جمع بندی تفاوت کافر و مشرک

تب‌های اولیه

15 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
تفاوت کافر و مشرک

سلام

در قرآن هم کلمه کافر اومده هم مشرک ، تفاوت کافر و مشرک چیست؟

و کدام یکی بدتره؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد هدی

در ابتدا به بررسی ریشه لغوی کفر و شرک می پردازیم زیرا از رهگذر بررسی ریشه این دو کلمه، یافتن تفاوت کافر و مشرک بسهولت صورت می پذیرد.

کفر

اصل معنی کفر، پوشاندن است.(1) لذا در واژه هایی که در تعابیر و کارکردهای مختلف از کلمه"کفر" می بینیم، این معنی اصلی درآن وجود دارد. مثلا:

شب را كافر گوئيم كه اشخاص را مى‏ پوشاند (2)

و زارع را كافر گوئيم كه تخم را در زمين مى‏ پوشاند(3)

كفر نعمت، پوشاندن آنست با ترك شكر(4)

بزرگترين كفر انكار وحدانيّت خدايا دين يا نبوت است.(5)

در مجمع فرموده: كفر در شريعت عبارت است از انكار آنچه خدا معرفت آنرا واجب كرده از قبيل وحدانيّت و عدل خدا و معرفت پيغمبرش و آنچه پيغمبر آورده از اركان دين هر كه يكى از اينها را انكار كند كافر است. راغب گويد: كافر در عرف دين بكسى گفته ميشود كه وحدانيّت يا نبوت يا شريعت يا هر سه را انكار كند.

بهر حال كافر كسى است كه اصول يا ضرورى دين را انكار كند.(6)

 

1.قاموس قرآن، ج‏6، ص122 ؛راغب، مفردات الفاظ قرآن کریم، ص 461
2. قاموس قرآن،همان؛ مفردات، همان3. قاموس، همان
4. همان
5. همان
6.همان

صحاح هم کفر را به معنی ضد ایمان معرفی نموده است:

الكُفْرُ: ضدُّ الإيمان. و قد كَفَرَ باللَّه كُفْرًا.(7)

همچنین کفر را به معنی کفران نعمت و ضد شکر بیان میکند:

و الكُفْرُ أيضاً: جُحُودُ النعمةِ، و هو ضدُّ الشكر. و قد كَفَرَهُ كُفُورًا و كُفْرَاناً. و قوله تعالى: إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ‏، أى جاحدون(8)

 

7. ابونصر جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بتحقیق عطار، احمد عبدالغفور، بیروت، دار العلم للملايين، چاپ چهارم، 1407ق، ج‏2، ص807    
8. همان

و اما شرک:

شرک، به معنای "نصیب" و "شریک" و "بهره" آمده است.(9)

در تهذیب اللغه شرک، را شریک گرفتن در ربوبیت خداوند بر اساس آیه 13 سوره مبارکه لقمان، بیان می نماید:

يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ‏ بِاللَّهِ إِنَ‏ الشِّرْكَ‏ لَظُلْمٌ عَظِيم‏(10)

و الشرك‏: أن تجعل للَّه‏ شريكاً في رُبُوبيَّته، تعالى اللَّه عن‏ الشُّركاءِ و الأنداد(11)

مشرك كسى است كه براى خدا شريك قرار بدهد، چنين شخصى قابل آمرزش نيست؛ مگر آنكه در دنيا توبه كند إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ‏ يُشْرَكَ‏ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ (12)و (13)

در ترجمه و تفسیر مفردات الفاظ قرآن کریم شرک را به دو قسم عظیم و صغیر تقسیم مینماید:

«شِرْك‏ انسان در دين دوگونه است:

اوّل- الشّرك العظيم: و آن اثبات شريك براى خداى تعالى است مثل عبارت:

أَشْرَكَ‏ فلان باللّه: و اين معنى، بزرگترين كفر است.

در آيات: (إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ‏ يُشْرَكَ‏ بِهِ‏- 48/ نساء) (وَ مَنْ‏ يُشْرِكْ‏ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً- 116/ نساء) (مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ- 72/ مائده) (يُبايِعْنَكَ عَلى‏ أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً- 12/ ممتحنه) يعنى: (با تو پيمان مى‏ بنديم و بيعت مى ‏كنيم بر اينكه چيزى را با خداى شريك نگيريم).

(سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا- 148/ انعام).

دوّم- الشّرك الصّغير: يعنى مراعات كردن غير خدا با او در بعضى امور مثل رياكارى و دوروئى و نفاق كه در آيات:

(شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ‏- 190/ اعراف) (وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ‏ مُشْرِكُونَ‏- 106/ يوسف) كه در اين آيات به اين گونه شرك اشاره شده است.»(14)

 

9. قاموس قرآن، همان، ج4، ص20
10.لقمان/13
11.
محمّد بن أحمد الأزهري، تهذيب اللغة، دار إحياء التراث العربي، ج‏10، ص12
12. نساء/4
13. قاموس، همان
14.راغب اصفهانی،
ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن، ترجمه خسروی حسینی، نشر مرتضوی،ج‏2، ص 319

 

 

شما ههر دو کلمه شرک و کفر رو جداگانه معنی کردید.

ولی نه به تفاوتشون اشاره کردین و نه اینکه بگین کافر بدتره یا مشرک

بالاخره این دو کلمه با هم تفاوت دارند که در قرآن هر کدوم اومدن.

با سلام و عذر خواهی بابت تاخیر

اینگونه نیست که ما یک وجه کفر یا شرک داشته باشیم و بخواهیم بگوییم مشرک بدتر است یا کافر.

کفر و شرک، هر یک وجوهی دارند که با بیان این وجوه به پاسخ سوال شما نزدیکتر خواهیم شد.

در روایتی در اصول کافی، امام جعفر صادق(علیه السلام) کفر را بر پنج وجه در قرآن کریم بیان فرمودند:

ابى عمرو زبيرى از امام صادق (علیه السلام) درباره وجوه کفر در قرآن می پرسد و ایشان میفرمایند:

 كفر در كتاب خدا بر پنج وجه است: كفر جحود، و جحود بر دو وجه است، و ديگر كفر به وسيله ترك آنچه خدا بدان فرمان داده، كفر برائت و كفر نعمت.(1)

 

1. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،دفتر نشر اسلامیه، تهران، ج2، ص 389

اما كفر جحود همان انكار ربوبيّت است و آن قول كسانى است كه گويند: نه پروردگارى و نه بهشتى و نه دوزخى و آن قول دو دسته از زنادقه است كه به آنها دهرى مذهب گويند، و هم آنهايند كه گويند: «و هلاك نكند ما را جز دهر»(2) و آن دينى است كه براى خود مقرر كردند از روى سليقه و پسند خويش بدون بررسى و تحقيق و كاوش در اطراف آنچه مى‏گويند و خدا (در باره آنان) فرمايد: «راستى آن كسانى كه كافرند براى آنها فرق ندارد كه بيمشان دهى يا بيمشان ندهى، ايمان نمى‏آورند» مقصود كفر نسبت به توحيد و شناسائى خدا تعالى است، اين يكى از دو وجوه كفر است.(3)

و وجه ديگرش: انكار با معرفت است و آن اين است كه منكر بداند حق است و با اين حال انكار كند، مطلب نزد او ثابت باشد و خدا عز و جل در اين باره فرموده است: «و آن را انكار كنند با اينكه در دل بدان يقين دارند، از روى ستم‏گرى و گردن كشى»(4) و هم خدا عز و جل فرموده است: و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى ‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى ‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏ خدا بر كافران باد.(5)

 

2. جاثیه/23

3. بقره/6

4. نمل/14

5. بقره/89

وجه سوم از وجوه كفر، كفر به نعمت است و اين گفتار خدا تعالى است كه سليمان را حكايت مى‏كند: «اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه شكر گزارم يا ناسپاسى كنم، هر كه شكرگزارى كند همانا براى خود شكرگزارى كرده است و هر كه ناسپاسى كند راستى كه پروردگارم بى‏نياز و كريم است»(6) و فرموده است: اگر شكر كنيد هر آينه براى شما فزون كنيم (نعمت را) و اگر ناسپاسى كنيد راستى عذاب من سخت است سخت» (7)و فرموده است: «مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و مرا شكر كنيد و به من ناسپاسى نكنيد»(8)

وجه چهارم ترك آنچه خدا عز و جل بدان دستور داده است و آن مقصود است از قول خدا عز و جل: «و گاهى كه از شما پيمان گرفتيم خون همگنان خود را نريزيد و آنها را از خانه خون بيرون نكنيد سپس اعتراف كرديد و شما بر آن گواه شديد (85) سپس هم شماها همگنان خودتان را كشتيد و گروهى آنها را از خانه‏ هاشان بيرون كرديد و به كينه‏ ورزى و دشمنى با آنها تظاهر و كمك كرديد و اگر آنها را اسير نزد شما آوردند فديه براى آنها مى‏دهيد و هم آن است كه بيرون كردن آنها از خانه ‏شان بر شما حرام است آيا به بعضى از مقررات كتاب (تورات) مى‏گرويد و به بعضى كافر مى‏شويد، چيست سزاى هر كه از شماها اين كار را مى‏كند »(9)خد آنها را كافر دانسته به واسطه ترك آنچه خدا به آنها فرمان داده است، و نسبت ايمان بدانها داده ولى از آنها نپذيرفته است‏ ايمانشان را، سودمند براى آنها در نزد خودش ندانسته و فرموده است: «پس نيست سزاى هر كدام شما كه چنين كند جز رسوائى در زندگانى دنيا و در روز رستاخيز دچار شود به سخت ترين عذاب و نيست خداوند غافل از آنچه شما مى‏كنيد».(10)

6. نمل/40
7. ابراهیم/7
8. بقره/152
9. بقره/84 و 85

10. بقره/85

وجه پنجم از وجوه كفر، كفر برائت است و اين است قول خدا عز و جل كه حكايت مى‏كند از ابراهيم (ع): «ما به شما كافريم و ميان ما با شما دشمنى و بغض پديدار شده تا هرگز تا شما به خداى يگانه بگرويد»(11) يعنى ما از شما بيزاريم، و خدا فرموده است در ذكر ابليس و بيزارى جستن او از دوستان خود از آدمى‏زاده در روز قيامت: «راستى من كافر شدم بدان چه پيش از اين با من در آن شريك شديد»(12) و خدا فرموده است:«همانا شما در برابر خدا بتانى را به پرستش گرفتيد ميان خودتان در زندگى (چند روزه) دنيا سپس روز رستاخيز به همديگر كافر شويد و همديگر را لعنت كنيد»(13) يعنى از همديگر بيزارى و دورى جوئيد.

 

همانگونه که ملاحظه میکنید در همین وجوه کفر نیز کافری که کفران نعمت میکند با کافری که منکر پروردگار است در یک مرتبه و رتبه نیستند.

شرک نیز وجوه و انواعی دارد:

شرک جلی: مانند دوگانه پرستان و ملحدین

شرک خفی: مانند ریاکردن

 

11. ممتحنه/4
12. ابراهیم/22
13. عنکبوت/25

لذا در این درجه بندی و رتبه بندی، نمی توان بطور مطلق گفت که کافر بهتر است یا مشرک. زیرا ممکن است کافری اعلا مرتبه کفر را دارا باشد اما مشرکی ضعیف ترین درجه شرک را.

یک فرد مومن ریاکار از کافری که با وجود یقین، منکر خداوند است به مراتب بهتر است اما از طرفی فردی که کفران نعمت میکند بهتر از فردی باشد که به دو خدا قائل است یا ملحد است.

لذا این نسبیت در مفهوم کفر و شرک را باید در نظر داشت.

برخی افراد هم کافرند و هم مشرک

مانند: بت پرستان و ملحدین

و برخی کافرند اما مشرک نیستند

مانند: اهل کتاب(به دلیل اینکه منکر نبوت پیامبر اسلام-یعنی ضروری دین اند- کافر کلامی هستند اما مشرک به معنی اسمی آن نیستند.

و برخی مشرکند اما کافر نیستند

مانند: افراد ضعیف الایمان و اهل ریا و نفاق

 

لذا در این درجه بندی و رتبه بندی، نمی توان بطور مطلق گفت که کافر بهتر است یا مشرک. زیرا ممکن است کافری اعلا مرتبه کفر را دارا باشد اما مشرکی ضعیف ترین درجه شرک را.

سلام

در قرآن شرک گناه بزرگ دانسته شده و همچنین خدا هر گناهی رو میبخشه بجز شرک

پس بنظر نمیاد شرک گناه بزرگتری باشه تا  کفر؟

سلام بر شما

اولا:
خداوند شرک را بدون توبه نمی بخشد. خداوند همه ی گناهان را می آمرزد:«قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ؛ بگو اى بندگان من كه بر خويشتن زياده‏ روى روا داشته‏ ايد از رحمت‏ خدا نوميد مشويد در حقيقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است»(14)

اما برخی گناهان را بدون توبه نمی آمرزد. مانند شرک.

ثانیا:
وجوه کفر و شرک که در پاسختان عرض شد را عنایت بیشتری بفرمایید. کفر و شرک هر یک مراتبی دارند که ممکن است مرتبه ای از شرک در فردی(مانند ریا) از کفر فرد دیگری (مانند کافری که با معرفت به حق، آنرا انکار می کند) به مراتب بهتر باشد. و ممکن است شرک در یک فرد(مانند اعتقاد به چند خدایی) به مراتب بدتر از کفر فرد دیگری باشد که مرتبه کفرش، کفران نعمت است.

ثالثا:
پست شماره 11 ویرایش شد، لطفا مجددا مطالعه بفرمایید.

14. زمر/53

البته بدون در نظر گرفتن وجوه کفر و شرک و در یک نگاه کلی می توان گفت که کافر، اصلا چیزی به عنوان خدا را، قبول ندارد ولی مشرک، قبول دارد اما یکی از صفات این خدا که یکتایی است را قبول ندارد.
پس از این منظر، کفر بدتر از شرک است یعنی یک مرحله دورتر است.
این هم که خدا می فرماید شرک را قبول نمی کند(سوای توبه)، می توان گفت به مراتب، حال کافر بدتر است و چون او دورتر بوده، اصلا به آن اشاره نفرموده است.

از ائمه(عليهم السّلام) از فرق بين کفر و شرک سؤال مي کردند.
زراره از امام باقر(عليه السّلام) چنين نقل مي کند که: «اِنّ الکفر لأقدمُ من الشرك و اخْبَثُ و اعظَمُ» کفر از شرک جلوتر بوده و از حيث ذات و آثار بزرگ تر و خبيث تر از شرک مي باشد.
امام(عليه السّلام) براي اثبات ادعاي خود از قرآن جريان کفر ابليس را شاهد مي آورد که او از سجده به آدم و اطاعت از امر پروردگار سرپيچي کرد و به خدا کافر گشت پس کفر از حيث ذات و آثار از شرک بزرگ تر و مهمتر مي باشد.

پس کفر از شرک به ملاحظه ذات و آثار مهمتر مي باشد پس کسي که در برابر خداوند موجود ديگري را اختيار و از او تبعيت کند و از اطاعت خداوند سرپيچي کرده کبائر را مرتکب شود، او کافر مي باشد و کسي که ديني را غير دين مؤمنان واقعي انتخاب کند، او مشرک مي باشد.(1)

 

1. وافي، ج3، ص 41

جمع بندی
پرسش:

در قرآن هم کلمه "کافر" آمده هم "مشرک"، تفاوت "کافر" و "مشرک" چیست؟ کدام یکی بدتر است؟
پاسخ:
اصل معنی "کفر"، پوشاندن است.(1) لذا در واژه هایی که در تعابیر و کارکردهای مختلف از کلمه"کفر" می بینیم، این معنی اصلی در آن وجود دارد. مثلا:

"شب" را كافر گوئيم كه اشخاص را مى‏ پوشاند (2)
و "زارع" را كافر گوئيم كه تخم را در زمين مى‏ پوشاند(3)
كفر نعمت، پوشاندن آنست با ترك شكر(4)
بزرگترين كفر انكار وحدانيّت خدا يا دين يا نبوت است.(5)

«راغب» گويد: «كافر در عرف دين بكسى گفته ميشود كه وحدانيّت يا نبوت يا شريعت يا هر سه را انكار كند».
بهر حال كافر كسى است كه اصول يا ضرورى دين را انكار كند.(6)
«صحاح» هم کفر را به معنی ضد ایمان معرفی نموده است:
«الكُفْرُ: ضدُّ الإيمان. و قد كَفَرَ باللَّه كُفْرًا».(7)
همچنین کفر را به معنی کفران نعمت و ضد شکر بیان میکند:
«و الكُفْرُ أيضاً: جُحُودُ النعمةِ، و هو ضدُّ الشكر. و قد كَفَرَهُ كُفُورًا و كُفْرَاناً. و قوله تعالى: إِنَّا بِكُلٍّ كافِرُونَ‏، أى جاحدون»(8)

و اما شرک:
شرک، به معنای "نصیب" و "شریک" و "بهره" آمده است.(9)
در «تهذیب اللغه» شرک، را شریک گرفتن در ربوبیت خداوند بر اساس آیه 13 سوره مبارکه لقمان، بیان می نماید:
«يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ‏ بِاللَّهِ إِنَ‏ الشِّرْكَ‏ لَظُلْمٌ عَظِيم‏»(10)
اى پسرك من به خدا شرك مياور كه به راستى شرك ستمى بزرگ است.
«و الشرك‏: أن تجعل للَّه‏ شريكاً في رُبُوبيَّته، تعالى اللَّه عن‏ الشُّركاءِ و الأنداد»(11)
مشرك كسى است كه براى خدا شريك قرار بدهد، چنين شخصى قابل آمرزش نيست؛ مگر آنكه در دنيا توبه كند. «إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ‏ يُشْرَكَ‏ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ» (12)و (13)
مسلما خدا اين را كه به او شرك ورزيده شود نمى ‏بخشايد و غير از آن را براى هر كه بخواهد مى ‏بخشايد.
مطلب قابل توضیح اینکه اینگونه نیست که ما یک وجه کفر یا شرک داشته باشیم و بخواهیم بگوییم مشرک بدتر است یا کافر.
 در روایتی در «اصول کافی»، امام جعفر صادق(علیه السلام) کفر را بر پنج وجه در قرآن کریم بیان فرمودند:
«ابى عمرو زبيرى» از امام صادق (علیه السلام) درباره وجوه کفر در قرآن می پرسد و ایشان میفرمایند:
 «كفر در كتاب خدا بر پنج وجه است: كفر جحود، و جحود بر دو وجه است، و ديگر كفر به وسيله ترك آنچه خدا بدان فرمان داده، كفر برائت و كفر نعمت».(14)
 در این درجه بندی و رتبه بندی، نمی توان بطور مطلق گفت که کافر بهتر است یا مشرک. زیرا ممکن است کافری اعلا مرتبه کفر را دارا باشد اما مشرکی ضعیف ترین درجه شرک را.

یک فرد مومن ریاکار از کافری که با وجود یقین، منکر خداوند است به مراتب بهتر است اما از طرفی فردی که کفران نعمت میکند بهتر از فردی باشد که به دو خدا قائل است یا ملحد است.
لذا این نسبیت در مفهوم کفر و شرک را باید در نظر داشت.

البته بدون در نظر گرفتن وجوه کفر و شرک و در یک نگاه کلی می توان گفت که کافر، اصلا چیزی به عنوان خدا را، قبول ندارد ولی مشرک، قبول دارد اما یکی از صفات این خدا که یکتایی است را قبول ندارد.

پی نوشت ها:
1.سید علی اکبر قرشی، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1412 ق، چاپ ششم، ج‏6، ص122 ؛راغب، مفردات الفاظ قرآن کریم، دفتر نشر الکتاب، 1404 ه.ق، چاپ دوم، ص 461
2. قاموس قرآن،همان؛ مفردات، همان
3. قاموس، همان
4. همان
5. همان
6.همان
7. ابونصر جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربية، بتحقیق عطار، احمد عبدالغفور، دار العلم للملايين، 1407ق، چاپ چهارم، بیروت، ج‏2، ص807    
8. همان
9. قاموس قرآن، همان، ج4، ص20
10.لقمان/13
11.محمّد بن أحمد الأزهري، تهذيب اللغة، دار إحياء التراث العربي، بیروت، چاپ اول، 2001م، ج‏10، ص12
12. نساء/4
13. قاموس، همان
14. کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی،دفتر نشر اسلامیه، 1388 ش، چاپ سوم، تهران، ج2، ص 389

 

 

موضوع قفل شده است