اهمیت عدالت در حکومت

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
اهمیت عدالت در حکومت

باتوجه به اینکه عدالت ابعادگسترده فردی واجتماعی دارد مثلا یک کاسب می توانددرکسب خودعادل باشد قاضی درقضاوت و...چراعدالت منحصردرحکومت است؟

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

باتوجه به اینکه عدالت ابعادگسترده فردی واجتماعی دارد مثلا یک کاسب می توانددرکسب خودعادل باشد قاضی درقضاوت و...چراعدالت منحصردرحکومت است؟

همانطور که خود شما هم اشاره فرمودید عدالت ابعاد فردی و اجتماعی داشته، و مطلقا منحصر در حکومت نیست و بنده هم تا کنون کسی را ندیده ام که آن را منحصر در حکومت کند.

کدام جمله یا موضع گیری چه کسی موجب شده است تا گمان کنید که برخی عدالت را منحصر در حکومت می دانند؟

حکومت امام علی ولایت فقیه وحکومت اسلامی و...

باتوجه به اینکه یوسف درحکومت کفرعزیزمصرشد توضیح دهیدنمی توان درجامعه ای باحکومت طاغوت مسلمان بود

منظورم این است که چرابرای اقامه عدالت بایدحکومت اسلامی تشکیل داد؟

با سلام مجدد

باتوجه به اینکه یوسف درحکومت کفرعزیزمصرشد توضیح دهیدنمی توان درجامعه ای باحکومت طاغوت مسلمان بود

منظورم این است که چرابرای اقامه عدالت بایدحکومت اسلامی تشکیل داد؟

در اینکه مسلمان ماندن در حکومت طاغوت امکان پذیر است شکی وجود ندارد، تاریخ پر است از کسانی که در زمان حکّام طاغوت بر دین و ایمان خویش باقی ماندند، اما دلیل لزوم حکومت دینی اصلا این نیست.

سخن در این است که:

اولا:

 عدالت فقط جلوگیری از تعرض به اموال دیگران نیست تا بگوییم به دین نیازی نیست و عقل در این خصوص کفایت می کند، بلکه ممکن است از عدالت تعاریف متعددی ارائه شود، به عنوان مثال همجنس بازی، ازدواج با حیوانات، درخواست ازدواج از همسر دیگران، آشکار ساختن صحنه های مستهجن در رسانه و سینما و رفتارهایی مانند آن عدالت شمرده شود.

و همچنین نحوه قضاوت و اجرای احکام حقوقی که از شئون حکومت است مخالف آن چیزی باشد که دین به آن دستور داده است، به عنوان مثال احکام ارث، دیات، قصاص، احکام حقوقی زن و شوهر، و مانند آن.

ثانیا:

علاوه بر تفاوت در ماهیت عدالت میان حکومت دینی و غیر دینی، در اجرای عدالت هم حکومت دینی ضرورت دارد، به عنوان مثال در خصوص همین ماجرای یوسف که اشاره فرمودید اگرچه یوسف در یک حکومت کفر تبدیل به عزیز مصر شد، اما نباید فراموش کرد آنچه که او را سال ها در زندان نگه داشت همین حکومت کفر بود.

حکومت مصر را قبل از یوسف، و بعد از یوسف با هم مقایسه کنید تا متوجه شوید حاکمیت دینی چقدر می تواند موجب تغییر در یک جامعه شود.

ثالثا:

اگرچه انسان ها در حکومت طاغوت هم می توانند به سعادت برسند اما این در خصوص برخی افراد صدق می کند، وگرنه اکثریت مردم برای هدایت نیازمند فضای دینی، آموزش و پرورش دینی، رسانه ی دینی، و سایر ابعاد تبلیغ دینی هستند، اگر غیر از این می بود نباید بین حاکمیت امام علی(علیه السلام) با حاکمیت خلفای سه گانه تفاوتی می بود، چون در زمان آن خلفا هم هدایت گری های امام علی(علیه السلام) وجود داشت، فقط حاکمیت آن حضرت نبود، که در دوره خلافتشان این بُعد هم اضافه شد.

و همچنین اگر میشد که بدون حکومت دینی همه انسان ها به سعادت حداکثری برسند تمام انبیا به حکومت امام موعود(عجل الله تعالی فرجه) وعده نمیدادند، بنابراین آنچه که موجب برپایی صلح و عدالت جهانی خواهد شد همان حکومت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه) است، وگنه معنا نداشت تحقق عدالت جهانی را به آمدن امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) پیوند بزنند.

 

پیامبران بشارت پیامبراسلام رامی دادند نه امام زمان.

سرنوشت هرملتی به دست خودملت است پس چراخداامام رابه عنوان حاکم جامعه مشخص می کند

پیامبران بشارت پیامبراسلام رامی دادند نه امام زمان.

همه انبیا به حکومت جهانی امام زمان(عج) وعده داده اند اگرچه ممکن است اسمی از آن حضرت نیاورده باشند، به همین خاطر اعتقاد به منجی جهانی یک اعتقاد همگانی در همه ادیان است و هر کدام چه مسیحیت، چه یهود، چه زرتشت و چه سایر ادیان، موعود جهانی را با نامی متفاوت می شناسند.

سرنوشت هرملتی به دست خود ملت است پس چراخداامام رابه عنوان حاکم جامعه مشخص می کند

اینکه سرنوشت هر ملتی به دست خود آنهاست به لحاظ عملی است، یعنی تا مردم نخواهند و به صورت جدی وارد صحنه عمل نشوند سرنوشتشان اصلاح نمیشود، اما به لحاظ علمی همواره ملت ها نیازمند رهبران دینی هستند، اگر غیر از این بود که آمدن انبیا توجیهی نداشت.

به عبارت دیگر آیه نمی خواهد بفرماید شرط اصلاح سرنوشت مردم فقط اراده خودشان است، بلکه می فرماید این شرط، یک شرط لازم است، اما شروط دیگری هم لازم است که آنها از جانب خداوند است، به همین خاطر می فرماید وقتی شما آنچه مربوط به خود است را انجام دادید، خداوند هم آنچه مربوط به اوست را اراده می کند.