جمع بندی تمثلات من در راه تهذیب نفس

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تمثلات من در راه تهذیب نفس

یا الله یا هو

سلام و عرض ادب

من چند وقتی هست که وارد جرگه سیرو سلوک شدم و مراقبه های ضعیفی رو
انجام میدم یعنی در حد قابل قبول نیست برا خودم

یک چیز فکرمو به خودش مشغول کرده اون هم اینکه چند بار وقتی از عمق وجودم به خدا فکر
میکردم قیافه ی شخصی که میشناسمش برام تمثل پیدا کرد

ایا این تمثل نشان دهنده این هست که من شرک اوردم ؟ چون اون قیافه قیافه ی شخصی بود که دوستش داشتم
ولی وقتی به خدا فکر میکردم کاملا در حالت اخلاص و صدق قرار داشتم...(یعنی اینطور نیست که من فکر اون شخص رو ملکه ی خیالاتم و فکرم کنم)
و حتی سعی کردم اون تمثل رو رد کنم ولی نشد که نشد , مراقبه ام رو بهم زد
این یعنی چی؟

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"]
[/TD]
کارشناس بحث: استاد حافظ

[TD][/TD]

[/TABLE]

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال:
چند بار وقتی از عمق وجودم به خدا فکر
میکردم چهره شخصی که او را می‌شناختم در نزدم تداعی شد

ایا این تمثّل نشان دهنده رسوخ شرک در جان من است؟

پاسخ:
خیر، این تمثل - تداعی خداوند به صورت شخصی خاص در نزد مخیله انسان- نشانه‌ی شرک نیست؛
زیرا این حالت در برخی تمثلاتی که در عالم رؤیا رخ می‌دهد نیز اتفاق می‌افتد.

این صورت‌گری به دلائلی توسط قوه خیال متصل انجام می‌شود.

مشابه این صورتگری آنجاست که گاهی وقتی می‌خواهند خبری و یا بشارتی در عالم رؤیا به شخصی بدهند، به دلیل نزاهت و طهارت شخصی خاص - مانند امام جماعت مسجد یا استاد درس اخلاق یا درس عرفان- مطلب از زبان آن شخصِ خاص القاء می‌شود.

این به این معنا نیست که آن شخص نهایی‌ترین مقربان درگاه خداوند است بلکه به دلیل جایگاهی است که وی در نزد ما به عنوان یک انسان و بنده‌ی متقی و پرهیزگار پیدا کرده است و باز این به این معنا نیست که شما گرفتار شرک هستید.

همانطور که بنا بر نقل تاریخی، جبرئیل برای نزول وحی بر پیامبر صلی‌الله علیه وآله، گاهی به صورت شخصی به نام دحیه کلبی - از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله - نازل می‌شد.[1]

خلاصه:
این تمثل - تداعی شدن خدا به صورت شخصی خاص در نزد قوه خیال انسان- به وزان تمثلاتی است که غالبا در رؤیاهای صادقه رخ می‌دهد؛ و این به دلیل نزاهت و قداستی است که شخص تداعی شده -متمثَّل- در نزد پرسشگر دارد و نشانه‌ی رسوخ کفر و شرک در دل انسان نیست.

منابع
[۱]. ابن سعد، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت: دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۸ق، چ دوم، ج۴، ص۲۲۷ و ۴۱۰.

موضوع قفل شده است