جمع بندی بر طبق آیه ۳ سوره رعد ، شب روز را می پوشاند یا روز شب را ؟

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بر طبق آیه ۳ سوره رعد ، شب روز را می پوشاند یا روز شب را ؟

سلام خسته نباشید
در آیه ۳ رعد یُغشی الّیل النّهار ؛ در ترجمه ، شب روز را می پوشاند یا روز شب را می پوشاند ؟ چرا هر دو منصوبند و فتحه گرفتند و نقششون چی هست ؟ کدام فاعل و کدام مفعول است ؟
ریشه و وزن رواسی در آیه ۳ رعد چی هست ؟
جمع نهار ( روز ) چی هست ؛ ( عربی روزها با ریشه نهار ) ( آیه سه رعد )

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد میقات

[TD][/TD]

mohammadmsp9113;1027653 نوشت:
در آیه ۳ رعد یُغشی الّیل النّهار ؛ در ترجمه ، شب روز را می پوشاند یا روز شب را می پوشاند ؟

«وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ‏ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏»
و او كسى است كه زمين را گسترد؛ و در آن كوه‏ ها و نهرهايى قرار داد؛ و در آن از تمام ميوه ‏ها دو جفت آفريد؛ (پرده سياه) شب را بر روز مى ‏پوشاند؛ در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى ‏كنند.(رعد: 13/ 3)

با سلام و درود

اگر از واژه «غشی» به معنای پوشاندن، استفاده شود؛ این شب است که روز را می پوشاند.

در «المیزان» آمده:
«اغشاء» به معنى پوشانيدن و از نظر، مخفى و مستور داشتن است؛ بنا بر اين، مناسب است كه پوشانيدن، به تاريكى و ظلمت كه مخصوص شب است نسبت داده شود، نه روشنى و اظهار كه خاصه روز است.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏11، ص 398، پاورقی)

اگر از واژه «ولج» «یولج» به معنای ورود و دخول استفاده شود، هر دو (شب و روز) در دیگری وارد می شوند یعنی هم روز در شب وارد و هم شب در روز وارد می شود.

در آیات متعددی این تعبیر آمده است:

«يُولِجُ‏ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ‏ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ» (حج: 22/ 61؛ لقمان: 33/ 29؛ فاطر: 35/ 13؛ حدید: 57/ 6)

mohammadmsp9113;1027653 نوشت:
چرا هر دو منصوبند و فتحه گرفتند و نقششون چی هست ؟ کدام فاعل و کدام مفعول است ؟

زیرا هر دو مفعول هستند، لذا علامت نصب (فتحه) گرفته اند.

«اغشاء» از ماده «غشى» (پوشاندن و فرا گرفتن) دو مفعولی است؛ يعنى: خدا شب را بر روز می پوشاند.(قاموس قرآن، ج ‏5، ص 100و101)

لذا «اللیل» و «النهار» هر دو مفعول هستند و منصوب؛ «اللیل» مفعول اول و «النهار» مفعول دوم است.(الجدول فى اعراب القرآن و صرفه و بيانه، ج ‏13، ص 89)

فاعل «یغشی» خداوند است که به صورت ضمیر «هو»، در آن مستتر است.

[="Tahoma"][="3"]

mohammadmsp9113;1027653 نوشت:
ریشه و وزن رواسی در آیه ۳ رعد چی هست ؟

«رواسى» جمع «راسيه» و از ماده «رسى» و به معناى ثابت و برقرار است، و مراد از آن در اين جا كوه‏ ها هستند كه در جايگاه خود ثابت و استوارند.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏11، ص 396)

برخی نیز آن را از ریشه «رَسَوَ» دانسته اند؛ «رَسَا» «يَرْسُو» که جمع آن «رَواسِي‏» است.

مشتقات و اوزان مختلف آن عبارتند از:

«رَسَا» «يَرْسُو» «رَسْواً» «رُسُوّاً» «رَاسٍ‏» «رَاسِيَةٌ» «رَاسِيَاتٌ» «رَوَاسٍ» «أَرْسَيْتُهُ‏»(المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، ج ‏2، ص 227)[/][/]

mohammadmsp9113;1027653 نوشت:
جمع نهار ( روز ) چی هست ؛ ( عربی روزها با ریشه نهار )

«النَّهَارُ» (روشنایی بین طلوع فجر تا غروب خورشید) جمع بسته نمی شود.(كتاب العين، ج ‏4، ص 44)

«النَّهَارُ» اسم برای طلوع فجر تا غروب خورشید، و مترادف «يَوْم‏» است، تثنیه و جمع ندارد؛ و چه بسا به صیغه «نُهُرٍ» جمع بسته شود.(المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، ج ‏2، ص 627و628؛ المغرب في ترتيب المعرب، ج ‏2، ص 335)

«النَّهَارُ» اسم و متضاد «اللَّيْل» است. نهار، اسم است برای هر روز (یوم)، و لیل، اسم است برای هر شب.
«نَهَارَانِ» و «لَيْلان» گفته نمی شود [یعنی تثنیه ندارند]
مفرد و واحد «النَّهَار»، «يَوم» است که تثنیه آن «يَوْمانِ» است.(تاج العروس من جواهر القاموس، ج ‏7، ص 571)

البته برخی گفته اند جمع «النَّهَار» می شود «أَنْهُر» و «نُهُر»، و در زبان عامی نیز «نَهَارات» آمده است.(فرهنگ ابجدى الفبايى عربى فارسى ـ ترجمه كامل المنجد الابجدى ـ ص 937)

بنابر این؛
طبق قول مشهور، «نهار» تثنیه و جمع ندارد و عرب از «یوم» استفاده می کند که برای جمع آن (روزها) تعبیر «ایام» به کار می رود.

 

جمع بندی

 

پرسش:

چند سؤال در باره آیه 3 سوره رعد:

1- شب روز را می پوشاند یا روز شب را؟

2- چرا هر دو  منصوبند و فتحه گرفته اند؟ کدام فاعل و کدام مفعول است؟

3- ریشه و وزن رواسی چیست؟

4- جمع نهار (روز) چی هست (عربی روزها با ریشه نهار)؟

 

پاسخ:

«وَ هُوَ الَّذي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فيها رَواسِيَ‏ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون‏»؛ و او كسى است كه زمين را گسترد؛ و در آن كوه‏ ها و نهرهايى قرار داد؛ و در آن از تمام ميوه ‏ها دو جفت آفريد؛ (پرده سياه) شب را بر روز مى ‏پوشاند؛ در اينها آياتى است براى گروهى كه تفكر مى ‏كنند.(1)

جواب سؤال اول:

اگر از واژه «غشی» به معنای پوشاندن، استفاده شود؛ این شب است که روز را می پوشاند.

در «المیزان» آمده:

«اغشاء» به معنى پوشانيدن و از نظر، مخفى و مستور داشتن است؛ بنا بر اين، مناسب است كه پوشانيدن، به تاريكى و ظلمت كه مخصوص شب است نسبت داده شود، نه روشنى و اظهار كه خاصه روز است.(2)

اگر از واژه «ولج» «یولج» به معنای ورود و دخول استفاده شود، هر دو (شب و روز) در دیگری وارد می شوند یعنی هم روز در شب وارد و هم شب در روز وارد می شود.

در آیات متعددی این تعبیر آمده است: «يُولِجُ‏ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ‏ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ»(3)

جواب سؤال دوم:

زیرا هر دو مفعول هستند، لذا علامت نصب (فتحه) گرفته اند.

«اغشاء» از ماده «غشى» (پوشاندن و فرا گرفتن) دو مفعولی است؛يعنى: خدا شب را بر روز می پوشاند.(4)

لذا «اللیل» و «النهار» هر دو مفعول هستند و منصوب؛ «اللیل» مفعول اول و «النهار» مفعول دوم است.(5)

فاعل «غشی» خداوند است که به صورت ضمیر «هو»، در آن مستتر است.

جواب سؤال سوم:

«رواسى» جمع «راسيه» و از ماده «رسى» و به معناى ثابت و برقرار است، و مراد از آن در اين جا كوه‏ ها هستند كه در جايگاه خود ثابت و استوارند.(6)

برخی نیز آن را از ریشه «رَسَوَ» دانسته اند؛ «رَسَا» «يَرْسُو» که جمع آن «رَواسِي‏» است.

مشتقات و اوزان مختلف آن:

«رَسَا» «يَرْسُو» «رَسْواً» «رُسُوّاً» «رَاسٍ‏» «رَاسِيَةٌ» «رَاسِيَاتٌ» «رَوَاسٍ» «أَرْسَيْتُهُ‏»(7)

جواب سؤال چهارم:

«النَّهَارُ» (روشنایی بین طلوع فجر تا غروب خورشید) جمع بسته نمی شود.(8)

«النَّهَارُ» اسن است برای طلوع فجر تا غروب خورشید؛ و مترادف «يَوْم‏» است، تثنیه و جمع ندارد؛ و چه بسا به صیغه «نُهُرٍ» جمع بسته شود.(9)

«النَّهَارُ» اسم و متضاد «اللَّيْل» است. نهار، اسم است برای هر روز (یوم)، و لیل، اسم است برای هر شب.

«نَهَارَانِ» و «لَيْلان» گفته نمی شود [یعنی تثنیه ندارند]

مفرد و واحد «النَّهَار»، «يَوم» است که تثنیه آن «يَوْمانِ» است.(10)

البته برخی گفته اند جمع «النَّهَار» می شود «أَنْهُر» و «نُهُر»، و در زبان عامی نیز «نَهَارات» آمده است.(11)

بنابر این؛

طبق قول مشهور، «نهار» تثنیه و جمع ندارد و عرب از «یوم» استفاده می کند که برای جمع آن (روزها) تعبیر «ایام» به کار می رود.

 

پی نوشت ها:

1. رعد: 13/ 3.

2. طباطبایی، محمد حسین، تفسير الميزان، ترجمه موسوی همدانی، انتشارات: جامعه مدرسین، دفتر انتشارات اسلامی ـ قم، ج ‏11، ص 398، پاورقی.

3. حج: 22/ 61؛ لقمان: 33/ 29؛ فاطر: 35/ 13؛ حدید: 57/ 6.

4. قرشی، قاموس قرآن، انتشارات: دار الکتب الاسلامیه ـ تهران، ج ‏5، ص 100 و 101.

5. صافى، الجدول في إعراب القرآن و صرفه و بيانه مع فوائد نحوية هامة، ناشر: دار الرشيد ـ دمشق‏، 1418 ه.ق، چاپ چهارم، ج ‏13، ص 89.

6. ترجمه تفسير الميزان، پیشین، ج ‏11، ص 396.

7. فيومى، المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى‏، ناشر: موسسه دار الهجرة ـ قم، 1414 ه.ق، چاپ دوم‏، ج ‏2، ص 227.

8. فراهیدی، خلیل بن احمد، كتاب العين، تحقیق: مھدى المخزومي و ابراھیم السامرئي، الناشر: مؤسسة دار الھجرة ـ ایران، چاپ دوم، 1409ه.ق، ج ‏4، ص 44.

9. المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى، پیشین، ج ‏2، ص 627 و 628؛ مطرزى، المغرب فى ترتيب المعرب‏، محقق/مصحح: فاخورى و مختار، ناشر: مكتبه اسامه بن زيد ـ حلب‏، 1979م، چاپ اول، ج ‏2، ص 335.

10. زبيدى، تاج العروس من جواهر القاموس، محقق/مصحح: شيرى، ناشر: دار الفكر ـ بيروت، 1414 ه.ق، چاپ اول، ج ‏7، ص 571.

11. بستانى، فرهنگ ابجدى، ناشر: اسلامي ـ تهران، 1375 ه.ش، چاپ دوم، ص 937.

موضوع قفل شده است