جمع بندی جبران حق الناسی که از آن اطلاع نداریم

تب‌های اولیه

7 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
جبران حق الناسی که از آن اطلاع نداریم

با عرض سلام و درود به شما اساتید محترم

چند وقتی است مسئله ای ذهن مرا مشغول کرده است و باعث عذاب وجدانم شده است

اینکه میترسم به گردنم حق الناسی باشد و خود خبر نداشته باشم

کسی را مسخره کرده باشم-سر بنده ای داد زده باشم-در حق کسی ظلم کرده باشم و غیره...  اگر حقی بر گردنم باشد ولی خود خبر نداشته باشم تکلیف چه میشود من باید چه کنم؟

شاید برخی از افراد را اصلا نشناسم و یا هیچ دسترسی به آن ها نداشته باشم ویا ندانم در حق آن ها ظلم کرده ام یا نه ؛ انجام اعمال صالح به نیت آن ها این حق را ادا میکند؟؛ و باید چه کنم که از این عذاب وجدان راحت شوم

در احادیث ماهم آمده است که به حساب خود برسید قبل از آنکه به حساب شما برسند

خداوند به شما سلامتی و قوت دهد

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد بدیع

با عرض سلام و درود به شما اساتید محترم

چند وقتی است مسئله ای ذهن مرا مشغول کرده است و باعث عذاب وجدانم شده است

اینکه میترسم به گردنم حق الناسی باشد و خود خبر نداشته باشم

کسی را مسخره کرده باشم-سر بنده ای داد زده باشم-در حق کسی ظلم کرده باشم و غیره...  اگر حقی بر گردنم باشد ولی خود خبر نداشته باشم تکلیف چه میشود من باید چه کنم؟

شاید برخی از افراد را اصلا نشناسم و یا هیچ دسترسی به آن ها نداشته باشم ویا ندانم در حق آن ها ظلم کرده ام یا نه ؛ انجام اعمال صالح به نیت آن ها این حق را ادا میکند؟؛ و باید چه کنم که از این عذاب وجدان راحت شوم

در احادیث ماهم آمده است که به حساب خود برسید قبل از آنکه به حساب شما برسند

خداوند به شما سلامتی و قوت دهد

با سلام خدمت شما پرسشگرگرامی

حساسیت شما نسبت به حق الناس قابل تقدیر است. طبق روایات اسلامی در قیامت مواقفی وجود دارد که به حق الناس رسیدگی و حسابرسی می شود. این مواقف جز سخت ترین مواقف قیامت است. چراکه در آن مواقف نمی توان به بخشش و عفو پروردگار امید بست و تنها راه عبور از آن ادای حق الناس است. این در حالی است که بنده جز اعمال خیر سرمایه ای در قیامت به همراه ندارد تا بتواند حق الناس را ادا کند و با دادن اعمال خیر خود حتی ممکن است عاقبت او دستخوش تغییر گردد.

«فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِيُّ: فَإِذَا كَانَتِ الْمَظْلِمَةُ لِمُسْلِمٍ‏ عِنْدَ مُسْلِمٍ كَيْفَ تُؤْخَذُ مَظْلِمَتُهُ‏ مِنَ الْمُسْلِمِ؟ قَالَ: «يُؤْخَذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ مِنْ‏ حَسَنَاتِهِ‏ بِقَدْرِ حَقِّ الْمَظْلُومِ، فَتُزَادُ عَلى‏ حَسَنَاتِ الْمَظْلُومِ». قَالَ: فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِيُّ: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ؟ قَالَ: «إِنْ لَمْ يَكُنْ‏ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ، فَإِنَّ لِلْمَظْلُومِ سَيِّئَاتٍ يُؤْخَذُ مِنْ سَيِّئَاتِ الْمَظْلُومِ، فَتُزَادُ عَلى‏ سَيِّئَاتِ الظَّالِم؛ مردی از امام سجاد(علیه السلام) سوال کرد: هر گاه در قیامت مسلمانى به گردن مسلمان ديگرى حق داشته باشد چگونه حقش را از آن مسلمان باز گيرند؟ فرمود: به اندازه حقى كه مظلوم به گردن ظالم دارد از كارهاى نيك او بردارند و به مظلوم دهند. مرد قریشى عرض كرد: اگر شخص ستمكار كار نيكى نداشت؟ فرمود: اگر شخص ستمكار كار نيكى نداشت ستمديده گناهانى دارد. پس از گناهان آن ستمديده بردارند و بر گناهان ستمكار بيفزايند.»(1)

پی نوشت:

  1. الکافی، ج15، ص260.

زندگی اجتماعی همراه با روابط پیچیده آن مملو از حقوق و وظایف متقابل است که بی توجهی به آن باعث پایمال شدن حقوق دیگران و متحمل شدن حق الناس میشود. بدیهی است که با محدود و منزوی کردن خود نیز نمی تواند از حق الناس فاصله گرفت چراکه انجام بسیاری از وظایف و تکالیف در بستر اجتماع میسر میشود. در ادامه به راهکارهایی برای  دور ماندن از حق الناس اشاره خواهیم کرد.

توجه و مراقبه: بهترین راه برای فرار از حق الناس پیشگیری از آن از طریق توجه و مراقبت است. افراد، موقعیت‌ها، شغل‌ها و کارهای مختلفی وجود دارند که ممکن است انسان را به تضییع حقوق دیگران سوق دهند و اجتناب از آنها لازم است.

احترام به حقوق و اموال دیگران، پرهیز از طمع ورزی، تامین معاش و داشتن درآمد کفاف و .... از مواردی است که از آلوده شدن انسان به حق الناس مالی جلوگیری میکند.

کنترل زبان، کنترل خشم، داشتن حسن ظن، خوش خلقی و .. نیز از جمله فضائلی است که از حق الناس معنوی جلوگیری خواهد کرد.

حلالیت گرفتن: هیچ گاه انسان نباید نسبت به نداشتن حق الناس احساس اطمینان کند. مقید بودن نسبت به حق الناس نباید فرد را نسبت به عملکرد خود دچار غرور کند و از حلالیت طلبیدن غافل شود. همانطوری که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز از مردم حلالیت طلبید. بنابراین هر مناسبتی را باید بهانه قرار داد و از افرادی که با آنها تعامل داشته ایم حلالیت طلبید.

ردّ مظالم: ردّ مظالم بدهی های مالی انسان که صاحبش را نمی شناسد و یا به او دسترسی ندارد ادا میکند. به این ترتیب که مبلغ مورد نظر با اجازه مجتهد جامع الشرائط به فقیر صدق داده می شود و ثواب آن برای صاحب آن نیت می شود. ردّ مظالم در مورد بدهی های غیر مالی به انجام کار خیر و استغفار برای صاحب حق است.

دعا: در این دعا از زبان امام سجاد (علیه السلام) میخوانیم: «اللَّهُمَّ وَ عَلَيَّ تَبِعَاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعَاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ، وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ عِلْمِكَ الَّذِي لَا يَنْسَى، فَعَوِّضْ مِنْهَا أَهْلَهَا، وَ احْطُطْ عَنِّي وِزْرَهَا وَ اعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أُقَارِفَ مِثْلَهَا؛ اى خداوند، بر ذمّه من تبعاتى است كه در حفظ دارم و تبعاتى كه از ياد برده‏ام، ولى همه را چشم تو كه هرگز به خواب نمى‏رود مى نگرد و علم‏ تو كه هيچ چيز از آن نهان نمى‏ماند، مى‏داند. تو خود كسانى را كه بر من ذمّه دارند عوض ده و بار گناه آن از دوش من برگير و از سنگينى آن بكاه و مرا از ارتكاب چنان گناهانى نگه‏دار.(1)

در دعایی دیگر آمده است: «أَسْأَلُكَ فِي حَمْلِ مَظَالِمِ الْعِبَادِ عَنَّا فَأَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ‏ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِكَ كَانَتْ لَهُ قِبَلِي مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي عِرْضِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ ... فَقَصُرَتْ يَدِي‏ وَ ضَاقَ وُسْعِي عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَ التَّحَلُّلِ‏ مِنْهُ‏ فَأَسْأَلُكَ يَا مَنْ يَمْلِكُ الْحَاجَاتِ ... أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّي بِمَ شِئْت؛ از شما درخواست مي‌کنم درباره مظالمي که نسبت به بندگانت دارم، پس هر بنده زن و مرد از بندگانت که بر او ظلمي کرده‌ام چه در مورد جانش يا آبرويش يا مالش يا خانواده‌اش يا فرزندانش يا غيبت کرده‌ام يا زورگويي کرده‌ام... و از برگرداندن حقش يا طلب حلاليت از او دستم کوتاه شد، از تو مسألت مي‌دارم اي آن که مالک حاجاتي.... که بر محمد و آل محمد درود فرستي و او را از من با هر آنچه خودت بخواهي راضي سازي.(2)
در این دعا تنها در شرایطی که نتوانیم حق الناس را برگردانیم و از صاحب حق حلالیت بطلبیم از خداوند درخواست می کنیم از طرف ما رضایت صاحب حق گرفته شود.

پی نوشت ها:
1. الصحيفة السجادية، ترجمه آيتى، ص 199.
2. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج‏87، ص177.

جمع بندي

پرسش:

چند وقتی است مسئله ای ذهن من را مشغول کرده است و باعث عذاب وجدانم شده است. میترسم حق الناسي به گردنم باشد و از آن خبر نداشته باشم. کسی را مسخره کرده باشم. سر بنده ای داد زده باشم. در حق کسی ظلم کرده باشم و ... . اگر حق كسي بر گردنم باشد ولی خبر نداشته باشم تکلیف من چيست؟ شاید برخی از افراد را اصلا نشناسم و یا دسترسی به آن ها نداشته باشم. یا اصلا ندانم در حق آن ها ظلم کرده ام یا نه. انجام اعمال صالح به نیت آن ها این حق را ادا میکند؟ چه كار كنم تا از این عذاب وجدان راحت شوم؟

پاسخ: 

حساسیت شما نسبت به حق الناس قابل تقدیر است. طبق روایات اسلامی در قیامت مواقفی وجود دارد که به حق الناس رسیدگی و حسابرسی می شود. این مواقف جز سخت ترین مواقف قیامت است. 

«فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِيُّ: فَإِذَا كَانَتِ الْمَظْلِمَةُ لِمُسْلِمٍ‏ عِنْدَ مُسْلِمٍ كَيْفَ تُؤْخَذُ مَظْلِمَتُهُ‏ مِنَ الْمُسْلِمِ؟ قَالَ: «يُؤْخَذُ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظَّالِمِ مِنْ‏ حَسَنَاتِهِ‏ بِقَدْرِ حَقِّ الْمَظْلُومِ، فَتُزَادُ عَلى‏ حَسَنَاتِ الْمَظْلُومِ». قَالَ: فَقَالَ لَهُ الْقُرَشِيُّ: فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ؟ قَالَ: «إِنْ لَمْ يَكُنْ‏ لِلظَّالِمِ حَسَنَاتٌ، فَإِنَّ لِلْمَظْلُومِ سَيِّئَاتٍ يُؤْخَذُ مِنْ سَيِّئَاتِ الْمَظْلُومِ، فَتُزَادُ عَلى‏ سَيِّئَاتِ الظَّالِم؛ مردی از امام سجاد(علیه السلام) سوال کرد: هر گاه در قیامت مسلمانى به گردن مسلمان ديگرى حق داشته باشد چگونه حقش را از آن مسلمان باز گيرند؟ فرمود: به اندازه حقى كه مظلوم به گردن ظالم دارد از كارهاى نيك او بردارند و به مظلوم دهند. مرد قریشى عرض كرد: اگر شخص ستمكار كار نيكى نداشت؟ فرمود: اگر شخص ستمكار كار نيكى نداشت ستمديده گناهانى دارد. پس از گناهان آن ستمديده بردارند و بر گناهان ستمكار بيفزايند.»(1)

در ادامه به راهكارهايي براي رهايي از حق الناس اشاره خواهيم كرد:

حلالیت گرفتن:

 هیچ گاه انسان نباید نسبت به نداشتن حق الناس احساس اطمینان کند. مقید بودن نسبت به حق الناس نباید فرد را نسبت به عملکرد خود دچار غرور کند و از حلالیت طلبیدن غافل شود. همانطوری که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز از مردم حلالیت طلبید. بنابراین هر مناسبتی را باید بهانه قرار داد و از افرادی که با آنها تعامل داشته ایم حلالیت طلبید.

ردّ مظالم: 

ردّ مظالم بدهی های مالی انسان که صاحبش را نمی شناسد و یا به او دسترسی ندارد ادا میکند. به این ترتیب که مبلغ مورد نظر با اجازه مجتهد جامع الشرائط به فقیر صدقه داده می شود و ثواب آن برای صاحب آن نیت می شود. ردّ مظالم در مورد بدهی های غیر مالی به انجام کار خیر و استغفار برای صاحب حق است.

دعا: 

در این دعا از زبان امام سجاد (علیه السلام) میخوانیم: «اللَّهُمَّ وَ عَلَيَّ تَبِعَاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعَاتٌ قَدْ نَسِيتُهُنَّ، وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ الَّتِي لَا تَنَامُ، وَ عِلْمِكَ الَّذِي لَا يَنْسَى، فَعَوِّضْ مِنْهَا أَهْلَهَا، وَ احْطُطْ عَنِّي وِزْرَهَا وَ اعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أُقَارِفَ مِثْلَهَا؛ اى خداوند، بر ذمّه من تبعاتى است كه در حفظ دارم و تبعاتى كه از ياد برده ‏ام، ولى همه را چشم تو كه هرگز به خواب نمى‏رود مى نگرد و علم‏ تو كه هيچ چيز از آن نهان نمى‏ ماند، مى‏داند. تو خود كسانى را كه بر من ذمّه دارند عوض ده و بار گناه آن از دوش من برگير و از سنگينى آن بكاه و مرا از ارتكاب چنان گناهانى نگه‏دار.(2)

در دعایی دیگر آمده است: «أَسْأَلُكَ فِي حَمْلِ مَظَالِمِ الْعِبَادِ عَنَّا فَأَيُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِكَ‏ أَوْ أَمَةٍ مِنْ إِمَائِكَ كَانَتْ لَهُ قِبَلِي مَظْلِمَةٌ ظَلَمْتُهَا إِيَّاهُ فِي نَفْسِهِ أَوْ فِي عِرْضِهِ أَوْ فِي مَالِهِ أَوْ فِي أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِيبَةٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَيْهِ ... فَقَصُرَتْ يَدِي‏ وَ ضَاقَ وُسْعِي عَنْ رَدِّهَا إِلَيْهِ وَ التَّحَلُّلِ‏ مِنْهُ‏ فَأَسْأَلُكَ يَا مَنْ يَمْلِكُ الْحَاجَاتِ ... أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِيَهُ عَنِّي بِمَ شِئْت؛ از شما درخواست مي‌کنم درباره مظالمي که نسبت به بندگانت دارم، پس هر بنده زن و مرد از بندگانت که بر او ظلمي کرده‌ام چه در مورد جانش يا آبرويش يا مالش يا خانواده‌اش يا فرزندانش يا غيبت کرده‌ام يا زورگويي کرده‌ام... و از برگرداندن حقش يا طلب حلاليت از او دستم کوتاه شد، از تو مسألت مي‌دارم اي آن که مالک حاجاتي.... که بر محمد و آل محمد درود فرستي و او را از من با هر آنچه خودت بخواهي راضي سازي.(3)
در این دعا تنها در شرایطی که نتوانیم حق الناس را برگردانیم و از صاحب حق حلالیت بطلبیم از خداوند درخواست می کنیم از طرف ما رضایت صاحب حق گرفته شود.

 

پی نوشت ها:

  1. کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج15، ص260.
  2. الصحيفة السجادية، ترجمه آيتى، تهران، انتشارات سروش، ص 199.
  3. مجلسی، محمد باقر(1110ق)، بحار الانوار، بیروت، دار احیا التراث العربی، ج‏87، ص177.
موضوع قفل شده است