آموزش به نوجوانان

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست



کارشناس بحث: استاد حامی

سلام بر شما
خوشحاليم كه فردي چون شما اين مسؤوليت بس مهم را قبول كرده است.
راستش كار با نوجوانان بسيار سخت است و شيرين.
سخت است چون اين زمان دوران بلوغ و طوفان هورموني و اضطراب، زود رنجي و تقليد و گاهي ضد تقليد و....است. شايد تعجب كنيد كه مي گويم تقليد و ضد تقليد. نوجوان در اين سنين گاهي چنان شيفته يك دوست يا استاد يا الگوي ورزشي يا سينمايي مي شود كه او را بت قرار مي دهد و از سويي چنان از تقليد از مثلا مربي يا والدين و رهبران ديني فرار مي كند كه گويي آنها را غير هم سنخ خود مي داند.
چرا؟
تقليد و ضد تقليد اتفاق مي افتد؟
از سويي او تمايل شديد به مستقل شدن دارد.
از سويي وارد دوران بحران هويت مي شود. يعني تمايل دارد ارزش هايي را كه تا حالا از جامعه و مربيان و والدين گرفته است را شخم بزند و از نو خودش با تدبير و جستجوي خودش بنا كند( و دقيقا همين جاست كه فرقه هاي انحرافي شبهات را ايجاد مي كنند تا فرد را از باورهاي خودش دورش كنند مثلا مي گويند از كجا معلوم اسلام است فعلا بي دين باش تا بعدا تحقيق كني.
از سويي هم مي گويند اصلا ديني وجود ندارد اينها را رهبران ديني ساخته اند
از سوي ديگر مي گويند دين بايد آرامش ايجاد كند هر چه آرامش ايجاد كند و راحت باشد، همان دين شما است يوگا اين كار را مي كند و....

پس كار دشوار است.
اما چرا شيرين است؟
چون اگر زحمت بكشيد و جوانان را كه به خير با سرعت بيشتري گرايش دارند را راهنمايي كنيد از دام شيطان جني و انسي نجاتشان داده ايد.
و پيامبر(ص) فرمود: اگر يك نفر را هدايت كني ارزشش از آنچه خورشيد بر آن مي تابد بيشتر است.

روان شناسي نوجوانان
براي ارتباط مؤثر با نوجوانان حتما بايد روان شناسي نوجوانان را بدانيد.
براي اطلاع از سايت و كتاب در رابطه با نوجوان پيشنهاد مي كنم از اين نرم افزار كمك بگيريد: كليك كنيد:
[HL]نرم افزار كتاب درماني[/HL]

در ارتباط با نوجوان سه عنصر ارتباط مؤثر را تمرين كنيد و ماهرانه به كار بگيريد:

[HL]1- خلوص:[/HL] خودتون باشيد. نقش بازي نكنيد و تصنعي رفتار نكنيد چون اين براي آنها مشخص است و ارتباط قيچي مي شود.

[HL]2- همدلي:[/HL] جهان و مشكلات را از چشم ايشان ببينيد. همدلي به معني همدردي نيست. به معني تأييد حتي گناه و رفتار بد هم نيست. به معني اين است كه درك دنياي آنها است.
وقتي آنها درك شوند آن وقت همراه تان مي شوند.
لازمه همدلي زياد صحبت كردن نيست. خيلي ها مربي اي را موفق مي دانند كه زياد صحبت مي كند در حالي كه زياد شنيدن به ناگفته هاي آنها مهم تر است. وقتي نوجوان با صبوري درك شود و سخنانش شنيده شود تازه متوجه مي شود كه مي تواند روي اين مربي حساب كند و از آن به بعد است كه تشنه شنيدن خواهد شد و مي پرسد و پيگير خواهد بود.

[HL]3- توجه مثبت غيرمشروط:[/HL] به نوجوان توجه مثبت داشته باشيد و براي اين توجه و پذيرش تان شرطي نداشته باشيد. يعني اصل گوهر وجودي آنها، اصل هم نوع بودن و آفريده خدا بودن، و داشتن فطرت مهم است و بايد ديده شود.
و مهم است كه خطاي آنها را با كل شخصيت آنها يكي نگيريم. كل شخصيت ارزشمند است. و فلان رفتار بد، ناپسند است.

نكات كليدي در ارتباط

سنگين صحبت نكنيد.
پرسش و پاسخ داشته باشيد.
اگر چيزي را نمي دانيد درباره اش تحقيق كنيد و بدون تخصص وارد بحث نشويد.
جلوي جمع به كسي تذكر ندهيد.
نام هركس مهم ترين چيز براي او است. نام افراد را ياد بگيريد.
جلسات متنوع باشد مزاح به اندازه و لطيفه خستگي را از تن به در مي كند و مباحث را در ذهن ماندگار مي كند.
روان شناسي امر به معروف را يادبگيريد و ياد بدهيد( مراتب و شرايط امر به معروف و نهي از منكر مهم است و نكات روان شناختي دارد. مثلا جايي كه احتمال تأثير نمي دهيم يا احتمال ضرر جاني و مالي و آبرويي هست نبايد امر به معروف كنيم.
گمان نكنيم هر فردي كه منكري انجام مي دهد پليد است و تعمدي اين كار را انجام مي دهد برخي واقعا در شرايط نامساعدي تربيت شده اند و آگاه نيستند و شايعات آنها را محاصره كرده است و...)
تجارب تبليغي استاد قرائتي را گوش بدهيد و به كار بگيريد(دانلود)

با تشکر فراوان از آغاز کنند ه ی این تایپیک جالب چون این سوال مهم برا من هم بود که با نوجوانان بسیار سرو کار دارم و تشکر ویژه از کارشناس محترم که به شیوایی پاسخ میدهند . خدا قوت

یک سوال: با توجه به خصوصیات دوران نوجوانی که یکیشون همون نپذیرفتن تجارب دیگران هست چون دوست دارن هر چیزی رو مخصوصا در عشق خودشون تجربه کنن من با این مورد کمی مشکل دارم نمیدونم چطور براشون توضیح بدم که قبول کنن آزموده را آزمودن خطاست - چطور کمکشون کنم از کنار بعضی موضوعات بعضی افراد ساده بگذرن . چون تو این سن آدم کمی هم زندگی رو سخت میکنه برا خودش.نمیدونم منظورم رو تا چه حد رسوندم-میشه راهنماییم کنید؟ با تشکر فراوان از زحمات خالصانه ی شما

سلام.ممنونم.واقعا مطالب خوب و عالی بود.ممنون از جناب حامی

20 نکته در مورد برنامه ریزی

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

(بهترین برنامه ریزی برای آینده، بهره گیری درست از زمان حال است. «آلبرکامو» )
1- با آزمونهایتان و به ویژه با کنکور آگاهانه برخورد کنید.
هر آزمونی، بویژه آزمون سراسری مختصات خاص خودش را دارد. درک این نکته، اولین و مهمترین گام در غلبه ذهنی بر هر آزمونی است. برای یک برنامه ریزی موفق به مسائلی مثل شکل آزمون، زمان آزمون، تعداد رقبا، نوع سؤالات، درجه دشواری آنها و... باید توجه کافی کرد. کار برنامه ریزی، امری تخصصی است که از عهده هر کس بر نمی آید. اگر مختصات آزمونها را نشناسید، نمی دانید چه باید بکنید؟ اگر مختصات آزمونی مثل کنکور در ذهنتان روشن نباشد، تکالیفی که باید انجام دهید. آمادگی هایی که باید بدست بیاورید. مهارتهایی که باید کسب کنید همانند یک موج عظیم غیر قابل کنترلی جلوه خواهند کرد که هر لحظه می خواهند شما را به زیر آب ببرند.
2- داشتن یک برنامه مهم نیست، مهم داشتن اراده برای اجرای برنامه است. یادتان باشد که هر برنامه ای که برای خودتان می ریزید اولاً باید اجرایی باشد یعنی بتوانید آن را اجرا کنید. ثانیاً باید به هر قیمتی شده در اجرای آن ثابت قدم باشید تا آهسته آهسته مبدل به یک عادت رفتاری شود یک برنامه عالی و یک اجرای بد هیچ ارزشی ندارد اما یک برنامه معمولی همراه با یک اجرای عالی فوق العاده نتیجه بخش خواهد بود.
3- برنامه ریزی یعنی توجه به نیازها
برنامه ریزی یعنی تلاش برای رفع نیاز، اما کدام نیاز؟ یکی از نیازهای ما، نیازهای تحصیلی ما است. هر دانش آموزی علاوه بر نیازهای تحصیلی، نیازهای اساسی دیگری هم دارد که مورد بی توجهی قرار می گیرد. به این موضوع در نکات بعدی خواهیم پرداخت. اما نیازهای تحصیلی شما کدامها هستند؟ به نظر می رسد ساده ترین راه برای پی بردن به این نیازها پرداختن به نقاط ضعف و قوت تحصیلی است.
4- نقاط ضعف و قوت شما چیست؟
اصولاً برنامه ریزی تحصیلی در درجه اول برای رفع نقاط ضعف تحصیلی و در درجه دوم برای حفظ نقاط قوت درسی مان صورت می پذیرد. آیا به نقاط ضعف خود آگاهی دارید؟ آیا می دانید چگونه می توان از طریق برنامه ریزی این نقاط ضعف را برطرف ساخت؟ و از همه مهمتر در دل برنامه ریزی چگونه می توان مانع از افت نقاط قوتمان شویم؟
5-برای برنامه ریزی بهتر به نیازهای غیرتحصیلی تان هم توجه کنید.
برای داشتن یک برنامه خوب باید به همه نیازهایمان توجه کنیم. نیاز به خواب نیاز به استراحت، نیاز به تغذیه، نیاز به بهداشت، نیاز به ورزش و تحرک جسمانی، نیاز به ارتباطات اجتماعی، نیاز به عبادت و... از جمله نیازهای عادی و روزمره ما است که در هر گونه برنامه ریزی درسی باید به آنها توجه شود و در اولویت قرار گیرد. بی توجهی به این نیازها موجب شکست در برنامه ریزی درسی می شود. یادتان باشد که ما درس می خوانیم برای آنکه زندگی بهتری داشته باشیم اما زندگی نمی کنیم برای آنکه درس بخوانیم.
6- برنامه ریزی باید مثل پارچه باشد نه شیشه
برنامه ریزی باید قابل انعطاف باشد تا قابلیت اجرایی بالایی پیدا کند برنامه ای که مثل شیشه انعطاف ناپذیر باشد در مقابل کوچکترین فشار و ضربه ای شکنندگی خود را نشان می دهد. آسیب شناسی برنامه ریزی، به ما نشان می دهد که برنامه اگر نتواند خودش را با مجری برنامه منطبق و سازگار سازد محکوم به شکست است. برنامه خوب، مثل فنر است از قابلیت انعطاف بالایی برخوردار است. در تهیه برنامه و برنامه ریزی این مشخصه را حتماً باید رعایت کرد.
7- انواع برنامه ریزی را بشناسید
برنامه ریزی خوب، برنامه ای است که پاسخگویی نیازهای تحصیلی باشد نیازهای شما با کدام نوع برنامه ریزی رفع می شود؟ با برنامه ریزی زمانی؟ برنامه ریزی محتوایی؟ برنامه ریزی ترمیمی؟ برنامه ریزی آموزنی؟ برنامه ریزی کیفی؟ یا با سایر انواع برنامه ریزی؟
8- اهداف مقطعی اساس برنامه ریزی است
هر برنامه ای هدفی دارد. داشتن اهداف بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت از جمله ویژگیهای یک برنامه موفق است. در برنامه ریزی حتماً باید به اهداف مقطعی توجه کرد. یک برنامه ریزی خوب باید رسیدن به هدفهای کوتاه مدت را در دستور کار خود قرار دهد. هدفهای خود را مشخص کنید. آنها را روی کاغذ بیاورید. این اهداف را اولویت بندی کنید. تلاش کنید از طریق برنامه به اولویتهایتان جامه عمل بپوشانید.
9- اهداف مقطعی تان را کاربردی کنید
به تقویمتان نگاه کنید. از همین امروز تا روز برگزاری آزمون چند روز وقت دارید؟ به منابع آزمون دقت کنید. چند کتاب باید بخوانید؟ چند ماده درسی را باید در دستور کارتان قرار دهید؟ چند صفحه باید بخوانید؟ چقدر باید تمرین کنید؟ چه مهارتهایی را باید بدست بیاورید؟ این موارد و دهها مورد ریز دیگر می تواند هدفهای مقطعی و کوتاه مدت شما را کاربردی کند.
10- استانداردهای تحصیلی خود را مشخص کنید.
یادگیری نیز مثل هر رفتار دیگری آداب و استاندارد خاص خودش را دارد این استانداردها را برای خودتان تعریف کنید. راجع به آنها کمی بیاندیشید. نتیجه این اندیشیدگی را روی کاغذ بیاورید و در مورد آن اطمینان حاصل کنید. استانداردهای کمی می تواند شامل نمره، درصد، تراز، نمره کل و رتبه باشد. اما استاندارد کیفی شما می تواند در بر گیرنده درجات متفاوتی از عمق یادگیری و میزان تسلط شما بر مباحث مورد مطالعه باشد. لطفاً همین امروز در مورد این موضوع فکر کنید. زیرا برنامه خوب اهداف و استانداردهای مشخص می خواهد.
10- پیشگیری، اساس برنامه ریزی خوب
برای داشتن یک برنامه خوب باید به پیشگیری از آسیب هایی که موجب عدم پایبندی به برنامه می شود پرداخت. عمده ترین این آسیب ها بی برنامه گی ظاهری مدارس در امر برگزاری امتحانات داخلی است. هر دبیری به هر دلیلی در هر زمان مجاز است و می تواند اقدام به برگزاری امتحان مستمر نماید و معمولاً همین مسئله باعث می شود که در برنامه ریزی و اجرای آن خللی بوجود آید. اگر خوب بخوانید، اگر عمیق بخوانید، اگر مرتب و بر اساس برنامه بخوانید، اینگونه امتحانات نمی تواند کمر برنامه را بشکند. چنانچه احساس می کنید نمی توانید اینگونه عمل کنید. لطفاً در برنامه ریزی خود جایی و زمانی هم برای امتحانات غیر قابل پیش بینی در نظر بگیرید .
11- همه چیز در حال تغییر است
نگران تغییر اهداف، اصلاح اهداف یا استانداردهایتان نباشید. این کار امری واجب و طبیعی است. مهم این است که اراده شما سست نشود. مهم این است که پایبند به برنامه باقی بمانید. اگر بلند پروازی کرده اید لطفاً اهدافتان را تعدیل کنید. اگر خودتان را دست کم گرفته اید و استانداردهای سطح پایینی برای خود برگزیده اید آنها را تغییر دهید. اگر به سطحی از اهدافتان رسیده اید می توانید سطح توقع و انتظارتان را بالا ببرید. برنامه ریزی خوب، برنامه ریزی ای است که پذیرای این تغییرات اجتناب ناپذیر هم باشد.
12- هدف، هدف، هدف
برای رسیدن به موفقیت، مدام اهداف خود را به صورت ذهنی مرور کنید. از فرصت های موجود برای رسیدن به اهداف خود حداکثر استفاده را ببرید. در کمین فرصت های مناسب باشد. از امکانات و داشته های خود استفاده کنید و همیشه هدفهای خود را در صحنه آگاه ذهنتان داشته باشید و روشهای دستیابی به آن را جستجو نمایید. بخاطر داشته باشید، پشتکار و اراده زمانی شکل می گیرد که تداوم فعالیت شما در جهت رسیدن به یک هدف باشد. یادتان باشد که جمع جبری اراده و برنامه یعنی تسخیر و دستیابی به هدف، یعنی موفقیت.
13- برای داشتن یک برنامه خوب، ابزار خوب لازم است.
برنامه ریزی وقتی به ثمر می نشیند که شما به خوبی از خودتان شناخت داشته باشید در این زمینه لازم است:
* الف) عادات مطالعاتی خودتان را شناسایی کنید و میزان همگانی برنامه با عادتتان را بررسی کنید. هر چه این همگامی بالاتر باشد برنامه قابلیت اجرایی بالاتری خواهد داشت.
* ب) زمان مطالعه خود را شناسایی کنید. برنامه خوب، برنامه ای است که به بهترین زمان یا زمانهای یادگیری ما توجه داشته باشد و آن را به بند بکشد.
*) ج) برنامه موفق، برنامه ای است که به توان مطالعاتی شما هم توجه داشته باشد ریختن یک برنامه، برنامه ای که با روزی 15-14 ساعت مطالعه پر شده باشد برنامه خوبی برای دانش آموزی که حداکثر 8 ساعت توان مطالعاتی دارد نیست.
* د) برخی افراد عادت دارند که در کتابخانه یا محلی غیر از خانه به مطالعه بپردازند. در یک برنامه ریزی موفق باید به مکان های مطالعاتی مورد نظر داوطلب هم توجه کافی صورت گیرد. اینها نمونه هایی از ابزارهای لازم برای ریختن و اجرای یک برنامه ریزی خوب است. بدون توجه به این نکات ظریف یک برنامه ممکن است با شکست مواجه شود ابزارهای دیگری هم هستند که در اینجا به آن نمی توانیم بپردازیم.
14- ویرایشگری را بیاموزید.
بعضی ها وقتی در برنامه ریزی خود به مشکل بر می خورند فوراً برنامه را کنار گذاشته و به این نتیجه می رسند که اصلاً نمی شود با برنامه درس خواند!!! به این دسته از افراد پیشنهاد می کنیم که بجای کنار نهادن برنامه، به اصلاح و ویرایش برنامه خود بپردازند و اشکالات آن را رفع کنند تا دقیقاً برنامه را مبدل به برنامه دلخواهشان کنند. یادتان باشد گاهی شلواری را که می خریم پاچه آن را کوتاه می کنیم تا به سایز دلخواهمان برسد. اما از خیر خریدن آن نمی گذریم و یا آن را به دور نمی افکنیم.
15- برنامه را هرس کنید.
هرگز نمی شود با یک برنامه به استقبال همه موفقیتها و شرایط رفت. برنامه معمولاً قابلیت حک و اصلاح را دارد اما، ما از حک و اصلاح آن خودداری می کنیم. بهترین برنامه ها نیز گاهی نیاز به تغییر جهت پیدا می کنند. زیرا هدف یا هدفهای مختلفی را باید بتوانند پوشش دهند. پس این کار الزامی و اجتناب ناپذیر است هرگاه هدفهایتان دستخوش تغییر و اصلاح شد برنامه ریزی شما هم قطعاً باید دچار تغییر و اصلاح شود. هرگاه در سایه برنامه ریزی خوب نقاط ضعف تان برطرف شد. حتماً باید برنامه ریزی شما هم تغییر کند. این برنامه مسلماً اگر تغییر نکند بازده قبلی را نخواهد داشت. هرگاه زمان مطالعاتی شما کم یا زیاد شد برنامه هم باید تغییر کند تا به تعادل برسد و خلاصه به هزار و یک دلیل ممکن است برنامه شما نیزا به اصلاح داشته باشد. پس از همین امروز همچون یک باغبان خوب و دلسوز با قیچی مخصوص باغبانی به هرس کردن گل برنامه ریزیتان همت کنید. اگر این کار را بلند نیستید خودتان را به دست یک مشاور و روانشناس متخصص بسپارید تا نظارت و هدایت کارتان را به عهده گیرد.
16- مقاومت کنید، مقاومت
برای موفق شدن تغییرات زیادی را باید در خودمان ایجاد کنیم. برای ایجاد چنین تغییراتی، فشار زیادی را باید تحمل کنیم. این فشارها که ناشی از تغییر عادت ماست، معمولاً با نوعی مقاومت درونی روبرو می شود. برای پایبندی به برنامه، باید در برابر این فشارها مقاومت کرد. نباید اجازه داد که اهدافمان، امیدها و آرزوهایمان در پای عادتهایمان قربانی شوند. مقاومت کنید و با عادتهای بازدارنده مقابله کنید. بعد از مدتی اجرای برنامه و پایبندی به آن تبدیل به یک عادت می شود و این عادت ما را به هدف می رساند. در برابر موج وسوسه های بازگشت به روال قبلی مقاومت کنید. مقاومت، مقاومت.
17- برنامه باید انفرادی و جمعی باشد.
بهترین برنامه، برنامه ای است که هم به نیازهای فردی و هم به نیازهای جمعی ما پاسخ دهد. برخی از دانش آموزان فکر می کنند، برنامه خوب یعنی یک برنامه صددرصد متفاوت با دیگران. در حالی که اصلاً چنین نیست. به برنامه درسی مدرسه تان نگاه کنید. همه همکلاسی های شما در طول هفته در مدرسه باید درسهای ثابتی را بخوانند. اگر دبیری از شما قرار است امتحان مستمر به عمل بیاورد از همه شما امتحان می گیرد بنابراین برنامه ریزی همه شما تا حدی مشترک خواهد بود و این امری اجتناب ناپذیر است اما خارج از این حد مطمئناً برنامه ای انفرادی و متفاوت با دیگران می تواند باشد. پس واقع بینانه با امر برنامه ریزی برخورد کنید.
18- مشورت کنید. مداخله نکنید.
برای رسیدن به یک برنامه ایده آل با مشاور و برنامه ریزتان مشورت کنید. به او بگویید که چه نیازهایی دارید؟ چه هدفهایی را در سر می پرورانید؟ و چه مسیری را باید طی کنید؟ اما در کار برنامه ریزی روانشناس یا مشاور خودتان دخالت نکنید. اجازه بدهید تا او در سایه تجربیات دانش و مهارت خودش برای شما برنامه ریزی کند. اگر نظر اصلاحی تکمیلی داشتید می توانید بعداً با ایشان هماهنگ نمایید.
19- تنوع و تازگی را حفظ کنید.
برنامه ریزی خوب باید ناظر به روشهای مورد استفاده هم باشد. باید راهنمای خوبی برای روشهای بکار بسته برای مطالعه مفیدتر هم باشد. باید بتواند دانش آموز را هدایت کند که چه زمانی مطالعه مفهومی کند؟ چه زمانی مطالعه تثبیتی را باید انجام دهد؟ چه زمانی مطالعه تسلطی کند؟ چه زمانی مرور کند؟ و ... شرایط ادامه راه حفظ تنوع، طراوت و تازگی روشن است. برنامه ریزی امری تخصصی است از دیگران هم کمک بگیرید.
20- ارزیابی چراغ راه برنامه ریزی
در توصیه نهم از توصیه های 20 گانه به استانداردهای تحصیلی اشاره کردیم. استانداردهایی که قابل سنجش و ارزیابی است. از این ارزیابی ها برای اصلاح مسیر برنامه ریزی مان باید استفاده کنیم ارزیابی چراغ راه برنامه ریزی است زیرا، برای رسیدن به هدفی برنامه ریزی می کنیم. پس از طی زمانی یا مدتی باید خودمان را مورد ارزیابی قرار دهیم که چقدر به هدف یا هدف هایمان نزدیک شده ایم؟ آیا نیاز به تغییر داریم یا نه؟ برای این کار می توانیم از کنکورهای آزمایشی آزمونهای درون مدرسه ای اعم از مستمر و رسمی به عنوان یک ملاک ارزیابی استفاده کنیم.

20 نکته در تنظیم وقت

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

(بخشش بیش از خویشاوندی محبت می آورد. «حضرت علی علیه السلام»)
1- با توجه به هدفها
زمان همیشه محدود است اما اهداف و آرزوهای انسانی نامحدوند. ممکن است هر دانش آموزی هدفهای متعددی داشته باشد. مثلاً یکی می خواهد در درسهایش پیشرفت و موفقیت بالایی داشته باشد، اما دیگری علاوه بر درس خواندن می خواهد در زبان و رایانه هم به پیشرفتهای خوبی برسد و سومی می خواهد علاوه بر درس و زبان در ورزش هم برتر از بقیه باشد. به نظر شما این سه دانش آموز باید در تنظیم وقتشان یکسان عمل کنند؟ آیا برای بهره برداری از این زمان محدود نباید برنامه ریزی زمانی کرد؟ به برنامه ریزی زمانی خودتان نگاه کنید آیا نیاز به اصلاح دارد؟ کمی بیندیشید و در صورت لزوم با مشاور روان شناس مشورت کنید.
2- با توجه به نیازها
تنظیم وقت حتماً باید با توجه به نیازهای فردی صورت گیرد. در غیر این صورت قابل اجرا نیست. نیازهای جسمی شما مثل خواب، تغذیه، بهداشت و استراحت اصلی ترین نیاز شما هستند. آنها را در تنظیم وقتتان فراموش نکنید. نیازهای روانی - اجتماعی نیز حتماً باید ملاحظه شوند مثل نیاز به ارتباط اجتماعی با دوستان، بستگان یا تماشای تلویزیون در حد معقول (حداکثر 1 تا 2 ساعت در روز) خرید کردن، کمک به والدین و کمک و راهنمای تحصیلی خواهر و برادران بودن و ... نیازهای تحصیلی تان هم جایگاه خودش را دارند. نیازهایی مثل پیش مطالعه کردن، انجام تکالیف حفظ کردن، مرور کردن، تست زدن، آمادگی برای امتحانات و...
هر گونه تنظیم وقت بدون توجه به این نیازها و سایر نیازهای انسانی به دلیل قابل اجرا نبودن شما را دلسرد می کند.[SPOILER]
3- با توجه به تفکیک نیازها و الویت بندی آنها
نیازهای ما در زندگی پایان ناپذیرند. آنها را باید تفکیک کرد. برخی از نیازها، نیازهای ضروری واقعی هستند. اما پاره ای از آنها ضورری نما و کاذب هستند. یعنی اگر برآورده نشوند یا به تأخیر انداخته شوند لطمه ای به سلامت ما وارد نخواهد کرد. مثلاً چَت کردن نیازی نیست که به خاطر آن برنامه ریزیهای اصلی زندگیمان را فراموش کنیم. پس نیازهایتان را تفکیک و آنها را اولویت بندی کنید.
4- با توجه به زمان
اصولاً تنظیم وقت بدون در نظر گرفتن زمانی که برای دستیابی به یک هدف در نظر گرفته ایم امکان پذیر نیست. اهدافتان را به 3 دسته تقسیم کنید.
الف) اهداف کوتاه مدت: مثلاً چهارشنبه هفته آینده امتحان زبان دارم و باید خودم را برای آن آماده کنم. یا تا فردا باید همه تمرین های ریاضی ام را انجام دهم. این اهداف می توانند بین یک روز تا دو هفته را پوشش دهند.
ب) اهداف میان مدت: این اهداف معمولاً بین 2 هفته تا 2 یا 3 ماه را در بر می گیرند. مثلاً در امتحان ماهانه گذشته در عربی نمره نامطلوبی گرفتم و در این امتحان ماهانه که در پیش است حتماً باید آن را جبران کنم.
ج) اهداف بلند مدت: این اهداف معمولاً بیش از 3 ماه را در بر می گیرند مثلاً من حتماً باید در کنکور سراسری در رشته خاصی در دانشگاه خاصی پذیرفته شوم.
بعد از تقسیم بندی اهدافتان برای رسیدن به آنها تلاش کنید. تلاش کنید تا حتماً در یک دوره زمانی از قبل تعیین شده حتماً به هدفتان برسید.
5- با توجه به عادتها
اصولاً تنظیم وقت گاهی با عادتهای شما در تضاد قرار می گیرد. یاد بگیرید عادتهای مختلف خودتان را مثل عادات مطالعاتی، عادات خواب و بیداری، عادات تغذیه ای، تماشای تلویزیون، عادات تفریحی و... شناسایی کنید و در تنظیم وقتتان به آنها هم توجه کنید. یادتان باشد برای تنظیم وقت گاهی باید عادتها را تغییر داد که اراده ای استوار مثل اراده شما را می طلبد و گاهی هم باید اوقات تنظیم شده را با توجه به عادتها تنظیم کرد. مثلاً اگر عادت دارید اول شب بخوابید. هرگز تا دیر وقت برای خودتان برنامه ریزی نکنید. یا اگر صبح زود نمی توانید بیدار شوید هیچوقت این فرصت را برای مطالعه انتخاب نکنید.
6- با توجه به توانمندیها، امکانات و قابلیتها
در تنظیم وقت باید به عوامل متعددی توجه کرد از جمله قابلیتها و توانمندیهای فردی مثلاً افراد متعددی به صورت احساسی تصمیم می گیرند که از امروز روزی 8 یا 10 ساعت درس بخوانند اما نتیجه کار نشان می دهد که چون توان بیدار ماندن را ندارند عملاً نمی توانند به تصمیمی که گرفته اند عمل کنند. یا اگر دانش اموزی که در درسی نمره 10 گرفته و در آن درس ضعف دارد اگر ناگهان تصمیم بگیرد که در آزمون پایان هفته 20 بگیرد احتمالاً شکست را تجربه خواهد کرد اما اگر بجای 20 این بار نمره 15 را هدف می گرفت و در نوبت بعدی نمره 17 را و در نوبت بعدی 20 را شاید معقولانه تر حرکت می کرد و می توانست موفقیت را تجربه کند.
7- با توجه به رغبت ها، گرایشها و علایق
اصولاً در هر کاری اگر علاقه باشد موفقیت هم هست زیرا تلاش و پشتکار در آنجا به ثمر می نشیند. لطفاً در تنظیم وقتتان به علایق و رغبت هایتان توجه کنید. مثلاً اگر به درس خاصی کمتر علاقه دارید باید وقت بیشتری به آن اختصاص دهید تا نتیجه بهتری بگیرید. یا اگر به رشته ای علاقه دارید و می خواهید حتماً در آن موفق شوید پس از هم اکنون سرمایه گذاری کنید و وقتتان را به گونه ای تنظیم کنید که حتماً به رشته مورد نظرتان دسترسی پیدا کنید. یادتان باشد هر عملی که انجام می دهید آگاهانه و عاقلانه باشد.
8- تسلیم رغبت ها و گرایشها و علایق مخالف نشدن
یکی از عوامل آسیب زا در تنظیم وقت، تسلیم شدن در برابر رغبت ها و گرایشهایی است که یا مغایر یا مزاحم اهداف اصلی مان است مثلاً تماشای تلویزیون، گفتگوهای طولانی با تلفن، ساعتها یا کامپیوتر بازی کردن از جمله عوامل آسیب زایی هستند که معمولاً هم مزاحم و هم مغایر با اهدافمان می باشند و در نتیجه به تنظیم وقتمان به شدت آسیب می رسانند. لطفاً مراقب این دسته از علایق، رغبت ها و گرایشهایتان باشید. اول آنها را شناسایی کنید سپس نقش مثبت و منفی آنها را در رسیدن به اهدافتان بررسی کنید و نهایتاً شیوه های مناسب خودتان را برای مقابله با آنها پیدا کنید. اطمینان دارم که خواست و قدرت شما بر آنها غلبه می کند.
9- وقت های مرده را احیاء کنید
یکی از مهارتهای اساسی در تنظیم وقت کسب مهارت در شناسایی و احیاء وقتهای مرده است. اوقات مرده به اوقاتی اطلاق می شود که بدون هیچگونه هدفی و نتیجه ای فقط سپری می شود. شناسایی این اوقات و استفاده از آن زمانها می تواند کلید موفقیت شما باشد. حتماً به کسانی برخورده اید که در اتوبوس یا سرویس به مطالعه می پردازند یا کسانی که در زنگ تفریح کتاب یا جزوه ای را به همراه دارند. آیا شما نمونه ها و مثالهای دیگری را سراغ دارید؟
10- اضطراب
یکی از ریشه های اضطراب عدم تنظیم وقت است. اضطراب، ترس ناخودآگاه از عاملی ناشناخته است. در اضطرابهای تحصیلی ترس از عدم موفقیت از مهمترین ترسها است. مهارت تنظیم وقت، شما را توانا و مطمئن می سازد و به شما شادابی و اعتماد به نفس و اراده ای آهنین می بخشد. در برابر این روحیه مطمئن باشید که اضطراب زانو می زند.
تنظیم وقت به شما کمک می کند مطمئن باشید که به همه درسهایتان می رسید و دل نگران عدم آمادگی و خدای ناکرده عدم موفقیت نخواهید بود و به این ترتیب اضطرابی نخواهید داشت قبول کنید که اضطراب اینکه می رسید بخوانید یا نمی رسید؟ می توانید موفق شوید یا نمی توانید؟ اصلی ترین کانون اضطراب دانش آموزی است.
11- بگویید نه
کسب مهارت در نه گفتن به برخی از عادات زمان کُش مثل مکالمه های طولانی و... یکی از راه های اصلی حفظ و صیانت از تنظیم وقت است. وقتی که تنظیم می شود دقیقاً باید صرف همان کاری شود که برای آن در نظر گرفته شده است. پس نباید آن را صرف امور دیگر کرد. به نظر شما آیا این عاقلانه ترین و عادلانه ترین کار نیست که به هر امر دیگری غیر از امر مورد نظر در آن لحظه نه بگوییم؟ یاد بگیرید قاطع و بدون رو در بایستی باشید. یاد بگیرید نه گفتن را تا موفق شوید. یاد بگیرید نه گفتن را تا منظم شوید. یاد بگیرید نه گفتن را تا با صلابت و با اراده شوید. نه گفتن، یک مهارت است مهارتی که همه ما در همه عرصه های زندگی به آن احتیاج داریم.
12- آدم آهنی هرگز
بعضی ها فکر می کنند اگر وقتمان را تنظیم کنیم باید مثل آدم آهنی ها دقیقاً هر کاری را با برنامه از قبل تنظیم شده انجام دهیم. در حالی که با تنظیم وقت مقید به رعایت وقت می شویم اما آدم آهنی نمی شویم. با تنظیم وقت به ارزش و اهمیت وقت پی می بریم و از آن مهمتر به شأن و منزلت و اهمیت خودمان واقف می شویم چرا که آنقدر مهم هستید که وقتتان به بطالت نگذرد. شما آنقدر اهمیت دارید که هر کسی، هر لحظه ای دلش خواست به خودش اجازه نمی دهد که وقت شما را بگیرد مگر با تعیین وقت قبلی پس لطفاً کمی با کلاس تر از آنچه که هستید باشید. به هر کسی و هر چیزی در هر لحظه ای که طلب کرد وقت ندهید.
13- امان از انباشتگی
«درسها روی هم دیگه تلنبار شده اند و من متحیرم که چگونه به آنها سامان بدهم» این تنها یک تصویر از مجموعه تصاویر زشت و آزارنده عدم تنظیم وقت است. یکی از هدفهای تنظیم وقت، جلوگیری از انباشتگی دروس، عقب ماندن از کارها، اضطراب، یاس و دلزدگی از کار و درس، شکست و ناکامی، عدم اعتماد به نفس و فشار روانی است. پس چه باید کرد؟ بسیار ساده. از همین حالا شروع کن، کار امروزت را به فردا میفکن و اراده کن که آنچه را خواسته ای اجرا کنی. آن را روی کاغذی بنویس و در جایی نصب کن که همواره آن را ببینی و خودت را مقید به اجرای آن کن.
14- تخمین زمان
کسب مهارت در برآورد زمان مورد نیاز یکی از عوامل اصلی تنظیم وقت است. دقت کن ببین برای انجام هر کاری چقدر وقت احتیاج داری؟ افراد زیادی هستند که قادر به انجام چنین کاری نیستند. این کار به ظاهر ساده است اما در عمل تولید مشکل می کند. گاهی برای انجام کاری که نیم ساعته می توان آن را انجام داد 2 ساعت وقت پیش بینی می کنیم و گاهی هم برای انجام کاری که حداقل 3 ساعت وقت می برد فقط یک ساعت در نظر گرفته ایم. منشاء برخی از بی نظمی های زمانی فقدان مهارت کافی در تخمین زمان مورد نیازمان است. لطفاً در تنظیم وقتتان بازنگری کنید. شاید ریشه های برخی از بی نظمی هایتان بر شما هم آشکار شود.
15- تولید علاقه کنید
علاقه و انگیزه یکی از عوامل اصلی پایبندی به تنظیم وقت است اگر می خواهید مقید به تنظیم وقت باشید در وجودتان تولید علاقه و انگیزه کنید. از سر اکراه و بی میلی به سراغ چنین کاری نروید تلاش کنید تا فواید مقید به وقت بودن را هر چه بیشتر شناسایی کنید و در ازاء پایبندی به اجرای برنامه تنظیم وقتتان به خودتان پاداش بدهید. ثمرات تنظیم وقت را در زندگی تحصیلی و شخصی خود شناسایی کنید و متوجه تأثیر مثبت آن باشید و ببینید که نگاه دیگران در این مورد چگونه نسبت به شما مثبت تر می شود.
16- کنجکاویهای نا به جا و غیر معقول و غیر منطقی را کنترل کنید
یکی دیگر از آسیب های تنظیم وقت کنجکاویهای نا به جا و غیر معقول است. هنگامی که شما مشغول انجام کاری هستید اجازه ندهید ذهنتان به جای دیگری معطوف شود. این کنجکاوی الزاماً منفی نیست اما به مصداق هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد هر کنجکاوی هم جایی و مکانی و زمانی دارد. حواس پرتی یعنی همین، عدم تمرکز یعنی همین، پس از هم اکنون اجازه ندهید وقتی ذهنتان در چهارچوب برنامه تنظیم شده به انجام امری مشغول است متوجه چیزهای دیگری شود، مهمانهای ناخوانده ای که سرانجام جای صاحبخانه را می گیرند و موضوع اصلی به فراموشی سپرده می شود.
17- اعمال محدودیت کنید
قانون یا قانون هایی را وضع کنید که بر اساس آن خودتان را در برابر هدر دهنده های وقت بیمه کنید. مثلاً اگر با تلفن زیاد صحبت می کنید بر تکه کاغذ کوچکی بنویسید فقط 5 دقیقه و آن را با چسب بر روی دستگاه تلفن بچسبانید. اگر به رایانه زیاد می پردازید ساعت روزانه قابل استفاده خودتان را بر روی بدنه کامپیوتر بچسبانید تا به این ترتیب هر روز و هر لحظه به سراغ آن نروید. برای سایر هدر دهنده های وقتتان هم برنامه ریزی کنید. برای آنها قانون بنویسید و اعمال محدودیت کنید. من مطمئنم که این شمایید که نهایتاً سربلند و پیروز از میدان خارج می شوید.
18- ورود ممنوع
ورود به شاهراه خیالبافی و واقع گریزی را ممنوع اعلام کنید و با آن آگاهانه برخورد کنید تا بتوانید مقید به تنظیم وقتتان باقی بمانید. امان از خیالبافی های بی موقع، خیالبافی هایی که دشمن موفقیت و پیشرفت مان هستند. هر وقت دچار چنین وضعیتی شدید بلافاصله به خودتان نهیب بزنید که الان وقت پرداختن به این موضوع نیست اکنون هنگام انجام دادن این یا آن کار است. خیالبافی، دنیای شیرین و بی دغدغه ای دارد. این هم یک نیاز روانی است اما باید به آن در موقع بیکاری و استراحت پرداخت نه در هنگام آموختن و تمرین کردن و امتحان دادن.
19- شتاب غیر منطقی
شتاب غیر منطقی معمولاً منتهی به شکست و ناکامی می شود. منتهی به نتیجه کامل نگرفتن می شود. منتهی به دوباره کاری و چند باره کاری می شود. شتاب غیر منطقی هم می تواند تنظیم وقتمان را بهم بریزد. یاد بگیرید آهسته و پیوسته روید و فراموش نکنید.
که رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
20- خواستن
این همه مطلب گفتیم اما نگفتیم آیا واقعاً شما احساس نیاز نمی کنی؟ آیا تا حالا سختی نکشیدی؟ آیا تا حالا چوب عدم تنظیم وقتت را نخوردی؟ یه کم فکر کن. تا نخوای نمیشه.
(مدیریت مؤثر بر زمان شرط اصلی موفقیت در وادی مطالعه است.)[/SPOILER]

20 نکته در مورد امتحان دادن

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

1- با فلسفه امتحان دادن آشنا شوید و اهداف خودتان را مشخص کنید.
2- برای اینکه نشان دهید قادر به درک موضوعاتی که به عنوان پرسش مطرح شده اند هستید متن سؤال را با دقت تمام بخوانید و زیر کلید واژه ها خط بکشید.
3- همیشه محدودیت زمانی پاسخگویی به پرسشها را بخاطر داشته باشید.
4- برای موفقیت در هر گونه امتحان نیاز به سرعت عمل، دقت و سرعت انتقال داریم.
5- مراحل مختلف و کلی یک امتحان عبارتند از:
الف) خواندن دقیق پرسش
ب) تجزیه و تحلیل ذهنی یا تفکر روی سؤال و پاسخ یابی ذهنی
ج) نگارش متن اولیه پاسخ
د) بازبینی پاسخ
ه) تصحیح احتمالی پاسخ
و) بازخوانی نهایی
6- برای هر امتحان مجموعه صفحاتی را که باید بخوانید مشخص کنید و برای آمادگی هر چه بیشتر زمان بندی لازم را برای یادگیری انجام دهید.
7- درجه دشواری متنی که می خواهید بیاموزید را تعیین کنید و بر اساس آن تعیین وقت کنید.
8- اهمیت نسبی مطالبی که باید امتحان بدهید را از نظر دبیر مشخص کنید.
9- زمانی را که برای یادگیری اختصاص می دهید حتماً در برگیرنده خودآزمایی تان هم باشد. از سؤالهای مختلف سالهای قبل استفاده کنید و میزان آمادگیتان را ارزیابی کنید.
10- در نتیجه گیریها به جزئیات موجود در سؤال، فرضیات آشکار و پنهان موجود در سؤال و احتمالات توجه داشته باشید.
11- به پرسشها، با تکیه بر نکات کلیدی و قسمتهای اصلی با یک جمله بندی صریح و بدون ابهام پاسخ دهید.
12- به هنگام پاسخگویی به هر سؤال به یک خط فکری مشخص و قابل دفاع پایبند باشید، یعنی پاسختان منسجم باشد.
13- در پاسخ گویی از پرداختن به جزئیات در کنار کلیات غفلت نکنید.
14- به هنگام پاسخگویی به سؤالات آزمون سعی کنید از مثالهای روشن و مرتبط برای توضیح دقیق تر استفاده کنید.
15- زیاد ننویسید اما حتماً کامل، واضح، مرتب، منطقی و صریح بنویسید.
16- به نقش کلیدی کلماتی چون: چگونه؟ چرا؟ چه موقع؟ چه؟ مقایسه کنید. توضیح دهید، تعریف کنید، بحث کنید، مثال بزنید و شرح دهید و... توجه کنید.
17- این قاعده طلایی را بخاطر بسپارید: یک اندیشه، یک جمله.
18- در جواب دادن به سؤالات امتحانی به موضوعات فرعی بیش از موضوعات اصلی نپردازید.
19- صحیح بنویسید. غلط املایی نداشته باشید.
20- بین پاسخهای هر سؤال با سؤال دیگر یک فاصله قابل تشخیص قائل شوید.

20 نکته در مورد تحلیل کارنامه

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

1- کارنامه های امتحانی را مثل یک آیینه تلقی کنید و خودتان را در آن به دقت ببینید. هر کارنامه ای گویای نکات مهمی است که با درک صحیح آن می توانیم به کارنامه های بهتری در آینده دست یابیم. کارنامه ها می توانند بیانگر سطح تلاش شما باشند. آنها هم چنین می توانند گویای سطح توانایی های شما هم باشند. کارنامه می تواند بیانگر سطح عملکرد شما هم باشد. پس اولین قدم آن است که تعیین کنیم این کارنامه ای که گرفتیم به آن می نگریم بیانگر چه چیزی است؟
2- کارنامه ها وقتی می توانند بیانگر سطح توانایی های شما باشند که هم خودتان و هم اطرافیانتان (اعم از دبیران و والدین و دوستان) به این نتیجه برسند که شما استعدادی بیش از آنچه که بدست آورده اید ندارید و به قول معروف کشش شما در همین حد است. اما بخاطر داشته باشید که حتی در چنین حالتی هم این کارنامه صد درصد گویای سطح توانایی شما نیست مگر آنکه یک متخصص روان شناس بر این امر صحه بگذارد. چون عموماً دانش آموزی که در یک درس مثلاً ریاضی یا عربی هیچوقت نمره ای بالاتر از 15 نمی گیرد الزاماً به معنی آن نیست که او کشش لازم را ندارد بلکه می تواند بیانگر این باشد که او نمی تواند از استعداد خود بهره بگیرد. سطح توانایی های شما زمانی پایین خواهد بود که شما دچار اختلالات مختلف مغزی، عصبی، روانی یا یادگیری باشید. آیا واقعاً اینگونه است؟
3- کارنامه ها می توانند بیانگر سطح تلاش شما باشند. بدیهی است اگر دانش آموزی در یک درس نمره 14 می گیرد دلیل بر ضعف وی در آن درس نیست بلکه گویای آن است که وی تمرین و پشتکار و برنامه ریزی و علاقه و انگیزه ی کافی برای خواندن آن درس نداشته است. پس اگر کارنامه شما بیانگر چنین چیزی است بهتر آن است که دست به بازنگری و تغییر در روش خواندنمان بزنیم. نه آنکه برچسب بی لیاقتی و ناتوانی به خودمان بزنیم یا بر چسب زده شده را بپذیریم. عموم دانش آموزان نوع کارنامه هایشان بیانگر این حالت است.
4- به جای اینکه به دنبال بهانه ها و توجیه های رنگارنگ باشیم و بهانه هایی مثل اینکه «سؤالهای طرح شده سخت بود» «هیچ کس بیست نگرفت» «تازه من نمره ی خوب کلاس را گرفته ام» «اصلاً دبیرمان در تصحیح اوراق دقت نمی کند» «سؤالها خارج از کتاب درسی بود» و... سعی کنیم خودمان را در آیینه ی کارنامه مان صادق ببینیم. کمی فکر کنیم که آیا نیاز به تمرین بیشتری نداشتیم؟ آیا می توانستم بهتر تمرین کنم؟ آیا نیاز به یادگیری روش های یادگیری را ندارم؟ بهتر است ابتدا سهم خودمان را در کارنامه جستجو کنیم سپس به سهم دیگران در رقم خوردن چنین نتیجه ای بپردازیم.
5- کارنامه ای که بیانگر سطح تلاش شما است. گویای نیازتان به برنامه ریزی یا تجدید نظر در برنامه ریزی تان می باشد. پیام این دسته از کارنامه ها را دریابید. آنها به شما می گویند که چگونه باید در برنامه هاتان تجدید نظر کنید. مشورت با مشاورین متخصص (و نه هر کسی که ادعای مشاوره می کند) می تواند در این مورد راهگشا باشد.
6- چنانچه شما جزء آن دسته از دانش آموزانی هستید که دارای استرس فراوان، اضطراب بیش از حد، وسواس در پاسخدهی، کندی در پاسخدهی، فراموشی یا ناتوانی در بازیابی اطلاعات از حافظه و یا بی دقتی فراوان هستید در این صورت کارنامه ی شما هرگز نمی تواند کارنامه ی سطح تلاش شما یا سطح توانمندیتان باشد. اینگونه کارنامه ها معمولاً بیانگر سطح عملکرد دانش آموز است.[SPOILER]
7- کارنامه ی شما زمانی می تواند کارنامه ی سطح عملکرد شما تلقی گردد که هم از استعداد و توانایی های ذهنی بالایی برخوردار باشید و هم دانش آموز کوشا و با پشتکاری باشید. فقط در چنین حالتی است که با اطمینان می توانیم بگوییم که شما اشکالتان در فرایند نتیجه گیری یعنی روز امتحان است دانش آموزانی که مشکلات گفته شده در نکته ششم را دارا هستند حتماً باید به روانشناسان متخصص یادگیری یا برای درمان وسواس خود به روان شناسان بالینی مراجعه نمایند. آنها بدون حل مشکلات خود نمی توانند بهبودی در شرایط تحصیلی خود ایجاد نمایند.
8- یادتان باشد که از کارنامه ی خودتان فرار نکنید. این کارنامه متعلق به شما است. مخفی کردن آن، نادیده پنداشتن آن، نابود کردن آن و یا فکر نکردن به آن نمی تواند به شما کمک کند. پس شجاعانه آن را بپذیرید و در مورد نمره ها، درصدها ترازها و رتبه های خود کمی بیاندیشید. دلایل افت و خیز خود در درسها را بررسی کنید. این دلایل را فقط برای خودتان بنویسید در مورد آن بیاندیشید. راه حل های ممکن را پیدا کنید و مسئله ی خود را حل کنید، مطمئن باشید این بهترین گزینه ی ممکن است.
9- برای آنکه سطح رضایت خودمان را از کارنامه ی خود بررسی کنیم. باید بدانیم که این سطح رضایت چرا و چگونه حاصل شده است؟ آیا رتبه ی اول کلاس بودن شما را راضی می کند؟ حتی اگر همکلاسان شما در درس هایشان عموماً ضعیف باشند؟ آیا رتبه ی اول پایه و مدرسه را بدست آوردن شما را قانع می سازد حتی اگر بدانید که در سطح منطقه ی آموزشی خود یا در سطح استان اصلاً رتبه قابل قبولی نیست؟ حتماً سراغ دارید دانش آموزی را که با گرفتن نمره 12 راضی و خشنود است و حتماً دیده اید دانش آموزانی را که حتی با داشتن نمره 18/5 عصبانی و گریان هستند. به نظر شما با این شراط می توانیم سطح رضایت خود را بدون توجه به دایره ی رقابتی که در آن واقع شده ایم تعریف کنیم؟
10- کارنامه سند ارزیابی دانش آموز در دروس مختلف است. این ارزیابی یا آنچه که به آن امتحان می گوییم برای همه یکسان اجرا شده اما برای همه نتیجه ی یکسانی نداشته است. بنابراین هر فردی باید کارنامه ی خودش را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد تا دریابد در کدام درس یا درس ها نیاز به کار بیشتری دارد؟ در کدام درس یا درس ها نتیجه ی مطلوبی نگرفته است؟ چرا؟ و چگونه می توان در این درس یا درس ها هم پیشرفت کرد؟ کدام مبحث یا مباحث را باید بهتر، دقیق تر، بیش تر و عمقی تر بخواند؟ چه مهارت یا مهارتهایی را در نحوه ی پاسخدهی باید کسب نماید یا تقویت نماید؟
به نظر می رسد فراهم ساختن پاسخی صحیح و دقیق در مورد این گونه پرسشها می تواند راهگشای مناسبی برای رشد و پیشرفت تحصیلی باشد.
11- با گرفتن یک کارنامه دنیا به آخر نمی رسد. همواره فرصت جبران وجود دارد. همواره امید به پیشرفت وجود دارد. همواره امکان بهبود شرایط و یا تغییر آن وجود دارد. مهم آن است که با گرفتن کارنامه به درستی آن را فهمیده و تجزیه و تحلیل کنیم. به جایگاهی که داریم نگاه کنیم و به آنچه که خود را لایق و شایسته ی آن می پنداریم بیندیشیم و برای پر کردن این فاصله قدم بردارید. پس از همین حالا شروع کنید. فردا دیر است.
12- کارنامه های مختلف، ویژگیهای مختلفی دارند. مهم آن است که هر کارنامه ای را که از هر جا دریافت می کنیم بخوبی تجزیه و تحلیل کنیم. در این بخش از روش تحلیل کارنامه، به تحلیل کارنامه هایی می پردازیم که مربوط به آزمونهای رقابتی ای مثل کنکور می باشد. در اینگونه کارنامه ها با مواردی مثل درصد، تراز، نمره خام، رتبه، نمره کل و... روبرو می شویم که درک درست از آنها می تواند به ما در تجزیه و تحلیل آنها بهتر کمک کند. این موارد را در نکته های بعدی پی گیری کنید.
13- درصد نمره ای است که بین 33- تا 100 در نوسان است. نمره منفی یعنی نه فقط به هیچ نمره ای دست نیافته اید بلکه به دلیل کثرت سؤالهای غلط شما، نمره حاصله از صفر هم کمتر شده است. هرگاه در نمره های درصدی نمره های زیر 100 داشتید بررسی کنید ببینید که چرا 100 نگرفته اید؟ آیا پاسخ های اشتباه داشته اید؟ کدام پاسخها اشتباه بوده و چرا؟ یا اینکه پاسخنامه را سفید گذاشته اید؟ در این صورت هم بررسی کنید که چرا نتوانسته اید به سؤال یا سؤالهای مورد نظر جواب دهید؟ آیا کمبود وقت باعث این امر شده؟ یا نداشتن اطلاعات و دانش کافی؟ یا فراموشی عامل این امر بوده؟ به نظر شما برای هر کدام چه باید کرد؟
14- گاهی ممکن است در کارنامه به نمره ای به نام تراز برخورد کنید تراز جایگاه شما را در درس مربوطه نسبت به سایر داوطلبان نشان می دهد. به همین دلیل ممکن است درصد شما در درس ریاضی 60 باشد اما ترازتان 6800 ولی ممکن است در درس زبان نمره 94 را گرفته باشید اما ترازتان در این درس 6400 باشد. در نگاه اول به نظر می رسد که باید وضعیت شما در درس زبان نسبت به بقیه رقبا بهتر باشد. اما نمره ی تراز به شما می گوید که شما در درس ریاضی از جایگاه مناسب تری نسبت به دیگران برخوردارید. به عبارت دیگر درس زبان چون برای بسیاری از داوطلبان ساده بوده و آنها هم نمره ی خوبی گرفته اند شما را به تراز 6400 رسانده اما درس ریاضی برای دیگران آنقدر سخت بوده و نمره های آنان آنقدر کم بوده که تراز شما بالاتر از نمره ی تراز زبان تان شده است. توصیه می کنم هرگاه در درسی از تراز پایینی برخوردار بودید به فکر جبران آن باشید و سعی کنید به شیوه های مختلف نمره ی ترازتان را افزایش دهید. در این مورد مشاوران شما می توانند نکات فنی تری غیر از آنکه «بیشتر یا بهتر بخوان» را در اختیار شما قرار دهند.
15- یکی دیگر از مشخصات کارنامه «رتبه» است. رتبه جایگاه شما را به ترتیب در بین بقیه ی رقبا مشخص می کند. ارزش رتبه به شدت تحت تأثیر تعداد شرکت کنندگان در آزمون است. مثلاً کسب رتبه 35 در یک کلاس 38 نفره هرگز برابر با کسب همان رتبه در جمع 100 نفری دانش آموزان پایه نیست و این رتبه نیز هرگز به اندازه ی کسب رتبه ی 35 بین 10000 نفر از دانش آموزان یک استان نیست. مسلماً هر چه تعداد شرکت کنندگان بیشتر باشد رتبه 35 با ارزش تر خواهد بود و بر عکس. بنابراین در تحلیل رتبه همواره به تعداد کل شرکت کنندگان در آزمون توجه کنید. هر چند که مفهوم رتبه در کلاس، رتبه در پایه، رتبه در شهر، رتبه در استان، رتبه در سهمیه و رتبه کشوری با یکدیگر متفاوت است توجه به این تفاوتها می تواند ما را به تحلیلی دقیق تر از کارنامه برساند.
16- بخاطر داشته باشید که هرگاه رتبه ها و ترازهای شما از دامنه ی نوسان زیادی برخوردار است بیانگر این موضوع است که شما از یک روند مطالعاتی ثابتی پیروی نمی کنید. البته وجود نوسان در نمره و تراز و رتبه کاملاً طبیعی است اما نوسانهای زیاد که بیانگر افت و خیزهای فراوانی است می تواند نگران کننده باشد و دلیل بر وجود مشکلات انگیزشی و مدیریتی داوطلب است. تلاش کنید این دامنه ی نوسان خود را کم کرده تا به نوعی ثبات نسبی در نتیجه گیری برسید.
17- در برخی از کارنامه های تحصیلی تصویری از پاسخ برگ های داوطلبان نیز وجود دارد این کارنامه ها به دانش آموز امکان می دهد که دقیقاً دریابد کدام یا کدامین سؤال یا سؤالها را اشتباه جواب داده و کدام سؤال یا سؤال ها را بدون پاسخ باقی گذاشته است. دیده می شود که عموم داوطلبان از کنار این موضوع به سادگی عبور می کنند اما واقعیت آن است که چنین کارنامه هایی فوق العاده ارزشمند هستند زیرا داوطلبان می توانند با دیدن سؤالهایی که بی پاسخ باقی مانده دریابند که آیا در مورد این سؤالها دچار کمبود وقت شده اند؟ بدیهی است که اگر پاسخ دانش آموز در این مورد مثبت باشد باید به مهارتهای مدیریت زمان دست یابد. گاهی هم ممکن است سؤال های بی پاسخ به دلیل فراموشی شکل گرفته باشند. در این مورد حتماً نیاز به مدیریت حافظه داریم و مهارتهای مرتبط با آن را باید بیاموزیم. ممکن است پرسشهای بی پاسخ ناشی از عدم تسلط اطلاعاتی ما بر موضوع درسی باشد. یعنی جواب سؤال را نمی دانستیم. در این صورت واضح است که نیاز به مطالعه ی عمیق تر و مجدد مباحثی را داریم که سؤال های مربوط به آن را نتوانسته ایم پاسخ بدهیم.
18- در تحلیل پاسخ برگ های موجود در کارنامه ها، گاهی با سؤال هایی روبرو می شویم که به آنها پاسخی غلط داده ایم. این پاسخ های غلط می تواند ناشی از بی دقتی در محاسبات، بی دقتی در انتخاب گزینه، بی دقتی در خواندن متن سؤال، بی دقتی در وارد کردن پاسخ در پاسخنامه، عدم تسلط اطلاعاتی بر موضوع مورد سؤال و موارد مشابه دیگر باشد به نظر می آید که هیچ کس بهتر از شخص داوطلب قادر نیست علت این اشتباهات را تعیین کند. اما از آنجایی که این کار نیازمند آموزش، داشتن فرمهای ویژه ی تحلیل عملکرد آزمونی، حوصله در استخراج علت خطاها و اشتباهات و از همه مهمتر باور به اینکه این روش، روشی بسیار مفید و سودمند است می باشد کمتر دانش آموزی اقدام به چنین کاری می کند. این در حالی است که معمولاً پاسخ نامه ها منبع بسیار مفیدی برای تحلیل این دسته از سؤال ها هستند نگارنده به همه ی عزیزان توصیه می کند که به این امر توجهی ویژه داشته باشند و در صورت لزوم جهت دریافت آموزشها و روش تحلیل صحیح کارنامه ها به مشاورین مطلع مراجعه کنند.
19- هر کارنامه می تواند به عنوان یک نتیجه از ارزش والایی برخوردار باشد. به خاطر داشته باشیم که برای رشد و پیشرفت تحصیلی باید هدف داشته باشیم. اهداف مقطعی آزمونی می تواند راهگشای مناسبی برای رشد و پیشرفت های آتی ما باشد. به شرط آنکه آن را به خوبی دریافته و بکوشیم تا در عمل آن را پیاده کنیم. مثلاً اگر تراز داوطلبی در یک درس 5800 ونمره درصدی وی 46 درصد بود او می تواند برای آزمون بعدی خود در آن درس خاص هدف 50 درصدی در نظر بگیرد و به این ترتیب 4 درصد رشد در درسی خاص می تواند به عنوان یک هدف مقطعی آزمونی تلقی گردد. رشدی که قابل تحقق است. به همین روال داوطلب می تواند برای سایر درسهایش نیز اهدافی را در نظر گرفته و برای تحقق آن تلاش کند و وضعیت موجود امروزش را به وضعیت مطلوب فردایش تغییر دهد. فقط به یاد بسپارید که اهداف مقطعی آزمونی خود را بلند پروازنه و رویایی انتخاب نکنید. این اهداف حتماً باید قابل تحقق و دستیابی باشند که تولید انرژی و انگیزه کنند نه اینکه باعث سرخوردگی و دلسردی شوند.
20- اهداف مقطعی آزمونی خود را هر بار مورد وارسی دقیق قرار دهید تا دریابید در کدام درسها و به چه میزان به این اهداف دست یافته اید؟ و در کدام درسها، چرا نتوانسته اید هدفهای مقطعی خود را محقق سازید؟ به نظر می آید این نگاه ابزاری، مدیریت و انگیزشی به کارنامه ها می تواند نقش و اهمیت کارنامه در رشد و هدایت تحصیلی و بویژه نقش انکارناپذیر آن در پیشرفت تحصیلی را آشکار سازد.

/ج[/SPOILER]

20 نکته در آزمونهای شفاهی

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

1- مهمترین شرط موفقیت در آزمونهای شفاهی آن است که فن بیان را بیاموزیم. به هنگام امتحان شفاهی دادن سعی کنید آرام و شمرده و دقیق و واضح صحبت کنید و از دیگران در این زمینه الگو بگیرید.
2- برای موفقیت هر چه بیشتر در آزمونهای شفاهی مبتنی بر روخوانی، تمرین روخوانی از متن کتاب را فراموش نکنید بویژه در دروسی همچون عربی و زبان و ادبیات که مستلزم تلفظ صحیح، دقیق و روان است.
3- همیشه قبل از امتحان، اطمینان حاصل کنید که دبیر از درس یا درس های مورد نظر بصورت شفاهی امتحان می گیرد. علاوه بر آن از حدود آزمون شفاهی و مواردی که در بر می گیرد هم اطلاع حاصل کنید.
4- سعی کنید مطالب آموختنی را حفظ نکنید، بلکه بفهمید و به زبان خودتان آن را بازگو کنید تا ضریب فراموشی تان کمتر شود. اما اگر مطالب را طوطی وار حفظ کنید کمترین استرس و اضطراب باعث اختلال در فراخوانی مطالب از حافظه تان می شود.
5- اگر می خواهید در آزمونهای شفاهی موفق شوید یکی از راهها آن است که به هنگام مطالعه، خودتان را در نقش معلم قرار دهید و به درس دادن و فهماندن مطلب به خود حقیقی تان یا شاگردان فرضی بپردازید.
6- در موقع حفظ کردن و به خود پس دادن با استفاده از قوه تخیل تان خودتان را در کلاس و در موقعیت درس پس دادن تجسم کنید و به این ترتیب با تمرین ذهنی موقعیت آزمون هم احتمال بازیابی اطلاعات از حافظه به هنگام امتحان شفاهی را افزایش می دهید و هم احتمال مضطرب شدن را با روند عادی سازی و تمرین ذهنی کاهش می دهید و این هر دو به منزله امکان موفقیت بالاتر است.
7- قبل از اینکه در معرض امتحان شفاهی قرار گیرید چندین و چندین بار از خودتان آزمون به عمل آورید. یکی از روشهای مؤثر بازگو کردن درس برای یادگیری، بویژه همکلاسی ها است که همانند یک آیینه قبل از آزمون شفاهی به شما نشان می دهد در کدام بخش یا بخشهای درس اشکال دارید؟
8- با یک یا چند دوست صمیمی اما جدی در درس خواندن، کار گروههای درسی 2 یا 3 نفره تشکیل دهید و به این ترتیب با از هم پرسیدن و به هم پاسخ دادن و اصلاح پاسخها به هم، در آمادگی بیشتر در غلبه بر آزمون شفاهی کمک کنید.[SPOILER]
9- اکثر دانش آموزان هنگام پاسخ دادن شفاهی دچار اضطراب می شوند. به خاطر داشته باشید که سطحی از اضطراب در اینگونه موقعیتها طبیعی است زیرا احساس می کنید که در برابر چشمان دوستانتان مورد ارزشیابی واقع می شوید و ترس و دلهره از اینکه نکند هول شوم و مورد تمسخر همکلاسیها یا دبیر مربوطه واقع شوم عذاب آور است. اعتماد به نفس داشته باشید و مطمئن باشید که اگر آمادگی خوبی داشته باشید هیچ اتفاقی نمی افتد.
10- قبل از امتحان و لحظاتی پیش از اینکه برای پاسخگویی فرا خوانده شوید، چند نفس عمیق بکشید. ریه هایتان را پر از اکسیژن کنید. به موفقیتی که در چند قدمی شما است فکر کنید. به اینکه تا لحظاتی دیگر با کسب موفقیت عالی سربلند از آزمون بیرون می آیید بیاندیشید. اطمینان داشته باشید که تحت چنین وضعیتی حتماً موفق می شوید.
11- وقتی در برابر دبیر می ایستید. به دانش آموزان کلاس توجه و نگاه کنید. تمرکزتان را بر سؤالی که دبیر مطرح می کند و پاسخی که می خواهید بدهید متمرکز کنید.
12- وقتی پاسخ شفاهی می دهید ممکن است در یک لحظه به اصطلاح گیر کنید. در اینگونه موارد بهتر است به جای سکوتی که هم ناخوشایند است و هم گویای عدم تسلط شما است تا به یاد آمدن ادامه مطلب به توضیح بیشتری پیرامون آخرین نکته ای که بیان کرده اید بپردازید به این ترتیب این وقفه را به خوبی مدیریت خواهید کرد.
12- سعی کنید هم ضعف های خودتان را قبل از امتحان برطرف کنید و هم با کنجکاوی و پیگیری خودتان متوجه شوید که دبیر مربوطه بیشتر از چه مباحثی سؤال طرح می کند؟ یا چگونه از بقیه دوستانتان پرسیده است؟
14- معمولاً امتحان شفاهی یک فرصت طلایی برای کسب نمره بهتر و بالاتر است زیرا در امتحان شفاهی دبیران معمولاً به دو تا سه سؤال اکتفاء می کنند، بنابراین چنین فرصتی را نباید هرگز از دست داد.
15- داشتن اعتماد به نفس در یک امتحان شفاهی بسیار اساسی و تعیین کننده است. داشتن اعتماد به نفس به دبیر شما نشان می دهد که از آمادگی مطلوبی برخوردار هستید بنابراین کمتر ممکن است مورد پرسش قرار گیرید.
16- سعی کنید اعتماد به نفس خودتان را در ظاهرتان هم آشکار کنید مثلاً خیلی پا به پا نشوید، با دکمه های لباستان بازی نکنید. مرتب دست های خود را به هم نمالید و خلاصه رفتارهایی که حاکی از اضطراب و دل نگرانیتان باشد را از خودتان نشان ندهید.
17- اگر پاسخ سؤالی را نمی دانید یا در مورد آن شک دارید با آرامش خاطر و با عبارتهایی مثل فکر می کنم... یا حدس می زنم که... یا به نظر می رسد که... شروع به پاسخ دادن کنید و در این حال سعی کنید به سرعت مطالب قبلاً آموخته شده را به یاد بیاورید.
18- برای موفقیت هر چه بیشتر در امتحانات شفاهی سعی کنید مجموعه ای از سؤالهای مرتبط با هر درس را بنوسید و بعد با خودتان از خودتان بپرسید یا از اطرافیانتان خواهش کنید که آن سؤالات را از شما بپرسند. به این ترتیب تمرین مناسبی را برای موفقیت در امتحانات شفاهی برای خودتان تدارک دیده اید.
19- هیچگاه تلاش نکنید به هنگام امتحان شفاهی در موقعیتی که دوستتان در پاسخگویی دچار وقفه شده است به او کمک کنید. زیرا با این کارتان ممکن است اولاً در روند یادآوری دوستتان ایجاد اشکال نمایید و موجب حواس پرتی وی شوید و ثانیاً ممکن است اصلاً دوستتان نیازی به کمک شما نداشته باشد و این عمل شما با جلب توجه دبیر همراه شده و موجب از دست دادن نمره دوستتان شوید.
20- آماده شدن برای شرکت در امتحان شفاهی را به دقیقه 90 موکول نکنید زیرا این کار باعث می شود که میزان تسلط شما بر مباحث کاهش یافته و به دلیل عدم اعتماد به نفس کافی نتوانید در امتحان موفق عمل کنید[/SPOILER].

20 نکته در اعتماد به نفس تحصیلی

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

این روزها، همه از اعتماد به نفس سخن می گویند. این واژه تخصصی خیلی زود در ادبیات عامه جای خود را پیدا کرد و امروز خوشحالم از اینکه دانش آموزان عزیزمان هم متوجه اهمیت داشتن چنین ویژگی ای شده اند. آنان به خوبی نشانه های عدم اعتماد به نفس را در وجودشان تشخیص می دهند و به فکر برطرف کردن آن هستند. در این بخش از کتاب به بحث در مورد اعتماد به نفس تحصیلی به صورتی بسیار مختصر خواهیم پرداخت تا از این مختصر بتوان راهکارهای اصلی تر و کلی تر را پیدا کرد.
1- اعتماد به نفس تحصیلی یعنی باور داشتن به اینکه من می توانم به خوبی از عهده نقش ها و وظایف تحصیلی ام برآیم. در انجام دادن تکالیفم توانا هستم. در یاد گرفتن محتوای دروس مشکلی ندارم. و به خوبی از عهده پرسشهای کلاسی یا امتحانات مدرسه ای بر می آیم.
2- اعتماد به نفس تحصیلی مثل جور کردن تصویر یک پازل است. ممکن است بعضی از دوستان دانش آموزم فقط در یک یا چند درس دچار مشکل باشند. درست مثل کسی که تقریباً همه اجزای یک پازل را به درستی در جای خود قرار داده است اما هنوز در چگونگی قرار دادن یک یا چند قطعه دچار شک و تردید و سردرگمی است. بدیهی است تا زمانی که همه اجزای یک پازل در کنار هم قرار نگیرند نمی توان مدعی شد که معمای پازل حل شده است به همین ترتیب اگر دانش آموزی در یک یا چند درس از اعتماد به نفس بالایی برخوردار نباشد نمی توان گفت عملکرد تحصیلی وی بی نقص و در نتیجه اعتماد به نفس تحصیلی وی کامل است. برای این منظور باید تلاش کنیم تا معمای پازل گونه خود را حل کنیم.[SPOILER]
3- به جای اینکه پازلی که به زحمت جفت و جور کرده اید را به خاطر یک یا دو قطعه به هم بریزید و حاصل زحمتتان را به هدر بدهید بهتر این است که دست به یک بازنگری در نحوه ی چیدن پازل به خودتان بدهید و این بار با کمی درایت و تأمل آن را حل کنید. این عمل درست مثل آن می ماند که اگر دانش آموزی به خاطر تجدید شدن در یک یا چند درسی قبول نمی شود بخواهد ترک تحصیل کند و از همه بدتر اینکه به این باور برسد که «مثلاً من ریاضی را نمی فهمم» «من از عربی سر در نمی آورم» «من استعداد زبان ندارم». هیچکدام از این استدلالها صحیح نیست. این دانش آموز اعتماد به نفس ریاضیاتی خود را از دست داده است و تنها کاری که باید انجام دهد آن است که با سعی و تلاش خودش باید این اعتماد به نفس ریاضیاتی را در خودش احیاء یا ایجاد کند. پس در برخورد با هر درس می تواند اعتماد به نفس خاص همان درس را در خود ایجاد کند. این همان نکته ی اساسی است که باید به آن دست یابیم.
4- برای ایجاد اعتماد به نفس در یک درس یا تقویت اعتماد به نفس در آن باید به روش یادگیری معمولی که داشتیم توجه کنیم. شک نکنید که گیر کارتان دقیقاً در همین جا است. روش یادگیری ناکارآمد یا غلط باعث می شود که سطح عملکرد یا بازده ی تحصیلی ما پایین بیاید. این یعنی گرفتن نتایج تحصیلی بد، نمره های پایین و نارضایتی مطلق. به جای اینکه به این نتیجه برسیم که من نمی توانم. من نمی کشم. من استعداد ندارم. بهتر است با بررسی هایی که انجام می دهیم به این نتیجه برسیم که روش یادگیری من در این درس غلط بوده است. تمرین هایی که انجام می دادم کم بوده است. نحوه کار من در این درس نیاز به بازنگری دارد و جملات دیگری از این دست. توجه کنید اگر یکبار دیگر این دو سری جمله را مطالعه کنید پی خواهید برد که جملات اول ما را به بن بست رسانده و ما را دعوت به تسلیم شدن و اعتراف به بی کفایتی تحصیلی و درسی می کند. در حالی که جملات سری دوم ما را دعوت به بازنگری، تلاش دوباره و بازآموزی می کند. نتیجه گیری اول به ما می گوید که تو نمی توانی، این کاره نیستی. در حالی که نتیجه گیری دوم به ما می فهماند که ما توانایی، هوش و استعداد لازم را داریم اما در بهره برداری از آن دچار مشکل شده ایم.
5- برای داشتن اعتماد به نفس تحصیلی همواره بر خودتان تسلط داشته باشید. به خودتان و توانایی هایتان، به هوش و استعداد و ذکاوتتان اعتماد کنید. باور کنید که شما می توانید اما اگر نتایجی خلاف آن را مشاهده می کنید. این نتایج را به روش تان نسبت دهید نه به توانایی هایی که دارید. این باور که من می توانم مثل ماندن در سنگری است که در میدان جنگ از جان شما محافظت می کند. پس سنگر خود را حفظ کنید. باور کنید که روش شما در یاد گرفتن، تمرین کردن، حل کردن، درس خواندن و امتحان دادن اشکال دارد و نیاز به بازنگری اساسی دارد. در این مورد هر چه سریعتر به یک روانشناس تحصیلی یا مشاور متخصص مراجعه کنید.
6- برای احیای اعتماد به نفس تحصیلی تان در درس یا درسهای خاص ابتدا هدف گذاری کنید. تعیین کنید که چه می خواهید؟ وضعیت فعلی خودتان را مشخص کنید. در چه سطح و جایگاهی قرار دارید؟ اگر نمره شما در حد 4 یا 5 است. این وضعیت فعلی شما را در این درس نشان می دهد. به خودتان بگویید من باید 20 بگیرم. اما برای برداشتن این فاصله یادتان باشد که ممکن است شما نتوانید (هر چند که غیر ممکن هم نیست) در اولین آزمون نمره 20 بگیرید. بنابراین اهداف مقطعی خود را مشخص کنید. مثلاً به خودتان بگویید. دفعه بعد می خواهم 8 بگیرم. آزمون دوم را 12 خواهم گرفت. سومین آزمونم را به 15 می رسانم برای چهارمین گام به 17 فکر می کنم و به همین ترتیب با توجه به تعداد امتحانات کلاسی و مستمر و فواصلی که دبیر مربوطه از شما پرسش کلاسی یا آزمون کلاسی به عمل می آورد اهدافتان را برنامه ریزی کنید. در گام بعدی به سراغ یافتن پاسخی برای این سؤال بروید که چگونه؟ چگونه می توانم نمره 5 خود را به 8 برسانم؟ چگونه تمرین کنیم؟ چگونه خودم را آماده کنم؟ چه مباحثی از درس را می دانم؟ چه مباحثی را به خوبی نیاموخته ام چقدر باید تمرین کنم؟ چگونه برنامه ریزی کنم تا به هدف مورد نظرم برسم؟ این سؤالات می توانند راهنمای شگفت آوری باشند برای رسیدن به موفقیت. باور کنید که می توانید. بخواهید که تغییر کنید. گامهای اولیه و کوچک را بردارید. دست از تلاش برندارید. این است فرمول طلایی نوابغ و بزرگان علم و هنر دنیا در موفقیت هایی که به دست می آورند.
7- سرسخت باشید. نترسید. کوچکترین پیشرفت یا کمترین موفقیت را برای خودتان جشن بگیرید این رضایت درونی همانند موتور محرکی است که شما را در مسیری که انتخاب کرده اید به حرکت در می آورد. نتایج کسب شده را با دیگران مقایسه نکنید. زیرا این کار ممکن است شما را دلسرد کند. نتایج خودتان را با گذشته خودتان مقایسه کنید. این راه می تواند امید بخش باشد. مهم این است که نمره 5 قبلی من به 7 رسیده است. مفهوم این تغییر آن است که من به اندازه 2 نمره پیشرفت داشته ام. پس می توانم رضایت داشته باشم و باور کنم که من می توانم. چنین پیشرفتی می تواند نوید بخش پیشرفتهای بعدی باشد. کافی است که من بتوانم باز هم چنین گامهایی را بردارم. هر بار اعتماد به نفس شما در این درس بیش از پیش افزایش خواهد یافت. این قطار به راه افتاده است هر چند کند و سنگین اما نوید بخش حرکت به سوی مقصد است.
8- یادتان باشد که پیشرفت هایتان را به عامل شانس و سادگی امتحان نسبت ندهید. بلکه آن را به تلاشی که به خرج داده اید و به استعداد و توانی که دارید نسبت دهید. دانش آموزی که در درسی رشد می کند. این رشد را در درجه اول باید مدیون هوش و استعدادش باشد و بعد کوشش و تلاشی که داشته است. فقط در چنین شرایطی است که اعتماد به نفس تحصیلی ما افزایش می یابد. در این موارد به خودتان بگویید که این موفقیت نتیجه نحوه ی مطالعه من بوده است . نتیجه ی تغییر در شیوه های کسب نتیجه بوده است. من برای رسیدن به این سطح از موفقیت اینگونه تلاش کرده ام و...
9- اشتباه نکنید. شما ممکن است در فعالیتهای اجتماعی یا ورزشی یا اقتصادی یا هنری از اعتماد به نفس فوق العاده ای برخوردار باشید. اما این امر به منزله آن نیست که الزاماً اعتماد به نفس تحصیلی شما هم فوق العاده باشد. یک فرد می تواند از اعتماد به نفس تحصیلی فوق العاده ای برخوردار باشد. اما در سایر زمینه ها این اعتماد به نفس را نداشته باشد. خیلی از دانش آموزان زبده و به اصطلاح شاگردان ممتاز و شاگرد اولها هستند که فقط یاد گرفته اند درس بخوانند اما در زمینه های اجتماعی یا ورزشی اعتماد به نفس خوبی ندارند. پاره ای دیگر هم اعتماد به نفس تحصیلی پایینی دارند اما در سایر زمینه ها اعتماد به نفس بالایی دارند. مثلاً بسیاری از دانش آموزانی که در ورزش سرآمد دیگران هستند در زمینه ی درسی متاسفانه دچار کاستی هایی هستند. بهتر آن است که به فکر ایجاد تعادل در همه کارهایمان باشیم. کتاب زندگی هرگز با یک صفحه کتاب نمی شود.
10- خیاط ها می گویند: «پارچه را دو یا چند بار اندازه بگیر اما یکبار آن را ببر» این عبارت می تواند برای دانش آموزان فوق العاده اساسی باشد. بویژه دانش آموزانی که از اعتماد به نفس تحصیلی پایینی برخوردارند. معمولاً تجربه نشان می دهد که بخش اعظم دانش آموزانی که دچار افت تحصیلی در یک یا چند درس شده اند. نمره کم آنها نتیجه آن بوده که آنها فکر می کرده اند بقدر کافی درس خوانده اند. در حالیکه متاسفانه نتیجه کار نشان داده که سهل انگاری هایی در این زمینه صورت گرفته است. درست مثل شاگرد خیاطی که فکر می کرده اندازه گیری درستی داشته و به پارچه اش برش داده است. اما متاسفانه دچار خطایی در اندازه گیری شده است. پس قبل از هر آزمونی اطمینان حاصل کنید که همه چیز را می دانید. همه چیز را تمرین کرده اید. همه گونه آمادگی برای امتحان دادن را دارید. هیچ چیزی را بدون اطمینان قطعی رها نکنید. در این صورت مطمئن باشید که موفقیت شما قطعی است. سرنوشت بسیاری از داوطلبان کنکور دقیقاً مشابه همان شاگرد خیاط است. در حالیکه آنها می توانند اینگونه نباشند.
11- برای غلبه بر عدم اعتماد به نفس تحصیلی، یکی دیگر از گامهایی که باید بردارید این است که اصلاً به نتیجه ی کار فکر نکنید. به جای آن تمام هوش و حواستان را معطوف به نحوه انجام دادن کار کنید. مسئولیت خود را به بهترین وجه انجام دهید. تلاش خود را به بهترین حالت ممکن جهت بدهید. دقت و تمرکزتان را در انجام کارتان بشدت بالا ببرید. راه رسیدن به موفقیت تحصیلی را درست طی کنید. نتیجه هر چه باشد چیزی جز پیشرفت تحصیلی و موفقیت نیست. اما اگر به نتیجه ی کار فکر کنید ممکن است در جریان تلاشی که می کنید دلسرد شوید. زیرا هنوز کار به پایان نرسیده است. اما ما آن را با پایان کار مقایسه می کنیم. به همین دلیل است که نباید به نتیجه ی کار فکر کنید.
12- همیشه هستند دوستانی که بر باورهای منفی شما مهر تأیید می زنند آنها با نگرش های منفی ای که دارند این باور غلط را در شما بارور می کنند که نمی توانید موفق باشید. با اینکه به شما تلقین می کنند که تلاش در جهت تغییر وضعیت موجود نمی تواند قرین موفقیت باشد. این دوستان بویژه اگر خودشان هم ضعفی در همان درس داشته باشند برای اینکه پوششی بر ضعف خودشان فراهم کنند با شما همراه شده و وانمود می کنند که بارها این راه را آزموده اند اما به نتیجه ای نرسیده اند و به همین علت ما را دعوت به پذیرش وضعیت موجود نموده و مانع سعی و تلاش و برنامه ریزی ما می شوند. گاهی هم به دلیل اینکه خودشان نمی خواهند یا احساس می کنند نمی توانند. دوست ندارند خودشان را تنها ببینند در نتیجه مدام از نیمه خالی لیوان سخن می گویند. درست مثل معتادانی که وقتی با تصمیم یکی از دوستانشان مبنی بر ترک اعتیاد روبرو می شوند مرتب او را مورد تلقین قرار می دهند که این کار شدنی نیست و در نتیجه اراده برای شروع یک تغییر را در هم می شکنند. از هم اکنون تصمیم بگیرید تا تولدی تازه داشته باشید. تصور از خود تحصیلی تان را مثبت کنید. نیمه پر لیوان را ببینید. گوشتان را بر هر چه تلقین های درونی و بیرونی منفی است ببندید. به ندای وجدانتان توجه کنید و فردای روشنی را برای خودتان رقم بزنید. همت کنید و حرکت را حتی با یک گام کوچک از همین امروز آغاز کنید.
13- مهمترین مانع موفقیت افرادی که اعتماد به نفس تحصیلی پایینی دارند خودشان هستند. باورهای غلط، عادتهای غلط، روشهای غلط، برنامه های غلط و موارد دیگری از دست مانع از دست یابی شما به آن چیزی می شود که لیاقت و شایستگی آن را دارید. وقتی تصمیم به تغییر شرایط گرفتید. یادتان باشد که باید همه ی این روندهای نا صحیح و پر اشتباه را اصلاح کنید. این بازنگری نیازمند صرف انرژیِ دقت و مراقبت از خویشتن است. در لحظات سختی و ناراحتی، یعنی همان لحظه هایی که از رسیدن به اهدافتان مأیوس می شوید، همان لحظه هایی که شما را دلسرد می کند و در تصمیم تان و صحت آن شک می کنید. دقایقی را با خودتان خلوت کنید و سعی کنید عواملی که باعث دلسردی و ناامیدی و شک و تردیدتان شده را پیدا کنید. بیرحمانه با آنها برخورد کنید قاطعانه آنها را ریشه کن کنید. هرگز اجازه ندهید این افکار مأیوس کننده و منفی بر شما غلبه کنند. خودتان را دلداری دهید. بر تصمیمی که گرفته اید پافشاری کنید تلاشتان را اصلاً کم نکنید. موفقیت از آن شما است. اعتماد به نفس یعنی داشتن همه این ویژگیها، ویژگیهایی که مطمئناً شما از آن بهره مندید.
14- فراموش نکنید که وقتی برای احیای اعتماد به نفس تان تلاش کردید وقتی همه ی تلاش خود را به کار گرفتید. وقتی احساس می کنید کار دیگری از دستتان بر نمی آید. وقتی برای خروج از این بن بست با دیگران مشاوره کردید. تا رسیدن به نتیجه صبور باشید. مطمئن باشید که آن تلاشها حتماً به بار خواهد نشست. آرامش خود را حفظ کنید و به فردایی بهتر بیندیشید.
15- به قابلیت های خودتان ایمان داشته باشید. یادتان باشد که از دل یک دانه گندم یک خوشه ی گندم و از دل یک گردوی کوچک درختی تناور به عمل خواهد آمد. اعتماد به نفس، یعنی باور یک خوشه گندم توسط یک دانه، یعنی باور پتانسیل های وجودمان. یعنی حرکت به سوی شدن. یعنی دیدن درختی تناور در دل یک گردوی کوچک.
16- برای تحقق اعتماد به نفس تان باید بر حجم موفقیت هایتان بیافزایید. برای آنکه موفقیت های تحصیلی تان روز بروز بیشتر و پر رنگ تر شود باید ضریب بی دقتی ها و خطاهایتان را کاهش دهید. با کاستن از این ضرایب از در معرض شکست و ناکامی قرار گرفتن که کاهنده اعتماد به نفس است در امان خواهید ماند.
17- این را بدانید که کمبود اعتماد به نفس در بخشی از جریان زندگی می تواند برای همه انسانها طبیعی باشد. بنابراین اگر حس می کنید که از اعتماد به نفس تحصیلی پایینی برخوردارید فکر نکنید که فاجعه ای رخ داده و یا شما در وضعیت شرم آوری قرار دارید. همه ما ممکن است در برخی زمینه ها دارای اعتماد به نفس بالا و کافی و در زمینه هایی دیگر فاقد اعتماد به نفس کافی باشیم. مهم این است که بیاموزیم چگونه باید از شاهراه رشد و تکامل عبور نماییم و تصمیم به عبور را به موقع بگیریم. هیچوقت دیر نیست از هم اکنون آغاز کنید.
18- به خودتان یادآوری کنید که خودباوری از طریق موفقیت حاصل خواهد شد. بنابراین برای رسیدن به موفقیت با تکالیف ساده تر و کم حجم تر آغاز کنید. تکالیفی که اطمینان دارید به راحتی می توانید از پس آن برآیید. این ساده ترین راه افزایش اعتماد به نفس تحصیلی است.
19- به خودتان ترس راه ندهید. بهتر است در پاسخگویی به سؤالاتی که بلد هستید داوطلب شوید این کار روحیه ی شما را از سویی دگرگون خواهد کرد و از سوی دیگر باعث تغییر نگاه دبیران و همکلاسی ها به توانمندیهای شما خواهد شد. داوطلب شدن در امور تحصیلی شما را در موقعیت های ممتازی قرار می دهد که بسیار گرانبها و منحصر به فردند. موفقیت در این موقعیت ها مطمئناً اعتماد به نفس شما را به نحو شگفت انگیزی افزایش خواهد داد.
20. اگر مایل هستید که اعتماد به نفس تحصیلی تان بالا برود. لطفاً آماده اسباب کشی باشید. شما از اردوگاه تحصیلی ناکامان باید به اردوگاه افراد موفق بروید. این حق شماست. شایستگی و لیاقتتان بیش از اینها است. پس گروه دوستان خود را هم تغییر دهید و آهسته آهسته به سمت دوستانی بروید که در عملکرد تحصیلی خود صاحب جایگاه و مقامی قابل تحسین هستند. تغییر حلقه ی دوستان یعنی تغییر حلقه ی روابط، تغییر حلقه ی باورها، تغییر حلقه ی تلاش ها، تغییر حلقه ی نگرشها یعنی موفقیت.[/SPOILER]

انواع مساعدت های یک معلم به یک دانش آموز

نویسندگان: سالی براون، هلن هورن، کارولین ارلام، فیل ریس
مترجم: سعید خاکسار

الف- مساعدتهای درسی
کمک به دانش آموزانی که در قرائت ضعیف هستند
این می‌تواند مثل یک فاجعه بزرگ به نظر برسد که یک نفر نتواند به خوبی دیگران مطالب را بخواند. به خصوص در یک سیستم آموزشی که بیشترین ارزشیابی آن در توانایی دانش آموزان در قرائت و نگارش صورت می‌گیرد. نکات زیر می‌توانند تا حدودی در ایجاد توازن کمک کنند.
1- مطالب خود را هم به صورت شفاهی بیان کنید و هم بنویسید. وقتی برای آن‌ها تکلیف تعیین می‌کنید،‌ توضیحات خود را هم به صورت شفاهی و هم به صورت مکتوب به آن‌ها بدهید. به آن‌ها اطمینان دهید که اگر کسی از شما بخواهد تا یک بار دیگر مطالب خود را شفاها توضیح دهید، ‌هیچ اشکالی ندارد.
2- بررسی کنید چه کسی نیاز به کمک دارد. سعی کنید شاگردانی را که واقعاً در خواندن مطالب با مشکل روبرو هستند شناسایی کنید و مطمئن شوید از کارشناسانی که در زمینه ی تشخیص و یاری دادن به این گونه شاگردان آموزشی دیده‌اند کمک ویژه دریافت نمایند.
3- مواظب زبان خود باشید! در ارائه تکالیف و دستورالعمل‌های کتبی، ‌تا حد امکان از جملات کوتاه استفاده کنید. دشواری‌های قرائت و درک مطلب معمولاً از مشکلات تفسیری دستورالعمل‌های پیچیده طولانی ناشی می‌شود. بررسی کنید که به‌کارگیری دایره لغات تخصصی چه گونه می‌تواند برای کسانی که با آن آشنایی ندارند مشکل آفرین باشد.
4- جایگاه قرائت و درک مطلب را برای آن‌ها مشخص کنید. به تمام دانش آموزان خاطر نشان کنید که استفاده و تفسیر کلمات تنها یک قسمت کوچک از آن چیزی که انسان را به موفقیت می‌رساند. به آن‌ها یادآوری کنید که نوع دوستی،‌ هم دردی،‌ شوخ طبعی و شکیبایی در حقیقت صفات بسیار والاتری از صرفاً توانایی در استفاده و تفسیر کلمات چاپی یا دست نویس هستند.
5- مهارت‌های قرائتی را کمتر در ارزشیابی دخالت دهید. شیوه و روند ارزشیابی خود را طوری تغییر دهید که موفقیت دانش آموزان خیلی به توانایی آن‌ها در خواندن و معنی کردن سؤالات دست نویس شده یا چاپ شده بستگی نداشته باشد. از سؤالات و دستورالعمل‌های شفاهی نیز استفاده کنید.
6- تکالیفی به آن‌ها بدهید که قرائت در آن‌ها نقش خیلی مهم ایفا نکند. تکالیف و تمرین‌هایی به آن‌ها بدهید که نیازی به مهارت‌های قرائتی نداشته باشند. در موقعیت‌های مناسب، ‌دانش آموزانی را که می‌دانید در انجام تکالیفی که شامل قرائت می‌شوند مشکل دارند، ‌برای تشویق برگزینید.
7- کمک کنید دانش آموزان اعتماد به نفس خود را حفظ کنند. نگذارید دانش آ موزانی که مشکلات قرائتی دارند تصور کنند که از نظر ذهنی «پایین‌تر از عادی» یا غیر عادی هستند. فراموش نکنید که آن‌ها احتمالاً تنها در این زمینه ی کوچک از هوش مشکل دارند، و ممکن است در زمینه‌های دیگر بسیار استثنایی باشند.
8- در تلفظ نیز به آن‌ها کمک کنید. افرادی که در قرائت مشکل دارند معمولاً در تلفظ کلمات با دشواری روبرو می‌شوند. واژگان جدیدی شناسایی کنید و به دانش آموزان کمک کنید کلمات تازه را به درستی تلفظ کنند. «م ح ن ک» (مشاهده کردن،‌ حفظ کردن،‌ نوشتن و کنترل کردن) شیوه ی مفیدی برای خود آموزی است. توانایی در خواندن جادو نیست،‌ بلکه اساساً یک توانایی در بینایی است.
9- کمک کنید در دانش آموزان اعتماد به نفس و انگیزه ایجاد شود. با دانش آموزانی که به نظر می‌رسد در معنی کردن کلمات دست نویس یا چاپی مشکل دارند وقت بیشتری صرف کنید. چه بسا آن‌ها فقط نیازمند کمی اطمینان خاطر و اعتماد به نفس باشند.
10- هرگز از توضیح دادن دست بر ندارید. از «ا ب م ک» (این بدان معناست که) به عنوان شیوه ای برای کمک به دانش آموزان استفاده کنید تا معانی جملات یا دستورالعمل‌های طولانی‌تر را به زبان خودشان در بیاورند،‌ و آن‌ها را تشویق کنید برداشت‌های خود را با یکدیگر مقایسه کنند.
کمک به دانش آموزانی که در ریاضیات ضعیف هستند.
خیلی از مردم (البته نه ما آموزگاران!) دورانی را که با بی‌علاقگی در مدرسه به درس ریاضیات می‌پرداختند،‌ به یاد می‌آورند. به راستی که چنین چیزی می‌تواند در مقابل هر آنچه با اعداد یا جبر سرو کار داشته باشد،‌ در شما انسداد فکری به وجود آورد. احتمالاً ریاضیات واقعاً مشکل‌ترین درس برای تدریس مطلوب است. توصیه‌های زیر یاد می‌دهند چگونه می‌توان به بهترین وجه ریاضیات را آموخت. گاهی اوقات بکوشید ریاضیات را به سرگرمی تبدیل کنید و در اختیار آن‌ها بگذارید. با کمی ابتکار ‌(و کتب مفید مرجع)، ‌مسایل روزمره ای چون مهمانان روز جمعه، ‌برنامه ی مسابقات لیگ فوتبال، جداول زمانی برنامه‌های تلویزیون و امتیازات بازی‌های انجام شده و غیره، ‌می‌توانند تمرین مفیدی واقع شوند.
1- بپذیرید که اعداد،‌ زبان بیگانه ا ی به شمار می‌آیند! آن‌ها مانند جملات یا عبارات طولانی خوانده یا شنیده نمی‌شوند. وقتی دانش آموزان با دشواری روبرو می‌شوند سعی کنید ببینید آیا به مراحلی که برای آن‌ها تولید اشکال می‌کنند، ‌پی می‌برید. ریاضیات مانند ساختن یک دیوار آجری است که اگر یکی از آجرهای کلیدی مفقود شود، تمام فرایند متوقف می‌گردد.
2- با اشتباهات خود جشن بگیرد!‌ به دانش آموزان خاطر نشان کنید که خاصیت انجام یک کار صحیح همان قدر است که انجام یک کار اشتباه، به شرطی که بتوان علت اشتباه را شناسایی و آن را از میان برداشت- درک و تکمیل صحیح هر مرحله توسط آن‌ها را مورد تمجید قرار دهید.
3- به دانش آموزان کمک کنید خودشان به مشکلاتشان پی ببرند. هر از گاهی، روی تخته سیاه (یا به صورت جزوه) به آن‌ها تمرین «اشتباهاتم را پیدا کن» بدهید. هدفتان این باشد که به دانش آموزان محتمل‌ترین اشتباهاتی را که مرتکب می‌شوند، نشان دهید و این فرصت را برای آن‌ها ایجاد کنید که بدون شرمسار شدن از این که خودشان نیز چنین اشتباهاتی می‌کنند، ‌به آن‌ها پی ببرند. حس دانش آموزان را نسبت به نوع (تخمین) پاسخ‌های مربوط تقویت کنید تا راحت‌تر بتوانند پاسخ‌های نامربوط را شناسایی نمایند.
4- اهمیت تمرین را به دانش آموزان گوشزد کنید. درس ریاضی را با انجام تمرین‌های ریاضی می‌توان آموخت نه با تماشای شخص دیگری که مشغول تمرین آن است. به آن‌ها تمرین‌های زیادی بدهید تا آنچه را تازه آموخته‌اند ملکه ی ذهن خود کنند.
5- نگران سرعت عمل نباشید، ‌آیا پاسخ درست است؟ مواظب باشید برای سرعت عمل ارزش زیادی قائل نشوید. دانش آموزانی که می‌توانند کاری را با موفقیت اما به کندی انجام بدهند در شرایطی هستند که می‌توانند به مرور زمان سرعت خود را بهبود بخشند، اما اگر احساس کنند از نظر زمانی تحت فشار قرار گرفته‌اند، ‌ممکن است به کلی انگیزه خود را از دست بدهند.
6- به دانش آموزان فرصت دهید درس را با توضیح دادن بیاموزند. به دانش آموزانی که درس را خوب فهمیده‌اند اجازه دهید آن را برای دیگران توضیح دهند. آن‌ها می‌توانند به خاطر بیاورند خودشان چگونه آن درس را یاد گرفته‌اند و اغلب قادرند بهتر از کسی که سالیان سال آن را می‌دانسته است،‌ ارتباط برقرار کنند.
7- به دانش آموزان اجازه دهید ببینند دیگران چگونه پاسخ داده‌اند. مفید است از دانش آموزان بخواهید ورقه‌های امتحانی یا تمرین‌های غیر امتحانی همدیگر را تصحیح کنند. این عمل می‌تواند آن‌ها را نسبت به اشتباهات دیگران و همچنین راه حل درست مسائل یا تکالیف آگاه کند.
8- ترجیحاً بیشتر بین گروه‌ها رقابت برگزار کنید تا بین افراد. سعی کنید دانش آموزان به صورت گروه‌های سه نفری، در حل مسأله با هم به رقابت بپردازند، ‌به طوری که به هر گروه سه نفری یک مسأله متفاوت (با استاندارد مساوی) داده شود، ‌و رقابت بر سر این باشد که چه گروهی می‌تواند بیشترین تعداد مسأله را ظرف نیم ساعت حل کند. غالباً روشی به نام روش «صحیح» برای رسیدن به پاسخ درست وجود ندارد. هر دانش آموز متوجه روش متفاوتی می‌شود و آن را به کار می‌بندد. سعی کنید با توضیحات و تعاریف خود آن‌ها را به این عمل تشویق نمایید.
9- مواد ضروری برای تمرین را در دسترس داشته باشید. توده ای از اوراق حاوی سؤالات داشته باشید، و دانش آموزانی را که نیاز به چنین تمرینی دارند تشویق به حل آن‌ها بکنید. به هر دانش آموز یک ورقه متفاوت بدهید تا از تشریک مساعی نادرست جلوگیری به عمل آورید.
10- اولویت‌های خود را ارزیابی کنید. برای اکثر دانش آموزان احتمالاً مهم‌تر این است که مبانی را خوب یاد بگیرند تا این که به ریاضیات پیشرفته بپردازند. با این فرض، ‌همیشه چند مسأله مشکل برای آن‌هایی که واکنش واقعاً مثبتی به چالش می‌دهند، ‌آماده داشته باشید.
کمک به دانش آموزان در یادگیری گروهی
دانش آموزان از همدیگر چیزهای زیادی می‌آموزند. آن‌ها اغلب راحت‌تر می‌توانند متوجه مطلبی شوند که یک تازه آموخته توضیح می‌دهد. اکثر دانش آموزان لذت می‌برند دست کم بخشی از وقت خود را صرف کار‌های گروهی کنند.

نکات زیر ممکن است به شما کمک کنند تا بیشتری استفاده را از کار گروهی ببرید.
1- در رابطه با دلایل خود برای فعالیت‌های گروهی، با دانش آموزان صادق باشید. با آن‌ها راجع به مزایای آموزش گروهی صحبت کنید.
2- به جای رقابت، برای تشریک مساعی برنامه ریزی کنید. برای آن‌ها فعالیت‌های گروهی ترتیب بدهید تا تکالیف بین اعضای گروه تقسیم، و تجربه نصیب همه شود.
3- به دانش آموزان یاری دهید به همدیگر کمک کنند. دانش آموزان را تشویق به گرفتن تست از یکدیگر بکنید تا بتوانند به صورت غیر رسمی، همه در طرح سؤالات منطقی و هم در پاسخ دهی به پرسش‌ها تمرین کنند.
4- دانش آموزان را به ارزشیابی اوراق یکدیگر بگمارید. کمترین خاصیت این کار آن است که آن‌ها پاسخ‌های خود را با نمونه پاسخ‌هایی که به آن‌ها داده‌اید مقایسه کنند. متعاقباً با افزایش مهارت آن‌ها در ارزشیابی کار یکدیگر، می‌توانید آن‌ها را به انواع پیچیده تری از ارزشیابی، که در آن دانش آموزان با در نظر گرفتن یک ضابطه ی معین یا از قبل توافق شده نسبت به کار همدیگر اظهار نظر می‌کنند، تشویق نمایید.
5- به دانش آموزان فرصت دهید به همدیگر درس بدهند. درس دادن به دیگران بهترین راه برای ثبت دانسته‌های خود است (ما آموزگاران این را می‌دانیم!).
6- گرو‌های متفاوتی تشکیل دهید. وقتی دانش آموزان را برای همکاری‌های دسته جمعی گروه بندی می‌کنید، راجع به نحوه ی آرایش آن‌ها بیندیشید. در شرایط مختلف ممکن است بخواهید آن‌ها را در گروه‌های دوستی، گروه‌های بر اساس توانایی و یا تیم‌های یادگیری جای دهید تا محدوده قابلیت‌ها و توانایی‌ها را متعادل سازید.
7- مواظب احساسات آن‌ها باشید. نسبت به رسیدگی به مشکلات بین فردی درون گروهی حساس باشید. هیچ دلیلی ندارد دانش آموزانی را که هیچ علاقه ای به یکدیگر ندارند وادار به همکاری بکنید. شاید لازم باشد طرح‌هایی احتیاطی در نظر داشته باشید تا در صورت بروز اشکال، آرایش گروه‌ها را تغییر دهید.
8- از تنبلی جلوگیری کنید. بر فعالیت‌های گروهی نظارت کنید تا مطمئن شوید دانش آموزی در یکی از گروه‌ها تنبلی نمی‌کند و دزدانه از روی کار دیگران تقلب نمی‌کند.
9- دانش آموزان مشکل ساز را تقسیم کنید. گهگاه ترکیب گروه‌ها را تغییر دهید تا دانش آموزان محبوب یا مشکل ساز همیشه در گروه یکسانی باقی نمانند.
10- اجازه دهید گروه‌ها حاصل کار خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند. به گروه‌ها فرصت دهید با تبادل اطلاعات، توضیحات و غیره در مورد نتایج نهایی فعالیت‌های همدیگر، از دانسته‌های هم استفاده کنند.

کمک به دانش آموزان در مرور مؤثر دروس

امتحان گرفتن بیش از هر چیز کیفیت درس خواندن دانش آموزان را مشخص می‌کند. توصیه‌های زیر ممکن است به دانش آموزان شما کمک کنند تا یک راه مؤثر و مفید برای مرور دروس در پیش گیرند.
1- خلاصه دروس را برای آن‌ها جزوه کنید. طی سال تحصیلی، خلاصه نکات مهم را تهیه نمایید (یا دانش آموزان را به انجام این کار بگمارید)، و برای آن‌ها توضیح دهید که این مطالب برای مرور دروس در آینده مفید هستند و مطالعه هرچه زودتر آن‌ها را توصیه کنید.
2- به دانش آموزان کمک کنید با برنامه ی کار شما آشنا شوند. فهرست‌هایی از پرسش‌های کوتاه که در برگیرنده تمام نکات مهم مباحث مختلف هستند تهیه نمایید و در اختیار دانش آموزان قرار دهید و آن‌ها را تشویق کنید در پاسخ دادن به پرسش‌ها مهارت یابند.
3- دانش آموزان را به تمرین کردن ترغیب کنید. در کلاس بازی‌هایی انجام دهید که در آن‌ها دانش آموزان به صورت گروهی و با استفاده از فهرستی از پرسش‌های کوتاه، به امتحان کردن یکدیگر بپردازند و به آن‌ها امتیاز دهید. برای این بازی قوانینی از این قبیل وضع کنید که اگر از کسی سؤالی بشود و او نتواند پاسخ آن را بدهد، شخص سؤال کننده می‌تواند با دادن پاسخ، امتیاز آن سؤال را از آن خود کند.
4- استانداردها و ساختارها را به آن‌ها نشان دهید. .وقتی امتحانات نزدیک می‌شوند، نمونه ی امتحانات متعلق به اوایل سال و پیش از آن را به آن‌ها بدهید تا بتوانند با ساختار سؤالات امتحانی و سطح دشواری آن‌ها آشنا شوند.
5- دانش آموزان را به طرز فکر یک ممتحن آشنا سازید. هراز گاهی تمرین مشابه با یکی از امتحانات قبلی به کلاس بدهید و از دانش آموزان بخواهید ورقه ی همدیگر را با استفاده از همان معیارهای ارزشیابی که خودتان در یک امتحان واقعی به کار می‌برید، تصحیح کنند.
6- کمک کنید دانش آموزان استراتژی فعالی را اتخاذ کنند. به دانش آموزان یادآوری کنید که تنها مطالعه ی مکرر یک موضوع، شیوه ای بسیار کند و منفعلانه برای آموختن است. دوره کردن فقط هنگامی مؤثر واقع می‌شود که دانش آموزان با پاسخ دادن شفاهی یا کتبی به سؤالات، آنچه را می‌دانند به کار گیرند و استفاده کنند.
7- به دانش آموزان کمک کنید متوجه شوند چگونه یک مطلب را به بهترین نحو یاد می‌گیرند. از دانش آموزان بپرسید آن درسی (هر درسی که می‌خواهد باشد) را که الآن خیلی به آن مسلط هستید چگونه یاد گرفتید. بعد به آن‌ها خاطر نشان سازید که می‌توانند همان روند را به نحو حساب شده ای در آماده شدن برای امتحانات (با یادگیری از طریق تمرین و اشتباهات گذشته) اعمال کنند.
8- دانش آموزان را به خلاصه نویسی و به‌کارگیری آن تشویق بکنید. دانش آموزان را در تهیه ی خلاصه مطالبی که لازم است بدانند، یاری دهید. آن‌ها را در تشخیص اینکه چه چیزی مهم یا چه چیزی فقط مطالب حاشیه ای است کمک کنید.
9- به دانش آموزان کمک کنید برای دوره دروس خود تاکتیک‌هایی طراحی کنند. سفارش کنید که بهتر است دروس را در دفعاتی متعدد و کوتاه دوره کنند تا طولانی و مستمر. وقتی دانش آموزان وارد امتحانات عمومی یا پایان سال می‌شوند به آن‌ها کمک کنید برای دوره دروس خود جدول زمانی تهیه کنند. به آن‌ها یادآوری کنید که عمر تمرکز هر کسی بسیار کوتاه است و آنچه اهمیت دارد این است که هر چند وقت یک‌بار یک درس را دوره می‌کنند نه اینکه در مجموع چه قدر وقت برای آن مایه می‌گذارند.
10- چاشنی مرور، تنوع است! دانش آموزان را تشویق کنید وقت خیلی زیادی را صرف آموختن یک موضوع نکنند، بلکه هر نیم ساعت یک بار و یا چیزی شبیه به آن، موضوع را عوض کنند. تا جایی که ما می‌دانیم، تغییر موضوع درسی درست مثل استراحت می‌ماند و بسیار سودمند تر از آن است که اجازه دهید کسالت در شما رخنه کند.

کمک به دانش آموزان در قبول شدن در امتحانات

موفقیت در امتحانات همان قدر به آشنایی با تکنیک‌های منطقی امتحانی بستگی دارد که به دانش در زمینه ی موضوع امتحان. وقتی نظام مرتب در حال تغییر باشد، گاهی اوقات دادن توصیه مناسب به دانش آموزان دشوار می‌شود، اما توصیه‌های زیر طوری برنامه ریزی شده‌اند تا به دانش آموزان شما کمک شود برای خود تکنیک‌های امتحانی به وجود آورند.
1- آشنایی موجب اعتماد به نفس می‌شود. به خصوص هنگامی که امتحانات عمومی در شرف برگزاری هستند، با ایجاد فرصت‌های کلاسی و دادن تکالیف پیرامون سؤالات مطرح شده در امتحانات دوره‌های قبلی، به دانش آموزان کمک کنید با اسکلت و ساختار ورقه‌های امتحان واقعی آشنا شوند. 2- طبیعت امتحان چیست؟ به دانش آموزان خاطر نشان سازید که امتحانات اصولاً مهارت آن‌ها را در پاسخ دادن به سؤالات می‌سنجند، و هر کسی می‌تواند صرفاً با تمرین در نوشتن چنین پاسخ‌هایی، این مهارت‌ها را در خود تقویت کند.
3- بر اهمیت مدیریت صحیح زمان در طول امتحان تأکید کنید. به دانش آموزان خاطر نشان سازید که اگر آن‌ها در پاسخ به سؤال شماره یک، بیش از اندازه مطلب بنویسند به طوری که برای پاسخ دادن به دو سؤال آخر وقت کافی باقی نماند، نمره بیشتری از دست خواهند داد تا اینکه پاسخ کوتاهی به سؤال شماره یک بدهند و برای پاسخ دادن به بقیه سؤالات وقت کافی داشته باشند.
4- به دانش آموزان کمک کنید به تجزیه و تحلیل امتحانات قبلی بپردازند. از آن‌ها بخواهید به منظور واقعی سؤال پی ببرند. آن‌ها را یاری دهید کلمات کلیدی مانند «چرا؟»، «چه؟»، «چگونه؟»، «چه موقع؟»، «مقایسه کنید»، «توضیح دهید»، «تعریف کنید»، «بحث کنید»، و مانند آن‌ها را در سؤالات شناسایی کنند.
5- بر اهمیت تصمیم گیری عاقلانه تأکید کنید. وقتی دانش آموزان در پاسخ دادن به سؤالات حق انتخاب دارند، به آن‌ها اهمیت انتخاب سؤال مناسب را گوشزد کنید. تنها راه برای انجام این کار آن است که سؤال با تأنی، دقت و بیش از یک مرتبه خوانده شود.
6- مرتب سؤالات را مرور کنید. به دانش آموزان توصیه کنید ضمن نوشتن پاسخ‌ها، صورت هر سؤالی را که در حال نوشتن جواب آن هستند چندین مرتبه بازخوانی کنند. این عمل به آن‌ها یادآوری می‌کند که سؤال واقعاً چه چیزی از آن‌ها می‌خواهد و کمک می‌کند که از این شاخه به آن شاخه نپرند.
7- «منظور خود را از راه حلی که انتخاب کرده‌اید نشان دهید.» تأکید کنید در مسایل ریاضی اهمیت دارد ممتحن بتواند تشخیص دهد دانش آموزان چه راهی را برای حل مسأله در پیش گرفته‌اند. اگر ممتحنین بتواند نقطه ای را که در آن اشتباه صورت گرفته است را شناسایی کنند، می‌توانند برای قسمت‌های صحیح مسأله نمره ای قائل شوند. اگر نتوانند متوجه اشتباه شوند، قادر به دادن هیچ نمره ای نیستند.
8- «اسیر و گیج یک مسأله نشوید.» وقتی دانش آموزان به خاطر فراموش کردن مطلبی اسیر یک مسأله می‌شوند، آن‌ها را تشویق کنید به جای اینکه دستپاچه یا عصبی شوند، به مسأله دیگری که از عهده آن بر می‌آیند، بپردازند. بهتر این است که بتوانند از قسمت‌های مختلف ورقه نمره بگیرند تا این که فقط یک مسأله خاص را کامل و درست حل کنند.
9- به دانش آموزان یادآوری کنید که ممتحنین نیز انسان هستند، درست مثل آموزگاران. و آن‌ها دوست دارند به پاسخ‌های درست نمره بدهند. ممتحنین فقط به دنبال این نیستند که اشتباهات را پیدا کنند. ممتحنین نسبت به پاسخ‌های واضح و مرتب، بحث‌های منطقی و نتیجه گیری‌های صریح، بهترین عکس‌العمل را از خود نشان می‌دهند.
10- زمانی را برای بازبینی نهایی کنار بگذارید. برای دانش آموزان شرح دهید که چقدر اهمیت دارد چند دقیقه آخر امتحان را به بازخوانی آنچه تا آن موقع نوشته‌اند، اصلاح اشتباهات پیش پا افتاده، و اضافه کردن نکاتی که ممکن است بعداً به ذهن آن‌ها خطور کرده باشد، اختصاص دهند.

کمک به دانش آموزان در خلاقیت

وقتی بر اساس یک برنامه ی آموزشی عمل می‌نمایید، خیلی راحت فراموش می‌کنید که با رفتاری که از خود در کلاس نشان می‌دهید، ویژگی‌های ابتکاری و تخیلی می‌توانند تقویت شوند. ممکن است راجع به موضوع تدریس خود ایده ای آن چنان قوی داشته باشید که در این دام بیفتید که دیگر جایی برای افکار جدید و استثنایی باقی نگذارید. گاهی اوقات، اگر کار از نظر تکنیکی ضعیف باشد یا به صورت بدی ارائه شود، ممکن است ویژگی‌های اصلی یا استثنایی آن را از دست بدهیم.
1- در دادن تکلیف یا پروژه، از یک دستورالعمل اجمالی توجیهی یا یک محرک خنثی استفاده کنید، تا دانش آموزان در انجام آن به شیوه ی خودشان، از میدان دید وسیعی برخوردار شوند و دریابند که تفاوت در نتیجه گیری، بخشی از فعالیت است.
2- نو آوری و سلیقه‌های شخصی را بپذیرید، حتی اگر راه حل‌هایی را که دانش آموزان با اتکا به توضیحات اجمالی شما ارائه می‌دهند، آن چیزی نباشد که (شما) مد نظر داشته‌اید.
3- اگر انجام یا ارائه تکلیف ضعیف بوده است، نسبت به ایده‌ها و افکار پشت پرده ی آن واکنش مثبت نشان دهید و کمک کنید دانش آموزان در تبیین مقصود خود مهارت پیدا کنند.
4- سؤالات بدون مقدمه ای مطرح کنید و طیفی از پاسخ‌ها را بپذیرید. از پرسیدن سؤالاتی که پاسخ آن‌ها فقط یک کلمه «درست است» می‌باشد، امتناع کنید (مگر اینکه موضوع راجع به واقعیت‌ها باشد).
5- به دانش آموزان فرصت تجربه، اشتباه و پژوهش را بدهید. وقتی در حال ارائه یک تکلیف، تکنیک و یا مطلب جدید به دانش آموزان هستید، به آن‌ها فرصت دهید تا امکانات را بسنجند و قبل از شروع هر تکلیف شاقی، همه جوانب را در نظر بگیرند.
6- دانش آموزان را به استفاده از جزوات خلاصه شده و خلاصه نویسی مطالب تشویق کنید. دانش آموزان غالباً در استفاده از جزوات خلاصه شده بهتر می‌توانند خلاقیت به خرج دهند و در نهایت شما می‌توانید آن‌ها را به اعمال نظراتشان بر روی موضوعی که به آن‌ها ارائه شده است هدایت کنید.
7- با دانش آموزان، چه به صورت انفرادی و چه در گروه‌های کوچک، بازی‌های فکری به راه بیندازید. به دانش آموزان یادآوری کنید که در جلسات مخصوص به بازی فکری به تمام ایده‌ها بها داده خواهد شد و هیچ یک از آن‌ها مورد انتقاد قرار نخواهد گرفت.
8- سعی کنید تکالیف آزادی تهیه کنید که به جای نتایج همگرا، نتایج پراکنده ای در بر داشته باشند. این عمل نه تنها برای دانش آموزان بلکه برای خود شما نیز جالب خواهد بود.
9- دانش آموزان را به صورت گروهی سرگرم طیفی از ایده‌ها کنید. از آن‌ها نخواهید که بهترین ایده را انتخاب کنند، بلکه از آن‌ها بخواهید شیوه‌هایی بیابند تا بهترین عناصر تمام همکاری‌های به وجود آمده در گروه را در هم ادغام کنند.
10- از دانش آموزان بخواهید که برای سؤالات، پاسخ‌هایی «رویایی» و «کابوسی» بیابند. «چه می‌شد اگر همه چیز به بهترین نحو پیش می‌رفت؟» «حالا چه اتفاقی می‌افتاد اگر همه چیز اشتباه از آب در می‌آمد؟» به دانش آموزان کمک کنید موضوعات آموزشی را از این فعالیت‌ها و از سناریوهایی که در سر می‌پرورانند، جدا کنند.

کمک به دانش آموزان در نوشتن متون تشریحی و گزارش

در بسیاری از امتحانات رسمی، ‌دانش آموزان باید آنچه را می‌دانند در قالب یک متن تشریحی بنویسند. در تکالیف سالانه نیز توانایی دانش آموزان در نوشتن متون تشریحی می‌تواند از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. توصیه‌های زیر می‌توانند به شما کمک کنند تا آن‌ها را به صورت موفق و مؤثرتری در رسیدن به این هدف یاری دهید.
1- به دانش آموزان یاری دهید برای نوشتن متون تشریحی طرحی تهیه کنند. برای برنامه ریزی ایده‌هایی که متعاقباً ممکن است تبدیل به پاراگراف‌هایی در نسخه‌های نهایی متن بشوند، ‌به آن‌ها راه‌هایی نشان دهید.
2- به دانش آموزان یاد آوری کنید به عنوان یا خلاصه دستورالعمل‌ها توجه کنند. ما همه می‌دانیم که خیلی راحت می‌توان از موضع اصلی فاصله گرفت و به نوشتن مطالبی (هر چند جالب) پرداخت که هیچ ربطی به تکلیف ندارند.
3- با دانش آموزان همکاری نمایید تا بررسی کنند چه چیزی از آن‌ها خواسته شده است. اهمیت برخی از کلمات کلیدی مانند «چگونه»،‌ «چرا»، «کی»، «کجا»، ‌و غیره در خلاصه دستورالعمل‌های متن تشریحی را برای آن‌ها خاطر نشان سازید. به ویژه اگر از آن‌ها خواسته‌شده است «مقایسه» یا «مقابله» کنند و یا هر دو را انجام دهند، ‌آن‌ها را هشیار کند که چگونه عمل کنند.
4- به آن‌ها خاطر نشان کنید که پیش نویس یک متن تشریحی خوب باید چندین بار نوشته شود. آن‌ها را تشویق کنید ایده‌های خود را روی یک ورق کاغذ بنویسند و قبل از تهیه «متن نهایی»، ‌زمانی را صرف پس و پیش کردن آن‌ها بکنند.
5- کمک کنید دانش آموزان به اهمیت نتیجه گیری‌های قاطع پی ببرند. معمولاً هر متن تشریحی، ‌نویسنده را ملزم به نوعی نتیجه گیری و یا دست کم جمع بندی آنچه گفته شده است، می‌کند. حایز اهمیت است که این متون نه تنها به طور ناگهانی متوقف نشوند، بلکه نتیجه گیری قاطعانه ای داشته باشند.
6- به دانش آموزان کمک کنید مقدمه خوبی از خود ارائه دهند. بهترین زمان برای نوشتن یک مقدمه هنگامی است که کاملاً به آنچه معرفی می‌کنیم واقف باشیم! به دانش آموزان توصیه کنید که باید مقدمه ی خود را در انتهای کار و موقعی که دقیقاً می‌دانند متن آن‌ها دربرگیرنده چه مطالبی است، تهیه کنند.
7- مزایای تمرین کردن را به دانش آموزان گوشزد کنید. بهترین راه برای نوشتن متون تشریحی، تمرین بسیار آن‌ها است. یا از آن هم بهتر، ‌برنامه ریزی بسیار آن‌ها است. شما می‌توانید درهمان زمانی که برای آماده کردن یک متن لازم است، ‌چندین متن را برنامه ریزی کنید.
8- کمیت همان کیفیت نیست. دانش آموزان را یادآوری کنید که مهم، زیاد نوشتن نیست بلکه با کیفیت خوب نوشتن است.
9- از دانش آموزان بخواهید متون تشریحی خود را اصلاح کند. گاهی اوقات بهترین راه برای آگاه کردن دانش آموزان نسبت به نقاط قوت و ضعف خود در نوشتن متون تشریحی این است که به آن‌ها کمک کنید برای مثال‌های متون نمره تعیین کنند.
10- به دانش آموزان فرصت بدهید تا به صورت گروهی یک متن تشریحی تهیه کنند. این عمل به دانش آموزان کمک می‌کند تا از یکدیگر چیز یاد بگیرند. در ضمن هر انتقادی را بیشتر متوجه تمام گروه می‌کند تا متوجه فقط یک دانش آموز.

ب- مساعدتهای فکری و معنوی:

کمک به دانش آموزان فاقد اعتماد به نفس

داشتن اعتماد به نفس برای هر کسی (ازجمله برای خود ما) مهم است. با طبیعتی که انسان دارد همیشه (گاهی به دلایل پیچیده) تعدادی دانش آموز وجود دارند که خودشان را دست کم می‌گیرند. تصور نکنید که شما می‌توانید به تنهایی تمام مشکلات دنیا را رفع کنید! شما خودتان به اندازه کافی مشکل دارید. شاید بهتر باشد حواس خود را متوجه تدریس و جان سالم به در بردن از مراحل اولیه بکنید! البته در زیر توصیه‌هایی برای کنار آمدن با دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند، آمده است.
1- موفقیت‌های آن‌ها را بزرگ جلوه دهید. به خود خاطر نشان کنید که خود باوری معمولاً از طریق موفقیت به وجود می‌آید. سعی کنید به دانش آموزانی که مشکل اعتماد به نفس دارند، حتماً تکالیفی داده شود که به راحتی از انجام آن‌ها برآیند. اگر قبل از ورود به یک مرحله جدید، یک مسأله را به چند تکلیف مهار شدنی‌تر تبدیل کنید، کار آسان‌تر خواهد شد.
2- وقتی از خود بازخورد نشان می‌دهید، متوجه حساسیت‌ها باشید. در موقع نشان دادن بازخورد از خود، نهایت دقت را نسبت به دانش آموزانی که ممکن است به خاطر مشکل اعتماد به نفس خود حساس باشند، نشان دهید. از به‌کارگیری «زبان قاطعانه ی» منفی شامل عباراتی چون «قانع کننده نیست یا اشتباه است» بپرهیزید.
3- کمک کنید دانش آموزان توانایی‌های خود را شناسایی کنند. با ذکر کارهایی که میدانید توانایی انجامشان را دارند، و در صورت امکان ارائه شواهدی که آن‌ها را نسبت به موفقیت‌هایشان متقاعد می‌سازد، به دانش آموزانی که از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند کمک کنید.
4- به دانش آموزان کمک کنید نقاط ضعف خود را بپذیرند. دانش آموزان را تشویق کنید نقاط ضعف خود را، توانایی‌های هنوز توسعه نیافته خود تلقی کنند. به آن‌ها یاری دهید باور کنند که اگر هنوز از عهده ی کاری بر نمی‌آیند بدان معنا نیست که هرگز از عهده ی آن برنخواهند آمد.
5- نشان دهید که نقاط ضعف واقعاً فرصت‌هایی برای رشد هستند. به دانش آموزان القا کنید که نقاط ضعف خود را بیشتر به عنوان فرصت تلقی کنند تا تهدید. به آن‌ها نشان دهید که واقف بودن به یک ضعف، خود یک توانایی و دلیلی برای اعتماد به نفس مثبت است.
6- القا کنید که کمبود اعتماد به نفس بخشی از زندگی طبیعی هر انسانی است. به دانش آموزان خاطر نشان سازید که اکثر مردم از یک دوران اعتماد به نفس پایین به عنوان بخشی کاملاً طبیعی و نرمال از رشد و تکامل، عبور می‌کنند. در صورت امکان، از احساسات و طرز برخورد خودتان در هنگام عبور از این دوره برای آن‌ها مثال بیاورید.
7- به دانش آموزان کمک کنید کشف کنند چه چیزی در آن‌ها احساس خوبی ایجاد می‌کند. با دانش آموزان یک تمرین گروهی انجام دهید و از آن‌ها بپرسید چه چیزهایی در آن‌ها احساس خوبی به وجود می‌آورد. ممکن است برخی از دانش آموزان عوامل مثبتی را در مرود خودشان کشف کنند که قبلاً راجع به آن‌ها فکر نکرده باشند.
8- به دانش آموزان کمک کنید احساسات خود را با دیگران در میان بگذارند.
دانش آموزان را تشویق کنید دیگران را از احساسات خود (یاد دست کم برخی از آن‌ها) مطلع کنند. این کار را باید با ظرافت و تدبیر انجام داد. مثلاً در کنار کلاس یک «طناب شستشو دهنده احساسات» آویزان کنید تا دانش آموزان بتوانند با آویزان کردن یک ورقه کاغذ از آن، بگویند که امروز چه احساسی دارند و چرا.
9- تکالیفی طراحی کنید که دانش آموزان بتوانند در آن‌ها موفق بشوند. ذخیره ای از تکالیف کوتاه مفید و پیش پا افتاده، جهت ارائه به دانش آموزانی که احتیاج به تقویت اعتماد به نفس دارند، در دسترس داشته باشید. تکالیفی که میدانید از پس آن‌ها بر می‌آیند، و سایرین نیز متوجه تأثیر و سودمندی آن‌ها می‌شوند.
10- احساسات خود را فراموش نکنید. اعتماد به نفس خود، و عوامل و شرایط مؤثر در آن را زیر نظر بگیرید. ما هرگز از آموختن این افکار و عواطف خودمان چگونه عمل می‌کنند دست بر نمی‌داریم

کمک به دانش آموزان در جبران شکست

گاهی اوقات پیشامدها برای هر کسی غافلگیر کننده هستند. دانش آموزان ممکن است به علت بیماری، دو هفته ای را به مدرسه نروند یا در زندگی خانوادگی خود با مشکلاتی روبرو شوند که موجب عقب ماندن آن‌ها از درس شود. همچنین دانش آموزان در جبران عقب افتادگی‌های معمولی خود غالباً نیازمند به کمک هستند. توصیه‌های زیر ممکن است به شما کمک کنند تا به آن‌ها یاری دهید دوباره شرایط قبلی خود را بازیابند.
1- برای خود یک جعبه کمک‌های اولیه تهیه کنید. از جزوات و منابعی که حاوی عناوین کلیدی موضوع تدریس شما هستند و می‌توانید در اختیار دانش آموزان قرار دهید، مجموعه ای تهیه کنید. این کار می‌تواند در مواقع ضروری به شما کمک کند جبران زمان از دست رفته دانش آموزان را بکنید.
2- دانش آموزان را تشویق به سؤال کردن بکنید. دانش آ موزانی را که از درس‌های کلیدی مباحث مهم عقب افتاده‌اند تشویق کنید تا ضمن رساندن خود به سطح کلاس، فهرستی از مطالبی که نمی‌توانند متوجه بشوند تهیه کنند. زمانی را برای پاسخ گویی به این سؤالات تعیین کنید.
3- دانش آموزان را تشویق به گرفتن کمک از هم کلاسی‌های خود بکنید. به دانش آموزان کمک کنید از همشاگردی‌های خود به عنوان منابعی برای جبران عقب افتادگی درسی خود استفاده کنند. برای تمام کلاس توضیح دهید که چه قدر مفید است یک مطلب را برای دیگری شرح بدهند.
4- فعلاً کاری به درس‌های گذشته نداشته باشید! برای دانش آموزانی که از بقیه کلاس عقب مانده‌اند توضیح دهید که فعلاً بیشتر اهمیت دارد دروس جاری را یاد بگیرند تا این که بخواهند یک شبه تمام عقب افتادگی‌های خود را جبران کنند. آن‌ها را ترغیب کنید ضمن این که در مطالب جاری، خود را به سطح بقیه کلاس می‌رسانند دروس دیگر را نیز به آرامی مرور کنند.
5- برای جبران عقب افتادگی راه‌های دیگری در نظر داشته باشید. به خصوص برای قسمت‌های حیاتی درس، برای دانش آموزانی که از دروس کلیدی عقب افتاده‌اند، شیوه‌های جایگزینی در نظر داشته باشید. مثلاً، این بخش‌ها را به بسته‌های آموزشی یا دوسویه ای تبدیل کنید تا دانش آموزان بتوانند در اوقات خویش از آن‌ها استفاده کنند. در ضمن برای کسانی که همان مرتبه اول متوجه این عناوین کلیدی نمی‌شوند، جلسات «تکراری» (به جای جبرانی) تشکیل دهید.
6- کمک کنید ترس به دل دانش آموزان راه نیابد. به دانش آموزانی که از درس عقب مانده‌اند کمک کنید دستپاچه نشوند. در ابتدا ممکن است مشکل به بزرگی یک کوه به نظر آید، اما به محض فراگیری، بلافاصله رفع خواهد شد.
7- به دانش آموزان دلگرمی بدهید که شکست مایه ی پیروزی است. به آن‌ها یادآوری کنید که آن‌ها شکست خورده نیستند، بلکه هنوز در تکلیف مورد نظر به پیروزی نرسیده‌اند.
8- ارزش اشتباه کردن را به آن‌ها بشناسانید. نمونه‌هایی برای دانش آموزان بیاورید که اشتباه کردن و وهله ی اول یکی از طبیعی‌ترین راه‌ها برای یاد گیری توأم با موفقیت است.
9- کمک کنید دانش آموزان راهکار خود را بازنگری کنند. وقتی دانش آموزان در حال آماده شدن برای یک امتحان تجدیدی هستند، آن‌ها را تشویق کنید که نه تنها در مورد قسمت‌هایی که قبلاً برای آن‌ها مشکل آفرین بود تحقیق کنند، بلکه راه‌های آماده شدن برای امتحان و شرکت در آن را نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند. در واقع، به دانش آموزان سفارش کنید که یک شکست در گذشته می‌تواند امتیاز بزرگش برای موقعیت‌های بعدی باشد.
10- از ادیسون برای آن‌ها صحبت کنید، که یک‌صد مین تلاش او برای روشن کردن یک لامپ برق به بار نشست. او بقیه دفعات را به عنوان «99 راه برای نساختن یک لامپ» رها نمود.

کمک به دانش آموزان در راه یابی به دانشگاه و یافتن شغل

گاهی اوقات چنین تصور می‌شود که «مشاور شغلی» مسؤول کلیه ی پیشرفت‌های آتی دانش آموزان است. البته، در کنار توصیه ای تخصصی، دانش آموزان تا آنجا که ممکن است نیازمند به راهنمایی‌ها و حمایت‌های ما هستند. توصیه‌های زیر ممکن است شما را در حمایت از دانش آموزان کمک کنند.
1- کمک کنید دانش آموزان برای خود منابعی تهیه کند. از دانش آموزان بخواهید به عنوان یک تکلیف، درخواستی همراه با «سوابق تحصیل» خود تهیه کنند. نظر خود را در ارتباط با نحوه ای که اساتید راهنمای بخش پذیرش دانشگاه یا کارفرامای مورد نظر ممکن است به آن نگاه کنند، به آن‌ها بدهید.
2- به آن‌ها یاد بدهید که خودشان اوضاع را محک بزنند. به دانش آموزان کمک کنید نقاط قوت تجربیاتشان را شناسایی کنند، چرا که با اشاره صریح نسبت به آن‌ها در هنگام درخواست کار یا ادامه تحصیل بهتر موفق می‌شوند.
3- به دانش آموزان نشان دهید چه چیزی مهم به شمار می‌آید. دانش آموزان را نسبت به آنچه در درخواست آن‌ها جلب نظر خواهد کرد هوشیار کنید. به خصوص هر چیزی که نمایانگر مسؤولیت‌ها، تشریک مساعی‌ها و ابتکار عمل‌ها است.
4- دانش آموزان را با «فن مصاحبه» آشنا سازید. برای آشنا ساختن دانش آموزان به روند مصاحبه، در کلاس برای آن‌ها تمرین عملی بگذارید.
5- به دانش آموزان تمرین دست گرمی بدهید. در صورت امکان، ‌دانش آموزان را به تهیه فیلم ویدیویی از مصاحبات ساختگی وادارید. فراموش نکنید که به تصویر کشاندن یک مصاحبه بر روی نوار ویدیویی، ‌به خودی خود موشکافی را تا حدودی در فرایند مورد نظر پرورش می‌دهد.
6- به دانش آموزان کمک کنید متوجه شوند دنبال چه چیزی می‌گردند. برای این که بتوانید مورد مصاحبه کننده به آن‌ها ایده ای بدهید، مواردی را برای آن‌ها مثال بزنید. به عنوان نمونه، سه مصاحبه شغلی مختلف ویدیویی را برای دانش آموزان نمایش دهید و از آن‌ها بخواهید قابلیت‌ها و نقاط ضعف خاص هر متقاضی را پیدا و بهترین متقاضی را انتخاب کنند.
7- طعم فرصت‌های فراتر را به آن‌ها بچشانید. از ایام بازدید همگانی کالج‌ها یا دانشگاه‌های شهر خود استفاده کنید تا به دانش آموزان بفهمانید ادامه تحصیل در آنجا چه حالی دارد.
8- به دانش آموزان نشان دهید تا کنون چه موفقیت‌هایی صورت گرفته است. دانش آموزان قدیمی را که موفق به یافتن شغل یا ادامه تحصیل شده‌اند به مدرسه دعوت کنید تا تجربیات خود را با دانش آموزان در میان بگذارند.
9- به دانش آموزان کمک کنید ملتفت شوند چه توانایی‌هایی باید داشته باشند. یا دانش آموزان گروه‌هایی تشکیل دهید و از آن‌ها بخواهید یک آگهی استخدام با شرح وظایف مربوط تهیه و سوابق و تجربیات مورد نیاز متقاضیان را مشخص کنند.
10- کار نیکو کردن از پر کردن است. به دانش آموزان یاد‌آوری کنید که بهترین راه برای کسب مهارت در مصاحبه، تمرین و ناامید نشدن از یک مصاحبه بد است آن‌ها را تشویق کنید که از مصاحبه ای ناموفق حتی بیش از مصاحبه‌های موفق تجربه بیاموزند.
منبع: براون، سالی و همکاران، ( 1387)، مهارتهای مهم تعلیم و تعلم، سعید خاکسار، تهران، نشر موزون، چاپ دوم.

سلام.ممنون از راهنماییاتون.ولی باید بگم گروه صالحین یه گروه درسی و تحصیلی نیست.هدف اموزش مذهبی و اجتماعی بچه هاست.

سلام
من خودم چون نوجوانم نظر میدم با اجازه:khandeh!:
به نظر من یه موضوع رو زیاد تکرار نکنید
درباره ی نصیحت هم من زیاد نصیحت رو دوست ندارم سعی کنید با نوجوانا دوست باشید تا در قالب دوست بهشون نکاتی رو منتقل کنید

[h=1]نامه‌های تکان‌دهنده شهید 17 ساله به مجله «زن روز»[/h]2 نامه از شهید امیر در سال 1365
* نامه اول شهید امیر به مجله زن روز در 1365/9/3
به نام خداوند بخشنده و مهربان
خدمت خواهران عزیز و گرامیم در مجله مفید و پربار زن روز؛
سلام من را از این فاصله دور پذیرا باشید. آرزو می کنم که در تمام مراحل زندگیتان موفق و موید و سلامت باشید. قبل از هر چیز لازم است از زحمات شما به خاطر فراهم آوردن این مجله مفید و سودمند تشکر کنم. بدون تعارف و تمجیدهای دروغین، مجله زن روز بهترین مجله خانوادگی در سطح کشور و بهترین نشریه از بین نشریات موسسه کیهان است، اما دلیل اینکه امروز در این هوای بارانی، این برادر کوچکتان تصمیم گرفت با شما درد دل کند، مشکل بزرگی است که بر سر راهش قرار گرفته؛ جریان را برایتان بازگو می کنم:
من پسری 17 ساله هستم و در خانواده ای مرفه و ثروتمند زندگی می کنم، اما چه ثروتی که می خواهم سر به تنش نباشد. پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و از صبح زود تا پاسی از شب را در خارج از منزل سپری می کنند. تازه وقتی هم به خانه می آیند از بس خسته و کوفته هستند، زود می خوابند؛ اصلاً در طول روز یک بار از خود سوال نمی کنند که پسرمان (یعنی من)کجاست؟ حالا چه کار می کند؟ با چه کسی رفت و آمد می کند؟ اما خوشبختانه به حول و قوه الهی من پسری نیستم که از این موقعیت ها سوءاستفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم.

البته این مشکل اصلی من نیست؛ چون من دیگر به این بی توجهی ها عادت کرده ام و از اینکه اصلاً به من کاری ندارند که کجا می روم و چه می پوشم و با کی می گردم، تعجب نمی کنم، بلکه مشکل اصلی من از حدود یک سال پیش شروع شد.

پدر و مادرم به دلیل اینکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمناً وضع مادیشان هم خوب است، دختر خاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند، به فرزندی که چه عرض کنم، به سرپرستی قبول کردند (البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام همسن خود من است) بله از آن تاریخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در طول روز کسی جز من در آن زندگی نمی کرد، به زندگی ای تبدیل شد که دائم در آن سعی در دور کردن هوای نفس داشتم، با دختری که به مراتب از شیطان پست تر و گناهکارتر و حرفه ای تر است؛ تنها کارهای دختر خاله ام را در یک جمله خلاصه می کنم: «درخواست از من برای انجام بزرگترین گناه کبیره»؛ می دانم که منظور من را حتماً فهمیده اید و لازم به توضیحات اضافی نیست.
خواهران عزیز! کمکم کنید من چطور می توانم او را سر راه بیاورم؟ هر چه به او می گویم دست از سرم بردار گوشش بدهکار نیست، هر چه به او می گویم شخصیت زن این نیست که تو داری انجام می دهی، اصلاً گوش نمی کند، می ترسم آخر عاقبت کاری دست من بدهد، دوست ندارم که تسلیم او بشوم، باور کنید حتی بعضی وقت ها من را تهدید هم می کند و می گوید ...
البته فکر می کنم همه این بدبختی ها به خاطر این است که من یک مقدار زیبا هستم. فکر می کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم، حتماً این مشکل سرم نمی آمد. روزی هزار بار از خداوند درخواست می کنم که این زیبایی را از من بگیرد. دوست داشتم در خانواده ای فقیر زندگی می کردم و زشت ترین پسر روی زمین بودم، ولی گیر این دختر خاله شیطان صفت نمی افتادم که نمی گذارد تا قبل از ازدواج پاک بمانم. البته تا حالا که من تسلیم خواهش های او نشده ام، ولی می ترسم که بالاخره من را وادار به تسلیم کند.

* نامه دوم شهید امیر به زن روز در 1365/10/1 در آستانه اعزام به جبهه و چهار روز قبل از شهادتش در عملیات کربلای 4

بسم رب الشهدا و الصدیقین
خدمت خواهران عزیز و گرامی ام در مجله زن روز

سلامی به گرمای آفتاب خوزستان و به لطافت نسیم بهاری از این راه دور برای شما می فرستم. مدت هاست که منتظر نامه شما هستم، ولی تا حالا که عازم دانشگاه اصلی هستم، جوابی از شما دریافت نکرده ام. البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهید داد، ولی وقتی شما جواب بدهید من امیدوارم در این دنیای فانی نباشم.
حدود یک هفته بعد از اینکه برای شما نامه ای نوشتم و گفتم خواهر خوانده ام من را ترغیب به گناه کبیره زنا می کند، شبی در خواب دیدم که مردی با کت و شلوار سبز در خیابان من را دیده است و به من می گوید: امیر برو به دانشگاه اصلی، وقتت را تلف نکن . من این خواب را از روحانی مسجدمان سوال کردم و ایشان گفتند که دانشگاه اصلی یعنی جبهه. من هم از اینکه خدا دست نیاز من را گرفته بود و راهی به روی من گشوده، خوشحال شدم و حال عازم جبهه نور علیه تاریکی هستم. البته این نامه را به کادر دبیرستان می دهم تا اگر خوشبختانه شهید شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد، این نامه را برایتان پست کنند تا از خبر شهادت من آگاه شوید.
البته من نمی دانم حالا که این نامه من را مطالعه می کنید، اصلاً یادتان هست که در نامه قبلی چه نوشته ام یا اینکه کثرت نامه های رسیده به شما موضوع نامه من را از خاطر شما پاک کرده است. به هر شکل همان طور که در نامه قبلی هم نوشته بودم پدر و مادر من آدم های درستی نیستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربی است و خواهر خوانده ام هم که این موضوع را بعد از آمدن به منزل ما دید، فکر کرد من هم زود تسلیم می شوم، ولی او کور خوانده است. من مدت ها با شیطان مبارزه کرده و خودم را از آلودگی حفظ کرده ام، ولی فکر می کنید که تا کی می توانستم در مقابل این شیطان دخترنما مقاومت کنم، برای همین و با توجه به خوابی که دیده بودم، تصمیم گرفتم که خودم را به صف عاشقان حقیقی خدا پیوند بزنم و از این دام شیطان که در جلوی پایم قرار دارد، خلاصی پیدا کنم؛ من می روم، اما بگذار این دختر فاسد بماند.
من فقط خوشحالم که حال که عازم جبهه هستم، هیچ گناه کبیره ای ندارم و برای گناهان ریز و درشت دیگرم از خداوند طلب مغفرت می کنم. من می روم، ولی بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعای تمدن می کنند، بمانند و به افکار غرب زده خود ادامه دهند. امیدوارم که بزودی از خواب غفلت بیدار شوند. من تا حالا به جبهه نرفته ام و نمی دانم حال و هوای آنجا چگونه است، ولی امیدوارم که خداوند ما بندگان سراپا تقصیر را هم مورد لطف خودش قرار دهد و از شربت غرورانگیز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند؛ این تنها آرزوی من است.
پدر و مادرم هیچ وقت برای من پدر و مادر درست و حسابی نبودند. همیشه بیرون از خانه بودند و از صبح زود تا نیمه های شب در حال کار در بیمارستان یا مطب خصوصی و یا در مجلس های فساد انگیز بودند که من از رفتن به آنها همیشه تنفر داشته ام. هیچ وقت من محبت واقعی پدر و مادرم را احساس نکردم؛ چون اصلاً آنها را درست و حسابی ندیده ام. بعد هم که این دختر را پیش ما آوردند، زندگی آرام و بدون دغدغه من را به طوفان مبارزه با گناه تبدیل کردند، با این همه همان طور که گفتم خوشحالم که به گناهی که خواهر خوانده ام من را به آن تشویق می کرد آلوده نشدم. ضمناً خواهش می کنم به روان شناس مجله بگویید که در نوشته هایشان حتماً این موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادری فقط این نیست که بچه درست کنید و آن وقت به امید خدا رها کنید، بلکه به آنها بگویید پدر و مادری یعنی محبت و توجه به فرزند.
امیدوارم من آخرین پسری باشم که از این اتفاقات برایش می افتد. البته من نمی دانم که این موضوع را خانم روان شناس باید بگوید یا کس دیگری. به هر صورت خودتان این پیام من را به هر کسی که مناسب می دانید برسانید تا او در مجله چاپ کند.
قلبم با شنیدن کلمه شهادت تندتر می زند و عطش پایان ناپذیری در رسیدن به این کمال در وجودم شعله می کشد. همان طور که گفتم اگر خداوند ما را پذیرفت و شهید شدیم که این نامه را از طرف رئیس دبیرستان برایتان می فرستند و اگر لایق و شایسته رسیدن به این مقام رفیع ندید و برگشتم، اگر نامه ای از شما دریافت کرده بودم، حتماً جوابش را می دهم. البته امیدوارم برنگردم چون آن وقت همان آش و همان کاسه است. بیشتر از این وقت شما را نمی گیرم. برای من دعا کنید. سلامتی و موفقیت همه شما خواهران گرامی را از خداوند متعال خواستارم و در پایان آرزو می کنم که همه انسان های خفته مخصوصاً پدر و مادر و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بیدار شوند و رو به سوی اسلام بیاورند. عرض دیگری نیست.

خداحافظ و التماس دعا والسلام علی عبادالله الصالحین

برادرتان امیر 1365/10/1

موضوع قفل شده است