«خط ولایت» (هر ماه در محضر زعیم)

تب‌های اولیه

383 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پیام شفاهی به تشكل‌های دانشجويی انقلابی
متن پیام شفاهی رهبر معظم انقلاب كه صبح امروز (چهارشنبه) توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدیان رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در نشست سراسری اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل(۱) قرائت شد، به شرح زیر است:
سلام مرا به فرزندان انقلابی‌ام برسانید و از تلاشهای جهادگونه‌ی آنان در ترویج و پاسداری از آرمانها‌ی امام و انقلاب تشكّر كنید و چند نكته را به آنان یادآوری كنید:
۱) در كنار تحصیل علم و دانش، از فرصت جوانی برای تهذیب نفس و انس با خدا و آشنایی عمیق با معارف قرآن و اهل‌بیت (علیهم‌‌السّلام) بهره ببرید.
۲) شما افسران جوان جنگ نرم هستید و عرصه‌ی جنگ نرم، بصیرتی عمّارگونه و استقامتی مالك‌اشتروار میطلبد؛ با تمام وجود، خود را برای این عرصه آماده كنید.
۳)نظام سلطه را با تمام ابعاد و لایه‌هایش بشناسید و اهداف و راهبردهای واقعی آن را تحلیل كنید و برای رویارویی با آن، تمام ظرفیّتهای خودتان را به‌كار گیرید و در این مسیر به وعده‌های خداوند اطمینان داشته باشید.
۴)تشكیلات میتواند معبد باشد، ولی مبادا تبدیل به معبود گردد؛ اصول و ارز‌شهای عقیدتی و معنوی خودتان را در قالب تشكیلات حفظ، و بر صمیمیّت و همدلی بین اعضا تأكید كنید.
۵)افقهای روشنی در مقابل شما جوانان قرار دارد، این كشور و انقلاب با دست پرتوان شما آینده‌ای امیدبخش در پیشِ‌رو خواهد داشت؛ بر تلاشهای خود بیفزایید و برای رسیدن به قلّه‌های پیشرفت و تعالی از همدیگر سبقت بگیرید.

۱) شورای مركزی اتّحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، در نامه‌ای از رهبر انقلاب اسلامی درخواست كرده بود كه پیامی برای همایش این انجمن كه در مشهد برگزار می‌شود، صادر فرمایند.

28/11/92 بيانات در ديدار مردم آذربایجان
1) ما بايد خودمان را با خصلتهايمان، با خصوصيّات اخلاقيمان بشناسيم. ديگران مى‌نشينند اخلاقيّات ايرانى‌ها را همراه با تحريف، همراه با كوته‌بينى براى ما مينويسند! ما خودمان را بايد در آيينه‌ى اين حوادث، درست بشناسيم.
2) يكى از درسهاى بيست‌ودوّم بهمن شما به خود شما، به ما، به همه‌ى ملّت ايران، اين است كه بدانيد هيچ حادثه‌ى بزرگى، هيچ مانع بزرگى، هيچ قدرت بزرگى وجود ندارد كه بتواند در مقابل اراده‌ى راسخ يك ملّت مقاومت كند.
3) بيست‌ودوّم بهمن هر سال شورانگيزتر از سال قبل، خود را نشان داده است. افرادى تحليل‌هاى گوناگونى ميكنند؛ اين تحليل‌ها در واقع در يك خلأ انجام ميگيرد [كه] مى‌نشينند با خودشان فكر ميكنند؛ متن واقعيّت مردم حرف ديگرى ميزند.
4) جشن سالگرد انقلاب هم مثل خود انقلاب يك پديده‌ى بى‌نظير است.
5) يك عدّه سعى نكنند چهره‌ى آمريكا را بزك كنند، آرايش كنند، زشتى‌ها و وحشت‌آفرينى‌ها و خشونتها را از چهره‌ى آمريكا بزدايند در مقابل ملّت ما، به‌عنوان يك دولت علاقه‌مند، انسانْ‌دوست معرّفى كنند؛ اگر سعى هم بكنند، سعى‌شان بى‌فايده است. 6) من تعجّب ميكنم، آمريكايى‌ها خجالت نميكشند اسم حقوق بشر را مى‌آورند.
7) به قدرى كه دنيا به ما احتياج دارد، ما به دنيا احتياج نداريم.
Dirol تا وقتى كه ما چشممان به دست ديگران باشد، دنبال اين باشيم كه كدام مقدار از تحريمها كم شد، كدام مقدار چنين شد، فلان حرف را فلان مسئول آمريكايى گفت يا نگفت - تا وقتى دنبال اين حرفها باشيم - به جايى نميرسيم.

بيانات در ديدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى
1392/12/15
1) در عرصه‌ى اخلاقى هم اينها شكست خورده‌اند؛ خب، تمدّن كنونى غرب بر اساس پاسداشت انسان به‌وجود آمد؛ بر اساس اومانيسم و اصالةالانسانيّه همه‌ى اين تمدّن بنا شده است؛ معناى آن اين است كه "انسانيّت"، عنصر اصلى و هدف اصلى و قبله‌ى اساسى براى اين تمدّن خواهد بود؛ امروز در نظام تمدّنى غرب، انسانيّت پامال‌شده است و حقّاً و انصافاً دچار شكست شده‌اند. خب، تا اندكى قبل از اين، در لباس علمى و در ادبيّات دانشگاهى اين مسائل را جلوه ميدادند و ضعفها را ميپوشاندند، لكن بتدريج اين ضعفها آشكار شده و باطن اين تمدّن مادّى - كه ضدّ انسان است، ضدّ فطرت الهى است - دارد خودش را نشان ميدهد. يك نمونه‌اش قتل و غارت و خشونت است كه خب اين خشونتها و قتل‌وغارت‌ها اين‌قدر متراكم شده كه امروز بر كسى پوشيده نيست. حالا يك‌وقتى بود كه انگليس‌ها در هند جنايت ميكردند، در بِرمه جنايت ميكردند، [امّا] در يك نقطه‌ى ديگرى خودشان را برّاق و اتوكشيده و مؤدّب جلوه ميدادند؛ امروز ديگر آن روزگار گذشته است؛ امروز همه در جريان خشونتها قرار ميگيرند. كسانى كه حرف مردم را بر زبان مى‌آورند، اين خشونتها را به‌رخ جبهه‌ى استكبار دارند ميكشند. قتل و غارت و خشونت، و شهوت‌رانى‌هاى مسخ‌كننده‌ى انسان: ازدواج با هم‌جنس! اين غير از همجنس‌بازى است، بمراتب بالاتر است؛ يعنى علناً منكرِ ضدّ فطرت را در زندگى خودشان راه بدهند؛ «وَ تَأتونَ فى ناديكُمُ المُنكَر» (عنکبوت: 29) كه در قرآن هست. امروز علناً و صريحاً به اين اعتراف ميكنند، و دو همجنس با يكديگر ازدواج ميكنند، و كليساها اين را ثبت ميكنند، و رئيس جمهور آمريكا اظهار نظر ميكند و اظهار عقيده ميكند و ميگويد من موافقم با اين كار و مخالف نيستم! يعنى از پرده برون افتاده آن فساد باطنى و درونى در اين زمينه‌هاى شهوت‌رانى و مانند اينها.
2) متأسفانه خيلى از مسئولين فرهنگى ما، با مسائل فرهنگى، در ميدان مرتبط نيستند [كه مثلاً] كتاب بخوانند، كتابهاى گوناگون را ببينند؛ غالباً بركنارند.
3) كارهايى كه ما برعهده داريم، زياد است؛ از جمله اينهايى است كه عرض ميكنم:
1. يكى‌از آنها واقع‌بينى است؛
أ) واقعيّت ايستادگىِ نظامِ مبتنى بر اسلام.
ب) واقعيّت ديگرى كه از آن نبايد غفلت كرد، انگيزه‌هاى دينى در نسل امروز انقلاب است.
ج) واقعيّت ديگرى كه بايد به آن توجّه داشت، ظرفيّتهاى بى‌شمار ملّى است.
د) يك واقعيّت ديگرى كه نبايد غفلت كرد، دشمنى دشمنان ما است. از دشمنى دشمن نبايد غفلت كرد. به قول سعدى: «دشمن چون از همه حيلتى فرومانَد، سلسله‌ى دوستى بجنبانَد»
ه) واقعيّت ديگر اين است كه همين دشمن، از مقابله‌ى با ملّت ايران و مقابله‌ى با نظام اسلامى عاجز است.
و) ما هر جايى كه به خدا تكيه كرديم، به نيروى مردم تكيه كرديم و حاضر به حركت جهادى شديم، پيروز شديم.
2. يك وظيفه‌ى ديگرى كه من اينجا يادداشت كرده‌ام كه هميشه بايد مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظيفه‌ى مرزبندى صحيح و صريح با جبهه‌ى دشمن است؛ مرزبندى. آيه‌ى شريفه ميفرمايد: قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءآؤُا مِنكُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ الله كَفَرنا بِكُم وَ بَدا بَينَنا وَ بَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضآءُ [ابداً] حَتّى‌ تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه. (ممتحنه: 4) قرآن فقط تاريخ نگفته، تصريح ميكند كه اين اسوه‌ى حسنه‌اى است براى شما - قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيم - يعنى بايد اين‌جورى باشيد، مرزبندى بايد بكنيد. مرزبندى به معناى اين نيست كه ما رابطه‌مان را قطع بكنيم؛ توجّه بكنيد، مغالطه نكنند كه شما ميگوييد ما با همه‌ى دنيا دشمنيم؛ نه، مرزبندى كنيد، مرزها مخلوط [نشود]. مثل مرز جغرافيايى؛ در مرز جغرافيايى شما بين كشور خودتان و كشورهاى اطرافتان مرز معيّن ميكنيد؛ معناى اين مرز اين نيست كه شما نميرويد آنجا، آنها نمى‌آيند اينجا؛ معناى اين مرز اين است كه هر رفت‌وآمدى منضبط خواهد بود. معلوم باشد كِى ميرويم، چه كسى ميرود، چه‌جور ميرود؛ چه كسى مى‌آيد، كِى مى‌آيد، چه‌جور مى‌آيد، چرا مى‌آيد؛ مرزبندى در مرزهاى جغرافيايى اين‌جور است؛ در مرزهاى عقيدتى هم همين‌جور است. در همين آيه‌ى شريفه، بعد از آنكه خداى متعال اين اسوه‌ى حسنه را و عمل ابراهيم را بيان ميفرمايد، بعد ميفرمايد: اِلّا قَولَ ابراهيمَ لِاَبيهِ لَاَستَغفِرَنَّ لَك؛ (همان) يعنى اين مرزبندى، مانع اين نيست كه ابراهيم به پدرش بگويد كه من به تو ترحّم ميكنم، براى تو استغفار ميكنم؛ اينها همه هست. بنابراين معناى مرزبندى اين است كه مشخّص باشد ما چه كسى هستيم، شما چه كسى هستيد. من گمان ميكنم سوره‌ى مباركه‌ى "قل يا ايّها الكافرون" همين مرزبندى را بيان ميكند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛ يعنى مرز مشخّص باشد، مرز مخلوط نشود.
بعضى‌ها هم بمجرّد اينكه يك مشكلى براى كشور پيش مى‌آيد، فوراً شروع ميكنند به ملامت كردنِ كسانى كه استقامت كردند كه: هان، ديديد، آدم وقتى اين‌جور سر حرفش مى‌ايستد، اين مشكلات پيش مى‌آيد! در صدر اسلام هم بود ديگر: لَو اَطاعونا ماقُتِلوا قُل فَادرَءوا عَن اَنفُسِكُمُ المَوت. (آل عمران: 168 ترجمه: اگر از ما پيروى مى‏كردند كشته نمى‏شدند.» بگو: «اگر راست مى‏گوييد مرگ را از خودتان دور كنيد.) خداى متعال اگر چنانچه بنا گذاشته باشد بر طبق سنّت الهى حركت نكنيم، خب، دچار مشكلات ميشويم. اين‌جور نيست كه در جنگ بدر بگويند: يَقولونَ لَو كانَ لَنا مِنَ الاَمرِ شَى‌ءٌ ما قُتِلنا هاهُنا؛ (آل عمران: 154 ترجمه: اگر ما را در اين كار اختيارى بود، [و وعده پيامبر واقعيت داشت،] در اينجا كشته نمى‏شديم.) اين‌جورى نيست قضيه كه اگر چنانچه ما تسليم شديم در مقابل دشمن، آن‌وقت مشكلات ما برداشته خواهد شد، برطرف خواهد شد؛ نخير.
3. يك مسئله ديگرى كه جزو وظائف ما است، اين است كه بايد از دشمنى اشرار بيمناك نشويم.
در سطح بين‌المللى دولت آمريكا امروز اين است: يك بازيگر خشن، آلوده‌ى به جنايت، و بى‌باك از كارهاى زشت، و ارتكاب خلاف حقوق ملّتها و حقوق انسانها؛ در داخل كشور خودشان هم به‌عنوان يك دولت و يك رژيم دروغگو و مزوّر معرفى شده ‌[كه‌] وعده ميدهد، عمل نميكند.
دشمن ما يك دولت آبرومند، يك دولت حرفِ‌حساب‌دار نيست، اينها هستند. لذا از اينها نبايستى يك بيمى انسان به خودش راه بدهد.
4. و مسئله‌ى وحدت، وحدت ملّى، حفظ اتّحاد؛ اين جزو وظائف ما است.
5. يك مسئله هم مسئله‌ى فرهنگ است.
با مسائل فرهنگى شوخى نميشود كرد، بى‌ملاحظگى نميشود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنه‌ى فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نيست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد يا سبد كالا داد يا يارانه‌ى نقدى داد.
[نبايد] با عناوين گوناگونى