افکار منفی دخترم!

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
افکار منفی دخترم!

 

دخترم مدت زیادیه بسیار واسواس فکری گرفته ومرتب فکرهای منفی تو ذهنش میاد مثل اینکه مثلا مادرش میمیمره یا پدرش ویا اینکه مردا همه اهل خیانت هستن یا بدون دلیل ازکسی از بستگانش متنفر میشه وخیلی هم وسواس داره مخصوصا با این کرونا وگاهی میگه این فکرا دیگه ازارش میده برای رفع اونا چکار کنه.

واسواس فکری خیلی به مرگ نزدیکان وخیانتهایی که از طرف مردان رخ میدهد فکر میکند بطوریکه خوابش کم شده هر کاری رو بخاطر واسواسش چند بار انحام میده مخصوصا شستشو وکف دستاش وکف پاهاش به شدت عرق میکنه زود عصبانی میشه واصلا میلی به در جمع بودن وحتی ورزش پیاده روی هم ندارد بخاطر وسواسش چون وقتی از بیرون میاد باید بره حمام وتمام لباسش رو بشوید

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد امید

سلام

شما مادری دلسوز هستید که دوست دارید دخترتان زندگیِ معمولی و شادی داشته باشد و بتواند به پیشرفتش ادامه دهد.

وسواس فکریْ فکر، میل شدید با تصوّرِ برگشت کننده و مداومی است که فرد آن را را به صورت مزاحم و ناخواسته تجربه می کند. این افکار در اغلب افراد، اضطراب یا ناراحتیِ محسوسی ایجاد می کنند. افراد سعی می کنند این وسواس فکری را نادیده بگیرند یا متوقف کنند یا می کوشند آن را با پرداختن به فکر یا عملی دیگر بی اثر کنند. فکر یا عملی که فرد از آن استفاده می کند تا وسواس فکری را بی اثر کند، وسواس عملی نامیده می شود. وسواس عملیْ رفتار یا عمل ذهنی مکرّری که بر طبق مقررات خشک انجام می شود؛ به طوری که فرد احساس می کند مجبور به انجام دادن آن است. در اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) وسواس های فکری یا عملی با چنان شدّتی تجربه می شوند که انجام دادن فعالیت های روزانه برای آنها مشکل می شود.   

 

وسواس فکری را با یک مثال توضیح می دهم:

خانمی می گوید که افکار و تصوّراتی درباره مرگِ افراد خانواده اش دارد. او هر بار تا مدت سه ساعت در این باره، به نشخوار فکری(1) می پردازد. اصطلاح نشخوار فکری در مورد الگوی فکری به کار می رود که طیّ آنْ مسأله ای در ذهن فرد بارها و بارها مرور می گردد. با سؤال هایی که از این خانم پرسیده شد، دو نوع فکر با کارکردِ متفاوت دیده شد. او ابتدا افکار مزاحمی پیدا می کرد که مثلا «پسرم مرده است» و به دنبالِ آن سعی می کرد این فکرِ مزاحم را با این فکر که «پسرم نمرده است» و با تجسّمِ اینکه پسرش کارهایش را انجام می دهد، خنثی کند. او برای اینکه فکر مرگ پسرش به ذهنش خطور نکند، از رفتن به اتاقی که در کودکی پسرش در آن می خوابید، خودداری می کرد(رفتار اجتنابی).

 

پی نوشت:

1: obsessive rumination

ادامه دارد...

افکار و تصاویر وسواسی معمولا موضوع هایی هستند که با اصولِ فرد ناسازگار باشند. هر قدر یک اندیشه یِ مزاحم ناپذیرفتنی تر باشد، خطورِ آن به ذهنْ فرد را بیشتر ناراحت می کند. درباره دخترتان گفته اید:«مرتب فکرهای منفی تو ذهنش میاد مثل اینکه مثلا مادرش میمیمره یا پدرش». فوت پدر و مادر برای دخترتان بسیار نپذیرفتنی است. وقتی این افکار به ذهن دخترتان خطور می کند، او بسیار ناراحت می شود. در وسواس فکری، اجتناب از افکار و تصاویرِ ناراحت کننده ممکن است به صورت شناختی و ذهنی صورت گیرد. در این صورت، فرد سعی می کند درباره این مسائل ناپذیرفتنی فکر نکند و یا با دستپاچگی می خواهد درباره چیزهای دیگر فکر کند. این کار از یک سو باعث می شود از رویارویی با افکار و تصاویرِ ناپذیرفتنی خودداری نماید و با این عمل، درمان را به تعویق بیاندازد و از سوی دیگر اشتغال ذهنی اش به مسائل ناپذیرفتنی بیشتر شود.

 

ادامه دارد...

روش درمان وسواس فکری در رویکرد شناختی- رفتاری، عبارت است از:

1- رویارویی مستقیم با محرّک ترسناک که افکار و تصاویر ذهنیِ ناپذیرفتنی هستند.

2- جلوگیری از رفتارهای خنثی ساز

درمان از این اصل زیربنایی تبعیت می کند که «می توان اضطرابِ ناشی از افکار منفی را با رویاروییِ مکرّر با آن افکار کاهش داد». دختر شما باید با دقت افکار مزاحمی که باعث اضطرابش می شوند را از افکاری که آگاهانه به ذهنش وارد می کند تا اضطرابِ افکار مزاحم را کم کند جدا نماید. همچنین اگر رفتاری انجام می دهد تا از ورود افکارِ مزاحم به ذهنش اجتناب نماید، باید این رفتارِ اجتنابی را نیز مشخص کند. دختر شما باید به افکارِ مزاحم عادت کند و هیچ کاری برای خنثی کردنِ شان انجام ندهد. به این منظور:

 

از دخترتان بخواهید در محیطی آرام، فکرهای مزاحم را در ذهنش ایجاد کند و اجازه دهد این افکار در ذهنش باشد و اضطرابِ ناشی از آن را احساس کند. پس از تکرارِ این کار، به تدریجْ میزان اضطراب کاهش می یابد. در مدتی که دخترتان افکارِ مزاحم را در ذهنش مرور می کند، نباید رفتاری انجام دهد که این افکارِ مزاحم خنثی شوند. هر بار که دخترتان این افکار را به صورت ارادی در ذهنش مرور می کند، باید به میزان اضطرابش، از یک تا صد نمره دهد. نمره یک برای کمترین مقدار اضطراب و نمره صد برای بالاترین میزان اضطراب و نمراتِ بین این دو عدد برای مقدارهای بین این دو شدّت می باشند. اگر دخترتان این کار را بارها و بارها تکرار کند، کم کم اضطرابش کاهش می یابد.

 

همزمان دخترتان می تواند افکارش را به صورت مکرّر با زبان ساده روی کاغذ بنویسد. این کار نیز به کاهش اضطرابش منجر می شود. دخترتان باید پس از نوشتن افکار مزاحم، کاغذ را پاره کند. دخترتان باید توجه داشته باشد که حتما به زبان ساده و غیرادبی افکارش را بنویسد. زیرا نوشتن به زبان ادبی حالش را بدتر می کند.

 

در صورتی که این روش ها برای کاهش اضطراب دخترتان و وسواسش موفقیت آمیز نبود، حتما هر چه سریع تر با دخترتان به یک روانشناس بالینیِ خبره مراجعه کنید. زیرا گذشت زمان ممکن است باعث بدترشدنِ وسواس دخترتان شود تا جایی که مجبور شود برای خلاصی از این افکار طبق نظر روانپزشک دارو مصرف کند.

سلام ، الحق که استاد امید گرامی به ساده ترین و زیبا ترین شکل ممکن موضوع را از بعد روانشناختی بررسی و راهکار ارایه دادند لازم است از ایشان تشکر نمایم . نکته ای بنظرم رسید که آگاهی از آن ضرر ندارد. عرق کردن دستها، افزایش ضربان قلب، عصبانیت زود هنگام ، دلهره و اضطراب اگر با افزایش یا کاهش محسوس وزن همراه باشد نشاندهنده' اختلال در عملکرد غده' تیرویید است . انشااله راهنمایی های استاد امید بزرگوار مفید واقع شده و رفع کسالت خواهد شد ممنون .