جمع بندی امر بین الامرین و خواست خداوند

تب‌های اولیه

51 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
امر بین الامرین و خواست خداوند

در امر بین الامرین چگونه اثبات می شود خواست خداوند در طول اراده انسان است ، چرا در عرض اراده ی انسان نیست ؟
در آیه زیر به نظر اراده خداوند در عرض اراده ی انسان است

[SPOILER]
[به کشتن دشمنان بر خود مبالید] شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.
انصاریان - الأنفال ١٧

[/SPOILER]

و مورد مهم تر اینکه انسانی که گناه می کند و شقاوتمند می شود خداوند راضی است ؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

دلسوخته;1020926 نوشت:
در امر بین الامرین چگونه اثبات می شود خواست خداوند در طول اراده انسان است ، چرا در عرض اراده ی انسان نیست ؟
در آیه زیر به نظر اراده خداوند در عرض اراده ی انسان است

باسلام وعرض ادب

در مورد رابطه اراده انسان و اراده خداوند سه دیدگاه اصلی وجود دارد که دیدگاه شیعه در این میان، نه جبر است و نه تفویض.
به این دیدگاه امر بین امرین گفته میشود که مورد قبول و تصریح شیعیان و فلاسفه است.
به صورت خلاصه امر بین امرین متضمن این نکته است که فاعل حقیقی درکارهای انسان هم حقیقتا خود انسان است و هم حقیقتا خداوند است.
بر این اساس، فاعلیت حقیقی از هیچ کدام سلب نمیشود.
مهمترین مشکلی که پیش روی امر بین امرین است، توارد دو علت بر معلول واحد است.
دو علتی که به خودی خود مستقلا میتوانند علت باشند.
به همین جهت، تفاسیر متعددی برای حل این مشکل ارائه شده است که خود تقریرهای متفاوتی برای نظریه امر بین امرین شده است.

بر اساس یک دیدگاه که فلاسفه مشاء بیان کرده اند، رابطه فاعلیت خداوند و فاعلیت انسان، رابطه طولی است.
بدین صورت که خداوند فاعل بعید یک فعل و انسان فاعل قریب و مباشر آن است.
خداوند با قدرت، علم و اراده ای که به انسان داده است فاعل خوانده میشود.
انسان نیز به واسطه اینکه این علم و قدرت و اراده را به کار گرفته است.

طولی بودن فاعلیت خداوند و انسان نیز بر اساس این است که
اولا: اگر قائل به عرضی بودن بشویم یا باید فاعلیت خداوند را انکار کنیم یا فاعلیت انسان. انکار فاعلیت خداوند با قدرت مطلقه و توحید افعالی سازگار نیست و انکار فاعلیت انسان نیز گذشته از اینکه با حکمت الهی در ارسال رسل و آفرینش سازگار نیست، مستلزم جبر، خلاف وجدان و روح شریعت است.
ثانیا: تصور طولی بودن نیز به همان صورت سلسله علّی مورد نظر فلاسفه است. یعنی در یک سلسله علّی-معلولی، آنکه کار را انجام میدهد یک سلسله از علل است با این تفاوت که برخی قریب و برخی بعید هستند.

بر اساس دیدگاه فلسفی دیگر که در حکمت متعالیه ارائه میشود و در ضمن نظریه خاص صدرالمتألهین در علیت تبین شده است خداوند نیز مانند انسان فاعل قریب است با این توضیح که
چون در این نظام فلسفی، انسان عین ربط به خداوند است و وجود مستقلی از خود ندارد، کارها و افعالش نیز عین ربط به خداوند است و بدین جهت، کارهایش نیز همانطور که به خود فاعل بشری اش مستند است به خداوند نیز مستند است.

اینک سوالات مطرح شده:
نخست. چرا علیت خداوند در رابطه با علیت انسان، علیت طولی است نه عرضی.
پاسخ همانی است که در بخش قبل بیان شد. اگر علیت خداوند و انسان عرضی باشد، درجائی که کاری صورت میگیرد:
اگر اراده خداوند عین اراده انسان باشد(مثلا در مورد نماز خواندن هر دو اراده بر خوانده تعلق بگیرد) مستلزم توارد دو علت بر معلول واحد است که امری است محال.
اگر اراده خداوند عین اراده انسان نباشد،
یا باید توحید افعالی و گستردگی قدرت و فاعلیت خداوند را نگاه داریم که در این صورت اراده انسان تحت الشعاع اراده خداوند قرار میگیرد و این مستلزم جبر است.
یا باید اختیار انسان را تحفظ کنیم که در این صورت اراده خداوند تحت الشعاع اراده انسان قرار میگیرد که با قدرت مطلقه و توحید افعالی ناسازگار است.

بنابراین برای این مشکل و اینکه
از طرفی فاعلیت خداوند را نیز مانند انسان دخیل بدانیم(به خاطر عمومیت فاعلیت الهی و توحید افعالی)
از طرفی اختیار انسان را حفظ کنیم
از طرفی مستلزم توارد علتین بر معلول واحد نشود
تنها راه چاره این است که بگوییم رابطه بین علیت خداوند و علیت انسان در کارهای اختیاری انسان، طولی است نه عرضی.


مفسران در سوال دوم: آیه 17 سوره انفال دلالت بر عرضی بودن اراده خداوند و انسان ندارد.

پاسخ این است که در این آیه شریفه بیان میکند:

«فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليم‏»

««[به کشتن دشمنان بر خود مبالید] شما آنان را نکشتید، بلکه خدا آنان را کشت. [ای پیامبر!] هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد [تا آنان را هلاک کند] و مؤمنان را از سوی خود به آزمایشی نیکو بیازماید؛ زیرا خدا شنوا و داناست.»
بخش ابتدایی این آیه شریفه میتواند مورد استناد شما قرار بگیرد.
چرا که در این بخش خداوند کشتار را به خودش نسبت داده است و ازمسلمانان نفی کرده است.
پاسخ این اشکال با توجه به مجموع آیات مشخص میشود.
بر اساس بررسی مجموع آیات به دست می آید که فاعلیت انسان امری نیست که به صورت کلی قابل سلب باشد.
بلکه آنچه سلب میشود فاعلیت مستقل به نحوی است که مورد قبول معتزله است.
شاهد این مسئله، دقیقا فراز بعدی این آیه شریفه است که در آن خداوند هم فاعلیت انسان را بیان میکند و هم آنرا نفی میکند.




اما بخش بعدی از آیاتی است که شیعیان برای تبیین امر بین امرین بدان استناد میکنند.
توضیح اینکه
در این آیه شریفه
از یک طرف به فاعلیت انسان تصریح شده است و گفته شده "
إذ رمیتَ": زمانی که تیر انداختی
از یک طرف فاعلیت از او نفی شده است و گفته شده "
ما رمیتَ": تو تیر نینداختی.
بنابراین هم فاعلیت انسان قبول شده و هم نفی شده است که توجیه این تعارض و تناقض، تنها بدین صورت امکان دارد که فاعلیت انسان را بپذیریم ولی نه به صورتی که همانند مفوضه او را رها و کاملا مستقل بدانیم بلکه فاعلیت او به خاطر اراده خداوند است وگرنه خداوند اگر علم و قدرت و اراده را به انسان لحظه به لحظه ندهد یا اگر مانع بر سر راه او ایجاد کند انسان به هیچ وجه توان این کار را ندارد.(ر.ک: نمونه، ج7، ص118)

سوال سوم: اینکه خداوند به گناه انسان و شقاوت او راضی است، نشانه عرضی بودن اراده خداوند و انسان است.

پاسخ این سوال نیز آن است که
اولا: رضایت خداوند به معنای آن نیست که خداوند انسان را مجبور به گناه کرده یا او خودش مستقلا انسان را به شقاوت کشانده است.
ثانیا: این رضایت به معنای آ ن هم نیست که او دستور به گناه داده است.
بلکه این رضایت دقیقا همان چیزی است که در مطالب بالا گفته شد.
یعنی در موارد معمول که انسان یک کار اختیاری انجام میدهد، خداوند علم، اراده و قدرت انجام آن را از پیش به او داده است تا او بتواند کاری که میخواهد را انجام دهد.
از سوی دیگر، وقتی خود انسان کاری را بخواهد و اراده کند،خداوند مانع انجام آن نمیشود(در موارد عادی)
بنابراین رضایت خداوند بدین معناست که
وقتی خود انسان بخواهد گناه کند و شقاوت را برگزیند، خداوند نیز مانع این خواست انسان نمیشود و او را مجبور به اطاعت نمیکند.
چنانکه در آیه شریفه 7 سوره زمر نیز بدین مسئله به صراحت اشاره دارد:
«إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏ ثُمَّ إِلى‏ رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُور»

اگر كفران كنيد، خداوند از شما بى‏نياز است و هرگز كفران را براى بندگانش نمى پسندد؛ و اگر شكر او را بجا آوريد آن را براى شما مى‏پسندد! و هيچ گنهكارى گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد! سپس بازگشت همه شما به سوى پروردگارتان است، و شما را از آنچه انجام مى‏داديد آگاه مى‏سازد؛ چرا كه او به آنچه در سينه‏هاست آگاه است!


بر این اساس:
اولا: خداوند راضی به کفر بندگانش نیست: لایرضی لعباده الکفر.
ثانیا: مسئولیت کارهای انسان بر دوش خودش است نه کسی دیگر: ولا تزروا وازره وزر اخری
ثالثا: انسان است که کارهایش را انجام میدهد: بما کنتم تعملون.

موفق باشید.

سلام.
یک سوالی من اضافه کنم :

یعنی بین کسی که با شرایطی مثل جهل ، هوا و هوس ، ناآگاهی به نتایج آینده ، ناآگاهی به حکم کاری را انجام می دهند با کسی که از روی عناد و دشمنی کاری انجام می دهد فرقی نیست ؟

اگر خداوند توانایی جلوگیری را هم دارد فردی که کاری انجام می دهد و سپس به دلیل دیدن نتیجه پشیمان می شود ، توبه چیز بی خودیست ؟ چرا پس خداوند که می دانسته پشیمان می شود جلویش را نگرفته ؟ اگر می توانسته جلویش را بگیرد و نگرفته یعنی فرد شقاوتمند بوده ؟

دلسوخته;1021163 نوشت:
یعنی بین کسی که با شرایطی مثل جهل ، هوا و هوس ، ناآگاهی به نتایج آینده ، ناآگاهی به حکم کاری را انجام می دهند با کسی که از روی عناد و دشمنی کاری انجام می دهد فرقی نیست ؟

سلام

نه،بنظرم بین کسی که از روی عناد کاری رو میکنه با کسی که از روی نا آگاهی یا ضعف اراده دست به کاری میزنه زمین تا آسمان فرقه. چندحدیث از امام صادق(ع) دیدم برای شما نقل میکنم:

[SPOILER]

عِدّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع مَنْ لَمْ يَعْرِفْ شَيْئاً هَلْ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ قَالَ لَا (اصول كافى جلد 1 صفحه: 231 رواية: 1)

عبدالاعلى گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم كسى كه چيزى را نشناسد مسؤليتى دارد؟ فرمود: نه (زيرا مؤاخذه غافل عقلا قبيح است).

مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ زَكَرِيّا بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ مَا حَجَبَ اللّهُ عَنِ الْعِبَادِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمْ‏ (اصول كافى جلد 1 صفحه: 232 رواية:3)

و فرمود: هر چه را خدا از بندگان پوشيده داشته از گردن ايشان ساقط است (پس هر كه چيزى را نداند باكى بر او نيست بشرط اينكه در تحصيلش مقصر نباشد).

مُحَمّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرّاجٍ عَنِ ابْنِ الطّيّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ إِنّ اللّهَ احْتَجّ عَلَى النّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرّفَهُمْ مُحَمّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرّاجٍ مِثْلَهُ‏(اصول كافى جلد 1 صفحه: 228 رواية: 1)

امام صادق صادق عليه السلام فرمود خدا بر مردم به آنچه به آنها و به ايشان معرفى كرده حجت آورد (يعنى به مقدار عقل و فهمى كه بايشان داده و مطابق خير و شرى كه به آنها شناسانده، باز خواست كنند نه بيش از آنمقدار كه از عدالت بدور است).

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اَلْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ: يَا حَفْصُ يُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ يُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ .

1-امام صادق عليه السّلام به حفص بن غياث فرمود:
هفتاد گناه از نادان بخشيده مى‌شود پيش از آنكه يك گناه از دانشمند بخشيده شود.(چون عالم و دانشمند از روى آگاهى و اطلاع گناه مى‌كند و نادان از روى ناآگاهى و بديهى است كه جرم و قانون‌شكنى شخص آگاه بيشتر است).
الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج۱، ص۴۷، ط دار الکتب الاسلامیة.
[/SPOILER]
این روایت ها نشون میده خدا هر کسی رو با توجه به شرایطی که داشتن میسنجه.اینکه چند درصد محیط و چند درصد ژن های انسان در اختیارش دخیل بودن رو تنها خدا میدونه و نمیشه برای همه یه نسخه پیچید.

اینکه انسانی در محیط سالمی رشد کرده و اگاهی داره به همون اندازه هم پیش خدا مسئوله.به عنوان مثال قرآن درباره همسران پیامبر(ص)میفرماید:

يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا

اى زنان پيامبر، هر كس از شما مرتكب كار زشت در خور عقوبت شود، خدا عذاب او را دو برابر مى‌كند. و اين بر خدا آسان است.(احزاب/30)

و البته اگر کار شایسته هم کنند نتیجش دوبرابر حساب میشه.

دلسوخته;1021163 نوشت:
اگر خداوند توانایی جلوگیری را هم دارد فردی که کاری انجام می دهد و سپس به دلیل دیدن نتیجه پشیمان می شود ، توبه چیز بی خودیست ؟

تا اونجایی که بنده اطلاع دارم و به ذهنم میرسه نتیجه ی اعمال ما دارای دو بعد دنیوی و اخروی هست. شما با توبه نتیجه اخروی اون رو که در قیامت گریبانگیر میشه رو پاک میکنید اما بعد دنیویش ممکنه اثراتش بمونه.

کسی که با دست خودش غذای سمی میخوره،مسموم میشه و احتمالا تلف میشه.خب اینجا دیگه توبه معنایی نداره.اینجا هم در دنیا عذاب شده و هم بخاطر اینکه باعث مرگ خودش شده در اخرت عذاب خواهد کشید.

حالا همین شخص اگر ندونه غذایی که بهش میدن سمی هست اگر از اون غذا بخوره باز هم احتمالا تلف میشه اما در اخرت بجای عذاب کشیدن وارد رحمت خدا میشه.

یه نکته هم در مورد غذابی که در قرآن اومده بگم. محرومیت از نعمت تبدیل میشه به عذاب.شما وقتی تشنه باشید ولی آب نباشه عذاب تشنگی می کشید.

کسی که از بالای یه ساختمون خودش رو میندازه پایین و دست و پاش میشکنه بخاطر نیروی جاذبه ای هست که خدا قرار داده...

چون کل نظام هستی از خدا ناشی میشه بخاطر همین توی قرآن میگه من عذابش کردم.

برعکسش هم هست. یک سری اعمال هستن که توی دنیا نتیجش معلوم نمیشه و در اخرت نتیجش ظاهر میشه. مثلا آیه 10 سوره نساء یا آیه 12 حجرات میفرماید:

[SPOILER]

إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا ۖ وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا

آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند، در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنّم فرو می‌برند و به زودی در آتش فروزان خواهند افتاد.(نساء/11)

یا وضعیت کسانی که غیبت میکنند :

لا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ

هیچ یك از شما دیگرى را غیبت نكند، آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده خود را بخورد؟! (به یقین) همه شما از این امر كراهت دارید.(حجرات/12)

[/SPOILER]
یعنی یه سری اعمالی هستن که آثارشون نهفته تو وجودمون میمونه و نتیجش رو در آخرت میبینیم.دقیقا مثل بیماری هایی چون ایدز یا سرطان یا ام اس که فعالیتشون نهفته هست و بعد ها خودشون رو نشون میدن...

دلسوخته;1021163 نوشت:
چرا پس خداوند که می دانسته پشیمان می شود جلویش را نگرفته ؟ اگر می توانسته جلویش را بگیرد و نگرفته یعنی فرد شقاوتمند بوده ؟

نه،اینطور که بنده از قرآن فهمیدم خدا جلوی اراده کسی رو حتی با وجود اینکه بداند پشیمان میشه رو نمیگیره.شاید قبلش هشدار هایی بهش داده بشه ولی جلوش رو نمیگیره.

اینکه کودکانی که در زمان پیامبر(ص) زنده به گور میشدن،خدا جلوشون رو گرفت؟
پیامبران خدا رو میکشتن، خدا جلوشون رو گرفت؟

اگر مشیت و خواست خدا چنین بود که جلوی اراده انسان رو بگیره،هر کسی با کوچکترین خطایی همون لحظه نتیجه عملش رو میدید.دقیقا مثل دست زدن به آتش و احساس سوختن.

اما خدا نتیجه ی اعمال مردم رو تا مدتی معین به تاخیر انداخته.در آیه 61 سوره نحل آمده :

وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَكَ عَلَيْهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَٰكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى ۖ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ

اگر خداوند بخواهد كه مردم را به گناهشان هلاك كند، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد، ولى عذابشان را تا مدتى معين به تأخير مى‌افكند. و چون اجلشان فرارسد، يك ساعت پس و پيش نشوند.(نحل/61)

سعید یا شقی بودن شخص هم تا پایان عمرش از پیش مشخص نشده.مثلا در داستان حضرت موسی(ع) آمده که در یک درگیری با یکی از سربازان فرعون مرتکب قتل غیر عمد شد.
قصص آیه 15

و همچنین داستان شخصی که مورد لطف خدا و عالم بود ولی سرانجام شقی شد.آیه 175 و 176 سوره اعراف.میگن این شخص بَلْعَم باعور بوده درست یا غلطش رو نمیدونم.

[SPOILER]

دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ ۖ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ ۖ قَالَ هَٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ

او به هنگامى که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد. ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند. یکى از پیروان او بود
(و از بنى اسرائیل)، و دیگرى از دشمنانش. آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وى تقاضاى کمک نمود. موسى مشت محکمى بر سینه او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مُرد). موسى گفت: «این (نزاع شما) از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه کننده اى آشکار است.»(قصص/15)

قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

(سپس) عرضه داشت: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم. مرا بیامرز.» خداوند او را آمرزید، که او آمرزنده مهربان است.(قصص/16)

وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ

و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی (سرانجام) خود را از آن تهی ساخت و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد!(اعراف/175)

وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚ ذَٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات (و علوم و دانشها) بالا می‌بردیم؛ (اما اجبار، بر خلاف سنت ماست؛ پس او را به حال خود رها کردیم) و او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ (هار) است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ (گویی چنان تشنه دنیاپرستی است که هرگز سیراب نمی‌شود! (این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (و بیدار شوند)!(اعراف/176)

[/SPOILER]
حضرت موسی(ع) پس از پشیمانی،توبه کرد و خداوند او را بخشید.قتل گناه کمی نیست و قاعدتا این انسان باید شقی می شد ولی همین انسان بعد از هشت یا نه سال بخاطر شایستگی هایی که از خودش نشون داد به پیامبری مبعوث شد.پس انسان با یک اشتباه شقی نمیشه و خواست خداوند چنین نیست کسی از پیش شقی یا سعید باشه.

موضوع قفل شده است