جمع بندی چه کار کنیم تا تعریف و نکوهش دیگران برای ما مهم نباشد؟

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
چه کار کنیم تا تعریف و نکوهش دیگران برای ما مهم نباشد؟

سلام چیکار کنیم که برامون مهم نباشه دیگران دوسمون داشته باشن یا نداشته باشن
مثلا اگر حتی بهمون ابراز علاقه کردن هم بخودمون نگیریم جلو اون فرد منظورم نیست در درونمون منظورمه اینکه مثلا شخصی مارو بشدت دوس داشته باشه درونمون باید چه فکری کنیم خوشمون بیاد واقعا نمیدونم چجور باید باشیم ازطرفی آدم اذیت میشه هی درونش کلنجار بره که زیاد بخودت نگیر و اینچیزا اینطور احساسی به طرف مقابل نداره یاازبین میره واقعا نمیدونم چیکار باید کرد
وکلا اینکه برامون تعریف ونکوهش دیگران مهم نباشه البته من مسئله م بیشتر رو موضوع اولی هست مثلا اگر دوستی محبتش به ما کم شد رنجیده خاطر نشیم که محبتش کم شده و ما دنبال محبت بیشتر باشیم.
کلا در بالاترین سطح رفتار وکمال ما باید چجور باشیم دراینمورد و چطور ما بهمچین چیزی میتونیم برسیم .
تشکر.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد اویس

nazak;953105 نوشت:
سلام چیکار کنیم که برامون مهم نباشه دیگران دوسمون داشته باشن یا نداشته باشن
مثلا اگر حتی بهمون ابراز علاقه کردن هم بخودمون نگیریم جلو اون فرد منظورم نیست در درونمون منظورمه اینکه مثلا شخصی مارو بشدت دوس داشته باشه درونمون باید چه فکری کنیم خوشمون بیاد واقعا نمیدونم چجور باید باشیم ازطرفی آدم اذیت میشه هی درونش کلنجار بره که زیاد بخودت نگیر و اینچیزا اینطور احساسی به طرف مقابل نداره یاازبین میره واقعا نمیدونم چیکار باید کرد
وکلا اینکه برامون تعریف ونکوهش دیگران مهم نباشه البته من مسئله م بیشتر رو موضوع اولی هست مثلا اگر دوستی محبتش به ما کم شد رنجیده خاطر نشیم که محبتش کم شده و ما دنبال محبت بیشتر باشیم.
کلا در بالاترین سطح رفتار وکمال ما باید چجور باشیم دراینمورد و چطور ما بهمچین چیزی میتونیم برسیم .
تشکر.

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
به طور کلی برای مقاوم سازی شخصیت خود باید به قابلیتها و ظرفیتهای خود برای کسب کمالات آگاه تر شویم و برای رسیدن به این آگاهی لازم است اهل مطالعه و تحقیق و تفحص باشیم. مطالعه مدون و برنامه ریزی شده در مورد توانمندیهای انسان و راه کارهای کسب کمالات می تواند ذهن انسان را در جهت یک هدف متمرکز مدیریت کند. پس اولین پیشنهاد ما برای عدم توجه به تعریف و نکوهش دیگران برنامه ریزی برای مطالعه کتب اخلاقی و اعتقادی است.

نکته دوم اینکه لازم است برای اوقات فراغت خود نیز برنامه ریزی متراکمی داشته باشید. یکی از چیزهایی که انسان را به فکر در مورد مسائل بی اهمیت وا میدارد بیکاری و عدم اشتغال به مسائل مهم تر است. اگر بتوانید در طول روز برای یکایک ساعات خود برنامه ریزی منسجمی داشته باشید مطمانا ذهن شما مشغول مسائل بی اهمیتی همچون تعریف و تمجید دیگران نمی شود.

نکته سوم اینکه اگر کار نیکی انجام دادید و با تعریف و تمجید دیگران مواجه شدید لازم است فکرتان را به چند مساله متمرکز کنید:


  1. انجام این کار نیک وابسته به لطف و عنایت پروردگار بود و اگر خداوند نمی خواست و مددکارم نبود هرگز نمی توانستم این کار نیک را انجام دهم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: لَا يَنْفَعُ عِلْمٌ بِغَيْرِ تَوْفِيقٍ یعنی علم بدون توفیق فایده‌ای ندارد. (1) پس آنکه حقیقتا سزاوار تعریف و تمجید است خداوند است.
  2. به گناهانی بیندیشید که پیش از این انجام داده اید و احتمالش را بدهید که هنوز مورد مغفرت و آمرزش الهی قرار نگرفته اند.
  3. به ابتدای خلقت خود بیندیشید که هیچ نبودید و به لطف پروردگار رشد و پرورش یافتید. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «مسکین بن آدم مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة»؛یعنی بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط می شود، پشه ای او را می آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایی او را می کشد و عرق مختصری او را متعفن و بدبو می سازد(2)

نکته چهارمی که لازم است یادآور شوم این است که از نوع سوالتان پیداست که به دوست خاصی وابسته شده اید به طوری که کم شدن محبت این فرد باعث رنجیده خاطر شدن شما میشود این نشان از وابستگی شما دارد که برای از بین رفتن این وابستگی لازم است با کارشناسان مشاوره همین سایت صحبت کنید.

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه حکمت411
  2. تصنیف غررالحکم ودررالکلم،ص203

اویس;953451 نوشت:

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
به طور کلی برای مقاوم سازی شخصیت خود باید به قابلیتها و ظرفیتهای خود برای کسب کمالات آگاه تر شویم و برای رسیدن به این آگاهی لازم است اهل مطالعه و تحقیق و تفحص باشیم. مطالعه مدون و برنامه ریزی شده در مورد توانمندیهای انسان و راه کارهای کسب کمالات می تواند ذهن انسان را در جهت یک هدف متمرکز مدیریت کند. پس اولین پیشنهاد ما برای عدم توجه به تعریف و نکوهش دیگران برنامه ریزی برای مطالعه کتب اخلاقی و اعتقادی است.

نکته دوم اینکه لازم است برای اوقات فراغت خود نیز برنامه ریزی متراکمی داشته باشید. یکی از چیزهایی که انسان را به فکر در مورد مسائل بی اهمیت وا میدارد بیکاری و عدم اشتغال به مسائل مهم تر است. اگر بتوانید در طول روز برای یکایک ساعات خود برنامه ریزی منسجمی داشته باشید مطمانا ذهن شما مشغول مسائل بی اهمیتی همچون تعریف و تمجید دیگران نمی شود.

نکته سوم اینکه اگر کار نیکی انجام دادید و با تعریف و تمجید دیگران مواجه شدید لازم است فکرتان را به چند مساله متمرکز کنید:


  1. انجام این کار نیک وابسته به لطف و عنایت پروردگار بود و اگر خداوند نمی خواست و مددکارم نبود هرگز نمی توانستم این کار نیک را انجام دهم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: لَا يَنْفَعُ عِلْمٌ بِغَيْرِ تَوْفِيقٍ یعنی علم بدون توفیق فایده‌ای ندارد. (1) پس آنکه حقیقتا سزاوار تعریف و تمجید است خداوند است.
  2. به گناهانی بیندیشید که پیش از این انجام داده اید و احتمالش را بدهید که هنوز مورد مغفرت و آمرزش الهی قرار نگرفته اند.
  3. به ابتدای خلقت خود بیندیشید که هیچ نبودید و به لطف پروردگار رشد و پرورش یافتید. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «مسکین بن آدم مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة»؛یعنی بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط می شود، پشه ای او را می آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایی او را می کشد و عرق مختصری او را متعفن و بدبو می سازد(2)

نکته چهارمی که لازم است یادآور شوم این است که از نوع سوالتان پیداست که به دوست خاصی وابسته شده اید به طوری که کم شدن محبت این فرد باعث رنجیده خاطر شدن شما میشود این نشان از وابستگی شما دارد که برای از بین رفتن این وابستگی لازم است با کارشناسان مشاوره همین سایت صحبت کنید.

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه حکمت411
  2. تصنیف غررالحکم ودررالکلم،ص203

سلام تشکر از پاسختون واقعا روم تاثیر گذاشت
ببخشید الان یعنی من این روشو برااینکه کسی دوستمم داشته باشه بکار ببرم؟ مثلا فرض کنید خانواده یا همسر یا دوست بسیار ادمو دوس داشته باشن بعد ما خیلی خوشحال باشیم این اشخاص مارو دوس داشته باشن اینکار اشتباهه؟شاید سوالم بجا نباشه اما گفتم بپرسم.
یه سوال
میدونید نمیدونم در چه حدی باید دیگرانو دوس داشت یعنی بقیه خیلی بیشتر مارو دوس دارن ماهم ابراز علاقه میکنیم اما دراونحدی علاقه نداریم که اونا به ما علاقه دارن
یه سخنی یکی از ائمه داره که میگه نظر دیگران درمورد شما نظر خودتون در مورد بقیه ست همچین چیزی حالادرست درخاطرم نیست بعدناراحت میشم میگم یعنی دراونحدی که میگن نیست و مثل علاقه خودم به اوناست که علاقه چندانی هم نیست.

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
به طور کلی برای مقاوم سازی شخصیت خود باید به قابلیتها و ظرفیتهای خود برای کسب کمالات آگاه تر شویم و برای رسیدن به این آگاهی لازم است اهل مطالعه و تحقیق و تفحص باشیم. مطالعه مدون و برنامه ریزی شده در مورد توانمندیهای انسان و راه کارهای کسب کمالات می تواند ذهن انسان را در جهت یک هدف متمرکز مدیریت کند. پس اولین پیشنهاد ما برای عدم توجه به تعریف و نکوهش دیگران برنامه ریزی برای مطالعه کتب اخلاقی و اعتقادی است.

میشه بفرمایید چه کتبی که هم معتبر باشه هم ساده وروان باشه

اویس;953451 نوشت:

با عرض سلام و ادب خدمت شما خواهر گرامی
به طور کلی برای مقاوم سازی شخصیت خود باید به قابلیتها و ظرفیتهای خود برای کسب کمالات آگاه تر شویم و برای رسیدن به این آگاهی لازم است اهل مطالعه و تحقیق و تفحص باشیم. مطالعه مدون و برنامه ریزی شده در مورد توانمندیهای انسان و راه کارهای کسب کمالات می تواند ذهن انسان را در جهت یک هدف متمرکز مدیریت کند. پس اولین پیشنهاد ما برای عدم توجه به تعریف و نکوهش دیگران برنامه ریزی برای مطالعه کتب اخلاقی و اعتقادی است.

نکته دوم اینکه لازم است برای اوقات فراغت خود نیز برنامه ریزی متراکمی داشته باشید. یکی از چیزهایی که انسان را به فکر در مورد مسائل بی اهمیت وا میدارد بیکاری و عدم اشتغال به مسائل مهم تر است. اگر بتوانید در طول روز برای یکایک ساعات خود برنامه ریزی منسجمی داشته باشید مطمانا ذهن شما مشغول مسائل بی اهمیتی همچون تعریف و تمجید دیگران نمی شود.

نکته سوم اینکه اگر کار نیکی انجام دادید و با تعریف و تمجید دیگران مواجه شدید لازم است فکرتان را به چند مساله متمرکز کنید:


  1. انجام این کار نیک وابسته به لطف و عنایت پروردگار بود و اگر خداوند نمی خواست و مددکارم نبود هرگز نمی توانستم این کار نیک را انجام دهم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: لَا يَنْفَعُ عِلْمٌ بِغَيْرِ تَوْفِيقٍ یعنی علم بدون توفیق فایده‌ای ندارد. (1) پس آنکه حقیقتا سزاوار تعریف و تمجید است خداوند است.
  2. به گناهانی بیندیشید که پیش از این انجام داده اید و احتمالش را بدهید که هنوز مورد مغفرت و آمرزش الهی قرار نگرفته اند.
  3. به ابتدای خلقت خود بیندیشید که هیچ نبودید و به لطف پروردگار رشد و پرورش یافتید. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «مسکین بن آدم مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة»؛یعنی بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط می شود، پشه ای او را می آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایی او را می کشد و عرق مختصری او را متعفن و بدبو می سازد(2)

نکته چهارمی که لازم است یادآور شوم این است که از نوع سوالتان پیداست که به دوست خاصی وابسته شده اید به طوری که کم شدن محبت این فرد باعث رنجیده خاطر شدن شما میشود این نشان از وابستگی شما دارد که برای از بین رفتن این وابستگی لازم است با کارشناسان مشاوره همین سایت صحبت کنید.

پی نوشت:

  1. نهج البلاغه حکمت411
  2. تصنیف غررالحکم ودررالکلم،ص203

بله ولی فقط یکنفر نیست درخصوص وابستگی میگم انگار توقع دارم خودم هیچ محبتی به دیگران نداشته باشم اما دیگران نباید محبتشون به من کم شه یا باشه
یعنی خودم میگم دلم خالی باشه از بقیه اما ناراحت میشم که بقیه اینطور باشن

سوال خیلی خوبی هست. حرف ها و اعمال دیگران روی انسان اثر میگذارند. حالا بعضی ها حساس تر هستند و تاثیر پذیری بیشتری دارند و برخی به قول معروف پوست کلفت تر هستند و کمتر تاثیر پذیر. ظاهرا در این میان انرژی و امواجی رد و بدل میشود که شاید در آینده علم جنبه هایی از این را روشن کنه.
راهها و روش های میشود در نت و ... پیدا کرد برای تقویت روحیه و تاثیر پذیری کمتر.
با چکش و میخ آیا میشود به یک کوه آسیب زد . برخی به چنین درجانی رسیدن

بعد از تحمل مدتها سختی، الان به مرحله ایی رسیدم که حرف، نظر ، احساس دیگران در مورد خودم تقریبا اصلا برام مهم نیست. بسیار سخت اما امکان پذیره.

nobelist;953634 نوشت:
الان به مرحله ایی رسیدم که حرف، نظر ، احساس دیگران در مورد خودم تقریبا اصلا برام مهم نیست. بسیار سخت اما امکان پذیره.

سلام
ببخشید اشتباه نشود, اون چیزی که نباید برای انسان مهم باشد, تعریف و تمجید کردن دیگران و حرف های نامربوط دیگران درباره انسان است (اون هم نه به صورت ظاهری که مثلا سوء تفاهمی یا چیزی به وجود بیاید, بلکه در دل) نه اینکه نظر دیگران, احساس دیگران, ابراز احساس دیگران, محبت کردن دیگران برای انسان, مهم نباشد.

یعنی نظر دیگران برای شما مهم نیست؟ یعنی با کسی مشورت نمی کنید؟
یعنی احساسی که دیگران به شما دارند, برای شما مهم نیست؟ یعنی دوست ندارید اطرافیان به شما احساسشون رو ابراز کنند؟
و ...

nazak;953476 نوشت:
سلام تشکر از پاسختون واقعا روم تاثیر گذاشت
ببخشید الان یعنی من این روشو برااینکه کسی دوستمم داشته باشه بکار ببرم؟ مثلا فرض کنید خانواده یا همسر یا دوست بسیار ادمو دوس داشته باشن بعد ما خیلی خوشحال باشیم این اشخاص مارو دوس داشته باشن اینکار اشتباهه؟شاید سوالم بجا نباشه اما گفتم بپرسم.
یه سوال
میدونید نمیدونم در چه حدی باید دیگرانو دوس داشت یعنی بقیه خیلی بیشتر مارو دوس دارن ماهم ابراز علاقه میکنیم اما دراونحدی علاقه نداریم که اونا به ما علاقه دارن
یه سخنی یکی از ائمه داره که میگه نظر دیگران درمورد شما نظر خودتون در مورد بقیه ست همچین چیزی حالادرست درخاطرم نیست بعدناراحت میشم میگم یعنی دراونحدی که میگن نیست و مثل علاقه خودم به اوناست که علاقه چندانی هم نیست.

با سلام و ادب خدمت شما خواهر محترم
اینکه دوست داشته باشیم دیگران ما را دوست داشته باشند اشتباه نیست زیرا به طور ذاتی هر انسان مائل است مورد محبت و توجه دیگران قرار گیرد ولی آنچه مهم است این است که نباید این دوست داشتن به حد افراط برسد یعنی نباید این میل و علاقه چنان باشد که باعث وابستگی مفرط گردد به طوری که اگر به هر دلیلی کم مهری و یا بی توجهی از طرف مقابل دیدید نباید این امر موجب افسردگی شما شود.

نکته دیگر این است که لزوما قرار نیست محبت شما نسبت به دیگران به عینه به اندازه محبت ایشان به شما باشد و در جایی هم نداریم که شما باید محبتتان را متناسب با محبت دیگران معماری کنید. آنچه ما مکلف به آنیم احترام و مهرورزی و تواضع و فروتنی نسبت به محبت دیگران است اما اینکه در قلبمان چقدر وی را دوست داشته باشیم این امری کاملا شخصی و مربوط به اختیارات خودمان است و هیچ وقت به خاطر کم دوست داشتن دیگران که امری قلبی است مورد بازخواست خداوند قرار نخواهیم گرفت مگر اینکه این بی علاقگی قلبی منجر به جسارت و توهین و بی احترامی به دیگران شود.

نکته دیگری که نیز لازم به ذکر است این است که هرگز ذهن شریفتان را درگیر میزان محبت و علاقه دیگران نسبت به خودتان نکنید به جای اینکه فکر کنید دیگران چقدر شما را دوست دارند درصدد انجام کارهایی باشید که مرضی خداوند و بندگان صالح و خانواده خودتان است. اگر این قله را غایت اعمال خویش قرار دهید از ریزنگری هایی که گاه منجر به خیال پردازی و سوظن و ناراحتی است رهایی می یابید.

nazak;953479 نوشت:
میشه بفرمایید چه کتبی که هم معتبر باشه هم ساده وروان باشه

مطالعه این چند کتاب اخلاقی را به شما توصیه میکنم:
1-اخلاق از ديدگاه قرآن و پيامبر صلّي الله عليه و آله و سلّم ، سيّد حسين موسوى راد لاهيجى
2-زيبايي هاي اخلاق ، استاد حسين انصاريان، ناشر: دارالعرفان
3-اخلاق در قرآن1 و2و3، آيت الله ناصر مکارم شيرازي
4-جوانان و پرسش ها ي اخلاقي ، مصطفي خليلي، ناشر: مركز مطالعات و پژوهش‌‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه
5-اخلاق الهي ، مجتبي تهراني، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي
6-نقطه آغاز در اخلاق عملي، محمد رضا مهدوي کني، مرکز فرهنگي انتشاراتي شبر

بسیار متشکرم جناب اویس
تشکر از نظرات دوستان...ممنونم

سوال:
چه کار کنیم تا تعریف و نکوهش دیگران برای ما مهم نباشد؟

پاسخ:
به طور کلی برای مقاوم سازی شخصی