ادامه ی تحصیل در خارج از کشور از نظر قرآن

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ادامه ی تحصیل در خارج از کشور از نظر قرآن

سلام خدمت سروران گرامی
بنده دانشجوی سال آخر کارشناسی ارشد مهندسی نرم افزار در دانشگاه تهران هستم. میخواستم بدونم نظر قرآن در رابطه با ادامه ی تحصیل در خارج از کشور، مثل آمریکا یا کانادا چیه؟ اگه برم خارج احتمالا دیگه برنگردم. خونوادمم مخالفتی ندارن، و حتی مادرم خیلی مشتاق هست که برم. در کل آدم مذهبی هستم و واقعا نمی دونم اگه برم اونجا چه بلایی سرم بیاد (از نظر اعتقادادتم). البته میشناسم آدم هایی که اونجا هستن و مشکل مذهبی هم ندارن، تازه اونجا هم مراسمات مذهبی دارن. پسر داییم کانادا هست و میگه که پنجشنبه شب ها دعای کمیل می خونیم، یا یکی از دوستان میگفت تو محرم مجلسی برگزار می کنیم و در واقع مشکلی از این نظر نیست. هر چقدر سعی کردم با قرآن به این سوال پاسخ بدم نشد. در کنار این میتونید نظرتون رو در مورد ادامه ی تحصیل در ایران یا کلا ادامه ی تحصیل ندادن هم بگید. خب بنده خیلی از عرفای عصر حاضر رو میبینم که اصلا کاری به کارهای مهندسی نداشتن. البته قرار نیست من هم عارف بشم ولی اگه ما واقعا اونها رو الگو قرار دادیم و اونها رو سعادت مند میدونیم چرا باید بر خلاف اونها عمل کنیم، شما شیخ رجبعلی خیاط، نخودکی اصفهانی، جواد آقا ملکی تبریزی، سید علی قاضی، آیت الله بهجت و بقیه ی انسان های کامل رو نگاه کنید. اینها کدومشون مهندسی خوندن؟ در حالی که میدونیم که سعادت مند شدن. البته میدونم که سر درس خوندن و نخوندن خیلی بحث شده، خیلی ها میگن مگه جامعه به دکتر و مهندس نیاز نداره؟ من میگم پس چرا اونی که دکتر شده و مثلا جون ده نفر رو نجات داده مقامش کمتر از فلان عارفی هست که اصلا چنین کاری انجام نداده. حالا معلوم نیست اون دنیا چه اتفاقی بیوفته ولی هر چی که هست ما مسلمون ها هیچ وقت آیت الله بهجت رو با یه پزشک عمومی که هر روز ده نفر میرن پیشش رو مقایسه کنیم. همیشه میگیم مقام آیت الله بهجت بالاتر بوده، کما اینکه کتاب هایی که در مورد عرفا نوشته میشه در مورد پزشک ها نوشته نمیشه.

ممنون میشم اگه راهنمایی کنید.

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد حامی

سلام بر شما
با عرض پوزش به دليل تأخيري كه در پاسخ افتاده است.
اسلام تشويق مي كند كه براي كسب علم و حكمت حتي مسير طولاني را طي كنيد و زحمت راه و فراق را به جان بخريد. برخي از بزرگان دين هم براي كسب معارف سفرهاي مختلفي به كشورهاي مختلف داشته اند. قسمتي از موفقيت علمي شهيد چمران و شهيد بابايي در كشور آمريكا بود. دكتر حجت الاسلام آقا تهراني مي فرمود با گروهي براي تحصيل روانه آمريكا بوديم. خدمت مقام معظم رهبري رسيديم در ضمن ديدار به ايشان گفتيم به هرحال مظاهر الحاد در آنجا زياد است چگونه از اين آسيب ها در امان باشيم ايشان در جواب فرمودند مراقبه و مستحبات خودتان را بيشتر كنيد.
هنگام تحصيل نيز بايد دقت كنيد كه به تدريج از باورها و ارزش هاي خودتان فاصله نگيريد و اگر شبهات اعتقادي براي شما پيش آمد از كارشناسان ديني به طور حضوري يا غيرحضوري ( ايميل و..) سؤال كنيد. داستان شهيد بابايي با هم اتاقي اش كه اهل مشروب و تصاوير سكس و...بود و شيوه برخورد ايشان با او خواندني است.
دكتر آقا تهراني مي گفتند بعد از فارغ التحصيلي قرار بود مدارك علمي خودمان را از دست مسؤول دانشگاه كه خانم بود دريافت كنيم ايشان هنگام اعطا مدارك با فارغ التحصيلان دست مي داد مانده بودم كه چه كنم من از نظر شرعي اجازه نداشتم اين كار را بكنم هر چند برخي براي كارهايشان توجيهاتي مي تراشند بالاخره گفتم من وظيفه ديني خودم را عمل مي كنم هر چند ايشان بدشان آيد و از دادن مدرك خودداري كند وقتي براي گرفتن مدرك نزد او رفتم ايشان دست دراز كرد مدرك را به من بدهد به از ايشان عذر خواهي كردم و گفتم من مسلمان هستم و براساس دستورات شرعي دينم اجازه ندارم با نامحرم دست بدهم. ايشان هم از من عذرخواهي كرد و گفت تقصير از من بود من بايستي از آيين شما اين اطلاعات را مي داشتم.
تذكر: از نظر اسلام(قرآن و حديث) اگر جايي ايمان در خطر باشد بايد از آنجا هجرت كنيم.

علوم اسلامي
بزرگوار خيلي خوب است كه به رشد معنوي و اخلاقي خود فكر مي كنيد قرآن مي فرمايد انسان بر نفس خود آگاه است به نظرم بهتر است با افرادي كه واقعا متدين هستند و براي تحصيل يا كار خارج از كشور رفته اند مشورت كنيد و ببينيد آيا مي توانيد با مشخصاتي كه مي گويند دين خود را حفظ كنيد يا نه؟
جامعه اسلامي نيازهاي متعدد و متنوعي دارد و هر كس با هر تخصصي كه بتواند نيازهاي مشروع جامعه اسلامي را برطرف كند كار اسلامي كرده است و هر علمي كه نيازي از جامعه برطرف كند اسلامي است. اما از ميان علوم اسلامي علم دين ( توحيد و معاد و...) قداست ذاتي دارد چون با روح كه جاويد است و اصالت ما به آن است ارتباط دارد و براي تكامل آن است. اگر نيت مقدس باشد مي توان در رشته هاي ديگر هم رشد علمي كرد و طوري زندگي كرد كه مانند شهيد چمران شد طوري كه امام خميني كه فقيه و عارف بزرگي است فرمودند مانند چمران [زندگي كنيد و ] بميرد.

سلام
مستند میراث آلبرتا رو دیدید؟
دانشجوهایی هستن که دین و شرع براشون خیلی مهمه و با اینکه نگه داشتن دین در اون موقعیت و جامعه خیلی سخته اما سعی کردن که دین دار باشن شما هم میتونید از اونها الگو برداری کنید.

x86;651495 نوشت:
من میگم پس چرا اونی که دکتر شده و مثلا جون ده نفر رو نجات داده مقامش کمتر از فلان عارفی هست که اصلا چنین کاری انجام نداده. حالا معلوم نیست اون دنیا چه اتفاقی بیوفته ولی هر چی که هست ما مسلمون ها هیچ وقت آیت الله بهجت رو با یه پزشک عمومی که هر روز ده نفر میرن پیشش رو مقایسه کنیم. همیشه میگیم مقام آیت الله بهجت بالاتر بوده، کما اینکه کتاب هایی که در مورد عرفا نوشته میشه در مورد پزشک ها نوشته نمیشه.

این اشتباه است . آیت الله بهجت معروف شده اند و چه بسا دکترهای زیادی که مقامشان از آیت الله العظمی بهجت بالاتر باشد و معروف نباشند . در اینجا اجازه میخوام یک مطلبی بگم . چند ماه بعد از رحلت آیت الله خوشوقت یک پیرزنی از اقوام خانمم فوت کرد . شب خبر را شنیدم . اون شب خواب دیدم آیت الله خوشوقت فوت کرده . بعد نماز صبح خوابیدم دوباره خواب میدیدم آیت الله خوشوقت فوت کرده . ( وقتی خیلی به یک خوابی اهمیت ندم برای درک اهمیت آن چند بار میبینم و تجربه نشان داده وقتی اینطوری میبینم بدون شک درست است ) . مفهوم این خواب اینست که ان پیر زن با اینکه گمنام بود اما دارای درجات بود
در مورد خارج رفتن .
اگر هدفتان اینست که در علم و عمل چیزهایی را بیاموزید که امکان آموختن آن در ایران نیست و بعد بیایید ایران و آن را بکار برید به شرط اینکه مطمئن هستید منحرف نمیشید برین خارج و بعد تحصیلات و کار مناسب برگردین ایران .
در غیر اینصورت رفتنتان اشتباه است . دلیل این عرضم همین نگاهی است که در قسمت اول مطلب درباره عرفان نوشتم .
مطلب رهبر را در این تاپیک بخوانید
http://www.farhangnews.ir/content/119432
همه دین نماز خواندن و عزا داری کردن نیست .
زندگی و خدمت در ایران هرگز با زندگی در آمریکا یکسان نیست .
شما در ایران در یک جو تقیبا مذهبی هستید . چکار دارد به آمریکا با آن همه کثافت
شما در ایران علمتان را میتوانید در خدمت جامعه مسلمین قرار دهید . چکار دارد به قرار دادن علمتان به جامعه ای که حکومتش ابر جنایتکار تاریخ است .

به نام خدا
سلام بزرگوار
در این زمینه دیدگاه های مختلفی وجود داره. شاید خیلی ها مثل شما این دغدغه ها رو داشته باشن. برخی از دوستانی که کتابای استاد صفایی حائری رو مطالعه می کنند به این نتیجه رسیدن باید آدمی ببینه ظرفیتش در چه حده؟ انسان های بزرگی که شما مثال زدین امثال آیت الله بهجت ظرفیت بزرگی هم داشتن. کسی که تو عرصه دین می خواد زندگیشو ادامه بده از خیلی چیزها باید بگذره. والا به نظر من اگه می خواد "دکتر حجت الاسلام" بشه همون بهتره که وارد نشه چون خسرالدنیا و الاخره می شه. بعضی می خوان هم سرزبونا باشن و هم اون دنیا در بهترین درجات. همین نیت باعث می شه که تلاششون برای خودشون باشه و الا این خداست که آدمی رو در دو دنیا عزیز و ذلیل می کنه.
راجع به خارج رفتنم باید به خودتون نگاهی بیاندازین ببینین برای چی می خواین سختی درس خوندن و سختی شرایط اجتماعی و فرهنگی اونجا رو تحمل کنین؟ برای خدا یا برای بالابردن رفاهتون؟ با خودتون خلوت کنید تصمیم بگیرید ولی خودتونو گول نزنید.
به حامی عزیز هم باید گفت دکتر چمران شدن و... خیلی سخته و فکر می کنم همین کمال گرایی ماها باعث میشه خیلی از واقعیت های خودمون و زندگی مونو نبینیم.

به نظر من مشکل اینجاست که برای ما جا انداختند که فرضا جایگاه آقای قاضی یا علامه طباطبایی یا آقای بهجت از فلان دانشمندی که معتقد به دین و انسان خوبی بوده بالاتره! این اشتباهه به نظرم!

به نظرم جایگاه انسان هارو تنها خلوص نیتشون هست که تعیین میکنه! و میزان زحمت و خدمتی که کردن. حالا توی هر عرصه ای باشه. همین آقای رجبعلی خیاط مگر درس حوزه خوانده بود؟ یا مگر کارش یک کار به اصطلاح برخی عوام سطح پایین و ساده نبود؟ ولی به مقامات عالیه دست یافت. هرچند که خیلی ایت الله ها و طلبه ها نرسیده و نخواهند رسید!

یا مگر افرادی مثل ملاصدرا و ابن سینا و شیخ بهایی و .... در کنار علم دین، اساتید حازق و بارز در علوم تجربی عصر خودشون نبودند؟

به نظرم این عصر ماست که یکمی حوزه علوم گسترش یافته و البته عوامل وقت تلف کن ما (مثل تلوزیون و اینترنت و چه و چه) زیادتر شده و تنبلی ما هم بیشتر شده و خلاصه دیگه نه دانشجوهای علوم تجربی حوصله خواندن درس دین دارن(که به نظرم برای همه واجبه) و نه طلبه ها حوصله خواندن دروس تجربی(که به نظرم برای اونها هم واجبه)! + تاثیر تفکر دانشگاهی غربی دست به دست هم داده که یک جایی بشود حوزه و جای دیگری بشود دانشگاه!

به نظرم همین نرم افزار رو برو بهترین دانشگاه آمریکا بخون و درکنارش روزی ۱ ساعت هم درس دینی بخون باور کن آیت الله میشی برای خودت! دانشمند علمی هم هستی!

در مورد اینکه میفرمایین مقام عارف بیشتره یا دانشمند، و میگین که مقام دانشمند باید بیشتر باشه، چون خدا خودش تاکید بسیاری بر درس کرده، در این مورد باید به شما بگم که منظور خداوند از تمام علم هایی که در قرآن به اون ها دعوت کرده، علم اخلاق و حدیث هست، نه علم لگاریتم و انتگرال و ... که حتی تو کل زندگی آدم هم حتی یه بار هم مورد استفاده قرار نمیگیره، و به نظر من از احادیث و آیات در مورد علم، اشتباه برداشت شده.

در مورد خارج رفتن هم باید بگم که اگه مطمئن باشید که میتونید ایمانتون رو در همین حد نگه دارید، حتی یک لحظه هم صبر نکنید، به دلیل پیشرفته بودن علم در اون ور و زیاد بودن امکانات، شاید شما بتونید خدمات بزرگی که اگه تو ایران بمونید نتونید اون ها رو انجام بدید، به خلق و مردم جهان بکنید، به نظر من اگه اینجوری فکر بکنیم که مثلا من چرا باید به یه آمریکایی خدمت بکنم یا اینکه بگیم آمریکا کثیفه و از این حرفا، اینا خیلی حرف های چرت و پرتی هستن و حرف های انسان های عاقل نیستن، برید اونجا، هم رفاهتون خیلی بیشتره، هم امکاناتتون برای خدمت به کل جهان، ایمانتون هم که سر جاشه، اگه شما تو آمریکا یه چیزی رو اختراع بکنید، فایدش به کل دنیا و از جمله ایران هم میرسه، ولی شاید اگه تو ایران بمونید، کلا نتونید اون رو اختراع بکنید، خیلی ممنون، در پناه حق.

سلام طبق روال همیشه از بحث خارج نشید ....سوال ایشون برای خارج رفتن و روشن شدن انگیزه تحصیلیه نه برتری فلان عالم و پزشک
بعدشم این یسری هستن که میگین یکی برتره صرفا از نظر اونها.
...................
پ ن: برادر گرامی اگه نخواستی بری خارج من جات این وظیفه خطیر و سنگین رو قبول می کنم و میرم و یک تنه تمامی عذاب الهی رو از شما دور می گردانم:ok: ...خدایا چی کنیم دیگه.
در مورد رفتنم که شکی نیست آموزششون قابل قیاس با ما نیست.:Narahat az:

هزاران ایرانی در خارج ایران دارن درس می خونن و هر کدوم هدفی داره و در مسیر خاصی داره قدم بر میداره. شما اگه در خودت زمینه ی پیشرفت بیشتری رو در امریکا می بینی و شرایطشم داری و به خودت هم مطمینی بی برو برگرد برو. خیلی ها دیدشون نسبت به علم بستست ولی مطمینا هر کس ظرفیت و مسیر خودش رو داره و حساب و کتابش جداست.
اول از همه باید اعتقاداتمون رو باور کنیم و بعد تصمیم بگیریم خودمون رو در معرض ازمونی سخت تر قرار بدیم و نتیجه ی مطلوب و خداپسندانه ای هم بدست بیاریم. زندگی در خارج ازادی ها و محرک هایی رو داره که دل خیلی ها رو میبره و باعث میشه تا همه چیز رو فراموش کنیم.
اگه فلان عالم دینی معروف شده واسه اینه که واسه خدا عمل کرده و خدا هم اسمشو بزرگ کرده. مشکل غالب پزشک ها که مقتضای محیط زندگیشون هست زمینه ی تمایل به زندگی مادی تر و شهرت طلبی شون میشه که اگرچه در اوایل مقاومت ممکنه ولی با ورود بیشتر در مسیر، غالبا محیط، افراد رو با خودش همسو می کنه ولی اگر کسی واسه خدا و خدمت به خلق، علمی رو یاد گرفت اون هم بالاترین سطحش رو در بهترین کشورها اصلا نمیشه ادعا کرد که این علم کمتر از نوع دینیشه و یا عالم فقط به نوع دینیش میگن، خیر.
بهترین راهکاری که به ذهنم میرسه مخصوصا اگه سنت کمه حتما فقط با رفقای مذهبی و سالم و همفکر معاشرت کن که بیشترین تاثیر رو در تنهایی همین دوستان دارن. ارتباطت رو با مساجد و فعالیت های مذهبی قطع نکن و کمابیش در ارتباط باش. اعتقاداتت رو با سخنرانی های مذهبی از سخنرانان مطرح و روشن فکر تقویت و زنده نگه دار. مطمینا در اونجا با هجمه ی عظیمی از مخالفت های مذهبی و سیاسی مواجه خواهی شد و سعی کن منبع مناسبی واسه پیدا کردن سوالاتت داشته باشی و نگذاری ابهامات در ذهنت تلنبار بشه که ناگهان مثب بمبی اعتقادات رو در هم میدره.
کلا مرد خدا باش و اونوقت چمران و بابایی شدن هم دور از دسترس نخواهد بود که حتی ممکنه به جایی برسی که کسی فکرشم نمی کنه


السلام عليك يا فاطمة الزهراء س

اللهم ! صل على الصديقة فاطمة الزكية حبيبة حبيبك ونبيك وأم أحبائك وأصفيائك التي انتجبتها وفضلتها واخترتها على نساء العالمين



x86;651495 نوشت:
[HL]خب بنده خیلی از عرفای عصر حاضر رو میبینم که اصلا کاری به کارهای مهندسی نداشتن.[/HL] البته قرار نیست من هم عارف بشم ولی اگه ما واقعا اونها رو الگو قرار دادیم و اونها رو سعادت مند میدونیم چرا باید بر خلاف اونها عمل کنیم، شما شیخ رجبعلی خیاط، نخودکی اصفهانی، جواد آقا ملکی تبریزی، سید علی قاضی، آیت الله بهجت و بقیه ی انسان های کامل رو نگاه کنید. اینها کدومشون مهندسی خوندن؟

ابتدا تقاضا مندم برای [HL]سلامتی علمای عصر حاضر و شادی روح علماء یک صلواتی[/HL] دوستان عنایت کنند

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


1-ایت الله شعرانی عالم گمنام ولکن مجمع العلوم!!!::

استاد فاطمی نیا حفظه الله که این عالم را زیارت کرده است می فرمایند::

ما در تهران یک عالم داشتیم به نام ایت الله حاجی میرزا ابوالحسن شعرانی قدس الله نفسه زکیه بنده زیارتش کرده بودم [HL]الان در جامعه ما بعضی از علمای محترم ما افتخار می کنند از شاگردان ایشون بودند[/HL]،[HL]اقا ایشون چیز عجیبی بود ببینید مجتهد بود ،فقیه بود، اصولی بود، کلامی بود، زبان فرانسه، عبری می دانست علم نجوم ،هیئت ،فلکیات، اسطرلاب، علوم غریبه ،طب جدید ،طب قدیم همه ی این علم ها رو داشت[/HL] این شیخ اما خیلی افتاده حال بی ادعا بی تکبر این چهار راه سیروس تهران یک مسجد کوچکی بود مسجد آب سر حوض می گفتند چی می گفتند اون جا پیش نماز بود اون جا نماز می خوند کبار علما می رفتند پیشش می گفتند یک خونه ی کوچکی داره یک زیر پله ای داره اون جا یک گلیمی انداخته بود[HL] اون جا عالم پروری می کرد
[/HL]

قطعه سخنان استاد فاطمی نیا حفظه الله

http://s6.picofile.com/file/8182754618/%D8%B4%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C.mp3.html

2-مهندسی دقیق و نقشه کشی ایت الله علامه طباطبایی ره از شاگردان ایت الله العظمی قاضی ره ::

این سخنان زیر از زبان فرزند حضرت علامه ره هست ودر مستند حدیث سرو که از صدا و سیما پخش می شود این سخنان زده شده است و به دو کیفیت است

كيفيتmp4 :دانـــــــــــــــلود

كيفيت 3gp:دانـــــــــــــــلود

موضوع قفل شده است