جمع بندی آثار چه کسانی را بخوانیم؟

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آثار چه کسانی را بخوانیم؟

سلام،وقتتون بخیر

ببخشید از کجا باید به شخصی که سخنرانی و کتاب های او را می خوانیم اعتماد کنیم.

ببینید مثلا من کتاب های شهید مطهری و سخنرانی های استاد پناهیان رو گوش می دهم اما شیطان هی در ذهنم القا می کند از کجا معلوم که بشه به سخنان این افراد اعتماد کرد و بعدش زیر پا آدم رو خالی می کنه و آدم رو نسبت به همه بی اعتماد می کنه.حالا من این دو بزرگوار را مثال زدم ولی در کل وقتی آدم داره درباره عقاید دینیش تحقیق می کنه باید اون شخصی که از آثارش استفاده می کنه شخص مورد اعتمادی باشه.و از طرفی هیچ کس بی نقص نیست.و تنها کسانی می توان 100 درصد از آن ها پیروی کرد و نقصی در حرف هایشان نیست کلام خدا و معصومین هستند. پس چه مبنایی وجود دارد؟ ما از کجا بدانیم شخص مورد نظر مورد اعتماد هست.

برچسب: 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صدیق

ببینید مثلا من کتاب های شهید مطهری و سخنرانی های استاد پناهیان رو گوش می دهم اما شیطان هی در ذهنم القا می کند از کجا معلوم که بشه به سخنان این افراد اعتماد کرد و بعدش زیر پا آدم رو خالی می کنه و آدم رو نسبت به همه بی اعتماد می کنه.حالا من این دو بزرگوار را مثال زدم ولی در کل وقتی آدم داره درباره عقاید دینیش تحقیق می کنه باید اون شخصی که از آثارش استفاده می کنه شخص مورد اعتمادی باشه.و از طرفی هیچ کس بی نقص نیست.و تنها کسانی می توان 100 درصد از آن ها پیروی کرد و نقصی در حرف هایشان نیست کلام خدا و معصومین هستند. پس چه مبنایی وجود دارد؟ ما از کجا بدانیم شخص مورد نظر مورد اعتماد هست.

 باسلام و عرض ادب

پیش از پاسخ لازم است به نکاتی توجه کنیم

نخست اینکه از نظر اعتبار، در وهله نخست عقل و آموزه های مسلم عقلی قرار دارد و در مرتبه بعد، آموزه های مسلمی که از جانب وحی یا پیشوایان دینی بیان شده است(به شرط اینکه سند معتبری داشته باشند و نیز دلالتشان نیز واضح باشد)

بنابراین، از نظر معرفتی انچه میتوان بدان اعتقاد مسلم داشت، دریافتهای مسلم عقلی است و اموزه های دینی تنها در مسائل غیر اصلی دینی است، آن هم مشروط به اینکه سند و دلالت مسلمی داشته باشند.

 

دوم اینکه اگر دست یافتن به یقین از راه حکم عقلی یا دست یافتن به اموزه مسلم وحیانی و روایی ممکن نشد، تکلیف چیست.

عقلای عالم در چنین مواردی، حکم میکنند که در چنین مواردی ابتدا شخص باید خودش تحقیق کند.

این تحقیق گرچه مایه یقین نمیشود ولی دست کم اطمینان بهتر و والاتری را ایجاد میکند نسبت به تعبد به سخن دیگران.

 

سوم. حال اگر شخص توان تحقیق نداشت تکلیف این است که سراغ سخن دیگر افراد برود.

البته مراجعه به سخن دیگر افراد، خواه عالم دینی باشند و خواه غیر دینی، منوط به یک سری شرایط و ضوابط است.

شرط نخست این است که این فرد، دارای تخصص باشد و سخنش ناشی از تخصصش باشد.

شرط دوم این است که این فرد، صادق باشد و سخنش را از روی دروغ بیان نکرده باشد.
شرط سوم این است که آن سخن از مواردی  نباشد که احتمال جانبداری در آنها زیاد است.

این مسئله نیز بر اساس سیره عقلای عالم است که در مواردی که دست یافتن به یقین ممکن نیست، سراغ متخصص میروند و در این مراجعه یک سری شرایط را رعایت میکنند.

 

چهارمین نکته که لازم است بدان توجه کنیم این است که اگر سخنی را از دیگری میخواهیم بشنویم ولی

این سخن از مواردی است که احتمال جانبداری در آن وجود دارد، در این صورت باید دلیل آن سخن و نحوه تحقیق و رسیدن شخص بدان دیدگاه را بررسی کنیم.

بنابراین اگر سخنی را از کسی شنیدیم باید دلیلش را بررسی کنیم چرا که به قول بزرگان ما پیرو دلیل هستیم.

 

پنجم. گاهی اوقات، سخنانی وجود دارد که ما توان تحقیق در آنها را نداریم. در بسیاری از  امور زندگی ما اینگونه رفتار میکنیم و صرفا تقلید کننده هستیم؛ سخن پزشک را بدون تحقیق میپذیریم، سخن مرجع تقلید را میپذیریم. سخن معمار ساختمان را میپذیریم و ...

بنابراین در مسائلی که  یا اهمیت بنیادی برای سعادت ما ندارد یا ما توان تحقیق در آنرا نداریم  میتوان به سخنان دیگران استناد کرد. اما در این موارد نیز باید دقت کرد که از افراد خبره و متخصص، نسبت به تخصص و تعهد کسی که میخواهیم به سخنش تعبد داشته باشیم و با اطمینان سخنش را بپذیریم مطمئن شویم.

 

بنابراین

در مسائل دینی اصیل و بنیادین یعنی اصول دین، کسی حق تقلید ندارد مگر کسانی که توان تحقیق ندارند.

در مسائل فرعی دینی نیز هم شخص میتواند خودش اهل تحقیق شود و اگر توانش یا وقتش را ندارد میتواند سخن کسانی را بپذیرد که به علم و تقوا و صداقت نامبردارند.

بزرگانی چون شهید مطهری از این دسته انسانها هستند که تعهد و تخصصشان در مسائل دینی و بخصوص در الاهیات مورد توافق بزرگان و علمای معاصر است.

به همین جهت در چنین مواردی چون دستمان از دستیابی به حکم عقل و نیز سخن معتبری از معصوم کوتاه است و خودمان نیز توان تحقیق در آنها را نداریم، میتوان به سخن چنین افرادی اعتماد کرد.

رجوع به این افراد بر اساس سیره عقلای عالم است و هرچند موجب یقین به صحت نمیشود ولی دست کم در حالتی که دستمان از یقین کوتاه است، میتوان به اعتماد دست یافت.

 

موفق باشید.

سلام 

بدم نیامد یکی دونکته در این مورد برای شما بگویم. در قرآن کریم آیه ای داریم که می گوید :((فبشر عبادی الذین یسمعون القول فیتبعون احسنه)) ، یعنی ((بشارت باد بر کسانی که گفته ها را می شنودند و از بهترینشان تبعیت می کنند.)) یا روایتی از حضرت علی علیه السلام است که می فرماید : ((نگاه کن که چه می گویند ، نه این که چه کسی می گوید؟)) . بر طبق این آیه و این حدیث نیازی نیست که شما حتما به اون شخص اعتماد داشته باشید . مگر می خواهید هرچیز که هرکس گفت را بدون چون و چرا گوش کنید و عقل خود را به کار نیندازید. اگر این گونه نیست نیازی نیست که از قبل شخص را بشناسید تا به حرف هایش گوش دهید . البته شناخت شخص و سابقه ی او برای فهم بهتر حرف های او خوب است ولی شناخت شخص برای تبعیت بدون چون و چرا از او کار بسیار غلطی است . همچنین می خواستم در جواب به سوال ((آثار چه کسانی را بخوانیم؟)) به شما جواب بدهم که بنده مطالعه ی آثار شهید آوینی و علامه جعفری را به شما شدیدا توصیه می کنم. خصوصا شهید آوینی. به نظر من شهید مطهری دیگه خیلی جوابگوی نسل حاضر نیست و مطالعه ی آثار ایشان خیلی ضرورت زیادی برای جوانان ندارد. اما مطالعه ی آثار شهید آوینی بسیار ضروری است. البته این که من می گویم آثار این بزرگواران را بخوانید بدین معنا نیست که هرچه در آثارشان نوشتند بی چون و چرا و بدون هیچ گونه تفکری بپذیرید ، بلکه منظورم این است که بخوانید و تفکر کنید . 

جمع بندی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پرسش: من کتاب های شهید مطهری و سخنرانی های استاد پناهیان رو گوش می دهم اما شیطان هی در ذهنم القا می کند از کجا معلوم که بشه به سخنان این افراد اعتماد کرد و بعدش زیر پا آدم رو خالی می کنه و آدم رو نسبت به همه بی اعتماد می کنه.حالا من این دو بزرگوار را مثال زدم ولی در کل وقتی آدم داره درباره عقاید دینیش تحقیق می کنه باید اون شخصی که از آثارش استفاده می کنه شخص مورد اعتمادی باشه.و از طرفی هیچ کس بی نقص نیست.و تنها کسانی می توان 100 درصد از آن ها پیروی کرد و نقصی در حرف هایشان نیست کلام خدا و معصومین هستند. پس چه مبنایی وجود دارد؟ ما از کجا بدانیم شخص مورد نظر مورد اعتماد هست.

 

پاسخ:

پیش از پاسخ لازم است به نکاتی توجه کنیم

نخست اینکه از نظر اعتبار، در وهله نخست عقل و آموزه های مسلم عقلی قرار دارد و در مرتبه بعد، آموزه های مسلمی که از جانب وحی یا پیشوایان دینی بیان شده است(به شرط اینکه سند معتبری داشته باشند و نیز دلالتشان نیز واضح باشد) بنابراین، از نظر معرفتی آنچه میتوان بدان اعتقاد مسلم داشت، دریافتهای مسلم عقلی است و آموزه های دینی تنها در مسائل غیر اصلی دینی است، آن هم مشروط به اینکه سند و دلالت مسلمی داشته باشند.

دوم اینکه اگر دست یافتن به یقین از راه حکم عقلی یا دست یافتن به آموزه مسلم وحیانی و روایی ممکن نشد، تکلیف چیست. عقلای عالم در چنین مواردی، حکم میکنند که در چنین مواردی ابتدا شخص باید خودش تحقیق کند. این تحقیق گرچه مایه یقین نمیشود ولی دست کم اطمینان بهتر و والاتری را ایجاد میکند نسبت به تعبد به سخن دیگران.

سوم. حال اگر شخص توان تحقیق نداشت تکلیف این است که سراغ سخن دیگر افراد برود. البته مراجعه به سخن دیگر افراد، خواه عالم دینی باشند و خواه غیر دینی، منوط به یک سری شرایط و ضوابط است.

شرط نخست این است که این فرد، دارای تخصص باشد و سخنش ناشی از تخصصش باشد.

شرط دوم این است که این فرد، صادق باشد.
شرط سوم این است که آن سخن از مواردی  نباشد که احتمال جانبداری در آنها زیاد است.

این مسئله نیز بر اساس سیره عقلای عالم است که در مواردی که دست یافتن به یقین ممکن نیست، سراغ متخصص میروند و در این مراجعه یک سری شرایط را رعایت میکنند.

چهارمین نکته که لازم است بدان توجه کنیم این است که اگر سخنی را از دیگری میخواهیم بشنویم ولی این سخن از مواردی است که احتمال جانبداری در آن وجود دارد، در این صورت باید دلیل آن سخن و نحوه تحقیق و رسیدن شخص بدان دیدگاه را بررسی کنیم. بنابراین اگر سخنی را از کسی شنیدیم باید دلیلش را بررسی کنیم زیرا در چنین مواردی، بهترین راه بررسی دلیل است تا اعتماد به سخن و گوینده.

پنجم. گاهی اوقات، سخنانی وجود دارد که ما توان تحقیق در آنها را نداریم. در بسیاری از  امور زندگی، ما اینگونه رفتار میکنیم و سخن دیگری که متخصص است را از روی اعتماد به وی قبول میکنیم؛ سخن پزشک را بدون تحقیق میپذیریم، سخن مرجع تقلید را میپذیریم. سخن معمار ساختمان را میپذیریم و ... بنابراین در مسائلی که  یا اهمیت بنیادی برای سعادت ما ندارد یا ما توان تحقیق در آنرا نداریم  میتوان به سخنان دیگران استناد کرد. اما در این موارد نیز باید دقت کرد که از افراد خبره و متخصص، نسبت به تخصص و تعهد کسی که میخواهیم به سخنش تعبد داشته باشیم و با اطمینان سخنش را بپذیریم مطمئن شویم.

بنابراین در مسائل دینی اصیل و بنیادین یعنی اصول دین، کسی حق تقلید ندارد مگر کسانی که توان تحقیق ندارند. در مسائل فرعی دینی نیز هم شخص میتواند خودش اهل تحقیق شود و اگر توانش یا وقتش را ندارد میتواند سخن کسانی را بپذیرد که به علم و تقوا و صداقت نامبردارند. بزرگانی چون شهید مطهری از این دسته انسانها هستند که تعهد و تخصصشان در مسائل دینی و بخصوص در الاهیات مورد توافق بزرگان و علمای معاصر است. به همین جهت در چنین مواردی چون دستمان از دستیابی به حکم عقل و نیز سخن معتبری از معصوم کوتاه است و خودمان نیز توان تحقیق در آنها را نداریم، میتوان به سخن چنین افرادی اعتماد کرد. رجوع به این افراد بر اساس سیره عقلای عالم است و هرچند موجب یقین به صحت نمیشود ولی دست کم در حالتی که دستمان از یقین کوتاه است، میتوان به اعتماد دست یافت.

موضوع قفل شده است