جمع بندی بلاها را کوچک بشماریم یا بزرگ؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
بلاها را کوچک بشماریم یا بزرگ؟

در حدیث داریم

«كسى كه مصيبت هاى كوچك را بزرگ شمارد خداوند او را به مصائب بزرگ مبتلا مى كند»; (مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلاَهُ اللّهُ بِكِبَارِهَا)

 

از طرفی در دعای فرج داریم

الهی عظم البلاء و ...

 

بالاخره بلا را کوچک بدانیم یا بزرگ؟

 

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد میقات

جمع بندی

پرسش:
در حدیث داریم که «كسى كه مصيبت هاى كوچك را بزرگ شمارد خداوند او را به مصائب بزرگ مبتلا مى كند»؛ از طرفی در دعای فرج داریم «الهی عظم البلاء و...».  بالاخره بلا را کوچک بدانیم یا بزرگ؟

 

پاسخ:

از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) روایت شده است:

«مَنْ‏ عَظَّمَ‏ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِكِبَارِهَا»

کسی که مصائب و سختی های کوچک را بزرگ شمارد، خداوند او را به سختی و مصائب بزرگ، مبتلا می کند. (1)

مراد از «بزرگ شمردن» در این روایت، ناشکری کردن و صبر لازم را نداشتن است؛ در واقع این روایت، تذکری است بر رعایت صبر و دوری از جزع و فزع بیش از حد.

روشن است که جزع و فزع و بی تابی زیاد، به نارضایتی و ناشکری منجر می شود و می تواند زمینه استحقاق بلا و مصیبت بیشتری را فراهم کند. بر عکس، شکر الهی و موهبت دانستن می تواند زمینه مواهب مهمی را فراهم کند که این مصیبت، در برابر آن، کوچک و ناچیز باشد.

نکته:

چه بسا خداوند متعال با این مصیبت کوچک، گرفتاری و ابتلا به مصیبت بزرگتر را از انسان دفع کرده است؛ لذاست که در مصائب، شکر الهی معنا پیدا می کند.

بیانی دیگر؛

جزع و فزع و بی تابی کردن، هیچ گاه باعث برطرف شدن مصیبت و سختی نمی شود بلکه جسم و روح را خسته و ضعیف کرده و مصیبت را سنگین تر کرده و آن را به سختی و مصیبت بزرگتری تبدیل می کند.

بیان سوم؛

در «منهاج البراعة» در شرح این حدیث آمده که حکمت مصائب و سختی ها این است که انسان، تربیت شود و به مراتب بالاتری از صبر برسد، لذا کسی که در مصیبت های کوچک، جزع و فزع می کند، خداوند او را به مصیبت بزرگتری مبتلا می سازد تا او به مصیبت کوچکتر، راضی و صبور گردد؛ مثل حکایتی که می گویند فردی با غلامش سوار بر کشتی شد، در بین راه، غلام شروع کرد به جزع و فزع و بی تابی کردن، او هر چه غلامش را دلداری داد و به آرامش دعوت کرد، فایده ای نداشت. حکیمی در کشتی بود، گفت او را به دریا بیندازید و بعد نجاتش دهید؛ چنین کردند؛ غلام، قدر کشتی را دانست و آرام گرفت.(2)

بنابر این:

این روایت با آن دعایی که به آزمایش بزرگ مردم در دوران غیبت اشاره دارد: «اللَّهُمَّ عَظُمَ‏ الْبَلَاءُ...»(خدایا! بلا و مصایب ما بزرگ شد...)؛ منافاتی ندارد، زیرا این روایت نمی خواهد بگوید، مصائب بزرگ، بزرگ نیستند و یا هیچ مصیبتی بزرگ نیست؛ بلکه می گوید در هنگام مصیبت و سختی، صبور باشید و بی تابی نکنید، زبان به شکوه باز نکرده و جزع و فزع نکنید.

 

پی نوشت ها:
1. شریف الرضی، نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، انتشارت: هجرت ـ قم، ص 555، حکمت 457.
2. هاشمى خويى، منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة(خوئى)، مترجم: حسن زاده آملى و كمره اى، محقق/مصحح: ميانجى، ناشر: مكتبة الإسلامية ـ تهران‏، 1400 ق‏، چاپ: چهارم‏، ج ‏21، ص 519.

موضوع قفل شده است