جمع بندی انگیزه مردان از ازدواج؟

87 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
انگیزه مردان از ازدواج؟

راستش من هم زیاد شنیدم و هم از مقالاتی که در باره تفاوتهای زن و مرد خوندم این طور فهمیدم که مردها از طریق چشم عاشق میشن(و زن ها از طریق گوش) و اینکه زن ها هدفی که از ازدواج دارند داشتن رابطه ی عاشقانه و محبت امیز است در حالی که مردها هدفشون(حتی اگر در برهه ی کوتاهی روابط عاشقانه باشه در اصل و کنه قضیه)روابط جنسیه!
و اینکه زنها شخصیت مرد رو میخوان و مردها شخص زنو!

قسمتهایی که در مورد زنها گفته شده که درسته!اما اونچه که در مورد اقایان گفته شد هم درسته؟!
یعنی انگیزه ی اصلی اکثر مردان از ازدواج روابط جنسیه؟!
اگه نه پس چی باعث میشه یه مرد با وجود چند برابر شدن مسئولیتهاش بعد ازدواج و از دست دادن بخش زیادی از ازادی هاش طن به ازدواج بده؟!
اصلا معنی عشق
از نظر اقایون چیه؟؟

کارشناس بحث : امیدوار

سلام
سلام اينقدر ها هم كه ميگيد كلي نيست و اينقدر ها هم مردها موجودات پليدي نيستن و زنها فرشته:ok:
نياز جنسي در مرد و زن وجود داره و اين از دلايل رغيت دو جنس مخالف به سمت همديگر است و فقط در مورد آقايون نيست.
و در مورد افزايش مسئوليتهاي آقايتون ،‌بار مسئوليت خانم بعد از ازدواج كمي از آقا هم نداره و اگر خانم شاغل باشه شايد مسئوليت بيشتري داره (‌در قبال كار، منزل،‌همسر ، فرزندان و ...)
ازدواج براي زن و مرد وسيله ي آرامش است و تشكيل زندگي يكي از مراحل بزرگ شدن افراده كه اختصاص به جنسيت خاصي نداره و هر دو جنس به آن توصيه شده اند.
در تاپيك هاي ذيل به مسائلي كه اشاره فرموديد پرداخته شده است، در صورتي كه هنوز سوالي براتون وجود داشت بفرماييد
http://www.askdin.com/member16993.html
http://www.askdin.com/member16993.html
http://www.askdin.com/thread10604.html#post257699

مسیحا;257850 نوشت:
ياز جنسي در مرد و زن وجود داره و اين از دلايل رغيت دو جنس مخالف به سمت همديگر است و فقط در مورد آقايون نيست.

البته در مورد سوالی که ایشون مطرح کردن بنده خیلی نمیدونم ولی همین قدر اطلاع دارم که به هیچ عنوان نگاه و میل جنسی زن و مرد مثل هم نیست!و واضح است که این مورد در مردان بسیار بیشتر از زنهاست!
اما اینکه دلیل ازدواج مردان همین باشه خب؟!؟!:Gig:


hoorshid;257862 نوشت:
همین قدر اطلاع دارم که به هیچ عنوان نگاه و میل جنسی زن و مرد مثل هم نیست


با سلام و تشكر از حسن توجهتون
زن و مرد با هم متفاوت هستند و به الطبع نياز ها و اميالشون نيز با يكديگر متفاوت است و منظور بنده وجود اين احساس و تمايل دو جنس نسبت به يكديگر است

مسیحا;257850 نوشت:
و در مورد افزايش مسئوليتهاي آقايتون ،‌بار مسئوليت خانم بعد از ازدواج كمي از آقا هم نداره و اگر خانم شاغل باشه شايد مسئوليت بيشتري داره (‌در قبال كار، منزل،‌همسر ، فرزندان و ...)

ولی نه شرعا و نه قانونا زن وظیفه کار کردن در بیرون یا حتی کار منزل رو نداره درسته؟من شنیدم اگر زن بخواد میتونه یا تو خونه کار نکنه و مرد باید کارگر بیاره یا میتونه در ازاش پول بگیره!از نگاه دینی حتی شیر دادن به بچه هم مسئولیت زنها نیست!
چه طور میگین مسئولیتاشون مث همه؟

مسیحا;257850 نوشت:
نياز جنسي در مرد و زن وجود داره و اين از دلايل رغيت دو جنس مخالف به سمت همديگر است و فقط در مورد آقايون نيست.

:soal:


mona690;257472 نوشت:
راستش من هم زیاد شنیدم و هم از مقالاتی که در باره تفاوتهای زن و مرد خوندم این طور فهمیدم که مردها از طریق چشم عاشق میشن(و زن ها از طریق گوش) و اینکه زن ها هدفی که از ازدواج دارند داشتن رابطه ی عاشقانه و محبت امیز است در حالی که مردها هدفشون(حتی اگر در برهه ی کوتاهی روابط عاشقانه باشه در اصل و کنه قضیه)روابط جنسیه!


mona690;257472 نوشت:
[b]و اینکه زنها شخصیت مرد رو میخوان و مردها شخص زنو![/b]
قسمتهایی که در مورد زنها گفته شده که درسته![b]اما اونچه که در مورد اقایان گفته شد هم درسته؟![/b]
[b]یعنی انگیزه ی اصلی اکثر مردان از ازدواج روابط جنسیه؟![/b]
اگه نه پس چی باعث میشه یه مرد با وجود چند برابر شدن مسئولیتهاش بعد ازدواج و از دست دادن بخش زیادی از ازادی هاش طن به ازدواج بده؟!
اصلا معنی عشق از نظر اقایون چیه؟؟

[b]کارشناس بحث : حامی [/b]

من از نظر شخصی خودم میگم! من واسه میل جنسی ازدواج نکردم!

من چون یک نفر رو دوست داشتم باهاش ازدواج کردم تا از این سردرگمی و بچه بودن خلاص بشم!
تا زمانی که مجرد بودم اختیارم دست بابام یا مامانم بود اما الان اونها دیگه نمیتونن بگن اینجا برو اونجا نرو! الان اختیارم دست خودمو و احساس استقلال میکنم
تا زمانی که مجرد بودم کسی رو نداشتم که نزدیکترین حرفهامو باهاش بزنم روم نمیشد به مامان بابام بزنم اما الان یکیو دارم
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم به دوستام که با دوست دختراشون میرفتن بیرون حسودیم میشد اما الان با خانمم میرم بیرون
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم انگیزه ای واسه بیشتر پول دراوردن نداشتم و یک سیر صعودی نداشتم اما الان با توجه به نیازهای همسرم هرروز سعی میکنم بیشتر از دیروز درامد داشته باشم البته از راه خلال
تا زمانی که مجرد بودم هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن نداشتم اما بعد از ازدواج به خاطر بچم رفتم به درسم ادامه دادم تا نگن باباش بی سواده
و .....البته غریضه ی جنسی هم جزو دلایلم بود
اما میخوام بگم بیشترین هدف مرد غریضه ی جنسی نیست بلکه اهداف مهمتری داره....
راجب اون مسئولیت هایی هم که گفتید باید بگم دوستشون دارم! یعنی واسه شخص من لذت بخشه که یک نفر ازم انتظار داشته باشه بهش پول بدم یا براش چیزی بخرم یا ...
یعنی اون مسئولیت ها خودش یک انگیزه ای بود برای ازواج من! یعنی خوشم میومد مسئولیت اداره ی یک زندگی به دوشم بیفته و یک نفر به من تکیه کنه!

با سلام به دوستان

مرد و زن هر دو مکمل هم در زندگی هستند و این به این معنا میتونه باشه که هر دو به هم احتیاج دارند.

چون خدا هم در قرآن می فرمایند که ما زن و مرد را برای آرامش همدیگر آفریدیم.


mona690;257870 نوشت:
چه طور میگین مسئولیتاشون مث همه؟


سلام
اگر دقت كنيد بنده عرض كردم كه خانم هم مسئوليتهايي داره و نه مسئوليتش شبيه مسئوليت آقاست.
شما فرموديد چي ميشه كه آقا با چند برابر شدن مسئوليتش باز هم تن به ازدواج ميده؟ بنده عرض كردم همانطور كه آقا مسئوليتش زياد ميشه خانم هم مسئوليتش زياد ميشه و 1 طرفه نيست.اما رشد و بالندگي كه فرد در بعد ازدواج به دست مياره و دلايلي كه دوستان فرمودند و هزاران دليلي كه همه جا ديديد باعث ميشه به سمت ازدواج بروند.

asad;257884 نوشت:
تا زمانی که مجرد بودم اختیارم دست بابام یا مامانم بود اما الان اونها دیگه نمیتونن بگن اینجا برو اونجا نرو! الان اختیارم دست خودمو و احساس استقلال میکنم

عمراً!!!
اون موقع با التماس رازیشون میکردی ولی حالا عمراً:khaneh:
اسد جون شوخی کردما...نزنی حالا کلی جوابهای فلسفی برام بفرستی!!!در بست قبولت داریم...
اما: خدمت استارتر تاپیک عرض کنم با یه مثال:
فرض کنید یه نفر با مشکلات و تلاش خیلی زیاد تو بهترین دانشگاه تهران قبول بشه و مثلا از یه شهرستان دور ساعت 4 عصر با قطار راه بیفته به سمت تهران .از شانسه بدش هم بهش بگن دستشوئی خرابه و تا تهران ایستگاهی هم نداریم.ساعت 12 ظهر روز بعد هم بیاد ترمینال تهران و نتونه بره دستشوئی مثلاً خرابه یا خیلی شلوغه و اون باید برای ثبت نام زوذ برسه دانشکاه در حالی که داره از شدت فشار منفجر میشه میمیره یه دربست بگیره و صاف بیاد جلوی در دانشگاه تو صف خوب حالا اگه بهش بگن واسه چی میخواهی بری تو؟ اون چی میگه؟!!!
خوب یعنی اون اینهمه سال درس خونده که بیاد کنکور بده و بره تو دانشگاه واسه ......
تو خود حدیث مفصل کن از این مجمل.....
وگرنه به خدا اینجوری نیست بابا اااااااااااا ایهالناس ما مردها هم عشق حالیمونه و همه چیه دیگه....:Gol:
فی امان ا...

asad;257884 نوشت:

من از نظر شخصی خودم میگم! من واسه میل جنسی ازدواج نکردم!

من چون یک نفر رو دوست داشتم باهاش ازدواج کردم تا از این سردرگمی و بچه بودن خلاص بشم!
تا زمانی که مجرد بودم اختیارم دست بابام یا مامانم بود اما الان اونها دیگه نمیتونن بگن اینجا برو اونجا نرو! الان اختیارم دست خودمو و احساس استقلال میکنم
تا زمانی که مجرد بودم کسی رو نداشتم که نزدیکترین حرفهامو باهاش بزنم روم نمیشد به مامان بابام بزنم اما الان یکیو دارم
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم به دوستام که با دوست دختراشون میرفتن بیرون حسودیم میشد اما الان با خانمم میرم بیرون
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم انگیزه ای واسه بیشتر پول دراوردن نداشتم و یک سیر صعودی نداشتم اما الان با توجه به نیازهای همسرم هرروز سعی میکنم بیشتر از دیروز درامد داشته باشم البته از راه خلال
تا زمانی که مجرد بودم هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن نداشتم اما بعد از ازدواج به خاطر بچم رفتم به درسم ادامه دادم تا نگن باباش بی سواده
و .....البته غریضه ی جنسی هم جزو دلایلم بود
اما میخوام بگم بیشترین هدف مرد غریضه ی جنسی نیست بلکه اهداف مهمتری داره....
راجب اون مسئولیت هایی هم که گفتید باید بگم دوستشون دارم! یعنی واسه شخص من لذت بخشه که یک نفر ازم انتظار داشته باشه بهش پول بدم یا براش چیزی بخرم یا ...
یعنی اون مسئولیت ها خودش یک انگیزه ای بود برای ازواج من! یعنی خوشم میومد مسئولیت اداره ی یک زندگی به دوشم بیفته و یک نفر به من تکیه کنه!

نظرم يکم در مورد مردا عوض شد

asad;257884 نوشت:

من از نظر شخصی خودم میگم! من واسه میل جنسی ازدواج نکردم!

من چون یک نفر رو دوست داشتم باهاش ازدواج کردم تا از این سردرگمی و بچه بودن خلاص بشم!
تا زمانی که مجرد بودم اختیارم دست بابام یا مامانم بود اما الان اونها دیگه نمیتونن بگن اینجا برو اونجا نرو! الان اختیارم دست خودمو و احساس استقلال میکنم
تا زمانی که مجرد بودم کسی رو نداشتم که نزدیکترین حرفهامو باهاش بزنم روم نمیشد به مامان بابام بزنم اما الان یکیو دارم
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم به دوستام که با دوست دختراشون میرفتن بیرون حسودیم میشد اما الان با خانمم میرم بیرون
تا زمانی که ازدواج نکرده بودم انگیزه ای واسه بیشتر پول دراوردن نداشتم و یک سیر صعودی نداشتم اما الان با توجه به نیازهای همسرم هرروز سعی میکنم بیشتر از دیروز درامد داشته باشم البته از راه خلال
تا زمانی که مجرد بودم هیچ انگیزه ای واسه درس خوندن نداشتم اما بعد از ازدواج به خاطر بچم رفتم به درسم ادامه دادم تا نگن باباش بی سواده
و .....البته غریضه ی جنسی هم جزو دلایلم بود
اما میخوام بگم بیشترین هدف مرد غریضه ی جنسی نیست بلکه اهداف مهمتری داره....
راجب اون مسئولیت هایی هم که گفتید باید بگم دوستشون دارم! یعنی واسه شخص من لذت بخشه که یک نفر ازم انتظار داشته باشه بهش پول بدم یا براش چیزی بخرم یا ...
یعنی اون مسئولیت ها خودش یک انگیزه ای بود برای ازواج من! یعنی خوشم میومد مسئولیت اداره ی یک زندگی به دوشم بیفته و یک نفر به من تکیه کنه!

خوش بحالتون که همه چیزتون دست خودتون هست کاش منم مرد بودم!!!!!!!!!:Ghamgin:

موضوع قفل شده است