جمع بندی آخرالزمان در تاریخ

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عماد;1022071 نوشت:
دوست داشتم که بحث بر طبق اسلوب های علمی و چارچوب های تعریف شده در بحث های علمی پیش رود، زیرا در چهارچوب علمی هر کس حرفی گفت مقید به اثبات آن است نه این که از طرف مقابل خلافش را بخواهد ولی ظاهرا باید دست از این اسلوب ها برداریم.

جناب کارشناس عماد سلام علیکم
اشکال کار شما این است که توقع دارید همه کاربران مانند کارشناسان به روش های علمی پایبند باشند. این گفته شما صحیح است اما نه در سایتی که کاربران با سطح علمی مختلف وارد می شوند. گاهی برخی از دوستان اسلوب علمی نمی دانند یعنی؟ نباید از آنها توقع داشت طبق اسلوب های علمی بحث کنند. اینکه هر کس هر ادعایی کرد باید ثابت کند متعلق به جایی است که همه از سواد منطقی و علمی مناظره و بحث برخوردار باشند. بزرگواری آمده یک سوالی پرسیده! درضمن آن ادعایی هم کرده! اما منظق نخوانده که
الیمین علی من انکر، البینه للمدعی را بداند
بخشید از صراحت لهجه بنده@};-

سید معصوم;1022072 نوشت:
اشکال کار شما این است که توقع دارید همه کاربران مانند کارشناسان به روش های علمی پایبند باشند. این گفته شما صحیح است اما نه در سایتی که کاربران با سطح علمی مختلف وارد می شوند. گاهی برخی از دوستان اسلوب علمی نمی دانند یعنی؟ نباید از آنها توقع داشت طبق اسلوب های علمی بحث کنند. اینکه هر کس هر ادعایی کرد باید ثابت کند متعلق به جایی است که همه از سواد منطقی و علمی مناظره و بحث برخوردار باشند. بزرگواری آمده یک سوالی پرسیده! درضمن آن ادعایی هم کرده! اما منظق نخوانده که
الیمین علی من انکر، البینه للمدعی را بداند

آقای سید معصوم سلام
درسته که کاربران همه از سطح علمی یکسانی برخودارنیستند از جمله به گفته شما استاتر این تاپیک اسلوب های علمی را نمیدونه. اما وقتی در قامت یک باسواد تمام عیار ظاهر میشه، کاربران و کارشاس تاپیک فکر می کنن این بنده خدا میخاد طبق اسلوب های علمی بحث کنه. چه می دونن که بنده خدا سطح علمیش چقدره!!!
فرق است به این دو جمله:
یک: چه دوره های در طول تاریخ ادعای آخرالزمانی نشده است
دو: با تحقیقی که بنده کرده ام در طول تاریخ همیشه ادعای آخرالزمانی بوده

این دو عبارت، با هم فرق داره! در عبارت اول طرف به عنوان سوال مطرح میکنه و مشخصه که کاربر عادیه
اما در عبارت دوم، طرف خودشو اهل علم، معرفی کرده، بدیهیه که از این شخص باید تقاضا کرد که در چارچوبهای مشخص شده علمی بحث کنه

پرسش: آیا برهه‌ای در تاریخ اسلام بوده که علمای اسلام اعلام کنند با توجه به شواهد موجود به آخرالزمان نزدیک نیستیم؟ چون اینجور که من میبینم همیشه در برهه آخرالزمان بوده و هستیم.

پاسخ:

در پاسخ به این پرسش ابتدا باید مفهوم آخرالزمان  مشخص شود. آخر الزمان، اصطلاحی دینی به معنای دوره پایانی جهان که در همه ادیان الهی به آن اشاره شده است. آخرالزمان در روایات اسلامی در دو معنا به کار رفته است؛ مدت‌زمان بین آغاز نبوت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و وقوع قیامت،(۱) و دیگری دوران ظهور امام دوازدهم(عج الله تعالی فرجه الشریف)(۲) در معانی دوم در روایات اسلامی، نه‌تنها به تاریخ دقیق این مقطع زمانی اشاره‌ای نشده، بلکه تعیین تاریخ دقیق آن تکذیب شده است.(۳) بنابر روایات، وقت ظهور منجی را کسی جز خدا نمی‌داند و از مصادیق علم غیب به شمار می‌آید. امام رضا(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه وآله) نقل می‌کند که زمان قیام موعود، مانند قیامت است که کسی جز خداوند آن را نمی‌داند و به طور ناگهانی اتفاق می‌افتد.(۴) اما نشانه های دارد که نشانه‌های آخرالزمان معروف است و از این لحاظ ظهور موعود به قیامت تشبیه شده است، زیرا همچنان که قیامت علائمی دارد (اشراط الساعه)، ظهور موعود نیز دارای نشانه‌هایی است که قبل از آن رخ می‌دهند(۵) بنابراین بدیهی است گاهی نشانه های شبیه به نشانه های منعکس شده در روایات دیده شود و و کسی  با در نظر گرفتن آن نشانه ها آخرالزمان را نزدیک بدانند. با توجه به روایاتی که تعیین دقیق آخر الزمان را رد کرده اند، هیچ یک از علمای طراز اول شیعه ادعا نکرده اند که دوران زندگی آنان، آخر الزمان است بلکه شاید برخی اشاره کرده باشند که به دوران آخرالزمان نزدیکیم. البته ممکن است برخی  به دلیل برخی از مشابهت های زمان خودشان با آخرالزمان، از احساسات پاک مردم استفاده کرده باشند و دوره خود را آخرالزمان معرفی کرده و خود را نیز مهدی موعود نامیده باشند اما این مطلب را نمی توان حمل بر علمای شیعه کرد.

با توجه به آموزه مهدویت که نجات بشر از ظلم و ستم در آخر الزمان را در پی دارد، طبیعی است در برخی برهه ها که فشار مضاعف می شد مردم بیشتر به دنبال روزنه نجات می گشتند و آن زمان را بر آخرالزمان تطبیق می دادند و در پی آن افرادی سود جو ادعای مهدویت می کردند بنابراین تطبیق دوره بر آخر الزمان به نوعی با ادعای مهدویت افراد گره خورده است. زیرا شرایط سختی که تعبیر به آخر الزمان می کردند و بر آخر الزمان تطبیق می دادند برایشان مشکلاتی به وجود آورده بود که حل آن را  در ظهور حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) می دیدند. البته در تمام اینکه برهه ها و دورانها و حکومت ها چنین فضائی پیش نیامده است بلکه در برخی از برهه هایی که مردم به دنبال ناجی بودند، عده ای سوء استفاده کرده و خود را مهدی موعود معرفی می کردند. یکی از پژوهشگران معاصر کتابی تحت عنوان «مهدیان دروغین» تالیف نموده که در برگیرنده 9 فصل به شرح زیر است: فصل اول: مقدمات فصل دوم: مهدیان از آغاز اسلام تا قرن پنجم هجری فصل سوم: مهدیان در دوره میانی دنیای اسلام فصل چهارم: مهدیان و مهدویت در دوره صفوی فصل پنجم: مهدیان مغرب (از قرن سوم تا سیزدهم هجری) فصل ششم: ادعای مهدویت در ماوراءالنهر، هند، مکه و یمن (قرن دهم تا دوازدهم هجری) فصل هفتم: ادعاهای مهدویت از هند تا ایران (قرن سیزدهم) فصل هشتم: مهدیان عربستان و عراق در روزگار ما فصل نهم: بحث‌های مهدویت در ایران پهلوی و پس از انقلاب(6) با توجه مطالب این کتاب مشخص است که در بسیاری از دورانها به دلیل سختی های روزافزون و گرفتاریهای بیش از حد عده ای آن را حمل بر آخر الزمان می کردند و رویاتی که در مورد آخر الزمان آمده و برخی نشانه ها را بیان کرده بر زمان خود تطبیق می دادند. مردم نیز که از طرفی خسته از گرفتاری ها و از طرف دیگر تشنه نسبت به ناجی و موعود عالم آرا بودند ذهنشان به دنبال موعودی می گشت تا از وضعیت آخرالزمانی مورد تصور آنها، آنها را نجات دهد بنابراین برخی سوء استفاده کرده و خود را مهدی نامیدند، البته گاهی خود شخص در مهدی نامیدن خود دخیل نیست بلکه دوستاران وی، چنین انتسابی را به وی می دادند. محمد بن حنفیه اولین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد(7) معتقدین به مهدویت ادعا می‎کردند او در کوه رضوی سکونت کرده و از دو نهر از شیر و عسل ارتزاق می‌کند تا روزی که خداوند امرش را بگشاید(8) البته محمد بن حنفیه  مبرای از کیسانیه بود و کیسانیه بعد از او پدید آمد.(9)   افرادی همچون منصور دوانقی از فضای مهدویت و عطش مردم نسبت به این موضوع استفاده کرده و فرزند خود را مهدی نامید، بر این اساس، گفته شده که عباسیان تلاش کردند مهدی عباسی را مهدی موعودِ ذکر شده در احادیث پیامبر(صلی الله علیه وآله) معرفی کنند تا از این طریق حمایت مردم را جلب کرده و حکومت عباسی را حفظ کنند.(10) در برخی از زمانها نیز، افرادی از دو گروه دیده میشود، کسانی که مردم آنها را مهدی می نامیدند و کسانی خود را مهدی معرفی می کردند اما با این حال در تمام دوره های اسلامی چنین افرادی وجود ندارند تا آن را به تمام دوره های نسبت دهیم.

بنابراین تعیین دقیق آخرالزمان نه تنها از طرف آموزه های شیعی قابل قبول نیست بلکه توصیه شده ایم تعیین  کنندگان دقیق را تکذیب کنیم. بنابراین هیچ یک از علمای طراز اول دوره خود را آخرالزمان ننامیده است. برخی سودجویان نیز که دوره خود را آخرالزمان نامیده و حتی کسی را به عنوان مهدی موعود(علیه السلام) معرفی کرده اند نه تنها از علمای شیعه نبوده بلکه در مقابل شیعه نیز قد علم کرده اند.

منابع:

1. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق، ج9 ، ص286

2. اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمّة فی معرفة الأئمّة، تبریز، مکتبة بنی هاشم، 1381ش ، ج۴، ص199 ؛ ترمذی، محمد بن عیسی، صحیح ترمذی، بیروت، دارالفکر للطباعة والنشر، 1403ق، ج2، ص46 ، 

3. شیخ کلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، مترجم آیت اللّه محمدباقر کمره‌ای، قم، انتشارات اسوه، 1375ش،  ج3، ص11

4.موسوی اصفهانی، محمدتقی، مکیال المکارم، مترجم سید مهدی حائری قزونی، قم، انتشارات دارالثقلین، 1383ش ، ج2، ص160

5. شیخ  صدوق ، محمد بن علی، کمال الدین وتمام النعمة، مصحح علاّمه اعلمی، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بی تا،  ج2، ص588

6. جعفریان، رسول، مهدیان دروغین، نشر علم، 1391ش، ص1-416

7. صابری، حسین، تاریخ فرق اسلامی، سمت، تهران، 1388ش، ج2، ص55

8.بغدادی، عبدالقاهر بن طاهر تمیمی، قاهره، مکتبة محمد صبیح و اولاده، بی‎تا، ص39-41-43

9. خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث و تفصیل طبقات الرواة، قم، مرکز نشر الثقافة الاسلامیة، ۱۳۷۲ش، ج18، ص102-103

10.طباطبایی، سید محمدکاظم، «گونه‌های چالش آفرینی عباسیان نخستین در مسئله امامت»، پژوهش‌های اعتقادی-کلامی، سال سوم، شماره نهم، بهار ، 1392ش، ص135