جمع بندی شبهه در مورد روایات شق القمر

تب‌های اولیه

65 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
شبهه در مورد روایات شق القمر

سلام. به گزاره ذیل توجه فرمایید:

«شبهه: هیچ روایت صحیح السندی در منابع شیعه، به شق القمر اشاره ندارد.»

سؤال: آیا گزاره فوق درست است؟

-اگر درست نیست، بفرمایید کدام روایت(ها) در منابع شیعی با سند صحیح به شق القمر اشاره دارند. خواهشمندم برای اثبات صحت سند، چنانکه در مباحث حدیثی مرسوم است، یا بفرمایید کدام عالم بزرگ صحت حدیث را تأیید کرده و یا بفرمایید سلسله راویان روایت را ذکر کنید و با آدرس دهی به کتب رجالی، وثوق راویان را ثابت فرمایید.

-اگر درست نیست، لطفاً بفرمایید چگونه می توان به امری را با یقین، معجزۀ پیامبر دانست(و به قول بسیاری از علما از جمله آیت الله مکارم شیرازی آنرا متواتر نامید) در حالی که حتی یک روایت صحیح السند هم به آن اشاره ندارد؟

با تشکر


با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد عمار

با سلام و ادب
در این رابطه اجمالا مستنداتی را ذکر و چون قبلا مفصل در همین رابطه بحث شده است لینک داده و مطالعه کنید:

بسیاری از علما نسبت به این واقعه ادعای اجماع(1) یا تواتر(2) روایات و یا حداقل استناضه (3) نموده‌اند.

این حدیث با اندکی اختلاف، در کتب مختلف شیعه و سنی آمده است. در کتاب‌های شیعه، با اسناد مختلف در امالی شیخ طوسی(4) (ره)، تفسیر قمی (ره)،(5) تفسیر تبیان(6) و تفسیر کبیر منهج الصادقین(7) و ... و در کتب اهل سنت با اسناد مختلف در تفسیر در المنثور،(8) تفسیر کشاف،(9) تفسیر طبری،(10) و ... مطرح شده است.

1- اجماع یعنی اتفاق‌نظر علما در حدی که کشف از نظر معصوم (ع) نماید و از جمله کسانی ‌که نقل اجماع کرده است: طبرسی، فضل بن حسن، تحقیق: لجنة من العلماء و المحققین الاحصایین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات 1415ق، چاپ اوّل، ص 310.
2- تواتر در روایات یعنی روایات در حدی باشد که احتمال تبانی بر کذب یا خطا و لغزش منتفی باشد. از جمله کسانی‌که مدعی تواتر است: سید شریف در شرخ المواقف و ابن السبکی در شرح المغتصر به نقل از کتاب زیر است: الآلوسی، سید محمود، تفسیر روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، مصحح: محمد احمد الأمد و عمرعبد السلام السلامی، بیروت، دارالاحیاء، التراث العربی، چاپ جدید، ج27، ص 105.
3- خبر مستفیض یک قسم از خبر واحد است که تعداد آن از سه نفر به بالا باشد و کمتر از حد تواتر باشد. علامه طباطبایی مدعی استفاضه این خبر است. طباطبائی، سید محمد حسینی؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، 1391ق، چاپ سوم، ج19، ص 60.
4- طوسی، محمد بن حسی؛ الأمالی، تحقیق: قم، الدراسات الاسلامیه، مؤسسه البعثة، قم، دارالتفافة، 1414ق، چاپ اوّل، ص 341.
5- قمی، علی بن ابراهیم؛ تفسیر القمی، تصحیح: سید طیب موسوی جزایری، نجف نشر المهدی (عج)، 1387ق، ج2، ص 341.
6- طوسی، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، مصحح: احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، مؤسسه الاعملی للمطبوعات، 1385ق، ج9، ص 441.
7- کاشانی، فتح‌الله؛ تفسیر کبیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، پاورقی: میرزا ابوالحسن شعرانی، تهران، اسلامیه، 1344ش، چاپ دوم، ج9، ص 98.
8- سیوطی، جلال الدین، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، مصصح: شیخ نجدت نجیب، بیروت، دارالاحیاء للترات العربی، 1341ق، چاپ اوّل، ج7، ص 510.
9- الزمخشری، محمود بن عمر، الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل، بیروت، دارالکتب العربی، ج4، ص 431.
10- الطبری، محمد بن جریر؛‌ جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دارالمعرفة، 1400ق، چاپ 4، ج27، ص 50.

این دو لینک مفصل این بحث را مطرح و پاسخ به سوالات پیرامونش داده شده است:

http://www.askdin.com/showthread.php?t=46821
http://www.askdin.com/showthread.php?t=30956

عمار;924967 نوشت:
این دو لینک مفصل این بحث را مطرح و پاسخ به سوالات پیرامونش داده شده است:

http://www.askdin.com/showthread.php?t=46821
http://www.askdin.com/showthread.php?t=30956

با سلام. از لینک و توضیحاتی که ارائه کردید، سپاسگزارم، ولی سؤال در این موارد پاسخ داده نشد. سؤالم این بود: آیا حدیث صحیح السند برای شق القمر در منابع شیعه داریم؟ اگر داریم مثالی بزنید؛ و اگر حدیث صحیح السندی در این زمینه نداریم، چگونه این امر یک واقعه معتبر تاریخی است؟


חסר משמעות;924969 نوشت:
و اگر حدیث صحیح السندی در این زمینه نداریم، چگونه این امر یک واقعه معتبر تاریخی است؟

با سلام مجدد
لینک ها رو مطالعه می فرمودید روایات ذکر شده است. اگر هم روایات صحیح نباشند عرض کردیم مشهور و متواتر می باشد که همین کافی است برای پذیرش این معجزه.

و همچنین علامه طباطبایی(ره) در بحث روایی مربوط به آیات آغازین سوره قمر می‌گوید: «ورد انشقاق القمر لرسول الله(صلی الله علیه و آله)فی روایات الشیعة عن ائمة اهل البیت(علیهم السلام)کثیراً و قد تسلّمه محدّثوهم و العلماء من غیر توقّفف(1) جریان "شکافته شدن ماه"توسط رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در روایات شیعه از ائمه اهل‌بیت(علیهم السلام)از طریق شیعه وارد شده، و علما و محدثان شیعه نیز بدون تردید آن را پذیرفته‌اند.»

1. تفسیر المیزان، ج 19، ص 59.

عمار;925004 نوشت:

با سلام مجدد
لینک ها رو مطالعه می فرمودید روایات ذکر شده است. اگر هم روایات صحیح نباشند عرض کردیم مشهور و متواتر می باشد که همین کافی است برای پذیرش این معجزه.

و همچنین علامه طباطبایی(ره) در بحث روایی مربوط به آیات آغازین سوره قمر می‌گوید: «ورد انشقاق القمر لرسول الله(صلی الله علیه و آله)فی روایات الشیعة عن ائمة اهل البیت(علیهم السلام)کثیراً و قد تسلّمه محدّثوهم و العلماء من غیر توقّفف(1) جریان "شکافته شدن ماه"توسط رسول خدا(صلی الله علیه و آله)در روایات شیعه از ائمه اهل‌بیت(علیهم السلام)از طریق شیعه وارد شده، و علما و محدثان شیعه نیز بدون تردید آن را پذیرفته‌اند.»

1. تفسیر المیزان، ج 19، ص 59.

سلام. مطالب دو لینک مورد نظر را پیش از بیان سؤال، پرسیده بودم و پرسشگر یکی از دو لینک هم خودم بوده ام. ما در وهله اول این سؤال را در بخش حدیث مطرح کردیم که بتوانیم بدون اما و اگر بگوییم که آیا در منابع شیعی حدیثی صحیح السند بر شق القمر هست یا خیر. اینکه می فرمایید: «اگر هم روایات صحیح نباشند...» باعث می شود همچنان سؤال بی پاسخ بماند. آیا علمای شیعه هیچ حدیث صحیح السندی را نمی شناسند که به شق القمر دلالت کند؟

و اینکه فرمودید: «اگر هم روایات صحیح نباشند عرض کردیم مشهور و متواتر می باشد که همین کافی است برای پذیرش این معجزه.» برای بنده قدری ثقیل است، که اگر مسئله ای روایت صحیح ندارد، چگونه به حدّ تواتر می رسد؟ یک مثال می زنم: فرض کنید امروز هزار نفر جمله ای را به حضرت رسول نسبت بدهند. خب هزار نفر که تبانی بر دروغ نمی کنند، ولی آیا شما قبول می کنید که روایت مرسل این افراد از رسول خدا، بدون هیچ سلسله روات قابل اعتمادی، به حد تواتر رسیده است؟ لطفاً توضیح بفرمایید که علما و محدثان شیعه، اگر شق القمر حتی یک روایت صحیح نداشته باشد، چگونه آنرا بدون تردید پذیرفته اند.

متشکرم

با سلام
منظور از جمله اگر صحیح نباشد طبق دیدگاه بعضی از علما و الا عرض کردیم وقتی ادعای تواتر و یا علامه می فرماید تردید نیست پس صحیح می دانند.

از سند روایات تعبیر به تواتر شده است (احکام القرآن ، ج5 ، ص 298 ; تقریب المعارف ، ص 110 ; الاقتصاد الهادى إلى طریق الرشاد ، ص 181 ; المنقذ من التقلید ، ج1 ، ص 492 ، ابن السبکی به نقل از روح المعانى ، ج14 ، ص 74 ; البدایة والنهایة ، ج6 ، ص 77 ; تفسیر القرآن العظیم (ابن کثیر) ، ج4 ، ص 261 ; شرح المواقف ، ج7 ، ص 256 ; السیرة الحلبیة ، ج1 ، ص 493 ; فى ظلال القرآن ، ج6 ، ص 3425 ; التفسیر الوسیط للقرآن الکریم ، ج26 و 27 ، ص 121 ; الأمثل فى تفسیر کتاب اللّه المنزل ، ج17 ، ص 293).

منابع ذکر شده رجوع کرده و ببینید. بنده شخصا نظری پیرامون روایات ندارم و به همین نقل قول اکتفا می کنم.

سلام
شنیدید که میگن شعر سعدی بر سردر سازمان ملل حک شده؟
خب خیلی از مردم معتقدند که شعر "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." بر سردر سازمان ملل حک شده و حتی در کتابهای درسی هم این موضوع اومده. اما صحت نداره.
خیلی چیزها به طور گسترده در جامعه پذیرفته میشن و حتی از طرف تعداد زیادی از علما هم نقل میشن، اما ممکنه منشا برخی از این نقل قولها در نهایت به یک شایعه برگرده.

به هر حال طبق چیزی که در روایت ذکر شده، فقط پیامبر و چند تا از مشرکان قریش به طور مستقیم دو نیم شدن ماه را دیدند. کدام یک از شاهدان، این روایت را برای دیگران نقل کرده؟ از اونجایی که هدف از معجزه اثبات نبوت پیامبر است، ما نمی تونیم صداقت پیامبر و ائمه را به عنوان یک پیشفرض در اثبات وقوع معجزه در نظر بگیریم وگرنه دچار دور منطقی می شویم. (اگر نبوت پیامبر اثبات شود، صداقت پیامبر و ائمه و همچنین علم غیب ائمه هم اثبات می شود. هدف از بررسی وقوع معجزه اثبات نبوت پیامبر اسلام است و نمی توان آن را به عنوان یک پیشفرض در نظر گرفت)

جای سوال هست که اگر ماه به خاطر ایمان آوردن مردم به دو نیم شد، چرا طوری دو تکه اش به هم وصل شده که شفاف خوردن ماه قابل اثبات نباشد؟ اگر شکاف ماه باقی می ماند می تونست برهانی برای مردم قرن حاضر نیز باشد و دیگه نیازی به ساخت شایعه اش وجود نداشت.


سعدی شیرازی;925259 نوشت:
خب خیلی از مردم معتقدند که شعر "بنی آدم اعضای یک پیکرند ..." بر سردر سازمان ملل حک شده و حتی در کتابهای درسی هم این موضوع اومده. اما صحت نداره.
خیلی چیزها به طور گسترده در جامعه پذیرفته میشن و حتی از طرف تعداد زیادی از علما هم نقل میشن، اما ممکنه منشا برخی از این نقل قولها در نهایت به یک شایعه برگرده.

با سلام
قیاس درستی نیست .
افراد و منابعی که این موضوع رو نقل کردند باید بررسی و دید چقدر مستند بودند. صرف نقل موضوعی و رد آن دلیل نمی شود شق القمر که دلایل متعدد و معتبر و مستند دارد را هم منکر شد.

سعدی شیرازی;925259 نوشت:
به هر حال طبق چیزی که در روایت ذکر شده، فقط پیامبر و چند تا از مشرکان قریش به طور مستقیم دو نیم شدن ماه را دیدند. کدام یک از شاهدان، این روایت را برای دیگران نقل کرده؟ از اونجایی که هدف از معجزه اثبات نبوت پیامبر است، ما نمی تونیم صداقت پیامبر و ائمه را به عنوان یک پیشفرض در اثبات وقوع معجزه در نظر بگیریم وگرنه دچار دور منطقی می شویم. (اگر نبوت پیامبر اثبات شود، صداقت پیامبر و ائمه و همچنین علم غیب ائمه هم اثبات می شود. هدف از بررسی وقوع معجزه اثبات نبوت پیامبر اسلام است و نمی توان آن را به عنوان یک پیشفرض در نظر گرفت)

دو لینک داده شده را مطالعه کنید.

سعدی شیرازی;925259 نوشت:
جای سوال هست که اگر ماه به خاطر ایمان آوردن مردم به دو نیم شد، چرا طوری دو تکه اش به هم وصل شده که شفاف خوردن ماه قابل اثبات نباشد؟ اگر شکاف ماه باقی می ماند می تونست برهانی برای مردم قرن حاضر نیز باشد و دیگه نیازی به ساخت شایعه اش وجود نداشت.

مگر شکافته شدن دیوار کعبه توانست برهانی برای مخالفین باشد؟
مردم معجزه شکافته شدن دریا و ناقه صالح و .... را دیدند و ایمان نیاورده . اگر هم اینطور بود که می فرماید باز هزاران توجیح بود که می کردند.

سلام
کدام یک از راویان از نزدیک شاهد شکاف خوردن ماه بوده اند؟

موضوع قفل شده است