آیا پوشیه باعث جوان ماندن زن می شود؟!!

150 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا پوشیه باعث جوان ماندن زن می شود؟!!

[="3"]سلام
خیلی وقت پیش یک روحانی با همسر و دخترش در یکی از شبکه های رسانه ملی ظاهر شدند

در رسانه ملی که دانشگاه ملی است!!!!! زن پوشیه پوش گفت که چشمان نامحرم دارای اشعه خطرناک هست چشمان مردان اشعه ای دارد که موجب پیر شدن زودرس زنان میشود!!!!!!!
سوال داشتم که این اکتشافات اگر توسط دین مبین اسلام بیان شده و در کدام روایت و حدیث آمده و کدام علمی این مطلب را ثابت کرده است!
البته کاری به واکنش مسئولین و علما به این برنامه ندارم که به عنوان مثال حجت الاسلام و المسلمين رهبر امام جمعه موقت اصفهان در گفت و گو با خبرآنلاين درباره نمايش خانواده روحانيون در تلويزيون با پوشيه گفت: به نظر من هم اينگونه موارد غير عادي است. يعني اگر يک روحاني با يک نکته ها و رفتارهايي که افکار عمومي آن را رد مي کند و از نظر آن ها نوعي ارتجاع و يک نوع تنگ نظري و کار غير عادي است جالب نيست. خانواده روحاني هم بايد در کنار او يک پوشش و حجاب اسلامي در حد آن مقداري که شرع مقدس الزام کرده است داشته باشد. زياد تر از آن اگر باشد يک مقدار غيرعادي جلوه مي کند و با افکار عمومي و با فرهنگ عمومي ما در تضاد است و ممکن است موجب زير سوال بردن و نگاه هاي طنز آميز و تحقير آميز و برداشت ها متفاوتي درباره اين ها بشود. حجاب و پوشش بايد عادي باشد چراکه پوشش غيرعادي ممکن است تبعات منفي در جامعه داشته باشد.
http://www.khabaronline.ir/detail/378503

حالا سوال من این بود که این کشفیات این خانم دلیل عقلی داره یا دلیل نقلی داره و یا علم این مطالب را ثبات کرده است؟
[/]


با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد حامی

سلام بر شما و همه خوانندگان محترم اين سطور
خوشحالم از اين كه با دقت سخنان رسانه اي را دنبال مي كنيد و چكش نقد براي مي زنيد. متأسفانه بي توجهي به اطلاعات دريافتي از از رسانه هاي مختلف داخلي و خارجي مشكلات زيادي در زندگي ما و مسلمانان ايجاد كرده است بله انسان بايد سخنان را بشنود و بعد بدون تعصب با توجه به مدد عقل و وحي بهترين را گزينش كند.
حضور اين خانواده در رسانه با اين سبك براي بسياري از مردم عجيب و غريب بود ولي من خود قبلا در رسانه هاي ديگر به خصوص يمن ديده بودم كه زنان با پوشيه در رسانه تصويري حاضر شده بودند.
نيز يكي از استاد روان شناس كه خانمي آمريكايي بوده و بعد شيعه مي شود را موقع تدريس متون روان شناسي و هنگام سخنراني در رابطه با موضوع حجاب با پوشيه ديده بودم.

شيوه نقد علمي
نقد سبب پيشرفت مي شود اما نه نقدي كه همراه با انگيزه هاي شخصي، برداشت هاي آني و هيجاني و سليقه اي باشد. نقد محتوايي، روشي، شكلي، و مبنايي خود چارچوب خاص خود را دارد كه در روش تحقيق به آن پرداخته مي شود.
برخي در سايت هاي مختلف نوشته بودند كه اين سبك پوشش به اسلام ضربه مي زند. خب من و شما كه اسلام شناس نيستيم بايد سراغ مراجع دين كه عمري با كد يمين و عرق جبين را راه استنباط احكام شرع زحمت كشيده اند برويم و از آنها بپرسيم. مراجع پوشيه داشتن در شهرهايي كه اين حجاب مرسوم نيست را لباس انگشت نما (شهرت) نمي دانند.
من هم با اطلاعاتي كه از سبك زندگي حضرت زينب عقيله بني هاشم سراغ دارم و مطالعه كرده بعيد مي دانم اگر روزي حضرت زينب قرار بود مثلا در رسانه اي تصويري سخنراني كند بدون پوشيه حاضر مي شد.
برخي از طلاب كه معمم نمي شوند نمي گويند اين لباس چيست. مي گويند اين صنف لباس مخصوص دارد و به هرحال لباس هر صنفي مانند لباس نظامي، لباس پرستاري و.. محدود كننده هم هست و افراد با توجه به مزاياي مادي يا معنوي اختيارا آن لباس را با محدوديت هايش مي پذيرند.

اشعه چشمان نامحرم
مجري تلويزيون از آن خانم با تعجب پرسيد كه آيا اين سخن كه چشمان مردان نامحرم اشعه اي دارد كه سبب پيري زودرس مي شود علمي است؟
آن خانم هم گفت: بله
البته براي من هم عجيب است اما در علم روش تحقيق يادگرفته ام به جاي اين كه بگوييم چنين حرفي درست نيست بگوييم در بررسي هايي كه انجام دادم به چنين يافته اي دست نيافتم. چه بسا پژوهشگري بيابد يا فردي با رجوع حضوري بتواند آدرس اين سخن را پيدا كند. بنابراين قبل از تكميل شدن تحقيق و پژوهش از نظر علمي اين حق را نداريم كه نسبت دروغ يا جعل به ان خانم بدهيم چه بسا ايشان واقعا منبعي را مطالعه كرده باشد و يا اشتباهي تصور كند كه چنين مطالعه اي داشته است كما اين كه در منزل موارد زيادي مي شود كه مردان كلي نگر رد مي كنند و زنان به دليل جزيي نگر بودنشان با بيان جزييات به ياد مردشان مي آورند كه مثلا سال قبل روز دوم فروردين اول رفتن منزل مادر شوهر بعد رفتند منزل مادر زن.:Nishkhand:
البته
اگر هم در آخر پژوهشگران به يقين برسند چنين سخني علمي نيست باز هم نمي توان گفت كه اساسا حضور زنان با پوشيه در رسانه اسلامي نيست، هرچند كه ممكن است براي برخي عجيب و غريب باشد.

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

حامی;657987 نوشت:
نيز يكي از استاد روان شناس كه خانمي آمريكايي بوده و بعد شيعه مي شود را موقع تدريس متون روان شناسي و هنگام سخنراني در رابطه با موضوع حجاب با پوشيه ديده بودم.

دکتر زینب دلیّا (جلالی طهرانی) متولد امریکا, کارشناسی روان شناسی پدیدارشناختی (phenomenological psychology) را از دانشگاه دوکین (Duquesne) و کارشناسی ارشد و دکتری خود را در رشته روان شناسی انسانگرایانه (humanistic psychology) از دانشگاه وست جیاُرجیا (West Georgia) و دانشگاه بین المللی ایالات متحده (United States International University) دریافت کرد. ایشان پس از پانزده سال تحقیق درباره ادیان مختلف دین اسلام و مذهب تشیع را اختیار کرد و پس از اتمام تحصیلات با همسر خود دکتر سید محمدحسین جلالی طهرانی به ایران آمده و به تدریس و انجام روان درمانی و مشاوره, اشتغال ورزید و به همسر خود در نوشتن مقالات تحقیقی یاری رساند. ایشان در حال حاضر در جوار حرم مطهر حضرت معصومه(س) مشغول به نوشتن خاطرات خود, مقاله های علمی روان شناسی و تدریس اینترنتی به علاقه مندان در سطح جهان می باشد.
منبع[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]پوشيه و لباس شهرت
سوال:

تو دانشگاه با پوشيه مي روم دوستانم مي‌گويند اين نقض غرض است؛ تو پوشيه مي زني تا از نگاه نامحرم محفوظ باشي ولي الان انگشت‌نما شده‌اي. آيا با اين وصف پوشيه زدنم از لحاظ شرعي اشکال دارد؟ آيا تو اين شرايط خاص اين پوشيه زدن لباس شهرت به حساب مي‌آيد؟(مرجع: آيت الله خامنه اي).

پاسخ:

پوشيه زدن در محيطي که کمتر مورد استفاده قرار مي گيرد ، مصداق لباس شهرت نيست و از لحاظ شرعي اشکالي ندارد [ 1 ]

ادامه سوال:

لباس شهرت نيست قبول، اما اگر خود اين پوشيه که چشمان و ابروها پيداست و کامل صورت را نپوشانده در جايي سبب شود مردها بيشتر نگاه کند چه طور؟

پاسخ:

در اين حالت نيز به لحاظ شرعي اشکالي در استفاده از پوشيه نيست [ 2 ] .

پي نوشت ها:
-------------------------------------------------
1و2:آيت الله خامنه ‌اي،جزوه پوشش و نگاه جامعه الزهرا(سلام الله عليها)،ص 95 و

پايگاه اطلاع رساني آيه الله خامنه اي در مسائل پوشش و حجاب به آدرس:

http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=49

منبع: احكام روان شناخي، بخش بانوان[/][/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]قربون بروم خدا را كمتر كسي نگران اسلام است هنگامي كه زنان با هفت قلم آرايش در رسانه حاضر مي شوند ولي براي پوشيه نگران اسلام مي شويم

خانم بد حجابي به خانم با حجابي گفت: ببنيم چه طوري تو گرماي تابستان اين حجاب را تحمل مي كنيد:Gig:
خانم با حجاب گفت: همان طوري كه شما در سرماي استخوان سوز زمستان، سرما را با بدن نيمه برهنه تحمل مي كنيد:Moteajeb!:[/][/][/]


حامی;657987 نوشت:
حضور اين خانواده در رسانه با اين سبك براي بسياري از مردم عجيب و غريب بود ولي من خود قبلا در رسانه هاي ديگر به خصوص يمن ديده بودم كه زنان با پوشيه در رسانه تصويري حاضر شده بودند.
نيز يكي از استاد روان شناس كه خانمي آمريكايي بوده و بعد شيعه مي شود را موقع تدريس متون روان شناسي و هنگام سخنراني در رابطه با موضوع حجاب با پوشيه ديده بودم.

سلام
البته من هم زیاد در سایت ها زنان داعشی با پوشیه دیدیم اما این دلیل نمیشه که برای من مسلمان ایرانی با تمدن اسلامی ایرانی عجیب نباشد.

اما اصل بحث ما پوشیه نبود که البته ما ثابت هم خواهیم کرد که پوشیه لباس حضرت فاطمه نبوده و حتی یک روایت صحیح السند وجود ندارد که حضرت فاطمه از پوشیه استفاده می کرده اگر یک روایت صحیح السند هست ممنون می شوم با تصحیح سندی برای ما بیاورند.(دقت کنید روایت مرسل و مرفوع از اینجور روایتها نمی خواهم و فراوان دیدم روایت صحیح السند می خواهم)

حامی;657995 نوشت:
قربون بروم خدا را كمتر كسي نگران اسلام است هنگامي كه زنان با هفت قلم آرايش در رسانه حاضر مي شوند ولي براي پوشيه نگران اسلام مي شويم

ما اونجا هم نگران می شیم و بیشتر نگران میشیم اگر اون خانم با هفت قلم آرایش بیاد تو رسانه بعد بگه علم ثابت کرده نگاه به من باعث جوان ماندن آقایان می شود اینجا ما از ایشان می پرسیم که دلیل علمی شما چیست؟ می گوید ممکن است برای شما عجیب باشد اما در علم روش تحقيق يادگرفته ام به جاي اين كه بگوييم چنين حرفي درست نيست بگوييم در بررسي هايي كه انجام دادم به چنين يافته اي دست نيافتم. چه بسا پژوهشگري بيابد يا فردي با رجوع حضوري بتواند آدرس اين سخن را پيدا كند. بنابراين قبل از تكميل شدن تحقيق و پژوهش از نظر علمي اين حق را نداريم كه نسبت دروغ يا جعل به ان خانم بدهيم چه بسا ايشان واقعا منبعي را مطالعه كرده باشد و يا اشتباهي تصور كند كه چنين مطالعه اي داشته است كما اين كه در منزل موارد زيادي مي شود كه مردان كلي نگر رد مي كنند و زنان به دليل جزيي نگر بودنشان با بيان جزييات به ياد مردشان مي آورند كه مثلا سال قبل روز دوم فروردين اول رفتن منزل مادر شوهر بعد رفتند منزل مادر زن.

[="3"][h=1]ادعاهایی افراطی نه اسلامی!![/h]
[HR][/HR] چهارشنبه دوم مهرماه در شب شهادت امام جواد(علیه السلام) برنامه ای مستقیماً بر روی آنتن سیما قرار گرفت به نام «زنده باد زندگی» با اجرای مجری توانمند جناب آقای خسروی.

[HR][/HR]
[h=2]این برنامه از سه بخش عمده تشکیل یافته بود:[/h] اول. مصاحبه با سرکار خانم سویزی با موضوع «نقش خانواده در دفاع فرهنگی جامعه»
در این مصاحبه، ایشان خانواده ‌ای را پیروز در جنگ فرهنگی دانستند که «رحمانی» باشد. این کارشناس در حوزه ‌ی مطالعات زنان و معارف اسلامی راه دست یافتن به چنین خانواده ای را در گرو چند امر دانستند:
یکی «عقلانیت جهت دار» که در این باره فرمودند: اگر عبادت عقلانیت را پرورش ندهد نشان از این دارد که ما مواجهه ی درستی با عبادت نداشته ‌ایم.
دیگر اینکه باید از کمند عادات و خواسته های ناشایستِ درون، رها شد و به تعبیر شهید مطهری به آزادی معنوی رسید. در ادامه این بخش روشن شد یکی از مصادیق این آزادی معنوی خارج شدن از توهّم خوب بودن است؛ این خشنودی آمیخته با توهّم که من نماز شب می خوانم، پدرم روحانی است و هشت سال جنگ بودم و ... مانع از خوب شدن انسان می ‌شود. و در مرحله بعد باید به سمت قله تعالی و کمالات انسانی پیش رفت.
و آخر اینکه در تمام این مسیر باید صادقانه عمل کنیم؛ یعنی اگر 15 هستیم خود را 18 ننمایانیم و به تعبیری دیگر نمود ما بیش از بود ما نباشد. واقعیت را درست ببینیم و بر اساس واقع برنامه ریزی رو به رشدی داشته باشیم.
دوم. حضور در میان خانواده شیخ مومنی در مشهد مقدس
در این قسمت در امتداد سخنان سرکار خانم سویزی و نشان دادن الگوی عملی و واقعی برای آنچه ایشان بیان کردند به سراغ یک خانواده متدین و با صفای مشهدی رفتند که از سال ها پیش مجلسی داشتند ماهانه که با چند نفر آغاز شده و اکنون به جمعیتی حدود 150 نفری رسیده بود. محور اصلی این جلسه بهره‌مندی از سخنان دانشمندان دینی، فراگیری احکام و معارف دین و نیز صله رحم و جویا شدن از حال یکدیگر بود.
نوع سخن گفتن و مطالبی که مصاحبه شوندگان بیان می‌کردند و نیز پوشش بانوان این جمع از کوچک تا بزرگ و حتی افراد مسن، خود گویای تأثیرگذاری این مجالس بر شخصیت و سبک زندگی آنها بود.
سوم. مصاحبه با خانواده‌ی حجت الاسلام صادقی از شهر قم (به شکل زنده در برنامه)
اما در این قسمت به یکباره ورق برمی‌گردد و هر چه در دو قسمت قبل رشته گشته بود پنبه می‌شود. بیننده‌ای که از معیارهای خانواده‌ی رحمانی، حاکمیت عقل و نقل در زندگی، رهایی از توهّم خوب بودن و تلاش برای خوب شدن شنیده بود و تمام آن را به درستی در خانواده مومنی دیده بود به یکباره با خانواده‌ای مواجه می‌شود که پذیرش آن به عنوان یک الگوی دینی غیر قابل باور است و حتی در مخیله‌ی او هم نمی‌گنجد که بخواهد روزی مانند آنها شود.
برای بیننده‌ی امروز که ذهنش پر است از شبهات حجاب و فتاوای مراجع هم بر عدم لزوم پوشش صورت ، واضح است روا نیست ادعا شود که این پوشش همان پوشش حضرت زهرا سلام الله علیها است و اسلام بر آن تاکید دارد

این تعارض در ارائه به مخاطب هم در بخش ظاهری رخ داد و هم در بخش محتوایی:
در بخش ظاهر، مخاطب پس از آنکه نوع پوشش اسلامی معقول و معروف خانواده مومنی را می‌بیند و از عادی و راحت بودن حجاب صحیح اسلامی به خصوص حجاب زیبای دختر بچه‌های این خانواده با آن لبخند شیرینشان لذت می‌برد به یکباره با صحنه‌ای سخت و جامد مواجه می‌شود که یا تا به حال ندیده و اگر دیده هیچ گاه تصور نمی‌کرده این حجابی باشد که اسلام دستور داده باشد.
گذشته از آن برای بیننده‌ی امروز که ذهنش پر است از شبهات حجاب و فتاوای مراجع هم بر عدم لزوم پوشش صورت ، واضح است روا نیست ادعا شود که این پوشش همان پوشش حضرت زهرا سلام الله علیها است و اسلام بر آن تاکید دارد
در بخش محتوایی هم بخش قابل توجهی از آنچه این خانواده ی محترم بیان کردند نه برای بیننده ی فهیم قابل پذیرش بود؛ مانند ندیدن چهره ی همسر آینده تا حجله و نه از نظر تخصصی، مبتنی بر مبانی دینی؛ مانند نوع حجاب خانم ها. برخی موارد هم صدای شلیک خنده‌ی بیننده را به هوا بلند می‌کرد (مانند نظر خانم درباره مردان که گفت: مرد هر چی زشت‌تر باشه بهتره). به این مجموعه اضافه کنید مطالب شگفتی که ادعا می‌شد و وقتی با تعجب مجری محترم مواجه می‌گشت پاسخی نداشت جز اینکه «اثبات شده»؛ اما کی؟ کجا؟ و از سوی کدام مرکز تحقیقاتی معتبر؟ معلوم نشد؛ مانند ساطع شدن اشعه‌ ای از چشم مردان که موجب پیری زودرس در زنان می‌شود.

[h=2]سخنی با دست‌اندرکاران پخش این مصاحبه[/h] ابتدا تشکر و قدردانی می‌شود از این برنامه‌ی خوب با موضوعی شایسته به نام «سبک زندگی» که انصافاً با دعوت از کارشناسان فهیم و آشنا با مبانی اسلامی سعی در معرفی شیوه‌ی زندگی اسلامی دارد. گفتگوهای پرمحتوا و پخش گزارش هایی که نشان می‌دهد این سبک از زندگی واقعی است و می‌شود به آن عمل کرد (مانند گزارشی که از خانواده مومنی پخش شد) از نقاط قوت این برنامه است.
اما در دعوت از افراد و خانواده‌ها باید تلاش کرد آن هدف والا فراموش نشود؛ چون در این برنامه و با این موضوع، بیننده انتظار دارد با خانواده‌ای روبرو شود که تلاش دارد بر اساس موازین و احکام اسلامی زندگی کند؛ و الا اگر قرار باشد عده‌ای بیایند شیوه‌ای را که مطابق با سلیقه‌ و نظرات کاملاً شخصی خود برگزیده‌اند را بازگو کنند (معیاری که در این مصاحبه بارها شنیده و یا فهمیده شد) این چه سودی برای مخاطب و چه ربطی به موضوع برنامه دارد؟
اگر گمان دعوت کننده‌ی محترم از این خانواده‌ی بسیار محترم این بوده که ایشان به دلیل حوزوی بودن، داشتن حجابی سخت و زندگی در شهر مقدس قم، نمونه‌ای از زندگی به سبک اسلامی هستند سخت به اشتباه رفته‌اند.
آنچه از این خانواده‌ی محترم دیده و شنیده شد (در کنار سخنان متین و ارزشمندی که حجةالاسلام صادقی، پدر خانواده فرمودند) بیش از آن که جذاب و معرف سبک زندگی اسلامی باشد، شگفت آور و معرف سلایق شخصی این خانواده در روند زندگی بود.
این نکته نیز دارای اهمیت است که ترجیع بند سخنان این خانواده «زندگی بر اساس دستورات اسلام، شهدا و ولایت» بود؛ نکته‌ای که مجری محترم، بسیار تلاش کرد تا بین آن با آنچه از آنها می‌دید و می‌شنید هماهنگی و وفاق برقرار کند که خود او هم ‌متوجه نمی‌شود؛ برای همین چاره‌ای نداشت جز خندیدن و ماله کشیدن.
آنچه از این خانواده‌ی محترم دیده و شنیده شد (در کنار سخنان متین و ارزشمندی که حجةالاسلام صادقی، پدر خانواده فرمودند) بیش از آن که جذاب و معرف سبک زندگی اسلامی باشد، شگفت آور و معرف سلایق شخصی این خانواده در روند زندگی بود

دلیل اینکه مدعی هستیم بخشی از آنچه گفته شد (بر خلاف ادعاهای پی در پی) برگرفته از مبانی دینی نبود و حاصل سلیقه‌ی آمیخته با توهّم دین بود و برای همین نمی‌توان این خانواده را صاحب سبک زندگی دینی دانست، بخشی به اعتراف خود ایشان بر می‌گردد که دلیل رفتارشان را نظر و اعتقاد شخصی عنوان کردند (مانند مرد هر چی زشت‌تر باشه بهتره) و اگر تصریح نکردند روشن بود که سلیقه‌ی شخصی آنهاست (مانند نداشتن تلویزیون و صحبت نکردن با هیچ نامحرمی)؛ زیرا اسلام فی نفسه هیچ منعی برای این امور قائل نیست. بخشی هم به دلیل آوری‌های سست و بی‌اساسی برمی‌گردد که به ویژه مادر خانواده اصرار بر بیان آنها داشت؛ مانند دستور اسلام بر داشتن همان حجابی که او پسندیده است و یا دلالت تعدد زوجات بر بی‌عقلی مردان در زمان قبل از ظهور. بخشی هم مستندات بی سند بود؛ مانند همان اشعه‌ی شگفت‌آور.
همه‌ی این امور دست به دست هم داد تا این برنامه به رغم ادعاهای فراوان میهمانان و نیز تلاش های تحسین برانگیز مجری محترم بر اسلامی جلوه دادن این خانواده، ضمن مخدوش کردن دو بخش پیشین(سخنان کارشناس محترم و خانواده‌ی مومنی) نتیجه‌ای برخلاف هدف به بار‌ آورد که اگر نظر سنجی شود و یا به سایت هایی که این مصاحبه را انعکاس داده‌اند مراجعه شود سوالات متعدد، تعجب، تمسخر، بیزاری از این سبک زندگی بخشی از اظهار نظر بینندگان بوده است.

[h=2]پیشنهاد:[/h] جا دارد برای این گونه گفتگوها کار تخصصی صورت بگیرد و از خانواده‌هایی که به واقع، مبتنی بر معیارهای اسلامی زندگی می‌کنند (که بحمدالله در قم و غیر قم این افراد فراوانند) برای گفتگو و شناساندن به مردم دعوت به عمل آید تا کام مردم ما از دیدن آنها و شنیدن ماجرای زندگی ایشان شیرین به شهد معنوی شود.
توجه علاقه‌مندان به نقد و تحلیل محتوایی آنچه در موضوعات حجاب، تربیت فرزند، ازدواج و ... بیان و به اسلام نسبت داده شد می توانند این تحلیل ها را در مقاله بعدی دنبال کنند.
ادامه دارد ...[/]

[="3"][h=1]آیا حضرت زهرا(علیهاالسلام) از روبنده استفاده می کرد؟[/h]
چهارشنبه دوم مهرماه در شب شهادت امام جواد(علیه السلام) برنامه ای مستقیماً بر روی آنتن سیما قرار گرفت به نام «زنده باد زندگی» با اجرای مجری توانمند جناب آقای خسروی در مقاله قبلی، ادعاهایی افراطی نه اسلامی!! به بخشی از ایرادات وارد بر این برنامه پرداختیم. [HR][/HR]
[h=2]نقدی بر ادعاهای مطرح شده در برنامه ‌ی زنده باد زندگی[/h] دوم مهرماه برنامه ‌ی «زنده باد زندگی» شبکه دو، به صورت زنده میهمان خانواده ای بود از قشر روحانی، در این برنامه خانمی که خود و دخترش دارای پوششی خاص و نامتعارف بودند مدعی شد نوع پوشش آنها همانی است که اسلام به آن سفارش کرده و البته برای گفته ی خود دلایلی هم آورد. در این نوشته برآنیم تا به نقد و بررسی ادعاهای او بپردازیم و این نه برای آن است که او را نقد کرده باشیم؛ بلکه هدف پاسخ به پرسش هایی است که آن سخنان در ذهن برخی ایجاد کرد و نیز کمک کرده باشیم به تصحیح نگاهی که متأسفانه بعد از آن برنامه نسبت به اسلام و آموزه های آن خصوصاً حجاب به وجود آمد.
[h=2]مهمان برنامه، برای اثبات پوشش نامتعارف خود و دخترش چه گفت؟[/h] خانم زینب طیبیان در پاسخ به مجری برنامه که پرسید: «مبنای شما برای این شیوه پوشش چیست؟» گفت:
«قرآن می فرماید: پیامبر اسلام الگوی خوبی است برای شما و همچنین فرزندان پیامبر. حضرت زهرا(علیهاالسلام) می‌فرمایند: بهترین زن کسی است که «أَن لا یَرَیْنَ الرِّجَالَ وَ لَا یَرَاهُنَّ الرِّجَالُ» هیچ نامحرمی او را نبیند و او هیچ نامحرمی را نبیند.»
آنگاه بلافاصله با این جمله که «بر همین مبنا و هیچ دلیل دیگری ندارد.» تأکید می‌کند که این نوع پوشش او هیچ دلیل و مبنای دیگری ندارد. ولی باز برای اغنای مخاطب دلیل آوری را ادامه داد:
«گرچه الآن دلیل پزشکی اش هم پیدا شده که زن هایی که خودشان را می پوشانند جوانتر می مانند. از چشم های مرد اشعه‌‌ای تولید می‌شود که به صورت زن می خورد پیری زودرس می آورد.»!!
او در ادامه با فراموشی آن سخن آغازین خود که «هیچ دلیل دیگری ندارد» باز هم دلیل آوری کرد:
«آن حجابی که مراجع تقلید می فرمایند، حداقل حجابه. من که می‌توانم خودم را به حداکثر برسونم چرا نرسونم؟! حداکثر اونیه که حضرت زهرا می فرمایند و سیره‌ی اهل بیت همین است.»
مجری برنامه می پرسد: «مبتنی بر مستندات شیوه ی پوشش حضرت زهرا(سلام الله علیها) همین بوده است؟»
خانم طیبیان جواب می دهد: «بله. لغیر ذی محرم اربعة أثواب حضرت می‌فرمایند: برای غیر محارم چهار نوع پوشش باید باشد به تعبیر امروز همان مقنعه و روسری و مانتو و چادر و جلبابی که آخرش آمده یعنی پوشش فراگیر. به لسان العرب اگر بریم رجوع بکنیم کلمه ی جلب را به عنوان سیاهی شب معنا کرده سیاهی شب هم خصوصیتش اینه که فراگیره و هم مشکیه یعنی رنگ پوشش را هم می شود از همین کلمه ی جلباب درآورد.»
چون هیچ مرجعی به وجوب چنین پوششی فتوا نداده است؛ ناچار ایشان، خود دست به کار شد و تلاش کرد به جای «نقل فتوا» دست به «صدور فتوا» بزند و با همان آیات و روایاتی که مجتهدین دیدند و فتوا ندادند ایشان با سطح دو حوزه به راحتی وجوب پوشیه و نقاب و نیز رنگ مشکی چادر را از قرآن استنباط کرد و بر لزوم و وجوب آن فتوا داد

آنچه در بالا با رعایت امانت در نقل آوردیم تمام آن چیزی بود که ایشان به عنوان ادله‌ی محکم و مستندات برای حجاب نامتعارف خود بیان می کند و این را هم می گوید: «وقتی امام زمان(عج) ظهور بفرمایند علم مردم بالا می رود و خود به خود قبول می کنند این حجاب را» نقد این ادله و مستندات بر این سخنان دو نقد جدی وجود دارد یکی کلی (نوع بحث) و دیگری جزئی (نقد ادله یاد شده).
نقد کلی اسناد یک رفتار یا یک حکم، مستحب یا واجب، حرام یا مکروه به اسلام در زمان غیبت تنها از طریق استنباط حکم از منابع دینی ممکن است آن هم توسط کسی که این توان را دارد و در این کار خبره و مجتهد است. دیگرانی که مجتهد نیستند حق استنباط احکام از منابع دینی را ندارند و تنها می توانند با پیروی از یافته و یا همان فتوای مجتهدان، اعمال و احکام را به دین نسبت دهند.
این خانم که به تصریح خودش تا سطح دوم حوزه (که معادل کارشناسی می‌شود) بیشتر درس نخوانده است در پاسخ به پرسش مجری می بایست کاری را می‌کرد که شوهر ایشان کرد[1]؛ یعنی فتوای مراجع عظام تقلید را بیان می‌کرد و با استناد به فتوای مرجع تقلیدش، وجوب یا استحباب پوشش خود را توجیه می کرد.
اما چون هیچ مرجعی به وجوب چنین پوششی فتوا نداده است؛ ناچار ایشان، خود دست به کار شد و تلاش کرد به جای «نقل فتوا» دست به «صدور فتوا» بزند و با همان آیات و روایاتی که مجتهدین دیدند و فتوا ندادند ایشان با سطح دو حوزه به راحتی وجوب پوشیه و نقاب و نیز رنگ مشکی چادر را از قرآن استنباط کرد و بر لزوم و وجوب آن فتوا داد.
[h=2]
نقد جزئی یا نقدی بر ادله ای که بیان کردند:[/h] 1ـ روایت «هیچ نامحرمی او را نبیند و او هیچ نامحرمی را نبیند.»
اول اینکه: ترجمه آن روایت این است: «بهترین زنان کسانی اند که مردان آنها را نبینند و آنها [نیز] مردان را نبینند.»
دوم اینکه: از کجای این روایت به دست می آید که زدن روبنده و نقاب برای زنان واجب است؟
شاید بفرمایید: از قسمت اولش چنین چیزی فهمیده می شود. پاسخ این است: با توجه به آیات و روایات حجاب که قرص صورت و دست ها را استثنا می‌کند[2] روایت اطلاقش را از دست داده و روشن می شود مراد همان بخش هایی است که به فتوای مراجع باید پوشاند؛ یعنی کل بدن، مگر قرص صورت، دست ها تا مچ و به نظر برخی مراجع و نیز پاها تا مچ.
و اصولاً این معنای مطلق از روایت که «هیچ مردی زن را نبیند و او نیز هیچ مردی را نبیند» در تعاملات اجتماعی، شدنی نیست و خود ایشان هم در این گفتگو، به راحتی با مجری برنامه که نامحرم بود حرف می زد و مدام به چهره ی او نگاه می‌کرد.
این را هم باید افزود که به نقل شیخ طوسی(ره) در أمالی، سلمان در گزارش حالات زهرای مرضیه(سلام الله علیها) در ساعات پایانی حیات رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می گوید: من دیدم که اشک بر گونه های زهرا(سلام الله علیها) جاری شد «فَاضَ دَمْعُهَا عَلَى خَدِّهَا»[3].
اصل روایت نبوی این است: «لغیر ذی محرم أربعة أثواب درع و خمار و جلباب و إزار» یعنی زن در برابر نامحرم لازم است چهار پوشش داشته باشد: درع، خمار، جلباب و إزار. آیت الله العظمی بروجردی(ره) در معنای این چهار واژه می‌نویسد: «درع یعنی پیراهن و خمار؛ آن چیزی است که زن، سرش را با آن می پوشاند [مانند مقنعه یا روسری] و جلباب؛ پوششی است بزرگتر از مقنعه، و إزار؛ پوششی است که تمام بدن از سر تا پاها را می پوشاند

2ـ «حجاب حداقل و حداکثر»
آنچه را که ایشان تحت عنوان حجاب حداقل و حداکثر بیان کرد از نوآوری های ایشان است و انتساب این سخن به مراجع یا توصیف حکم آن به حداقل از نسبت های ناروای ایشان به مراجع است. و اینکه اهل بیت(علیهم السلام) حجاب حداکثری داشته‌اند با روایت بالا نقض می شود.
3ـ «مستندات پوشش حضرت زهرا(سلام الله علیها)»
ایشان در بیان مستند بودن پوشش حضرت زهرا(علیهاالسلام) به همان شکل که خود پوشیده است تنها به گفتن یک «بله» و یک روایت مربوط به حجاب و نه پوشش حضرت اشاره می کند و بعد هم تلاش می کند از کلمه ی «جلباب»ی که در این روایات و نیز قرآن کریم آمده تمام ادعای خود را ثابت کند.
اول اینکه: کدام مدرک معتبر گفته است که پوشش حضرت زهرا(سلام الله علیها) این گونه و یا همیشه این گونه بوده است؟ بلکه موارد متعدد داریم که ثابت می کند آن حضرت از روبنده و نقاب استفاده نمی کرده است:
الف. در آغاز خطبه ی فدکیه که نوع پوشش حضرت به دقت بیان شده است سخنی از پوشاندن صورت نیست.
ب. روایتی که در بالا بیان شد که نشان می‌دهد صورت مبارک حضرت باز بوده است که سلمان نامحرم توانسته جاری شدن اشک بر گونه های آن بانو را ببیند.
4ـ روایت «لغیر ذی محرم اربعة أثواب»
اصل روایت نبوی این است: «لغیر ذی محرم أربعة أثواب درع و خمار و جلباب و إزار»[4] یعنی زن در برابر نامحرم لازم است چهار پوشش داشته باشد: درع، خمار، جلباب و إزار. آیت الله العظمی بروجردی(ره) در معنای این چهار واژه می‌نویسد: «درع یعنی پیراهن و خمار؛ آن چیزی است که زن، سرش را با آن می پوشاند [مانند مقنعه یا روسری] و جلباب؛ پوششی است بزرگتر از مقنعه، و إزار؛ پوششی است که تمام بدن از سر تا پاها را می پوشاند.»[5]
این روایت نیز لزوم و یا حتی استحباب روبند و نقاب را ثابت نمی کند چه اینکه فقهای عظام نیز چنین استفاده ای از آن نکرده‌اند.
5ـ بحث لغوی و استفاده از واژه «جلباب»
نویسنده لسان العرب که صرفاً یک کتاب لغت است در توضیح یک بیت شعر که در آن «جُلْبُ اللیل‏» به کار رفته است می‌نویسد: مراد از «جُلْبُ اللیل‏» در اینجا سیاهی آن است.[6] حال مراد شاعر در این بیت چه ارتباطی به «جلباب» که عرب آن را برای هر پوشش با هر رنگی به کار می برد[7] دارد روشن نیست و مهم تر اینکه چه ارتباطی با نوع پوشش ادعای این خانم بر لزوم روبنده و نقاب دارد؟
در نهایت اینکه برای داشتن سبک زندگی اسلامی لازم است از قرآن و سیره ی اهل بیت(علیهم السلام) پیروی کنیم که برای غیر مجتهدین تنها راه، رجوع به فتوای مراجع تقلید است تا گرفتار افراط و تفریط سلیقه ای نشویم.

پی نوشت ها:
1. همسر ایشان در ضمن بیان نظر مراجع، مبنی بر واجب نبودن پوشاندن گردی صورت و دست ها تا مچ گفتند: «اگر چه می‌فرمایند پوشاندش بهتر است» که نویسنده در همین جا از ایشان و آگاهان دیگر تقاضا دارد ما را نیز از سند این سخن آگاه کنند.
2. وسائل الشیعة، ج‌20، ص 202‌
3. الأمالی، ص 607
4. مجمع البیان، ج7، ص243
5. نهایة التقریر، ج‌1، ص260 ؛ تقریر بحث السید البروجردی، ج‌1، ص 63
6. لسان العرب ج1،ص270
7. الجلباب: ثوب أَوسَعُ من الخِمار، دون الرِّداءِ، تُغَطِّی به المرأَةُ رأْسَها و صَدْرَها. همان، ص272[/]

[="3"]امام علی(ع) می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى حَدَّ لَکُمْ حُدُوداً فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ فَرَضَ عَلَیْکُمْ فَرَائِضَ فَلَا تُضَیِّعُوهَا وَ سَنَّ لَکُمْ سُنَناً فَاتَّبِعُوهَا وَ حَرَّمَ عَلَیْکُمْ حُرُمَاتٍ فَلَا تَهْتِکُوهَا وَ عَفَا لَکُمْ عَنْ أَشْیَاءَ رَحْمَةً مِنْهُ لَکُمْ مِنْ غَیْرِ نِسْیَانٍ فَلَا تَتَکَلَّفُوهَا»
به راستى که خدای تعالی واجباتى بر شما واجب گردانیده و حدودى معیّن فرموده است شما نباید آن واجبات را ضایع گذارید و از آن حدود تجاوز نمائید و سنت های واجبی را براى شما وضع کرده پس از آنها پیروى کنید، و چیزهایى را بر شما حرام ساخته پس هتک حرمت آنها نکنید، و به خاطر شما از چیزهایى صرف نظر نموده آن‌هم از روى رحمتش نه از روى فراموشى، پس خود را در مورد آنها به زحمت نیندازید».[/]

[="3"]روایت جابر بن عبداللَّه انصاری و عمران بن حصین و دیگران است که حکایت از آن دارد که آنها حضرت فاطمه صدیقه (س) و حتی زردی سیمای او را که بر اثر گرسنگی ایجاد شده بوده، دیده اند .

۱ کلینی از « عدّة » از برقی از اسماعیل بن مهران از عبید بن معاویه از معاویة بن شریح از سیف بن عمیرة از عمرو بن شمر از جابر از ابوجعفر امام باقر علیه السلام از جابر بن عبداللَّه انصاری روایت کرده است :
«خرج رسول الله صلی اللَّه علیه و آله یرید فاطمة و أنا معه، فلمّا انتهینا إلی الباب وضع یده علیه فدفعه ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت فاطمة علیهاالسلام: علیک السلام یا رسول الله، قال: أدخل؟ قالت: ادخل یا رسول الله. قال: أدخل أنا و مَن معی؟ فقالت: یا رسول الله لیس علیّ قناع، فقال: یا فاطمة خذی فضل ملحفتک، فقنّعی به رأسک ففعلت ثمّ قال: السلام علیکم، فقالت: و علیک السلام یا رسول الله قال: أدخل؟ قالت: نعم ادخل یا رسول الله قال: أنا و مَن معی؟ قالت : أنت و من معک، قال جابر: فدخل رسول الله و دخلت أنا و إذا وجه فاطمة أصفر کأنّه بطن جرادة، فقال رسول الله: مالی أری وجهک أصفر؟ قالت: یا رسول الله الجوع، فقال: اللهمّ مُشبع الجوعة و رافع الضیعة، أشبع فاطمة بنت محمد، فقال جابر: فو الله فنظرت إلی الدم ینحدر من قصاصها حتّی عادت وجهها أحمر، فما جاعت بعد ذلک الیوم» ( کلینی،۱۳۶۳ش ، ۵/۲۲۸؛ مجلسی،۱۴۰۳ق، ۴۳ / ۶۲؛ حر عاملی،۱۴۰۳ ق، ۱۴/۱۵۸و ۲۳/۵۵؛ نراقی،۱۴۱۹ ق، ۱۶/۴۷؛ نوری،۱۴۰۸ ق، ۸/۳۶۸و ۱۴/۲۸۲؛ طبرسی،علی، ۱۴۱۸ ق، ۳۴۳).

[رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی فاطمه (س) خارج شد ؛ من با او بودم؛ وقتی به درب خانه او رسیدیم دستش را روی درب گذاشت و آن را کوبید سپس گفت : سلام بر شما ؛ پس فاطمه گفت : علیک السلام ای رسول خدا؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم گفت : داخل شوم؟ فاطمه علیها السلام گفت یا رسول اللَّه وارد شو ، پیامبر فرمود : من با کسی که با من است وارد شوم؟ فاطمه گفت : یا رسول اللَّه من مقنعه ندارم ، پیامبر فرمود : گوشه لباس خود را مقنعه کن ؛ وقتی فاطمه علیها السلام این کار را کرد رسول خدا فرمود : السلام علیکم؛ فاطمه گفت : وعلیک السلام، ای رسول خدا! فرمود : اجازه هست که داخل شوم؟ فاطمه گفت : آری ای رسول خدا وارد شو؛ فرمود : با این شخص که همراه دارم داخل شوم؟ گفت : آری شما و کسی که همراه شماست با هم وارد شوید ؛ جابر گوید : پیامبر داخل شد و من هم داخل شدم؛ صورت مبارک فاطمه علیها السلام مثل شکم ملخ زرد شده بود؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به او فرمود : چرا صورتت زرد شده است؟! گفت : از شدّت گرسنگی ؛ پس پیامبر دعا کرد و گفت : ای خداوندی که گرسنگان را سیر می کنی و سختی و مشقّت را رفع می نمایی! فاطمه دختر محمّد را سیر گردان؛ جابر گوید: به خدا قسم که خون زیر پوست صورت فاطمه علیها السلام طوری جریان یافت که صورتش قرمز و گلگون شد و پس از آن روز دیگر گرسنه نشد ].
نکته:
طبری آملی و ابو نعیم اصفهانی نیز حدیث « عیادت » را روایت کرده اند با این تفاوت که آن دو از علی علیه السلام و جابر بن سمرة روایت کرده اند ولی مضمون روایتشان نزدیک به مضمون روایت کلینی است؛ طبری این روایت را به سندش از زید بن علی از پدرانش از علی علیه السلام این گونه روایت کرده است :

«فاطمة بنت محمد نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله مرضت فی عهد رسول الله فأتاها نبیّ الله عائداً لها فی نفر من أصحابه فاستأذن فقالت: یا أبة لا تقدر علی الدخول علیّ، إنّ علیّ عباءة إذا غطّیت بها رأسی انکشفت رجلای و إذا غطّیت بها رجلای انکشف رأسی، فلفّ رسول الله ثوبه و ألقاه إلیها فتستّرت به...». (طبری آملی، بی تا، ۲۴۶.)

[فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در دوران حیات رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم بیمار شد ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم همراه با گروهی از اصحابش به عیادت او آمد و اذن ورود خواست ؛ پس فاطمه گفت : ای پدرم! نمی توانی بر من وارد شوی زیرا عبایی بر تن دارم که هرگاه سرم را با آن بپوشانم دو پایم آشکار می گردد و هرگاه دو پایم را با آن بپوشانم سرم پیدا می شود؛ پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم لباس خود را پیچید و آن را سوی او انداخت و فاطمه علیها السلام خود را با آن پوشاند... ].

ابو نعیم نیز این روایت را در « حلیة الأولیاء » به سندش از جابر بن سمرة این گونه روایت کرده است :

«جاء نبیّ الله صلی اللَّه علیه و آله فجلس فقال: «إنّ فاطمة وجعة فقال القوم: لو عدناها، فقام مشی حتّی انتهی إلی الباب، و الباب علیها مصفق قال: فنادی: شدّی علیک ثیابک فإنّ القوم جاؤوا یعودونک فقالت: یا نبیّ الله ما علیّ إلّا عباءة قال: فأخذ رداءه فرمی به إلیها من وراء الباب فقال: شدّی بهذا رأسک فدخل و دخل القوم...». (ابونعیم،۱۴۰۷ق، ۲/۴۲)

[ پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلم آمد و نشست و گفت : فاطمه نا خوش است و کسالت دارد؛ ای کاش از او عیادت می کردیم؛ پس برخاست و رفت تا این که به درب خانه او رسید ؛ روی درب کوبه ای بود؛ رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ندا سر داد : با لباسهایت خوب خودت را بپوش زیرا این قوم آمده اند تا عیادتت کنند؛ پس گفت : ای پیامبر خدا! من فقط عبایی بر تن دارم ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ردای خود را گرفت و آن را از پشت درب به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد شد و سپس قوم آن وارد شدند... ].

خوارزمی نیز این روایت را از عمران بن حصین روایت کرده و در آن آمده است :

«فقالت: یا أبتاه فوالله ما علیّ إلّا عباءة فقال لها: اصنع بها کذا اصنعی بها کذا، و علمها کیف تسترها فقالت: و الله ما علی رأسی من خمار فأخذ خلق ملاءة کانت علیه فقال: اختمری بها» (خوارزمی، بی تا، ۳/۷۹)

[پس فاطمه علیها السلام گفت : ای پدرم! به خدا سوگند که جز عبایی بر تن ندارم ؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله به او فرمود : این طوری که من نشانت می دهم خودت را بپوش ؛ پیامبر صلی الله علیه وآله به فاطمه علیها السلام یاد داد که چگونه خود را بپوشاند ؛ پس فاطمه گفت : من مقنعه بر سر ندارم؛ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه ای را که به خود بسته بود گرفت و به او داد و گفت : این را مقنعه خودت قرار بده ].

غزالی نیز این روایت را در إحیاء العلوم نقل کرده به گونه ای که در فرازی از آن آمده است :

« فقالت: هذا جسدی قد واریته فکیف برأسی فألقی إلیها ملاءة کانت علیه خلقه، فقال: شدّی بها رأسک...» (غزالی،۱۴۱۲ ق، ۴/۱۱۷)

[پس فاطمه گفت : من بدنم را پوشاندم، پس سرم را چگونه بپوشانم؟ پس پیامبر صلی الله علیه وآله ملحفه کهنه ای را که به خود بسته بود گرفت و به سوی او انداخت و گفت : با این سرت را خوب بپوش... ].[/]

موضوع قفل شده است