جمع بندی ازدواج و تجرد حضرت عیسی (ع) در قرآن

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ازدواج و تجرد حضرت عیسی (ع) در قرآن

سلام میشه توضیحی راجب آیاتی که مجرد بودن و ازدواج نکردن حضرت عیسی رو اثبات میکنن بدین ؟!من آنچه در رمز داوینچی مطرح شده رو قبول ندارم اما میخواستم برا کسانی که قبول دارند دلیلی منطقی بیارم که جواب خوبی پیدا نکردم

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد میقات

[="Tahoma"][="3"]با سلام و درود

در ابتدا چند نکته بیان می شود:

1. در قرآن کریم آیه ای دال بر ازدواج کردن حضرت عیسی (علیه السلام) نداریم، البته این خود می تواند دلیلی باشد بر مجرد بودن ایشان؛ زیرا اگر ایشان ازدواج کرده و متاهل بود، قرآن کریم آن را مطرح می کرد تا در این زمینه روشنگری شده و پاسخی باشد برای کسانی که به دنبال رهبانیت و ترک ازدواج بودند.

2. روایاتی داریم که بیان می کنند حضرت عیسی (علیه السلام) ازدوج نکرده و مجرد بوده اند. امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه پس از معرفی زندگی زاهدانه حضرت عیسی، می فرمایند: «...وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ‏ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ‏ وَ لَا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ يَلْفِتُه‏...»؛ نه زنى داشت كه او را فريفته خود كند، نه فرزندى كه او را به غصّه بنشاند، نه ثروتى كه او را از آخرت بازدارد.(نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 160)

3. طبق گواهى تاريخ، حضرت مسيح (علیه السلام) هیچ گاه ازدواج نكرد، اما اين اصلا به خاطر مخالفت ایشان با ازدواج نبود، بلكه عمر كوتاه مسيح، به اضافه اشتغال مداوم او به سفرهاى تبليغى به نقاط مختلف جهان، به او اجازه اين امر را نداد.(تفسير نمونه، ج ‏23، ص 390)

4. ازدواج، مطلوب و پسندیده است ولی واجب نیست لذا وقتی کار مهم تری انسان را از ازدواج باز دارد، ترک آن اشکال ندارد. مسئولیت و اهمیت کار حضرت عیسی (علیه السلام) از پرداختن به ازدواج، مهم تر بوده لذا ازدواج می شود مهم و آن مسئولیت و انجام رسالت می شود اهم؛ حضرت عیسی نیز آن امر اهم را بر ازدواج که مهم بوده است مقدم کرده اند.

لازم به ذکر است که تشخیص مهم و اهم با خود حضرت عیسی (علیه السلام) است و باید توجه داشت که ایشان پیامبر خدا و معصوم بوده اند.[/][/]

ازدواج نکردن حضرت عیسی (علیه السلام)

اما این که چرا حضرت عیسی (علیه السلام) ازدواج نکردند را می تواند به صورت احتمال هایی بیان کرد:

احتمال اول: دوری از دنیا طلبی حاکم بر جامعه

در زمان حضرت عیسی (علیه السلام) گرایش افراطی مردم به شهوات زیاد بوده و برای تعدیل این افراط، حضرت عیسی (علیه السلام) می ‌بایست زندگی زاهدانه ای را در پیش می ‌گرفتند تا این افراطی گری مهار شود.

امام علی (علیه السلام) زندگی زاهدانه عیسی (علیه السلام) را این گونه ترسیم می کنند:
«و اگر خواهى از عيسى بن مريم (عليه السّلام) بگويم، كه سنگ را بالش خود قرار مى‏ داد، لباس پشمى خشن به تن مى ‏كرد و نان خشک مى ‏خورد. نان خورش او گرسنگى و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمين بود. ميوه و گل او سبزيجاتى بود كه زمين براى چهارپايان مى ‏روياند. زنى نداشت كه او را فريفته خود سازد، فرزندى نداشت تا او را غمگين سازد، مالى نداشت تا او را سرگرم كند و آز و طمعى نداشت تا او را خوار و ذليل نمايد. مركب سوارى او دو پايش و خدمتگزار وى، دستهايش بود.»(نهج البلاغه، خطبه 160، ترجمه دشتی)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده:
«قِيلَ لِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع: مَا لَكَ لَا تَتَزَوَّجُ؟ فَقَالَ: وَ مَا أَصْنَعُ بِالتَّزْوِيجِ. قَالُوا: يُولَدُ لَكَ. قَالَ: وَ مَا أَصْنَعُ بِالْأَوْلَادِ، إِنْ عَاشُوا فَتَنُوا وَ إِنْ مَاتُوا أَحْزَنُوا»
به عیسی بن مریم گفته شد: چرا ازدواج نمی‌ کنی؟ فرمود: برای چه ازدواج کنم؟ گفتند: تا دارای فرزند شوی. فرمود: فرزند به چه کارم آید، اگر زنده بمانند (والدین را) مبتلا می ‌سازند و اگر بیمرند (والدین را) محزون سازند.(من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 558)

نکته این روایت، دلبسته زن و فرزند نبودن است؛ دلبستگی ای که انسان را از امر مهمتری که حرکت در مسیر سعادت و کمال است باز می دارد و او را مشغول به دنیا کرده و از آخرت غافل می سازد.
جامعه زمان حضرت عیسی، به طور افراطی به این مبتلا شده بود.

احتمال دوم: عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی

حضرت عیسی (علیه السلام) را مسیح می نامند. نامگذاری مسیح به خاطر سیاح بودن ایشان است. سیاحت یعنی سیر کردن زمین برای عبادت و منقطع شدن از خلق.(لسان العرب، ج 2، ص 492)

زبیدی در «تاج العروس» علاوه بر بیان معنای فوق برای سیاح، یکی از مصادیق آن را حضرت عیسی بیان می کند: «و منه‏ المَسيح‏ عيسى‏ بنُ مَريمَ‏ عليهما السّلام. في بعض الأَقاويل، كان يَذهبُ في الأَرض، فأَيْنَما أَدرَكَه اللَّيْلُ صَفَّ قَدَميْه و صَلَّى حتّى الصّباحِ»؛ و از آن، مسیح عیسی بن مریم (علیهما السلام) است. طبق برخی نقل ها، او سیر می کرد در زمین و هر موقع شب می شد، به عبادت و نماز می ایستاد و تا صبح عبادت می کرد.»(زبیدی، تاج العروس، ج 2، ص 4، ص 98)

سیاح بودن حضرت مسیح، از روایتی هم که امام علی (علیه السلام) در توصیف زندگی زاهدانه حضرت عیسی (علیه السلام) بیان فرموده اند، مشخص است: «نان خورش او گرسنگى و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمين بود.»(نهج البلاغه، خطبه، 160)

بنابر این، شرائط زندگی حضرت عیسی (علیه السلام) به گونه ای بوده که امکان ازدواج و تشکیل خانواده را از ایشان گرفته بود.

احتمال سوم: تفاوت مراتب کمال در پیامبران

فیض کاشانی به گونه ای دیگر، پاسخ این موضوع را داده‎؛ ايشان به مراتب کمال پیامبران، اشاره و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که توانسته اند بین ازدواج و بین عبادت و رسیدن به اوج قله های معنویت، جمع کنند را برترین پیامبران دانسته؛ ایشان چنین می آورد:
اگر بگويى: چرا حضرت عيسى (علیه السلام) با وجود فضيلت نكاح، ازدواج نكرد؟ و از طرفى اگر فراغت براى عبادت خداى تعالى بهتر است، پس چرا پيامبر (صلی الله علیه و آله) چندين همسر گرفت؟ بدان كه در مورد كسى كه قدرت و توانايى دارد و داراى علوّ همّت است و هيچ چيز او را از ياد خدا باز نمى ‌دارد، بهتر آن است كه هر دو را انجام دهد.
رسول خدا به دليل داشتن قدرت، فضيلت عبادت و ازدواج را با هم تلفيق كرد ... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مقام والايى كه داشت، امور اين دنيا او را از حضور قلب نسبت به خداى تعالى باز نمى ‌داشت.
... امّا عيسى (علیه السلام) راه حزم و تدبير را پيشه كرد نه راه قدرت و توان را، و نسبت به نفس خود جانب احتياط را پيش گرفت و شايد حال آن حضرت چنان بود كه سرگرمى به زن و فرزند در او مؤثر مى ‌شد و يا كسب حلال با وجود آن ها غير ممكن بود و يا آن كه جمع بين ازدواج و آمادگى براى عبادت در آن حال امكان نداشت؛ از اين رو فراغت براى عبادت را انتخاب كرد.
در هر حال آنان به اسرار كارهاى خود و احكام روزگار خويش راجع به كسب هاى درست و خصلت هاى زنان و سود و زيان ازدواج براى كسى كه تزويج مى ‌كند، آگاه ترند و چون احوال اشخاص متفاوت است به حدى كه براى بعضى ازدواج كردن و براى بعضى ازدواج نكردن بهتر است.
بنابراين، شايسته است كه ما كارهاى انبياء (علیهم السلام) را در هر حال بهترين عمل بدانيم.(فيض كاشانی، محجة ‌البيضاء، ج 3، ص 79؛ راه روشن، ترجمه محجة البیضاء، ج 3، ص 113 و 114)

بنابر این:
حضرت عیسی (علیه السلام) ازدواج نکردند و البته ازدواج نکردن ایشان، نه از روی بی اعتنایی و بی توجهی به امر ازدواج و سبک شمردن آن بوده است، بلکه عمر کوتاه، شرائط سخت زندگی، محیط اجتماعی فاسد و مبارزه با آن، انجام وظیفه رسالت و ... باعث شده تا ایشان ازدواج نکنند.

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

maryam7495;909235 نوشت:
سلام میشه توضیحی راجب آیاتی که مجرد بودن و ازدواج نکردن حضرت عیسی رو اثبات میکنن بدین ؟!من آنچه در رمز داوینچی مطرح شده رو قبول ندارم اما میخواستم برا کسانی که قبول دارند دلیلی منطقی بیارم که جواب خوبی پیدا نکردم

سلام
اصولا ازدواج نکردن یک امر غیر عادی برای بشر است لذا اصراری هم بر آن نیست مگر اینکه با دلیل معتبری مثل نقل معتبر دینی ثابت شود.
یعنی اگر ما روایتی در مورد ازدواج و فرزند مسیح ع نداشتیم دلیلی هم نداشت روی آن پافشاری کنیم.
یا علیم[/][/][/]

پرسش:
آیاتی که مجرد بودن و ازدواج نکردن حضرت عیسی را اثبات می کنند کدامند؟! در این باره توضیح دهید.

پاسخ:
در ابتدا چند نکته بیان می شود:
1. در قرآن کریم آیه ای که دلالت بر ازدواج کردن حضرت عیسی (علیه السلام) کند نداریم، البته این خود می تواند دلیلی باشد بر مجرد بودن ایشان؛ زیرا اگر ایشان ازدواج کرده و متاهل بود، قرآن کریم آن را مطرح می کرد تا در این زمینه روشنگری شده و پاسخی باشد برای کسانی که به دنبال رهبانیت و ترک ازدواج بودند.

2. روایاتی داریم که بیان می کنند حضرت عیسی (علیه السلام) ازدوج نکرده و مجرد بوده اند. امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه پس از معرفی زندگی زاهدانه حضرت عیسی، می فرمایند: «...وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ‏ زَوْجَةٌ تَفْتِنُهُ‏ وَ لَا وَلَدٌ يَحْزُنُهُ وَ لَا مَالٌ يَلْفِتُه‏...»؛ نه زنى داشت كه او را فريفته خود كند، نه فرزندى كه او را به غصّه بنشاند، نه ثروتى كه او را از آخرت بازدارد.(1)

3. طبق گواهى تاريخ، حضرت مسيح (علیه السلام) هیچ گاه ازدواج نكرد، اما اين اصلا به خاطر مخالفت ایشان با ازدواج نبود، بلكه عمر كوتاه مسيح، به اضافه اشتغال مداوم او به سفرهاى تبليغى به نقاط مختلف جهان، به او اجازه اين امر را نداد.(2)
4. ازدواج، مطلوب و پسندیده است ولی واجب نیست لذا وقتی کار مهم تری انسان را از ازدواج باز دارد، ترک آن اشکال ندارد. مسئولیت و اهمیت کار حضرت عیسی (علیه السلام) از پرداختن به ازدواج، مهم تر بوده لذا ازدواج می شود مهم و آن مسئولیت و انجام رسالت می شود اهم؛

حضرت عیسی نیز آن امر اهم را بر ازدواج که مهم بوده است مقدم کرده اند.
لازم به ذکر است که تشخیص مهم و اهم با خود حضرت عیسی (علیه السلام) است و باید توجه داشت که ایشان پیامبر خدا و معصوم بوده اند.
مطلب دیگر؛ ازدواج نکردن حضرت عیسی (علیه السلام)
این که چرا حضرت عیسی (علیه السلام) ازدواج نکردند را می تواند به صورت احتمال هایی بیان کرد:
احتمال اول: دوری از دنیا طلبی حاکم بر جامعه
در زمان حضرت عیسی (علیه السلام) گرایش افراطی مردم به شهوات زیاد بوده و برای تعدیل این افراط، حضرت عیسی (علیه السلام) می ‌بایست زندگی زاهدانه ای را در پیش می ‌گرفتند تا این افراطی گری مهار شود.
امام علی (علیه السلام) زندگی زاهدانه عیسی (علیه السلام) را این گونه ترسیم می کنند:
«و اگر خواهى از عيسى بن مريم (عليه السّلام) بگويم، كه سنگ را بالش خود قرار مى‏ داد، لباس پشمى خشن به تن مى ‏كرد و نان خشک مى ‏خورد. نان خورش او گرسنگى و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمين بود. ميوه و گل او سبزيجاتى بود كه زمين براى چهارپايان مى ‏روياند. زنى نداشت كه او را فريفته خود سازد، فرزندى نداشت تا او را غمگين سازد، مالى نداشت تا او را سرگرم كند و آز و طمعى نداشت تا او را خوار و ذليل نمايد. مركب سوارى او دو پايش و خدمت گزار وى، دستهايش بود.»(3)

در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده: «قِيلَ لِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ع: مَا لَكَ لَا تَتَزَوَّجُ؟ فَقَالَ: وَ مَا أَصْنَعُ بِالتَّزْوِيجِ. قَالُوا: يُولَدُ لَكَ. قَالَ: وَ مَا أَصْنَعُ بِالْأَوْلَادِ، إِنْ عَاشُوا فَتَنُوا وَ إِنْ مَاتُوا أَحْزَنُوا»؛ به عیسی بن مریم گفته شد: چرا ازدواج نمی‌ کنی؟ فرمود: برای چه ازدواج کنم؟ گفتند: تا دارای فرزند شوی. فرمود: فرزند به چه کارم آید، اگر زنده بمانند (والدین را) مبتلا می ‌سازند و اگر بیمرند (والدین را) محزون سازند.(4)

نکته این روایت، دلبسته زن و فرزند نبودن است؛ دلبستگی ای که انسان را از امر مهمتری که حرکت در مسیر سعادت و کمال است باز می دارد و او را مشغول به دنیا کرده و از آخرت غافل می سازد.
جامعه زمان حضرت عیسی، به طور افراطی به این مبتلا شده بود.

احتمال دوم: عمر کوتاه و اشتغال مداوم به سفرهای تبلیغی
حضرت عیسی (علیه السلام) را مسیح می نامند. نامگذاری مسیح به خاطر سیاح بودن ایشان است. سیاحت یعنی سیر کردن زمین برای عبادت و منقطع شدن از خلق.(5)
زبیدی در «تاج العروس» علاوه بر بیان معنای فوق برای سیاح، یکی از مصادیق آن را حضرت عیسی بیان می کند: «و منه‏ المَسيح‏ عيسى‏ بنُ مَريمَ‏ عليهما السّلام. في بعض الأَقاويل، كان يَذهبُ في الأَرض، فأَيْنَما أَدرَكَه اللَّيْلُ صَفَّ قَدَميْه و صَلَّى حتّى الصّباحِ»؛ و از آن، مسیح عیسی بن مریم (علیهما السلام) است. طبق برخی نقل ها، او سیر می کرد در زمین و هر موقع شب می شد، به عبادت و نماز می ایستاد و تا صبح عبادت می کرد.»(6)

سیاح بودن حضرت مسیح، از روایتی هم که امام علی (علیه السلام) در توصیف زندگی زاهدانه حضرت عیسی (علیه السلام) بیان فرموده اند، مشخص است: «نان خورش او گرسنگى و چراغش در شب ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمين بود.»(7)
بنابر این، شرائط زندگی حضرت عیسی (علیه السلام) به گونه ای بوده که امکان ازدواج و تشکیل خانواده را از ایشان گرفته بود.

احتمال سوم: تفاوت مراتب کمال در پیامبران
فیض کاشانی به گونه ای دیگر، پاسخ این موضوع را داده‎؛ ايشان به مراتب کمال پیامبران، اشاره و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که توانسته اند بین ازدواج و بین عبادت و رسیدن به اوج قله های معنویت، جمع کنند را برترین پیامبران دانسته؛ ایشان چنین می آورد:
اگر بگويى: چرا حضرت عيسى (علیه السلام) با وجود فضيلت نكاح، ازدواج نكرد؟ و از طرفى اگر فراغت براى عبادت خداى تعالى بهتر است، پس چرا پيامبر (صلی الله علیه و آله) چندين همسر گرفت؟ بدان كه در مورد كسى كه قدرت و توانايى دارد و داراى علوّ همّت است و هيچ چيز او را از ياد خدا باز نمى ‌دارد، بهتر آن است كه هر دو را انجام دهد.

رسول خدا به دليل داشتن قدرت، فضيلت عبادت و ازدواج را با هم تلفيق كرد ... رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مقام والايى كه داشت، امور اين دنيا او را از حضور قلب نسبت به خداى تعالى باز نمى ‌داشت.
... امّا عيسى (علیه السلام) راه حزم و تدبير را پيشه كرد نه راه قدرت و توان را، و نسبت به نفس خود جانب احتياط را پيش گرفت و شايد حال آن حضرت چنان بود كه سرگرمى به زن و فرزند در او مؤثر مى ‌شد و يا كسب حلال با وجود آن ها غير ممكن بود و يا آن كه جمع بين ازدواج و آمادگى براى عبادت در آن حال امكان نداشت؛ از اين رو فراغت براى عبادت را انتخاب كرد.

در هر حال آنان به اسرار كارهاى خود و احكام روزگار خويش راجع به كسب هاى درست و خصلت هاى زنان و سود و زيان ازدواج براى كسى كه تزويج مى ‌كند، آگاه ترند و چون احوال اشخاص متفاوت است به حدى كه براى بعضى ازدواج كردن و براى بعضى ازدواج نكردن بهتر است.
بنابراين، شايسته است كه ما كارهاى انبياء (علیهم السلام) را در هر حال بهترين عمل بدانيم.(8)
بنابر این:
حضرت عیسی (علیه السلام) ازدواج نکردند و البته ازدواج نکردن ایشان، نه از روی بی اعتنایی و بی توجهی به امر ازدواج و سبک شمردن آن بوده است، بلکه عمر کوتاه، شرائط سخت زندگی، محیط اجتماعی فاسد و مبارزه با آن، انجام وظیفه رسالت و ... باعث شده تا ایشان ازدواج نکنند.

_________
(1) نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 160.
(2) تفسير نمونه، ج ‏23، ص 390.
(3) نهج البلاغه، خطبه 160، ترجمه دشتی.
(4) من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 558.
(5) لسان العرب، ج 2، ص 492.
(6) زبیدی، تاج العروس، ج 2، ص 4، ص 98.
(7) نهج البلاغه، خطبه، 160.
(8) فيض كاشانی، محجة ‌البيضاء، ج 3، ص 79؛ راه روشن، ترجمه محجة البیضاء، ج 3، ص 113 و 114.

موضوع قفل شده است