آنان که انکار مقامات عارفان و منازل سالکان کنند

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="Indigo"][="2"]ای آنکه میگویی فلسفه و عرفان کفر است...ای آنکه قدمی از قدم بر نداشتی...بدان
عرفان تفسیر انفسی قرآن کریم است،و فلسفه،به زبان در آوردن عرفان است.
و قرآن،انسانِ کاملِ مکتوب است و انسان کامل،وجه الله است.و فرمود "
أَینََما تُوَلُّوْا فَثَمَّ وَجْهُ الله"(به هر کجا رو کنید،وجه خداوند است).پس ای منکر عرفان و فلسفه،تو بگو به کجا رو کرده ای و عرفان نبود؟ به کجا رو کرده ای و فلسفه نبود؟ به کدام سو نگریستی و قرآن نبود؟
آری،تو که خود را به زنجیر های تعبّد بدون تعقّل کشیدی و نفهمیدی و نیافتی که فرمود "وتلك الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الاالعالمون"(این مثال ها را میزنیم و آن ها را تعقّل نمیکنند،جز عالمان)،و هر جاهلی،الفاظی چون حور و غلمان و انگور و سیب و بهشت و رود عسل و لذات جسمانی را میفهمد و تعقّل میکند.پس حتماً نکته ای در آیه شریفه نهفه است که فرمود "جز عالمان تعقّل نمیکنند"...و قطعاً حقیقت فوق این هاست و لفظ "تعقّل" آنچیزی است که تو آن را در "کلام و متکلمین" یافتی و امثال این سینا و خواجه طوسی ها و ملاصدرا ها و کمّلین در فلسفه.و عرفان،نوش جان کردن فلسفه است.چشیدن است.شُدن است.

پس تو ظاهر گیری و عارفان مغز را
تو بهشت را دریابی و سالکان بهشت آفرین را...اما بدان،اگر بهشت زیباست،بهشت آفرین زیبا تر است...آنان بهشت را این سو یافتند و در آخرت جایگاهشان همان است که فرمود "فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ"(در جايگاه صدق، نزد پادشاهى با اقتدار)
عرفان و قرآن و برهان،از هم جدایی ندارند[/][/][/]

[="Tahoma"][="Indigo"][="2"]و جناب اهل خدا چه زیبا نقل فرمود::Gol:


گوشه ای از نامه اخلاقی عرفانی امام به فاطمه طباطبایی


دخترم! سعى کن اگر اهلش نیستى و نشدى، انکار مقامات عارفین و صالحین را نکنى و معاندت با آنان را از وظایف دینى نشمرى، بسیارى از آنچه آنان گفته ‏اند در قرآن کریم به طور رمز و سربسته، و در ادعیه و مناجاتِ اهل عصمت بازتر، آمده است و چون ما جاهلان از آنها محرومیم با آن به معارضه برخاستیم.
[/][/][/]
موضوع قفل شده است