افسردگی برادرم

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
افسردگی برادرم

با سلام و تشکر از دست اندرکاران سایت

برادری 25 ساله دارم که حدودا 3 ماه است دچار افسردگی شدید شده است یعنی زمانی که در خدمت سربازی بود. البته گویا از قبل داشته ولی پنهان بوده ولی در حال حاضر وضعیتش طوری شده که با خودحرف می زند گاهی حدود 15 دقیقه میخندد و رفتارهای غیر عادی از خود نشان میدهد. به چندین روانپزشک و روانشناس مراجعه کردیم و خیلی کم بهبود یافته بطوری که قبلا فقط اتاق در بسته و تاریک را ترجیح میداد ولی با مراجعه به دکتر خندیدن بیخود و رفتارهای نامعمول از خود نشان میدهد و خواب و خوراکش بسیار کم شده.اصلا اهل سیگار نبود شروع به کشیدن سیگار کرده و بسیار منزوی شده است. اعتماد به نفسش را از دست داده بطوری که قبلا در جمع شلوغ و خندان بود تا حدودی ولی اکنون ساکت و حتی رنگ از رخش می پرد در جمع شلوغ.مدام می گوید کسی در گوشش حرف میزند و ... البته دوست بیمار و افسرده ای دارد که تمام بیماریش از ایشان و حرفهای ایشان شروع شد که به محض مطلع شدن ارتباطش را کنترل کردیم. تاثیر بسیار بدی روی او گذاشت حتی برایش قرص تجویز می کرد و دکتر معرفی می کرد و به او تلقین کرد که توهم مثل من بیماری . برادرم می گوید من میخواستم او را از این وضعیت نجات دهم ولی گویا خودش دچارش شد. جلوی چشممان دارد آب می شود و روز و شبمان با غصه می گذرد. احساس می کنم برایش طلسم درست کرده اند .چون در دوست و آشنا و فامیل به سربزیری و پاکی و اینکه اهل دود و دم نبود معروف بود.
در ضمن خانم برادرم بسیار اهل طلسم و جادو میباشد و دقیقا 3 ماهی میشود که با برادرم اختلاف شدید پیدا کرده و خانه را ترک کرده و منتطر احضار دادگاه می باشند.
لطفا راهنمایی بفرمایید.
متشکرم

برچسب: 

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام و تحیت
امیدوارم که حال برادرتون هر چه زودتر بهبود پیدا کند.
بزرگوار
با این خصوصیاتی که بیان کردید، برادر شما دچار اختلال شدیدی شده و نیاز دارد که برای تشخیص دقیق به یک روان شناس بالینی مراجعه کنند، و نیاز است که همه خانواده مراقبت کنند، این افراد باید تحت نظر روان شناس و روانپزشک باشند تا بعد از طی مراحل درمان، حالشان بهبود یابد.
باید تلاش کنید که روحیه امید او تقویت شود، باید طوری او را درک کنید که بتواند ارتباطش را با شما حفظ کند، از توانایی هایی که داشت از خصوصیات مثبتی که دارد، به او بیان کنید، ورزش و پیاده روی را با بهانه ای مختلف با او انجام دهید، از گفتار حرف های غم آلود پیش او خود داری کنید، او را به خاطر رفتارش مذمت نکنید، از رفتارهای که موجب ناراحتی و افزایش غم و غصه او می شود پرهیز کنید، برای او رفیق خوب و دلسوزی باشید، از مجالست با افرادی که در روحیه او تاثیر منفی می گذارند دوری کنید، مدام استعداد و توانایی ها و روحیه مثبت را در شرایط مناسب به او تلقین کنید، و در عین برنامه مناسبی که تحت نظر روان شناس متخصص و روانپزشک، بیان شده به خوبی رعایت کنید( بدون این برنامه این مشکل به راحتی درمان ندارد و کار شما سخت تر می شود، ضمنا مثل سرما خوردگی نیست که دو سه روزه درست می شود، شاید زمان زیادی لازم شود که این مشکل روحی درمان شود و باید صبور باشید)
خیلی بعید است که مشکل برادر شما به خاطر طلسم و امثال اینها باشد.

با عرض سلام و آرزوی سلامتی کامل برادرتان

من هم با کارشناس محترم هم عقیده هستم که این مشکل ارتباطی به طلسم ندارد

من خودم سربازی رفتم الان میفهمم برای برادر شما چی گذشته

ببینید دوره آموزشی کاملا با محیط خونه و دانشگاه فرق داره ، دیگه خبری از اون شرایط آرام و راحت نیست. یکی سری از سرباز ها با این شرایط کنار میان ، و یکسری دیگه نه

احتمالا برادر شما خیلی از خانواده دور نبودن ، و برای اولین بار با این شرایط دوری از خانه و خانواده مواجه شدن.

واقعا اگر تو پادگانهای سربازی از دکتر روانپزشک و مشاور استفاده میکردن خیلی از این اتفاقات نمی افتاد ، ولی افسوس

ببینید براد شما با شرایط خیلی سختی تو این مدت روبرو بوده ، باهاش مدارا کنید ، سر به سرش نذارید ، حتما باید زیر نظر یک روانپزشک حاذق باشه و دارو مصرف کنه تا به شرایط نرمال برگرده ، و مطمعن باشید خوب میشه

این که میگید با مراجعه به پزشک رفتارش بدتر شده ، میتونه مربوط به مصرف داروها باشه ، سعی کنید تو انتخاب دکتر هم دقت کنید ، البته هی بخوایید دکترشو عوض کنید هم کار درستی نیست.

خیلی مواظبش باشید ولی طوری نباشه که خودش متوجه کار شما بشه ، چون این کار ممکنه حالشو بدتر کنه

انشا الله به آبروی حضرت زهرا زودتر سلامتی شو بدست بیاره

با سلام

شناخت علائم هشدار دهنده افسردگی، می‌تواند در شناخت بهتر این بیماری به ما کمک کند. - پایین آمدن میزان انرژی و فعالیت کاهش انرژی: اولین نشانه افسردگی این است که شخص انرژی گذشته را ندارد و زودتر از گذشته خسته می‌شود و ترجیح می‌دهد بعد از کار استراحت کند تا اینکه به فعالیت تفریحی یا ورزش بپردازد خستگی: دومین نشانه افسردگی. خستگی جسمی و بدنی است. حتی با وجود خواب و استراحت کافی، همچنان احساس خستگی می‌کند و نمی‌تواند فعالیت جدیدی راشروع کند کم شدن فعالیت: این ممکن است در نتیجه کاهش انرژی، خستگی و سستی و رخوت باشد و یا آن که مستقل از این عوارض باشد. به هر حال، اگر سطح فعالیت‌های معمولی فرد شروع به کاهش کند این ممکن است از علائم افسردگی باشد.
بیخوابی یا پرخوابی: بارزترین علامت افسردگی بی‌خوابی است: خوب نخوابیدن، کابوس دیدن و صبح زود از خواب بیدارشدن. با این وجود پر خوابی هم می‌تواند نشانه افسردگی باشد.بی‌خوابی و پرخوابی هر دو می‌تواند کارکرد روزانه شما را مختل کند فقدان شادی و لذت: شخص دچار افسردگی به کارهایی که قبلاً از آن لذت می‌برده علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و تقریباً هیچ چیزی او را شاد وسر حال نمی‌کند گوشه گیری: فرد افسرده علاقه به حضور در اجتماع و جمع‌های خانوادگی ندارد و ترجیح می‌دهد تنها در خانه بماند
=================================================
درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است.
در زمینه پیشگیری از این بیماری نیز پژوهش ها نشان می دهند که مصرف ماهی در وعده های غذایی احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش می دهد. اسیدهای چرب امگا 3 موجود در ماهی، ساختار غشای مغز و میزان دوپامین و سروتونین را تغییر می دهند. دوپامین و سروتونین از مهمترین انتقال دهنده های عصبی محسوب می شوند که نقش مهمی در کنترل افسردگی ایفا می کنند. علاوه بر این، پروتئین، ویتامین و مواد معدنی موجود در ماهی نیز در برابر افسردگی اثر محافظتی دارند. اسیدهای چرب امگا 3 از زوال شناختی جلوگیری می کند و برای سلامت مغز نیز مفید است.در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه‌است. این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراوانی داشته‌اند به شکلی که امروزه دیگر فاقد عوارض شدید و ناتوان‌کننده هستند. کاردرمانی و روان درمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی مؤثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، ورزش معتدل (ملایم)، رفتن به یک سینما، شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهیم شدن در فعالیت‌هایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد. رویکرد درمانگری شناختی رفتاری به افسردگی

من هم با نظر کارشناس محترم موافقم

بواسیر


خدایا دوست دارم;806771 نوشت:
با عرض سلام و آرزوی سلامتی کامل برادرتان

من هم با کارشناس محترم هم عقیده هستم که این مشکل ارتباطی به طلسم ندارد

من خودم سربازی رفتم الان میفهمم برای برادر شما چی گذشته

ببینید دوره آموزشی کاملا با محیط خونه و دانشگاه فرق داره ، دیگه خبری از اون شرایط آرام و راحت نیست. یکی سری از سرباز ها با این شرایط کنار میان ، و یکسری دیگه نه

احتمالا برادر شما خیلی از خانواده دور نبودن ، و برای اولین بار با این شرایط دوری از خانه و خانواده مواجه شدن.

واقعا اگر تو پادگانهای سربازی از دکتر روانپزشک و مشاور استفاده میکردن خیلی از این اتفاقات نمی افتاد ، ولی افسوس

ببینید براد شما با شرایط خیلی سختی تو این مدت روبرو بوده ، باهاش مدارا کنید ، سر به سرش نذارید ، حتما باید زیر نظر یک روانپزشک حاذق باشه و دارو مصرف کنه تا به شرایط نرمال برگرده ، و مطمعن باشید خوب میشه

این که میگید با مراجعه به پزشک رفتارش بدتر شده

یعنی چی؟؟! سربازی انقدرر طاقت فرسا و اضطراب آوره؟!!
به نطرمن ایشون زمینه داشتن و سربازی و شرایط سختش فقط باعث تشدیدش شده
نه اینکه عاملش باشه !!!!این همه آدم که میرن سربازی چندتاشون مشکل پیدا میکنن از لحاظ روحی؟!
هرچند مسلماا سخته ولی نه دراین حد که مشکل روحی پیدا کنن
وگرنه یه مرحله به مراحل قبل ازدواج پسرا اضافه میشد
(دانشگاه+سربازی+روان درمانی+کار...ازدواج)


همونطور که مشاورمحترم فرمودن برای درمان ایشون حتمااا باید حضوری مراجعه کنید چون کار از مشاوره گذشته ...

ترگل;808561 نوشت:

یعنی چی؟؟! سربازی انقدرر طاقت فرسا و اضطراب آوره؟!!
به نطرمن ایشون زمینه داشتن و سربازی و شرایط سختش فقط باعث تشدیدش شده
نه اینکه عاملش باشه !!!!این همه آدم که میرن سربازی چندتاشون مشکل پیدا میکنن از لحاظ روحی؟!
هرچند مسلماا سخته ولی نه دراین حد که مشکل روحی پیدا کنن
وگرنه یه مرحله به مراحل قبل ازدواج پسرا اضافه میشد
(دانشگاه+سربازی+روان درمانی+کار...ازدواج)

همونطور که مشاورمحترم فرمودن برای درمان ایشون حتمااا باید حضوری مراجعه کنید چون کار از مشاوره گذشته ...

بله حرفتون کاملا صحیحه، خیلی ها که مشکل افسردگی پیدا میکنن از قبل زمینشو داشتن و اینجا بروز پیدا میکنه.

البته بستگی به پادگان محل خدمت هم داره ، بعضی جا ها بیشتر سخت گیری میکنن ، بعضی جاها کمتر .

من نمیتونم اعلام کنم ولی جای که من خدمت کردم در چند سال گذشته آمار خودکشی بالایی داشته ، خودم شاهد بودم که این سرباز صفر ها اکثر روزها خود زنی میکردن متاسفانه !!! یا خودشونو میزدن به مریضی که استعلاجی بگیرن. اصلا یه وضعی بود.

ممنون از راهنماییاتون. دقیقا همین کارها رو دارم انجام میدم.2ماه و نیم هستش که مدام بهش رسیدگی می کنم ولی هر کس یه توانی داره احساس می کنم خودمم دارم افسردگی میگیرم شایدم دچارش شدم.از کار و تفریح و ...گذشتم در حال حاضر هم تحت نطر روانشناس و مشاوره و هم روانپزشک ولی احساس می کنم فایده ای نداره و اگه دوباره دوستش رو ببینه آش همان آش و کاسه همان کاسه . نه میتونم خیلی بهش امر ونهی کنم و کنترلش کنم برای این ارتباط نه اینکه می تونم دوستش رو کنترل کنم.نه خونه ما امکان جابجاییش هست نه اونا.بدجور گیر افتادم. اخه مگه می شه 2ماه و نیم بکذره و خوب نشه حالش از بس که تنها من این همه مدت بهش رسیدگی کردم از من بدش اومده یه جورایی. میگه هیچ گربه ای محض رضای خدا موش نمی گیره حرفایی که تو این 25سال ازش نشنیدم. دکترش میگه این حرفا و بدبینی و شک به افراد خونوادش جز رفتارای این نوع بیماراس صبور باشید ولی منم آدمم یه ظرفیتی دارم .خیلی خدا رو صدا زدم زیارتگاه میرم مشکل گشا و نذر و نیاز ... نمیدونم این بلا چطور سرمون اومد تموم زندگیم درگیرش شده خدا هیچ کس رو به هیچ دردی خصوصا این درد دچار نکنه. بیماریهای روحی خیلی کنترلشون سخته... اگه طلسم و جادو و ... وجود نداشت تو قرآن بهش اشاره نمی شد ( زنانی که در گره ها می دمند و ...) فقط دعا کنید همین...

فک کنم شما خانم باشید پس نمیتونید به یه آقا که سربازی رفته و تجربه کرده بگید چطوره و چطور نیس . شما برای کمک به فردی که مشکلش رو مطرح کرده پیام بدین نه اینکه پاسخ فرد دیگری رو بدین که به کمک شخصی که راهنمایی نیاز داره اومده. درضمن شما کامل متن نامه من رو بخونید بعد نظر ارسال کنید گفتم که چندین مشاوره و روانشناس و روانپزشک مراجعه کردن. مراجعه =حضوری. جمله آخر شما برای خیلیها می تونه عوض امید، ناامید کننده باشه که گفتین کار از مشاوره گذشته. فقط خداست که میتونه عاقبت امور رو مشخص می کنه نه شما. بهر حال لطف کردین خوندین و نظر گذاشتین. متشکرم

ممنون از راهنمایی و خصوصا دعای خیرتون

موضوع قفل شده است