جمع بندی مجازات این فرد در آخرت چیست؟

تب‌های اولیه

27 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
مجازات این فرد در آخرت چیست؟

سلام من دختری هستم ۳۴ ساله.
سال پیش با فردی آشنا شدم که از روز اول گفتم قرار ما ازدواج باشه و با خانواده مطرح کردم. ایشان هم با خانوادم صحبت تلفنی کرد. هر چه گذشت وابسته و دلبسته تر شدم و واقعا دوستش داشتم چون از هر نظر در کنارش آرامش داشتم و مشکلی بابت مسایل نداشتیم و حرفامونو زده بودیم.
حس میکردم دروغ میگه ولی عشق بهش و قضاوت نکردنش و اینکه میگفتم شاید بخاطر من دروغ میگه باعث شد هیچ وقت به روش نیارم.‌ همیشه خودشو لاکچری میدید و برای من آینده رویایی ترسیم میکرد. من هم شدیدا بهش متعهد بودم ....بسیار محبت میکرد.
باعث شد حرف های جنسی بزنیم و عکس رد و بدل بشه. جون میگفت من همسر قطعی توام و به زودی میام. اگرچه من هم ضربه ی سادگی و ترس خوردم. ((ما رابطه ی جسمانی نداشتیم))
متاسفانه این اواخر هر کاری میکردم حاضر نمیشد بیاد منو ببینه و با خانوادم دو کلام رو در رو صحبت کنه. به هر بهانه ای نشد که نشد. ‌یک روز عصبانی شدم و حرفامو فریاد زدم .... ایشونم سکوت کرد و رابطشو کاملا با من قطع کرد. هر چه تلاش کردم برگرده ثمر نداد. بعد از یک سال و خورده دوباره برگشت و اونم دوامی پیدا نکرد و رفت. اما یک آدم جدید شده بود تا جایی که آیه قرآن رو هم با شک و تردید دربارش صحبت میکرد. روز آخر بمن گفت برو با کسی دیگر و دیگه بمن اهمیتی نداد با وجود اینکه منو میدید. قلبم شکسته.....

مدتهاست گریه و آه و غصه دامنم رو گرفته . مدتهاست از دیدن عروسی های مردم حسرت میخورم. مدت هاست در حال پرخاش به دیگرانم .اعضای خانوادم رو کتک میزنم . حسود شدم . فوش میدم. فقط میخوام بدونم مجازات این آدم در سرای آخرت چیه؟ شدیدا کینه دارم ازش و هرگز حلالش نمیکنم.

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

فرشته سفید;998411 نوشت:
سال پیش با فردی آشنا شدم که از روز اول گفتم قرار ما ازدواج باشه و با خانواده مطرح کردم. ایشان هم با خانوادم صحبت تلفنی کرد. هر چه گذشت وابسته و دلبسته تر شدم و واقعا دوستش داشتم چون از هر نظر در کنارش آرامش داشتم و مشکلی بابت مسایل نداشتیم و حرفامونو زده بودیم.
حس میکردم دروغ میگه ولی عشق بهش و قضاوت نکردنش و اینکه میگفتم شاید بخاطر من دروغ میگه باعث شد هیچ وقت به روش نیارم.‌ همیشه خودشو لاکچری میدید و برای من آینده رویایی ترسیم میکرد. من هم شدیدا بهش متعهد بودم ....بسیار محبت میکرد.
باعث شد حرف های جنسی بزنیم و عکس رد و بدل بشه. جون میگفت من همسر قطعی توام و به زودی میام. اگرچه من هم ضربه ی سادگی و ترس خوردم. ((ما رابطه ی جسمانی نداشتیم))
متاسفانه این اواخر هر کاری میکردم حاضر نمیشد بیاد منو ببینه و با خانوادم دو کلام رو در رو صحبت کنه. به هر بهانه ای نشد که نشد. ‌یک روز عصبانی شدم و حرفامو فریاد زدم .... ایشونم سکوت کرد و رابطشو کاملا با من قطع کرد. هر چه تلاش کردم برگرده ثمر نداد. بعد از یک سال و خورده دوباره برگشت و اونم دوامی پیدا نکرد و رفت. اما یک آدم جدید شده بود تا جایی که آیه قرآن رو هم با شک و تردید دربارش صحبت میکرد. روز آخر بمن گفت برو با کسی دیگر و دیگه بمن اهمیتی نداد با وجود اینکه منو میدید. قلبم شکسته.....

مدتهاست گریه و آه و غصه دامنم رو گرفته . مدتهاست از دیدن عروسی های مردم حسرت میخورم. مدت هاست در حال پرخاش به دیگرانم .اعضای خانوادم رو کتک میزنم . حسود شدم . فوش میدم. فقط میخوام بدونم مجازات این آدم در سرای آخرت چیه؟ شدیدا کینه دارم ازش و هرگز حلالش نمیکنم.

از اینکه برای پاسخ به سوالتان مرکز ملی پاسخگویی را انتخاب کردید کمال تشکر و قدردانی را داریم. در خصوص سوالتان باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: مجازات اخروی

در این شکی وجود ندارد که چنین رفتاری در نگاه خدا بسیار ظلم بزرگی محسوب میشود تا جایی که امیرالمومنین(علیه السلام) آن را در حد کفر بیان می کند:
«الْمَكْرُ بِمَنِ ائْتَمَنَكَ كُفْر»؛ فریب دادن كسی كه به تو اطمینان كرده، كفر است.(غررالحکم، ص62)

بنابراین مجازات سنگینی در آخرت متوجه ایشان خواهد بود که بسیار سنگین تر از مجازاتی است که اگر در دنیا قرار بود او را مجازات کنیم، تعیین می کردیم. این را باقاطعیت می توانیم بگوییم که این مجازات به اندازه ای هست که شما را راضی کرده، و او را به گونه ای پشیمان سازد که آرزوی بازگشت برای جبران کند.

در روایات نسبت به حق الناس ظرافت هایی عجیبی بیان شده که انسان را به شگفتی وا میدارد، کوچکترین رفتار یا گفتاری که مستقیم یا حتی غیر مستقیم موجب ظلم به دیگری شود مجازات خواهد داشت، امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

«يُحْشَرُ الْعَبْدُ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ وَ مَا نَدِيَ دَماً فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَةِ أَوْ فَوْقَ ذَلِكَ فَيُقَالُ لَهُ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ فَيَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّكَ قَبَضْتَنِي وَ مَا سَفَكْتُ دَماً فَيَقُولُ بَلَى سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَايَةَ كَذَا وَ كَذَا فَرَوَيْتَهَا عَلَيْهِ فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَيْهَا وَ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِهِ»
در روز قیامت فردی که هرگز خونی نریخته محشور میشود، اما به اندازه خون حجامت یا کمی بیشتر به دست او می دهند، و می گویند این سهم توست در خون فلان مقتول! میگوید خدایا تو میدانی من خون کسی را نریختم، ندا می آید: بله اما چیزی را شنیدی و روایت کردی تا به گوش فلان جبار رسید و او را به خاطر آن کشت، و این سهم تو از آن خون است!(الکافی، ج2، ص370)

این روایات نشان میدهد کوچکترین رفتاری که موجب بر هم خوردن آرامش، و یا آسیب رسیدن به ناحق به دیگران شود حتی اگر با واسطه هم باشد در روز قیامت حسابرسی خواهد شد. در مورد حقی که از شما ضایع شده نیز خیالتن راحت باشد، خدایی که به تک تک ثانیه ها و لحظات غصه خوردن های شما آگاه است، به ذره ذره فشار روحی از بابت این ماجرا آگاه است تمام اینها را محاسبه خواهد کرد، از این بابت هیچ دغدغه ای نداشته باشید.

نکته دوم: آثار وضعی ظلم
نکته دیگر اینکه ظلم از آن گناهانی است که دارای آثار وضعی است، یعنی علاوه بر آخرت، حتی در همین دنیا نیز آثار و عواقب آن دامن انسان را خواهد گرفت.
امام صادق(ع) می فرمایند:
«الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخریَّةُ مِنهُم»؛ گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان(مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار ، ج۷۰، ص375)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز می فرمایند: «ثلاثٌ مَن كُنَّ فیهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ و َالمَكرُ و َالنَّكثُ»؛ سه چيز است كه در هر كه باشد بصاحب خود باز ميگردد ستم و مكر و پيمان‏شكنى‏.(نهج الفصاحه، ص422)

بنابراین این ظلم قطعا آثار و عوارضی دارد که دامن انسان را خواهد گرفت؛ همین که می فرمایید نسبت به آیات قرآن در تردید افتاده این یعنی بیچارگی و بدبختی! این خ

نکته سوم: در حال زندگی کنید، نه گذشته...
نکته سوم که بسیار مهم است این است که شما نباید در گذشته بمانید، این شخص ارزش این را ندارد که بخشی از ذهن و قلبتان را صرف فکر به او کنید؛ فرقی نمی کند این فکر از روی عشق است یا نفرت، به هر حال بخشی از ذهن و قلب شما تسخیر شده و انرژی مثبت شما تحلیل می رود، شور و نشاط شما از بین میرود، و پرخاش گر و بداخلاق خواهید ماند.

در گذشته نمانید؛ اینکه به فکر ظلم این شخص به خودتان باشید یا نباشید در مجازات او نقشی ندارد، آن کسی که قرار است حسابرسی کند هرگز فراموش نمی کند، ما باید به فکر خودمان باشیم، نباید اجازه بدهیم شخصی بیاید آرامش ما را به هم بزند و برود و با رفتن او ما همچنان متلاطم بمانیم.
باید این شخص را از زندگی مان بیرون کنیم، و حتی از روی نفرت و کینه هم به او فکر نکنیم، چون با این افکار نه تنها گذشته ما اصلاح نمی شود، بلکه حال و آینده ی ما هم خراب میشود.

البته میدانم این کار دشوار و زمان بَر است اما شدنی است، به این توجه داشته باشید که مدافع شما خداوندی است که ریزترین ظلم ها نه از چشمش پنهان می ماند، و نه فراموش می کند، وقتی قرار است این خدا که حامی مظلومین است حسابرسی کند، و وقتی قرار است ما بیش از آنچه که ضرر کرده ایم از طرف مقابل بستانیم، پس این همه دغدغه و اضطراب و ناراحتی و غصه چرا؟! این مسئله باید برای شما حل شده باشد.

گام بعدی که یک پله بالاتر است و فقط در حد توصیه ای از جانب خدا و دین برای رشد انسان بیان می کنم این است که می توانید با خدا معامله کنید و او را ببخشید!
در این صورت هم هرگز ضرر نمیکنید، بلکه از حقتان به خاطر خدا می گذرید اما آن موقع نوبت خداست که به وعده خود عمل کند، قطعا عبور از این ظلم عظیمی که می دانم چقدر سخت است نشان از روح بزرگی خواهد داشت که خداوند خیر و برکتش را به سمت آن نازل خواهد کرد.
در این صورت علاوه بر آرامش درونی، قطعا مشمول لطف خاص الهی خواهید بود، البته اگر حلال هم نکنید شما تحت توجه خداوند هستید، خداوند به هر مظلومی نظر رحمت داشته و حق او را از ظالمین خواهد گرفت، اما بالاخره حلال کردن کسی که ظلم بزرگی در حق انسان کرده است یک گام بسیار بلند است که نشان از رشد عظیمی دارد که الطاف و عنایات ویژه ای را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

در هر صورت چه این شخص را می بخشید، و چه نمی بخشید او را از ذهنتان بیرونش کنید، نگذارید کسی که شما در ذهنش نیستید، خودش را در ذهن شما نگه دارد؛ به خاطر کسی که شما در ذهنش نیستید و به شما علاقه ای ندارد، با کسانی که شما در ذهنشان هستید و شما را دوست دارند بداخلاقی نکنید. الان عزیز ترین اشخاص برای شما خانواده تان هستند، با آنها پر انرژی و مثبت رفتار کنید.
خدا را شکر کنید که این شخص نالایق زود هویتش افشا شد و از زندگی شما رفت بیرون، برخی هستند که بعد از چند سال زندگی مشترک به دنبال جدایی از همسرشان هستند، پس این را نه نقمت، بلکه لطفی بدانید و به خداوند امیدوار باشید، گاهی خداوند مانع برخی حوادث می شود، چرا که به جای آنها حوادث بهتری در آینده قرار است رقم بخورند.

مسلم;998764 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

بنابراین این ظلم قطعا آثار و عوارضی دارد که دامن انسان را خواهد گرفت؛ همین که می فرمایید نسبت به آیات قرآن در تردید افتاده این یعنی بیچارگی و بدبختی!

سلام و خدا قوت و تشکر از توضیح خوبتون

اگر بخوام مسئله رو باز کنم یک روز نشسته بودم و این موقعی بود که ایشان مدت ها من رو ترک کرده بود. دلتنگ شدم و تصمیم گرفتم نذر کنم که برگردن، بعد گفتم از کجا معلوم به صلاح باشه یا نه ... ( تا جایی که بیادم هست میگم مدتی هست کمی فراموش میکنم مطالب رو) من استخاره کردم و بد اومد . پیش خودم گفتم نه من حاجتمو میگیرم و همون شب به عدد یاران امام مهدی ع برای مردم صلوات فرستادم چند آیه قرآن برای دیگران خواندم. نذر کردم و کارهایی انجام دادم که ایشان متوجه من بشن. ( اینم بگم قبلا اصلا توجه نمیکردن) حتی بنده رو در محیط مجازی بلاک کرده بودن و وقتیم از بلاک خارج شدم اهمیتی نمیدادن.
بهر حال شب نذر رو انجام دادم و فردای اون روز این شخص برگشت.
شادمان و سرزنده شدم و بدون حرف های دلسرد کننده استقبال کردم و خشنود بودم.
تا اینکه ایشان درخواست صحبت جنسی کرد ، مثل اینکه آب یخ روی سرم بریزن خیلی ناراحت شدم و گفتم بجای اینکار بهتر نیست ما عقد کنیم و حلال مسیر رو پیش بگیریم؟ گفتن الان نمیتونم بیام عقد کنم باید مدتی بگذره. بیا فلان محل کمی رابطه داشته باشم که من نرفتم.
منم گفتم نه حاضر به صحبت اینچنین نیستم . ایشان سرد شد و من شدید ترسیدم که باز بگذارن برن. اونقدر زجرم داد که مجبور شدم بر خلاف میلیم انجام بدم چون قول داده بودم بخدا که پی نگیریم تا زنانی که شرعا همسر باشم.
بعد از اون مدت کمی که گذشت یکروز بحث راجع به آیات قرآن شد ، یعنی بحث به اینجا کشید ( بنده درست هست که کاهلم و در زمینه دینی سستم اما اعتقاد به خدا و پیغمبر و پیامبران و امامان و قرآن دارم و خیلی خیلی عصبی میشم کسی توهین کنه) .... صحبت از قرآن شد که ایشان برخی آیات رو نوشته ی آدمها فرض کرد و گفت برای سود جوییه و اینا دنبال حور و پری هستن و فلان... توهین بدی هم کرد .

منم ناراحت شدم اما خب کنترل میکردم شرایطو گفتم فلانی شما این نبودی! گفت شما برین با خواستگارتون ازدواج کنین . که بعد از اون مکالمه ما دیگه زنگی زده نشد و من پی نگرفتم ایشانم همچنین.

برای من تغییر رویه و عوض شدن این آدم شاید غیر قابل هضم بود اما از اون بدتر دست گذاشتن روی عقایدم بود. عقایدی که قلبا اونا رو درست میدونم حتی اگر گنهکار باشم.

گاهی حس میکنم خداوند برگردوند تا من بفهمم ایشان چه کسی بود و من چه افکاری داشتم.ایشان در حقیقت قدرت نزدیک شدن بمن رو ندارن.

اما خب خشم جمع شده در وجودم و نفرت و کینه باعث پرخاش و عصبانیت من شد. که باید خیلی خدا کمکم کنه. در این مدت شدیدا ناشکری کردم و غر زدم ، اذیت مردم رو کردم امیدوارم بخشیده بشم .

مسلم;998764 نوشت:
«يُحْشَرُ الْعَبْدُ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ وَ مَا نَدِيَ دَماً فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَةِ أَوْ فَوْقَ ذَلِكَ فَيُقَالُ لَهُ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ فَيَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّكَ قَبَضْتَنِي وَ مَا سَفَكْتُ دَماً فَيَقُولُ بَلَى سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَايَةَ كَذَا وَ كَذَا فَرَوَيْتَهَا عَلَيْهِ فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَيْهَا وَ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِهِ»
در روز قیامت فردی که هرگز خونی نریخته محشور میشود، اما به اندازه خون حجامت یا کمی بیشتر به دست او می دهند، و می گویند این سهم توست در خون فلان مقتول! میگوید خدایا تو میدانی من خون کسی را نریختم، ندا می آید: بله اما چیزی را شنیدی و روایت کردی تا به گوش فلان جبار رسید و او را به خاطر آن کشت، و این سهم تو از آن خون است!(الکافی، ج2، ص370)
به نام خدا

استاد ببخشید این حدیث کمی غیر معقول و غیر منطقی نیست؟
اگر قرار باشد کسی سر حرف دیگری مرتکب اشتباهی شود و او نیز شریک این کار باشد،دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!
پس حضرت آدم (ع) هم حق الناس برگردنش است،آن هم حق الناسی از تمام انسان ها...
حضرت آدم(ع) اشتباه کرد و به آن درخت نزدیک شد،پس گناه من چیست در این دنیا این همه رنج سختی بکشم که به مقام اولی خودم برسم؟

رئیس شرکتی به دلایلی کارگر خود را اخراج میکند و این کارگر هم به دلیل بی پولی و فقر،توان پرداخت بدهی های خود را ندارد و خود کشی میکند...
با این حساب باید رئیس شرکت هم در خود کشی ایشان شریک باشد و باید قیامت جواب پس بدهد...:-s

مگر همین شیطان نگفت:من بر شما تسلّطی نداشتم، جز اینکه دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید! بنابراین، مرا سرزنش نکنید،خود را سرزنش کنید!

از استارتر محترم عذر میخواهم که در تاپیک ایشان سوالم را مطرح میکنم.@};-

استاد ببخشید من خودم یک نمونه از حق الناس رابیان میکنم.میخواستم نظرتان را در این مورد بدانم،البته ممکن است موضوع کمی گنگ بنظر برسد :

فرض کنید شخص با ایمانی در حال انجام کار اشتباهی است،فرد دیگری متوجه میشود و به او هشدار میدهد،با این حال آن شخص آنکار اشتباه را انجام میدهد و فردی هم که به او هشدار داده بود متوجه میشود که ایشان با اینکه اخطار گرفته بودند،مرتکب آن اشتباه شدند...
حال نزاعی بین خانواده شخص با ایمان و آن فردی که هشدار دهنده بود در می گیرد...خانواده فرد با ایمان به دلایلی شروع میکنند بدی ها و زشتی های فرد مقابل را بازگو کردند، در حالی که آن فرد صفات خوبی هم دارد اما از روی جهالت در حال تخریب آن فرد هستند...
این فرد هم که دیده است بیخود و بی جهت خانواده با ایمان در حال بدگویی و بزرگ نمایی اشتباهات او هستند،ناچارا و از روی جهالت و هیجان و عصبانیت،اشتباه فرد با ایمان از آن خانواده را بازگو می کند.در واقع ایشان در آن لحظات راهی نداشته و عقلش نرسیده تا در مقابل حرف ها و نتیجه گیری های سوء آن ها از خود دفاع کند و دست به همچین عملی زده است...
در اینجا مقصر کیست و چه کاری انجام میشد بهتر بود؟
اگر آن فرد اشتباهات آن خانواده با ایمان را ببخشد و خود نیز با اعمال و رفتار خود سعی در جبران داشته باشد البته نه به طور مستقیم،آیا بخشیده میشود؟

با سلام و احترام

UTD;998768 نوشت:
استاد ببخشید این حدیث کمی غیر معقول و غیر منطقی نیست؟
اگر قرار باشد کسی سر حرف دیگری مرتکب اشتباهی شود و او نیز شریک این کار باشد،دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود!

قطعا غیر منطقی نیست، به شرط آن که رفتار یا گفتار کسی به ناحق موجب آسیب رسیدن به دیگران شود قطعا حق الناس است. روایت امام باقر(ع) هم در مورد کشته شدن یک شخص گنهکار نیست، بله اگر ما یک قاتل را لو دادیم و اعدام شد حق الناس نیست، اما اگر چیزی را گفتیم که یا تهمت باشد، یا اینکه می دانیم موجب ظلمی خواهد شد که او مستحق آن نیست، اینجا قطعا حق الناس است، مثل اینکه از علوی بودن یک شخص سخن گفته شود و حجاج بن یوسفی باشد او را به این خاطر به قتل برساند.

در مورد حضرت آدم(ع) قضیه اصلا از اساس متفاوت است، اولا اینکه حضرت آدم(ع) از همان ابتدا قرار بود به این دنیا بیاید، فقط آمدن خویش را جلو انداخت، ثانیا اگر از آن میوه ممنوعه نخورده بود و به دنیا نیامده بود، ما هم به دنیا نمی آمدیم، تمام حوادثی که دارد اتفاق می افتد به خاطر انتخاب حضرت آدم(ع) بوده است، خلاصه آنکه حقیقت ماجرا یک مسئله پیچیده ای است که باید در جای خود مفصل بحث شود.

UTD;998768 نوشت:
فرض کنید شخص با ایمانی در حال انجام کار اشتباهی است،فرد دیگری متوجه میشود و به او هشدار میدهد،با این حال آن شخص آنکار اشتباه را انجام میدهد و فردی هم که به او هشدار داده بود متوجه میشود که ایشان با اینکه اخطار گرفته بودند،مرتکب آن اشتباه شدند...
حال نزاعی بین خانواده شخص با ایمان و آن فردی که هشدار دهنده بود در می گیرد...خانواده فرد با ایمان به دلایلی شروع میکنند بدی ها و زشتی های فرد مقابل را بازگو کردند، در حالی که آن فرد صفات خوبی هم دارد اما از روی جهالت در حال تخریب آن فرد هستند...
این فرد هم که دیده است بیخود و بی جهت خانواده با ایمان در حال بدگویی و بزرگ نمایی اشتباهات او هستند،ناچارا و از روی جهالت و هیجان و عصبانیت،اشتباه فرد با ایمان از آن خانواده را بازگو می کند.در واقع ایشان در آن لحظات راهی نداشته و عقلش نرسیده تا در مقابل حرف ها و نتیجه گیری های سوء آن ها از خود دفاع کند و دست به همچین عملی زده است...
در اینجا مقصر کیست و چه کاری انجام میشد بهتر بود؟

ماجرایی که فرمودید خیلی مبهم و کلی بود، اما این مقدار که بنده فهمیدم هر دو طرف مقصر هستند. اول آن خانواده با ایمان که بدی ها و زشتی های طرف را بازگو کردند و بعد آن شخص که او هم مقابله به مثل کرده و همان رفتار اشتباه را تکرار می کند.
اما در هر صورت هر دو طرف باید از یکدیگر حلالیت بطلبند و اگر طرف مقابل آنها را حلال نکرد، نزد خداوند توبه کنند، خداوند آنها را خواهد بخشید و طرف مقابل آنها را راضی خواهد کرد.

[="Times New Roman"][="Black"]

فرشته سفید;998765 نوشت:
سلام و خدا قوت و تشکر از توضیح خوبتون

اگر بخوام مسئله رو باز کنم یک روز نشسته بودم و این موقعی بود که ایشان مدت ها من رو ترک کرده بود. دلتنگ شدم و تصمیم گرفتم نذر کنم که برگردن، بعد گفتم از کجا معلوم به صلاح باشه یا نه ... ( تا جایی که بیادم هست میگم مدتی هست کمی فراموش میکنم مطالب رو) من استخاره کردم و بد اومد . پیش خودم گفتم نه من حاجتمو میگیرم و همون شب به عدد یاران امام مهدی ع برای مردم صلوات فرستادم چند آیه قرآن برای دیگران خواندم. نذر کردم و کارهایی انجام دادم که ایشان متوجه من بشن. ( اینم بگم قبلا اصلا توجه نمیکردن) حتی بنده رو در محیط مجازی بلاک کرده بودن و وقتیم از بلاک خارج شدم اهمیتی نمیدادن.
بهر حال شب نذر رو انجام دادم و فردای اون روز این شخص برگشت.
شادمان و سرزنده شدم و بدون حرف های دلسرد کننده استقبال کردم و خشنود بودم.
تا اینکه ایشان درخواست صحبت جنسی کرد ، مثل اینکه آب یخ روی سرم بریزن خیلی ناراحت شدم و گفتم بجای اینکار بهتر نیست ما عقد کنیم و حلال مسیر رو پیش بگیریم؟ گفتن الان نمیتونم بیام عقد کنم باید مدتی بگذره. بیا فلان محل کمی رابطه داشته باشم که من نرفتم.
منم گفتم نه حاضر به صحبت اینچنین نیستم . ایشان سرد شد و من شدید ترسیدم که باز بگذارن برن. اونقدر زجرم داد که مجبور شدم بر خلاف میلیم انجام بدم چون قول داده بودم بخدا که پی نگیریم تا زنانی که شرعا همسر باشم.
بعد از اون مدت کمی که گذشت یکروز بحث راجع به آیات قرآن شد ، یعنی بحث به اینجا کشید ( بنده درست هست که کاهلم و در زمینه دینی سستم اما اعتقاد به خدا و پیغمبر و پیامبران و امامان و قرآن دارم و خیلی خیلی عصبی میشم کسی توهین کنه) .... صحبت از قرآن شد که ایشان برخی آیات رو نوشته ی آدمها فرض کرد و گفت برای سود جوییه و اینا دنبال حور و پری هستن و فلان... توهین بدی هم کرد .

منم ناراحت شدم اما خب کنترل میکردم شرایطو گفتم فلانی شما این نبودی! گفت شما برین با خواستگارتون ازدواج کنین . که بعد از اون مکالمه ما دیگه زنگی زده نشد و من پی نگرفتم ایشانم همچنین.

برای من تغییر رویه و عوض شدن این آدم شاید غیر قابل هضم بود اما از اون بدتر دست گذاشتن روی عقایدم بود. عقایدی که قلبا اونا رو درست میدونم حتی اگر گنهکار باشم.

گاهی حس میکنم خداوند برگردوند تا من بفهمم ایشان چه کسی بود و من چه افکاری داشتم.ایشان در حقیقت قدرت نزدیک شدن بمن رو ندارن.

اما خب خشم جمع شده در وجودم و نفرت و کینه باعث پرخاش و عصبانیت من شد. که باید خیلی خدا کمکم کنه. در این مدت شدیدا ناشکری کردم و غر زدم ، اذیت مردم رو کردم امیدوارم بخشیده بشم .

سلام

واقعا دلم برای شما می سوزه که این همه وقت و انرژی خودتون رو صرف یه آدم پست و بی ارزش کردید

حیف اون نذرها و دعاها برای برگشتن کسی که از اول هم فقط قصد بازی دادن شما رو داشت

شما به جای دعا و توسل برای برگشتن اون آدم متعفن باید دعا کنید خداوند شخصیت حقیقی اون شخص رو هم برای شما آشکار کنه

تا هرچی علاقه هست از بین بره و از این به بعد حواستون رو جمع کنید که بازیچه اینجور آدمها نشید[/][/]

Im_Masoud.Freeman;998814 نوشت:

سلام

واقعا دلم برای شما می سوزه که این همه وقت و انرژی خودتون رو صرف یه آدم پست و بی ارزش کردید

حیف اون نذرها و دعاها برای برگشتن کسی که از اول هم فقط قصد بازی دادن شما رو داشت

شما به جای دعا و توسل برای برگشتن اون آدم متعفن باید دعا کنید خداوند شخصیت حقیقی اون شخص رو هم برای شما آشکار کنه

تا هرچی علاقه هست از بین بره و از این به بعد حواستون رو جمع کنید که بازیچه اینجور آدمها نشید

به متاسفم که عملم این بود چون سنم بالا بود و مثل یک برده مجبور بودم سکوت کنم و مطابق میل طرفم باشم تا شیرین بشم! امان از سن بالا و غم و غصه فراوان.
من خیلی از جاهایی که ماجراهایی داشتم رو نگفتم از ضرر مادی و خالی شدن حساب بانکی و فروش وسایل برای تعمیر خانه و فلان تا آبروریزی پیش مردم و اینکه ایشان منو واردار به خودارضایی میکرد. خودش هم همین عمل رو انجام میداد.
خیلی غم تو دلمه من واقعا دنبال ازدواج بودم ، هزار بار گفتم حاضرم عقد محضری بدون جشن داشته باشم . امان از تنهایی و بی کسی
فقط تنها برگ برنده من این بود اجازه ندادم دستش بهم برسه .

[="Times New Roman"][="Black"]

فرشته سفید;998817 نوشت:
به متاسفم که عملم این بود چون سنم بالا بود و مثل یک برده مجبور بودم سکوت کنم و مطابق میل طرفم باشم تا شیرین بشم! امان از سن بالا و غم و غصه فراوان.
من خیلی از جاهایی که ماجراهایی داشتم رو نگفتم از ضرر مادی و خالی شدن حساب بانکی و فروش وسایل برای تعمیر خانه و فلان تا آبروریزی پیش مردم و اینکه ایشان منو واردار به خودارضایی میکرد. خودش هم همین عمل رو انجام میداد.
خیلی غم تو دلمه من واقعا دنبال ازدواج بودم ، هزار بار گفتم حاضرم عقد محضری بدون جشن داشته باشم . امان از تنهایی و بی کسی
فقط تنها برگ برنده من این بود اجازه ندادم دستش بهم برسه .

شما حق ندارید خودتون رو سرزنش کنید

همه اشتباه میکنند

سرزنش کردن به حدی کاربرد داره که منجر به رشد و حرکت انسان بشه

اگر قرار باشه منجر به افسردگی و غمگین شدن بشه اکیدا سرزنش کردن برای شما ممنوعه

اینکه شما سنتون بالاست و فکر میکنید انتخابهاتون محدوده سخت در اشتباهید

اینو مطمئن باشید در حال حاضر خیلی ها هستن که آرزوی ازدواج با شخصی مثل شما رو دارند

ولی شما باید از خدا بخواید و دعا کنید که خدا این افراد رو سر راهتون قرار بده و بهترین گزینه رو انتخاب کنید

هرگز خودتون رو دست کم نگیرید و به جای تمرکز بر نقاط ضعف روی نقاط قوتتون تمرکز کنید و تقویتشون کنید

و سعی کنید نقاط ضعفتون رو هم برطرف کنید

خیلی ها هستن پانزده سالگی ازدواج میکنن و هفتاد سال زندگی میکنند ولی هیچ لذتی از زندگی نمی برند

خیلی ها هم هستن بعد از چهار سال زندگی مشترک از دنیا میرن

ولی توی اون چهارسال اینقدر زیبا زندگی کردن که انگار هزار سال زندگی کردن

مهم کیفیت زندگی کردن هست نه کمیتش

پس قدر خودتون رو بدونید و نقاط قوتتون رو هرروز مرور کنید و به دنبال قوی تر کردن خودتون و آماده کردن خودتون برای یه زندگی مشترک شیرین باشید

ان شاء الله که بهترین همسر نصیبتون بشه[/][/]


بسم الله الرحمن الرحیم

بارها تاکید میشه و گفته میشه که تا طرف رسما نیامده خواستگاری و خانواده ها موافقت نکردند نباید هیچ رابطه ی عاطفی و احساسی بوجود بیاد چه برسه به جنس و فلان !

ما به خودمون رحم نمی کنیم و باید تاوان اشتباهات خودمون بپردازیم

روی بسته ی سیگار یه ریه پوسیده کشیده شده و تاکید شده که عاقبتش اینه سرطان زاست ==> باز می کشند ==> موقعی هم که سرطان میگیرند ناله می کنند!

-----------
این آدم برای خوشی موقت و کسب لذت گذرا با شما بوده نه ازدواج!

سه نکته درباره ی کسانی که واقعا دنبال ازدواج هستند :

1. خانواده اش را در جریان میگذارد تا در اولین فرصت خواستگاری کنند
2.بیشتر از برقراری رابطه احساسی و عاطفی و کسب لذت در پی کسب اطلاعات و شناخت بیشتر هست
3. مسائل جنسی را در سر اغاز و شروع اشنایی بیان نمی کند

Im_Masoud.Freeman;998818 نوشت:

شما حق ندارید خودتون رو سرزنش کنید

همه اشتباه میکنند

سرزنش کردن به حدی کاربرد داره که منجر به رشد و حرکت انسان بشه

اگر قرار باشه منجر به افسردگی و غمگین شدن بشه اکیدا سرزنش کردن برای شما ممنوعه

اینکه شما سنتون بالاست و فکر میکنید انتخابهاتون محدوده سخت در اشتباهید

اینو مطمئن باشید در حال حاضر خیلی ها هستن که آرزوی ازدواج با شخصی مثل شما رو دارند

ولی شما باید از خدا بخواید و دعا کنید که خدا این افراد رو سر راهتون قرار بده و بهترین گزینه رو انتخاب کنید

هرگز خودتون رو دست کم نگیرید و به جای تمرکز بر نقاط ضعف روی نقاط قوتتون تمرکز کنید و تقویتشون کنید

و سعی کنید نقاط ضعفتون رو هم برطرف کنید

خیلی ها هستن پانزده سالگی ازدواج میکنن و هفتاد سال زندگی میکنند ولی هیچ لذتی از زندگی نمی برند

خیلی ها هم هستن بعد از چهار سال زندگی مشترک از دنیا میرن

ولی توی اون چهارسال اینقدر زیبا زندگی کردن که انگار هزار سال زندگی کردن

مهم کیفیت زندگی کردن هست نه کمیتش

پس قدر خودتون رو بدونید و نقاط قوتتون رو هرروز مرور کنید و به دنبال قوی تر کردن خودتون و آماده کردن خودتون برای یه زندگی مشترک شیرین باشید

ان شاء الله که بهترین همسر نصیبتون بشه

چشم درست میگین شما، خیلی ممنون . همچنین حاجتای شما به بهترین نحو برآورده بشه

ابوالفضل;998825 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

بارها تاکید میشه و گفته میشه که تا طرف رسما نیامده خواستگاری و خانواده ها موافقت نکردند نباید هیچ رابطه ی عاطفی و احساسی بوجود بیاد چه برسه به جنس و فلان !

ما به خودمون رحم نمی کنیم و باید تاوان اشتباهات خودمون بپردازیم

روی بسته ی سیگار یه ریه پوسیده کشیده شده و تاکید شده که عاقبتش اینه سرطان زاست ==> باز می کشند ==> موقعی هم که سرطان میگیرند ناله می کنند!

-----------
این آدم برای خوشی موقت و کسب لذت گذرا با شما بوده نه ازدواج!

سه نکته درباره ی کسانی که واقعا دنبال ازدواج هستند :

1. خانواده اش را در جریان میگذارد تا در اولین فرصت خواستگاری کنند
2.بیشتر از برقراری رابطه احساسی و عاطفی و کسب لذت در پی کسب اطلاعات و شناخت بیشتر هست
3. مسائل جنسی را در سر اغاز و شروع اشنایی بیان نمی کند

سلام ، خیلی متشکر. فرمایش شما کاملا صحیح هست .
در ابتدای آشنایی شرط رو در جریان گذاشتن بزرگترها قرار دادم. پذیرفت و با والدینم صحبت کرد. حتی والدینم تاکید کردند " اگر خواستگارین" که گفت بله و مشکلی ندارم.
هر چه زمان گذشت خبری از والدین ایشان نشد. خبری از ثروت هنگفت ایشان و اثبات ادعاهاشون نشد. من برای فرار از مجردی ، طعنه و توهین و همینطور دلبستگی شدید ادامه میدادم با وجود اینکه میدونستم مسیر اشتباه هست، اما چاره نبود و مهره های شطرنج حرکت کرده بودن.
ای کاش فرصت های بهتری داشتم .

فرشته سفید;998827 نوشت:

ای کاش فرصت های بهتری داشتم .

سلام و عرض ادب

انسان باید فرصت ها را غنیمت شمارد

با درس گرفتن از گذشته

زندگی در حال

و امید به اینده

زندگی سراسر تجربه است برای داشتن آینده ای بهتر
اما معمولا انسان ها در غم و اندوه گذشته به سر می برند

و از حال حاضر غافل هستند و دست از تلاش می کشند و از آینده می ترسند

به همین دلیل همیشه در جا می زنند و پیشرفتی نمی کنند

کافیست نگرشمان را به زندگی عوض کنیم

از گذشته عبرت بگیریم و با امید به آینده از همین امروز شروع به سعی و تلاش برای ساختن اینده کنیم

همه چیز زندگی ازدواج نیست

انسان های بسیاری موفق به ازدواج نشدند ، اما زندگی موفقی را تجربه کردند

برای زندگی خودتان هدف موقت تعیین کنید

جفت گیری ، زاد و ولد و مرگ را حیوان ها نیز می توانند انجام دهند!

ما انسان هستیم و باید هدفی والاتر را انتخاب کنیم

تحصیل علم و دانش و بالابردن معلومات و آگاهی و خود آگاهی می تواند هدف خوبی باشد

خود این ها می تواند در طی مسیر منجر به یک ازدواج ، با آگاهی و شناخت از خود و دیگران شود !

در پناه حق تعالی

شروحیل;998831 نوشت:
سلام و عرض ادب

انسان باید فرصت ها را غنیمت شمارد

با درس گرفتن از گذشته

زندگی در حال

و امید به اینده

زندگی سراسر تجربه است برای داشتن آینده ای بهتر
اما معمولا انسان ها در غم و اندوه گذشته به سر می برند

و از حال حاضر غافل هستند و دست از تلاش می کشند و از آینده می ترسند

به همین دلیل همیشه در جا می زنند و پیشرفتی نمی کنند

کافیست نگرشمان را به زندگی عوض کنیم

از گذشته عبرت بگیریم و با امید به آینده از همین امروز شروع به سعی و تلاش برای ساختن اینده کنیم

همه چیز زندگی ازدواج نیست

انسان های بسیاری موفق به ازدواج نشدند ، اما زندگی موفقی را تجربه کردند

برای زندگی خودتان هدف موقت تعیین کنید

جفت گیری ، زاد و ولد و مرگ را حیوان ها نیز می توانند انجام دهند!

ما انسان هستیم و باید هدفی والاتر را انتخاب کنیم

تحصیل علم و دانش و بالابردن معلومات و آگاهی و خود آگاهی می تواند هدف خوبی باشد

خود این ها می تواند در طی مسیر منجر به یک ازدواج ، با آگاهی و شناخت از خود و دیگران شود !

در پناه حق تعالی

سلام خیلی ممنون. درست هست. برای زندگی که فعلا همه چیز به پول گره خورده و کمبود ! مدتی هست کسب و کاری ایجاد کردم اما سه مشکل دارم. تقاضا کم هست بدلیل رقبای زیاد، پول ندارم گسترشش بدم و اینکه مردم کمتر میخرن. مثلا سفارشی که گرفتم بخاطر نبود مواد اولیه لغوش کردم. از سرگرمی هم هیچ نه تفریحی ، نه مسافرتی و مهمانی. دوستانم ازدواج کردن و مهاجرت کردن. من ازدواج رو از چند جنبه دوست داشتم یکیش این هستش که نیازها درست هدایت بشن. نمیخوام گرفتار گناه و تنهایی بشم چون در آینده هم تنهایی مسئله ساز هست.

فرشته سفید;998817 نوشت:
چون سنم بالا بود و مثل یک برده مجبور بودم سکوت کنم و مطابق میل طرفم باشم تا شیرین بشم! امان از سن بالا و غم و غصه فراوان.

نباید سن شما زمینه انتخاب های احساسی شود، بنده خانمی را سراغ دارم که به خاطر سن بالایش چشم بر روی خواستگارش بست و جواب مثبت داد و امروز با دوتا بچه در به در دنبال طلاق از شوهرش است.
مجرد ماندن بسیار بهتر از ازدواجی است که با چند تا بچه به طلاق منجر شود، شما به خاطر مجرد بودنتان همواره شانس ازدواج دارید خصوصا در زمانه ما که الان سن ازدواج بسیار بالا رفته است، اما قطعا یک ازدواج ناموفق که منجر به طلاق شود شانس انسان برای ازدواج موفق دوباره را بسیار ضعیف می کند.

طبق بیانات شما برای بنده تردید نمانده است که آن شخص حُسن نیتی نداشته است، توصیه ی طرف مقابل به خودارضایی هیچ توجیهی ندارد مگر آنکه شخص به دنبال تحریک طرف مقابل باشد تا بتواند از او سوء استفاده کند وگرنه هیچ کسی که حقیقتا نیت ازدواج داشته باشد به طرف مقابلش چنین پیشنهادی نمی دهد. الحمدلله لطف خداوند شامل حال شما شده است و از این بابت باید بسیار خوشحال و شکرگزار باشید، بسیاری هستند که تمام هویت خویش را به خاطر اعتمادهای بی پایه و اساس از دست داده اند.

فرشته سفید;998832 نوشت:
من ازدواج رو از چند جنبه دوست داشتم یکیش این هستش که نیازها درست هدایت بشن. نمیخوام گرفتار گناه و تنهایی بشم چون در آینده هم تنهایی مسئله ساز هست.

فرشته سفید;998817 نوشت:
گفتم حاضرم عقد محضری بدون جشن داشته باشم


این سخنان الحمدلله نشان از ذهن منطقی شما دارد، به خداوند توکل کنید و هرگز ناامید نباشید، اتفاقات تلخ و شیرین زندگی تان را به فال نیک بگیرید و به خداوند امیدوار باشید چرا که امام رضا(ع) می فرمایند: خداوند نتیجه را آنچنان رقم می زند که ما انتظار آن را داریم، اگر به خدا گمان نیک ببریم خداوند همان را برای ما رقم می زند، و اگر گمان بد ببریم همان را مقدر می سازد.(الکافی، ج2، ص72)

کاملا نشاط و سرزندگی را به خودتان برگردانید، خوش رو و خوش اخلاق باشید، گاهی خود پرخاشگری ها، افسردگی ها و بداخلاقی ها در حالی که ما حواسمان نیست مانع انتخاب ما برای ازدواج می شوند.
ما کاربران سایت هم از صمیم قلب دعا می کنیم که ان شالله به زودی زود همسری نمونه نصیب شما شود و ما خبرهای خوشی از جانب شما بشنویم.
یا حق

مسلم;998838 نوشت:
نباید سن شما زمینه انتخاب های احساسی شود، بنده خانمی را سراغ دارم که به خاطر سن بالایش چشم بر روی خواستگارش بست و جواب مثبت داد و امروز با دوتا بچه در به در دنبال طلاق از شوهرش است.
مجرد ماندن بسیار بهتر از ازدواجی است که با چند تا بچه به طلاق منجر شود، شما به خاطر مجرد بودنتان همواره شانس ازدواج دارید خصوصا در زمانه ما که الان سن ازدواج بسیار بالا رفته است، اما قطعا یک ازدواج ناموفق که منجر به طلاق شود شانس انسان برای ازدواج موفق دوباره را بسیار ضعیف می کند.

طبق بیانات شما برای بنده تردید نمانده است که آن شخص حُسن نیتی نداشته است، توصیه ی طرف مقابل به خودارضایی هیچ توجیهی ندارد مگر آنکه شخص به دنبال تحریک طرف مقابل باشد تا بتواند از او سوء استفاده کند وگرنه هیچ کسی که حقیقتا نیت ازدواج داشته باشد به طرف مقابلش چنین پیشنهادی نمی دهد. الحمدلله لطف خداوند شامل حال شما شده است و از این بابت باید بسیار خوشحال و شکرگزار باشید، بسیاری هستند که تمام هویت خویش را به خاطر اعتمادهای بی پایه و اساس از دست داده اند.


این سخنان الحمدلله نشان از ذهن منطقی شما دارد، به خداوند توکل کنید و هرگز ناامید نباشید، اتفاقات تلخ و شیرین زندگی تان را به فال نیک بگیرید و به خداوند امیدوار باشید چرا که امام رضا(ع) می فرمایند: خداوند نتیجه را آنچنان رقم می زند که ما انتظار آن را داریم، اگر به خدا گمان نیک ببریم خداوند همان را برای ما رقم می زند، و اگر گمان بد ببریم همان را مقدر می سازد.(الکافی، ج2، ص72)

کاملا نشاط و سرزندگی را به خودتان برگردانید، خوش رو و خوش اخلاق باشید، گاهی خود پرخاشگری ها، افسردگی ها و بداخلاقی ها در حالی که ما حواسمان نیست مانع انتخاب ما برای ازدواج می شوند.
ما کاربران سایت هم از صمیم قلب دعا می کنیم که ان شالله به زودی زود همسری نمونه نصیب شما شود و ما خبرهای خوشی از جانب شما بشنویم.
یا حق

بله کاملا صحیح هست . چشم حتما امیدوارم خداوند کمک کنه . از شر گناهان محفوظ بمونم. خیلی ممنونم از پاسختون

برخی مواقع هست فشار روانی باعث میشه از رحمت خدا ناامید بشم در حالی میدونم خداوند قدرتمنده و شکی ندارم. گاهیم به گناه فکر میکنم. اما جداً امیدوارم اتفاقات خوب بیافتن چون من نمیخوام آلوده زندگی کنم. این خواست قلبیم نیست.

از دعای شما بی نهایت ممنونم خدا انشالله بخت همه ی جوانها رو باز کنه و خوشبخت بشن منم با بک مرد خوب خوشبخت شم. شمام به حاجاتتون برسین.

فرشته سفید;998411 نوشت:
سال پیش با فردی آشنا شدم که از روز اول گفتم قرار ما ازدواج باشه و با خانواده مطرح کردم. ایشان هم با خانوادم صحبت تلفنی کرد.

باسلام خداقوت

از اینکه از شر این آقا راحت شدید به شما تبریک میگم :ok:

همیشه فراموش میکنیم که وقتی چیزی روال عادی و درستش رو نمیره حتما یه جای کار میلنگه

دوست داریم ادامه بدیم بدون توجه به اینه نشانه ها

عرضم به شما نیست وقتی پستتون رو میخوندم نکاتی از زندگی خودم به ذهنم میرسید که بارها متوجه این موضوع میشیم ولی خودمون رو میزنیم به اون راه و اینکه قانع کنیم خودمون رو که نه درسته

اگه یاد بگیریم که یکم دقت کنیم تو تصمیم ها و قدمهایی که تو مسیر بر میدارم، خیلی از مشکلات اصلا پیش نمیاد تا نیاز به حسرت و ناراحتی باشه

و همیشه شاکر باشیم از لطف خداوند که خیلی وقت ها تو خیلی جاها حواسش بهمون هست وگرنه نمیدونم این انسان سر از کجا در میاره وقتی مسیر رو گم میکنه از فرصت دوباره که خدا بهتون داده استفاده کنید البته حتما به فکر حل مشکل ازدواجتون باشید
خیلی خوشحالم که به جمع ما پیوستید می تونید از مشاورین و اساتید محترم سایت کمک بگیرید گاهی تغییرات کوچیک باعث حل مشکلات بزرگی میشه

براتون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر باشید

اللیل والنهار;998848 نوشت:
باسلام خداقوت

از اینکه از شر این آقا راحت شدید به شما تبریک میگم :ok:

همیشه فراموش میکنیم که وقتی چیزی روال عادی و درستش رو نمیره حتما یه جای کار میلنگه

دوست داریم ادامه بدیم بدون توجه به اینه نشانه ها

عرضم به شما نیست وقتی پستتون رو میخوندم نکاتی از زندگی خودم به ذهنم میرسید که بارها متوجه این موضوع میشیم ولی خودمون رو میزنیم به اون راه و اینکه قانع کنیم خودمون رو که نه درسته

اگه یاد بگیریم که یکم دقت کنیم تو تصمیم ها و قدمهایی که تو مسیر بر میدارم، خیلی از مشکلات اصلا پیش نمیاد تا نیاز به حسرت و ناراحتی باشه

و همیشه شاکر باشیم از لطف خداوند که خیلی وقت ها تو خیلی جاها حواسش بهمون هست وگرنه نمیدونم این انسان سر از کجا در میاره وقتی مسیر رو گم میکنه از فرصت دوباره که خدا بهتون داده استفاده کنید البته حتما به فکر حل مشکل ازدواجتون باشید
خیلی خوشحالم که به جمع ما پیوستید می تونید از مشاورین و اساتید محترم سایت کمک بگیرید گاهی تغییرات کوچیک باعث حل مشکلات بزرگی میشه

براتون آرزوی موفقیت و بهروزی دارم ان شاءالله خوشبخت و عاقبت بخیر باشید

سلام ، خیلی ممنونم .‌همینطوره خداروشکر میکنم.

میدونین خیلی مشتاق بودم ایشون بیان خواستگاری رسمی و حتی برنامه هایی داشتم و فکرای خوبی تو ذهنم بود. با هر نشانه ای من فقط ازش رد میشدم به علت های مختلف و دیگه فقط هدف رسیدن بود. بارها ایشون دستش جلوی من رو شد و خداوند این علامت ها رو به من نشون داد اما ... . اما یه مطلب مهم این بود که با وجود تاکیدم و پیگیری هام قدرت جلو اومدن نداشت. با وجود اینکه هر روز بیرون میرفت و ساعت های زیادی بیرون بود اما نمیتونست حتی یک قرار ساده رو حاضر بشه. بیشتر ارتباط ما با تلفن و اینترنت پیش میرفت.

اگر من اون شب به خواستم نمیرسیدم فکر میکردم بهترین مرد رو از دست دادم یا احتمالا میخواستم همیشه بگم خدایا دیدی اجابت نکردی! اما اتفاق افتاد و وقتی برگشت دیدم آدم خوبی نرفته بود که لنگ برگشتنش باشم. میدونست من دنبال موارد احساسیم روی همونم خیلی محبت میکرد که اگر رفت روز به روز نابودتر بشم .
مرسی از حمایت و لطف شما . منم بهمچنین. تشکر میکنم انشالله شما هم شاد باشین

فرشته سفید;998827 نوشت:
سلام ، خیلی متشکر. فرمایش شما کاملا صحیح هست .
در ابتدای آشنایی شرط رو در جریان گذاشتن بزرگترها قرار دادم. پذیرفت و با والدینم صحبت کرد. حتی والدینم تاکید کردند " اگر خواستگارین" که گفت بله و مشکلی ندارم.
هر چه زمان گذشت خبری از والدین ایشان نشد. خبری از ثروت هنگفت ایشان و اثبات ادعاهاشون نشد. من برای فرار از مجردی ، طعنه و توهین و همینطور دلبستگی شدید ادامه میدادم با وجود اینکه میدونستم مسیر اشتباه هست، اما چاره نبود و مهره های شطرنج حرکت کرده بودن.
ای کاش فرصت های بهتری داشتم .

چرا تاکید میشه که آشنایی اولیه نباید وارد مسائل احساسی و عاطفی شد ؟

جواب : برای تصمیم منطقی و شناخت بالاتر -

شما وقتی دیدید که این اقا از طریق خانواده اش اقدام نمیکنه باید منطقی برخورد میکردید -
نه احساسی که بعدا ضربخ روحی و روانی بخورید

هدفم از زدن این حرف ها کمک به تصمیم گیری صحیح شما در اینده هست .

این قضیه و این اقا رو کم کم باید به کلی فراموش کنید و به فرصت های بهتر در اینده بیندیشید ..

ابوالفضل;998864 نوشت:
چرا تاکید میشه که آشنایی اولیه نباید وارد مسائل احساسی و عاطفی شد ؟

جواب : برای تصمیم منطقی و شناخت بالاتر -

شما وقتی دیدید که این اقا از طریق خانواده اش اقدام نمیکنه باید منطقی برخورد میکردید -
نه احساسی که بعدا ضربخ روحی و روانی بخورید

هدفم از زدن این حرف ها کمک به تصمیم گیری صحیح شما در اینده هست .

این قضیه و این اقا رو کم کم باید به کلی فراموش کنید و به فرصت های بهتر در اینده بیندیشید ..

حرف حق جواب نداره. احساس وقتی بیاد بین دو نفر قبل ازدواج ، از همون در عقل میره بیرون.

سلام علیکم

سرکار فرشته سفید به مجازات ایشان یا خودتان فکر نکنید ، چون به هر ترتیب شما هم یک طرف این معادله اید و عاقلانه رفتار نکردید و باعث ظلم در حق خود و احتمالا دیگران شدید .

در عوض برای جلوگیری از سو استفاده و تکرار آن اشتباه مشورت بیشتری کنید ، مثلا قرار ازدواج بین دو نفر برای صمیمیت کافی نیست ، اصلا چنین چیزی برای طرفین تعهدآور نیست .

اگر بحث اخلاق و وجدان هم مطرح باشد باید گفت متاسفانه حدود شرعی اینجا رعایت نشده ، پس تعهد اخلاقی و شرعی هم مطرح نیست . مثل رابطه سفید که توی مملکت ما اسمش را برای فریب اذهان ، گذاشته اند ازدواج سفید ، که در آن انتخاب و همباشی ای موقت است و تعهدی در آن نیست مگر تا زمانی که لذت حکم میکند و یا منفعت مشترک ایجاب کند ادامه می یابد .

این مساله ای است که باید اصرار میکردید و تعهد شرعی میخواستید پس اگر تخطی میکرد معنایش این بود که اصلا ازدواجی نه در حال و نه در آینده برایتان قابل تصور نیست و برعکس اگر شرعا و قانونا متعهد میشد میتوانستید این تصور را داشته باشید . چون دلیلی بر آن بود .

به مسائل مختلف در این رابطه اشتباه بیشتر فکر کنید و مشورت بگیرید و از حدود شرع برای حفاظت از خودتان هم شده محافظت کنید .

فاتح;998878 نوشت:
سلام علیکم

سرکار فرشته سفید به مجازات ایشان یا خودتان فکر نکنید ، چون به هر ترتیب شما هم یک طرف این معادله اید و عاقلانه رفتار نکردید و باعث ظلم در حق خود و احتمالا دیگران شدید .

در عوض برای جلوگیری از سو استفاده و تکرار آن اشتباه مشورت بیشتری کنید ، مثلا قرار ازدواج بین دو نفر برای صمیمیت کافی نیست ، اصلا چنین چیزی برای طرفین تعهدآور نیست .

اگر بحث اخلاق و وجدان هم مطرح باشد باید گفت متاسفانه حدود شرعی اینجا رعایت نشده ، پس تعهد اخلاقی و شرعی هم مطرح نیست . مثل رابطه سفید که توی مملکت ما اسمش را برای فریب اذهان ، گذاشته اند ازدواج سفید ، که در آن انتخاب و همباشی ای موقت است و تعهدی در آن نیست مگر تا زمانی که لذت حکم میکند و یا منفعت مشترک ایجاب کند ادامه می یابد .

این مساله ای است که باید اصرار میکردید و تعهد شرعی میخواستید پس اگر تخطی میکرد معنایش این بود که اصلا ازدواجی نه در حال و نه در آینده برایتان قابل تصور نیست و برعکس اگر شرعا و قانونا متعهد میشد میتوانستید این تصور را داشته باشید . چون دلیلی بر آن بود .

به مسائل مختلف در این رابطه اشتباه بیشتر فکر کنید و مشورت بگیرید و از حدود شرع برای حفاظت از خودتان هم شده محافظت کنید .

سلام خیلی ممنونم. بله اشتباهات و کاستی من تا نزدیکی فاجعه پیش رفت . قبول دارم. اما برخی مردم بازیگران قابلی هستند.
زمانی که از ایشون خواستم خواستگاری رسمی بیان گفتن بخاطر شرایط شغلی باید چند وقت مثلا برم شمال کار کنم تا قرار دادم تموم بشه. باید خانوادم رو آماده ی پذیرش شما کنم. باید شرایطم رو کاملا آماده پذیرش عروس کنم و ... . ازدواج سفید ارتباط جنسی مطرحه که خداروشکر من نداشتم حتی در پاسخ یکی از دوستان عزیز گفتم نگذاشتم ایشون انگشتشون بهم بخوره. تلاش زیادی کردم تا یک عقد مختصر محضری بگییم اما خدا میدونه که نیامد. این مدتم گذاشتیم برای شناخت بیشتر که این شد.

فرشته سفید;998881 نوشت:
سلام خیلی ممنونم. بله اشتباهات و کاستی من تا نزدیکی فاجعه پیش رفت . قبول دارم. اما برخی مردم بازیگران قابلی هستند.
زمانی که از ایشون خواستم خواستگاری رسمی بیان گفتن بخاطر شرایط شغلی باید چند وقت مثلا برم شمال کار کنم تا قرار دادم تموم بشه. باید خانوادم رو آماده ی پذیرش شما کنم. باید شرایطم رو کاملا آماده پذیرش عروس کنم و ... . ازدواج سفید ارتباط جنسی مطرحه که خداروشکر من نداشتم حتی در پاسخ یکی از دوستان عزیز گفتم نگذاشتم ایشون انگشتشون بهم بخوره. تلاش زیادی کردم تا یک عقد مختصر محضری بگییم اما خدا میدونه که نیامد. این مدتم گذاشتیم برای شناخت بیشتر که این شد.

سلام علیکم

پس اگر مورد دیگری پیش آمد اولا توانایی طرف رو در تامین زندگی بسنجید اگر توانایی و یا باصطلاح عامیانه جربزه و غیرت زندگی رو در او دیدید ، و از نظر اخلاقی هم فرد با اخلاق و متشرعی بود این پیشنهاد را بدهید که این مدت را در عقد صبر میکنیم ، اگر پاسخ منفی شنیدید تعهدی در برابر او ندارید همانطور که او تعهدی را نپذیرفته و انتخاب مناسبی سر راه تان قرا نگرفته .

خودتان را کنترل کنید ، احساسات تان را کنترل کنید چون سر بزنگاه است و اگر انتخاب اشتباهی کنید آسیبش خیلی شدیدتر از منصرف شدن در همان ابتدای کار است .

ان شا الله دفعه بعد قربانی احساسات نشوید و برخی مسائل بسیار مهم از اینجمله رو حداقل خارج از محدوده احساس بعنوان یک اصل تعیین کننده ، در نظر بگیرید .

اگر دیدید نمیتوانید باز مشورت کنید تا بتوانید از تصمیم آنی حداقل جلوگیری کنید .

موفق باشید

به نام خدا

با سلام
واقعا عجب آدم هایی پیدا میشن...
آنجا که فرمودید ایشان شما را مجبور به خود ارضایی میکردند، واقعا متاسف شدم...
یعنی چقدر ٱدم میتونه نامرد باشه که با پیشنهاد اینکار، به شما فشار جنسی هم افزوده بشه تا علاقمند به رابطه شوید...
شبیه آدم های که پیشنهاد یه نخ سیگار به آدم میدهند بعد او را گرفتار میکنند...
آفرین به اراده شما که در مقابل خواسته اش با وجود محدودیت و فشار هایی که داشتید، ایستادگی کردید... معلومه خدا شما رو دوست داره...شکر گزار خدا باشید...
فقط اینو بگم ناامید نشید...این شرایط بدی هست که توی جامعه بوجود اومده و اکثرا به نحوی مشکل ازدواج دارن،چه از طرف دختر و چه از طرف پسر...شاید مهم ترین این مشکلات، اوضاع بد اقتصادی کشور باشه... سکه ای که یک میلیون قیمت داشت، حالا بالای چهار میلیون ارزش دارد...قیمت همه چیز چندین برابر شده است...گوشی ای که تا قبل از عید یک میلیون قیمت داشت حالا بالای سه میلیون قیمت خورده است...پراید هشت میلیونی، شده است 40 میلیون!!

اون از دانشگاه های ما که میلیونی از مردم پول میگیرن و هیچی هم یاد دانشجو نمی دهند،در نهایت یک مدرک به او می دهند که دوزار هم در این دوره ارزش ندارد....
فلانی مهندسه... دکتره... ٱفرین... خب به چی کاری مشغول هستند؟؟ هیچی... چه فنی بلد هستن؟؟ هیچی...
اون از قوانین مزخرف خدمت که نصف پسرا برای فرار از سربازی و به تعویق انداختنش و راحت گذراندن آن(هر چه مدرک بالاتر=پول بیشتر به دانشگاه=سربازی راحت تر) بخاطر هیچ و پوچ هزینه میکنند....

از اختلاس هایی که توی کشور میشه و آب از آب تکون نمیخوره فقط ما خبرش را میشنویم که فلانی اختلاس کرد و از کشور رفته است!!...
اون از موسسات مالی که توان پرداخت پول مردم را ندارند و اعلام ورشکستگی میکنند...
اون از مدیر سایت سکه ثامن...
این ساختمان از پایه خراب است...
واقعا داریم به کجا میرویم؟؟؟؟!!!

در این شرایط مشخص است هرکسی دنبال راحت ترین راه برای برطرف کردن نیاز هایش باشد...

به هر حال با وجود همه ی مشکلات،اگر تقوا پیشه کنید و واقعا خالصانه تلاش تان را کنید، بنده مطمئنم خداوند به طریقی گره از کارتان باز خواهد کرد...
امیدوارم زود به روال عادی زندگی تان برگردید...

موفق باشید.

فاتح;998882 نوشت:
سلام علیکم

پس اگر مورد دیگری پیش آمد اولا توانایی طرف رو در تامین زندگی بسنجید اگر توانایی و یا باصطلاح عامیانه جربزه و غیرت زندگی رو در او دیدید ، و از نظر اخلاقی هم فرد با اخلاق و متشرعی بود این پیشنهاد را بدهید که این مدت را در عقد صبر میکنیم ، اگر پاسخ منفی شنیدید تعهدی در برابر او ندارید همانطور که او تعهدی را نپذیرفته و انتخاب مناسبی سر راه تان قرا نگرفته .

خودتان را کنترل کنید ، احساسات تان را کنترل کنید چون سر بزنگاه است و اگر انتخاب اشتباهی کنید آسیبش خیلی شدیدتر از منصرف شدن در همان ابتدای کار است .

ان شا الله دفعه بعد قربانی احساسات نشوید و برخی مسائل بسیار مهم از اینجمله رو حداقل خارج از محدوده احساس بعنوان یک اصل تعیین کننده ، در نظر بگیرید .

اگر دیدید نمیتوانید باز مشورت کنید تا بتوانید از تصمیم آنی حداقل جلوگیری کنید .

موفق باشید

متشکرم ازتون . یک زمانی فکر میکردم اول باید عاشق شد و بعد به زندگی مشترک رسید، اشتباهی که دختران زیادی انجام میدن و همینم زمینه ی دوستی یا آشنایی ازدواج طولانی رو پیش میاره. اما حالا میفهمم اگر چه قلبمون آماده ازدواجه و شادیش طبیعیه اما باید احساس رو کنترل کرد و اگر آشنایی در مسیر درست باشه این احساس در زمان محرمیت و ازدواج هر روز بیشتر میشه و میشه یک عاشقی سالم و ارزشمند رو تجربه کرد. شما درست میفرمایید.

UTD;998883 نوشت:
به نام خدا

با سلام
واقعا عجب آدم هایی پیدا میشن...
آنجا که فرمودید ایشان شما را مجبور به خود ارضایی میکردند، واقعا متاسف شدم...
یعنی چقدر ٱدم میتونه نامرد باشه که با پیشنهاد اینکار، به شما فشار جنسی هم افزوده بشه تا علاقمند به رابطه شوید...
شبیه آدم های که پیشنهاد یه نخ سیگار به آدم میدهند بعد او را گرفتار میکنند...
آفرین به اراده شما که در مقابل خواسته اش با وجود محدودیت و فشار هایی که داشتید، ایستادگی کردید... معلومه خدا شما رو دوست داره...شکر گزار خدا باشید...
فقط اینو بگم ناامید نشید...این شرایط بدی هست که توی جامعه بوجود اومده و اکثرا به نحوی مشکل ازدواج دارن،چه از طرف دختر و چه از طرف پسر...شاید مهم ترین این مشکلات، اوضاع بد اقتصادی کشور باشه... سکه ای که یک میلیون قیمت داشت، حالا بالای چهار میلیون ارزش دارد...قیمت همه چیز چندین برابر شده است...گوشی ای که تا قبل از عید یک میلیون قیمت داشت حالا بالای سه میلیون قیمت خورده است...پراید هشت میلیونی، شده است 40 میلیون!!

اون از دانشگاه های ما که میلیونی از مردم پول میگیرن و هیچی هم یاد دانشجو نمی دهند،در نهایت یک مدرک به او می دهند که دوزار هم در این دوره ارزش ندارد....
فلانی مهندسه... دکتره... ٱفرین... خب به چی کاری مشغول هستند؟؟ هیچی... چه فنی بلد هستن؟؟ هیچی...
اون از قوانین مزخرف خدمت که نصف پسرا برای فرار از سربازی و به تعویق انداختنش و راحت گذراندن آن(هر چه مدرک بالاتر=پول بیشتر به دانشگاه=سربازی راحت تر) بخاطر هیچ و پوچ هزینه میکنند....

از اختلاس هایی که توی کشور میشه و آب از آب تکون نمیخوره فقط ما خبرش را میشنویم که فلانی اختلاس کرد و از کشور رفته است!!...
اون از موسسات مالی که توان پرداخت پول مردم را ندارند و اعلام ورشکستگی میکنند...
اون از مدیر سایت سکه ثامن...
این ساختمان از پایه خراب است...
واقعا داریم به کجا میرویم؟؟؟؟!!!

در این شرایط مشخص است هرکسی دنبال راحت ترین راه برای برطرف کردن نیاز هایش باشد...

به هر حال با وجود همه ی مشکلات،اگر تقوا پیشه کنید و واقعا خالصانه تلاش تان را کنید، بنده مطمئنم خداوند به طریقی گره از کارتان باز خواهد کرد...
امیدوارم زود به روال عادی زندگی تان برگردید...

موفق باشید.

سلام خیلی ممنونم از نظر خوبتون . بله متأسفانه و این علایم جدی و هشدار دهنده بودن . ایشون میخواست منو درگیر و وابسته کنه وگرنه کسی برای ناموس مردم یا خودش در آینده هرگز ترغیب به این کارها نمیکنه. میدونم شرایط اقتصادی خیلی بده و هر کسی بنوعی درگیره اما کسانی که با روان و جان مردم به هر صورتی بازی میکنن واقعا مستوجب مجازاتن. خواستم قانونی پیگیر بشم که خیلی فکر کردم دیدم بهتره بخدا بسپارم. تا چند روز پیش شدیدا ناراحت بودم از وقتی تاپیک زدم و مطرح کردم آرامش دارم و کارشناس و دوستان پاسخ دادن خیلی حالم بهتر شد.

پرسش:
من دختری 34 ساله هستم، سال پیش با فردی آشنا شدم و با هم قرار بر ازدواج گذاشته و خانواده ام را هم در جریان گذاشتیم. هر چه گذشت وابسته و دلبسته تر شدم، اما بعد از مدتی رابطه اش را با من قطع کرد.
بعد از این مسئله گریه و آه و غصه دامنم را گرفته و از دیدن عروسی های مردم حسرت میخورم. مدت هاست در حال پرخاش به دیگرانم، اعضای خانواده ام را کتک میزنم. فقط میخواهم بدانم مجازات این آدم در آخرت چیست؟

پاسخ:
در خصوص سوالتان باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: مجازات اخروی
در این شکی وجود ندارد که چنین رفتاری در نگاه خدا بسیار ظلم بزرگی محسوب میشود تا جایی که امیرالمومنین(علیه السلام) آن را در حد کفر بیان می کند: «الْمَكْرُ بِمَنِ ائْتَمَنَكَ كُفْر»؛ فریب دادن كسی كه به تو اطمینان كرده، كفر است.(1)

بنابراین مجازات سنگینی در آخرت متوجه ایشان خواهد بود که بسیار سنگین تر از مجازاتی است که اگر در دنیا قرار بود او را مجازات کنیم، تعیین می کردیم. این را باقاطعیت می توانیم بگوییم که این مجازات به اندازه ای هست که شما را راضی کرده، و او را به گونه ای پشیمان سازد که آرزوی بازگشت برای جبران کند.

در روایات نسبت به حق الناس ظرافت هایی عجیبی بیان شده که انسان را به شگفتی وا میدارد، کوچکترین رفتار یا گفتاری که مستقیم یا حتی غیر مستقیم موجب ظلم به دیگری شود مجازات خواهد داشت، امام باقر(علیه السلام) می فرمایند:

«يُحْشَرُ الْعَبْدُ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ وَ مَا نَدِيَ دَماً فَيُدْفَعُ إِلَيْهِ شِبْهُ الْمِحْجَمَةِ أَوْ فَوْقَ ذَلِكَ فَيُقَالُ لَهُ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِ فُلَانٍ فَيَقُولُ يَا رَبِّ إِنَّكَ لَتَعْلَمُ أَنَّكَ قَبَضْتَنِي وَ مَا سَفَكْتُ دَماً فَيَقُولُ بَلَى سَمِعْتَ مِنْ فُلَانٍ رِوَايَةَ كَذَا وَ كَذَا فَرَوَيْتَهَا عَلَيْهِ فَنُقِلَتْ حَتَّى صَارَتْ إِلَى فُلَانٍ الْجَبَّارِ فَقَتَلَهُ عَلَيْهَا وَ هَذَا سَهْمُكَ مِنْ دَمِهِ»؛ در روز قیامت فردی که هرگز خونی نریخته محشور میشود، اما به اندازه خون حجامت یا کمی بیشتر به دست او می دهند، و می گویند این سهم توست در خون فلان مقتول! میگوید خدایا تو میدانی من خون کسی را نریختم، ندا می آید: بله، اما چیزی را شنیدی و روایت کردی تا به گوش فلان جبار رسید و او را به خاطر آن کشت، و این سهم تو از آن خون است!(2)

این روایات نشان میدهد کوچکترین رفتاری که موجب بر هم خوردن آرامش، و یا آسیب رسیدن به ناحق به دیگران شود حتی اگر با واسطه هم باشد در روز قیامت حسابرسی خواهد شد. در مورد حقی که از شما ضایع شده نیز خیالتان راحت باشد، خدایی که به تک تک ثانیه ها و لحظات غصه خوردن های شما آگاه است، به ذره ذره فشار روحی از بابت این ماجرا آگاه است تمام اینها را محاسبه خواهد کرد، از این بابت هیچ دغدغه ای نداشته باشید.

نکته دوم: آثار وضعی ظلم
نکته دیگر اینکه ظلم از آن گناهانی است که دارای آثار وضعی است، یعنی علاوه بر آخرت، حتی در همین دنیا نیز آثار و عواقب آن دامن انسان را خواهد گرفت.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
«الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصیانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخریَّةُ مِنهُم»؛ گناهانى که باعث نزول عذاب مى‏شوند، عبارت‏اند از: ستم کردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره کردن آنان(3)

پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز می فرمایند: «ثلاثٌ مَن كُنَّ فیهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ و َالمَكرُ و َالنَّكثُ»؛ سه چيز است كه در هر كه باشد بصاحب خود باز ميگردد ستم و مكر و پيمان‏ شكنى‏.(4)

بنابراین علاوه بر مجازات اخروی، این ظلم در دنیا نیز قطعا آثار و عوارضی دارد که دامن انسان را خواهد گرفت.

نکته سوم: در حال زندگی کنید، نه گذشته...
نکته سوم که بسیار مهم است این است که شما نباید در گذشته بمانید، این شخص ارزش این را ندارد که بخشی از ذهن و قلبتان را صرف فکر به او کنید؛ فرقی نمی کند این فکر از روی عشق است یا نفرت، به هر حال بخشی از ذهن و قلب شما تسخیر شده و انرژی مثبت شما تحلیل می رود، شور و نشاط شما از بین میرود، و پرخاش گر و بداخلاق خواهید ماند.

در گذشته نمانید؛ اینکه به فکر ظلم این شخص به خودتان باشید یا نباشید در مجازات او نقشی ندارد، آن کسی که قرار است حسابرسی کند هرگز فراموش نمی کند، ما باید به فکر خودمان باشیم، نباید اجازه بدهیم شخصی بیاید آرامش ما را به هم بزند و برود و با رفتن او ما همچنان متلاطم بمانیم.
باید این شخص را از زندگی مان بیرون کنیم، و حتی از روی نفرت و کینه هم به او فکر نکنیم، چون با این افکار نه تنها گذشته ما اصلاح نمی شود، بلکه حال و آینده ی ما هم خراب میشود.

البته میدانم این کار دشوار و زمان بَر است اما شدنی است، به این توجه داشته باشید که مدافع شما خداوندی است که ریزترین ظلم ها نه از چشمش پنهان می ماند، و نه فراموش می کند، وقتی قرار است این خدا که حامی مظلومین است حسابرسی کند، و وقتی قرار است ما بیش از آنچه که ضرر کرده ایم از طرف مقابل بستانیم، پس این همه دغدغه و اضطراب و ناراحتی و غصه چرا؟! این مسئله باید برای شما حل شده باشد.

گام بعدی که یک پله بالاتر است و فقط در حد توصیه ای از جانب خدا و دین برای رشد انسان بیان می کنم این است که می توانید با خدا معامله کنید و او را ببخشید!
در این صورت هم هرگز ضرر نمیکنید، بلکه از حقتان به خاطر خدا می گذرید اما آن موقع نوبت خداست که به وعده خود عمل کند، قطعا عبور از این ظلم عظیمی که می دانم چقدر سخت است نشان از روح بزرگی خواهد داشت که خداوند خیر و برکتش را به سمت آن نازل خواهد کرد.
در این صورت علاوه بر آرامش درونی، قطعا مشمول لطف خاص الهی خواهید بود، البته اگر حلال هم نکنید شما تحت توجه خداوند هستید، خداوند به هر مظلومی نظر رحمت داشته و حق او را از ظالمین خواهد گرفت، اما بالاخره حلال کردن کسی که ظلم بزرگی در حق انسان کرده است یک گام بسیار بلند است که نشان از رشد عظیمی دارد که الطاف و عنایات ویژه ای را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

در هر صورت چه این شخص را می بخشید، و چه نمی بخشید او را از ذهنتان بیرونش کنید، نگذارید کسی که شما در ذهنش نیستید، خودش را در ذهن شما نگه دارد؛ به خاطر کسی که شما در ذهنش نیستید و به شما علاقه ای ندارد، با کسانی که شما در ذهنشان هستید و شما را دوست دارند بداخلاقی نکنید. الان عزیز ترین اشخاص برای شما خانواده تان هستند، با آنها پر انرژی و مثبت رفتار کنید.
خدا را شکر کنید که این شخص نالایق زود هویتش افشا شد و از زندگی شما رفت بیرون، برخی هستند که بعد از چند سال زندگی مشترک به دنبال جدایی از همسرشان هستند، پس این را نه نقمت، بلکه لطفی از جانب بدانید و به خداوند امیدوار باشید، گاهی خداوند مانع برخی حوادث می شود، چرا که به جای آنها حوادث بهتری در آینده قرار است رقم بخورند.

پی نوشت ها:
1. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، غررالحکم، دار الكتاب الإسلامي‏، قم، چاپ دوم، 1410ق، ص62
2. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج2، ص370
3. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج۷۰، ص375
4. پاينده، ابو القاسم‏، نهج الفصاحه، دنیای دانش، تهران، چاپ چهارم، 1382ش، ص422

موضوع قفل شده است