جمع بندی به پدرم کمک کنم یا خواهر زاده ام؟

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
به پدرم کمک کنم یا خواهر زاده ام؟

سلام عرض ادب واحترام شب شما بخیرودرآرامش انشاءالله
بنده خانم 39ساله متاهلی هستم که ب دلایل روحی وعقیدتی شخصی بچه دارنشدم.

پدر پیر و درمانده و ازهمه جا رانده ای دارم که اکنون در تک اتاق مخروبه ای زیربار منت یکی ازدوستانش زندگی بسیارمحقرانه ای دارد. پدرم د سالهای جوانی بسیارظلم وخیانت بما 7دختر ومادرمان کردبدترینش اینکه مارو ازخوردن غذاهای سالم ومفیدوضروری بشدت نهی میکردوبرامون حتی فراهم. نمیکردبخاطرندارم هرگزبرای ما1کیلوگوشت یامیوه خریده باشه هرگز. واگرمادرم که کارمندبودمیخرید پدرم یکجامیوه هاوآجیل رو توی کمدش قفل ومهرموم میکردتابعدا بامشروب کنار پسرهای جوان ومعتادمحله مون با گوشت یامرغی که اتفاقابازهم مادرم میخرید کباب کنن وجلوی مابخورن واستخونارو بعنوان تحقیروتمسخر پرت کنه تو روی ما 7دخترجوان درسن بلوغ وازدواج وباعرض پوزش قائدگی وکمخونی تالاسمی مینور5نفرمون تالاسمی مینور از پدر ارث بردیم... پدری معلم خوشنام درمدارس و رسوا وبی احترام درفامیل ومهمتر خانواده.. جنایتها وخیانتهای پدرم یکی دهتانیست که مابه دفترمرجع تقلیدشهرمون پناه بردیم وشکایتشو کردیم امافایده نداشت چ کسی باورمیکردمعلمی چنین پست وحقیرباشد.؟ جواب بازیگوشی خاهرکوچکمو باسیخی که درکتفش فروکرد داد تامرگ خاهرم رفت وبرگشت.. جواب بازیگوشی تک پسرش رو بادهتاسیخ داغ وگداخته کف پاهای طفل معصوم6ساله داد وخدا اون بچه رو نجات دادو امانتش روپس گرفت.. جواب بازیگوشی من ک 9سالم بود رو باسیخ داغ گداخته درصورت ودست وپاهایم داد نگفت دختره جای سوختگی صورتش آیندشو خراب میکنه... خلاصه پدرسیخ به دست گاهی با چوب سر و زانو میشکوند یا باسیخ.... عربده ها وتبر زینهایی که بالای سرش میچرخوندو توخونه رعب ووحشت ایجادمیکرد بماند.. تاهمین سه سال پیش تهدیدبه قتل عاممون با اسلحه بماند... دختربچه هاشو نصف شب ازرختخواب بیرون آوردن وتوی کوچه انداختن تا دم صبح بماندوخدا چه رحمی کرد که درمحله بدنام آن شب کذایی بخیرگذشت برمن وخاهرم که 8و9ساله بودیم.. سرنفرت ازمادرم و....اینکه 3تا ازدختراشو داد به پیرمردهای 90ساله و50ساله و60ساله کفتار ومیگفت تا بزنن توسر دخترام مادرشون دق کنه... اینهم بماند.. هرگزنگذلشت سفره عیدداشته باشیم هرگزلباس نو نگذاشت بپوشیم وهرگربخاطرندارم کفش ولباس برای من خریده باشه اینم بماند... حالامن دوبارازدواج کردم یکبار بایک پیرمردبدنام فاسدکفتارکه5سال طول کشیدتاطلاق گرفتم.. وحالابه 40سالگی وپیری رسیدم وهروز وهروز وهروز میگم شایدخداپدرموبخشیده که مهرش به دلم افتاده برم بیارمش پیش خودم؟؟؟ دومین اندوه من درآستانه40سالگی دخترخاهر9ساله مظلومم هست که چون پدرش اززن اولش 3بچه داره الان تمام وقتشو و پولشو وعشق ومحبت پدریشو خرج اونا میکنه وزن اولش.. خاهرمم عقده ای شده ازشهرستان 2بچشو برداشته اومده تهران خونه مادرم از7صبح ماشین مادرموبرمیداره میره گشتن تا11شب بچه هاتوخونه درقفل نه غذا ونه تلویزیون ونه همدمی.... گاهی هم تاچندشبانه روزخاهرم معلوم نیست کجامیره.. حالاراحت پسر8سالشو انداخته بیرون ودختر9سالشو توخونه اسیرکرده.. یکبارپارسال دخترک باچاقوقصدخودکشی داشت... خاهرم میگه تازمانیکه شوهرم بمن خیانت میکنه ومرده زنده من وبچه ها براش مهم نیست من به کارام ادامه میدم... واین دختر9ساله دیگ غم وتنهایی وعقده...
2تاسوال دارم باهمه پرحرفیهام.. حلال کنیدمنو
اول اینکه من قصددارم بین پدرم وخاهرزاده ام  از یکیشون مراقبت کنم خیلی نظر یک مشاور برام مهمه ماه هاست باخودم کلنجارمیرم که پدرم یاخاهرزادم؟ کدومشون واجبتره ومستحق تره؟
خواهشمندم کمکم کنید ومنو ازین سردرگمی نجات بدین.

خداوندپشت وپناهتون

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد صابر

جمع بندی

سؤال: بنده خانم 39ساله متاهلی هستم که به دلایل روحی و عقیدتی شخصی بچه دار نشدم. پدرم در سال های جوانی بسیار ظلم و خیانت بما 7 دختر و مادرمان کرد. سخت گیری های زیاد در منزل و خوردن مشروب از جمله کارهای ایشان بود. اکنون پدر پیری دارم که اکنون در تک اتاق مخروبه ای زیربار منت یکی از دوستانش زندگی بسیار محقرانه ای دارد. اکنون با شرایط پیش آمده من قصد دارم بین پدرم و خواهر زاده ام از یکی مراقبت کنم کدامشان واجبتر و مستحق است؟

پاسخ:

از وضعیت پیش آمده در زندگی تان و شرایط اسف باری که با آن روبرو بوده اید بسیار متأثر شدیم و امیدواریم خدای متعال مسیر موفقیت را برای شما بگشاید. خواهر گرامی! زندگي دنيا به اقتضاي دنيوي بودن دچار پيچ و خم‌هاي فراوان و فراز و فرودهاي بسياري است و همه افراد به نحوي در حال پيمودن اين پستي و بلندي‌ها هستند و شايد كسي را نتوان يافت كه در زندگي خود گرفتار مشكل و گرهي نباشد. گاهي كسي كه مشكل مالي و اقتصادي دارد و كسي مشكل خانوادگي و اداري، كسي ممكن است مشكل روحي و عاطفي داشته باشد و كسي مشكل... آنچه مهم است آن كه چگونه بتوان اين مشكلات را تحليل كرد و براي حل و رفع آنها اقدام نمود. اگر ما بتوانيم مشكلات را درست و واقع بينانه تحليل و بررسي نمائيم آن وقت چه بسا آنها را نه تنها مشكل، كه رحمت و لطف نيز تلقي كنيم! امام صادق(عليه‌السلام) در خصوص مشکلات و مصائب مي‌فرمايد: «لَوْ يعْلَمُ الْمُؤْمِنُ مَا لَهُ فِي الْمَصَائِبِ مِنَ الْأَجْرِ لَتَمَنَّى أَنْ يقْرَضَ بِالْمَقَارِيض طُولَ عُمُرِه‏‏»؛ «اگر مؤمن مى‌دانست كه در مصيبت‌ها و مشكلات چه اجر و پاداشى براى او نهفته است، هر آينه آرزو مى‌كرد كه در تمام عمر خود با قيچى تكّه تكّه شود».(1) مطمئن باشيد، درد و رنجي كه شما در اين دنياي زودگذر از سوي پدرتان، بي توجهي ها، سوءرفتار و آزار و اذيت‌هاي وي متحمل مي‌شويد همه و همه بي‌اجر و ثواب نخواهد بود؛ بلكه عِوض آن را به بهترين شكل دريافت خواهيد كرد. ای کاش کمی بیشتر در مورد زندگی خودتان برایمان توضیح می دادید تا بهتر می توانستیم شما را یاری کنیم. مثلا ای کاش بیان می کردید که:. - شرایط زندگی خودتان اکنون چگونه است؟ - آیا با همسرتان زندگی می کنید؟ - مشکلات فعلی شما چیست؟ - آیا به لحاظ اقتصادی و روانی توان اداره یک فرد دیگر را دارید؟ - آیا این موضوع خللی در زندگی شما با همسرتان ایجاد نمی کند؟ در هر صورت به نظر می رسد امداد رسانی شما به هر دوی شان بسیار مهم است ولی با شرایطی که برای پدرتان به وجود آمده شاید ایشان نیاز بیشتری به شما داشته باشد. از روايات معصومين(عليهم‌السلام) استفاده مي‌شود كه والدين چه مؤمن باشند و چه كافر و چه نيكوكار و چه معصيت كار بايد مورد احترام قرار گيرند و استثنا بردار نيست. امام ‌رضا (عليه‌السلام) در اين خصوص مي‌فرمايد: «بِرُّ الْوَالِدَينِ وَاجِبٌ وَ إِنْ كَانَا مُشْرِكَينِ وَ لَا طَاعَةَ لَهُمَا فِي مَعْصِيةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»(2)؛ پس اولویت اول را به پدرتان بدهید و در صورتی که شرایط مساعد است ایشان را در نزدیکی خود نگهداری کنید ولی از طرف دیگر سعی کنید از دور در کنار خواهر زاده تان باشید و هر کاری برای حمایت از او لازم شد نیز اقدام کنید.

-----------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. نورى، حسين بن محمد تقى، ‏مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل‏، قم‏: مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، 1408ق‏، ج2، ص434.

2. ابن بابويه، محمد بن على،‏ عيون أخبار الرضا عليه‌السلام‏، تهران: نشر جهان‏، 1378ق‏، ج2، ص124.

موضوع قفل شده است