جمع بندی سوال در مورد ذکر یونسیه

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
سوال در مورد ذکر یونسیه

با سلام
1) در مورد ذکر یونسیه جایی مطلبی خوندم که منبع رو نمیدونم معتبر هست یا نه . مطلب رو ارسال می کنم لطفا راهنمایی کنید:

در سوالی از مرحوم آيت الله سيد علي قاضي پرسیده اند:
-ذکر یونسیه (لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) چه اثری دارد و آیا باید با اذن استاد باشد؟
پاسخ: بله، باید زیر نظر استاد انجام بگیرد. هم چنین دستور ما و مرحوم جناب شیخ (رجبعلی خیاط) این است که ادامه اش یعنی (فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین) نیز حتماً گفته شود. زیرا گفتن یونسیه بدون فاستجبنا ... عوارض دارد و مردم نمی توانند عوارض و پیامدهای ذکر را که می گوید: "من خطا کارم مرا تنبیه کن" تحمل کنند. خداوند تخفیف داده و در ادامه "فاستجبنا ... " را آورده است. ما هم می گوییم ذکر یونسیه تا "ننجی المومنین" اقدام شود.

2) گفتن ذکر یونسیه برای رفع غم واندوه و حل مشکل تا چند عدد جایز است و در چه زمانی باید گفته شود؟

با تشکر

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"]
[/TD]
کارشناس بحث: استاد بدیع

[TD][/TD]

[/TABLE]

رسانه;1024268 نوشت:
در سوالی از مرحوم آيت الله سيد علي قاضي پرسیده اند:
-ذکر یونسیه (لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) چه اثری دارد و آیا باید با اذن استاد باشد؟
پاسخ: بله، باید زیر نظر استاد انجام بگیرد. هم چنین دستور ما و مرحوم جناب شیخ (رجبعلی خیاط) این است که ادامه اش


با سلام
این سوال و جواب از مرحوم قاضی(ره) نیست. بلکه گفته شده از یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط پرسیده شده است.

رسانه;1024268 نوشت:
گفتن یونسیه بدون فاستجبنا ... عوارض دارد و مردم نمی توانند عوارض و پیامدهای ذکر را که می گوید: "من خطا کارم مرا تنبیه کن" تحمل کنند. خداوند تخفیف داده و در ادامه "فاستجبنا ... " را آورده است. ما هم می گوییم ذکر یونسیه تا "ننجی المومنین" اقدام شود.

«من خطاکارم من را تنبیه کن» به هیچ عنوان ترجمه ذکر و حتی مضمون آن هم نیست. بلکه ترجمه ذکر این است که خدایی جز تو نیست؛ تو از هر عیب و نقصی منزهی و من ظلم (و بدی) کردم. این جمله میتواند به جای اینکه درخواست تنبیه باشد درخواست عفو و گذشت باشد. شان نزول آیه یونسیه نیز همین را تایید میکند. چراکه حضرت یونس(علیه السلام) این ذکر را بعد از اینکه گرفتار شکم ماهی شد بر زبان جاری ساخت و به برکت آن از مشکل رهایی یافت.

رسانه;1024268 نوشت:
هم چنین دستور ما و مرحوم جناب شیخ (رجبعلی خیاط) این است که ادامه اش یعنی (فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین) نیز حتماً گفته شود.

خواندن آیه شریفه به صورت کامل اشکال ندارد اما اینکه به آن الزام و اصرار شود وجهی ندارد. امام صادق(علیه السلام) توصیه کرده اند برای رفع غم و اندوه ذکر یونسیه خوانده شود و تنها همین بخش را به عنوان ذکر بیان کرده اند.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:

«عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اِغْتَمَّ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِين فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي اَلْمُؤْمِنِينَ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ جَلَّ وَ تَقَدَّسَ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اَللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ اَلدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ما شاءَ اَللّهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ اِسْمُهُ يَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالاً وَ وَلَداً فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ مُوجِبَةٌ؛ شگفتم آيد از كسي كه از چهار چيز مي هراسد چرا به چهار چيز پناهنده نميشود! شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمي برد به فرموده خداي عز و جل: حسبنا الله و نعم الوكيل؛ خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبي است. زيرا شنيدم خداي جل جلاله به دنبال آن ميفرمايد: به واسطه نعمت و فضلي كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدي به آنان نرسيد. و شگفتم در كسي كه اندوهناك است چرا پناه نمي برد به فرموده خداي عز و جل: لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين. زيرا شنيدم خداي عز و جل به دنبال آن ميفرمايد: در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مومنين را هم چنين مي رهانيم. و در شگفتم از كسي كه حيله اي در باره او به كار رفته چرا به فرموده خداي تعالي پناه نمي برد: و افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد؛ كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند به حال بندگان بينا است. زيرا شنيدم خداي بزرگ و پاك به دنبالش مي فرمايد خداوند او را از بديهايي كه در باره او به حيله انجام داده بودند نگه داشت. و در شگفتم از كسي كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود به فرمايش خداي تبارك و تعالی: ما شا الله لا قوه الا بالله؛ آنچه خدا خواست همان است و نيرويي جز به ياري خداوند نيست. زيرا شنيدم خداي عز اسمه به دنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مي بيني ولي اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد. كلمه عسي در اين آيه به معناي اميد تنها نيست بلكه به معناي اثبات و تحقق يافتن است»(1)

پی نوشت:
1. من لایحضره الفقیه، ج4، ص392 و 393.

رسانه;1024268 نوشت:
گفتن ذکر یونسیه برای رفع غم واندوه و حل مشکل تا چند عدد جایز است و در چه زمانی باید گفته شود؟

خداوند متعال می فرمایند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيرا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! ذکر خداوند را زیاد بگویید.»(1)

با توجه به این آیه شریفه و شواهد دیگر برای مستحبات از جمله ذکر، هیچ حد و مرز و اندازه مشخصی وارد نشده است. البته افراط و زیاده روی در هر چیزی از جمله عبادت ناپسند است. مثلا نباید آن قدر ذکر گفت که در انسان حالت زدگی و خستگی به وجود آورد و یا به واجبات لطمه بزند.

اینکه گفته شده استاد سلوکی باید مشخص کند که یک ذکر را چقدر تکرار کنیم از این بابت است که همین ملاحظات را رعایت می کند. مثلا توان فرد را در نظر می گیرد تا تعداد زیاد ذکر باعث زدگی او نشود و یا اگر روایت خاصی برای گفتن تعداد مشخصی از اذکار وجود داشته باشد طبق آن عمل شود.

در برخی از نمازها و اعمال عبادی وارد شده از معصومین(علیهم السلام) عدد خاصی برای ذکر و یا سوره ای که در آن باید خوانده شود، نقل شده است که باید رعایت شود. اما در غیر این موارد عدد خاصی مورد نظر نیست. در روایات بر اصل گفتن ذکر یونسیه تاکید شده است اما به عدد خاصی اشاره نشده است. 400 بار گفتن این ذکر در توصیه برخی از اساتید سلوک به برخی از شاگردان آمده است که شاید حداقل تعداد مورد نیاز برای اثر مورد نظر در مسیر سیر و سلوک باشد. البته در گفتن همین مقدار نیز باید فرد ظرفیت خود را در نظر بگیرد و از اثرات تربیتی و تکوینی این اذکار حتی اگر یک بار هم گفته شود غافل نشود.

پی نوشت:
(1) احزاب/ 41.

رسانه;1024268 نوشت:
با سلام
گفتن ذکر یونسیه برای رفع غم واندوه و حل مشکل تا چند عدد جایز است و در چه زمانی باید گفته شود؟

با سلام

تا چهارصد بار برای عموم جایز است! وقت سحر و اوقات استجابت دعاها که در احادیث آمده از بهترین زمانهاست

امام صادق عليه السّلام: دعا در چهار وقت به اجابت ميرسد: قبل از اذان صبح، بعد از طلوع فجر، بعدازظهر و بعد از مغرب

یه نکته هم بگم: بعضی از ماها فقط موقع نماز و حاجت خواستن، یاد خدا هستیم خب با این وضعیت چطور خداوند دعای ما را استجابت کند؟! منظور از یاد خدا فقط ذکر زبانی و.. نیست! عمل صالح و کمک به دیگران و ترک معصیت هم، ذکر عملی است!

بعضی میگویند هر وقت دعا کردند برآورده نشده خب حتما مشکلی از طرف شماست! مثلا اجابت بعضی از دعاها واقعا به صلاح طرف نیست یا گناهی مانع اجابتش شده یا بخاطر بلایا و... هست!

وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
شايد چيزی را ناخوش بداريد و در آن خير شما باشد و شايد چيزی را دوست داشته باشيد و برايتان ناپسند افتد خدا می داند و شما نمی دانيد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : درآمدت را پاك كن تا دعايت مستجاب شود؛ زيرا هرگاه آدمى لقمه اى حرام به دهان خود ببرد تا چهل روز دعايى از او پذيرفته نمى شود .

روايت شده است كه موسى عليه السلام مردى را ديد كه به شدّت زارى مى كند و دستهايش را به سوى آسمان بالا برده، دعا و تضرّع مى كند. پس، خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد : اگر او چنين و چنان هم مى كرد دعايش مستجاب نمى شد ؛ زيرا در شكمش [خوراك] حرام جاى دارد و بر پشتش حرام و در خانه اش حرام .

امام على عليه السلام : گاه چيزى را [از خدا] مى خواهى اما به تو داده نمى شود، و دير يا زود بهتر از آن به تو داده مى شود، يا به خاطر آنچه خير و مصلحت تو در آن است، از برآورده شدن خواسته ات دريغ مى شود ؛ زيرا بسا خواسته اى كه اگر بر آورده شود به نابودى دين تو مى انجامد . پس، چيزى بخواه كه زيبايى و نيكى اش برايت مى ماند و پيامد سوئى ندارد .

امام على عليه السلام ـ در طلبِ باران ـ : بدانيد زمينى كه شما را بر پشت خود حمل مى كند و آسمانى كه بر سرتان سايه گسترده است ، فرمانبردار پروردگارتان هستند و اگر بركت ها ، خود را بر شما ارزانى مى دارند ، بدان سبب نيست كه بر شما دل مى سوزانند يا مى خواهند به شما تقرّب جويند يا از شما اميد خيرى دارند ؛ بلكه خداوند آن دو را فرمان داده كه به شما سود رسانند و آن دو هم اطاعت كرده اند .
خداوند زمين و آسمان را براى حفظ مصالح شما بر پاى داشته و آن دو نيز بر پاى ايستاده اند همانا خداى ، بندگانش را كه اعمال ناشايست مرتكب شوند ، به كاستن ميوه هاشان و نگه داشتن بركت ها از ايشان و فرو بستن گنجينه هاى خير به روى آنان ، مى آزمايد ؛ تا توبه كننده توبه كند، گناهكار از گناه باز ايستد، پند گيرنده پند گيرد و آن كه اراده گناه كرده منزجر شود .
خداوند ، آمرزش خواستن را سبب فراوانىِ روزى و رحمت بر آفريدگان قرار داده ، كه فرمايد : «از پروردگارتان آمرزش بخواهيد ، كه او همواره آمرزگار است * تا آسمان را بر شما بارنده فرستد * و شما را به مال ها و پسران يارى كند و به شما بوستان ها دهد و برايتان جوى ها پديد آورد» . پس خداوند رحمت كند كسى را كه به توبه روى آورد و از خطاهاى خود بخشش طلبد و بر مرگ خود پيشى گيرد [= تداركِ امر آخرت كند] .

باسلام
بنده که عوارضی ندیدم اگه عوارضی داشت لابد اینبار یه گودزیلا نهنگی که یونس رو خورده بود رو غورت می داد!
عوارض نداره اون معنی که کردید اصلا اشتباهه .. این ذکر اینطور معنا نمیشه
ذکر بسیار روح افزایست نمی دونم احتمال می دم در تکرار زیاد بشه در این ذکر خلع بدن کرد .

در دعای عرفه امام حسین ع است دیگه .. میتونیم اینطورم بگیم

لااله الا انت سبحانک انی کنت من الخائفین
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الوجلین ( هراسیده )
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الراجین ( امیدوار )
لااله الا انت سبحانک انی کنت من الراغبین
لااله الا انت سبحانک انی کنت من المهللین ( تهلیل گو )
لااله الا انت سبحانک انی کنت من السائلین
و..

قرائت سوره یس حالت بسط و نشاط به انسان میدهد و شخص اگر صبح بخواند تا شب سرحال و بانشاط است ولی خواندن مثلا هفت بار آیت الکرسی حالت قبض گونه ای میدهد و چه بسا انرژی انسان را بگیرد!

عوالم سوره یس با ایت الکرسی فرق دارد لذا قرائت هر کدام چنین اثرات متفاوتی هم دارد. در خصوص مواردی مثل ذکر یونسیه که در اعداد بالای چهارصد ، ذکر اهل سلوک است باید احتیاط کرد و نباید سرخود هر ذکری را خواند

اذکار عام مانند استغفرالله و صلوات را برای رفع غم و حل مشکلات را بخوانید حتی به اعداد بالای هزار!

پرسش: درباره ذکر یونسیه دو سوال داشتم:

الف: آیا باید (فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین) نیز گفته شود؟ در سوالی از مرحوم آيت الله سيد علي قاضي پرسیده اند: ذکر یونسیه (لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین) چه اثری دارد و آیا باید با اذن استاد باشد؟ پاسخ: بله، باید زیر نظر استاد انجام بگیرد. هم چنین دستور ما و مرحوم جناب شیخ (رجبعلی خیاط) این است که ادامه اش یعنی (فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین) نیز حتماً گفته شود. زیرا گفتن یونسیه بدون فاستجبنا ... عوارض دارد و مردم نمی توانند عوارض و پیامدهای ذکر را که می گوید: "من خطا کارم مرا تنبیه کن" تحمل کنند. خداوند تخفیف داده و در ادامه "فاستجبنا ... " را آورده است. ما هم می گوییم ذکر یونسیه تا "ننجی المومنین" اقدام شود.

ب: گفتن ذکر یونسیه برای رفع غم واندوه و حل مشکل تا چند عدد جایز است و در چه زمانی باید گفته شود؟

پاسخ:
الف:
این سوال و جواب از مرحوم قاضی(ره) نیست. بلکه گفته شده از یکی از شاگردان شیخ رجبعلی خیاط پرسیده شده است.
«من خطاکارم من را تنبیه کن» به هیچ عنوان ترجمه ذکر و حتی مضمون آن هم نیست. بلکه ترجمه ذکر این است که خدایی جز تو نیست؛ تو از هر عیب و نقصی منزهی و من ظلم (و بدی) کردم. این جمله میتواند به جای اینکه درخواست تنبیه باشد درخواست عفو و گذشت باشد. شان نزول آیه یونسیه نیز همین را تایید میکند. چراکه حضرت یونس(علیه السلام) این ذکر را بعد از اینکه گرفتار شکم ماهی شد بر زبان جاری ساخت و به برکت آن از مشکل رهایی یافت.
خواندن آیه شریفه به صورت کامل اشکال ندارد اما اینکه به آن الزام و اصرار شود وجهی ندارد. امام صادق(علیه السلام) توصیه کرده اند برای رفع غم و اندوه ذکر یونسیه خوانده شود و تنها همین بخش را به عنوان ذکر بیان کرده اند.
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:

«عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَسْبُنَا اَللّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ جَلَّ جَلاَلُهُ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اِغْتَمَّ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّالِمِين فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي اَلْمُؤْمِنِينَ وَ عَجِبْتُ لِمَنْ مُكِرَ بِهِ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اَللّهِ إِنَّ اَللّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ جَلَّ وَ تَقَدَّسَ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَوَقاهُ اَللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ عَجِبْتُ لِمَنْ أَرَادَ اَلدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ما شاءَ اَللّهُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ عَزَّ اِسْمُهُ يَقُولُ بِعَقِبِهَا إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْكَ مالاً وَ وَلَداً فَعَسى رَبِّي أَنْ يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِنْ جَنَّتِكَ مُوجِبَةٌ؛ شگفتم آيد از كسي كه از چهار چيز مي هراسد چرا به چهار چيز پناهنده نميشود! شگفتم از آنكه ميترسد چرا پناه نمي برد به فرموده خداي عز و جل: حسبنا الله و نعم الوكيل؛ خداوند ما را بس است و چه وكيل خوبي است. زيرا شنيدم خداي جل جلاله به دنبال آن ميفرمايد: به واسطه نعمت و فضلي كه از طرف خداوند شامل حالشان گرديد باز گشتند و هيچ بدي به آنان نرسيد. و شگفتم در كسي كه اندوهناك است چرا پناه نمي برد به فرموده خداي عز و جل: لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين. زيرا شنيدم خداي عز و جل به دنبال آن ميفرمايد: در خواستش را برآورديم و از اندوه نجاتش داديم و مومنين را هم چنين مي رهانيم. و در شگفتم از كسي كه حيله اي در باره او به كار رفته چرا به فرموده خداي تعالي پناه نمي برد: و افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد؛ كار خود را بخدا واگذار ميكنيم كه خداوند به حال بندگان بينا است. زيرا شنيدم خداي بزرگ و پاك به دنبالش مي فرمايد خداوند او را از بديهايي كه در باره او به حيله انجام داده بودند نگه داشت. و در شگفتم از كسي كه خواستار دنيا و آرايش آن است چرا پناهنده نميشود به فرمايش خداي تبارك و تعالی: ما شا الله لا قوه الا بالله؛ آنچه خدا خواست همان است و نيرويي جز به ياري خداوند نيست. زيرا شنيدم خداي عز اسمه به دنبال آن ميفرمايد اگر چه مرا در مال و فرزند از خودت كمتر مي بيني ولي اميد هست كه پروردگار من بهتر از باغ تو مرا نصيب فرمايد. كلمه عسي در اين آيه به معناي اميد تنها نيست بلكه به معناي اثبات و تحقق يافتن است»(1)

ب: خداوند متعال می فرمایند: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثيرا؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! ذکر خداوند را زیاد بگویید.»(2)

با توجه به این آیه شریفه و شواهد دیگر برای مستحبات از جمله ذکر، هیچ حد و مرز و اندازه مشخصی وارد نشده است. البته افراط و زیاده روی در هر چیزی از جمله عبادت ناپسند است. مثلا نباید آن قدر ذکر گفت که در انسان حالت زدگی و خستگی به وجود آورد و یا به واجبات لطمه بزند.

اینکه گفته شده استاد سلوکی باید مشخص کند که یک ذکر را چقدر تکرار کنیم از این بابت است که همین ملاحظات را رعایت می کند. مثلا توان فرد را در نظر می گیرد تا تعداد زیاد ذکر باعث زدگی او نشود و یا اگر روایت خاصی برای گفتن تعداد مشخصی از اذکار وجود داشته باشد طبق آن عمل شود.

در برخی از نمازها و اعمال عبادی وارد شده از معصومین(علیهم السلام) عدد خاصی برای ذکر و یا سوره ای که در آن باید خوانده شود، نقل شده است که باید رعایت شود. اما در غیر این موارد عدد خاصی مورد نظر نیست. در روایات بر اصل گفتن ذکر یونسیه تاکید شده است اما به عدد خاصی اشاره نشده است. 400 بار گفتن این ذکر در توصیه برخی از اساتید سلوک به برخی از شاگردان آمده است که شاید حداقل تعداد مورد نیاز برای اثر مورد نظر در مسیر سیر و سلوک باشد. البته در گفتن همین مقدار نیز باید فرد ظرفیت خود را در نظر بگیرد و از اثرات تربیتی و تکوینی این اذکار حتی اگر یک بار هم گفته شود غافل نشود.

پی نوشت ها:
1. ابن بابويه، محمد بن على‏(381 ق)‏، من لا يحضره الفقيه، مصحح: غفارى، على اكبر، ج4، ص392 و 393.
2. احزاب/ 41.

موضوع قفل شده است