جمع بندی آیا هیچ توجیه علمی برای گفت و گو پیامبران (ع) با حیوانات وجود دارد؟

×

پیغام وضعیت

شما در حال مشاهده این موضوع می باشید

تب‌های اولیه

99 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
آیا هیچ توجیه علمی برای گفت و گو پیامبران (ع) با حیوانات وجود دارد؟

با سلام خدمت همه عزیزان
ما بارها در قران و روایات مشاهده میکنیم که معصومین (ع) با حیوانات بحث و گفت و گو میکنند وگاهی مطالب بسیار مهم و دقیقی را از قول انها بیان میکنند .
اما با دانشی که امروزه از حیوانات داریم و بعضا انها را از انجام کارهائی که با کمی تدبیر حل شدنی است عاجز میبینیم چگونه ثابت کنیم که مثلا مورچه با حضرت سلیمان (ع) چنین گفت و گوئی کرده است

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد یاسین

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام


با مطالعه کتابهایی که در مورد حیوانات نوشته شده، از جمله کتاب« زندگی حیوانات» و « دنیای حیوانات» در می یابیم که زندگی حیوانات از نظم و پیچیدگی خاصی برخوردار است. مثلا قانون مندی دقیقی که در زندگی زنبور عسل وجود دارد و انجام وظایف هر گروه از زنبورهای کارگر و ملکه و... نشان می دهد که این حیوانات از درک و شعور غریزی خاصی برخوردارند.

در مورد ارتباط بعضی از انبیاء(علیهم السلام) با حیوانات مانند صحبت حضرت سلیمان(علیه السلام) با مورچه یا هدهد در قرآن مطالبی ذکر شده است؛ «حَتىَّ إِذَا أَتَوْاْ عَلىَ‏ وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يَأَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُواْ مَسَكِنَكُمْ لَا يحَْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمَانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ»[1]( (آنها حركت كردند) تا به سرزمين مورچگان رسيدند مورچه‏ اى گفت: «به لانه‏هاى خود برويد تا سليمان و لشكرش شما را پايمال نكنند در حالى كه نمى‏فهمند!»)


« وَ تَفَقَّدَ الطَّيرَْ فَقَالَ مَا لىِ‏َ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ أَمْ كَانَ مِنَ الْغَائبِينَ لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذَابًا شَدِيدًا أَوْ لَأَاْذْبحََنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنىّ‏ِ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ فَمَكَثَ غَيرَْ بَعِيدٍ فَقَالَ أَحَطتُ بِمَا لَمْ تحُِطْ بِهِ وَ جِئْتُكَ مِن سَبَإِ بِنَبَإٍ يَقِينٍ»[2] ((سليمان) در جستجوى آن پرنده [هدهد] برآمد و گفت: «چرا هدهد را نمى‏بينم، يا اينكه او از غايبان است؟! قطعاً او را كيفر شديدى خواهم داد، يا او را ذبح مى‏كنم، يا بايد دليل روشنى (براى غيبتش) براى من بياورد! چندان درنگ نكرد (كه هدهد آمد و) گفت: «من بر چيزى آگاهى يافتم كه تو بر آن آگاهى نيافتى من از سرزمين «سبا» يك خبر قطعى براى تو آورده ‏ام! )


ما از جهان حيوانات اطلاعات زيادى در دست نداريم، و با تمام پيشرفتهايى كه در اين زمينه شده، هنوز ابهامهاى فراوانى بر روى آن سايه افكنده است.

آثار هوش و دقت و ذكاوت و مهارت در كارهاى بسيارى از آنها مى ‏بينيم:

خانه ‏سازى زنبوران عسل، نظمى كه بر كندو حكم فرما است، دقت مورچگان در جمع آورى نيازمنديهاى زمستان، طرز ذخيره و انبار آنها، دفاع كردن حيوانات از خود در برابر دشمن، و حتى آگاهى آنها از درمان بسيارى از بيماريها، پيدا كردن لانه و خانه خود از فاصله ‏هاى بسيار دور دست، و پيمودن راههاى طولانى و رسيدن به مقصد، پيش بينى آنها از حوادث آينده، و مانند آن همه از چيزهايى است كه نشان مى‏دهد، در دنياى مرموز حيوانات بسيارى از وسائل هنوز براى ما لا ينحل است.

از اين گذشته بسيارى از حيوانات بر اثر آموزش و تربيت، كارهاى شگفت انگيزى انجام مى‏دهند كه حتى انسانها از آن عاجزند.

اما بدرستى روشن نيست كه آنها تا چه حد از دنياى انسانها با خبرند؟ آيا واقعا آنها مى‏دانند كه ما كيستيم و چه مى‏كنيم؟ ممكن است ما در آنها چنين هوش و ادراكى را سراغ نداشته باشيم، ولى آيا اين به معنى نفى آن است؟! روى اين حساب اگر در داستان فوق خوانديم كه مورچگان از آمدن لشكر سليمان به آن سرزمين با خبر شدند و اعلام رفتن به لانه‏ ها نمودند تا زير دست و پاى لشكر له نشوند، و سليمان نيز از اين ماجرا آگاه شد زياد جاى تعجب نيست.[3]


[HR][/HR][1] - سوره نمل،آیه18.

[2] - سوره نمل،آیه20-22.

[3] - تفسير نمونه، ج‏15، ص: 435


[RIGHT][=&quot]با عرض سلام مجدد خدمت استاد یاسین گرامی و همه دوستان

بی تردید دنیای جانوران پر از شگفتیهای فوق العاده است که بسیاری از انها برای ما ناشناخته مانده است مانند بدن خودمان که هر روزه در ان اتفاقات شگفت و فوق العاده ای می افتد بدون انکه فکر و اراده و شعور ما در ان دخیل باشد حتی در خیلی از موارد ما از وجود این وقایع شگفتاور که بیانگر خالقی بی همتاست بیخبریم.[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]از طرفی این را هم میدانم که خداوند از علمش انقدر به ائمه اطهار (ع) عنایت فرموده است که بدون انکه سخنی گفته شود از همه مضوعات با خبرند چه رسد که موجودی با کلام یا اشاره مطلبی را بیان کند .[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]این مضوع هم که حیوانات از طریقی (که نمیدانم چیست) امام زمان خود را بشناسند و برای نجات خود یا فرزندانشان یا مسائل غریزی دیگر به امام پناه ببرند برای من قابل قبول است [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]این هم قبول دارم که اگر خداوند اراده کند جانوران و جمادات و حتی سایه ها نیز سخن خواهند گفت [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]اما در این دنیای مادی بیان مسائل مهم عقیدتی از زبان حیوانات برای من خیلی قابل حضم نیست [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]چون اگر این مطلب را قبول کنیم باید برای حیوانات درجاتی از ایمان را قائل باشیم که بعضا یکسان نیست مانند انکه میگویند فاخته سنی است و ولایت امیرالمومنین (ع) را قبول ندارد . پس باید برای انها فهم و شعور و اختیار قائل بود و اگر این چنین باشد انها هم دارای معاد و جزا و عقاب خواهند بود [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]در پایان عرایضم دو حدیث که در این مورد است را بیان میکنم حتما دوستان موارد بیشتری سراغ دارند .[/][=&quot][/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]على (ع ) بر منبر جامع کوفه بودند، ناگاه مردى براى وضو گرفتن از جا بلند شد.[/][=&quot] [/][=&quot]
آن شخص از مسجد بیرون رفت به سوى رحبه تا وضو بگیرد، ناگاه مار بزرگى مانع او شد.
پس از مقابل آن مار فرار کرد و به خدمت على (ع ) آمد و قضیه را به آن حضرت نقل کرد. على (ع ) بلند شد و تشریف آورد نزدیک آن سوراخى که افعى در آن بود.
شمشیر مبارک را بر در سوراخ گذاشت و فرمود: افعى از این جا خارج شو. طولى نکشید که آن مار بیرون آمد و با آن حضرت صحبت کرد، على (ع ) به آن مار عتاب کرد چرا مانع این مرد از وضو گرفتن شدى ؟ جواب داد: این مرد شما را چهارمین خلیف[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]مى داند یعنى شیعه شما نیست . آن گاه امیرالمؤ منین (ع[/][=&quot] [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]) به آن مرد فرمود: تو مرا خلیفه چهارم مى دانستى ؟
پس آن مرد . [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]بر سر خود زد و اسلام خود را کامل نمود.( مناقب اهل بیت ، ص 156[/][=&quot])[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] [/]

[/RIGHT] [=&quot] [/]

[RIGHT][=&quot]در ایام کودکى از امام حسین- علیه السّلام- در باره صداى حیوانات سؤال کردند؛ چون از شرائط امامت این است که عالم به زبان تمام حیوانات باشد. [/][=&quot]- [/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot][/][=&quot] امام علیه السّلام- در پاسخ آنان- که حیوانات هنگامى که صدا مى‏کنند چه[=&quot] مى‏گویند- فرمود[/][=&quot]:[/]
- کرکس مى‏گوید: اى فرزند آدم! هر گونه که مى‏خواهى زندگى کن ولى بدان که عاقبت مرگ است.
- باز مى‏گوید: اى عالم به خفیّات و اى رفع‏کننده بلاها!-[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] طاوس مى‏گوید: خدایا! به خود ظلم کردم و به زینتم مغرور شدم، پس مرا ببخش[/][=&quot].[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]- خارپشت مى‏گوید: خداوند بر عرش خود قرار گرفته است.
- خروس مى‏گوید: هر کس خدا را شناخت او را فراموش نمى‏کند.
- مرغ مى‏گوید: اى خدایى که بر حقى، تو بر حقى و سخن تو حق است.[/]
[=&quot][=&quot]یا اللَّه! یا حق![/][/]
[=&quot] - قرقى مى‏گوید: به خدا و روز قیامت، ایمان دارم.
- لاشخور مى‏گوید: به خدا توکل کن که او روزى مى‏دهد.
- عقاب مى‏گوید: هر کس از خدا اطاعت کند، سختى نمى‏بیند.
- شاهین مى‏گوید: خداوند، پاک، منزه و حقّ است چه حقّى!
- جغد مى‏گوید: انس در دورى نمودن از مردم است.
- کلاغ مى‏گوید: اى روزى دهنده! روزى حلال برسان.
دُرنا مى‏گوید: خدایا! مرا از شرّ دشمنانم حفظ کن.
- لک لک مى‏گوید: هر کس از مردم فاصله بگیرد، راحت‏تر است.[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]- اردک مى‏گوید: آمرزش تو را خواهانم اى خدا!
- هدهد مى‏گوید: چقدر شقى و بدبخت است کسى که گناه مى‏کند.
- قمرى مى‏گوید: اى داناى به اسرار و پنهانها، اى خدا!
- کبوتر مى‏گوید: تویى خدا و غیر از تو خدایى نیست.
- زاغ مى‏گوید: منزّه است کسى که بر او چیزى مخفى نیست.
- طوطى مى‏گوید: یاد خدا باعث مغفرت گناهان است.
- گنجشک مى‏گوید: طلب آمرزش مى‏کنم از گناهانى که خدا را به خشم آورد.
- بلبل مى‏گوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ حقّا حقّا».
- کبک مى‏گوید: قیامت نزدیک است.
- بلدرچین مى‏گوید: اى فرزند آدم! چه چیز تو را از مرگ غافل کرده است.
- مرغ شکارى مى‏گوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ و آله خیرة اللَّه».
- قمرى مى‏گوید: «یا واحد یا احد یا فرد یا صمد».[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]- دارکوب مى‏گوید: خداى من! مرا از آتش نجات بده.
- چکاوک مى‏گوید: خدایا! گناهان مؤمنین را ببخش.
- کبوتر صحرایى مى‏گوید: خدایا! اگر مرا نبخشى، بدبخت مى‏شوم.
- مرغ عشق مى‏گوید: «لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ [العلىّ‏] العظیم».
- شتر مرغ مى‏گوید: معبودى به غیر از خدا نیست.
- پرستو هنگام صدا کردن، سوره حمد را مى‏خواند و مى‏گوید: اى قبول‏کننده توبه‏کنندگان! اى خدا! حمد و ثنا براى توست.
- زرّافه مى‏گوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وحده».
- میش مى‏گوید: مرگ بهترین پند دهنده است.
- بزغاله مى‏گوید: (خدایا!) مرگم را برسان تا گناهانم کم باشد.
وقتى که شیر غرش مى‏کند؛ یعنى امر خداوند مهم است مهم.
- گاو نر مى‏گوید: اى فرزند آدم! صبر کن. تو در مقابل کسى هستى که تو را مى‏بیند و دیده نمى‏شود و آن خداست.
- فیل مى‏گوید: از مرگ، گریزى نیست.[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]- یوز پلنگ مى‏گوید: «یا عزیز یا جبّار یا متکبّر یا اللَّه!».
- شتر مى‏گوید: منزّه است خدایى که خوارکننده ستمکاران است.
- اسب مى‏گوید: سبحان ربّنا سبحانه!
- گرگ مى‏گوید: کسى را که خدا حفظ کند، هرگز ضایع نمى‏گردد.
- شغال مى‏گوید: واى! واى! واى! بر گناهکارى که در گناه کردن، اصرار مى‏نماید.
- سگ مى‏گوید: گناهان، باعث خوارى است.
- خرگوش مى‏گوید: خدایا! مرا هلاک نکن و حمد و ستایش براى توست.
- روباه مى‏گوید: دنیا خانه غرور است.
- غزال مى‏گوید: خدایا! مرا از آزار و اذیت نجات بده.
- کرکدن مى‏گوید: (خدایا) به فریادم برس و الّا هلاک مى‏گردم.
- گوزن مى‏گوید: خداوند مرا کفایت مى‏کند و بهترین وکیل است.
- پلنگ مى‏گوید: پاک و منزه است خدایى که با قدرت، عزیز شده است.
- مار مى‏گوید: اى خدا! چقدر شقى و بدبخت است کسى که تو را معصیت مى‏کند.
- عقرب مى‏گوید: بدى، چیز وحشتناکى است.
سپس امام- علیه السّلام- فرمود: تمام مخلوقات خداوند او را تسبیح مى‏کنند. بعد امام این آیه را تلاوت فرمود:
وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ «اسرى 44»

«همه مخلوقات، خدا را تسبیح مى‏کنند ولى شما تسبیح آنان را درک نمى‏کنید» .[/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[/][=&quot][/]

[/RIGHT]

[RIGHT][=&quot] ( بحار: 64/ 27، حدیث 8///جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 200)[/]

[/RIGHT]

بسم الله.
به نظر منه حقیر اکثر این روایت و اینگونه سخنراندن حیوانات به جهت تنبه و ایمان آوردن فرد بوده که به اذن خدا یا امام صورت میگرفته مثل اینکه سنگ شهادت به یگانگی خداوند بدهد یا درخت یا هر چیز دیگری اینها به صورت آیتی الهی دخیل در متنبه شدن فرد بوده اند .به غیر از این خود قران هم میگوید که هر انچه در آسمانها و زمین است تسبیح خدا را میگویند کما اینکه در حدیثی پیامبر به عایشه (فکر کنم) فرمود پیراهنم را بشور که ذکر خدا میگوید. حال چه اشکالی دارد که جسم بی جانی یا جانداری برای اینکه فردی هدایت شود به اذن خدا زبان بگشاید و به یگانگی خدا یا امامت امیرالمومنین شهادت دهد.اگر که گفته اند که فاخته سنی هست هم یحتمل منظور نوع مسخ شده ان است.بعلاوه حیوانات هم دارای شعور هستند و ممکن است خیلی روابط پیچیده آنها را درک نکنیم کما اینکه انها اجتماعی زندگی میکنند خانه میسازند ما حتی حرکات دفاعی و این ورزش های رزمی رو از حیوانات فرا گرفتیم که به بهترین شکل حمله میکنند یا از خودشون دفاع میکنند ومیزان خطاشون از ما خیلی کمتره.
ببخشید زیاد شد اینها نظر حقیره فقط.با عرض پوزش از استاد محترم.

با سلام خدمت دوست عزیزسید حسین موسوی
اگر حیوانات یا جمادات یا حتی سایه ها به امر خدا به زبانی صحبت کنند که برای همه قابل درک باشد فرمایش حضرت عالی درست است
اما این قضیه کمی متفاوت است

saeed.motallebi;390525 نوشت:
با سلام خدمت دوست عزیزسید حسین موسوی
اگر حیوانات یا جمادات یا حتی سایه ها به امر خدا به زبانی صحبت کنند که برای همه قابل درک باشد فرمایش حضرت عالی درست است
اما این قضیه کمی متفاوت است

بسم الله.
و سلام خدمت شما بزرگوار.
خب اگر متفاوت باشد و فرق کند خرق عادت است که میشه گفت این قبیل اتفاقات به نوعی معجزست.که آیت های الهی هستند.
مثلا ما از راز و رمز بسیاری رفتارها و مسائل حیوانات متلع نیستیم کما اینکه گفته شده حیوانات در روز قیامت صحبت میکنند وشهادت میدهندو غیره و به عنوان شاهد هستند حتی از هم دیگر هم شکایت میکنند!
پس چه اشکالی دارد کسی که از تمام رمزوراز حیوانات خبر دارد(یعنی امام یا پیامبر) از اینها به ما خبر بدهد.البته میشه گفت شاید جنبه مثالی هم داشته باشه .
با تشکر.

سلام مجدد
سوال این است
ایا حیوانات اینقدر فهم و شعور دارند که دارای ایمان و اعتقادات باشند ؟


saeed.motallebi;392250 نوشت:
ایا حیوانات اینقدر فهم و شعور دارند که دارای ایمان و اعتقادات باشند ؟

بسم الله الرحمن الرحیم
این سوال مربوط به گروه کلام و اعتقادات می باشد ولی به صورت مختصر پاسخی عرض می کنم.

قرآن در مورد اجسام از جمله آسمان و زمین می فرماید:«ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعينَ »[1] (پس (از خلقت اصل زمين اراده حتمى خدا) متوجه به سوى آسمان شد در حالى كه (ماده اوّلى آن) دود بود، پس به آن و به زمين گفت: خواه به طاعت يا به اكراه بياييد (اراده حتمى تعلّق گرفت كه آن دود، آسمان‏ها شود و زمين به بركت و تهيّه قوت رسد)، آن دو (به زبان حال و مقهوريّت ذاتى) گفتند: مطيعانه آمديم.)ترجمه آیت الله مشکینی(ره)).

جمله" فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً":" خداوند به آسمان و زمين فرمود به شكل خود در آييد از روى اطاعت يا اكراه" به اين معنى نيست كه واقعا سخنى با لفظ گفته شده باشد، بلكه گفته خداوند همان فرمان تكوينى، و اراده او بر امر آفرينش است، و تعبير به" طَوْعاً أَوْ كَرْهاً" اشاره به اين است كه اراده قطعى خداوند به شكل گرفتن آسمانها و زمين تعلق يافته بود و در هر صورت مى‏بايست آن مواد به چنين صورت مطلوبى در آينده بخواهند يا نخواهند.

جمله" اتينا طائعين": ما از روى اطاعت شكل نهايى به خود گرفتيم اشاره به اين است كه مواد تشكيل دهنده آسمان و زمين از نظر تكوين و آفرينش‏ كاملا تسليم اراده و فرمان خدا بود، اشكال لازم را به خود پذيرفت، و هيچگونه مقاومتى در برابر اين فرمان الهى از خود نشان نداد.
به هر حال روشن است كه آن" امر" و اين" امتثال" جنبه تكليفى و تشريعى نداشته، بلكه صرفا از نظر تكوين صورت گرفته است.[2]

به نظر می رسد در میان حیوانات نیز این شعور و آگاهی وجود دارد و پذیرفتن یا نپذیرفتن دستورات الهی در مورد آنها نیز به تناسب خودشان مطرح است.

[HR][/HR][1] - سوره فصلت ،آیه11.

[2]- تفسير نمونه، ج‏20، ص: 229

یاسین;942815 نوشت:
به نظر می رسد در میان حیوانات نیز این شعور و آگاهی وجود دارد و پذیرفتن یا نپذیرفتن دستورات الهی در مورد آنها نیز به تناسب خودشان مطرح است.

سلام
بر فرض شعور حیوانات رو قبول کنیم چون با ازمایش ثابت شده در دلفین ها فیل ها پرندگان و بعضی دیگر حیوانات کمی شعور هست.
اما یک مورچه نا چیز چگونه تونسته با حضرت سلیمان حرف بزنه.دیگر این رو منکر نیستید که مورچه نه زبان داره نه حلق و حنجره داره پس چجوری با سلیمان حرف زده؟ حالا اصلا کاری ندارم حرفای مورچه حتی از شعور خود سلیمان هم بیشتر بوده! ولی دیگه حرف زدنشو چجوری باور کنیم؟

سلام به همه شما اعضای محترم اسک دین

کاشکی یکم فکر می کردید یادتون رفته؟؟؟!

خدا ساخته حیوانات رو و خداست که میتونه هر کاری بکنه..

خدا به حیوانات شعور حیوانی داده که میتونند کارهای مورد نیازشونو انجام بدهند..

اما یه مسئله ای هست که خدا توی قرآن هم نقل کرده :

[h=1]( سوره النحل آیات 68 و 69 )[/h]
وَ أَوْحى رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ ...و پروردگار تو به زنبور عسل وحی نمود
حیوانات عقل و درک و اختیار خدا بهشون نداده و بنابر این خدا بهشون مستقیما وحی میکنه و راهنمایی شون میکنه نمیتونند مثل انسان وسیله ای برای کارهاشون داشته باشند (یعنی عقل و تفکر)
یه مسئله ی خیلی واضحه و تعجب زیادی نداره
خدا تو این عالم توانای بر همه کار هست!

موضوع قفل شده است