گذشته ای که روی زندگی ام سایه انداخته

تب‌های اولیه

6 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
گذشته ای که روی زندگی ام سایه انداخته

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

نقل قول:

سلام
من ۲۲ ساله هستم.دختر.مجرد
لطفا مشاور عزیز (وهمه ی دوستانی ک می تونین راهکار خوب بدین) این متنو بخونید و کمکم کنین.....
من امیدم به خداست می دونم مشکلم انقدر بزرگه ک غیر خودش کسی نمی تونه کمکم کنه
تقصیر خودمم بود اینطوری شد و ایمان دارم کسی هستم ک خدا بیشترین توجه و لطفو بهم کردو من به بدترین شکل جوابشو دادم.....
الانم ک اومدم اینجا برای اینه ک واقعا نیاز به مشاوره دارم

از اول زندگیم شروع کنم:
من ی آدم بی هویت حسود تنبل بودم ک فقط دوست داشتم از همه بالاتر باشم و هیچی نمی فهمیدم از محبت و اینا.یک بچه ی شرور بی ادب...خیییلی بی ادب تقریبا همه رو آزار می دادم
از زندگیم فقط خوردن و خوابیدنو یاد گرفته بودم و عمرمو به باد دادم
مادر و پدر و خانواده خوبی دارم نمی دونم چرا اینطوری بودم
پیرشون کردم مامان و بابامو علاوه بر همه ی این بدیام تکرر و شب ادراری داشتم تا حدود ۱۸ سالگی
به لطف خدا و دعاشون و الان برخلاف همیشه ک نامرد بودم و عوضی می خوام با افتخار بگم حضرت عباس منو شفا داد تو این زمینه.....
ولی من بازم آدم نشدم
و مشکل اصلی من:
با اینکه سن پایینی داشتم اما شروع کردم

خود ارضاییو بدون اینکه بدونم چیه؟ واقعا نمی دونستم
و کم کم گذاشتم کنار نمی دونم چرا. ولی چند سال بعد اتفاقی فهمیدم ک اسمش اینه و نمازا قبول نیست و غسل می خواسته
راستی خانوادم فوق العاده گلن و مذهبی من تا ۱۹ سالگی نماز نمی خوندم و روزه هم ک همینطور
اما بعد اون تبدیل شدم به ی آدم افراطیه مثلا مذهبی.....خیلی بده انقدر آدم کثافت باشه
مورد دیگه به خاطر اینکه همش می خواستم بهترین باشم و با همه دشمن باشم براساس ی سوتفاهم فکر کردم دیگران مسخرم می کنن
وقتی ۱۵ سالم بود دوم دبیرستان افسردگیم شروع شد. پشتش وسواس عملی و بعد متاسفانه وسواس فکری مذهبی نسبت به قرآن و ائمه.
که متاسفانه ادامه داره تا الان ...هم عملی هم فکری به بدترین شکل

خب الان مشکلم چیه؟
اینه که من یه آدم افسرده و منزوی هستم که به خاطر یهو مذهبی شدنم و همون اخلاق بدم ک فکر می کردم بقیه آدم نیستن الان ناخودآگاه درباره هرکسی تو ذهنم کلی فکر میاد. خانوم مانتویی می بینم می گم حتما فلان کارس(بدترین تصور ممکن)
چادری می بینم می گم ریاکاره اینم ی مشکل اخلاقی داره. و تموم نمی شه این افکار
فکر کنید آدم روزی چند نفرو می بینه تو مترو و خیابون؟!
فقط این نیس هرکی با تلفن حرف می زنه جلوم تو ذهنم میاد حتما رابطه نامشروع داره و داره باهاش قرار می ذاره!!!
خدانکنه کسی حتی مادرم ی اشتباهی تو کارش بکنه شروع می کنم چرت و پرت تو ذهنم گفتن. خاک به دهنم خاک بر سرم نسبت به مادرو پدرم هم تو ذهنم فحش میاد(قبلا از روی پستیم به پدر ومادرم رسما فحش می دادم ولی الان نمی خوام)بنده خداها فقط منو دارن خدا نکنه مثلا بخوام نماز بخونم مادرم بگه فلان کارو بکن کلی چرت و پرت میاد تو ذهم.
درضمن فوق العاده کمتر از آنی هم عصبانی می شم مخصوصا نسبت به پدرو مادرم به دلایل خیلی بی اهمیت

و مشکل خیلی بزرگ و اساسی ک التماس می کنم کارشناس متخصص جوابمو بده:
من دیگه خودارضایی فیزیکی بعد اون دوران ک می شه حدود ۶ سال پیش نکردم ولی دائما تو ذهنم فکرای جنسیه.
دائما فکر می کنم همه بمن نظر دارن و کلی چرتو پرت دیگه که با همین افکار باعث می شه بدون هیچ دلیلی همیشه تقریبا انقباض تو بخش تناسلی داشته باشم و خیلی دارم اذیت می شم.
خصوصا یه جا خوندم که تو اوج لذت اسفنکتر خارجی مقعد منقبض می شه ک من اینو دارم.
تو قسمت های پایینی بیشتر وقتا خصوصا موقع استرس (خیلی استرسی ام)انقباض ریتمیک دارم
الان چه خاکی به سرم بریزم؟یعنی دائما باید غسل کنم؟
با کوچکتریک محرکی این اتفاق میفته ! همشم تیمم کنم که هیچ وقت درست نمی شم
من دیگه نمی خوام آدم حسود پست بی شرف سابق باشم
نمی خوام هرز باشم
نمی خوام پدور مادرمو اذیت کنم
نمی خوام انقدر بی رحم باشم ولی با غولی مثل خودم نمی تونم مبارزه کنم
ی حیوون وحشی ساخته شده از من ک هیچی نمی فهمه. نه پدر نه مادر نه حتی بچه
بعضی وقتا با بچه ها حسودی می کنم و فحش می دم!
بخدا خسته شدم با خودم حرف می زنم منزوی شدم براز این که صدای تو ذانمو ک با خدا ائمه مردم پدرومادرم توهین می کنه خفه کنم خودمو می زنم داد می زنم سر خودم ولی خوب نمی شه بدتر باعث می شه استرس بگیرم
این غسلم ک دیگه دلیل اصلی بدبختی.
می دونم با مراقبه شاید بشه گفت من تقصیری ندارم اگر اتفاقیم بیوفته ولی خیلی سخته بخدا سخته.
گفتن برای این مشکل باید آب کم بخوری من دارم می میرم از عطش.
خودمم تنبیه کنم آب نمی خورم
خسته شدم
با هیشکی هم نمی تونم حرف بزنم
الان تو مرحله ی addictive اثرات خودارضاییم ک بیشتر علائمشو دارم ولی نمی دونم ریژش خودبخودی منی رو دارم یا نه؟ خییلی می ترسم
من از خودم ی حیوون ساختم ک خودمم نمی تونم جلوشو بگیرم
از قیافم وجودم بدم میاد
خوش بحالتون آدمین
من خسته شدم خسته شدممممممم
چجوری برم هر دفعه غسل کنم برای نماز با وجود پدرو مادری ک انقد حساسن
توروخدا کمک کنین تو رو خدا
نگین بفلان جا زنگ بزن
تووخدا نگین برو دکتر من نمی تونم اینارو حضوری بگم
آستانه ی صبرم بشدت پایینه در ضمن
من از گذشتم بدم میاد ولی همونطوری هم دارم ادامه می دم

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

[TABLE="width: 700, align: center"]

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]
[TD="align: center"][/TD]
کارشناس بحث: استاد صابر

[TD][/TD]

[/TABLE]

با سلام خدمت شما کاربر محترم، امیدواریم بهترین لحظات زندگی را در کنار خانواده محترمتان سپری نمایید. خوشحالیم راهنمای شما هستیم.

قبل از هر چيز بايد خدا را شاكر باشيد كه متوجه اشتباهتان (خودارضایی) شده ايد و از شر اين عادت زشت رهايي يافته ايد. همين پشيماني و پي بردن به اشتباه است كه شما را به سمت درمان اين مشكل كشانده و اين نشان از طينت پاك شما دارد كه با وجود اين گرفتاري توانسته‌ايد اين احساس را در خودتان حفظ كنيد و با تكيه بر آن ترك عادت نمائيد. قدر اين روحيه را بدانيد و در جهت حفظ و تقويت آن تلاش كنيد كه حتماً در زندگي آينده تان نيز موفق خواهيد بود.
ما نيز خدا را شاكريم كه به شما قدرت ترك اين عمل را عنايت فرموده است و اميدواريم با استعانت از حضرت حق در آينده نيز بر توفيقات شما افزوده شود.

مسئله ای که شما با آن مواجه هستید در خیلی از موارد مسئله ی جنسی نیست بلکه نشخوار فکری و افکار خودآیند حاصل از مسئله وسواس فکری است که برای شما آزار دهنده است.
شاهد بر این مسئله این است که خود شما اذعان نموده اید که در خیلی از مواقع نمی دانید احساس جنسی دارید یا نه؟! و حال آنکه اگر حالات خود را بررسی نمایید خواهید دید که فقط افکار صرف است که شما را تحت سیطره درآورده است و واقعا حالات و احساس جنسی حداقل در خیلی از موارد پشت این موضوع وجود ندارد. پس با کنترل افکار حالتان خوب می شود اگر مداومت نمایید.

وسواس از نظر روان شناسان «فكر، كلمه يا تصويري است كه به رغم ارادة انسان به هوشياري وي هجوم مي‌آورد، سازمان رواني را تحت سيطرة خود قرار مي‌دهد و اضطراب گسترده‌اي را در فرد بر مي‌انگيزد» (1)؛ اما در مورد شما باید عرض نماییم که آن‌چه موجب آزار شما گردیده است، همین نداهای شیطانی است که دائم موجب آزار شما گشته و گویی مرتب تکرار می‌شوند. اصولاً شياطين برنامه‏هاى خود را با مخفى‌كارى مى‏آميزند، و گاه چنان در گوش جان انسان مى‏دمند كه انسان باور مى‏كند فكر، فكر خود او است، و از درون جانش جوشيده، و همين باعث اغوا و گمراهى او مى‏شود. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّهُ يَراكُمْ هُوَ وَ قَبيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُم؛ او و دار و دسته‏اش شما را از آنجا كه شما آنان را نمى‏بينيد، مى‏بينند».(2) بنابراین با توجه به شناسایی منبع این مشکل رفع آن کار سختی به نظر نمی‌رسد.

***قبل از بيان راهكارهاى عملى جهت كنترل افكار مزاحم توجهتان را به دو نكته جلب مى‏كنيم:***
اولاً، كنترل چنين افكار مزاحم نيازمند تلاش مستمر و مداوم شماست و نبايد پنداشت كه با بيان يكى دو نكته همه چيز درست مى‏شود ثانيا خطور اين گونه افكار مزاحم در ذهنتان كه بدون اختيار به شما هجوم مى‏آورند، گناه محسوب نمى‏شود. بنابراين نگران آن نباشيد. اما جهت مقابله با چنين افكار مزاحم مى‏توانيد از دستورالعملهاى زير بهره‏ گيريد و اميدواريم به تدريج از شر آن رهايى يابيد:
1ـ از آنجا كه معمولاً اين افكار به هنگام بيكارى به سراغ فرد مى‏آيد، سعى كنيد با يك برنامه‏ريزى دقيق و حساب شده تمام اوقات شبانه ‏روزى خود را پر كنيد و هيچ گاه بيكار نباشيد. به مطالعه، نظافت اتاق، كمك به دوستان، ورزش و... مشغول باشيد. و هر گاه بيكار شديد خود را به كارى مشغول سازيد.
2ـ مطمئن باشيد و بدانيد كه وقتى به چيزى فكر مى‏كنيد به اين معنا نيست كه آن كار را انجام خواهيد داد مثلاً اگر در ذهن و قلبتان به فردى فحش مى‏دهيد، به اين معنا نيست كه آن جمله و كلام زشت و فحش را به زبان جارى خواهيد كرد. يعنى فكر كردن در باره موضوعى الزاما به فعل و انجام آن منتهى نمى‏شود. اين مطلب را خودتان مى‏توانيد در طول روز چندين بار مشاهده و لمس كنيد و به آن باور كنيد.
3ـ در صورتى كه به چنين افكارى اهميت ندهيد مطمئن باشيد اگر تحمل كنيد پس از چندى نهايتا آن را رها خواهيد كرد.
4ـ هرگاه افكار مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول كار ديگرى كنيد و با ايجاد حواس‏پرتى از آن افكار مزاحم دورى كنيد.
5ـ هرگاه اين افكار به سراغتان آمد و متوجه شديد، وسط افكار به خود بگوييد: «بس است ديگر» و بدين وسيله رشته افكار مزاحم را قطع كرده و به سراغ مطلبى ديگر خواهيد رفت.

***در پايان ذكر اين نكته لازم است كه غالبا افكار مشوش و آلوده از بازى‏هاى شيطان و وسوسه ‏هاى نفس است كه هدف از آن سرگرم كردن انسان و باز داشتن او از توجه به عبادت خدا و انجام اعمال نيك است و انسان بايد در برابر اين نوع افكار و هجوم آن بى اعتنا باشد و با پركردن فضاى قلب و سينه از ياد خداوند و ذكر او و تفكر در شگفتى‏هاى خلقت او جايى خالى براى شيطنت شيطان در قلب خود باقى نگذارد.
كنترل افكار (خواطر) راه هاي متعددي دارد ولي نبايد پنداشت كه با اولين گام همه چيز درست مي شود. بلكه كسي كه مي خواهد زمام افكار خويش را به كف گيرد بايد با تمام توان به خودسازي بپردازد و با جديت اين راه را دنبال نموده تا تدريجا به هدف نزديك گردد.
موفق و سربلند باشید.

------------------------------------------
پی نوشت:
1. دادستان، پريرخ، روان شناسي مرضي تحولي از كودكي تا بزرگسالي، سمت، ج 1، ص 147.
2. اعراف:27.

سلام . 

‌شاید شما سر کار میرید یا نمی رید ؛ مهم نیست ؛ باید تمام زمانهاتون رو از کارهای درست ؛ خوب ؛ حقیقی پر کنید ؛ اصلا نباید زمان خالی داشته باشید ؛ 

کتاب های خوب ؛ پادکستهای خوب ؛ فیلم های خوب ؛ دوستی های خوب ؛ یادگیری علوم جدید ؛ و ... 

 

شما مغز به شدت قدرتمندی دارید ؛ نفس شما هم به شدت قوی هست ؛ باید خودتون رو مهار کنید ؛ و این پروژه زندگی شما هست . 

چندین سال پیش یک کتاب بسیار خوب در این زمینه با عنوان .... چگونه بر خود مسلط باشیم نوشته اسپرینبرگ خوندم ؛ به نظر من کتابی هستش که همه باید یک بار بخوننش ؛ 

 

 

 

با سلام

بهترین راه مدد گرفتن از خداوند است و میتوان برای خلاصی از این افکار و خیالات و ... سوره فلق را هفت بار بعد نماز صبح،عشاء و قبل خواب خواند و نباید ترکش کنید و همیشه تا آخر عمر بخوانیدش وگرنه باز به این مشکل دچار میشوید!!! البته راه حل آسانتری مثل حمل حرز هم وجود دارد!

اگر مشکل شدید است در خلوت و با طهارت، سوره مبارکه ناس را صد بار بر بطری آبی بخوانید و هر روز از آن نوشیده و با چند قطره از آن، صورت و ناحیه قلب را مسح کنید! تا 21 روز از آن بنوشید و مسح کنید تا مشکلتان حل شود!

مسح صورت با چند قطره گلاب در شب هم مفید است! تلاوت روزانه قرآن هم بسیار مفید است!

صد بار استغفر الله و اتوب الیه و صد بار صلوات بعد نماز صبح،عشاء هم توصیه میشود!

 

همچنین هر گاه چنین افکاری سراغتان می آید میتوانید دستور زیر را انجام دهید

 امام صادق علیه السلام: دستت را روی قلبت بگذار و بگو : بسم الله الرحمن الرحیم

سپس دستت را بر قلبت کشیده و هفت بار بگو :

أَعُوذُ بِعِزَّةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِقُدْرَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَلَالِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِعَظَمَةِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِجَمْعِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِرَسُولِ اللَّهِ وَ أَعُوذُ بِأَسْمَاءِ اللَّهِ مِنْ شَرِّ مَا أَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ مَا أَخَافُ عَلَى نَفْسِي

-----------------------------

در مورد غسل هم براساس اظهارات شما نیازی به غسل نیست. در هر صورت مطلب زیر بخوانید و حتما یک کتاب توضیح المسائل از آیت الله خامنه ای یا آیت الله جوادی آملی تهیه کنید و از یکی از این بزرگان تقلید کنید و احکام دین را از این طریق بیاموزید

اطلاعاتی در مورد مایعات خارج شده از زنان : در خانمها هم دو مایع خارج میشود یکی مایعی است که با تحریک شدن زنان از آنان خارج میشود که پاک است و  مایع دیگری یعنی مایع منی هم در هنگام ارضای جنسی از آنها خارج میشود.

خانم ها در غیر از رابطه جنسی با شوهر، به ندرت جُنب می شوند . کم تر اتفاق می افتد که منی از خانم ها خارج شود .فقط در صورتی که خانم ها از نظر جنسی  به حدی تحریک شوند که به حالت رعشه جنسی و یا ارگاسم برسند (یعنی در اوج شهوت) و در این حالت مایعی از آن ها خارج شود ، جنب می شوند و باید غسل کنند، در غیر این حالت آنچه خارج می شود، پاک است و نیازی به غسل ندارد.

یعنی اگر در اوج شهوت نباشد و مایع خارج شود ،پاک است و یا به اوج شهوت برسد و مایع خارج نشود ،باز هم جنب نمی‌شود. اگر شک کند که به اوج شهوت رسیده یا نه و مایع خارج شود ، با فرض شک باز  حکم جنابت را ندارد و غسل لازم نیست

در زن، اگر خروج ترشحات، همراه با شهوت (اوج لذت جنسى) باشد، حکم به جنابت مى‏شود و لازم نیست با جستن بیرون آید و بدن سست شود و اگر بدون شهوت باشد، حکم به منى نمى‏شود؛ مگر آن که از راه دیگرى یقین به منى بودن آن پیدا شود. هر رطوبت و ترشحى که از بانوان بیرون آید، لازم نیست براى آن غسل کنند؛ بلکه بسیارى از این ترشحات که با اندک تحریک جنسى از آنان بیرون مى‏آید، منى نیست و پاک است.

  منظور از اوج لذت جنسی،  مرحله آخر شهوت است که وقتی به آن حالت می رسند ،تقریبا از نظر جنسی بعد از آن ارضا  می گردند و تخلیه می شوند .

 

سلام

چرا انجمن به این شکل افتاده؟

هیچی نمیتونم پیدا کنم

قبلا برام پیام اومده بود الان نمیدونم از کجا پیداش کنم.

اصلا نمیدونم تاپیک ها کجا رفتن.

رنگ انجمن هم که چشمام و کور کرد....

چرا این شکلی کردید قبلا خیلی راحت تر و آسون تر بود الان به شدت پیچیده و غیر کاربردی شده.

تو رو خدا درستش کنید