جمع بندی چرا انسانها در قیامت بابت کارهای اشتباهشون پشیمون میشن ؟؟؟

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

عنکبوت سرخ;393254 نوشت:
سلام خدمت کارشناس محترم سایت و سایر دوستان ...

سوالی هست که چند وقته دارم بهش فکر میکنم ... اگر امکانش بود خوشحال میشم راهنماییم کنین ...

من وقتی به گذشته خودم نگاه میکنم بابت هیچ کدوم از کارهای اشتباهی که انجام دادم پشیمون نیستم ... چون دو حالت وجود داشته :

1- تجربه کافی نداشتم ... عقلم نمیرسیده ... نمیدونستم کار درست چی هست ... بعدش کاری رو کردم ... چوبش رو خوردم و فهمیدم که راه و مسیر درست چی هست ... بنابراین بخاطر کار اشتباه و غلط خودم پشیمون نیستم چون در اون زمان تجربه کافی برای برخورد با اون مساله رو نداشتم و راهی بوده که باید طی میکردم .

2- کاری بوده که میدونستم اشتباه بوده ... ولی به دلیل شرایط حاکم ... عقلم تصمیم گرفته که اون کار رو انجام بدم ... و اگر 10 بار یا 100 بار یا 100 هزار بار دیگه بیام رو زمین شاید اون کار رو دوباره انجام بدم ...

اجازه بدین یه مثال براتون بزنم ...

فرض کنین الان من 3 تا از دوندون هام نیاز به روکش کردن داشته باشه ... و اگر تا یک ماه دیگه پول روکش کردن دندون هام رو نتونم جور کنم ( 2 میلیون تومن ) سه تا از دندون های جلوم رو از دست میدم ... ( زشت میشم ... کسی نمیاد خواستگاریم ... شرایط سخت تری بر زندگیم حکم فرما میشه و ممکن هست گناه های بزرگتری رو انجام بدم ) در این زمان یاد کشوی مدیر عامل شرکت میوفتم که ایشون دارن برجی 70 میلیون تومن پول در میارن ... من تصمیم میگیرم که برم و از کشوی ایشون 2 میلیون پول رو بردارم و برم و دندونام رو درست کنم ...

سوال من این هست ... اگر من 1000 بار دیگه بیام رو زمین ... و اگر همین عقل الانم رو داشته باشم باز هم ممکن هست همین کار رو بکنم ...
خوب چی میشه من تو اون دنیا احساس میکنم کارم اشتباه بوده و بابت عملکردم ناراحت میشم ...

آیا خدا کاری میکنه که من مشگلات و مصایبی که سرم در اومده رو فراموش کنم و تو اون شرایط منو بازخواست میکنه ...
آیا خدا کاری میکنه که تو اون دنیا بی دندونی عار محسوب نشه ... و منو تو اون شرایط محکوم میکنه ...
آیا خدا وقتی میخواد منو محکوم کنه ... مثله الان میره قایم میشه ... بی وفا میشه ... یا ظاهر میشه و رحمن و رحیم میشه ...

چی میشه که من نسبت به کاری که در موردش تعقل کردم و فکر کردم کار درستی رو انجام دادم ... نسبت بهش احساس پشیمونی میکنم ...


سلام
دلیلش آنستکه :
انسان در روز قیام حقایق از خواب غفلت بر می خیرد و با تمام وجودش بایدها و نبایدها را درک می کند و به همه فرصتهای بزرگ زندگیش واقف میشود و بالاتر اینکه عظمت همه آنچه را که از دست داده درک می کند و در یک فوران احساسی کامل که از متن وجودش بر می خیرد فریاد واحسرتا سر می دهد که چرا چنین شد ؟
تفکر شما بویی از جبر می دهد
بله برای مجبوران پشیمانی معنا ندارد
اما اینطور نیست انسان مختار است و در قبال از دست دادن اختیاری فرصتهای زندگیش دچار حسرت می شود
والله الموفق

عنکبوت سرخ;399767 نوشت:
سلام جناب صادق ... امیدوارم که خوب و سلامت باشین ...
بابت راهنماییتون تشکر میکنم ... این پست ماله خیلی وقت پیش بود و من هم برای خودم جوابی پیدا کرده بودم ...

به نظره من صورت سوال مشگل داره .... سوال ... سئوال اشتباهی هست ... چرا ؟؟؟ چون ...

1- اگر کسی نمازهاش رو بخونه ... آدم خوبی باشه ... دوستانی داره که بتونه ازشون پول غرض بگیره .
2- اگر کسی نمازهاش رو بخونه و با خدا باشه ... مدیرش بهش اطمینان داره و میتونه بره ازش 2 میلیون غرض بگیره و کم کم بهش بده ...
3- اگر کسی نمازهاش رو بخونه و با خدا باشه ... خدا براش دربی رو باز میکنه که تو چنین مخمصه ای نیوفته ...
4- اگر هم قرار باشه این مساله آزمایش الهی باشه ... حتما اون شخص آزمایش های دیگری رو جواب داده و تو اونها محکم شده که خدا خواسته اونو اونجوری محک بزنه ...


با سلام خدمت شما
به نظرم شما اساسا سؤال اصلی خود را فراموش کردید و جوابی غیر متناسب به آن داده اید.
سؤال اصلی شما تناقض بین دو نیروی درونی خود بود یکی عقل و دیگری وجدان یا عذاب وجدان که سؤالی مهم و شایسته بحث فراوان است.
اما پاسختان ماسمالی ای بود براساس مصلحت خدا که توسط متدینان انجام می گردد که در چند سطر بعد به اشکالاتش می پردازم.
اما جوابی که به آن دادید بسیار عجیب است و علاوه بر اینکه فوق العاده درون دینی است قابل قبول هم نیست .اما چرا؟
1.اگر کسی آدم خوبی باشه دوستاش بهش پول غرض می دن یعنی قابل اعتماد باشد اما با خدا بودن در اینجا موضوعیت ندارد اگر دوستات باخدایند چرا و گرنه نه
2.مورد دوم هم مثل مورد اول
3 و 4 .در ان پاسخ راه حل همیشگی متدینان ذکر شده است و آن مصلحت خداو آزمایش خداست که جوابی فوق العاده غیر قابل قبول است چرا ؟چون اولا اگر قرار است ما توانایی تشخیص مصلحتمان را در کارمان نداشته باشیم در هیچ کاری این توانایی را نخواهیم داشت .یک بام و دو هوا که نمی شود به هر حال عقلمان گفته دزدی کن و گفته مصلحتت در دزدی است یا تشخیص عقل صحیح است یا غلط اگر صحیح است پس همه جا صحیح است و اگر غلط همه جا غلط است یا دستکم احتمال غلط بودنش هست
ثانیا اشکال هیوم را به این مطلب مگر نشنیده اید هیوم می گفت مومنان می گن انسان از گلوگاه شر باید به خیر برسد فلذا ما را در باب بلا و امتحان و سختی ها می اندازد اما اشکال این است که مگر خدا قادر نبود از گلوگاه خیر به خیر برساند؟پاسخ روشن است:آری.پس چون چنین نکرد با خیرخواهیش متضاد است.
باتشکر

البته این موضوع چندان به اصل تاپیک مربوط نمی شه ولی چون مطرح شد:

velayat;401377 نوشت:
هیوم می گفت مومنان می گن انسان از گلوگاه شر باید به خیر برسد فلذا ما را در باب بلا و امتحان و سختی ها می اندازد اما اشکال این است که مگر خدا قادر نبود از گلوگاه خیر به خیر برساند؟ پاسخ روشن است: آری. پس چون چنین نکرد با خیرخواهیش متضاد است.

من فکر می کنم پاسخ سوال مطرح شده "خیر" است. خدا نمی تواند ما (موجودات مختار) را بدون آزمایش و اجبارا به تکامل برساند. چون انجام چنین کاری مستلزم تناقض است. برای آگاهی بیشتر در مورد اجتماع نقیضین این مطلب (خلاصه) و یا این مطلب (تفصیلی) رو بخونید. و سپس در مورد امکان تکامل اجباری انسان مختار این مطلب را مطالعه نمایید.

velayat;401377 نوشت:
پس چون چنین نکرد با خیرخواهیش متضاد است.

چنین نکرد؟ چرا، خدا این کار رو کرده. سوالی که مطرح می شه اینه که چرا انسان مختار هست و بدون اختیار نیست؟ اگر این سوال رو تحلیل کنیم، متوجه می شیم که این سوال دو بخش داره:
1- چرا خدا انسان با اختیار رو آفریده؟
2- چرا خدا یه موجود دیگری مشابه انسان ولی بدون اختیار رو نیافریده؟
پاسخ بخش اول: امکان آفرینش موجودی با این مشخصات (دارای اختیار) وجود داشت و این موجود در صورت آفرینش می توانست به کمال برسه و از فیض خدا بهره مند بشه. پس اگر خدا او را نمی آفرید خدای بخیلی می بود و این با خیرخواهیش در تضاد می بود.
پاسخ بخش دوم: شما از کجا می دانید که خدا چنین موجودی را نیافریده؟ در بین همین موجوداتی که ما می شناسیم، فرشته ها چنین خصوصیتی دارند: اختیار ندارند. حتی جدا از فرشته ها، شما از کجا می دانید که عوالم دیگری به جز این عالم مادی که ما می شناسیم وجود نداره که موجودات دیگری در آن جا زندگی کنند؟

عنکبوت سرخ;399883 نوشت:

1- تجربه کافی نداشتم ... عقلم نمیرسیده ... نمیدونستم کار درست چی هست ... بعدش کاری رو کردم ... چوبش رو خوردم و فهمیدم که راه و مسیر درست چی هست ... بنابراین بخاطر کار اشتباه و غلط خودم پشیمون نیستم چون در اون زمان تجربه کافی برای برخورد با اون مساله رو نداشتم و راهی بوده که باید طی میکردم .

2- کاری بوده که میدونستم اشتباه بوده ... ولی به دلیل شرایط حاکم ... عقلم تصمیم گرفته که اون کار رو انجام بدم ... و اگر 10 بار یا 100 بار یا 100 هزار بار دیگه بیام رو زمین شاید اون کار رو دوباره انجام بدم ...

یک اشکال به به مورد شماره 1 وارده: تجربه کردن تنها راه یادگرفتن نیست و این راهی نیست که مجبور به طی کردنش بوده باشید. مثلا مطالعه/تحقیق/مشورت و استفاده از تجربیات دیگران راه دومیست که شما می تونستید در اون زمان در پیش بگیرید ولی نگرفتید.
اگر واقعا مجبور بودید اون کار رو انجام بدید که دیگه پشیمانی (چه در این دنیا چه در اون دنیا) معنایی نداره. اگر تمام تلاشتتون رو برای یافتن راه درست کردید ولی به نتیجه نرسیدید، باز هم پشیمانی معنایی نداره (چه در این دنیا چه در اون دنیا) چون خدا بیش از حد توان شما ازتون انتظار نداره. ولی اگر تمام تلاشتون رو نکردید، هم الان می تونید پشیمان باشید هم در اون دنیا.

در باره مورد دوم، این توجیه که نوشتید: "اگر الان این گناه رو نکنم، شرایط سخت تری بر زندگیم حکم فرما می شه و ممکن هست گناه های بزرگتری رو انجام بدهم" برای من زیاد قابل قبول نیست. خصوصا این که اون گناه آینده، اصلا وقوعش معلوم نیست. به نظر من اگر فکر کنید به این نتیجه می رسید که این ادعا که برای جلوگیری از گناهان بزرگ آینده الان گناه کوچک می کنم یه توجیهه، دلیل اصلی انجام این گناه اینه که شرایط زندگی دنیوی بهتری پیدا کنی و رنج کمتر و لذت بیشتری از دنیا ببری. در مورد بزرگی و کوچکی گناه، مطمئن نیستم، ولی فکر می کنم به شرایط بستگی داشته باشه. یعنی اگر شما در شرایط معمولی یه گناهی رو انجام بدهید، جزای سنگین تری خواهد داشت نسبت به وقتی که در شرایط بسیار بدی باشید و همین گناه رو انجام بدهید. یعنی رد شدن در یک امتحان ساده خیلی بده ولی رد شدن در یک امتحان سخت به اون بدی نیست. اگر این موضوع درست باشه، شاید عذاب گناه به ظاهر کوچک دزدی در شرایط معمولی فعلی بیشتر از عذاب اون گناه ظاهرا بزرگی باشه که در شرایط بسیار دشوار آینده مرتکب خواهید شد. تازه این گناه فعلی نقده، ولی اون گناه آینده رو اصلا شاید هم انجام ندید.
نکته دیگه این که برنامه ریزی شما خیلی بلند مدته. از کجا معلوم که شما چند روز دیگه زنده باشید؟ اگر مثلا فردا صبح به دیار باقی شتافتید چه؟

aminxp;401926 نوشت:

چنین نکرد؟ چرا، خدا این کار رو کرده. سوالی که مطرح می شه اینه که چرا انسان مختار هست و بدون اختیار نیست؟ اگر این سوال رو تحلیل کنیم، متوجه می شیم که این سوال دو بخش داره:
1- چرا خدا انسان با اختیار رو آفریده؟
2- چرا خدا یه موجود دیگری مشابه انسان ولی بدون اختیار رو نیافریده؟
پاسخ بخش اول: امکان آفرینش موجودی با این مشخصات (دارای اختیار) وجود داشت و این موجود در صورت آفرینش می توانست به کمال برسه و از فیض خدا بهره مند بشه. پس اگر خدا او را نمی آفرید خدای بخیلی می بود و این با خیرخواهیش در تضاد می بود.
پاسخ بخش دوم: شما از کجا می دانید که خدا چنین موجودی را نیافریده؟ در بین همین موجوداتی که ما می شناسیم، فرشته ها چنین خصوصیتی دارند: اختیار ندارند. حتی جدا از فرشته ها، شما از کجا می دانید که عوالم دیگری به جز این عالم مادی که ما می شناسیم وجود نداره که موجودات دیگری در آن جا زندگی کنند؟

باسلام
پاسخ1:اولا من می گویم با تعریفی که شما از خدا می کنید یعنی خیرخواه مطلق حتی نباید انسان مختار هم خلق شود چون از خیر مطلق شر صادر نمی شود ولو بمصلحه مثل تکامل یک موجود .ثانیا لو فرض حرفتا قبول شود لازمه اختیار وجود شر نیست بلکه می تواند بین خوب و خوبتر مختار باشیم .ثالثا اگر دقت کنید لازمه کمال اختیار نیست بلکه لازمه تکامل اختیار است هدف تکامل هم رسیدن به کمال است خب خدا می توانست همان کمالی را که از اختیار حاصل می شود مثل همان را همان ابتدا به انسان بدهد تا این همه شر تحمل نشود ؟رابعا شما با این پاسخ تنها پاسخ شرور اخلاقی را دادید پس چرا خدا شرور طبیعی را آفرید؟ خامسا به نظرم اگر خدا مانند ائمه با ما بصیرت آنها را می داد که مثلا گناه کردن توسط ما مانند خوردن مدفوع باشد ما هم مختارانه گناه نمی کرده و معصوم بودیم و بتبع هیچ شری هم محقق نمی شد(شبیه اشکال مکی). اگه اینا را جواب دادین بقیه اشکالامم می گم!
پاسخ2:من نگفتم خدا چنین موجودی نیافریده من می گویم خدا نباید موجود مختار بین خیر و شر بیافریند

ولی دوست عزیز اگر از این بحث بگذریم پاسخ شما به تبیین این تناقض مورد ذکر جناب عنکبوت سرخ چیست؟

عنکبوت سرخ;393254 نوشت:

چی میشه که من نسبت به کاری که در موردش تعقل کردم و فکر کردم کار درستی رو انجام دادم ... نسبت بهش احساس پشیمونی میکنم ...

با سلام.
لا یکلف الله نفسا الا وسعها.
اگر شما از تمام وسع عقلیتان به درستی استفاده کرده باشی و قبل از انجام کار تعقل کرده باشی و واقعا به این نتیجه رسیده باشی که فلان کار درست است و آن را انجام داده باشی تکلیفی بر شما نیست و مجازات نخواهی شد. و چون مجازات نمی شوی پشیمان هم نخواهی شد. ایراد سوال شما این است که فکر می کنید یک معیار برای سنجش اعمال بیشتر نیست و همه بر اساس یک معیار اعمالشان سنجیده می شود. ولکن اینگونه نیست. هر انسانی ملاک و معیار مخصوص به خود را برای حسابرسی دارد. آن ملاک و معیار عقل او و وسع او و معرفتی است که خدا به او داده.
و من الله توفیق

با تشکر از کاربر فرزانه جناب ولایت که صحبتهای جالبی کردند.

و اما جواب این سوال که چرا انسانها در قیامت ( و یا آخرت یا اون دنیا ) بابت کارهای اشتباه( انجام اعمال گناه مطابق تعریف دین) پشیمان میشوند؟ و یا چرا این انسانها در دنیا پشیمان نمیشوند ولی در آخرت نادم هستند.

در این سوال مفاهیم و گزاره‌هایی مستتر هست که جواب هم در داخل آن است!
مطابق این سوال آیا سوال کننده، بطور پیش فرض بخشی از مدعیات مذهبی را حقیقت فرض کرده؟. یعنی اینکه سوال کننده پذیرفته که دنیای دیگری با موصوفات مذهب محقق میشود؟ بدیهی است ،با فرض ظهور آخرت ، چون امکان تشکیک از بین میرود! و به زبان ساده چون در آخرت مطمئن شده که آخرتی هست و عقوبتی بابت گناهش هست ،‌ پشیمانی هم به همراه آن خواهد بود . در صورتی که در دنیا چنین اطمینانی را چنین شخصی ندارد. ضمن آنکه چون در مورد یک انسان مذهبی صحبت میکنیم، برای چنین فردی معیار خیر و شر را باورهای دینی تعیین میکند و نه چیز دیگر.
و تفاوت بین آخرت و دنیا برای چنین شخصی صرفا از عدم اطمینان به تحقق آخرت نشات میگیرد.

در جای دیگری هم معترضه خدمت کارشناسان و دین باوران محترم عرض کردم که چه دلیلی دارد که بپذیریم خداوند در آخرت بیش از دنیا حضور دارد؟! در حالی که در اذهان همه اینگونه است. گویی در آخرت کسی کوچکترین شکی نسبت به وجود یا عدم وجود مدعیات دین ندارد! کسی هم نیاز به ادله ندارد. کلا در آخرت هیچ نیازی به سایت اسک دین نداریم!!! خوب چرا؟؟؟؟
گویی خداوند با ادله محکمه اش در آخرت خود را نمایان مینماید و از چشمهای مخلوقات این دنیا پوشیده! خوب چرا؟؟؟؟؟!!

صادق;393721 نوشت:
ز رسول خدا(ص) درباره این آیه پرسیده شد، حضرت گریه نمود که از اشک مبارک او دامنش‌تر شد، آن‌گاه فرمود :از مطلبی بزرگی پرسیدید، مردم در روز قیامت به دوازده گروه خواهند بود:
1ـ برخی که اهل فتنه‌انگیزی در میان مردم‌اند ،به صورت میمون محشور می‌شوند.
2ـ آن هایی که حرام‌خواری می‌کنند، به صورت خنزیر محشور می‌شوند.
3ـ آن هایی که حکم ظالمان می‌کنند ،به صورت نابینا محشور می‌شوند.
4ـ آن هایی که خودبزرگ‌بین و اهل عُجب‌اند، به صورت لال و گنگ محشور می‌شوند.
5ـ آن هایی که مردم را به نیکی دستور می‌دهند و خود اهل عمل نیستند، در حالی وارد محشر می‌شوند که زبان خود را می‌جوند و قی از دهان آنان فرو می‌ریزد.
6ـ کسانی که به دروغ شهادت می‌دهند، در حالی وارد محشر می‌شود که پارچه‌ای از آتش بر بدن آن ها گذاشته شده است.
7ـ برخی به گونه‌ای وارد می‌شوند که پاهای‌شان به پیشانه‌های آنان گیره خورده است، این ها کسانی‌اند که در لذت و شهوت‌رانی‌های حیوانی و غیر اخلاقی گرفتار بوده‌اند.
8ـ کسانی که وجوهات واجب و صدقات واجبه را نمی‌پردازند ،در حال مستی وارد می‌شوند و پیوسته از طرف راست و چپ به زمین می‌افتند.
9ـ کسانی که اهل غیبت و تجسس در امور شخصی مردم‌اند، در حالی وارد می‌شوند که لباس از آتش پوشیده‌اند.
10ـ آن هایی که اهل سخن‌چینی هستند ،در حالی وارد محشر می‌شوند که زبان‌های‌شان از پشت گردن‌شان بیرون زده است.
11ـ کسانی که در مساجد حرف دنیایی زده‌اند، در حال سکر و مستانه وارد محشر می‌شوند.
12ـ کسانی که اهل رباخواری هستند ،به صورت خنزیر وارد محشر می‌شوند».(5) با توجه به آنچه بیان شد به خوبی روشن خواهد شد که دلیل پیشیمانی انسان در قیامت چیست وچراوچگونه انسان از کار های بد ی خود پشیمان می شود .؟

بااین توصیفات بفرمایید یک انسانی که حرام خواری کرده و فتنه انگیز و خودبزرگ بین سخنچین بوده چه شکلی محشور میشود؟؟!!!!!!
برای مخلص امکان تصور همزمان میمون-خنزیر کور و مست که پایش(معلوم نیست کدوم پا!!!) از پیشانیش بیرون زده وجود ندارد.

ما با این منطق لابد میخواهیم برای نسل خردگرای امروز جامعه آرمانی هم بسازیم؟!!بدیهی است جز تمسخر و مضحکه قرار گرفتن این سخنان چیزی عایدمان نمیشود. با ناله و نفرین و ترساندن از اوهام و اشباح فقط خودمان را سرکار گذاشته ایم....باور بفرمایید!

شریعت عقلانی;402017 نوشت:
لا یکلف الله نفسا الا وسعها.
اگر شما از تمام وسع عقلیتان به درستی استفاده کرده باشی و قبل از انجام کار تعقل کرده باشی و واقعا به این نتیجه رسیده باشی که فلان کار درست است و آن را انجام داده باشی تکلیفی بر شما نیست و مجازات نخواهی شد. و چون مجازات نمی شوی پشیمان هم نخواهی شد. ایراد سوال شما این است که فکر می کنید یک معیار برای سنجش اعمال بیشتر نیست و همه بر اساس یک معیار اعمالشان سنجیده می شود. ولکن اینگونه نیست. هر انسانی ملاک و معیار مخصوص به خود را برای حسابرسی دارد. آن ملاک و معیار عقل او و وسع او و معرفتی است که خدا به او داده.

با سلام
به نظرم سوال از نگاه و منظر اخلاقی است نه از منظری درون دینی
ایشان می گوید از لحاظ عقلی به الف رسیدم ولی باز عذاب وجدان می گیرم!
به نظرتان راه حل چیست؟

عنکبوت سرخ;393254 نوشت:
چی میشه که من نسبت به کاری که در موردش تعقل کردم و فکر کردم کار درستی رو انجام دادم ... نسبت بهش احساس پشیمونی میکنم ...

با سلام.

به نظر حقیر این نامش پشیمانی نیست. بلکه افسوس و حسرت است. تأسف نسبت به سرنوشت از دست رفته ای که فراموش کرده اگر به دنیا باز گردد باز هم نمی تواند آن را به دست بیاورد. مگر این که تمام مشاهدات اخروی را به یاد داشته باشد که در این صورت به عنوان انسان دیگری با عقل و احساس متفاوتی به دنیا برگشته است. پس اگر در آخرت یادش باشد که چه محدودیت هایی داشته نباید افسوس بخورد. ولی این خصلت انسان است که نسبت به آنچه نتوانسته به دست بیاورد و می بیند که دیگران چگونه به خوشی ها رسیده اند حسرت می خورد و در همین دنیا هم نمونه های فراوانی دارد.

البته این یک تفسیر شخصی بود و زیاد مطابق تقاسیر دینی نبود چون ادیان حسرت و ندامت در سرای باقی را نتیجه یادآوری اشتباهات اختیاری فرد می دانند که مدتی از یاد رفته اند و حالا هویدا شده اند.

موفق باشید.

موضوع قفل شده است