جمع بندی امام علی (ع) و قتل عثمان

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
امام علی (ع) و قتل عثمان

چرامالک اشتر علیه عثمان لشگر کشی کردوبا امام علی مشورتی دراین زمینه نکرد
چگونه حضرت علی رادرقتل عثمان شریک دانستند بیشتر توضیح دهید

برچسب: 

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عماد

[TD][/TD]

سلام علیکم
حکام عثمان در شهرها و نواحی مختلف پا را از حدود شرع بیرون گذاشته بودند. از مصر، کوفه و ... گروهی برای اعتراض به حکام و فرمانداران عثمان به مدینه آمدند نه برای اعتراض به شخص عثمان. پس از آنکه عثمان سخنان آنان را شنید و بناشد به خواسته آنها توجه کند. از طرف عثمان یا منسوبان به عثمان نامه ای علیه معترضین کشف شد که منجر به بازگشت معترضین به مدینه و محاصره خانه عثمان شد. اگر چه در محاصره خانه عثمان مالک اشتر حضور داشت اما در قتل عثمان دخالتی نداشتو

شریک دانستن حضرت علی علیه السلام در خون عثمان تهمتی بود که خود تهمت زنندگان بیشتر در خون عثمان دخیل بودند. عایشه و طلحه و زبیر به خونخواهی عثمان خروج کردند. اما عایشه خود مردم را تحریک به قتل عثمان می کرد. طلحه و زبیر در محاصره حضور داشتند. و اگر نقشان از امثال مالک اشتر بیشتر بود. در حالیکه حضرت علی علیه السلام کوچکترین تقصیری در این قضیه نداشتند. معاویه نیز خون عثمان را دست آویز قرار داده بود.
به نظر می رسد همراهی امثال مالک اشتر و محمد بن ابوبکر باعث شده بود بهانه به دست دشمنان حضرت علی علیه السلام بیفتد و با آنکه خودشان در این مسئله مقصرتر بودند همراهی امثال مالک را دست اویزی برای اتهام خود قرار دهند و به این بهانه به جنگ علیه حضرت علی علیه السلام اقدام کنند

چرامالک اشتر علیه عثمان لشگر کشی کردوبا امام علی مشورتی دراین زمینه نکرد

حضور مالک در مدینه به دلیل اعتراض به عملکرد ولید بن مغیره در کوفه بود. بدیهی است برای هر اعتراضی نیاز نبود تا اصحاب حضرت علی علیه السلام از ایشان اجازه بگیرند. موضوع مالک این بود که هنگامی که گروه‌های معترض به اعمال عثمان و کارگزارانش، در مدینه جمع شدند، مالک اشتر رییس کوفیان بود؛ ولی وقتی کار به محاصره عثمان و تهدید به قتل کشید، مالک اشتر کناره گرفت. به تبع او، حکیم بن جبلة رییس بصریان نیز کنار کشید؛ ولی ابن عدیس و یارانش که مصری بودند، عثمان را محاصره کردند.(1)

بنابراین عثمان به قصد موضوع مهمی یعنی قتل عثمان در مدینه حاضر نشد تا بخواهد با امام علی علیه السلام مشورت کند چه بسا وقتی عکس العمل حضرت علی علیه السلام را دید خود را کنار کشید

1.طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری، بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، بی‌تا،ج ۳، ص ۴۱۱

چرا عثمان را کشتن مگه چکار کرده بود

اشتباهات عثمان تا آنجاست که برخی از مورخین اهل سنت نتواستند آن را بیان کنند و تصمیم به کتثمان تاریخ گرفتند.

قد ذكرنا كثيرا من الأسباب التي ذكر قاتلوه انهم جعلوها ذريعه الى قتله، فأعرضنا عن ذكر كثير منها لعلل دعت الى الاعراض عنها.(1) 

ترجمه: بسيارى موجبات را كه قاتلان وى دستاويز كشتنش كردند ياد كرديم و بسيارى را نگفتيم، بجهاتى كه چشم پوشيدن از آن لازم مينمود.

واقعا چه چیزی باعث شده که طبری چنین جمله ای را نقل کند. به چه دلیل لازم بود از برخی کارهای عثمان که از دلایل قتل او بود باید چشم پوشی می شد؟ اگر طبری به دلیل تعصب خود نتوانسته آنها را بنویسد اما برخی دیگر از مورخین بیان کرده اند.

1. أبو جعفر محمد بن جرير الطبري (م 310)، تاريخ الأمم و الملوك ، تحقيق محمد أبو الفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث ، ط الثانية، 1387/1967.،ج‏4،ص:366

 

آنچه طبری در این گزارش نتواسته به آن اشاره کند برخی دیگر از مورخین آورده اند که به نمونه ای از آنها اشاره می شود

یک:  قال له طلحة: إنّك قد أحدثت أحداثا لم يكن الناس يعهدونها: طلحه می گوید:بدعت‌هايي را گذاشتي که سابقه نداشت.(1)

دو:

أن الزبير كان يقول اقتلوه‏ فقد بدل‏ دينكم‏.(2) زبیر می گوید: بکشید اورا که دین شما تغییر داد.

سه. عبدالله بن مسعود خطاب به ولید بن عقبه می گوید:ما أرى صاحبكم إلّا و قد غيّر و بدّل،(3) ندیدم صاحب شما را (یعنی عثمان) که دين الهي را تغيير داد و تبديل کرد.

چهار: عمار بن یاسر در جنگ صفین خطبه ای خطاب به مردم شام خوانده و به تفصیل در این باره سخن می گوید. ایشان می فرماید:«اى بندگان خدا [با من‏] بر سر گروهى كه (به بيهوده) انتقامى مى‏ جويند و قصاصى مى‏ طلبند، پى‏ سپار شويد . آنان چنان كه خود ادّعا مى ‏كنند به خونخواهى كسى برخاسته ‏اند كه خود بر خويشتن ستم كرده و بر بندگان خدا، بر خلاف آنچه در كتاب خدا آمده، حكومت رانده است، او را نيكمردانى كشته‏ اند كه درازدستى را زشت مى‏ شمردند و خود به احسان و نكوكارى فرمان مى‏ دادند. اما اينان، كه در صورت آسايش و به سامان بودن كار دنياشان باكى ندارند كه اين دين (الاهى) متروك بماند و از ميان برود، (به ما) گويند: چرا وى را كشتيد؟ گوييم: براى نو آوريها و بدعتهاى بد او. گويند: او هرگز امر نوپديدى به بدعت نياورد. اين را از آن رو گويند كه او دست اينان را به دنيا گشاده داشت و مال و منالشان داد چندان كه در جهان مى‏ خورند و مى‏ چرند و اگر كوهها بر سر ايشان فرو ريزد پروايى ندارند. به خدا سوگند، نپندارم كه ايشان به خونخواهى او برخاسته باشند زيرا خود نيك مى‏دانند كه او به راستى ستمگر بود، ولى اين گروه طعم دنياخوارگى را چشيده ‏اند و آن را خوش داشته و گوارا يافته‏ اند و دانسته و دريافته‏ اند كه اگر [صاحب راستين‏] حق آنان را به فرمانبردارى‏ وا دارد، ميان ايشان و سفره گسترده شادخوارى دنيا كه [از آن مى‏خورند] و مرتع جهان كه در آن مى‏چرند مانعى ايجاد خواهد كرد. چون اين گروه را پيش از اين سابقه‏اى در اسلام نبوده است كه به سبب آن (تقدّم) شايسته فرمانروايى و سزاوار حكمرانى باشند. پيروان خود را بدين سخن فريفتند كه گفتند: «پيشواى ما مظلومانه كشته شد» تا خود بدين دستاويز، حاكم زورگوى و شهريار مردم شوند.
اين نيرنگ آنان را بدينجا كشانده كه مى‏ بينيد، و اگر نه اين مى‏ بود  (و چنين نيرنگى نمى‏ پرداختند و اين دستاويز را نمى‏ ساختند) حتى دو تن  نيز با ايشان بيعت و همدستى نمى‏ كردند. بار الها، اگر ما را پيروزى و ياورى دهى تو همواره پيروزى بخش و ياور ما بوده ‏اى و اگر كار (دنيا) را بديشان سپارى، به خاطر حوادث رنجبارى كه آنان براى بندگانت آفريده اند، شكنجه دردناكى (در دنيا و آخرت) براى ايشان بيندوز.»(4)

1. بلاذری (م 279)، انساب الأشراف، تحقيق سهيل زكار و رياض زركلى، بيروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417، ج5، ص533

2. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، انتشارات کتابخانه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، قم، 1404ق، اول، ج9، ص36

3. بلاذری، پیشین، ج5، ص524

4.  ابن مزاحم منقری(م212)وقعة صفين، تحقيق عبد السلام محمد هارون، القاهرة، المؤسسة العربية الحديثة، الطبعة الثانية، 1382، افست قم، منشورات مكتبة المرعشى النجفى، 1404، ص319

اینا که گفتین کلیه! چه کارهایی انجام داده بود. مصداق؟

به مروان بن حکم اختیارات زیادی در حکومت خود داد

حارث بن حکم دامادش بر بازار مدینه مسلط کرد که به زور برای خودش از کسبه بازار مالیات می گرفت

معاویه را بر شام ابقاء نمود

عبدالله بن ابی سرح را والی مصر کرد وی کسی بود که در زمان پیامبرصلی الله علیه واله به ظاهر اسلام آورد و بعد مرتد شد و به مکه فرار کرد و به دروغ گفت من هر چه می گفتم پیامبر صلی الله علیه واله موافقت می کرد ودر قرآن می نوشت. پیامبر صلی الله علیه واله خون وی در فتح مکه هدر اعلام کرد.

والی دیگر عثمان، برادر مادریش ولید بود. وی همان کسی است که برای جمع آوری زکات به قبیله بنی مصطلق رفت ولی ترسید و برگشت و گفت قصد داشتند مرا بکشند. و که آیه 5 سوره حجرات مبنی بر تبین در مورد خبر انسان فاسق نازل شد

و این انتصاب های اشتباه که باعث شد مردم شهرها علیه حکام به وی شکایت ببرند و عثمان به جای برکناری آنها شکایت کننده را مجازات کند

علامه عسکری، نقش ائمه در احیاء دین، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، 1392ش، چاپ پنجم،  ج2، ص431

 

ولید در زمان عثمان چه کار کرده بود؟

موضوع قفل شده است