ع) در قرآن كريم مي توانست به نفسانيات برخي ، غلبه نمايد يا خير و آيا شخصيت سازي ها مي گذاشت در تشخيص حق ، مردم راه صحيح را در پيش بگيرند يا اينكه بطور كلي منجر به حذف شخصيت حضرت امير (ع) مي شد ؟
شما بايد ديدگاه اجتهاد در مقابل نص برادران اهل سنت آشنا باشيد تا بتوانيد درك كنيد كه
اگر نام علي (ع) هم در قرآن مي آمد ،با توجه به چنين ديدگاهي ، موجب رفع موضع اختلاف نمي شد ، تنها جان ائمه (ع) در معرض مخاطره بيشتري قرار مي گرفت و يا شخصيت سازي ، از علي بن ابي طالب قرآن ، هزاران علي ابن ابي طالب كه خليفه رسول خدا (ص) هستند ، مي ساخت . شاهد هم تا بخواهيد خريداري مي شد و ديگر يك نسل بعد هيچ كس نمي توانست تشخيص دهد از ميان اينهمه علي ابن ابي طالب ، كدام يك حقيقتا علي ابن ابي طالب قرآني و مورد نظر خداوند است . اما اكنون با توجه به استنادات محكم و قطعي كه نه تنها از جانب شيعه كه از طريق علما و بزرگان اهل سنت رسيده است ، مشخص است كه تنها يك علي ابن ابي طالب داريم كه داماد و پسر عموي رسول اكرم (ص) است و در غدير به عنوان خليفه مشخص شده است و در حال ركوع زكات داده :" انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكاه وهم راكعون " و اولي الامر است در آيه :" يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم"
اكنون مشخص است كه امر پيامبر (ص) در غدير خم و ساير مواضع نسبت به خلافت علي ابن ابي طالب (ع) مربوط به ايشان (ع) است كه دستشان را در غدير بالا بردند تا همكان بدانند و ببينند و بشنوند كه مراد از خليفه رسول خدا (ص) چه كسي است و نه هيچ علي ابن ابي طالب ديگري و بر اساس آيه شريفه و نص محكم قرآني كه فرمود : " وما آتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا" هر مسلماني موظف است به امر رسول خدا (ص) گردن نهد و تبيين ايشان را بپذيرد و اجتهاد در مقابل نص ننمايد .
اگر نام علي (ع) در قرآن نيست نام عمر و ابو بكر و عثمان هم در قرآن نيست و از اين جهت يكسان است ، چرا برخي آنان را خليفه رسول خدا (ص) مي دانند ؟ چرا باوجود اينكه تعداد ركعات نماز هم در قران نيامده اما مسلمانان و شيعه و سني بر سر تعداد ركعات نماز اختلاف ندارند ؟
شما ريشه اختلاف را در بحث اجتهاد در مقابل نص بجوييد .
اگر در مورد عدم ذكر نام علي (ع) در قرآن بحثي داريد تاپيك جداگانه ايجاد كنيد و يا اين تاپيك را مطالعه نماييد .در اين مورد در تاپيك حاضر بحثي ننماييد زيرا مغاير موضوع تاپيك است و حذف خواهد شد .

موضوع قفل شده است