جمع بندی قرآن و تحت فشار قرار دادن زن برای مهریه

تب‌های اولیه

121 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026035 نوشت:
مطلب دوم

قبلا گفتید یک استثناء دارد و آن عمل منافی عفت است.
اما در تفسیر ( که در نقل بالا آورده اید) گفته شده است برای غیر از زنا هم کاربرد دارد.
بعلاوه روایات نیز گویا به این گستردگی معنا فحشای مبین اشاره کرده اند که اختصاصی به زنا ندارد.
.

«فحشاء» یعنی هر چیزی (اعم از فعل یا قول) که قبح و زشتی آن بسیار زیاد است.

می تواند مصادیق متعددی داشته باشد ولی قدر متیقن آن، زنا و عمل منافی عفت (زنا، لواط، مساحقه) است.

قرآن هم می فرماید:

«وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً» (اسراء: 17/ 32)
«وَ اللاَّتي‏ يَأْتينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ...» (نساء: 4/ 15)
«وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُون‏»‏ (نمل: 27/ 54)
و...

لذا اختصاص به این موارد ندارد، کما این که در روایت نیز به خصوص زنا، مقید نشده و گفته شده که می تواند موارد دیگر را هم شامل شود.(ر.ک: البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 48)[/][/]

[=Tahoma]

بیت المعمور;1026040 نوشت:
وقتی زن خودش راضی به زندگی نیست.. از رابطه با مرد ناراضی است... چه طور منطقی است بگوییم با محبت نکردن او را تحت فشار قرار داده ایم ؟! آن هم به شکلی که راضی به بخشیدن مهریه میشود؟!
زن خیلی راحت می تواند منزل شوهرش را ترک کند و مهریه را مطالبه کند. مرد به حکم دادگاه باید هر ماه سکه به حساب خانم وصول کند. تنها کاری که مرد می تواند انجام دهد این است که نفقه را قطع کند.
خوب در اینجا خانم با پول مهریه بسیار بیشتر از نفقه را به دست می آورد. هیچ فشاری هم از سوی مرد به او وارد نمی شود زیرا اصلا دوست ندارد با مرد زندگی کند.
مرد محبت نمیکند؟! خوب نکند.
حتی زن می تواند در خانه شوهر بماند اما کار خودش را بکند... اینجا مرد است که تحت فشار است نه زن. زن که از خدایش است مرد به او کاری نداشته باشد. باز اگر می گفتید مرد رابطه اجباری با او داشته باشد این فشار منطقی به نظر می رسید....
به هر حال در عصر حاضر خانم ها شیوه اول را می پسندند یعنی خانه شوهر را ترک می کنند و مهریه را مطالبه می کنند...

[=&amp]فرض را محدود به آیه بفرمایید. ما در باره طلاق خلع و اقسام اختلاف نظر زن و شوهر و... صحبت نمی کنیم.[/]

[=&amp]آیه در جایی است که زندگی مشترک، شرائط عادی را دارد و زن نمی خواهد جدا شود، آیه می فرماید برای گرفتن مهریه، آن ها را تحت فشار قرار ندهید، مگر در مورد خاص.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026043 نوشت:
بنگرید اینکه ادعا کنیم این کار جریمه است راحت است.
من هم ادعا می کنم این کار نشان دهنده رابطه بین فحشا و مهریه است. و الا زنی که زنا میکند جریمه اش مشخص است او را در فقه کنونی سنگسار یا اعدام می کنند.
اینجا دیگر زنی در قید حیات نیست که بخواهید او را تحت فشار قرار دهید.
پس باز به بی منطقی و غیر عقلایی بودن این تفسیر از آیه خواهیم رسید.

همان طور که عرض کردم، محور گفتگو در محدوده آیه شریفه است.

آیه شریفه در جایی است که اصلا حکم اعدام و سنگسار و... مطرح نیست.

یا عمل منافی عفتی است که فقط شوهر اطلاع دارد، و یا دیگران هم اطلاع دارند ولی طبق چهار شاهد و شرائط شهادت و...، اثبات نمی شود، و یا طبق روایت، ناظر به مصادیق دیگر فاحشه است و اصلا حکمش اعدام و سنگسار نیست.

موضوع آیه، فاحشه بودن، آن هم فاحشه مبیّنه بودن است.[/][/]

میقات;1026049 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]

«فحشاء» یعنی هر چیزی (اعم از فعل یا قول) که قبح و زشتی آن بسیار زیاد است.

می تواند مصادیق متعددی داشته باشد ولی قدر متیقن آن، زنا و عمل منافی عفت (زنا، لواط، مساحقه) است.

قرآن هم می فرماید:

«وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبيلاً» (اسراء: 17/ 32)
«وَ اللاَّتي‏ يَأْتينَ الْفاحِشَةَ مِنْ نِسائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ...» (نساء: 4/ 15)
«وَ لُوطاً إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُون‏»‏ (نمل: 27/ 54)
و...

لذا اختصاص به این موارد ندارد، کما این که در روایت نیز به خصوص زنا، مقید نشده و گفته شده که می تواند موارد دیگر را هم شامل شود.(ر.ک: البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 48)[/][/]

لطفا بفرمایید مصادیق فحشا در روایات چیست؟ زیرا شما از یک سوی می گویید میتواند مصادیق دیگری داشته باشد اما قدر متیقن آن عمل منافی عفت ( زنا و لواط و مساحقه) است.
از سویی می گویید موارد دیگری در روایات آمده که گویا از نظر شما قدر متیقن نیستند.

آیا نباید بگویید آن موارد دیگر هم قدر متیقن هستند؟
برایم توضیح دهید چرا آن موارد دیگر قدر متیقن نیستند؟! آیا شما در آن موارد که در روایات آمده است شک دارید؟
اگر آن روایات را قبول ندارید خوب صراحتا بفرمایید اعتبار ندارند.
اگر آن موارد مطروحه در روایات را قبول دارید پس لطفا نام برده و به ما بگویید چیست ....

میقات;1026051 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]

یا عمل منافی عفتی است که فقط شوهر اطلاع دارد، و یا دیگران هم اطلاع دارند ولی طبق چهار شاهد و شرائط شهادت و...، اثبات نمی شود، و یا طبق روایت، ناظر به مصادیق دیگر فاحشه است و اصلا حکمش اعدام و سنگسار نیست.

موضوع آیه، فاحشه بودن، آن هم فاحشه مبیّنه بودن است.[/][/]

نگاه کنید شما در بند شماره 7 گفتید :
''ارتکاب به فحشاء باید ثابت و قطعی باشد''

پس طبق توضیح بالا باید آن را این طور تفسیر کنیم که
فحشا لازم نیست اثبات شود
اطلاع شوهر کافی است.

این نقطه مشترک خوبی است.

همچنین خودتان هم اشاره کردید طبق روایات ناظر به مصادیق دیگری است که به آن روایات اشاره نمی کنید. آیا دلیل خاصی دارد؟!
چون تا جایی که می دانم آن مصادیق لواط و زنا نیستند
پس لطفا خودتان به این مصادیق اشاره کنید.

در انتهای پیامتان روی فحشای مبین بودن تاکید کردید.
دلیل این تاکید چیست؟ تفاوت فحشا و فحشای مبین در چیست؟ و چگونه می تواند به گفتگوی ما کمک کند؟

میقات;1026050 نوشت:
[=Tahoma]

[=&amp].[/]

[=&amp]آیه در جایی است که زندگی مشترک، شرائط عادی را دارد و زن نمی خواهد جدا شود، آیه می فرماید برای گرفتن مهریه، آن ها را تحت فشار قرار ندهید، مگر در مورد خاص.[/]

[/]

برادر بزرگوار

تا جایی که بنده میدانم این آیه را درباره طلاق خلع می دانند
اما شما ادعای جدیدی مطرح کرده اید
که این آیه مربوط به شرایط عادی است و زن نمیخواهد جدا شود.
خوب این ادعای جدید مستندی در تفاسیر دارد؟!
لطف می کنید این ادعای خود را با نقل قول از تفاسیر به اثبات برسانید. تا ببینیم این ادعای شما است یا ادعای مفسرین؟
با سپاس

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026059 نوشت:
لطفا بفرمایید مصادیق فحشا در روایات چیست؟ زیرا شما از یک سوی می گویید میتواند مصادیق دیگری داشته باشد اما قدر متیقن آن عمل منافی عفت ( زنا و لواط و مساحقه) است.
از سویی می گویید موارد دیگری در روایات آمده که گویا از نظر شما قدر متیقن نیستند.

آیا نباید بگویید آن موارد دیگر هم قدر متیقن هستند؟
برایم توضیح دهید چرا آن موارد دیگر قدر متیقن نیستند؟! آیا شما در آن موارد که در روایات آمده است شک دارید؟
اگر آن روایات را قبول ندارید خوب صراحتا بفرمایید اعتبار ندارند.
اگر آن موارد مطروحه در روایات را قبول دارید پس لطفا نام برده و به ما بگویید چیست ....

با سلام و درود

قدر متیقن، یعنی قطعا این مورد مشمول آیه هست. موارد دیگر هم هست ولی ممکن است محدوده آن ها مشخص نباشد و نیاز باشد تعیین محدوده شود. لذا سخن را بردم روی موردی که اختلافی در موردش نیست.

در «مجمع البیان» آمده که برخی گفته اند مراد از «فاحشه» یعنی زنا، برخی نیز گفته اند نشوز (عدم تمکین)؛ ولی اولی این است که هر گناهی را مشمول آن بدانیم و این از معصوم نیز روایت شده است.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 40)

برخی دیگر کفته اند به مناسبت مفرد بودن «فاحشه»، حمل آن بر زنا بهتر است.(تفسير احسن الحديث، ج ‏2، ص 330)

روایت:

«الْفَاحِشَةُ، يَعْنِي الزِّنَا، وَ ذَلِكَ إِذَا اطَّلَعَ الرَّجُلُ مِنْهَا عَلَى فَاحِشَةٍ مِنْهَا فَلَهُ أَخْذُ الْفِدْيَةِ»
فاحشه یعنی زنا؛ و این به خاطر آن است که وقتی مرد مطلع شد همسرش مرتکب آن شده می تواند از او فدیه بگیرد.(البرهان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 48)

«الْأَوْلَى حَمْلُ الْآيَةِ عَلَى كُلِّ مَعْصِيَةٍ، يَعْنِي فِي الْفَاحِشَةِ»
اولی آن است که آیه (فاحشه) حمل شود بر هر معصیتی.(همان)[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026061 نوشت:
نگاه کنید شما در بند شماره 7 گفتید :
''ارتکاب به فحشاء باید ثابت و قطعی باشد''

پس طبق توضیح بالا باید آن را این طور تفسیر کنیم که
فحشا لازم نیست اثبات شود
اطلاع شوهر کافی است.

این نقطه مشترک خوبی است.

همچنین خودتان هم اشاره کردید طبق روایات ناظر به مصادیق دیگری است که به آن روایات اشاره نمی کنید. آیا دلیل خاصی دارد؟!
چون تا جایی که می دانم آن مصادیق لواط و زنا نیستند
پس لطفا خودتان به این مصادیق اشاره کنید.

در انتهای پیامتان روی فحشای مبین بودن تاکید کردید.
دلیل این تاکید چیست؟ تفاوت فحشا و فحشای مبین در چیست؟ و چگونه می تواند به گفتگوی ما کمک کند؟

منظورم از ثابت شدن، در دادگاه و نزد قاضی و... نیست، بلکه نزد شوهر است؛ یعنی شوهر نمی تواند از روی حدس و شک و گمان، چیزی را به همسرش نسبت بدهد.

بله، یقین و اطمینان شوهر کافی است و این آیه نیز ناظر به همین مورد است، نه اثبات در دادگاه و... .

حکم اعدام و سنگسار و... برای موقعی است که جرم عمومی شده و به دادگاه رفته و توسط شهادت چهار شاهد، ثابت شده و قاضی حکم صادر کرده است. این موارد منظور نیست.

قرآن به صراحت فرموده «بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» یعنی زشتی واضح و آشکار، مثل عمل منافی عفت، نشوز و عدم تمکین، آزار و اذیت شوهر و...؛ لذا هر زشتی ای مراد نیست کما این که ادامه آیه توصیه به حسن معاشرت کرده ولو موردی باشد که خوشایند شوهر نباشد.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026064 نوشت:
برادر بزرگوار

تا جایی که بنده میدانم این آیه را درباره طلاق خلع می دانند
اما شما ادعای جدیدی مطرح کرده اید
که این آیه مربوط به شرایط عادی است و زن نمیخواهد جدا شود.
خوب این ادعای جدید مستندی در تفاسیر دارد؟!
لطف می کنید این ادعای خود را با نقل قول از تفاسیر به اثبات برسانید. تا ببینیم این ادعای شما است یا ادعای مفسرین؟
با سپاس

اختصاص به طلاق خلع ندارد. مواردی هم هست که مشکل از طرف زن نیست بلکه مشکل از طرف مرد است، مثلا مرد علاقه ای به همسرش نداشته ولی نمی خواسته همه مهریه را هم بدهد؛ به گونه ای رفتار می کرده تا زن مجبور شود با بخشش مهریه، طلاق بگیرد.

و یا زنی را به ارث برده بوده و با این که علاقه ای به او نداشته، اجازه نمی داده تا او با دیگری ازدواج کند، می خواسته آن قدر بماند تا پس از مرگ او، اموالش را صاحب شود.

و یا اصلا به خاطر اموال زن با او ازدواج کرده و به امید مردن زن می ماند تا پس از او اموالش را صاحب شود.

در «مجمع البیان» آمده:
نهى متوجه شوهر است كه بايد اگر احتياجى به زن ندارد او را رها كند و او را نگه ندارد كه ناچار شود قسمتى از مال خود را ببخشد. روايتى از امام صادق (علیه السلام) به همين مضمون وارد شده است.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 40)

این موارد از شأن نزول را که در ذیل آیه شریفه نقل شده ملاحظه فرمایید:

1. گفته‏ اند: «ابو قيس» مُرد و پسرش لباس خود را بر همسرش افكند و و او را جزء همسران خود قرار داد و او را ترک كرد و از دادن نفقه او خوددارى نمود. زن خدمت پيامبر گرامى آمد و عرض كرد: نه از شوهرم ارثى بردم و نه آزادم گذارده ‏اند كه همسرى اختيار كنم، از اين رو آيه شريفه نازل گرديد. اين مطلب از مقاتل است و از امام باقر (علیه السلام) نيز روايت شده.

2. برخى گفته ‏اند: رسم مردم جاهليت اين بود كه هر گاه مردى مى ‏مرد. پسر (از زن ديگرش) يا وليش لباسى بر زنش مى ‏افكندند و مثل اموال ميت، زن را ارث قرار مى ‏داد. سپس يا خودش با او ازدواج مى ‏كرد بدون اينكه مهرى به او بدهد يا او را به ديگرى مى ‏داد و مهرش را مى ‏گرفت. اين آيه براى نهى از اين كار نازل شد. حسن و مجاهد چنين گفته ‏اند و ابو الجارود روايتى به همين مضمون از امام باقر (علیه السلام) نقل كرده است.

3. ابن عباس گويد: آيه در باره مردى نازل شده است كه داراى زنى بود و او را دوست نمى‏ داشت و بر او سخت مى ‏گرفت كه مهر خود را ببخشد و خدا او را از اين كار نهى كرد.

4. زهرى گويد: در باره مردى نازل شد كه زن را پيش خود زندانى كرده بود و بدون اين كه حاجتى به او داشته باشد، منتظر مرگش بود تا مالش را به ارث ببرد. اين مطلب نيز از امام باقر (علیه السلام) روايت شده است.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏3، ص 39)

این موارد را مفسران دیگر نیز اشاره کرده اند.[/][/]

میقات;1026111 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]

قرآن به صراحت فرموده «بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» یعنی زشتی واضح و آشکار، مثل عمل منافی عفت، نشوز و عدم تمکین، آزار و اذیت شوهر و...؛ لذا هر زشتی ای مراد نیست کما این که ادامه آیه توصیه به حسن معاشرت کرده ولو موردی باشد که خوشایند شوهر نباشد.[/][/]

در ادامه بحث حول ''قدر متیقن''

از نظر شما و دیدگاه شیعه گویا این موارد ( که در نقل بالا آوردید : عمل منافی عفت و نشوز و عدم تمکین و آزار و اذیت شوهر ) جزو مصادیق قطعی فاحشه مبینه هستند.

اگر از نظر شیعه این موارد قطعی نیستند لطفا بفرمایید که کدام قطعی است؟
احتمال دارد شما با یک نگاه بین المذاهب پاسخ دادید و لذا می گویید زنا جزو مصادیق قدر متیقن برای مفهوم فاحشه مبینه است.
اما بنده میخواهم نظر شیعه را بدانم.

ظاهر پاسخی که به بنده دادید این است که
مرد حق دارد در صورتی که زنش زنا کرد یا تمکین نمی کرد یا او را اذیت می کرد، زنش را تحت فشار قرار دهد تا مهریه را ببخشد....

اگر فکر می کنید این موارد قطعی نیستند بفرمایید.
بعد از مشخص شدن این سوال، نوبت به این می رسد که ببینیم تحت فشار قرار دادن چگونه است ؟ و آیا عقلایی به نظر می رسد؟

موضوع قفل شده است