جمع بندی قرآن و تحت فشار قرار دادن زن برای مهریه

تب‌های اولیه

121 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
قرآن و تحت فشار قرار دادن زن برای مهریه

با سلام و احترام
قرآن و تحت فشار قرار دادن زن برای مهریه :
در قرآن روشهایی برای مرد در نظر گرفته شده است تا مهریه را از همسرش پس بگیرد. در شناسایی و تحلیل نظریاتی که در باب روش های باز پس گیری مهریه بود، به مطلبی بر خوردم.
در آیه 19 سوره نساء می فرماید :
النساء
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِن كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا
ﺍﻱ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ! ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺍﺭﺙ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﺯ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﺣﻠﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ . ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻨﮕﻨﺎ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﮕﺬﺍﺭﻳﺪ ﺗﺎ ﺑﺨﺸﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍ [ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻬﺮﻳﻪ ] ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﭘﺲ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ ، ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﻛﺎﺭ ﺯﺷﺖ ﺁﺷﻜﺎﺭﻱ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﺷﻮﻧﺪ . ﻭ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ . ﻭ ﺍﮔﺮ [ ﺑﻪ ﻋﻠﺘﻲ ] ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﻔﺮﺕ ﺩﺍﺷﺘﻴﺪ [ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺗﻲ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭ ﭘﺴﻨﺪﻳﺪﻩ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﻴﺪ ] ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰﻱ ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ ﺷﻤﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻴﺮ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻲ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﺩﻫﺪ .(١٩)

سوالی که بنده دارم مربوط به این فراز از آیه است :

لَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَة

طبق این آیه گویا مردها مجاز هستند، در صورتی که همسرشان مرتکب کار زشت آشکاری شود، آنها را تحت فشار و تنگنا قرار دهند تا بتوانند لااقل بخشی از مهریه را به دست آورند.

مقصود آیه چیست؟ چگونه میتوان زنی که مصداق فاحشه مبینه است را تحت فشار قرار داد تا مهریه را از دست او خارج کرد؟ چه روشهایی برای در تنگنا قرار دادن قابل استفاده است؟

و اینکه اینکه این مسیر تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ و چه طور عقلانی است؟ برای اینکه بهتر شما را متوجه مقصودم بکنم :
زن دنبال مهریه اش است و در گذشته و در زمان پیامبر عموما در ابتدای امر مهریه به زن داده میشده است. حالا چه طور ممکن است با روشهای حلال و بدون اجبار قانونی ، شخصی را وادار کرد مهریه را پس بدهد؟!
مثلا اگر قرآن میفرمود وقتی زنی مرتکب فحشای مبین شود ، باید بخشی یا تمام مهریه را پس بدهد، سخنی منطقی بود.
اما اینجا قرآن ما را وارد یک نزاع دو طرفه می کند.
به مرد می گوید تو حق داری برای پس گرفتن مهریه، زنت را تحت فشار قرار دهی.
زن هم انسان است ، مهریه را گرفته، احیانا الان که گرفتار فحشای مبین شده نشان میدهد حب دنیا دارد و قرار نیست به آسانی از مهریه بگذرد. خصوصا که مهریه بالا باشد. خصوصا در عصر حاضر که مهریه ها هنگفت و کلان هستند.
آیا چنین برداشتی از آیه قرآن صحیح به نظر می رسد؟!
به شخصه وقتی با این آیه مواجه شدم با خودم می گفتم شاید منظور از استثناء این است که مرد حق دارد بخشی از مهریه را پس بگیرد در صورتی که زن مرتکب فحشای مبین شود.
اما وقتی به جستجو پرداختم گویا برداشت دیگری از آیه شده است و گفته اند مرد حق دارد زن را تحت فشار قرار دهد.

متوجه تفاوت میشوید؟
خیلی خلاصه عرض کنم که برداشت بنده این بود:
مرد حق دارد بخشی را مهریه را پس بگیرد به شرطی که زن مصداق فاحشه مبینه باشد.
اما برداشت دیگران این بود:
مرد حق دارد زن را تحت فشار قرار دهد تا بخشی از مهریه را پس بگیرد به شرطی که زن مصداق فاحشه مبینه باشد.

پس مخلص اینکه دو سوال دارم:
چگونه میتوان زن را تحت فشار قرار داد تا مهریه را پس گرفت؟
آیا چنین راهکاری عاقلانه است؟؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد میقات

[TD][/TD]

بیت المعمور;1025280 نوشت:
پس مخلص اینکه دو سوال دارم:
چگونه میتوان زن را تحت فشار قرار داد تا مهریه را پس گرفت؟
آیا چنین راهکاری عاقلانه است؟

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً وَ لا تَعْضُلُوهُنَ‏ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَنْ يَأْتينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كَثيرا»
اى اهل ايمان! براى شما ارث بردن از زنان در حالى كه خوشايند شما نيستند [و فقط به طمع به دست آوردن اموالشان پس از مرگشان با آنان زندگى مى ‏كنيد] حلال نيست. و آنان را در تنگنا و فشار مگذاريد تا بخشى از آنچه را [به عنوان مهريه‏] به آنان داده‏ ايد پس بگيريد، مگر آن كه كار زشت آشكارى مرتكب شوند. و با آنان به صورتى شايسته و پسنديده رفتار كنيد. و اگر [به علتى‏] از آنان نفرت داشتيد [باز هم با آنان به صورتى شايسته و پسنديده رفتار كنيد] چه بسا چيزى خوشايند شما نيست و خدا در آن خير فراوانى قرار مى ‏دهد.(نساء: 4/ 19)

با سلام و درود

در این زمینه چند نکته عرض می شود:

1. آیه شریفه می فرماید، تحت فشار قرار دادن زن برای گرفتن مهریه، حرام است. این یکی از آداب زمان جاهلیت بوده است، خصوصا وقتی مهریه زن، زیاد و سنگین بوده است؛ لذا قرآن کریم آن را مردود و ممنوع دانسته است.

2. این حکم، یک استثناء دارد؛ بله اگر زنی مرتکب فحشاء (عمل منافی عفت) شد می توانید با سختگیری بر او، او را راضی کنید تا بخشی از مهریه اش را ببخشد و یا پولی به شما بدهد و شما او را طلاق (طلاق خُلع) بدهید.

3. طلاق خُلع آن است که زن به هر دلیلی از ازدواج و زندگی مشترکش راضی نیست می تواند پولی به شوهر می دهد تا شوهر در ازای گرفتن آن پول، به طلاق او رضایت بدهد.

4. آیه شریفه سفارش و توصیه ای به این راه ندارد بلکه فقط حکم جوازش را بیان فرموده است.

5. اگر کسی به تناسب شرائط، راه مشروع دیگری پیدا کرد که مؤثر تر بود در نهی از منکر، می تواند آن را انجام دهد.

6. این سخت گیری بر زن برای پرداخت پول یا مقداری از مهریه، به نوعی جریمه و برای جلوگیری از ارتکاب گناه و نهی از منکر است؛ نه راهی برای خوردن مهریه.

7. ارتکاب به فحشاء باید ثابت و قطعی باشد، نه از روی سوء ظن و شک.

8. این تحت فشار قرار دادن می تواند از طریق سخت گیری و تنگی معیشت، متارکه کردن با همسر، ابراز محبت نداشتن و ترک رابطه زناشویی، اجازه خروج از منزل ندادن، و... باشد.

9. در ادامه آیه فرموده است که با زنان، حُسن معاشرت داشته و به شایستگی رفتار کنید، ولو از برخی رفتارهای آن ها دلخوش نباشید. این دستور (فعل امر به کار رفته) برای جلوگیری از سوء استفاده است.

بنابر این:

برای مقابله و جریمه زنانی که مرتکب فحشاء می شوند و برای نهی از منکر آن ها و جلوگیری از ارتکاب آن گناه، مرد می تواند بر زن سخت گیری (راه های مشروعی مثل بی اعتنایی، بی محبتی، سخت گیری در معیشت، و...)، کند تا زن برای رهایی از این شرائط، مقداری از مهریه اش را ببخشد تا توجه مرد را جلب کند و یا مرد را به طلاق دادن او راضی کند.

در این فرمایش، موردی غیر منطقی و غیر معقول دیده نمی شود زیرا خطای زن، بزرگ و سنگین بوده است و نیاز است تا جریمه خطایش را بپردازد.

البته آیه شریفه برای جلوگیری از هر نوع سوء استفاده مردان، آن ها را به حسن معاشرت، دستور داده است. اینی یکی از حقوق زن است که بر مرد واجب است.

[="Tahoma"][="3"]
بیان تفسیری

كلمه «عضل» به معناى منع و تنگ گرفتن و سختگيرى است و كلمه «فاحشة» به معناى طريقه بسيار زشت و روش بسيار ناپسند است، كه البته بيشتر، استعمالش در عمل زنا است.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏4، ص 404)‏

يكى از عادات نكوهيده مردان در زمان جاهلیت اين بود كه زنان را با وسائل گوناگون، تحت فشار مى ‏گذاشتند تا مهر خود را ببخشند و طلاق گيرند، اين كار مخصوصا بيشتر در موقعى بود كه زن مهريه سنگينى داشت، آيه فوق اين كار را ممنوع ساخته است؛ ولى اين حكم استثنايى دارد و آن اين كه اگر آن ها مرتكب عمل زشت و ننگينى گردند شوهران مى ‏توانند آن ها را تحت فشار قرار دهند تا مهر خود را حلال كرده و طلاق بگيرند و در حقيقت اين كار يک نوع مجازات و شبيه به گرفتن غرامت در برابر كارهاى نارواى اين دسته از زنان است.(تفسير نمونه، ج ‏3، ص 319)

اين كه بعضى به بهانه اين كه يک مقدارى از مهريه زن هاى خود را پس بگيرند، از آن ها دورى می كردند و نزد آن ها نمی رفتند تا زن ها مجبور شوند يا بذل مهر كنند و طلاق خلعى بگيرند يا چيزى از مهريه خود را به آن ها بذل كنند تا آن ها نزدشان بيايند و الفت گيرند؛ اين عمل در شريعت مطهره حرام است و يک دينار از مهريه را حق ندارند از آن ها بگيرند.
بله، یک استثناء هست و این که جايز است عُضلت از آن ها (در صورتى كه آن ها اتيان به فاحشه كنند) براى جلوگيرى از فحشاء و نهى از منكر، نه براى اخذ مهریه.(اطيب البيان فى تفسير القرآن، ج ‏4، ص 40 و 41)[/][/]

جناب بیت المامور

این آیه برای زمانی هستش که مرد چیزی رو دیده ولی نمیتونه اثبات قانونی بکنه

با سلام و احترام

میقات;1025954 نوشت:

2. این حکم، یک استثناء دارد؛ بله اگر زنی مرتکب فحشاء (عمل منافی عفت) شد می توانید با سختگیری بر او، او را راضی کنید تا بخشی از مهریه اش را ببخشد و یا پولی به شما بدهد و شما او را طلاق (طلاق خُلع) بدهید.

3. طلاق خُلع آن است که زن به هر دلیلی از ازدواج و زندگی مشترکش راضی نیست می تواند پولی به شوهر می دهد تا شوهر در ازای گرفتن آن پول، به طلاق او رضایت بدهد.

بنده سوالات و نقدهایی دارم که به مرور عرض خواهم کرد.

این نوع طلاق همانطور که اشاره کردید به نام طلاق خلع دانسته شده است.

اما توجه دارید که در بند 2 گفته اید این حکم فقط یک استثناء دارد.
اما در بند 3 گفته اید طلاقی که زن به هر دلیلی از زندگی ناراضی است.

پس این اولین نقد بنده است.
یک استثناء ( که آن را عمل منافی عفت دانستید )
به هر دلیلی

اینجا سخن قرآن را بپذیریم یا به هر دلیل را؟

میقات;1025955 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]
بیان تفسیری

كلمه «فاحشة» به معناى طريقه بسيار زشت و روش بسيار ناپسند است، كه البته بيشتر، استعمالش در عمل زنا است.(ترجمه تفسير الميزان، ج ‏4، ص 404)‏

41)[/][/][/]

مطلب دوم

قبلا گفتید یک استثناء دارد و آن عمل منافی عفت است.
اما در تفسیر ( که در نقل بالا آورده اید) گفته شده است برای غیر از زنا هم کاربرد دارد.
بعلاوه روایات نیز گویا به این گستردگی معنا فحشای مبین اشاره کرده اند که اختصاصی به زنا ندارد.

این نقد دوم بنده است.

میقات;1025954 نوشت:

زن به هر دلیلی از ازدواج و زندگی مشترکش راضی نیست

وقتی زن خودش راضی به زندگی نیست.. از رابطه با مرد ناراضی است... چه طور منطقی است بگوییم با محبت نکردن او را تحت فشار قرار داده ایم ؟! آن هم به شکلی که راضی به بخشیدن مهریه میشود؟!
زن خیلی راحت می تواند منزل شوهرش را ترک کند و مهریه را مطالبه کند. مرد به حکم دادگاه باید هر ماه سکه به حساب خانم وصول کند. تنها کاری که مرد می تواند انجام دهد این است که نفقه را قطع کند.
خوب در اینجا خانم با پول مهریه بسیار بیشتر از نفقه را به دست می آورد. هیچ فشاری هم از سوی مرد به او وارد نمی شود زیرا اصلا دوست ندارد با مرد زندگی کند.
مرد محبت نمیکند؟! خوب نکند.
حتی زن می تواند در خانه شوهر بماند اما کار خودش را بکند... اینجا مرد است که تحت فشار است نه زن. زن که از خدایش است مرد به او کاری نداشته باشد. باز اگر می گفتید مرد رابطه اجباری با او داشته باشد این فشار منطقی به نظر می رسید....
به هر حال در عصر حاضر خانم ها شیوه اول را می پسندند یعنی خانه شوهر را ترک می کنند و مهریه را مطالبه می کنند...

میقات;1025954 نوشت:

6. این سخت گیری بر زن برای پرداخت پول یا مقداری از مهریه، به نوعی جریمه و برای جلوگیری از ارتکاب گناه و نهی از منکر است؛ نه راهی برای خوردن مهریه.
.

بنگرید اینکه ادعا کنیم این کار جریمه است راحت است.
من هم ادعا می کنم این کار نشان دهنده رابطه بین فحشا و مهریه است. و الا زنی که زنا میکند جریمه اش مشخص است او را در فقه کنونی سنگسار یا اعدام می کنند.
اینجا دیگر زنی در قید حیات نیست که بخواهید او را تحت فشار قرار دهید.
پس باز به بی منطقی و غیر عقلایی بودن این تفسیر از آیه خواهیم رسید.

فرشته برمیگردد;1025970 نوشت:
جناب بیت المامور

این آیه برای زمانی هستش که مرد چیزی رو دیده ولی نمیتونه اثبات قانونی بکنه

سپاس از راهنمایی شما

باید ابتدا نظر کارشناس را بدانم تا طبق همان پاسخ بدهم.
فعلا مبنا را گذاشتم بر فحشای زنا که ثابت شده است.
اگر مقصودشان غیر از این است باید صراحتا مقصودشان را بفرمایند تا طبق همان بحث را پیش ببریم.

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1026030 نوشت:
با سلام و احترام

بنده سوالات و نقدهایی دارم که به مرور عرض خواهم کرد.

این نوع طلاق همانطور که اشاره کردید به نام طلاق خلع دانسته شده است.

اما توجه دارید که در بند 2 گفته اید این حکم فقط یک استثناء دارد.
اما در بند 3 گفته اید طلاقی که زن به هر دلیلی از زندگی ناراضی است.

پس این اولین نقد بنده است.
یک استثناء ( که آن را عمل منافی عفت دانستید )
به هر دلیلی

اینجا سخن قرآن را بپذیریم یا به هر دلیل را؟

با سلام و درود

عرائض بنده در قالب نکات، ترجمه قرآن نیست. ترجمه قرآن را ذیل آیه آورده ام.

این عرائضم برای بیان نکات مقدماتی یا حاشیه ای است تا جوانب مسئله روشن تر شود.

طلاق خلعی که بنده مثال زدم، برای این بود تا روشن شود موضوع عجیب و غریبی نیست بلکه طلاق خلع نیز در این مورد شبیه است که زن چیزی (مالی یا بخشی از مهریه) را به مرد می بخشد تا مرد او را طلاق دهد.

بنابر این، آن چه مربوط به آیه است موضوع ارتکاب فحشاء است.[/][/]

موضوع قفل شده است