آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال



با نام و یاد دوست




به نام خدا

شهامت;321074 نوشت:
در ايه 34سوره لقمان بيان شده که يقينا خداست که دانش قيامت فقط نزد اوست و تنها او باران را نازل مي کند و اوضاع و احوال انچه را در رحم هاست ميداند و هيچکس نمي داند فردا چه چيزي به دست مي اورد و هيچ کس نمي داند در چه سرزميني مي ميرد بي ترديد خدا دانا و اگاه است خوب حالا يه سري مشکل وجود دا ره 1 در قران از کلمه هيچ کس استفاده شده 2 اگه خدا نازل کننده قران است چرا در سوره وايه ديگه هرف خودش را عوض ميکنه ايا اين عوض کردن حرف کار بشر نيست ايا شما به کسي که هر لحظه حرف خودش را عوض ميکنه اعتماد ميکنيد

لطفا هر دو آيه مورد نظرتان را كه معتقديد خداوند متعال سخنش را در اين دو آيه تغيير داده است بيان نماييد . تا بتوانيم بر روي آن بحث كنيم .


شهامت;321074 نوشت:
3 در اين ايه بيان شده انچه در رحم هاست ميداند خوب اينکه ماهم ميدونيم فقط کافيه بري بيمارستان از جنسيت طفل تا حال و احوالشو ميگن


گذشته از اينكه لحن آيه فوق حكايت از اين دارد كه آگاهى از قيامت و نزول باران و چگونگى جنين در رحم مادر ، و امورى را كه انسان در آينده انجام مى‏ دهد ، و محل مرگ او ، در اختيار خداوند است و ديگران را به آن راهى نيست ، رواياتى كه در تفسير آيه نيز وارد شده اين حقيقت را تاكيد مى ‏كند
در نهج البلاغه آمده است هنگامى كه على (عليه ‏السلام‏) از بعضى حوادث آينده خبر مى ‏داد يكى از ياران عرض كرد : اى امير مؤمنان ! از غيب سخن مى ‏گوئى ؟ و به علم غيب آشنائى ؟ امام خنديد و به آن مرد كه از طايفه بنى كلب بود فرمود : يا اخا كلب ! ليس هو بعلم غيب ، و انما هو تعلم من ذى علم ، و انما علم الغيب علم الساعة و ما عدده الله سبحانه بقوله ان الله عنده علم الساعة ... فيعلم الله سبحانه ما فى الارحام ، من ذكر او انثى ، و قبيح او جميل ، و سخى او بخيل ، و شقى او سعيد ، و من يكون فى النار حطبا و فى الجنان للنبيين مرافقا ، فهذا علم الغيب الذى لا يعلمه احد الا الله ، و ما سوى ذلك فعلم علمه الله نبيه فعلمنيه و دعا لى بان يعيه صدرى و تضطم عليه جوانحى : اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفته‏ اى است از عالمى ( يعنى پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است ، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و بعد از ذكر آيه شريفه فرمود : خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است ، پسر است يا دختر ؟ زشت است يا زيبا ؟ سخاوتمند است يا بخيل ؟ سعادتمند است يا شقى ؟ چه كسى آتش‏گيره دوزخ است و چه كسى در بهشت دوست پيامبران ؟ ... اينها علوم غيبيه‏ اى است كه غير از خدا كسى نمى ‏داند و غير از آن علومى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده و او به من آموخته است ، و برايم دعا نمود كه خدا آن را در سينه‏ ام جاى دهد و اعضاى پيكرم را از آن مالامال سازد
از اين روايت به خوبىبر مى ‏آيد كه منظور از عدم آگاهى مردم از اين امور پنجگانه تمام خصوصيات آنها است ، فى المثل اگر روزى وسائلى در اختيار بشر قرار گيرد - كه هنوز آن روز فرا نرسيده است - و از پسر يا دختر بودن جنين به طور قطع آگاه شوند ، باز اين امر مساله‏ اى ايجاد نمى ‏كند ، چرا كه آگاهى از جنين به آن است كه تمام خصوصيات جسمانى ، زشتى و زيبائى ، سلامت و بيمارى ، استعدادهاى درونى ، ذوق علمى و فلسفى و ادبى ، و ساير صفات و كيفيات روحى را بدانيم ، و اين امر براى غير خدا امكان پذير نيست.
.( 1)


(1)- تفسير نمونه ، ج 17، ص98





وانگهي علم به «ما فى الارحام» تنها مربوط به پسر یا دختر بودن جنین نیست، بلكه استعدادها، حالات، روحیّات، و صدها دانستنى دیگر را نیز شامل مى‏شود كه با هیچ دستگاه و آزمایش و امكانات بشرى، قابل دست‏یابى نیست . (1)
دقت كنيد در آيه شريفه علم را بصورت مطلق و در خصوص "مافي الارحام" بكار برده است و اين منحصر در جنسيت جنين نمي شود .
نكته در خور توجه اين است كه بايد ميان "علم "و "ظن " تفاوت قائل شد ، به اين معنا كه كلمه "علم " به اعتقاد و دانشي اطلاق مي شود كه هيچ درصد خلافي در آن راه نداشته باشد و صد درصدي باشد برخلاف "ظن" و "شك" كه درصدي از دانش يا اعتقاد خلاف در آن راه دارد .(2)مثلا دانش ما به بارش باران با توجه به پيشرفت علم هواشناسي و ... ظني است نه قطعي و يقيني، لذا در اصطلاح قرآني به آن علم اطلاق نمي شود اما آنچه خداوند در خصوص يك موضوع مي داند علم قطعي است نه ظني . حال با توجه به اين نكته دانش ما نسبت به حتي جنسيت جنين – حالا موارد ديگري مانند چگونگي چهره و ويژگي هاي جسمي و استعداد هاي دروني و ساير كيفيات روحي وي بماند – دانشي ظني است زيرا بسيار اتفاق افتاده كه حتي جنسيت جنين در سونوگرافي صحيح تشخيص داده نشده لذا حتي با پيشرفت بسيار علوم هم هنوز در خصوص جنسيت جنين نيز نمي توانيم علم قطعي و صد درصدي داشته باشيم چه رسد به ساير خصوصيات وي – توجه داشته باشيد كه عرض كرديم كه در آيه شريفه ذكر شده است :" يعلم ما في الارحام " و علم خداوند را به صورت مطلق در مورد آنچه در ارحام است بيان نموده نه فقط در مورد جنسيت جنين .

بنابراين چه به لحاظ كميت - علم به تمامي خصوصيت جنيني كه در رحم است - و چه به لحاظ كيفيت - آگاهي و دانش قطعي و صد درصدي نه ظني و ترديدي - علم ما نسبت به اين موضوع با علم خداوند نسبت به اين موضوع كاملا متفاوت است و هيچگاه هيچ كس نخواهد توانست به تمامي ويژگي هاي يك جنين - كه در بالا برشمرديم - غلم قطعي و صدر در صدي داشته باشد جز خداوند متعال .



(1)- تفسير نور ذيل آيه 34 سوره لقمان

(2)- حالت نفسانی بین قطع و شک را ظن گویند، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص 209..

شهامت;321074 نوشت:
4 باز در اين ايه بيان شد هيچ کس نمي داند در چه سرزميني ميميرد چرا اوني که خود کشي ميکنه ميدونه هم در کجا وهم به چه شکلي ميميره

باز هم علم - به معنايي كه در بالا ذكر شد - ندارد زيرا برخي از افراد در خانه خودكشي مي كنند اما در خانه نمي ميرند به بيمارستان منتقل مي شوند و در انجا از دنيا مي روند و يا اصلا خودكشي موفقي ندارند ، بهر حال هر طور كه حساب كنيد يك درصدي از احتمالات وجود دارد كه علم او را به ظن تبديل مي كند حتي اگر در همانجا هم بميرد باز هم در محاسبات او ، علم بشمار نمي رود بلكه ظن محسوب مي شود .
شهامت;321074 نوشت:
اگه خودکشي از ديد شما گناهه خوب پس معصومينم به نهوي خود کشي کردن

خير نحوه ي شهادت ائمه (ع) خودكشي محسوب نمي شود و خودكشي نيست .لطفا در خصوص اين موضوع تاپيك جداگانه ايجاد كنيد زيرا خارج از موضوع اصلي و عنوان تاپيك است .

شهامت;321074 نوشت:
5 باز در اين ايه امده که خدا باران را نازل مي کند خوب ماهم ميتونيم فکر کنم شنيده باشد که الان علم اونقدر پيشرفت کرده که ابر را ميشه باربر کرد

اينكه باران در چه موقع نازل مى ‏شود ؟ وكدام منطقه را زير پوشش قرار مى ‏دهد ؟ و دقيقا چه مقدار در دريا و چه مقدار در صحرا و دره و كوه و بيابان مى ‏بارد ؟ جز خدا كسى نمى ‏داند.
در مورد حوادث فردا ، و فرداها ، و خصوصيات و جزئيات آنها نيز همين گونه است.

در حدیثی از معصوم علیه السلام داریم که میفرماید:"الاسلام هو التسلیم"
در قران در ایه 18 سوره آل عمران خدا میفرماید:"ان الدین عندالله الاسلام ..."
باتوجه به این ایه میفهمیم که دین اسلام دین تاییدشده از جانب خداست و بعد از اینکه اسلام وارد شد دینهای دیگر نزد خدا باطل هستند.در پاسخ به اینکه قران نازل شده از سمت خداست یا خیر،ایه ی "انا نحن نزلنا الذکر و
انا له لحافظون" پاسخ شما را خواهد داد.

شهامت;321681 نوشت:
در ايه ١79 ال عمران اومده خدا بر ان نيست که مومنان را بر اين وضعي که شما بر ان قرار داريد که منافق از مومن, خوب از بد مشخص نيست واگذارد, بر ان است تا پليد را از پاک به سبب ازمايش هاي مختلف جدا سازد. و خدا بر ان نيست که شما را بر غيب اگاه کند. ولي خدا از ميان فرستادگانش هر کس را بخواهد براي اگاه کردن به غيب برمي گزيند, پس به خدا و فرستادگانش ايمان اوريد و تقوا پيشه کنيد, براي شما پاداشي بزرگ خواهد بود خوب اين ايه بر خلاف ايه 34سوره لقمانه که از کلمه هيچ استفاده کرده

خود آيه 179 آل عمران پاسخ سوال شما را بوضوح داده است :
"﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ﴾ البته اين چنين نيست كه اين سالب كليّه باشد[يعني اين علم را به هيچ كس ندهد] كه هيچ كسي را خدا از علم غيب مطّلع نكند گروه خاصّي به نام انبيا و مرسلين و معصومين(عليهم السلام) هستند كه ذات اقدس الهي آنها را به علم غيب آگاه كرده است ﴿وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾ به آنها علم غيب مي‌دهد لذا به وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: ﴿وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكُهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيَماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْل﴾ و مانند آن، يا در بعضي از موارد اخبار مشخصّه را به پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اعلام مي‌كند اما همه كس كه شايستهٴ دريافت علم غيب نيستند ﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾"(1)
مراد از آیات‌ وروایاتی‌ که‌ علم‌ را به‌ خدا نسبت‌ می‌دهند و آن‌ را برای‌ خدا می‌دانند، علم‌ ذاتی‌ است‌، نه‌علم‌ موهبتی‌ که‌ از خدا افاضه‌ می‌شود.( 2)

در آيه 34 لقمان مراد علم ذاتي است و در ايه 179 آل عمران مراد علم موهبتي است كه به رسولان برگزيده خود افاضه مي نمايد .
وجه جمع دو آيه 34 لقمان و 179 آل عمران اين است كه علومي را كه در آيه 34 لقمان فرموده است كه مختص به خداست – و جزيي از علم غيب است و ذاتي است – بر اساس كريمه 179 به هر كه از انبياء برگزيده اش بخواهد موهبت مي كند . واين دو مطلب هيچگونه تعارضي با يكديگر ندارند .



(1)- ر.ك: تفسير استاد جوادي آملي ، بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء ، سوره آل عمران ،آيه 179 ،جلسه 293

(2)- نورالدین شریعتمدار جزائری،امام‌ حسین‌(ع) و علم‌ به‌ شهادت‌،سايت مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني


شهامت;321681 نوشت:
ي ايه بر خلاف حرف شماست که مي گوييد غيب فقط در باره قيامت است

بنده در هيچ جا چنين حرفي نزدم .لطفا حتما با نقل قول از بنده اين مطلب را بياوريد .
علم غيب فقط مختص به قيامت نيست زيرا غيب ، فقط قيامت نيست .

شهامت;321681 نوشت:
شما معتقديد که امام علي(ع)مي دانست که ابن ملجم او را به شهادت ميرسانه و حتي در ان روز خود امام علي (ع)او را از خواب بيدار کرد که اين هم بر خلافه ايه 34سوره لقمانه هم يک نوع خودکشيه


اجمالا به اين سوال شما پاسخ مي دهم و اگر بحث مبسوطي در اين زمينه داريد لطفا تاپيك ديگري ايجاد كنيد زيرا اين موضوع خارج از عنوان تاپيك است :
امام‌ در اطاعت‌ فرمان‌ خدا و فرمان‌بری‌ از امر الهی‌ به‌ علم‌ باطنی‌ خویش‌ عمل‌نمی‌کند و همانند دیگر افراد عادی‌ رفتار می‌کند، و در عبادت‌ و معامله‌ و قراردادها با مردم‌و در تمام‌ احکام‌ شرع‌ هم‌سان‌ با دیگر افراد عادی‌ است‌؛ زیرا، خداوند تمام‌ دستورهای‌ خودرا از تمام‌ بندگان‌ یک‌سان‌ خواسته‌ است .
بنابراین‌، هرچند به‌ علم‌ خدایی‌، امام‌ شهادت‌ خود را بداند، باید به‌ وظیفه‌عادی‌اش‌ عمل‌ کند و شروط‌ و ظروف‌ متعارف‌ را در نظر بگیرد و رفتار خود را بر آنها تطبیق‌کند.
وانگهي شهادت در راه خدا اضرار به نفس و خود كشي نيست .
جنگ‌ در راه‌ خدا برای‌ تبلیغ‌ دین‌ و ارشاد مردم‌ و برای‌ امر به‌معروف‌ و نهی‌ از منکر و حفظ‌ اسلام‌ از نابودی‌ و دیگر اهداف‌ والا، خودکشی‌ و زیان‌ رسانی‌به‌ جان‌ نیست‌ وگرنه‌ باید باب‌ جهاد بسته‌ شود و به‌ بهانة‌ حرمت‌ اضرار به‌ نفس‌ هیچ‌حرکتی‌ بر ضد دشمنان‌ دین‌ نشود و آن‌ همه‌ فداکاری‌ از جان‌ گذشتگی‌ و ایثارگری‌ که‌ ازآغاز اسلام‌ تا امروز برای‌ احیای‌ دین‌ انجام‌ شده‌، همه‌ حرام‌ و مبغوض‌ خدا باشد.
مفسران‌ اهل‌ سنت‌ در ذیل‌ آیة‌ شریفة‌ (و لا تلقوا بایدیکم‌ اءلی‌ التهلکه‌)(1) خود رابا دستهای‌تان‌ در هلاکت‌ نیفکنید، روایاتی‌ را آورده‌اند که‌ شهادت‌ در راه‌ خدا، از مدلول‌این‌ آیه‌ بیرون‌ است‌ و حرام‌ نیست‌(2)


(1)- بقره/195
(2)-نورالدین شریعتمدار جزائری،امام‌ حسین‌(ع) و علم‌ به‌ شهادت‌،سايت مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
.


شهامت;321681 نوشت:
شما گفتيد اگر کسي بخواهد خود کشي کند شايد همون جا نميره ولي اگه به کسي ديگه بگه که او را بکشد طرف همون جا ميميره


جناب شهامت لطفا دقت كنيد همواره در اين موضوعات يك احتمال مخالف – ولو ضعيف – مطرح است كه مساله را از قطعي و يقيني بودن خارج نموده و علم نيست بلكه ظن است . لطفا ر.ك به توضيحاتي كه در مورد تفاوت علم و ظن بيان كرديم .

شهامت;321681 نوشت:
شما گفتيد که منظور از درون رهم ها تمام ويژگي هاي کودک است در حالي که چنين چيزي در قران نيامده و اگر قران فرستاده خداست خود خدا منظورش را مي گفت نيازي نبود که شما منظور خدا را بگيد

بله كاملا درست است خداوند متعال منظورش را درست و واضح بيان كرده است شما به فرمايش خداوند دقيقا توجه نمي فرماييد . خداوند نفرموده كه به جنسيت جنين هايي كه در رحم هاست علم دارد بلكه مي فرمايد :" وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ"به آنچه در رحم هاست علم دارد ، " آنچه " مطلق است فقط جنسيت را شامل نمي شود هر آنچه متعلق به آن جنين داخل رحم است همه را شامل مي شود.

شهامت;321681 نوشت:
ودر رابطه با ابر لازم کر است که علم پيشرفت کرده و مي توان ابر را بار بر کرد

آيه از نزول باران و علم آن صحبت كرده است نه لقاح ابرها - كه بطور طبيعي بواسطه باد انجام مي شود (1)و در لقاح مصنوحي و بارور كردن مصنوعي از شيوه هاي مختلفي استفاده مي گردد - لذا بحث از نزول باران و علم همه جانبه نسبت به آن است .
وانگهي درپاسخ هاي قبلي عرض شد كه علم به باران و نزول باران و مقدار آن و چگونگي نزول و ... را صرفا خدا مي داند (2)

(1)- خود قرآن كريم ، بادها را وسيله لقاح ابر معرفي مي كند : وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ( حجر/22) و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم پس شما را بدان سيراب نموديم و شما خزانه‏ دار آن نيستيد
(2)-
تفسير نمونه ، ج 17، ص98

شهامت;321074 نوشت:
در ايه 34سوره لقمان بيان شده که يقينا خداست که دانش قيامت فقط نزد اوست و تنها او باران را نازل مي کند و اوضاع و احوال انچه را در رحم هاست ميداند و هيچکس نمي داند فردا چه چيزي به دست مي اورد و هيچ کس نمي داند در چه سرزميني مي ميرد بي ترديد خدا دانا و اگاه است خوب حالا يه سري مشکل وجود دا ره 1 در قران از کلمه هيچ کس استفاده شده 2 اگه خدا نازل کننده قران است چرا در سوره وايه ديگه هرف خودش را عوض ميکنه ايا اين عوض کردن حرف کار بشر نيست ايا شما به کسي که هر لحظه حرف خودش را عوض ميکنه اعتماد ميکنيد 3 در اين ايه بيان شده انچه در رحم هاست ميداند خوب اينکه ماهم ميدونيم فقط کافيه بري بيمارستان از جنسيت طفل تا حال و احوالشو ميگن 4 باز در اين ايه بيان شد هيچ کس نمي داند در چه سرزميني ميميرد چرا اوني که خود کشي ميکنه ميدونه هم در کجا وهم به چه شکلي ميميره و اگه خودکشي از ديد شما گناهه خوب پس معصومينم به نهوي خود کشي کردن 5 باز در اين ايه امده که خدا باران را نازل مي کند خوب ماهم ميتونيم فکر کنم شنيده باشد که الان علم اونقدر پيشرفت کرده که ابر را ميشه باربر کرد 6 مگه شما از اديان ديگه همينجوري ايراد نميگيريد شما مثلا از چه نظر از مسيت و يهوديت بهتريد

سلام
برای فهم مطالب قرآنی استناد به یک آیه چندان قابل اعتماد نیست چه اینکه بیان قرآن به شیوه کتابهای امروزی نیست که هر مطلبی بطور مفصل از آن بحث شود و درجای دیگر مطلب دیگری باشد لذا باید به همه قرآن توجه داشت
درست است که خدای تعالی در سوره لقمان فرمود کسی به این امور آگاه نیست اما در جای دیگر فرمود :
و لا یحیطون بشی من علمه الا بماشاء
به علم او احاطه نمی یابند مگر بدانچه او بخواهد
لذا هر آنچه از علم الهی که او اراده کند در اختیار دیگران هم قرار می گیرد
ما بجای رد قرآن کریم باید سعی در فهم آن بکنیم
حال من از شما می پرسم
به نظر شما این دو آیه را چطور می توان باهم جمع کرد ؟
ان العزه لله جمیعا
ان العزه لله و لرسوله و للمومنین
والله الموفق

شهامت;322316 نوشت:
گفتيد کن کجا اين حرفو زدم خوب در بالا
اما در ما بقي دلايل خوب قابل تحمله و ميشه قبول کرد
حالا يه سري مشکل ديگه هست
اگه قران نازل شده از سمت خداست چرا خدا در قران اعلام نکرد که جانشين پيامبر چه کسي و با چه اسميه تا ديگه بحث شيعه و سني به وجود نياد و مسلمانا با هم يک پارچه بشن و دشمن نتونه سوء استفاده کنه
در يه ايه از قران اومده که خدا منزه است از انچه به ان نسبت ميدهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا امده ايا خدا پاک تر از ان نيست که کسي از سمت خود بفرسته
يکي از مسلمونا برام تعريف ميکرد که حضرت محمد(ص)با يک لايه پرده در ارش در جايي که حتي فرشتگان نتونستند برن با خود خدا حرف زد, مگه خدا منزه نيست از انچه که بهش نسبت ميدهند

به نظر شما در قران امده که نماز صبح چندرکعت است؟یا احکام دینی ما بطور واضح در قران بیان شده؟

با سلام
صرف اینکه شما بپرسید چرا این اینجوری هست و بر فرض کسی نداند نمی توان حرف شما را مبنی بر عدم نزول قران از طرف خدا نتیجه گرفت ممکن است دلیلی داشته باشد که ما ندانیم !
مثلا یه توجیهی که صرفا می توانم به صورت شخصی برای این موضوع داشته باشم اینست که با امدن نام امام علی ( علیه السلام ) در قران و قطعی شدن خلافت وی یک سری از وقایع تاریخی عبرت بر انگیز رخ نمی داد مانند واقعه ی عظیم عاشورا و خیلی وقایع دیگر و کلا سیر تاریخی خیلی از وقایع بهم می ریخت

http://www.eteghadat.com/forum/topic-t5611.html

به اینجا هم سری بزنید
به هر حال دلائل زیادی می تواند باشد که حتی هیچ کس جز خداوند نداند !

و اما باید عرض کنم عمل دین توسط پیامبر و ائمه ی اطهار ارائه و نشان داده شده اند و به نظر من اگر خداوند می خواست کتب زیادی را جهت توضیح کامل به ما ابلاغ کنند امکان تحریف بسیار بالا بود و مثلا امکان نتیجه یری از ایات قران خیلی کم بود و تعمق غیر ممکن می شد مطمئنا دلایل زیاد دیگری هم هست .
اتفاقا قران دارای اعجاز ادبی و بیانی هم هست

موفق باشید

فرضا کلهم حرفهای من از ریشه غلط
شما می تونید بگویید که شهود کاملی نسبت به این مطلب دارید ؟ مسلما نمی تونیم این مسئله رو از تمام جنبه ها بررسی کنیم ! ( ی جورایی اینده رو نمی بینیم ! ) و ممکنه از نظر تاریخی جنبه های بیان نکردن این موضوع بهتر باشه ! و از نظر تاریخی خیلی کامل بررسی نمیشه !

شهامت;322344 نوشت:
گفتي اگه اسم امام علي (ع)ميومد شايد وقايع تاريخي عبرت انگيز به وجود نميومد
اتفاقا اگه ميومد بهتر بود چون اونوقت امام علي (ع)يا هر کس ديگه که مورد تاييد خدا بوده باشه به ادم درس و شيوه حکومت داري و اخلاق را ياد ميدادن, انصاف ياد ميدادن, مدينه فاضله ي که جهان به دنبال ان است را به وجود مياوردن
تو اين سايتيم که ادرس دادي گفته شده که چون امکان داشت قران که در ان زمان کم بود مورد تحريف قرار بگيره که اينم اشتباهه چون اون خدايي که در داستانهاي مسلمانان امده که بارها خانه خدارا نجات داده مثلا پرنده هايي که سنگ بر روي فيل هاي فکر کنم قريش ريخت اون خدا قدرت داره که قران را از تحريف حفظ کنه
و شما با اين حرفتون قدرت خدا را ضعيف شمرديد
من حتي از يه بنده خدا شنيدم که يک مدت قران هاي اصلي گم شده بود و از اونجايي که امام جعفر صادق (ع)قران را حفظ بودم شروع به نوشتن قران کردند وقتي قران را نوشت قران هاي اصلي هم پيدا شدن

با سلام اینکه خدواند انسان را افرید برای امتحان(به گفته خود ایشان در قران مجید) واینکه کار را بر ما با انجام کار هایی مثل نازل کردن فرشته ها یا لشکریانی از اسمان تمام نکرد و اینکه خیلی موارد دیگه که گفتید دلیلش در قران کریم امده اما من یکی از انها را که دقیق یادم هست می گویم
إِنَّ السَّاعَةَ ءاَتِيَةٌ أَكَادُ أُخْفِيهَا لِتُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعَى ﴿در حقيقت قيامت فرارسنده است میخواهم آن را پوشيده دارم تا هر كسى به [موجب] آنچه مى‏كوشد جزا يابد) سوره طاها ایه 15
و اینکه هدایت با عقل انسان شروع شد و با دین کامل شد هم به دلیل امتحان ما به شکلی است که حضرت حق صلاح می بیند مسلمان یعنی همین تسلیم بودن و این علم ما لطف حضرت حق است هم چنین اگر همه چیز تمام نشده به خاطر امتحان الهی است وگرنه چطور همه امتحان شوند با انکه حق در فهم همه امده و همه چیز تمام شده اصلا ما دیگر با این وجود می خواستیم چه چیز را تفقه کنیم؟ همین که می خواندیم و عمل می کردیم کفایت میکرد اما اینکه بگویید هر چه برای هدایت نیاز است در قران نیامده حرف کاملا اشتباهی است اما اینکه بگید در فهم شما یا ما نیست جای بحث دارد اما ایه که در ان خداوند می فر مایند:إِ
نَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقين

ترجمۀ آیه:
خداوند از این که به (موجودات ظاهراً حقیر مانند) پشه و بالاتر از آن، مثال بزند، شرم نمی کند. آنان که ایمان آورده اند می دانند که آن حقیقتی است از جانب پروردگارشان. و اما آنان که کفر ورزیدند می گویند: خدا از این مَثَل چه اراده کرده است؟ خدا به وسیله آن مَثَل عده زیادی را گمراه و عده زیادی را نیز هدایت می کند. و گمراه نمی کند مگر فاسقان را.
ایه 26 سوره بقره
یا جمله یُضِلُّ مَنْ یَشَاءُ وَ یَهْدِى مَنْ یَشَاءُ' در آیه 93 سوره نحل همه از هدایت برای گروهی که فاسق نباشند و کافر نباشند صحبت می کنند اینجا هاست که مومن واقعی مشخص می شود و اینها همه از حکمت خدا است اگر با حکمت خدا مشکل دارید بگید کتب مربوط به ان را ضمیمه کنم تا بیشتر مطالعه فرمایید
موید باشید

با سلام
من از جنبه تاریخی گفتم
معمولا اشکالاتی هم که از دیگر ادیان گرفته میشه از اصولشان و فلسفشان است !
گفتید :
و اين سايتيم که ادرس دادي گفته شده که چون امکان داشت قران که در ان زمان کم بود مورد تحريف قرار بگيره که اينم اشتباهه چون اون خدايي که در داستانهاي مسلمانان امده که بارها خانه خدارا نجات داده مثلا پرنده هايي که سنگ بر روي فيل هاي فکر کنم قريش ريخت اون خدا قدرت داره که قران را از تحريف حفظ کنه

این میتونسته یک نوع حفظ کردن باشه شما به این چی میگید ؟ چرا ضعیف ؟ از کجا می دونید این بهترین راه نبوده و اهداف بزرگ تری نداشته ؟ !
شاید اینجا بتونه بگه در قران کریم به امام علی ( علیه السلام ) به صورت غیر مستقیم اشاره شده است !
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=158098

شهامت;322364 نوشت:
اين حرف شما هم به نوعي داره قدرت خدا را محدود ميکنه
يعني ميگي خدا قدرت نداره هم قران را حفظ کنه وهم اسم جانشينان حضرت محمد (ص)را بياره
بعدشم خود قران به نوعي مسيحيت را تاييد کرد شما چرا پس مسيحي نميشيد

من کی همچین حرفی زدم؟ چرا از تایپکی که گذاشتم ایرادی نمی گیرید؟ایا نسبت به حکمت خداوند اعتراض دارید؟چه چیز را قبول دارید تا به واسطه ان بحث کنیم؟ حرف باد هوا نیست سند می خواهد در کجای قران کریم خداوند مسیحیت را بر اسلام اولا دانسته؟این طور بحث کردن بدون منبع درست نیست. اما مطلبی که دوستمان اشاره کرد در راستای حکمت خداوند بود صفات خداوند عین ذاتشان است این که تدبیر ما اینچین بوده و مختار هستیم و در حال امتحان همه خواست ایشان است اینکه اشاره کردم حتی با همین قران عده ای را هدایت می کند و عدهای را گمراه می کند(فاسقان را)همه برای این امتحان، حرف حق را بشنویم و بپذیریم حتی از زبان کافر چرا ایراد می گیرید به کاری که به پیامبر وائمه سپرده شد(تبیین قران)چرا برای این که هدایت خداوند طبق میل شما نبوده هدایت را و شیوه ان را غلط می پندارید؟از فسق دوری کنیم و قران را بخوانیم خداوند به اندازه وسع ما هدایتمان می کند این سخن من بدین معنا نیست که نیازی به راهنمایی و تفسیر نیست بلکه می خواهم بگم همین دو کار هم کمک زیادی می کند صادقانه بگوییم ایا کار هایی که می دانستیم درست است انجام دادیم؟لطفا تایپک قبلی من را یک بار دیگر بخوانید لطفا از فسق دوری کنیم لطفا لطفا لطفا نماز را بخوانید بیاین در رابطه نماز و مراحل ان مطالعه کنید اگر حق بود انجام دهید معجزه را می بینید اینها مهم این ها نشون می ده که ما صادقانه دنبال عبادت خدا هستیم یانه اگر نماز هایتان خواندید و کمی در انها تعقل کردید و بازهم پاسخ ها را نفهمیدین بیاین در همین تایپک بگید این اقا دروغ می گوید باور کنیم گناه نکردن مهم باور کنیم خداوند همه گناهان را می بخشد کافیست توبه کنیم
این ها به درک پاسخ ها ربط داشت و مطالب بی ربط نبود
موید باشید

شهامت;322332 نوشت:
تا حالا فکر کرديد که اگه فقط خدا يک ايه در باره جانشيناي پيامبر مياورد ديگه بحث شيعه و سني به وجود نميومد چرا خدا نبايد جاي يک کتاب مثلا3 يا 4 کتاب ميفرستاد تا ديگه نيازي نباشه کسي قران تفسير کنه و خودش کل حرفاشو بزنه و کامل باشه

جناب شهامت شما وقتی دارید با فرض عدم محدود کردن خدا جلو میرید باید این هم در نظر بگیرید که وقتی میگید چرا خدا این کار و نکرد خودتون دارید خدا رو محدود میکنید

خدا به دلایلی که در کتابش آمده به صورت مستقیم به جانشینی اشاره نکرد و شما اگر بگید برای چی دارید خدا رو محدود میکنید
از جمله دلایش آیه ای هست با این مضمون که میگوید " آیا گمان کردید تا بگویید ایمان اوردم رها میشوید؟ چنین نیست و خداوند شما را در فتنه ها امتحان میکند"

و از طرف دیگه این طور نیست که اشاره ای نشده باشد : مثلا در آیه ولایت که گفته است ولی شما خدا و پیامبر و کسی است که در رکوع زکات میدهد
درست است که خداوند(به دلایلی که گفته شد ) نام امام علی(ع) را نیاورده اما کسی که جویای حقیقت باشد به سنت رجوع میکند و میفهمد که در اینجا منظور امام علی (ع) است

این ایه در تایید اسلم است اتفاقا نگاه کنید از مساجد به عنوان محلی که نام خدار زیاد برده می شود یاد شده نه جا ها دیگر که در واقع هم چنین است(نماز ها ۵ گانه ما را با جمعه های مسیحی ها مقایسه کنید) این ایه در دفاع از پرستش خداوند است نه دین مسیه یا یهود اگر ما می گفتیم این ها بلکل خدا را قبول ندارند که کافر بودن نه مشرک ما می گیم اینها با بستن وتحریف حرف خداوند راه هدایت را منحرف کردند و بزرگانشان بعد از فهمیدن حق ان را تغییر دادن.حال راه مستقیم یکی است نوشته قبلی من بیشتر یک تشر بود چون فکر کردم لازم است خواستم با گفتن این که تیپک قبل از ان چه ایرادی داشت شما را مجاب به خواندن دوباره ان کنم چون جواب ها خوبی انجا برای سوالاتتان بود
الان هم خوب است دقیقا شبه را مشخص کنید که از نفهمیدن توحید صفاتی سرچشمه می گیرد یا مربوط به اعتراض در اقدام ما و سایر مسلمین در مورد حق بودن قران یا تحریف شدن سایر کتب یا موارد دیگر است تا کارشناسان بهتر جواب بدهند و ما هم استفاده کنیم
هنوز هم تاکید من روی نماز است برای هم ما این خودش معجزه می کند کمی معرفت کمی عشق و خضوع می خواهد.معجزه را نشنوید بیبینید

[=113]

شهامت;322316 نوشت:
نقل نمایش پست ها نوشته اصلی توسط : هدی به نام خدا [=black] علم غيب تنها علم قيامت است ، گفتيد کن کجا اين حرفو زدم خوب در بالا

شما چرا حرف بنده را تقطيع مي كنيد ؟ من روايتي از نهج البلغه نقل كردم كه در آن حضرت امير به مردي كلبي فرمود :
هدی;321573 نوشت:
اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفته‏ اى است از عالمى ( يعنى پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است ، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و


در اين روايت نيز علم غيب را منحصر به قيامت نكرده بلكه در پي بر شمردن علوم غيبي است لطفا دقت كنيد .
شهامت;322316 نوشت:
اگه قران نازل شده از سمت خداست چرا خدا در قران اعلام نکرد که جانشين پيامبر چه کسي و با چه اسميه تا ديگه بحث شيعه و سني به وجود نياد و مسلمانا با هم يک پارچه بشن و دشمن نتونه سوء استفاده کنه

براي درك دليل اصلي و اساسي عدم ذكر نام علي (ع) در قرآن بايد با فضاي سياسي مقارن رحلت پيامبر (ص) كاملا آشنا باشيد و بدانيد كه در اين فضا چه مسائلي رخ مي داد و با دستورات صريح پيامبر (ص) و قرآن ، برخي از افراد چه موضعي اتخاذ مي كردند تا بدانيد آيا ذكر نام علي (ع) در قرآن كريم مي توانست به نفسانيات برخي ، غلبه نمايد يا خير و آيا شخصيت سازي ها مي گذاشت در تشخيص حق ، مردم راه صحيح را در پيش بگيرند يا اينكه بطور كلي منجر به حذف شخصيت حضرت امير (ع) مي شد ؟
شما بايد ديدگاه اجتهاد در مقابل نص برادران اهل سنت آشنا باشيد تا بتوانيد درك كنيد كه
اگر نام علي (ع) هم در قرآن مي آمد ،با توجه به چنين ديدگاهي ، موجب رفع موضع اختلاف نمي شد ، تنها جان ائمه (ع) در معرض مخاطره بيشتري قرار مي گرفت و يا شخصيت سازي ، از علي بن ابي طالب قرآن ، هزاران علي ابن ابي طالب كه خليفه رسول خدا (ص) هستند ، مي ساخت . شاهد هم تا بخواهيد خريداري مي شد و ديگر يك نسل بعد هيچ كس نمي توانست تشخيص دهد از ميان اينهمه علي ابن ابي طالب ، كدام يك حقيقتا علي ابن ابي طالب قرآني و مورد نظر خداوند است . اما اكنون با توجه به استنادات محكم و قطعي كه نه تنها از جانب شيعه كه از طريق علما و بزرگان اهل سنت رسيده است ، مشخص است كه تنها يك علي ابن ابي طالب داريم كه داماد و پسر عموي رسول اكرم (ص) است و در غدير به عنوان خليفه مشخص شده است و در حال ركوع زكات داده :" انما وليكم الله ورسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه ويوتون الزكاه وهم راكعون " و اولي الامر است در آيه :" يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله واطيعوا الرسول واولي الامر منكم"
اكنون مشخص است كه امر پيامبر (ص) در غدير خم و ساير مواضع نسبت به خلافت علي ابن ابي طالب (ع) مربوط به ايشان (ع) است كه دستشان را در غدير بالا بردند تا همكان بدانند و ببينند و بشنوند كه مراد از خليفه رسول خدا (ص) چه كسي است و نه هيچ علي ابن ابي طالب ديگري و بر اساس آيه شريفه و نص محكم قرآني كه فرمود : " وما آتاكم الرسول فخذوه وما نهاكم عنه فانتهوا" هر مسلماني موظف است به امر رسول خدا (ص) گردن نهد و تبيين ايشان را بپذيرد و اجتهاد در مقابل نص ننمايد .
اگر نام علي (ع) در قرآن نيست نام عمر و ابو بكر و عثمان هم در قرآن نيست و از اين جهت يكسان است ، چرا برخي آنان را خليفه رسول خدا (ص) مي دانند ؟ چرا باوجود اينكه تعداد ركعات نماز هم در قران نيامده اما مسلمانان و شيعه و سني بر سر تعداد ركعات نماز اختلاف ندارند ؟
شما ريشه اختلاف را در بحث اجتهاد در مقابل نص بجوييد .
اگر در مورد عدم ذكر نام علي (ع) در قرآن بحثي داريد تاپيك جداگانه ايجاد كنيد و يا اين تاپيك را مطالعه نماييد .در اين مورد در تاپيك حاضر بحثي ننماييد زيرا مغاير موضوع تاپيك است و حذف خواهد شد .

شهامت;322316 نوشت:

در يه ايه از قران اومده که خدا منزه است از انچه به ان نسبت ميدهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا امده ايا خدا پاک تر از ان نيست که کسي از سمت خود بفرسته

بله خداوند در بسياري از آيات خود را منزه از توصيف و نسبت مشركان دانسته است :
وجعلوا لله شركاء الجن وخلقهم وخرقوا له بنين وبنات بغير علم سبحانه وتعالي عما يصفون ( انعام /100)
و براى خدا شريكانى از جن قرار دادند با اينكه خدا آنها را خلق كرده است و براى او بى هيچ دانشى پسران و دخترانى تراشيدند او پاك و برتر است از آنچه وصف مى‏ كنند
ما اتخذ الله من ولد وما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق ولعلا بعضهم علي بعض سبحان الله عما يصفون ( مومنون /91)
خدا فرزندى اختيار نكرده و با او معبودى [ديگر] نيست و اگر جز اين بودقطعا هر خدايى آنچه را آفريده [بود] باخود مى ‏برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى ديگر تفوق مى ‏جستند منزه است‏ خدا از آنچه وصف مى‏ كنند
لذا خداوند خود را از صفات ناپسندي كه مشركان بر او بر مبندند منزه مي داند اما فيض علي الاطلاق خداوند ايجاب مي كند كه براي راهنمايي بندگان و اتمام حجت بر بندگان پيامبراني بسويشان ارسال نمايد . در واقع ارسال رسل لطفي از جانب خدا ست و هيچ توصيف نادرستي نيست كما اينكه خداوند مي فرمايد :
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما ( نساء /165)
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما
لذا خداوند از هر توصيف نامناسبي كه با اسماء حسنايش منطبق نباشد منزه است.
شهامت;322316 نوشت:

يکي از مسلمونا برام تعريف ميکرد که حضرت محمد(ص)با يک لايه پرده در ارش در جايي که حتي فرشتگان نتونستند برن با خود خدا حرف زد, مگه خدا منزه نيست از انچه که بهش نسبت ميدهند

آيات ابتدايي سوره نجم صحبت از معراج پيامبر (ص) به مقامي نمود كه هيچ ملك مقربي بدان بار نيافت اما صحبت از لايه پرده و ... در آنجا معنايي ندارد زيرا خداوند ماده نيست تا حائل ميان او و بندگانش يك لايه پرده باشد .
ضمنا خواهشي از شما و دوستان شركت كننده در اين تاپيك دارم . بنده احتمالا تا روز پنجشنبه يا جمعه نيستم اگر لطف بفرماييد تا ان شاء الله حضور مجدد بنده بحث را متوقف بفرماييد سپاسگزار خواهم شد .
با تشكر

من به گفته شما احترام ميزارم و تا امدن شما البته تا روز پنج شنبه يا جمعه ي که گفتيد صبر ميکنم
لطفا هر وقت امديد اطلاع دهيد

کتاب بازشناسی قرآن رو بخون

جالبه

با سلام و خسته نباشيد خدمت کارشناسان محترم خصوصا کارشناس هدى
لازم دونستم که بگم با توجه به جواباي کارشناس هدى و تحقيقات صورت گرفته از سمت خودم در رابطه با اين شبهاتي که برام به وجود امده به اين نتيجه رسيدم که قرآن بدون هيچ شکي نازل شده از سمت خداست و اسلام دين حق است و دليل به وجود امدن اين شبهات فقط پايين بودن معرفت بنده نسبت به اين کتاب اسماني و اين دين حق بود

آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است
پرسش: آيا قرآن از طرف خدا نازل شده و اسلام دين حق است ؟ اگر اينطور است چرا مواردي كه عرض مي كنم در قران وجود دارد؟ :پرسش 1 :

در ايه 34سوره لقمان بيان شده که يقينا خداست که دانش قيامت فقط نزد اوست و تنها او باران را نازل مي کند و اوضاع و احوال انچه را در رحم هاست مي داند و هيچکس نمي داند فردا چه چيزي به دست مي آورد و هيچ کس نمي داند در چه سرزميني مي ميرد بي ترديد خدا دانا و اگاه است اما کافي است برويد بيمارستان از جنسيت طفل ميگويند .

پاسخ : گذشته از اينكه لحن آيه فوق حكايت از اين دارد كه آگاهى از قيامت و نزول باران و چگونگى جنين در رحم مادر ، و امورى را كه انسان در آينده انجام مى‏ دهد ، و محل مرگ او ، در اختيار خداوند است و ديگران را به آن راهى نيست ، رواياتى كه در تفسير آيه نيز وارد شده اين حقيقت را تاكيد مى ‏كند
در نهج البلاغه آمده است هنگامى كه على (عليه ‏السلام‏) از بعضى حوادث آينده خبر مى ‏داد يكى از ياران عرض كرد : اى امير مؤمنان ! از غيب سخن مى ‏گوئى ؟ و به علم غيب آشنائى ؟ امام خنديد و به آن مرد كه از طايفه بنى كلب بود فرمود : يا اخا كلب ! ليس هو بعلم غيب ، و انما هو تعلم من ذى علم ، و انما علم الغيب علم الساعة و ما عدده الله سبحانه بقوله ان الله عنده علم الساعة ... فيعلم الله سبحانه ما فى الارحام ، من ذكر او انثى ، و قبيح او جميل ، و سخى او بخيل ، و شقى او سعيد ، و من يكون فى النار حطبا و فى الجنان للنبيين مرافقا ، فهذا علم الغيب الذى لا يعلمه احد الا الله ، و ما سوى ذلك فعلم علمه الله نبيه فعلمنيه و دعا لى بان يعيه صدرى و تضطم عليه جوانحى : اى برادر كلبى ! اين علم غيب نيست ، اين فرا گرفته‏ اى است از عالمى ( يعنى پيامبر ) علم غيب تنها علم قيامت است ، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و بعد از ذكر آيه شريفه فرمود : خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است ، پسر است يا دختر ؟ زشت است يا زيبا ؟ سخاوتمند است يا بخيل ؟ سعادتمند است يا شقى ؟ چه كسى آتش‏گيره دوزخ است و چه كسى در بهشت دوست پيامبران ؟ ... اينها علوم غيبيه‏ اى است كه غير از خدا كسى نمى ‏داند و غير از آن علومى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده و او به من آموخته است ، و برايم دعا نمود كه خدا آن را در سينه‏ ام جاى دهد و اعضاى پيكرم را از آن مالامال سازد
از اين روايت به خوبى بر مى ‏آيد كه منظور از عدم آگاهى مردم از اين امور پنجگانه تمام خصوصيات آنها است ، فى المثل اگر روزى وسائلى در اختيار بشر قرار گيرد - كه هنوز آن روز فرا نرسيده است - و از پسر يا دختر بودن جنين به طور قطع آگاه شوند ، باز اين امر مساله‏ اى ايجاد نمى ‏كند ، چرا كه آگاهى از جنين به آن است كه تمام خصوصيات جسمانى ، زشتى و زيبائى ، سلامت و بيمارى ، استعدادهاى درونى ، ذوق علمى و فلسفى و ادبى ، و ساير صفات و كيفيات روحى را بدانيم ، و اين امر براى غير خدا امكان پذير نيست.
.( 1) وانگهي علم به «ما فى الارحام» تنها مربوط به پسر یا دختر بودن جنین نیست، بلكه استعدادها، حالات، روحیّات، و صدها دانستنى دیگر را نیز شامل مى‏شود كه با هیچ دستگاه و آزمایش و امكانات بشرى، قابل دست‏یابى نیست . (2)
دقت كنيد در آيه شريفه علم را بصورت مطلق و در خصوص "مافي الارحام" بكار برده است و اين منحصر در جنسيت جنين نمي شود .
نكته در خور توجه اين است كه بايد ميان "علم "و "ظن " تفاوت قائل شد ، به اين معنا كه كلمه "علم " به اعتقاد و دانشي اطلاق مي شود كه هيچ درصد خلافي در آن راه نداشته باشد و صد درصدي باشد برخلاف "ظن" و "شك" كه درصدي از دانش يا اعتقاد خلاف در آن راه دارد .(3)مثلا دانش ما به بارش باران با توجه به پيشرفت علم هواشناسي و ... ظني است نه قطعي و يقيني، لذا در اصطلاح قرآني به آن علم اطلاق نمي شود اما آنچه خداوند در خصوص يك موضوع مي داند علم قطعي است نه ظني . حال با توجه به اين نكته دانش ما نسبت به حتي جنسيت جنين – حالا موارد ديگري مانند چگونگي چهره و ويژگي هاي جسمي و استعداد هاي دروني و ساير كيفيات روحي وي بماند – دانشي ظني است زيرا بسيار اتفاق افتاده كه حتي جنسيت جنين در سونوگرافي صحيح تشخيص داده نشده لذا حتي با پيشرفت بسيار علوم هم هنوز در خصوص جنسيت جنين نيز نمي توانيم علم قطعي و صد درصدي داشته باشيم چه رسد به ساير خصوصيات وي – توجه داشته باشيد كه عرض كرديم كه در آيه شريفه ذكر شده است :" يعلم ما في الارحام " و علم خداوند را به صورت مطلق در مورد آنچه در ارحام است بيان نموده نه فقط در مورد جنسيت جنين .
بنابراين چه به لحاظ كميت - علم به تمامي خصوصيت جنيني كه در رحم است - و چه به لحاظ كيفيت - آگاهي و دانش قطعي و صد درصدي نه ظني و ترديدي - علم ما نسبت به اين موضوع با علم خداوند نسبت به اين موضوع كاملا متفاوت است و هيچگاه هيچ كس نخواهد توانست به تمامي ويژگي هاي يك جنين - كه در بالا برشمرديم - غلم قطعي و صدر در صدي داشته باشد جز خداوند متعال .

پرسش2- باز در اين آيه آمده که خدا باران را نازل مي کند خوب ماهم مي توانيم .فکر کنم شنيده باشد که الان علم آنقدر پيشرفت کرده که ابر را ميشه بارور کرد.
پاسخ : آيه از نزول باران و علم آن صحبت كرده است نه لقاح ابرها - كه بطور طبيعي بواسطه باد انجام مي شود (4)و در لقاح مصنوعي و بارور كردن مصنوعي از شيوه هاي مختلفي استفاده مي گردد - لذا بحث از نزول باران و علم همه جانبه نسبت به آن است .
وانگهي اينكه باران در چه موقع نازل مى ‏شود ؟ وكدام منطقه را زير پوشش قرار مى ‏دهد ؟ و دقيقا چه مقدار در دريا و چه مقدار در صحرا و دره و كوه و بيابان مى ‏بارد ؟ جز خدا كسى نمى ‏داند.
در مورد حوادث فردا ، و فرداها ، و خصوصيات و جزئيات آنها نيز همين گونه است.
پرسش3: در ايه ١79 آل عمران آمده خدا بر آن نيست که مومنان را بر اين وضعي که شما بر ان قرار داريد که منافق از مومن, خوب از بد مشخص نيست واگذارد, بر ان است تا پليد را از پاک به سبب آزمايش هاي مختلف جدا سازد. و خدا بر آن نيست که شما را بر غيب آگاه کند.
پاسخ: خود آيه 179 آل عمران پاسخ سوال شما را بوضوح داده است :
"﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ﴾ البته اين چنين نيست كه اين سالب كليّه باشد[يعني اين علم را به هيچ كس ندهد] كه هيچ كسي را خدا از علم غيب مطّلع نكند گروه خاصّي به نام انبيا و مرسلين و معصومين(عليهم السلام) هستند كه ذات اقدس الهي آنها را به علم غيب آگاه كرده است ﴿وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾ به آنها علم غيب مي‌دهد لذا به وجود مبارك پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود: ﴿وَلَوْ نَشَاءُ لَأَرَيْنَاكُهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيَماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْل﴾ و مانند آن، يا در بعضي از موارد اخبار مشخصّه را به پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) اعلام مي‌كند اما همه كس كه شايستهٴ دريافت علم غيب نيستند ﴿وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَي الْغَيْبِ وَلكِنَّ اللّهَ يَجْتَبِي مِن رُسُلِهِ مَن يَشَاءُ﴾"(5)
مراد از آیات‌ وروایاتی‌ که‌ علم‌ را به‌ خدا نسبت‌ می‌دهند و آن‌ را برای‌ خدا می‌دانند، علم‌ ذاتی‌ است‌، نه‌علم‌ موهبتی‌ که‌ از خدا افاضه‌ می‌شود.( 6)

در آيه 34 لقمان مراد علم ذاتي است و در ايه 179 آل عمران مراد علم موهبتي است كه به رسولان برگزيده خود افاضه مي نمايد .
وجه جمع دو آيه 34 لقمان و 179 آل عمران اين است كه علومي را كه در آيه 34 لقمان فرموده است كه مختص به خداست – و جزيي از علم غيب است و ذاتي است – بر اساس كريمه 179 به هر كه از انبياء برگزيده اش بخواهد موهبت مي كند . واين دو مطلب هيچگونه تعارضي با يكديگر ندارند .
پرسش4: درقران آمده که خدا منزه است از آنچه به آن نسبت مي دهيد پس چرا شما مي گوييد که حضرت محمد(ص)از سمت خدا آمده آيا خدا پاک تر از آن نيست که کسي از سمت خود بفرستد؟
پاسخ : بله خداوند در بسياري از آيات خود را منزه از توصيف و نسبت مشركان دانسته است :
وجعلوا لله شركاء الجن وخلقهم وخرقوا له بنين وبنات بغير علم سبحانه وتعالي عما يصفون ( 7)
و براى خدا شريكانى از جن قرار دادند با اينكه خدا آنها را خلق كرده است و براى او بى هيچ دانشى پسران و دخترانى تراشيدند او پاك و برتر است از آنچه وصف مى‏ كنند
ما اتخذ الله من ولد وما كان معه من اله اذا لذهب كل اله بما خلق ولعلا بعضهم علي بعض سبحان الله عما يصفون ( Dirol
خدا فرزندى اختيار نكرده و با او معبودى [ديگر] نيست و اگر جز اين بودقطعا هر خدايى آنچه را آفريده [بود] باخود مى ‏برد و حتما بعضى از آنان بر بعضى ديگر تفوق مى ‏جستند منزه است‏ خدا از آنچه وصف مى‏ كنند
لذا خداوند خود را از صفات ناپسندي كه مشركان بر او بر مبندند منزه مي داند اما فيض علي الاطلاق خداوند ايجاب مي كند كه براي راهنمايي بندگان و اتمام حجت بر بندگان پيامبراني بسويشان ارسال نمايد . در واقع ارسال رسل لطفي از جانب خدا ست و هيچ توصيف نادرستي نيست كما اينكه خداوند مي فرمايد :
رسلا مبشرين ومنذرين ليلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل وكان الله عزيزا حكيما ( 9)

لذا خداوند از هر توصيف نامناسبي كه با اسماء حسنايش منطبق نباشد منزه است.
بنابراين هيچ يك از مواردي كه شما فرموديد مشكلي ندارد و تناقض و مطلب غير معقولي در آن وجود ندارد تا در نتيجه قران را نازل شده از طرف خداوند ندانيم .

(1)- تفسير نمونه ، ج 17، ص98
(2)- تفسير نور ذيل آيه 34 سوره لقمان
(3)- حالت نفسانی بین قطع و شک را ظن گویند، فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول، ص 209.
(4)- خود قرآن كريم ، بادها را وسيله لقاح ابر معرفي مي كند : وَأَرْسَلْنَا الرِّيَاحَ لَوَاقِحَ فَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَسْقَيْنَاكُمُوهُ وَمَا أَنتُمْ لَهُ بِخَازِنِينَ( حجر/22) و بادها را بارداركننده فرستاديم و از آسمان آبى نازل كرديم پس شما را بدان سيراب نموديم و شما خزانه‏ دار آن نيستيد
(5)- ر.ك: تفسير استاد جوادي آملي ، بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء ، سوره آل عمران ،آيه 179 ،جلسه 293
(6)- نورالدین شریعتمدار جزائری،امام‌ حسین‌(ع) و علم‌ به‌ شهادت‌،سايت مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
(7)- انعام /100
(8)- مومنون /91
(9)- نساء /165

كليدواژه ها : علم ذاتي ، علم موهبتي،

موضوع قفل شده است