ازدواج موقت ؛ خوب یا بد ؟!

تب‌های اولیه

222 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

koosha;670715 نوشت:
:moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb::moteajeb:
اصولا این متعه چیه؟؟؟؟؟:Gig::Gig:
سلام
همون صیغه یا عقد موقت :Nishkhand:

[="Microsoft Sans Serif"][="Blue"][="3"]

سجاد;670585 نوشت:
با عرض سلام و احترام

خیلی زحمت کشیدید جناب الدین القیم از شما تشکر می کنم.:Gol:

اما چند نکته :

1. روشن است مطالبی که نوشتم برای خوشنودی کسی نبود جز خشنودی خدا و اهل بیت علیهم السلام که جز این انتظاری هم از هیچکدام از ما نمی رود.

2. بنای ورود به مباحث تخصصی فقهی را ندارم و طرح چنین مباحثی را در این جا شایسته نمی دانم (علیرغم اینکه رشته علمی است که آن را دنبال می کنم و تبعا برای بحث حول آن علاقه مند هستم !)

3. قطعا احتمال نمی دهید که روایاتی که بیان کردید و بیش از اینها را حقیر ندیده باشم علاوه بر این ، روایاتی که در ترغیب متعه یا غیرت زن و ... نقل کردید و روایاتی که نقل نکردید ، حتما مورد توجه فقهاء بوده و در عین حال فتوا به استحباب آن داده اند اما فتوا به وجوب نداده اند ! ؛ بنابراین این مسئله تنها یک مستحب است و یک مستحب را باید به چشم یک مستحب دید نه بیش از آن که در ابتدای سخن عرض کردم.

4. بله بحث ازدواج موقت ، مهم است و جزء اعتقادات شیعه است و تأکید زیادی هم بر اعتقاد به آن و عمل به آن شده است اما هیچکدام از این فرمایشات منافاتی با عرایض حقیر ندارد که ازدواج موقت یک مستحب است و باید در حد خود به آن نگاه کرد و درباره اش اندیشید و صحبت کرد !!

5. اگر با لسان روایات مستحبات آشنا باشید به اصطلاح بیانی ترغیبی ترویجی دارند یعنی گاهی می بینیم که روایاتی در بیان برخی مستحبات آمده است که در بیان برخی واجبات نیامده با این که یقین داریم چنین عملی مستحب است نه واجب ! (مانند روایات ترغیب به غسل جمعه که اگر فردی عامی یا حتی متفقهی که هنوز درست با فقاهت آشنا نشده آنها را ببیند شکی در واجب بودن غسل جمعه نمی کند! در حالی که کمتر فقیه مطرحی را از گذشته تاکنون می بینید که غسل جمعه را واجب بداند) از این رو تنها دلیل (به تعبیر بنده) این بیان آتشین اهل بیت علیهم السلام در برخی روایات مستحبات هم می تواند این باشد که ضمن تشویق برای عمل به مستحبات ، مانع منسوخ شدن و تغییر ماهیت دادن حکم استحباب گردند که قطعا جزء وظایف مبین شریعت است بنابراین نباید کسی با دیدن این گونه روایات مستحبات ، فکر کند که تا هر چه بادا باد باید بدان عمل کرد حتی بالاتر از واجبات!

6. بنده هیچ عبارتی مبنی بر حرمت ازدواج موقت نداشتم که موجب برآشفتگی شما شود ؛ سخن حقیر همان سخن فقها مبنی بر استحباب آن است و هدف از نوشتن متن و آوردن روایات نهی از ازدواج موقت در کنار روایات ترغیب به آن ،تنها این بوده که عرض کنم با ازدواج موقت نباید به شکل افراطی برخورد کرد نه در ترغیب به آن و نه در نهی از آن ، همین !

7. منکر جایگاه والای ازدواج موقت در جامعه نیستم و این از عباراتی که داشتم کاملا روشن است همچنین شخصا برای افراد بسیاری که تشخیص دادم شرایطش را داشتند ، عقد موقت خواندم و خواهم خواند !

8. خانمی را که اصل جواز ازدواج موقت را جزء دین و مذهب نداند و با آن مخالف باشد ، به هیچ وجه تأیید و تشویق نمی کنم و فکر هم نکنم اگر کسی به دقت عبارات حقیر را مطالعه کند ، چنین برداشتی داشته باشد همچنین غیرت زنی را در مقابل ازدواج بجای مردی مطابق روایات ، نابجا می شمارم ...
اما این را هم کمال ناپختگی می دانم که کسی معیار دین داری یک دختر جوان را در جلسه حساس خواستگاری ، با یک مستحب هر چند هم به قول شما مهم ، بسنجد !

9. فراموش نکنیم همه این احکام واجب و مستحب برای این است که به کمال انسانی و تعالی که برای آن خلق شده ایم ، برسیم و همه این امیال نفسانی و شهوانی که خداوند در ما قرار داده است ، باید پلی باشد برای رسیدن به آن ؛ پس دقت کنیم که از اهداف عالی دین و زندگی باز نمانیم.

آرزوی توفیقات روزافزون برای جنابعالی و همه بزرگواران سایت دارم :Gol:
همیشه سلامت و موفق باشید

سلام
تشکر می کنم از مطالبی که تایپ نمودید
لحن کلام شما نسبت به مطالب قبل کمی تعدیل شد (اصل سخن بنده و شما از نظر بنده تفاوتی ندارد) تنها در لحن کلام با هم تفاوت وجود دارد لحن کلام بنده همان لحن صریح روایات است اما شما به قول معرف یکی به نعل می زنید و یکی به میخ! شاید هم لازمه پاسخگویی در سایت دینی همین باشد اما همانطور که گفتم لسان کلام بنده همان لحن و لسان صریح روایات است.
1-فرمودید که مستحب باید در حد خودش مطرح شود و نه در حد واجب،و روایاتی که آمده لحن آنها ترغیبی است و واجب نیست! بنده به خاطر ندارم جایی سخن از واجب بودن زده باشم تنها شما فرمودید که فی حد نفسه نکاح مستحب است اما ممکن است با عناوین ثانویه مستحب تبدیل به حرام شود و ما هم گفتیم عناوین ثاویه چیزی یکطرفه نیست که همیشه به سمت حرام برود بلکه چه بسا به سمت واجب می رود چنانچه در عروه آمده استحباب النكاح إنما هو بالنظر إلى نفسه وطبيعته . وأما بالنظر إلى الطوارئ فينقسم بانقسام الأحكام الخمسة : فقد يجب بالنذر أو العهد أو الحلف وفيما إذا كان مقدمة لواجب مطلق أو كان في تركه مظنة الضرر أو الوقوع في الزناء أو محرم آخر ، وقد يحرم كما إذا أفضى إلى الإخلال بواجب من تحصيل علم واجب أو ترك حق من الحقوق الواجبة وكالزيادة على الأربع.
2-بین دو مطلب خلطی صورت گرفته یکی پذیرش حکم الهی است می خواهد این حکم واجب باشد یا جایز باشد یا مباح باشد یا حرام یا مکروه باشد و دیگری اینکه آن حکم الهی جز کدام یک از آن اقسام خمسه است.آن چیزی که ما تاکید داریم و می کنیم که بین پذیرش احکام الهی از هر قسمی که باشد تفاوتی وجود ندارد چون حکم خداست حتی چیزی که مباح باشد و باید پذیرفته شود و تاکید قرآن است که وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ یعنی وجوب پذیرش تمام احکام حتی حکمی که مستحب باشد اما در مقام اجرا و نه پذیرش تقسیم می شود به آن اقسام و نه در پذیرش که شما بین واجب و مستحب تفاوت در پذیرش (نه اجرا) قائل شوید و بگویید پذیرش واجب مطلوب است اما مستحب پذیرش آن (نه اجرای آن) اهمیت دیگر احکام را ندارد. واجب و مستحب و حرام و مکروه و مباح از آنجا که حکم خداست پذیرش همه آنها واجب است اما در اجرای آن احکام به همان پنج قسم تقسیم می شوند.
3-اگر به صحبت های ما در این تاپیک و چه در همان تاپیک سوال از تعدد زوجات در خواستگاری دقت نمایید ما در همانجا هم گفتیم که موافق چنین پرسشی در خواستگاری نیستیم و هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد اما برخی همانجا خواستند بگویند که عدم قبول این حکم (به طور کلی نه در خواستگاری) مشکلی ندارد اما ما گفتیم که انکار حکم و مخالفت عملی با آن نشانه عدم معرفت صحیح نسبت به احکام دینی و همچنین طبق روایات آمده نشان نقصان ایمان است و همچنان هم به آن معتقد بوده و دلایل ما را هم در آن رابطه کسی پاسخ نداد و اینجا هم همان دلایل را مطرح نمودیم.
مطالب دیگری هم هست که برای اینکه تکرار مکررات نشود از بیان آن صرف نظر می کنم،چون مطالب ما به طور صریح وجود دارد چه در این تاپیک و چه در تاپیک های دیگه.
در پایان هم مجددا از شما تشکر می کنم.:Gol:

[/][/][/]

سید محمد جواد;670717 نوشت:
ماشالا همه یه جا تشریف ارودن رو سر بنده خوش اومدین دوستان عزیز
داداش نقل قول بفرمایید که هم مطلع بشیم هم بدونیم مخاطب شما کی هست

بله شما حق دارید نظر بدید (شخصاً) مخلص شما هم هستم و به نظرات شما گوش میکنم. اما استدلال های شما اکثراً احساسیه و دوستان هم همین رو گفتن. نمونه میارم براتون:

سید محمد جواد;670717 نوشت:
خیانت به زن حلال و حرام نداره خیانت هست

خب در ازدواج شما مهریه می دهید. درسته؟
در زنا چه اتفاقی میفته؟ مرد به زن مزد زنا رو میده درسته؟

پس با استدلال شما که نقل قول کردم ، باید بگیم مزد رابطهء جنسی حلال و حرام نداره ، چه برای ازدواج و چه زنا ، دو تاش مثل همه!
در نتیجه ازدواج میشه زنای مدت دار! پس ازدواج هم مثل زنا یه کار کثیفه!

لذا حرف ما اینه که استدلال های قوی تری ارائه بفرمایید وگرنه هیچکس شما رو روبروی خدا و پیامبر(ص) قرار نداده برادرم

[="Microsoft Sans Serif"][="Blue"][="3"]

یارب;670595 نوشت:
1- از خانمی (خانم الف) در جلسات خواستگاری میپرسید نظرتان در مورد متعه چیست؟ میگوید مخالفم!!
2- از خانم (ب) میپرسید نظرتان چیست میگیود موافقم!!

سلام
بسیار برای بنده جالب است که چیزی را نگفتم به بنده نسبت می دهید و بعد آن را در مثالی ناقص برای مردود دانستن مطالب ما بیان می کنید و ما مجددا تکرار می کنیم که منظور ما این است دوباره شما همان موضوع اول را به ما نسبت می دهید.
اولا بنده کجا گفتم این سوال مناسب خواستگاری است شما به همان تاپیک سوال از تعدد زوجات در خواستگاری رجوع کنید بنده در اولین پست همان تاپیک گفتم که این سوال را در خواستگاری مناسب نمی دانم اما چه شما چه جناب سجاد این مطلب را به بنده نسبت می دهید و شروع به نقد آن می کنید که در نوع خود جالب است آن چیزی که بنده گفتم و تکرار هم می کنم که کسی نگفته قبول تعدد زوجات و متعه تنها معیار است بلکه گفته شد شخص اگر دیگر ملاک های دیگر را دارد آیا این ملاک را هم دارا می باشد یا خیر،یعنی این تنها ملاک گفته نشده بلکه یکی از ملاک ها ذکر شده و این شرط لازم است یعنی اگر نبود اشکالی وجود دارد اما اگر بود به این معنا نیست که ایمان کامل است مثل نماز که کسی که نماز نخواند نشانه نقصان ایمان اوست اما اگر نماز خواند نشانه کامل بودن ایمان او نیست بلکه باید دیگر موارد هم بررسی شود یعنی در کل انکار این حکم (تعدد زوجات) و یا هر حکم دیگری نشانه از عدم شناخت صحیح از اسلام دارد.
ثانیا این مثال شما،مثال غیر قابل قبول است همیشه در خواستگاری می گویند سوالات شما نباید به یک کلمه پاسخ اکتفا کنید.مثال شما که همراه با مغالطه است اینگونه است.
از خانمی در جلسان خواستگاری می پرسیم
آیا خدا را قبول دارید خانم (الف) می گوید خیر
خانم (ب) می گوید بله
شما الان با یک جواب بله و خیر میتوانید برداشت بفرمایید که نفر الف شرط لازم را ندارد اما نفر دوم شرط لازم را دارد پس با نفر دوم جلسات خواستگاری را ادامه دهیم و بیشتر با او صحبت کنیم بهتر است ! درست است؟!

بعداز از خانم الف می پرسیم شما خدا را قبول ندارید می گوید من خدایی که ظلم می کند را قبول ندارم اما خدایی که مهربان است را قبول دارم و معتقد هستم چنین خدایی وجود دارد.
بعد از خانم ب می پرسیم شما خدا را قبول دارید و می گوید من تنها این خدایی را قبول دارم که دارای دو دوست و پا بوده و دیروز هم در یک تصادف زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد!

بعد از این مثال نتیجه بگیرد که سوال از توحید و قبول خدا نشانه سنجش ایمان نیست!!!!!!

دقیقا این مغالطه شما در مورد سوال از تعدد زوجات است بحث ما از کیفیت سوال نیست که شما سوال را جوری بپرسید که بشود از آن مطالب مختلفی برداشت کرد یا ... بحث ما این است که کسی که حکمی از احکام الهی را انکار کند و یا با آن مخالفت کند یقینا درجات بالای ایمان را ندارد (مغالطه شما این است که به جای اینکه اصل این را رد کنید می روید مثالی می آورید که نتوان تشخیص داد که آیا این شخص حکم را انکار می کند یا خیر در حالی که ما کاری به نحوه اطلاع از اینکه وی منکر این حکم است یا نیست نداریم بلکه اصل را بر این می گیریم که در صورت تشخیص این مطلب نتیجه آن است) اما اینکه کسی یک حکم را قبول کرد و اجرا کرد دارای درجات بالای ایمان هست مشخص نیست و باید موارد دیگر بررسی شود ما از اول تاپیک همین را گفته ایم اما مدام مطالب غیر مربوط را به بنده نسبت می دهند و همان را نقد می کنند.

یارب;670634 نوشت:
اما وقتی مطالب ایشان را خواندم احساس کردم این بزگوار دارند خلط مبحث میکنند به همین دلیل وارد بحث شدم!!

چه خلط مبحثی؟
اتفاقا شما دارید خلط مبحث می کنید که اصلا ما صحبتی از خواستگاری نکردیم بلکه گفتیم که انکار حکم تعدد زوجات و صیغه از روی غیرت زنان مذموم بوده و ده ها روایت در اینمورد وجود دارد اما شما به جای اینکه این مطلب ما را نقد کنید می آیید مثال می زنید که در خواستگاری اگر اینگونه پرسیده شود یعنی به صورت اشتباه سوال پرسیده شود بعد نتیجه می گیرید که تعدد زوجات شرط نیست در حالی که اشکال از پرسیدن سوال و سوال کردن اشتباه است نه اینکه انکار تعدد زوجات نشانه نقص ایمان نیست بلکه اشکال در سوال شماست اینکه بسیار واضح است شما سوال درستی بپرسید که بتوان به طور دقیق انکار را تشخیص دهد.[/][/][/]

[="Microsoft Sans Serif"][="Blue"][="3"]

سجاد;670585 نوشت:
خانمی را که اصل جواز ازدواج موقت را جزء دین و مذهب نداند و با آن مخالف باشد ، به هیچ وجه تأیید و تشویق نمی کنم و فکر هم نکنم اگر کسی به دقت عبارات حقیر را مطالعه کند ، چنین برداشتی داشته باشد همچنین غیرت زنی را در مقابل ازدواج بجای مردی مطابق روایات ، نابجا می شمارم ...

سلام
اصل سخن ما هم همین است که کسی که اصل ازدواج موقت را جز دین ندارد شناخت و معرفت صحیحی نسبت به احکام دینی ندارد همچنین کسانی که برای خودشان شرط و شروط برای حکم قرار می دهند (بنده به کرات دیده ام که بسیاری می گویند ما اصل حکم را قبول داریم بعد می پرسم یعنی چه اصل حکم را قبول دارید می گوید یعنی این حکم خداست اما شرایط دارد برای مردانی که همسر دارد خیانت محسوب می شود و صحیح نیست برای افراد مجرد هم نشانه شهوت رانی است و خوب نیست اما من منکر این حکم نیستم اصل آن را قبول دارم!!!) و همچنین ما هم مخالفت با ازدواج به جای همسر را عملی غیر منطقی و نابجا می دانم و طبق روایات زنانی که ایمان کمی دارند چنین مخالفتی می کنند.
[/][/][/]

سلام علیکم

الدین القیم;670721 نوشت:
بسیار برای بنده جالب است که چیزی را نگفتم به بنده نسبت می دهید و بعد آن را در مثالی ناقص برای مردود دانستن مطالب ما بیان می کنید و ما مجددا تکرار می کنیم که منظور ما این است دوباره شما همان موضوع اول را به ما نسبت می دهید.
اولا بنده کجا گفتم این سوال مناسب خواستگاری است

کاربر گرامی و محترم، وارد شدن بنده در مباحثه از این پست آغاز شد!!
شما این جمله استاد را نقل قول زدید

سجاد;670305 نوشت:
وقتی چیزی جزء واجبات دینی نشد به خودی خود نمی تواند جزء معیار های اصلی سنجش دین داری در خواستگاری و غیر آن باشد

و فرمودید
الدین القیم;670452 نوشت:
جناب سجاد یعنی شما می خواهید زنان را تشویق کنید که با حکم خدا مخالفت کنند؟ و آیا فکر می کنید کسانی که تسلیم احکام خدا هستند با کسانی که تسلیم نیستند برابر هستند؟

بنده هم درمورد خواستگاری مثال زدم چون بحث خواستگاری مطرح شده بود!! وگرنه تمام مطالبی که حقیر گفتم شما میتوانید درمورد خواستگاری در نظر نگیرید کلا برای محک زدن ایمان طرف مقابل بیان بفرمایید
و گفتم که بنده مخالفتی در مطالب استاد با سخن معصومین (ع) نمیبینم و در مطالب استاد ندیدم که ایشان خانمها را تشویق کرده باشند با حکم خداوند مخالفت کنند!! بعد مطالب استاد را در قالب مثال باز کردم !


الدین القیم;670721 نوشت:
آن چیزی که بنده گفتم و تکرار هم می کنم که کسی نگفته قبول تعدد زوجات و متعه تنها معیار است بلکه گفته شد شخص اگر دیگر ملاک های دیگر را دارد آیا این ملاک را هم دارا می باشد یا خیر،یعنی این تنها ملاک گفته نشده بلکه یکی از ملاک ها ذکر شده و این شرط لازم است یعنی اگر نبود اشکالی وجود دارد اما اگر بود به این معنا نیست که ایمان کامل است

بحث بنده برروی شرط لازم بود که پاسخ این مطلب شما را در جواب به کاربر محترم Reza-D بیان نموده ام که میتوانید مطالعه بفرمایید(حال بنده در خواستگاری مثال زدم شما به صورت کلی در نظر بگیرید)

الدین القیم;670721 نوشت:
یعنی در کل انکار این حکم (تعدد زوجات) و یا هر حکم دیگری نشانه از عدم شناخت صحیح از اسلام دارد.

بنده با این جمله شما صددرصد موافقم ، و تمام حرف بنده همین بود که بایدببینیم اگر کسی دارد با متعه مخالفت میکند علت مخالفتش مخالفت با حکم الهی است یا چیزهای دیگر!!!

الدین القیم;670721 نوشت:
بحث ما این است که کسی که حکمی از احکام الهی را انکار کند و یا با آن مخالفت کند یقینا درجات بالای ایمان را ندارد

الدین القیم;670721 نوشت:
اما اینکه کسی یک حکم را قبول کرد و اجرا کرد دارای درجات بالای ایمان هست مشخص نیست

بله ،این را بنده هم کاملا قبول دارم،و استاد هم قبول داشتند!

الدین القیم;670721 نوشت:
بلکه گفتیم که انکار حکم تعدد زوجات و صیغه از روی غیرت زنان مذموم بوده

قطعا همینگونه است! اما نقد بنده این بود که هر خانمی مخالفت کرد دلیل نمیشود بر اساس غیرت زنانه باشد و باید علت مخالفت را برسی نمود!

در کل هم شما ،هم بنده و هم استاد یک مطلب را بیان میکنیم ، پس نقد شما به سخنان استاد برای چه بود؟!
بنده احساس کردم شما مطالب استاد را اشتباه برداشت نموده اید و دارید خلط مبحث میکنید ،به همین دلیل وارد بحث شدم و سعی نمودم با مثال برایتان توضیح دهم ،وگرنه بنده هیچ یک از روایاتی که آوردید را رد نکردم م و کاملا قبول دارم (اگر برایتان مقدرور بود از ابتدا یک بار دیگر مطالب بنده حقیر را مطالعه بفرمایید!)

خداوند عاقبت همه مارا ختم به خیر بگرداند
یازهرا(س)

میدونید مشکل کارشناسان محترم این انجمن چیه؟ اینه که هر مطلبی که میخوان و هرجور که میخوان رو فقط میگن و در مورد خوبی هاش حدیث نقل میکنن، این هم 15 حدیث درباره تشویق به متعه:

1. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس یک بار در زندگی خود متعه کند، درجه اش به مانند درجة حسن مجتبی علیه السلام خواهد بود و هر کس دوبار متعه کند، درجه اش به مانند حسین سید الشهداء‌علیه السلام خواهد بود و هر کس سه بار این کار را انجام دهد، به درجة علی مرتضی علیه السلام نائل می آید و هر کس چهار بار متعه بگیرد، درجه اش همانند من خواهد بود.لئالی الاخبار ج 3 ص 243 2.صالح بن عقبه از پدرش نقل می‌کند :به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا متعه ثواب هم دارد؟ فرمودند : «‌اگر شخصی متعه کننده با این کار، ‌رضایت خداوند و مخالفت با منکران این کار را خواسته باشد، خداوند برای هر کلمه ای که با متعه صحبت می کند،‌ یک حسنه برایش می نویسد و با هر بار که دست خود را به سویش دراز می کند، یک حسنه برایش ثبت می شود و هنگامی که نزدیکش می شود، خداوند یک گناه از او پاک می‌گرداند و در هنگام غسل،خداوند به اندازة آبی که از موهایش می گذرد ، گناه او را پاک می کند» پرسید : به اندازة موهایش؟‌فرمودند« آری به اندازه موهایش» وسائل ج 14/ لئالی ج3/من لا یحضر ج 3 . 3. از امام صادق علیه السلام سئوال شد آیا رسول خدا متعه کرد؟ فرمودند: آری. 4. پیامبر اعظم (ص)فرمودند:هر که یک بار متعه کند، ایمن شود از خشم خدای تعالی و هر که دو بار متعه کند ،با نیکوکاران محشور شود و هر که سه بار متعه کند، در درجه روضه جنان با من خواهد بود. 5. امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسی که ازدواج موقت کند و بعد غسل کند، از هر قطره‌ای که از آب غسل می‌چکد، خداوند هفتاد ملک را خلق می‌نماید که تا روز قیامت برای او طلب آمرزش و بخشش نمایند و تا روز قیامت بر کسی که از این عمل دوری کند لعنت می‌فرستند. وسائل الشیعه ج 14 ص 444-447 6. امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت، فرمود: جبرئیل نزد من آمده و گفت: ای محمد(ص) خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من گناهان زنانی که از امت تو متعه شوند را بخشیدم. رسائل ج 14/ لئالی ج 3 / من لا یحضر ج 3. 7. در خلاصه الاخبار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که یک روز به یارانش فرمود: «‌برادرم جبرئیل ، از پروردگارم برایم هدیه‌ای آورد که خداوند به هیچ یک از پیامبران پیش از من هدیه نکرده بود و آن متعه است. لئالی ج 3 ص 243 8.پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند، کلام آن ها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد. هنگامی که یکی از آنان دیگری را می‌بوسد، خداوند برای هر بوسه، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که ازهم جدا می‌شوند خداوند برای هر دوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند، خداوند گناهان آنان را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند، مگر اینکه خداوند برای هریک از آن ها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد. پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: و برای هر کسی که پیوند بین آنها را ایجاد کرده باشد همین ثواب‌ها خواهد بود. و در ادامه فرمودند یک درهم (خرج برای) متعه ،از هزار درهمی که درراه خدا خرج شود برتراست به خدا سوگند که متعه برتر است و آن چیزی است که قرآن دربارة آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده است. لئالی الاخبار ج 1 ص 244 . 9. در روایت است که : مؤمن، کامل نمی شود تا این که متعه انجام دهد.من لا یحضر ج 3 / وسائل ج 14. 10. هشام بن سالم از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: مستحب است که مرد متعه کند و برای مردان شما دوست ندارم که از دنیا بروند بدون اینکه حتی یک بار متعه کرده باشند. وسائل ج 14 باب 2 حدیث 7 11. بکر بن حمد می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد متعه سؤال کردم، فرمود: من دوست ندارم مرد مسلمانی را که از دنیا خارج شود و یکی از سنت های پیامبر(ص) را انجام ندهد. من لا یحضر ج3 . 12. ابو بصیر می‌گوید بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم .او به من فرمود:‌ای ابومحمد! آیا از هنگامی که از نزد خانواده ات خارج شده ای متعه کرده ای گفتم: نه فرمودند: چرا؟ گفتم: به اندازه کافی توانایی مالی ندارم. حضرت دستور دادند یک دینار به من بدهند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به خانه نروی مگر آن که این کار را انجام دهی. وسائل ج 14 باب 2 حدیث 14. 13. اسماعیل بن فضل هاشمی نقل می کند که امام صادق علیه السلام به من فرمودند : آیا از هنگامی که از نزد خانواده ات خارج شده ای متعه کرده ای ؟ گفتم: چون مشاغل زیادی دارم خداوند مرا از آن بی نیاز کرده است. حضرت فرمودند: حتی اگر بی نیاز باشی من دوست دارم که سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را احیا نمایی. وسائل ج 14 باب 2 حدیث 13 14. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هرکس یکبار متعه کند، یک سوم او از آتش جهنم آزاد می شود وهر کس دو بار متعه کند، دو سوم او از آتش جهنم آزادمی شود وهرکس سه بارمتعه کند، تمام بدن او از آتش جهنم آزاد می شود.

15. از سلمان فارسی و مقداد و عماریاسر رضوان الله علیهم اجمعین مرویست رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: هرگاه مردی با متعه خود بنشیند، فرشته ای بر ایشان نازل می شود وایشان را پاسبانی میکند تا اینکه ازآن مجلس برخیزند وحق تعالی به فرشتگان میگوید: نظر کنید به این دو بنده من وگواه باشید که من آمرزیدم ایشان را ،پس امیر المومنین علیه السلام برخواست وگفت:یارسول الله! چیست جزای کسی که در این باب سعی کند؟(یعنی واسطه شود) فرمود: برای اوست ثواب مرد متعه کننده و زن متعه شونده،یا علی!متمتع و متمتعه از غسل فارغ شوند ،به هر قطره که آب از بدن آنها ساقط می شود ،حقتعالی ملک وفرشته ای بیافریند که تسبیح و تقدیس خدای سبحان کنند و ثواب آن از برای آ ن دو نفر غسل کننده باشد. یا علی! هر که این سنت را سهل گیرد و آنرا احیا نکند، او از امت من واز شیعه تو نمی باشد ومن از او بیزارم.

الدین القیم;670721 نوشت:
همیشه در خواستگاری می گویند سوالات شما نباید به یک کلمه پاسخ اکتفا کنید.

الدین القیم;670721 نوشت:
بحث ما از کیفیت سوال نیست که شما سوال را جوری بپرسید که بشود از آن مطالب مختلفی برداشت کرد یا ... بحث ما این است که کسی که حکمی از احکام الهی را انکار کند

الدین القیم;670721 نوشت:
انکار حکم تعدد زوجات و صیغه از روی غیرت زنان مذموم بوده

الدین القیم;670724 نوشت:
اصل سخن ما هم همین است که کسی که اصل ازدواج موقت را جز دین ندارد شناخت و معرفت صحیحی نسبت به احکام دینی ندارد همچنین کسانی که برای خودشان شرط و شروط برای حکم قرار می دهند (بنده به کرات دیده ام که بسیاری می گویند ما اصل حکم را قبول داریم بعد می پرسم یعنی چه اصل حکم را قبول دارید می گوید یعنی این حکم خداست اما شرایط دارد برای مردانی که همسر دارد خیانت محسوب می شود و صحیح نیست برای افراد مجرد هم نشانه شهوت رانی است و خوب نیست اما من منکر این حکم نیستم اصل آن را قبول دارم!!!) و همچنین ما هم مخالفت با ازدواج به جای همسر را عملی غیر منطقی و نابجا می دانم و طبق روایات زنانی که ایمان کمی دارند چنین مخالفتی می کنند.

احسنت ،کاملا بنده این مطالب شما را تایید میکنم و صددرصد قبول دارم! پس میشود از ابتدا پست اول این تاپیک را مطالعه بفرمایید و بگویید کلا شما به چه موضوعی داشتید اشکال میگرفتید؟!!
حال قبول دارید کمی خلط مبحث شده بود و شما اشتباه منظور استاد را برداشت نموده بودید؟!

یازهرا(س)

یارب;670729 نوشت:
کاربر گرامی و محترم، وارد شدن بنده در مباحثه از این پست آغاز شد!!
شما این جمله استاد را نقل قول زدید
وقتی چیزی جزء واجبات دینی نشد به خودی خود نمی تواند جزء معیار های اصلی سنجش دین داری در خواستگاری و غیر آن باشد

سلام
همین را قبلا جواب دادیم که طبق روایات معصومین فقط واجبات جز ملاک ازدواج نیست در پست 10 توضیح دادیم و دو بار هم شما را به همان پست ارجاع دادیم اما شما دوباره دارید همان را تکرار می کنید بنا بر این دوباره برای شما آنچه را که گفتم مثال می زنم:
اولا تنها واجبات جز معیار های اصلی سنجش دین داری شخص نیست،یعنی ممکن است کسی بدون چادر حجاب واجب شرعی را رعایت کند اما چون چادری نیست بنده ایشان را داری ملاک لازم برای ازدواج ندانم یا امثال این موارد که مواردی هستند که واجب نیستند اما ملاک مهمی هستند.
ثانیا گفتیم که ازدواج موقت و تعدد زوجات در شرایطی واجب می شود پس طبق گفته شما چون در آن شرایط جز واجبات می شود می تواند جز معیار های اصلی سنجش دینداری قرار گیرد.
ثالثا در مورد اینکه مخالفت زن با تعدد زوجات شرط ایمان هست یا نیست هم توضیح دادیم که حداقل سه روایت وجود دارد:
1-
قال علی علیه السلام : غَیْرَةُ الْمَرْأَةِ كُفْرٌ وَغْیْرَةُ الرَّجُلِ إیمَانٌ.(نهج البلاغه ،حکمت 124) غیرت زن كفر است، و غیرت مرد ایمان.
با بررسی سخن عرب زبانان، به این نکته پی خواهیم برد که آنان واژه "غیرت" را در مواردی به کار می گیرند که حساسیت و عکس العمل نسبت به موضوعی پدید آید.ضمناً باید توجه کرد که ایمان و كفر به دو مرحله اعتقادی و عملی تقسیم می شود ، ممكن است فردی به لحاظ اعتقادی ، مطلبی را پذیرفته باشد (مثلا تعدد زوجات را تئوری پذیرفته) اما به جهت عملی به لوازم آن پایبند نباشد لذا در اینجا دچار كفر عملی خواهد شد كه این كفر به معنی كفر اعتقادی نیست اما انسان مومن و مسلمان ملزم است كه میان اعتقاد و عمل، ملازمه ایجاد كند. منظور از «کفر» در روایاتی مانند این حدیث «غیرت زن کفر است» کفر عملی می باشد به معنای مخالفت عملی با تعدد زوجات شوهر و ... است.
2-كافى 5/ 505: عدّة من أصحابنا عن أحمد ابن أبي عبد اللّه عن أبيه عن محمّد بن سنان عن خالد القلانسى قال ذكر رجل لأبى عبداللّه عليه السلام امرأته فأحسن عليها الثناء فقال له أبو عبد اللّه عليه السلام أغرتها، قال لا قال فأغرها، فأغارها فثبتت فقال لأبى عبداللّه عليه السلام انّى قد أغرتها فثبتت فقال هي كما تقول.
شخصی نزد امام صادق از همسرش بسیار خوب تعریف می کند که چنین است و چنان است و امام صادق می پرسد که آیا غیرت زنانه او تحریک شده است اگر نه ببین در برابر این چگونه واکنش نشان می دهد ،شخص جواب می دهد من او را به غیرت آورده ام و او همچنان ثابت قدم مانده است امام می گوید او همانگونه که گفتی (زن خوب و قابل تحسینی) می باشد.
یعنی شرط قبول تعریف های نخستین اول از همسرش را این می داند که در غیرت زنانه هم ثابت قدم باشد
3-روایت از امام معصوم داریم بر اینکه لیس منا من لم یومن بکرتنا و لم یستحل متعتنا
(وسائل ج21ص7 از امام صادق علیه السلام)
کسی که به «بازگشت ما (رجعت پس از در عصر ظهور)» ایمان ندارد و متعه را حلال نشمارد، از ما (اهل بیت) نیست.
قرار گرفتن متعه در ردیف «ایمان به رجعت» که از شاخصه های اعتقادی شیعیان است نشان از اهمیت اعتقاد بر حلیت ازدواج موقت دارد.
رابعا کسی نگفت این تنها معیار است بلکه گفته شد شخص اگر دیگر ملاک های واجب را دارد آیا این ملاک را هم دارا می باشد یا خیر،یعنی این تنها ملاک گفته نشده بلکه یکی از ملاک ها ذکر شده.
یارب;670729 نوشت:
و فرمودید

آن مطلبی که از ما نقل قول کردید پاسخ به سخنان ایشان نبود و بنده با توجه به واکنش یکی از کاربران به آن قسمت از سوال احساس کردم چنین چیزی برداشت می شود و به صورت استفهامی از ایشان پرسیدم که آیا شما می خواهید چنین مقصودی را برسانید و بعدا هم بدون استفهام آن را به ایشان نسبت دادیم که ایشان جواب دادند خیر من چنین منظوری نداشتم و سخن خودشان را شفاف بیان کردند که بهتر است انسان در مسائل دینی به جای دو پهلو صحبت کردن مطالب را شفاف بیان کند که مطالب دیگری برداشت نشود بنا بر این بحث در اینمورد به اتمام رسیده و ایشان مقصود خود را واضح بیان کردند و نیازی هم به توضیحات بنده و شما نیست.
یارب;670729 نوشت:
بنده هم درمورد خواستگاری مثال زدم چون بحث خواستگاری مطرح شده بود!! وگرنه تمام مطالبی که حقیر گفتم شما میتوانید درمورد خواستگاری در نظر نگیرید کلا برای محک زدن ایمان طرف مقابل بیان بفرمایید و گفتم که بنده مخالفتی در مطالب استاد با سخن معصومین (ع) نمیبینم و در مطالب استاد ندیدم که ایشان خانمها را تشویق کرده باشند با حکم خداوند مخالفت کنند!! بعد مطالب استاد را در قالب مثال باز کردم !

اولا شما در همینجا خلط کردید بین دو مطلب یکی انکار اصل حکم و دیگری مخالفت با اجرای آن،کسی با اصل حکم به هر دلیلی مخالفت کند نشان از عدم شناخت او از اسلام و نقصان معرفت دینی او دارد حتی اگر نسبت به نحوه اجرای حکم اعتراضی داشته باشد حق ندارد اجرا را با اصل آن خلط کند و به کلی هم منکر اجرا و هم منکر اصل حکم شود به هر دلیل و بهانه ای.
بنده هم گفتم که انکار تعدد زوجات به معنای حکم الهی به هر دلیل غیر شرعی که باشد نشان از عدم ایمان دارد حالا آیا ترس از تنهایی مجوز شرعی مخالفت با اصل حکم الهی می باشد؟
فرض کنید بنده به طریق غیر صحیحی نهی از منکر می کنم اما کسی بیاید بگوید نهی از منکر را من قبول ندارم چون غیر صحیح اجرا شده است،صحیح است؟
مثال شما هم همین است که از خانمی (خانم الف) در جلسات خواستگاری میپرسید نظرتان در مورد متعه چیست؟ میگوید مخالفم!!
آیا اینکه شخص از نحوه اجرا مثلا از نحوه اجرای نهی از منکر شخص خاصی اعتراض دارد باید با آن حکم مخالفت کند که این خانم که از او می پرسند نظرتان راجع به متعه چیست (سوال از اصل حکم است) می گوید من مخالفم و دلیلش را ترس از تنهایی (که مربوط به اجرا است) می آورد!
پس اینکه زن از تنهایی می ترسد یا حسادت مانع ازدواج می شود حق مخالفت با اصل حکم را ندارد.
ثانیا بنده به اصل همان مطالب شما هم پاسخ دادم که بیشتر مغالطه بود تا نقد مطالب شما سوال شما غیر اصولی و اشتباه است بنا براین نمی توانید از آن سوال متوجه شوید که آیا شخصی مخالفت حکم است یا خیر بعد نتیجه می گیرد که پس این معیار نیست در حالی که نهایت چیزی که ثابت می شود این است که سوال شما درست نبوده نه معیار درست نبود و می توان طبق همان سوال گفت سوال از وجود خدا هم نمی تواند ملاک ایمان باشد.
از خانمی در جلسان خواستگاری می پرسیم
آیا خدا را قبول دارید خانم (الف) می گوید خیر
خانم (ب) می گوید بله
شما الان با یک جواب بله و خیر میتوانید برداشت بفرمایید که نفر الف شرط لازم را ندارد اما نفر دوم شرط لازم را دارد پس با نفر دوم جلسات خواستگاری را ادامه دهیم و بیشتر با او صحبت کنیم بهتر است ! درست است؟!
بعداز از خانم الف می پرسیم شما خدا را قبول ندارید می گوید من خدایی که ظلم می کند را قبول ندارم اما خدایی که مهربان است را قبول دارم و معتقد هستم چنین خدایی وجود دارد.
بعد از خانم ب می پرسیم شما خدا را قبول دارید و می گوید من تنها این خدایی را قبول دارم که دارای دو دوست و پا بوده و دیروز هم در یک تصادف زخمی شد و به بیمارستان منتقل شد!

بعد از این مثال نتیجه بگیرد که سوال از توحید و قبول خدا نشانه سنجش ایمان نیست!!!!!!

یارب;670729 نوشت:
بحث بنده برروی شرط لازم بود که پاسخ این مطلب شما را در جواب به کاربر محترم Reza-D بیان نموده ام که میتوانید مطالعه بفرمایید(حال بنده در خواستگاری مثال زدم شما به صورت کلی در نظر بگیرید)

ما یک شرط لازم داریم و یک شرط کافی!
ان شاء الله که تفاوت این دو را می دانید بنده گفتم قبول حکم تعدد زوحات شرط لازم است (شرط لازم است یعنی اگر کسی حکم را رد کرد ایمانش ناقص است اما اگر تایید کرد شرط لازم است یعنی کافی نیست و ممکن است دیگر شروط ایمان را نداشته باشد) و آن مثال شما را هم پاسخ دادیم که اگر کسی با حکم خدا به هر دلیل غیر شرعی مخالفت کند ایمانش ضعیف است چه رسد به آنکه با اجرای تعدد زوجات شوهر از روی غیرت مخالفت کند که ده ها روایت در اینمورد وجود دارد.
یارب;670729 نوشت:
اما نقد بنده این بود که هرکس خانم مخالفت کرد دلیل نمیشود بر اساس غیرت زنانه باشد و باید علت مخالفت را برسی نمود!

باز هم همان خلط بین اجرا و اصل را کردید هیچ کس به هیچ دلیلی حق مخالفت با اصل حکم را ندارد حتی اگر بد اجرا می شود بلکه نهایتا می تواند به اجرا انتقاد کند و نه به اصل حکم یعنی نمی تواند بگوید من تعدد زوجات را قبول ندارم چوم ممکن است درست اجرا نشود و من تنها شوم اما کسی ممکن است با اجرای تعدد زوجات شوهری که شرایط ازدواج را دارد مخالفت کند که اگر مرد شرایط را دارد زن نباید با اجرا هم مخالفت کند از روی غیرت زنانه حتی از روی ترس و امثالهم هم نباید مخالفت کند چون تفاوتی ندارد امام در همان روایاتی که گفتم می گوید غیرت زنانه از آنجا بد است که باعث می شود حلال خدا حرام شود یعنی امام علت را بیان می کنند و این علت را می توان به دیگر امور هم تسری داد که زن از ترس از تنهایی که باعث مخالفت با تعدد زوجات شود هم بد است چون باعث می شود حلال خدا حرام شود طبق همان استدلال امام معصوم درباره غیرت که بد بودن غیرت را به دلیل حرام شدن حلال دانستند هر چیزی حتی ترس و ... هم که باعث حرام شدن حلال شود بد است و قرآن می فرماید حلال را بر خود حرام نکنید:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ

در یک کلام بگویم که خود غیرت موضوعیتی ندارد بلکه هر چیزی که حلال را حرام کند موضوعیت دارد می خواهید غیرت باشد می خواهد ترس باشد می خواهد ترس از فقر باشد و ... باشد.

Reza-D;670650 نوشت:
و بدین سان خواهر "گلشن" وارد میشوند

بزرگوار به حدیث دقت بفرمایید. در ابتدای سخن ، پیامبر فرمودند: از دنیای شما

دو کلمهء دنیا و شما نشان دهندهء اینه که پیامبر(ص) درمورد چه نوع لذاتی صحبت میکنن
یعنی از لذات دنیوی و جسمانی که شما به دنبال انواع اونها هستید ، من اینها رو دوست دارم:

1 - لذت وجود زن (نه الزاماً آمیزش با زنان که البته شامل این هم میشه)
2 - بوی خوش
3 - لذت عبادت و راز و نیاز با پروردگار

کمک به نیازمند جزء لذت های دنیایی و جسمی نیست ، روزه گرفتن لذت دنیایی نیست ، جهاد لذت دنیایی نیست. اینها همه جنبهء اصلیشون آخرت و غیرمادیه. اما زن ، عطر و نماز جنبهء جسمانی بسیار بارزی دارن

سلام

البته در حاشیه و نه در متن :khandeh!:

حرف شما وقتی درسته که پیامبر نماز رو نمی اورد
چون نماز جز لذتهای دنیایی بحساب نمیاد

موضوع قفل شده است