جمع بندی کسی که به خدا اعتقاد ندارد، چه انگیزه ای برای زندگی دارد؟

تب‌های اولیه

153 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="3"]

مؤمن;408019 نوشت:

بخواهید یا نخواهید رابطه بین بی توجهی به دین در زندگی با شادکامی در کشورهای دنیا معنادار است. حالا علت آن می تواند زیرفاکتورهای دیگری هم داشته باشد. مثلاً این که خداناباوری به انسان انگیزه بیشتری برای توسعه فن آوری و ایجاد آسایش دنیا می دهد یا این که خداناباوری انسان ها را مجبور می کند تا قوانین ملموس تری برای نظم جامعه وضع کنند تا این که مردم را به اخلاق دعوت کنند و ... و ... اما نتیجه یکی است. هر کشوری که مردمش کمتر برای دین اهمیت قائل اند شادی بیشتری دارند.
مقایسه بنده علمی و آماری بود. ضمن این که عرض شد انسانی که به خدا و معاد اعتقادی ندارد بسیار راحت تر از شادی های حلال و حرام لذت می برد و احکام دست و پاگیر دین زندگی را به کام او تلخ نمی کند. اما بنده و شما این طور نیستیم.
موفق باشید.

احتمالا جامعه آماری شما قابل اعتماد نیست.
کدام کشور که دل در گرو دین الهی دارد را مقایسه کرده اید !!!
کشورهای خاورمیانه که کلا تعطیل هستند.
ایران هم که آب در کوزه و تشنه لبان دور سر کچل خودش می چرخد.
تنها چند کشور معدود توی دنیا هستند که مبتنی بر ایدئولوژی خود مدل توسعه و پیشرفت دارند.
از میان این چند کشور معدود ایالات متحده موفقترین بوده است. آن هم کارش به جایی رسیده که مردمش از انقلاب حرف می زنند.
در ایالات متحده این طور که خودشان می گویند میزان تفزیحات و سرگرمی بسیار بیشتر از کشورهایی مثل انگلیس است. در واقع این خود نوعی سیاست اداره ی جامعه است. برخی مطالب در هیاهوها گم می شوند اما به هر حال اثر خودشان را می گذارند.

میزان شادی در جوامع یک اهرم سیاسی و حاکمیتی نیز هست. مثلا رسانه ها می توانند کاری کنند که شادی از گوش و حلق ملت بزند بیرون و یا بالعکس.
مثل این می ماند که مدتی انسان انگشتش را وارد آب داغ کند آن وقت بعد از مدتی حس می کند که دیگر آب داغ نیست ![/]

maes;408172 نوشت:

احتمالا جامعه آماری شما قابل اعتماد نیست.
کدام کشور که دل در گرو دین الهی دارد را مقایسه کرده اید !!!
کشورهای خاورمیانه که کلا تعطیل هستند.
ایران هم که آب در کوزه و تشنه لبان دور سر کچل خودش می چرخد.
تنها چند کشور معدود توی دنیا هستند که مبتنی بر ایدئولوژی خود مدل توسعه و پیشرفت دارند.

فکر نمی کنید ارتباط مستقیمی بین پیشرفته بودن و به قول شما تعطیل نبودن و اداره جامعه بر اساس مذاهب وجود دارد؟ وقتی همه کشورهایی که بر اساس مذهب اداره می شوند بی سواد ترین، فقیرترین (و در عین حال ثروتمند از نظر منابع طبیعی)، بی کیفیت ترین، کم پیشرفت ترین و از نظر علمی پایین ترین کشورهای دنیا هستند قطعا میشه نتیجه گرفت ارتباط مستقیمی بین این دو قضیه وجود دارد. در عین حال پیشرفته ترین، مناسب ترین، ثروتمند ترین، کم اشکال ترین و کم جرم ترین کشورها کشورهایی هستند که از چنین تفکراتی به دور هستند مانند استرالیا، کشورهای اسکاندیناوی و نیوزیلند.

[="Palatino Linotype"][="Black"][="2"]جناب مؤمن سلام علیکم

مؤمن;408019 نوشت:
به نظر حقیر مقایسه ساده ای نیست وگرنه این همه انسان در طول تاریخ را معطل خود نمی کرد. انسان عاقل و دورنگر لذت اصیل و بیشتر را بر می گزیند. اما این که تا چه حدی عقل او درست تشخیص داده منوط به گذشت زمان است. از خداناباوران هم که بپرسید همین جمله را تحویل شما می دهند که لذت شما توهم لذت است ولی ما داریم اصل لذت را نقداً می چشیم. شما به آنها چه پاسخی می دهید؟

مطمعناً برای مؤمن، که به وجود خداوند و صدق فرموده اش مبنی بر وجود معاد ایمان دارد، بسیار ساده است که زندگی اخروی را یک حقیقت بداند و نه توهم.
و اما خداناباور اگر از منظر مؤمن به مسأله نگاه کند، شکی نیست که لذات دنیوی را توهم می بیند، همانگونه که باورمند توهم می بیند.
آری تا زمانی که زندگانی در بهشت موعود را حقیقت ندانیم، "لذت" همان اصل زندگی و "زندگی" همان اصل لذت خواهد بود.
تنها چیزی که باعث مشکل شدن مقایسه می شود، مقاومت در برابر افکار طرف مقابل است.
یک نکته از قلم نیفتد:
اینکه مؤمن به خداوند، اگر چه به ظاهر از بسیاری از لذات دنیوی محروم است ولی در واقع لذت اصلی وی، امیدی حقیقی به زندگانی ابدی است، پس چیزی را از دست نداده است.

حال خود را جای خداناباور می گذاریم.
تمامی سرمایه ما عمریست که انتهایش نا معلوم است، خود نا معلومی مدت عمر، علتی است برای نگرانی و به دنبال آن کاهش امید.
لذتی را طلب می کنیم که دور از دسترس است، پس غیر از سرخوردگی و پناه بردن به فکر کردن درباره اش، نتیجه ای ندارد.
لذتی را می پسندیم، در صورت مهیا شدن، پس از مدتی از دسترس دور می شود و یا در صورت ادامه، تکراری می شود.
به لذتی می اندیشیم که دور از دسترس ماست ولی برای عده ای مهیاست.
حال کدام یک توهم است؟
باز هم مقایسه سختی است؟

پرسیدید پاسخ من به آنها چیست.
من می گویم، اگر واقعاً از زندگی خویش لذت می برید و هیچ موضوعی در این دنیا برای آزار شما وجود ندارد، بی عدالتی های اجتماعی شما را نمی رنجاند، مشکلی شما را نگران نمی کند، دچار ناکامی نمی شوید و در کل همه چیز بر وفق مرادتان است، که هیچ، اما اگر اینطور نیست، راه حل شما چیست؟

مؤمن;408019 نوشت:
بخواهید یا نخواهید رابطه بین بی توجهی به دین در زندگی با شادکامی در کشورهای دنیا معنادار است. حالا علت آن می تواند زیرفاکتورهای دیگری هم داشته باشد. مثلاً این که خداناباوری به انسان انگیزه بیشتری برای توسعه فن آوری و ایجاد آسایش دنیا می دهد یا این که خداناباوری انسان ها را مجبور می کند تا قوانین ملموس تری برای نظم جامعه وضع کنند تا این که مردم را به اخلاق دعوت کنند و ... و ... اما نتیجه یکی است. هر کشوری که مردمش کمتر برای دین اهمیت قائل اند شادی بیشتری دارند. مقایسه بنده علمی و آماری بود. ضمن این که عرض شد انسانی که به خدا و معاد اعتقادی ندارد بسیار راحت تر از شادی های حلال و حرام لذت می برد و احکام دست و پاگیر دین زندگی را به کام او تلخ نمی کند. اما بنده و شما این طور نیستیم.

بحث خواستن یا نخواستن نیست، بحث بر سر واقعیات است.
برای رسیدن به واقعیت امر، می بایست "خداباوران در جمع خداناباوران" و همچنین "خداناباوران در جمع خداباوران" را نیز در نظر گرفت.
اینکه بگوییم درصد شادمانی مردم کشوری بالاست و آن را در رابطه ای مستقیم میان بی دینی آنها بدانیم، کار علمی نیست، چرا که مطمعناً فضای حاکم بر کشور به گونه ایست که این شادمانی از طبعات آن است و کسانی که در کشور مفروض برای دین ارزش قائلند نیز مانند بقیه شاد زندگی می کنند، عکس آن هم واقع است.
در ضمن هیچ یک از احکام دین دست و پای بنده را نبسته، شما را نمی دانم.

در پناه حق..[/][/][/]

[="Navy"][="3"]

Kinzie Kensington;408177 نوشت:
وقتی همه کشورهایی که بر اساس مذهب اداره می شوند بی سواد ترین، فقیرترین (و در عین حال ثروتمند از نظر منابع طبیعی)، بی کیفیت ترین، کم پیشرفت ترین و از نظر علمی پایین ترین کشورهای دنیا هستند قطعا میشه نتیجه گرفت ارتباط مستقیمی بین این دو قضیه وجود دارد.

من روی این مسأله خیلی فکر کردم. نهایتاً به این نتیجه رسیدم که این خود یک نوع امتحان الهی است؛ الآن توضیح میدم:

ببینید، اگر قرار بود که هر کس یا هر اجتماعی که با ایمان باشد از لحاظ زندگی دنیوی هم در رفاه و آسایش و خوشی باشد و بالعکس هر اجتماعی که بی ایمان و کافر باشد از فقر و ناراحتی رنج ببرد، در این صورت ایمان اصلا یک چیز بی‌ارزش می‌گشت و

خیلی از انسان ها ایمان را وسیله ای برای رسیدن به رفاه و راحتی قرار می‌دادند. مؤمنان حقیقی از ناباوران تفکیک نمی‌شدند.

امّا از سوی دیگر، زرق و برق دنیوی و رفاه و راحتی چند روزه‌اش خیلی زودگذر است و ما نباید فریب آن را بخوریم؛

در قرآن مجید نیز خدای سبحان چنین می‌فرماید: «اگر نه آن بود که همه‌ی مردم [در انکار خدا] امّتی واحد گردند قطعاً برای کسانی که به خداوند کفر می‌ورزند سقف‌ها و نردبان‌هایی از نقره که بر آنها بالا روند قرار می‌دادیم و برای خانه‌هایشان نیز درها و تخت‌هایی که بر آنها تکیه زنند و زر و زیورهای دیگر.....» (زخرف: 33)

و امیرالمؤمنین(ع) در خطبه قاصعه فرموده که: خداوند برای آزمایش بندگانش کعبه را در یک منطقه دور افتاده و بی آب و علف با شرایط نامساعد آب و هوایی قرار داد و سپس مردم را به حجّش امر فرمود، در حالی که اگر می‌خواست می‌توانست آن را در مکانی خوش آب و هوا و سر سبز و پر از میوه قرار میداد (البته عبارتش طولانی است و من خلاصه کردم)[/][/]

Hadi99g;408721 نوشت:

من روی این مسأله خیلی فکر کردم. نهایتاً به این نتیجه رسیدم که این خود یک نوع امتحان الهی است؛ الآن توضیح میدم:

ببینید، اگر قرار بود که هر کس یا هر اجتماعی که با ایمان باشد از لحاظ زندگی دنیوی هم در رفاه و آسایش و خوشی باشد و بالعکس هر اجتماعی که بی ایمان و کافر باشد از فقر و ناراحتی رنج ببرد، در این صورت ایمان اصلا یک چیز بی‌ارزش می‌گشت و

خیلی از انسان ها ایمان را وسیله ای برای رسیدن به رفاه و راحتی قرار می‌دادند. مؤمنان حقیقی از ناباوران تفکیک نمی‌شدند.

امّا از سوی دیگر، زرق و برق دنیوی و رفاه و راحتی چند روزه‌اش خیلی زودگذر است و ما نباید فریب آن را بخوریم؛

در قرآن مجید نیز خدای سبحان چنین می‌فرماید: «اگر نه آن بود که همه‌ی مردم [در انکار خدا] امّتی واحد گردند قطعاً برای کسانی که به خداوند کفر می‌ورزند سقف‌ها و نردبان‌هایی از نقره که بر آنها بالا روند قرار می‌دادیم و برای خانه‌هایشان نیز درها و تخت‌هایی که بر آنها تکیه زنند و زر و زیورهای دیگر.....» (زخرف: 33)

و امیرالمؤمنین(ع) در خطبه قاصعه فرموده که: خداوند برای آزمایش بندگانش کعبه را در یک منطقه دور افتاده و بی آب و علف با شرایط نامساعد آب و هوایی قرار داد و سپس مردم را به حجّش امر فرمود، در حالی که اگر می‌خواست می‌توانست آن را در مکانی خوش آب و هوا و سر سبز و پر از میوه قرار میداد (البته عبارتش طولانی است و من خلاصه کردم)

فراموش نکنید که شما خودتان معتقدید اسلام فقط مذهب نیست بلکه راه و روش زندگی است که برای همه جوانب زندگی از نحوه دستشویی رفتن تا بازرگانی و برخورد با مرتد و حتی به برده گرفتن و بهره کشی جنسی از زنان دشمنان احکام دارد. و چشم هایتان را اگر باز کنید خواهید دید همین راه و روش زندگی نتیجه اش بدبختی و عقب ماندگی و فقر و بیچارگی مسلمانان جهان است و شما آن را برکت می دانید چون اینطوری میشود ایمان انسان ها را اندازه گرفت. یعنی خداوند راه و روش زندگی غلط به مسلمانان تجویز کرده تا در بدبختی زندگی کنند بلکه ایمانشان اندازه گیری شود!

[="Navy"][="3"]

Kinzie Kensington;408753 نوشت:
همین راه و روش زندگی نتیجه اش بدبختی و عقب ماندگی و فقر و بیچارگی مسلمانان جهان است

بلی نتیجه‌اش بدبختی و عقب ماندگی و فقر و بیچارگی و غم و غصّه و ناراحتی و در به دری و آوارگی وووو هستش. به درد شماها نمی‌خوره. شما برو خوش باش.

عشق ز اوّل سرکش و خونی بوَد * تا گریزد هر که بیرونی بوَد.[/][/]

Hadi99g;409126 نوشت:

بلی نتیجه‌اش بدبختی و عقب ماندگی و فقر و بیچارگی و غم و غصّه و ناراحتی و در به دری و آوارگی وووو هستش. به درد شماها نمی‌خوره. شما برو خوش باش.

عشق ز اوّل سرکش و خونی بوَد * تا گریزد هر که بیرونی بوَد.

زمانی که منطق از پاسخ دادن عاجز است جایش را به توهین و بعد از آن به شمشیر می دهد.

Kinzie Kensington;409142 نوشت:
زمانی که منطق از پاسخ دادن عاجز است جایش را به توهین و بعد از آن به شمشیر می دهد.

بلی منطق از پاسخ دادن به افراد غیر منطقی عاجز است؛
ولی جایش را به توهین و شمشیر نمی‌دهد، بلکه می‌گوید: لکم دینکم و لی دین. فاصبروا حتّی یحکم الله بیننا و هو خیر الحاکمین.

maes;408172 نوشت:
احتمالا جامعه آماری شما قابل اعتماد نیست.
کدام کشور که دل در گرو دین الهی دارد را مقایسه کرده اید !!!
کشورهای خاورمیانه که کلا تعطیل هستند.
ایران هم که آب در کوزه و تشنه لبان دور سر کچل خودش می چرخد.
تنها چند کشور معدود توی دنیا هستند که مبتنی بر ایدئولوژی خود مدل توسعه و پیشرفت دارند.
از میان این چند کشور معدود ایالات متحده موفقترین بوده است. آن هم کارش به جایی رسیده که مردمش از انقلاب حرف می زنند.

با سلام و عرض ادب خدمت شما دوست گرامی.

جامعه آماری اکثر کشورها را شامل می شود و قابل اعتماد است. روش تحقیق نیز ظاهراً مشکلی ندارد.

این که ایران حقیقتاً کشوری دینی هست یا نیست بحث دیگری است. اما آنچه از آمارها و شواهد موجود حکایت می کند این است که ایران یا برخی کشورهای اسلامی در زمره کشورهایی هستند که بیشترین اهمیت را برای دستورات دین در زندگی قائل اند. حداقل در مقام نیت و سخن. اما اگر به نتایج تحقیق دقت بفرمایید می بینید که هر کشوری که مردمانش به دنبال سخن دین اند یا از آن دم می زنند شادی کمتری دارند و هر کشوری که مردمش اصلاً در زندگی و مناسبات بین فردی به خدا و دین فکر نمی کنند شادی بیشتری دارند.

در مورد امریکا هم عرض می شود که بر خلاف فرمایش شما این کشور رتبه خیلی خوبی ندارد و باز نتیجه گیری ما را تأیید می کند.

موفق باشید.

1az313;408629 نوشت:
مطمعناً برای مؤمن، که به وجود خداوند و صدق فرموده اش مبنی بر وجود معاد ایمان دارد، بسیار ساده است که زندگی اخروی را یک حقیقت بداند و نه توهم.
و اما خداناباور اگر از منظر مؤمن به مسأله نگاه کند، شکی نیست که لذات دنیوی را توهم می بیند، همانگونه که باورمند توهم می بیند.

با سلام و عرض ادب.

پس نتیجه می گیریم که ما نمی توانیم در مورد راحتی یا ناراحتی خداناباوران قضاوت کنیم و باید از خودشان بپرسیم.

1az313;408629 نوشت:
پرسیدید پاسخ من به آنها چیست.
من می گویم، اگر واقعاً از زندگی خویش لذت می برید و هیچ موضوعی در این دنیا برای آزار شما وجود ندارد، بی عدالتی های اجتماعی شما را نمی رنجاند، مشکلی شما را نگران نمی کند، دچار ناکامی نمی شوید و در کل همه چیز بر وفق مرادتان است، که هیچ، اما اگر اینطور نیست، راه حل شما چیست؟

بله فکر کنم اکثراً به شما می گویند که زندگی وفق مرادشان است. آن دسته ای هم که سختی های زندگی برایشان طاقت فرساست یا راهی غیردینی مثل مکاتب اخلاقی و کاربردی پیدا می کنند یا از راه نامناسبی (نامناسب از دید ما) به آرامش موقت می رسند و عده ای هم بخاطر مشکلات زندگی به دینداری و معنویت و خوشبختی در آینده دور دل می بندند. اما اکثریت همان پاسخی که فرمودید را می دهند.

1az313;408629 نوشت:
اینکه بگوییم درصد شادمانی مردم کشوری بالاست و آن را در رابطه ای مستقیم میان بی دینی آنها بدانیم، کار علمی نیست، چرا که مطمعناً فضای حاکم بر کشور به گونه ایست که این شادمانی از طبعات آن است و کسانی که در کشور مفروض برای دین ارزش قائلند نیز مانند بقیه شاد زندگی می کنند، عکس آن هم واقع است.

بنده کارم پژوهش و ارزیابی است و از دید حقیر نتیجه گیری آماری ذکر شده کاملاً علمی است. البته ذکر جزئیات علم آمار در این مقوله نمی گنجد اما به هر حال نظر شما هرچه باشد محترم است. ضمن این که آن فضای حاکمی که فرمودید یکی از مشخصه های بارزش همین دین گریزی است که برکاتش به دینداران آنجا نیز می رسد. البته به شرطی که زیاد به قیود اخلاقی و دینی پایبند نباشند و بتوانند همرنگ جماعت زندگی کنند وگرنه آنجا از فساد اهل کفر عذاب می کشند.

موفق باشید.

موضوع قفل شده است