عذاب کردن ظالم چه نتیجه ای به حال مظلوم دارد؟

تب‌های اولیه

119 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
عذاب کردن ظالم چه نتیجه ای به حال مظلوم دارد؟

سلام

اگر یک ظالم حق مظلومی را بخورد یا وی را به قتل برساند و خداوند در قیامت فرد ظالم را وارد جهنم کند .عذاب این ظالم در آتش جهنم چه کم و زیادی بر مظلوم دارد؟

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"]
[/TD]
کارشناس بحث: استاد عامل

[TD][/TD]

[/TABLE]



بسم الله الرحمن الرحيم


با عرض سلام و ادب


اولا؛ عذاب ظالم نتيجه ظلم اوست و رابطه تكويني بين عمل و عذاب وجود دارد. به همين دليل كسي كه به ديگري ظلم مي كند در وحله اول به خود ظلم كرده: «مَا یأْخُذُ الْمَظْلُومُ مِنْ دِینِ الظَّالِمِ أَکثَرُ مِمَّا یأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ دُنْیا الْمَظْلُومِ»؛ آنچه مظلوم از دین ظالم مي گيرد؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند.(1) و عذابي كه در آخرت گريبانگير او مي شود، عينا همان عملي است كه در دنيا انجام داده است: «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيداً»؛ روزى كه هر كس، آنچه را از كار نيك انجام داده، حاضر مى ‏بيند و آرزو مى‏ كند ميان او، و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانىِ زيادى باشد.»(2) بر اساس اين دست آيات و روايات كه متعدد بوده و دلالت بر تجسم عمل مي كند، رابطه عمل و جزاء يك رابطه تكويني و غيرقابل انفكاك است. بنابراين عذاب گنه كار يا ظالم صرفا براي تشفي خاطر مظلوم نيست تا از عذاب شدن او چيزي نصيب مظلوم شود.


ثانيا؛ بخشي از عذاب ظالم نيز نتيجه رسيدن اعمال خير ظالم به مظلوم و يا كاستن گناهان مظلوم و اضافه شدن انها به ظالم است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در اين رابطه می فرماید: روز قیامت بنده اي می آید در حالیکه از حسنات خود خوشحال است، ناگهان مظلومی سر می رسد و می گوید: خدایا این شخص به من ستم کرده است. مظلوم بابت همان ستم از حسنات وی می گیرد تا اینکه حسنه ای نماند و آنگاه به اندازه همان ستم از گناهان خود به او می دهد، تا جائی که ستمکار وارد آتش می شود.(3) بنابراين قسمتي از نعمات بهشتي مظلوم، متاثر از حسنات كاسته شده ظالم يا اضافه شدن سيئات مظلوم به ظالم است.


پي نوشت ها:
1. حر عاملى، محمد بن حسن، (1409)، تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة، اول، قم، موسسه آل البیت علیهم‌السلام.
2. آل عمران: 30.
3. محمدي ري شهري، محمد، (1422)، ميزان الحكمه، قم، دار الحديث، ج6، ص33.

عامل;1022623 نوشت:
اولا؛ عذاب ظالم نتيجه ظلم اوست و رابطه تكويني بين عمل و عذاب وجود دارد. به همين دليل كسي كه به ديگري ظلم مي كند در وحله اول به خود ظلم كرده: «مَا یأْخُذُ الْمَظْلُومُ مِنْ دِینِ الظَّالِمِ أَکثَرُ مِمَّا یأْخُذُ الظَّالِمُ مِنْ دُنْیا الْمَظْلُومِ»؛ آنچه مظلوم از دین ظالم مي گيرد؛ بیشتر از آن است که ظالم از دنیای مظلوم می ستاند.(1) و عذاب

با سلام

مثلا کسی کودکی را می کشد.در آخرت با عذاب شدن این فرد آیا عمر تلف شده کودک باز میگردد؟

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

بی ادعا;1022676 نوشت:
مثلا کسی کودکی را می کشد.در آخرت با عذاب شدن این فرد آیا عمر تلف شده کودک باز میگردد؟

با توجه به بخش دوم پست سوم، ظالم مسئول جبران مافات از مظلوم است، يا با انتقال اعمال خوب خود و يا با پذيرش اعمال شر مظلوم، بنابراين اگر ظالم عمر كسي را تلف كند، بايد معادل عمري كه مظلوم مي توانست خيرات براي خود جمع كند، يا از زندگي لذت ببرد، به مظلوم بپردازد.
بر همين اساس خداوند در قبال زندگي كه در دنيا تلف شده بايد زندگي مرفهي در آخرت به مظلوم داده و ظالم هم علاوه بر درك باطن عمل خود در آخرت، ثواب اعمال خيرش به مظلوم رسيده و يا جزاي اعمال شر مظلوم را به دوش مي كشد.
بالاخره چيزي از مظلوم تلف نمي شود، چراكه: «ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً»؛‌ هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرونگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است؟! و (اين در حالى است كه) همه اعمال خود را حاضر مى‏بينند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى‏كند.(كهف: 49)[/][/][/]

سلام

عامل;1022807 نوشت:
با توجه به بخش دوم پست سوم، ظالم مسئول جبران مافات از مظلوم است، يا با انتقال اعمال خوب خود و يا با پذيرش اعمال شر مظلوم، بنابراين اگر ظالم عمر كسي را تلف كند، بايد معادل عمري كه مظلوم مي توانست خيرات براي خود جمع كند، يا از زندگي لذت ببرد، به مظلوم بپردازد.
بر همين اساس خداوند در قبال زندگي كه در دنيا تلف شده بايد زندگي مرفهي در آخرت به مظلوم داده و ظالم هم علاوه بر درك باطن عمل خود در آخرت، ثواب اعمال خيرش به مظلوم رسيده و يا جزاي اعمال شر مظلوم را به دوش مي كشد.

باز هم جبران نمیشود
موضوع بازخواست محاکمه یا مجازات و یا تعیین شدت قصور و میزان تخلف نیست
موضوع جبران آثار اعمال و رفتار هست موضوع این نیست که چه کسی و با چه قصدی و با چه میزان تقصیری انجام داده
اینکه بگویید هر کس به میزان توانایی و مقدوراتش محاکمه میشود موضوع تاپیک نیست
در زندگی اجتماعی افراد مستقیم یا غیر مستقیم متاثر ازیکدیگر هستند. افراد نزدیک (خانواده) و ناشناس و بسیار دور چه از بعد مکان و چه افرادی که در گذشته بود ها ند نتایج اعمال و نیات آنها همچنان و تا ابد خاندان یا منطقه و یا حتی جهان را متأثر می کند
فرض بگیریم نان آور یک خانواده از بین میرود و یک خانواده و به تبع آن فرزندان و حتی نوادگان این فرد از فرصتهایی که نان آور میتوانست برای خانواده و یا دودمان خود به جا بگذارد محروم میشوند دچار فقر و فساد و فحشا و یا حتی جلای وطن برای تامین معاش و ... میشوند معاد چه جبرانی برای این خانواده،خاندان،منطقه یا جهان هست؟
تنها فرد از بین رفته که دچار ظلم نشده وابستگان مستقیم یا غیر مستقیم و بسیار فراتر از آن هم هستند
اعمال و رفتار اثر خود را مانند تیر از کمان رها شده میگذارند و پژواک آن مثل یک اثر پروانه ای جهانی را دچار آشوب میکند معاد ،بهشت و دوزخ و حتی قصاص ،انتقام یا جبران چه چیزی را جبران می کنند
فرصتهای آموزش، تامین و ترحم یک مادر یا پدر که برای خانواده یا اطرافیان خود فراهم میکند یا بهروزی یک فرزند میتواند خاندان یا منطقه و یا جهانی را دگرگون کند بهشت با همه گستردگی و دوزخ با همه شدت و مدتش هیچ چیز را جبران نمیکند

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

متحیر;1022834 نوشت:
فرض بگیریم نان آور یک خانواده از بین میرود و یک خانواده و به تبع آن فرزندان و حتی نوادگان این فرد از فرصتهایی که نان آور میتوانست برای خانواده و یا دودمان خود به جا بگذارد محروم میشوند دچار فقر و فساد و فحشا و یا حتی جلای وطن برای تامین معاش و ... میشوند معاد چه جبرانی برای این خانواده،خاندان،منطقه یا جهان هست؟

حق با شماست و گاهي يك عمل خير يا شر ممكن است نسل ها و يا حتي يك ملت را تحت تاثير قرار دهد. گاهي يك رئيس جمهور با يك امضا باعث تحريم مي شود و يك كشور و ملت را تحت تاثير قرار مي دهد. به همين دليل روز حساب پنجاه هزار سال طول مي كشد!(تفسير نور الثقلين، ج4، ص155) بايد تمام تاثيراتي كه عمل انسان داشته مورد بررسي قرار گيرد، حتي يك ناراحتي حداقلي هم به حساب مي ايد و بايد جبران شود...
و البته به همين دليل است كه اين دنيا ظرفيت اجراي عدالت را ندارد و بايد عالم ديگري باشد كه وسعت اين حساب رسي را داشته باشد. اما در اين مورد:

متحیر;1022834 نوشت:
بهشت با همه گستردگی و دوزخ با همه شدت و مدتش هیچ چیز را جبران نمیکند

مگر شما از ظرفيت بهشت و جهنم اطلاع داريد كه با اطمينان مي فرماييد هيچ جبران نمي شود؟!!!
خود خداوند مي فرمايد:وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً (كهف: 49) ريز و درشت اعمال انسان ثبت و ضبط مي شود و در آخرت به او برگردانده مي شود. اينكه محاسبه چنين تاثيراتي براي بشر مشكل يا حتي غير ممكن است، به اين معنا نيست كه خداوند هم قادر به محاسبه آن نيست. در حقيقت نتيجه اي كه شما گرفتيد دچار يك مغالطه شده است و آن غير ممكن بودن جبران است بر اساس استبعاد محاسبه و يا ظرفيت معاد.
اما در اين مورد:

متحیر;1022834 نوشت:
اینکه بگویید هر کس به میزان توانایی و مقدوراتش محاکمه میشود موضوع تاپیک نیست

در بخش دوم بحث كاملا در مورد جبران است، نه قدرت و توانايي ظالم بر جبران. لطفا يك بار ديگر مطالعه بفرماييد.
ظالم خطايي كرده كه تاثيراتي در مظلوم يا اطرافيان او گذاشته است، حالا يا اعمال خيري دارد كه به سبب آنها مي خواسته در رفاه باشد، كه اين مقام او به مظلوم واگذار مي شود و يا چنين اعمالي ندارد و در اين صورت بايد بار گناهان مظلوم را به دوش بكشد. در هر دو صورت، بحث جبران است نه توانايي.[/][/][/]

عامل;1022623 نوشت:

[b] 3



ثانيا؛ بخشي از عذاب ظالم نيز نتيجه رسيدن اعمال خير ظالم به مظلوم و يا كاستن گناهان مظلوم و اضافه شدن انها به ظالم است. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در اين رابطه می فرماید: روز قیامت بنده اي می آید در حالیکه از حسنات خود خوشحال است، ناگهان مظلومی سر می رسد و می گوید: خدایا این شخص به من ستم کرده است. مظلوم بابت همان ستم از حسنات وی می گیرد تا اینکه حسنه ای نماند و آنگاه به اندازه همان ستم از گناهان خود به او می دهد، تا جائی که ستمکار وارد آتش می شود.(3) بنابراين قسمتي از نعمات بهشتي مظلوم، متاثر از حسنات كاسته شدن ظالم يا اضافه شدن سيئات مظلوم به ظالم است.[/b]


[b]. محمدي ري شهري، محمد، (1422)، ميزان الحكمه، قم، دار الحديث، ج6، ص33.

[/b]

با سلام. این اصل در مورد وقتی فرد فاسق یا کافری یک معصوم را بکشد، چگونه عمل می کند؟ از سویی معصوم گناهی ندارد تا به گناهان ظالم اضافه شود و از طرف دیگر، ظالم نیز به دلیل قتل یک معصوم، دچار حبط عمل شده و هیچ ثوابی ندارد که بخواهد به اعمال خیر معصوم اضافه شود(در صورت عدم حبط هم، اعمال خیر یک فاسق مگر چیست که بخواهد با اعمال خیر معصوم، جمع گردد؟) در این شرایط خدا چگونه مسئله را برقرار می کند؟

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

חסר משמעות;1022924 نوشت:
این اصل در مورد وقتی فرد فاسق یا کافری یک معصوم را بکشد، چگونه عمل می کند؟

اولا احباط عمل توسط عمل ديگر مورد قبول اماميه نيست.
ثانيا بخش دوم پاسخ تامين كننده عمده محاكمات اخروي است، نه همه آنها. دليل اصلي خلود در عذاب يا حتي عذاب موقت، همان حقيقت عمل است كه در آخرت تجلي كرده و تجسم مي يابد. البته در مورد ثواب، علاوه بر تجسم عمل، تفضل الهي نيز شامل حال بهشتيان مي شود، اما در مورد جهنميان تنها عمل آنهاست كه سبب عذاب آنها مي گردد. به همين دليل خداوند در مورد اهل بهشت عبارت ارث بردن را به كار مي برد: «الَّذينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فيها خالِدُونَ»؛ (وارثانى) كه بهشت برين را ارث مى‏برند، و جاودانه در آن خواهند ماند! (مومنون: 11) در حديثى از پيامبر گرامى اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين رابطه چنين نقل شده: «ما منكم من احد الا و له منزلان: منزل فى الجنة، و منزل فى النار، فان مات و دخل النار ورث اهل الجنة منزله»؛ هر يك از شما بدون استثنا داراى دو منزل است: منزلى در بهشت، و منزلى در دوزخ، اگر دوزخى شود و وارد جهنم گردد اهل بهشت منزلگاه او را به ارث مى‏برند.(تفسير نمونه؛ ج14؛ ص202)
بنابراين كسي كه پيامبر يا امامي را به شهادت مي رساند، در حقيقت با اين عمل جايگاهي را براي خود در جهنم آماده ميكند كه تجسم عمل اوست.[/][/][/]

سلام

عامل;1022920 نوشت:
مگر شما از ظرفيت بهشت و جهنم اطلاع داريد كه با اطمينان مي فرماييد هيچ جبران نمي شود؟!!!


عامل;1022920 نوشت:
خود خداوند مي فرمايد:وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الْمُجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرَةً وَ لا كَبيرَةً إِلاَّ أَحْصاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً (كهف: 49) ريز و درشت اعمال انسان ثبت و ضبط مي شود و در آخرت به او برگردانده مي شود. اينكه محاسبه چنين تاثيراتي براي بشر مشكل يا حتي غير ممكن است، به اين معنا نيست كه خداوند هم قادر به محاسبه آن نيست. در حقيقت نتيجه اي كه شما گرفتيد دچار يك مغالطه شده است و آن غير ممكن بودن جبران است بر اساس استبعاد محاسبه و يا ظرفيت معاد.
اما در اين مورد:

جناب عامل عزیز بهتر میدانید اختلاف جهان بینی من و شما بر سر دقت و نوع تفسیر نقلیات درون دینی نیست

همانطور که گفتم: مسئله دقت در محاسبه قصور و یا میزان رأفت یا شدت در تعیین حکم (قیامت ) وسعت دلجویی (بهشت) یا شدت مجازات (دوزخ) افراد نیست. آنها را به فرض میپذیرم و به عنوان یک بحث درون دینی واگذار به صحت نقلیات دینی میکنم
اشکال اینجانب بر جبران ناپذیری آثار اعمال هست.
هر عمل یا رفتاری ( اعم از کمترین چیزی که به ذهن ما میرسد: مثل رعایت ادب و ترحم در یک نگاه ، مکث در پشت چراغ راهنمایی تا قتل و غارت یا از بال زدن یک پروانه تا فرمان به جنگ و قتل عام و غیره )با وقوع خود باعث واکنش های مستقیم و غیر مستقیم بر خیل جهانیان میشود .
وقوع یا عدم وقوع هر فعل و شدت وقوع هر فعل هر کدام موجب سناریو های بسیار زیادی میشود که اگر در خیل اعمال جهانیان و طول مدت زندگی بشر نگاه کنیم جهان سرنوشت های بسیار متفاوتی به خود میگرفت که امکان داشت در هریک از سناریوها افراد با خلقیات بسیار گوناگون و یا متضاد بودند . حتی بدنیا نمی آمدند یا زودتر و دیرتر از دنیا میرفتند. تعداد این سناریوها از حد و اندازه و محاسبه بیرون هست و به بیشمار افراد مختلف میرسد که عقلا و منطقا احتمال هستی یافتن هر کدام از این سناریوها ناممکن و ناشدنی هست پس چگونه میتوان در معاد جبران مافات و سوء اثر آمال را ممکن دانست؟
برای تقریب ذهن شما از نقلیات درون دینی شما استفاده میکنم تا ببینید سناریوهای مختلف ناشی از وقوع اعمال چگونه میتوانست جهان را به چیزهای دیگری تبدیل کند. چگونه جهان و افراد سرنوشتهای بسیار متفاوتی میگرفتند!
در قصه آدم و حوا اگر آدم بر تبعیت از دستور خدا میماند چه میشد؟
اگر قابیل اقدام به قتل هابیل نمی‌کرد یا اینکه اقدام او تنها منجر به زخمی شدن هابیل میشد یا در نزاع قابیل کشته میشد، نه هابیل؛ جهان چگونه بود؟
اگر قوم نوح همچون قوم یونس پشیمان میشدند و ایمان می آوردند چه میشد؟
اگر صحابه بر خلافت بلافصل امام علی پایبند بودند چه میشد؟
اگر سرنوشت جنگ صفین در میدان جنگ، نه با حکمیت خاتمه می یافت، چه میشد؟
و هزاران نه! بلکه میلیاردها! که نه بیشمار، اما و اگرها اتفاق نمی افتادند؛ یا با شدت کمتر یا بیشتر اتفاق می افتادند .! هر کدام از احتمالها منجر به جهان یا مردمان گوناگون میشد که هریک هم مانند جهان ما با شدن و نشدن افعال، دچار سناریوهایی بسیار گسترده و بیشمار میشدند!!!
احتمال این سناریوهای بیشمار، عملا غیرقابل محاسبه هست حتی با وجود هر روز پنجاه هزار سال یا پنجاه میلیارد سال یا حتی فرصت بینهایت در دقت قیامت!!
نه اینکه کسی بخواهد در امر عدالت قصور کند ! گنجایشی برای اجرای عدالت و جبران مافات در هیچ جا وجود ندارد حتی با مدد از جاودانگی در بهشت و یا شدت عذاب در دوزخ چون هر سناریو احتمالات محدود ندارد هیچ محدودیتی برای احتمال ها نیست!
جبران کوچکترین اعمال ما عملا نشدنی هست. چون دایره نفوذ آثار افعال ایستا نیست

(تنها به فرد یا افراد مقابل بسنده نمی شود)که قابل محاسبه باشد !.
آثار افعالی که از جانب یک فاعل در جهان سر می زند تنها شامل یک مفعول یا معدود افراد یا اشیاء که در مواجهه مستقیم با فعل هستند نمی شود. حتی آثار یک فعل محدود به دوره خاص از زمان نمی شود. پژواک اثر یک فعل سرتاسر جهان را در می نوردد و بر همه چیز اثر می گذارد
هر فعلی(کوچک یا بزرگ) به خاطر اثر پروانه ایش، جهانی را به آشوب میکشد.
تنها یک معاد جبران هر چیزی نمی تواند باشد.
به بی نهایت معاد احتیاج هست. در بینهایت معاد افراد ثابت نیستند و هویت هر شخص به بینهایت چهره و هویت ختم میشود؛ که هر کدام شدت سعادت و قساوت بسیار متفاوت و متضاد دارند.

سلام.
آیا فرقی بین فردی که از روی وسوسه با فردی که با عناد و دشمنی ظلم می کند نیست ؟
تکلیف افرادی که پشیمان می شوند و چه توان جبران داشته باشند چه نداشته باشند چه می شود ؟