جمع بندی آمار مجردی در سن بالا ، هدیه ازدواج به دختران کم سن !!!

تب‌های اولیه

65 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صائب تبریزی;1023518 نوشت:
استاد الان شما گفتید مانند خانمهای دهه هفتادی و نگفتید مانند برخی از خانمهای دهه هفتادی . آیا من باید فکر کنم که شما منظورتان قطعا همه دخترهای دهه هفتادی بوده و خدای ناکرده یک روانشناس درس خوانده و متخصص نیستید؟ البته که من هیییچ وقت این فکر را نمیکنم.

حرف شما درست است. من اشتباه کردم.
از تذکرتان واقعا تشکر می کنم.
پست مورد اشاره تان را تصحیح می کنم.

صائب تبریزی;1023493 نوشت:
عیب نیست

باسلام

عیب اونی بود که دنبال دختر شاغل تحصیل کرده بودن و... که کسی نبود بگه تحصیلات و شاغل شدن نیاز به زمان داره دختره 15 ساله نه کار داره نه تحصیلات درست حسابی Smile

موفق باشید

اللیل والنهار;1023545 نوشت:
عیب اونی بود که دنبال دختر شاغل تحصیل کرده بودن و... که کسی نبود بگه تحصیلات و شاغل شدن نیاز به زمان داره دختره 15 ساله نه کار داره نه تحصیلات درست حصابی :)

یعنی میخواید بگید یکی از علتهای مجرد موندن دختران بالای 33 سال ، توقع آقایان خواستگار برای شاغل بودن اونها بوده و بهمین دلیل دخترها تلاش کردن درس بخونن و شاغل بشن و سنشون بالا رفت؟

امید;1023509 نوشت:
ولی متأسفانه خود خانم های این گروه نیز با همان تعداد خواستگار که دارند، به گونه ای رفتار می کنند که باعث از بین رفتن شانس ازدواج شان می شود.

باسلام با بخش زیادی از صحبتهاتون موافق هستم

حالا میخوام از نظر و دیدگاه خانمهایی که دهه شصتی هستند و به خاطر دلایل مختلف مجرد موند به موضوع نگاه کنم دور برم کم ندیدم و پای صحبتهاشون نشستم مثلا برای نمونه شرایط یکیشون رو مثال میزنم میگه سر رتبه آوردن تو کنکور انقدر از طرف خانواده تو فشار بودم که بعد از کنکور مدتی تو بخش روانی بستری شدم این خانم که حدود اگه اشتباه نکنم متولد 65، 66 اینا هستند تو محیط کار با آقایی آشنا شدن این آقا بعد از مدتی خودشون از این خانم خواستگاری کردن تعریف میکرد که از این رفتار آقا اول خیلی دلخور شدم چون خواستگاری اونم تو محیط کار اصلا برام با توجه به اون شرایطی که بزرگ شدم خوشایند نبود ولی با همه این حال گفتم خب اشکال نداره تو این سن دیگه برای این مسائل حساسیت نشون ندم

بعد از مدتی ازشون خواستم که رسما بیان خواستگاری که همین مسئله باعث شد سر صحبت باز بشه و متوجه بشم که در حال طلاق دادن همسرشون هستند یه فرزند از این خانم دارند وقتی فهمیدم خیلی از این مسئله ناراحت شدم با همه این حال موضوع رو با خانواده مطرح کردم و با مخالفت مادرم روبرو شدم که گفتند اگر برادر و پدرت بدونند همچین آقایی میخواد بیاد خواستگاریت دیگه نمیزارن بری سرکار خجالت نمیکشه با یدونه بچه حالا میخواد با یه دختر هم ازدواج بکنه ببین بری با این ازدواج کنی همه مسخره میکند میگن این همه موندی موندی رفتی به این دیگه کارشو کنار گذاشته و خانه نشین شدن

با این حال همچنان این آقا پیگیر این بودن که با هاشون ازدواج کنند و الان چند ماهی هست که سر این مسئله درگیر هستند بخش زیادی از نوع برخورد این خانمها برمیگرده به جو جامعه از طرفی همه منتظر هستند این خانم تحصیل کرده شاغل و... با کی ازدواج میکنه از طرفی آزادی عمل برای انتخابشون نمیده
یعنی الان این خانم بخواهد با این آقا ازدواج بکنه پشتوانه از سمت خانواده نداره و از طرفی اونطور که تعریف میکردند خانواده آقا مخالف طلاق دادن زن اول این آقا هستند و به همین دلیل براشون خواستگاری نمیرن

مشکل اینجاست که همه فکر میکنند مثلا یه خانم سنش میره بالا همه آرزوها شو چال میکنه درحالی که این خانم هم دوست داره مثل همون خانم 15،20 ازدواج کنه چیزی که تو عرف هست رو داشته باشه و...که این حرفها و چشم هم چشمی ها همه گروه های سنی رو بدبخت کرده :)به یکباره نمیشه از دیدگاه عرفی که به قول شما به همین راحتی نظراتشو رو نمیشه تغییر داد رد شد

امید;1023509 نوشت:

سلام

قبول دارم که فرصت ازدواج برای گروهی از خانم ها کمتر شده، ولی متأسفانه خود خانم های این گروه نیز با همان تعداد خواستگار که دارند، به گونه ای رفتار می کنند که باعث از بین رفتن شانس ازدواج شان می شود.
مثلا توقعاتِ بالا باید در این سنّ تعدیل شوند. متأسفانه ما شاهد هستیم که در این گروه سنّی با اینکه پختگیِ بیشتری وجود دارد، تشریفاتِ ازدواج کاهشی نمی یابد و بعضی از این دختر خانم ها مانند دخترخانم های دهه هفتادی انتظارات بالایی دارند.

در پاسخ به فایل صوتی : متأسفانه در ایران به آمار نمی توان زیادی اعتماد کرد. زیرا مَراجع رسمی آمار دقیقی ارائه نمی دهند و مَراجع غیررسمی نیز آمار دسترسی به آمار دقیق ندارند. مثلا شما به سختی می توانید آمار درستی از طلاق در هر سال به دست آورید.
بر فرض که این آمار درست باشد، مسؤولان وظیفه دارند با تمهیداتی شانس ازدواج این قشر از خانم ها را افزایش دهند. اما متأسفانه در طراحیِ این تمهیدات از نظرات کارشناسان استفاده نمی شود. پس باز هم به خانه اول برگشتیم و به این مطلب می رسیم که خود دخترخانم های دهه شصتی باید فکری کنند. دو پیشنهاد می دهم. امیدوارم دوستان کاربر بر من خرده نگیرند. اینها صرفا پیشنهاد است:

- درست است پسر دهه شصتی کم است، اما می توانند با مردهای دهه شصتی که یک بار جدا شده اند، ازدواج کنند. آمار طلاق در میان پسرهای دهه شصتی کم نیست. اتفاقا در سایت همشهری آمده است: «نسبت جنسی افراد بی همسر در اثر طلاق این گونه است که ۱۷۹ زن در برابر ۱۰۰ مرد به ثبت رسیده». این آمار یعنی چه؟ اگر مردهای مطلقه با زنان مطلقه ازدواج می کردند، این تفاوت فاحش بین زنان و مردان مطلقه دیده نمی شد. مشخص است که مردهای مطلقه تمایل دارند با دخترخانم ها ازدواج کنند. به همین دلیل در مشاوره ها اگر دقت کرده باشید، من ازدواج دخترخانم با یک مرد مظلقه را کلّاً ردّ نمی کنم.

- باید نگاه دخترخانم به آداب و رسوم ازدواج تغییر کند. در جامعه ایران خواستگاریِ دختر از پسر خوب نیست و پسرها اگر دختری از آنها خواستگاری کند، به چشم یک امتیاز به این مسأله نگاه می کنند و طاقچه بالا می گذارند و پاسخ ردّ به دخترخانم می دهند. اما اگر دخترخانم از پسری خوشش آمد و او را لایق ازدواج دید، اگر سیاست داشته باشد، یعنی فرد آگاهی را واسطه قرار دهد که با آن پسر صحبت کند و در ضمن صحبت هایش آن دختر را به پسر پیشنهاد دهد، احتمال سرگرفتن ازدواج وجود دارد. ضمن اینکه بنا به گفته شما، دخترخانم های دهه شصتی در جامعه فعالیت دارند. چه اشکالی دارد که بخشی از هزینه های زندگی را آنها تأمین کنند تا آقا پسر از ترس هزینه های زندگی، از ازدواج منصرف نشود؟

از سوی دیگر اگر این دخترخانم ها تحمل و بردباریِ خود را بالا ببرند، در زندگی همیشه به دنبال ایده آل ها نباشند، واقعا شانس ازدواج خود را افزایش می دهند. من از بعضی پسرها می شنوم که «دخترخانم های بالای سی سال زیاد سخت گیری می کنند». اجازه دهید یک مورد واقعی که چند روز پیش شنیدم را تعریف کنم: یکی از آشناهای من، مردی تقریبا 37 ساله است که از همسر اول خود جدا شده است. این آقا از همسر اول خود، یک دختر 7-8 ساله دارد. او چند روز قبل با یک خانم بالای سی سال ازدواج کرد. متأسفانه عروس خانم که دوشیزه است، از آقا خواسته بود دخترش را به مراسم عروسی نیاورد و همچنین بعد از عروسی هم تا یک ماه دخترش را به خانه نیاورد. آقایی که در کنار من بود و این موضوع را شنید، به من گفت:« همینه که میگم این دخترها سخت گیر هستند » [با عرض پوزش، حرف این آقا را کمی سانسور کردم]. جالب این جاست که مطلع شدم این خانم، موضوع ازدواجِ قبلیِ شوهرش را از دوستانش مخفی کرده و وانمود کرده که داماد، سابقه ازدواج ندارد. خب، واقعا با این وضعیت چند پسر با شنیدنِ این ماجرا از ازدواج با دخترخانم های دهه شصتی منصرف می شوند؟


یکی از مواردی که باید دخترخانم های دهه شصتی در آن تحمل خود را افزایش دهند، «تحمل شنیدنِ پاسخ منفی از سوی پسرها در صورت خواستگاریِ مستقیم دختر از پسر» است. اگر دخترخانم بتواند پاسخ منفیِ پسر را تحمل کند و با شنیدنِ پاسخ منفی زندگی را پایان یافته نبیند، چه اشکالی دارد که یک دخترخانم از یک آقا خواستگاری کند. ما رواشناسان و مشاوران چون می ترسیم دخترخانم ها تحمل پاسخ منفی از سوی پسر را نداشته باشند، به دخترخانم ها توصیه می کنیم خودشان مستقیما از پسری خواستگاری نکنند. اما اگر دختری این توانایی را در خود پرورش دهد که تحمل شنیدن پاسخ منفی در هر شرایطی داشته باشد، می تواند به یک آقا پیشنهادِ ازدواج دهد. در این صورت، حتما باید به همراه او به روانشناس و مشاورخانواده خبره مراجعه کند و پس از تأیید روانشناس اقدام به ازدواج نمایند.

استاد ببخشید من برام سوالی پیش اومده. خانمها حالا در هر سنی که باشن معمولا وقتی پای احساسات به میون میاد ، منطق و عقلشون کمرنگ میشه. اگر خانمی از آقایی خوشش بیاد و فکر کنه که بهترین انتخاب برای زندگی مشترک هست، اول باید چکار کنه؟ اول به آقا پیشنهاد بده ؟ خوب اگر به آقا پیشنهاد داد ، اونوقت دوباره بگه بیا بریم پیش مشاور تا بگه ما بدرد هم میخوریم یا نه؟ اونوقت آقا به خانم نمیگه تو منو مسخره کردی؟

چون من زمانی خودم هم میخواستم به کسی پیشنهاد بدم و ندادم میپرسم.

اللیل والنهار;1023552 نوشت:
باسلام با بخش زیادی از صحبتهاتون موافق هستم حالا میخوام از نظر و دیدگاه خانمهایی که دهه شصتی هستند و به خاطر دلایل مختلف مجرد موند به موضوع نگاه کنم دور برم کم ندیدم و پای صحبتهاشون نشستم مثلا برای نمونه شرایط یکیشون رو مثال میزنم میگه سر رتبه آوردن تو کنکور انقدر از طرف خانواده تو فشار بودم که بعد از کنکور مدتی تو بخش روانی بستری شدم این خانم که حدود اگه اشتباه نکنم متولد 65، 66 اینا هستند تو محیط کار با آقایی آشنا شدن این آقا بعد از مدتی خودشون از این خانم خواستگاری کردن تعریف میکرد که از این رفتار آقا اول خیلی دلخور شدم چون خواستگاری اونم تو محیط کار اصلا برام با توجه به اون شرایطی که بزرگ شدم خوشایند نبود ولی با همه این حال گفتم خب اشکال نداره تو این سن دیگه برای این مسائل حساسیت نشون ندم بعد از مدتی ازشون خواستم که رسما بیان خواستگاری که همین مسئله باعث شد سر صحبت باز بشه و متوجه بشم که در حال طلاق دادن همسرشون هستند یه فرزند از این خانم دارند وقتی فهمیدم خیلی از این مسئله ناراحت شدم با همه این حال موضوع رو با خانواده مطرح کردم و با مخالفت مادرم روبرو شدم که گفتند اگر برادر و پدرت بدونند همچین آقایی میخواد بیاد خواستگاریت دیگه نمیزارن بری سرکار خجالت نمیکشه با یدونه بچه حالا میخواد با یه دختر هم ازدواج بکنه ببین بری با این ازدواج کنی همه مسخره میکند میگن این همه موندی موندی رفتی به این دیگه کارشو کنار گذاشته و خانه نشین شدن و همچنان این آقا پیگیر این بودن که با هاشون ازدواج کنند و الان چند ماهی هست که سر این مسئله درگیر هستند بخش زیادی از نوع برخورد این خانمها برمیگرده به جو جامعه از طرفی همه منتظر هستند این خانم تحصیل کرده شاغل و... با کی ازدواج میکنه از طرفی آزادی عمل برای انتخابشون نمیده یعنی الان این خانم بخواهد با این آقا ازدواج بکنه پشتوانه از سمت خانواده نداره و از طرفی اونطور که تعریف میکردند خانواده آقا مخالف طلاق دادن زن اول این آقا هستند و به همین دلیل براشون خواستگاری نمیرن مشکل اینجاست که همه فکر میکنند مثلا یه خانم سنش میره بالا همه آرزوها شو چال میکنه درحالی که این خانم هم دوست داره مثل همون خانم 15،20 ازدواج کنه چیزی که تو عرف هست رو داشته باشه و...که این حرفها و چشم هم چشمی ها همه گروه های سنی رو بدبخت کرده :)به یکباره نمیشه از دیدگاه عرفی که به قول شما به همین راحتی نظراتشو رو نمیشه تغییر داد رد شد

ببخشید دخالت میکنم اما مدلی که شما دارین از فرصتها و محدودیتهای دخترهای مجرد دهه 60 برای ازدواج ترسیم میکنین جای سوال داره. اینکه شما پای درد دل برخی ها نشستین دلیل نمیشه که اولا همه چیز رو به شما گفته باشن و دوما به شما راست گفته باشن.

این دختری هم که گفتید به نظرم پاشه بره سر کارش در این اوضاع اقتصادی براش بهتره. این ازدواج از اولش اشتباهه. یک مردی که هنوز در ازدواج اولش هست و جدا نشده و اختلافات خانوادگی عمیقی داره با خانواده خودش و همسرش با پررویی اومده زندگی این دختر رو بهم ریخته و حواسش رو پرت کرده. در چنین مواردی حق کاملا با خانواده دختره. آدم باید حساب شده بره جلواگر میخواد با مرد مطلقه ازدواج کنه، این آقا که هنوز طلاق هم نگرفته.

مقصر نهایی همین دختر و خانوادش هست. ازش بپرسید جوون تر که بودی خواستگار با معرفت کم پول نداشتی؟ که حالا داری میری زندگی کس دیگه ایی رو تصاحب کنی؟

صائب تبریزی;1023555 نوشت:
این ازدواج از اولش اشتباهه.

باسلام حتما سفارش میدیم خواستگار مناسبتری برای این خانم پیدا بشه :-"b-)

امید;1023509 نوشت:
اما اگر دخترخانم از پسری خوشش آمد
اگر این خانم خوشایند آقایی باشد دیگه نیاز به این همه واسطه اینا نیست مشکل همینجاست که آقایان این گروه سنی با بودن خانمها سن پایین تر حتی اگر طلاق گرفته باشند دیگه اصلا خانمهای این گروه سنی به ازدواج دیگه نمی تونند فکر کنند که حالا بخواهند خوششان بیاد بعد اقدام هم بکنند یا نکنند تو یکی از همین تایپکهای سایت بود که به یه آقا که خانمش رو طلاق داده بود داشتند توصیه میکردن از بین یه خانم 30 ساله مجرد یه خانم 25 ساله طلاق گرفته بهتره که با این کم سن ازدواج بکنه چون شکسته شدن اینا و فرصت بچه دار شدنش بیشتره

صائب تبریزی;1023554 نوشت:
استاد ببخشید من برام سوالی پیش اومده. خانمها حالا در هر سنی که باشن معمولا وقتی پای احساسات به میون میاد ، منطق و عقلشون کمرنگ میشه. اگر خانمی از آقایی خوشش بیاد و فکر کنه که بهترین انتخاب برای زندگی مشترک هست، اول باید چکار کنه؟ اول به آقا پیشنهاد بده ؟ خوب اگر به آقا پیشنهاد داد ، اونوقت دوباره بگه بیا بریم پیش مشاور تا بگه ما بدرد هم میخوریم یا نه؟ اونوقت آقا به خانم نمیگه تو منو مسخره کردی؟

سلام

اول بگویم که اشتباه دیروز عصر را تصحیح کردم. متأسفانه دیروز سرعت سایت کاهش پیداکرده بود و من نتوانستم همان دقایق اولیه مطلب مورد اشاره را ویرایش کنم.

سؤال خوبی پرسیدید. اینکه خانمی از مردی خوشش می آید، دلیل بر تناسب میان آنها نیست. چنان چه وقتی مردی از خانمی خواستگاری می کند و صحبت های اولیه را پشت سر می گذارند، مشخص نیست تناسب دارند یا ندارند. به همین دلیل باید برای مشخص کردنِ تناسب به صورت علمی، با هم به یک مشاور مراجعه نمایند. اینکه که گفتم:«دخترخانم پیشنهاد ازدواج دهد»، فقط برای معرفیِ خود به آقا بود. بقیه روندِ صحبت های اولیه و مراجعه به روانشناس و مشاورخانواده برای بررسی تناسب باید مانند وقتی که آقا به خواستگاریِ دخترخانم می آید طیّ شود. البته دخترخانم می تواند پیش از پیشنهاد ازدواج به آقا، به تحقیق و بررسی در مورد رفتارها و سوابقِ این آقا در محلّ کار و زندگی اش بپردازد تا با شناختِ بیشتری پیش قدم شود. نباید دخترخانم به صرف اینکه آقا، تحصیل کرده یا اهل نماز و روزه است، به او پیشنهاد ازدواج دهد. داشتنِ تحصیلات یا مقیّدبودن به مسائل مذهبی خوب است؛ اما باعثِ تأییدِ صددرصدیِ آقا نمی شود. به شما پیشنهاد می کنم اگر پس از تحقیق و بررسی متوجه شدید این آقا فرد خوبی است، مسأله علاقه تان به او را با یک فردِ آگاه و فهیم و رازدار مطرح نمایید و از او بخواهید با این آقا سرصحبت را باز کند و بعد از مقدمه چینیِ زیاد، ازدواج با شما را به او پیشنهاد دهد. از این فرد بخواهید به هیچ وجه تأکید می کنم به هیچ وجه مسأله علاقه شما به این آقا را به او نگوید. زیرا همان گونه که گفتم، مردهای ایرانی این را یک امتیاز برای خود به حساب می آورند و عقب نشینی می کنند. در صورتی که فردی آگاه و فهیم ورازدار در اطرافتان نمی شناسید که نقش واسطه را ایفانماید و تحمّلِ شنیدنِ پاسخ منفی از این آقا را دارید، می توانید خودتان بعد از تحقیق و بررسیِ زیاد به او پیشنهاد رابطه جدّی به منظور ازدواج دهید.


امید;1023610 نوشت:
به هیچ وجه مسأله علاقه شما به این آقا را به او نگوید.

باسلام این مورد رو تو یکی از نزدیکان دیدم یعنی خانم باتوجه به شناختی که از آقا تو محیط کار داشتند تو آقا تشابه و خصوصیاتی رو دیدند که به نظرشون فرد مناسبی بودن براشون از طریق یه واسطه خواستند که نظر آقا رو در مورشون بدونند وقتی نظر آقا هم مثبت بود واسطه به خانم شرایط آقا رو گفتند و خانم هم با شرایط آقا مشکلی نداشتند و از واسطه خواستند که پیشنهاد آشنایی بیشتر و خواستگاری به آقا بدن و طوری بگن که انگار خانم تا اون لحظه هیچ اطلاع ندارند و واسطه قرار هست نظر خانم رو هم بپرسند و اگر مشکلی نداشت اطلاع بدن که الان هم ازدواج کردند.

اونطور که آقا توضیح میدادند اصلا به ازدواج فکر نمیکردند به خاطر مشکلات مالی که داشتند و فکر نمیکردند که خانمی بخواهد با شرایط ایشون کنار بیاد.

دیروز در مورد پیشنهاد ازدواج به پسرهای شایسته صحبت کردم. در مورد همین موضوع، ماجرای ازدواج ملاصالح مازندرانی و دختر علامه مجلسی را خدمت دوستان می گویم:

ملا صالح مازندرانی یکی از فقیهانِ شیعه است. او در آغاز تحصیل بسیار تهیدست بود و با وضعی رقت بار به تحصیل می پرداخت. حتی قادر نبود چراغی برای مطالعه بخرد. کسی را هم نداشت که به او کمک کند. ملا صالح به اصفهان رفت و در سایه کوشش و پشتکار زیاد خود، دروس مقدماتی را به پایان رساند. علاقه به تحصیل او را به جایی رساند که توانست در کلاس درس ملا محمدتقی مجلسی، دانشمند بزرگ عهد صفوی، حاضر شود و پس از مدت کوتاهی مورد توجه خاص استاد خود واقع شود. ملا محمدتقی مجلسی، پدر دانشمند بزرگ شیعه ملا محمد باقر علامه مجلسی مؤلف دائرة المعارف بحارالانوار و سایر کتابهای معروف است. ملا صالح جوانی را پشت سر می گذاشت و همچنلان مجرد بود. استادش علامه مجلسیِ اول متوجه شد این شاگرد زحمتکش شایسته نیست مجرد باشد. به خصوص که علامه مجلسیِ اول ملاصالح را به خوبی می شناخت.

روزیْ پس از پایان تدریس، علامه مجلسی به ملاصالح گفت: اگر اجازه دهی دختری را برای شما عقد کنم که با ازدواج با وی بتوانی تشکیل خانواده بدهی؟ ملا صالح سر به زیر انداخت و با سکوتش آمادگی خود را اعلام کرد. علامه مجلسی به خانه خود رفت و دخترش آمنه بیگم را که در علوم دینی و ادبی در مرتبه بالایی قرار داشت طلبید و به وی گفت: «دخترم! شوهری برایت پیدا کرده ام که در نهایت فقر و تنگدستی است؛ اما دارای فضل و صلاح و کمال است. ولی این ازدواج مشروط به اجازه تو است. منتظرم نظر خود را اعلام کنی». آمنه بیگم در پاسخ پدرش گفت:" پدر! فقر و تنگدستی عیب مردان نیست ". او به این صورت، موافقتش را برای ازدواج با ملاصالح مازندرانی را اعلام کرد.

ازدواج ملاصالح و آمنه بیگم ثمرات زیادی داشت. تعدادی از دانشمندان و مراجع شیعه، از نوادگانِ دختریِ این دو نفر می باشند که از آنها می توان به مرحوم آیت الله وحید بهبهانی، دانشمند بزرگ در قرن دوازدهم، مرحوم سید علی طباطبائی، نویسنده کتاب ریاض المسائل، علامه بحرالعلوم، از علمای نامدار شیعه که به خدمت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نائل آمده بود و مرجع عالی قدر شیعه، آیت الله بروجردی، اشاره کرد.

البته این نکته را بگویم که فقط در موردی می توان به مردی شایسته پیشنهاد ازدواج داد که شناختِ کافی از آن مرد داشت. با دیدن کوتاه و مختصر نمی توان این کار را انجام داد. زیرا خدای نکرده نتیجه معکوس خواهد داشت. چنان که خود من شاهد بودم یکی از اساتید، به شاگردش که فکر می کرد فردی بااستعداد است، پیشنهاد ازدواج با دخترش را داد و مقدار زیادی از هزینه های ازدواج و زندگی شان را به عهده گرفت؛ تا جایی که چند سال داماد و دخترش در خانه ای که استاد تهیه کرده بود سکونت داشتند. اما دامادِ نمک نشناس، پس از مدت کوتاهی از ازدواج از درس خواندن دست برداشت و به شعر و شاعری روی آورد و چند سال بعد با وجود داشتنِ چهار فرزند و بدون داشتنِ امکاناتِ مالی، بر سرِ دخترِ استادش هَوو آورد. پس اینکه استادی ببیند شاگردی در یک درس با استعداد است یا پدری ببیند پسر جوانی اهل نماز و روزه است، بدون شناخت کافی از اخلاق و روحیّاتِ آن پسر، مجوّزِ لازم را برای پیشنهاد ازدواج در اختیار پدر دختر نمی گذارد. حضرت امیرالمؤمنین علیّ (صلوات الله و سلامه علیه) از پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل نموده که فرمود:«لا تنظروا الی كثرةِ صلاتهم و صومهم و كثرة الحج و المعروف و طَنطَنَتِهِم بالليل؛ انظروا الی صدق الحديث و اداء الامانة» یعنی « به بسياری نماز و روزه و زيادی حج و كارهای نيك و ناله شبانه ی مردم ننگريد، بلكه به راستیِ گفتار و ادای امانت بنگريد»(1).

پی نوشت:

1: الحرّ العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج13، ص220، دار احیاءالتراث العربی، بیروت، 1391ه.ق.

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]

اللیل والنهار;1023470 نوشت:
به نظرتون مثلا یه خانم 30 ساله با یه آقای 60 ساله ازدواج میکنه شکستگی آقا رو نمیبینه

بسم البه الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
شکستگی زنان نمود در رابطه می تواند داشته باشد با تغییرات فیزیولوژی زنان در سن یائسگی و باقی ماند مرد در سنین نیاز
این راه حل دارد اما در عرف ما مورد پذیرش نیست
در مورد ذخیره تخمک هم اگر رحم تحمل بار را داشته باشد و هزینه زیادی نباشد خب راه حلی می تواند باشد اگر ضرورت و لمس حرام را هم در نظر بگیریم.
یا علی(س)[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"][="3"]

Reza-D;1023486 نوشت:
سلام
مطمئن باشید اکثر افراد خرما را می‌خواهند. منتهی بعضی‌ها واضح اعلام می‌کنند که خرما را می‌خواهند، بعضی هم ظاهر امر را خفظ می‌کنند اما در باطن همان خرما را می‌خواهند

مدت زمان آن 2 سال است اما تأثیر آن بسیار بیشتر از دو سال است
اولاً بعد از این دو سال انگیزه فرد بسیار کمرنگ می‌شود
ثانیاً برخی از پسرها بخاطر مشکلات فراوانی که در خدمت سربازی برای آنها پیش می‌آید دچار اختلالات روحی می‌شوند
جالب اینکه خیلی‌ها اسم این اختلالات روحی را «بزرگ شدن» و «مرد شدن» می‌گذارند!!

برای مثال اگر دقت کنید برخی از افرادی که به خدمت سربازی رفته‌اند، بخصوص آنهایی که سربازی آنها دشوارتر از سایرین بوده
مدام تلاش می‌کنند ضعف‌های دیگران را کشف کنند و بعد با غرور این ضعف‌ها را به سربازی نرفتن نسبت می‌دهند
و با کمال تأسف خیلی از مردم هم این نوع اعمال را نشانه مرد شدن می‌دانند

مثلاً مکالمه‌هایی مثل این:
احمد: ناصر این داداشت چقدر زیر دوش میمونه! سربازی نرفته نه؟
ناصر: نه
احمد
(با خنده‌ای افتخار آمیز): همون پس... اگه سربازی رفته بود و فرمانده داد میزد بشمار یککککک.... بشمار دووووو.... بشمار سههههه.... اون وقت یاد می‌گرفت همه جا رو مثل منطقهء جنگی ببینه!!!

اما وقتی به سایر ابعاد آنها دقت می‌کنی می‌بینی احمد خودش فردی با اعصاب داغون، پرخاشگر و بی‌انگیزه است که سیگاری هم شده
و تقریباً در تمام ابعاد دیگر از داداشِ ناصر چند سال عقب‌تر است. در واقع سربازی نه تنها به او چیزی نداده بلکه خیلی چیزها را هم از او گرفته است
منتهی یاد گرفته که با تحقیر دیگران و بولد کردن نقاط ضعف آنها خودش را موفق نشان بدهد و این دقیقا چیزی است که در سربازی آموزش می‌دهند

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مدلی که در. دست اجرا است برای سربازی با محدودیت هایی گه دارد مشکلات روحی روانی و وقتی ایجاد می کند
حال بعضی ها دچار عقده می شوند
بعضی ها خیر اما مانع بودنش در عرف مورد نظر است که مشکلات را اجاد کرده
البته هستند کسانی که مشکل ندارند اماتاثیر خوبی ندارد.
یا علی(س)[/][/COLکسانT]

جمع بندی

پرسش:

آیا این خبر صحت دارد که دولت مکلّف شده به دخترانی که زیر 20 سالگی ازدواج می کنند، هدیه ای بدهد؟ در صورت صحّت این خبر، هدف از این مصوّبه چیست؟ چگونه می توان مشکل ازدواج جوانان بالای 20 سال را حلّ کرد؟

پاسخ:

آقای احد آزادی‌خواه، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس ، در تاریخ 98/1/19 در تشریح مصوبات این کمیسیونِ مجلس، اظهار داشته که « ادامه بررسی طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده در دستور بود و مواد ۲۷ تا ۳۰ آن به صورت استمزاجی تصویب شد... بر اساس ماده ۲۹ این طرح دولت مکلف شد به دخترانی که زیر ۲۰ سال و پسرانی که زیر ۲۴ سال ازدواج می‌کنند، هدیه ازدواج پرداخت کند». من نتوانستم مطلبی از جزئیات این طرح پیدا کنم. به نظر می رسد این طرح فقط در کمیسیون فرهنگی مجلس مصوّب شده و تا اجرایی شدن راه زیادی دارد. شاید هدف مطرح کنندگانِ مصوّبه، این باشد که با ارائه مشوّق های مالی سنّ ازدواج در میان جوانان را کاهش دهند. اما اینکه مشوّق های مالی چقدر در تحقّق این امر موفق باشند، جای سؤال دارد. اصولا در کشور ما، برای رفع مشکلاتِ اجتماعی از روش«آزمون و خطا» زیاد استفاده می شود. وقتی پس از مدت ها چشم به روی مشکلی اجتماعی باز می شود، روش های مختلفی برای حلّ آنها پیشنهاد می گردد و بالاخره چند روش مصوّب می شود و پس از چند سال اجرای آن روش ها و با مواجه شدن با ناکارآمدیِ شان، دوباره روش های جدید امتحان می شود و همین روند ادامه می یابد.

بحث ازدواج جوانان و مشکلاتِ پیشِ روی آنها از بحث های داغ در سالیان اخیر بوده است. همه قبول داریم که برای افزایش ازدواج در میان قشر جوان باید کاری کرد. اما بیشتر افراد فقط یک بُعد از مسأله را مورد توجه قرار می دهند. موضوع «ازدواج جوانان» یک مسأله اجتماعی است که مانند هر مسأله اجتماعیِ دیگری چندین عامل در آن تأثیر دارند. برای حلّ مشکلاتِ پیش روی ازدواج جوانان نیز باید همه عوامل دست به دست هم بدهند و اقدام کنند. اشتباه است که فکر کنیم با تحوّل در یکی از این عوامل، مشکلِ ازدواجِ جوانان حلّ می شود. مشکلات ازدواج جوانان از طریق راهکارهای زیر قابل حلّ می باشد:

1- تغییر نگرش مردم از طریق رسانه ها:

وقتی در جامعه ای توقّعات نا به جای اقتصادی زیاد می شود، مشکلات ازدواج نیز افزایش می یابد. رسانه ها و شخصیت های دارای نفوذ در میان مردم باید در زمینه ازدواج مردم را تشویق کنند که دیدگاهی واقع بینانه داشته باشند. هنگامی که پسرهای جوان بپذیرند که لازمه ازدواج، داشتنِ خانه و ماشین نیست، بیشتر برای ازدواج اقدام می کنند. وقتی دختران جوان بپذیرند که توقعات خود را از خواستگارها کاهش دهند و قبول کنند که مانند مادران شان در ابتدای زندگی، در کنار خانواده شوهر در یک خانه به سر برند، ازدواج های بیشتری سر می گیرد. این فرهنگ سازی کار یک شب و یک ماه و یک سال نیست؛ بلکه سال های سال طول می کشد تا این فرهنگ غلط، جای خود را به فرهنگی درست در زمینه ازدواج بدهد. فرهنگ سازی کارِ متولّیانِ فرهنگِ جامع است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، صدا و سیما و حوزه علمیّه همگی اعضای متولّیِ فرهنگ هستند.

2- بازگشت به سنّت های ازدواج در قدیم:

امام باقر (صلوات الله و سلامه علیه) می فرماید:« روزی خانمی نزد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) آمد و عرض کرد:"مرا شوهر بده". حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) [به یارانش] فرمود:"چه کسی حاضر است با این خانم ازدواج کند؟". مردی بلند شد و گفت:"من حاضرم". حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) پرسید:"چه چیزی [به عنوان مهریه] به او می دهی؟". مرد جواب داد:"چیزی ندارم که به او بدهم". حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:"نه [نمی شود]". خانم حرفش را تکرار کرد. رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز دوباره به یارانش همان حرف را گفت. اما غیر از مرد اول، کسی بلند نشد. خانم دوباره حرفش را تکرار کرد. در بار سوم، پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) از آن مرد پرسید:" مقداری از قرآن را خوب بلدی؟". مرد پاسخ داد"بله". پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:"در برابر مقداری از قرآن که خوب بلد هستی، این زن را به عقد تو در می آورم. باید آن مقدار قرآن را به او بیاموزی"»(1). این سنّت ازدواج در عصر پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بوده است. این ازدواج ها از ازدواج های سخت و پرهزینه دوام بیشتری داشته است. البته باید گفت که مردها هم نباید از مهریه های کم سوءاستفاده کنند و پس از گذشت چند سال و رونق گرفتنِ کسب و کارشان، همسری که سال ها با بی پولیِ شان ساخته و تحمّل کرده را به خاطر مهریه کم طلاق دهند و به سراغ زنِ جدید بروند. متأسفانه من خود شاهد بودم که در مواردی، شوهر به خاطر مهریه کمِ خانم، چند سال بعد از ازدواج به او گفته:" یا با ازدواجِ دومِ من موافقت کن یا تو را طلاق می دهم و زن دیگری می گیرم". به خاطر همین مسائل من تعیین مهریه های خیلی پایین یا مهریه های معنوی را اصلا توصیه نمی کنم. در اسلام بر مهریه کم تشویق شده است. رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:«أفْضَلُ نِساءِ أُمّتی أَصبحَهُنَّ وَجْهاً وَ أقَلَّهُنَّ مَهراً»؛ یعنی:«برترین زنان امّتِ من خوشروترینِ آنها و کم مهریه ترینِ شان می باشد»(2). اما در جامعه ما عده ای از خانم ها و خانواده ها مهریه زیاد را باعث خوشبختی و حفظ آبروی شان می دانند. این زندگیِ شرعی نیست. از سوی دیگر برخی مردها هم در صورتی که همسرشان مهریه پایینی داشته باشد، با بروز کوچک ترین مشکلی به همسرشان می گویند:«مهریه ات را می دهم و طلاقت می دهم». به خاطر این مسائل، باید میزان مهریه به صورتی معقول، نه خیلی اندک و نه خیلی زیاد، تعیین شود.

3- با توجه به اینکه یکی از مهم ترین دلایل عدم ازدواج در جوانان تحصیل کرده، عدم استقلال مالی است، باید از آغاز تحصیل، برنامه هایی برای آموزش برخی مشاغل به دانش آموزان تهیه و تدوین شود تا پس از فارغ التحصیل شدن، جوان بتواند از مهارتی که یادگرفته درآمد کسب نماید.

پی نوشت:

1: کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث،قم، ج10، ص720.

2: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت،1403، ج100،ص236.

موضوع قفل شده است