جمع بندی عرفان و بیماری های روحی

تب‌های اولیه

30 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
عرفان و بیماری های روحی

سلام

چرا ذکر خداوند که فرموده آرامش دل است فرد افسرده رو آروم نمیکنه؟
بلکه بعضا بدتر هم میکنه
شخص وقتی خداوند رو صدا میزنه و حالش خوب نمیشه بیشتر حالش بد میشه
ایراد کار کجاست؟

من بعضی وقتا شک میکنم به دین و فکر میکنم که علمی نیست
یعنی دین حق باید یک ظهور و بروزی در علوم داشته باشه
صدتا آیه و ذکر میخونی به امید شفا آخرش باید بری پیش دکتر
و با علومی درمان بشی که ریشه در حدیث و قرآن نداره

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد حافظ

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

الکی;1009668 نوشت:
چرا ذکر خداوند که فرموده آرامش دل است فرد افسرده رو آروم نمیکنه؟
بلکه بعضا بدتر هم میکنه
شخص وقتی خداوند رو صدا میزنه و حالش خوب نمیشه بیشتر حالش بد میشه
ایراد کار کجاست؟

سلام علیکم

پاسخ اول:

آیه شریفه می‌فرماید: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ‏ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوب‏»

ترجمه: «آنها كه به «الله» ايمان آورده و دلهاشان به ياد «الله» آرام مى‏گيرد، آگاه شويد كه تنها ياد «الله» آرام‏بخش دلهاست‏»

پس به ذکر «الله» است که قلب آرام می‌گیرد. «الله» کاملترین و جامع‌ترین اسم خداوند است که همه اسماء دیگر را در خود جمع کرده است بطوری که از آن انتشاء می‌یابند. در همین الله است که رحمت بر غضب غلبه دارد؛
اما کسی که کم و بیش در زندگی‌اش تابع ابلیس و نفس اماره بوده است؛ قلب و جان چنین کسی نمی‌تواند به یاد اسم الله بیفتد بلکه یاد اسم «شدید‌العقاب» و «منتقم» و «سریع‌الحساب» خواهد افتاد و طبیعتا یادکرد این اسماء، موجب ایجاد دلهره خواهد شد.

چنین شخصی، اگر هم بخواهد اسم الله را یاد کند، از آنجا که هیچ سنخیت و انسی با این اسم نداشته، هرچند نام الله بر زبانش جاری شود اما جانش ناطق به چنین نامی نخواهد بود چون جان انسان، دنباله‌رو همان امامی است که به دنبال اوست اگر امامش، مظهر اسماء کلی جلالی از قبیل اسم مضل (مانند ابلیس و اعوان او) باشد، خواه ناخواه، از طریق همین نام، خدا را خواهد خواند؛ زیرا با همین اسماء مأنوس و هم‌جنس است.

پاسخ دوم:

یک نوزادی که تازه به دنیای جدید وارد می‌شود، به دلیل جابجایی از آن مأمن پیشینش، دچار دلهره و نگرانی شده، با گریه به استقبال اهل دنیا می‌آید؛

ضربان قلبش خیلی شدیدتر از آن مقدار که در شکم مادر بود خواهد زد.

یک مقدار از این نگرانی هم تقصیر جهل است؛ چون جهل انسان را به نگرانی می‌کشاند

معمولا خداهایی که ما از نظر می‌گذرانیم خداهای برساخته ذهنی ماست -با ذهنمان آن را ساخته‌ایم- که با خدای واقعی خیلی خیلی فاصله دارد

از همین جهت، اولیاء خدا هر چه بر معرفتشان بر خدا افزوده می‌شود، درجه آرامش‌شان در سایه یادکرد این خدا نیز بیشتر خواهد شد

از طرفی مطابق آیات قرآن، شروری که گریبان انسان را می‌گیرد، از خدا نیست بلکه همه خیرات از آن خداست.
(ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ‏ اللَّهِ‏ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِک) (نساء: ۷۹)

شرور از آن خود است به این معناست که ما با کارهای خودمان باعث گرفتاری خود می‌شویم.


پس ترس از خدا همان ترس انسان از اعمال زشت خویش است که باعث می‌شود خداوند از انزال رحمت و خیر خود امساک و خودداری کند


بنابراین هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری که از خود نشان می‌دهد این است که ملتفت قصورها و تقصیرها و گناهان خود گشته، آنچنان متأثر شود که عکس‌العملش در اعضای بدن، لرزه اندام باشد.


صاحب تفسیر مجمع البیان می‌نویسد: «خداوند تعالى يك جا ذكر را مايه اطمينان قلب دانسته و در جايى ديگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، اين بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولى به ياد آوردن ثوابها و نعمتهاى اوست كه بشمار نمى‏آيد، و منتهاى او كه كسى را ياراى تلافى آن نيست، آدمى وقتى به ياد نعمتهاى او مى‏افتد دلش آرام مى‏گيرد. و مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب مى‏شود، بياد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه بياد هر كه بيايد آرامش را از او سلب مى‏كند»[1]


[/HR][1]. مجمع البیان، ج۶، ص ۲۹۱.


حافظ;1009794 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

پاسخ اول:

آیه شریفه می‌فرماید: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُ‏ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُ‏ الْقُلُوب‏»

ترجمه: «آنها كه به «الله» ايمان آورده و دلهاشان به ياد «الله» آرام مى‏گيرد، آگاه شويد كه تنها ياد «الله» آرام‏بخش دلهاست‏»

پس به ذکر «الله» است که قلب آرام می‌گیرد. «الله» کاملترین و جامع‌ترین اسم خداوند است که همه اسماء دیگر را در خود جمع کرده است بطوری که از آن انتشاء می‌یابند. در همین الله است که رحمت بر غضب غلبه دارد؛
اما کسی که کم و بیش در زندگی‌اش تابع ابلیس و نفس اماره بوده است؛ قلب و جان چنین کسی نمی‌تواند به یاد اسم الله بیفتد بلکه یاد اسم «شدید‌العقاب» و «منتقم» و «سریع‌الحساب» خواهد افتاد و طبیعتا یادکرد این اسماء، موجب ایجاد دلهره خواهد شد.

چنین شخصی، اگر هم بخواهد اسم الله را یاد کند، از آنجا که هیچ سنخیت و انسی با این اسم نداشته، هرچند نام الله بر زبانش جاری شود اما جانش ناطق به چنین نامی نخواهد بود چون جان انسان، دنباله‌رو همان امامی است که به دنبال اوست اگر امامش، مظهر اسماء کلی جلالی از قبیل اسم مضل (مانند ابلیس و اعوان او) باشد، خواه ناخواه، از طریق همین نام، خدا را خواهد خواند؛ زیرا با همین اسماء مأنوس و هم‌جنس است.

پاسخ دوم:

یک نوزادی که تازه به دنیای جدید وارد می‌شود، به دلیل جابجایی از آن مأمن پیشینش، دچار دلهره و نگرانی شده، با گریه به استقبال اهل دنیا می‌آید؛

ضربان قلبش خیلی شدیدتر از آن مقدار که در شکم مادر بود خواهد زد.

یک مقدار از این نگرانی هم تقصیر جهل است؛ چون جهل انسان را به نگرانی می‌کشاند

معمولا خداهایی که ما از نظر می‌گذرانیم خداهای برساخته ذهنی ماست -با ذهنمان آن را ساخته‌ایم- که با خدای واقعی خیلی خیلی فاصله دارد

از همین جهت، اولیاء خدا هر چه بر معرفتشان بر خدا افزوده می‌شود، درجه آرامش‌شان در سایه یادکرد این خدا نیز بیشتر خواهد شد

از طرفی مطابق آیات قرآن، شروری که گریبان انسان را می‌گیرد، از خدا نیست بلکه همه خیرات از آن خداست.
(ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ‏ اللَّهِ‏ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِک) (نساء: ۷۹)

شرور از آن خود است به این معناست که ما با کارهای خودمان باعث گرفتاری خود می‌شویم.


پس ترس از خدا همان ترس انسان از اعمال زشت خویش است که باعث می‌شود خداوند از انزال رحمت و خیر خود امساک و خودداری کند


بنابراین هر وقت که دل آدمی به یاد خدا بیفتد اولین اثری که از خود نشان می‌دهد این است که ملتفت قصورها و تقصیرها و گناهان خود گشته، آنچنان متأثر شود که عکس‌العملش در اعضای بدن، لرزه اندام باشد.


صاحب تفسیر مجمع البیان می‌نویسد: «خداوند تعالى يك جا ذكر را مايه اطمينان قلب دانسته و در جايى ديگر باعث وجل و ترس قلب خوانده، اين بدان جهت است كه مقصود از ذكر در اولى به ياد آوردن ثوابها و نعمتهاى اوست كه بشمار نمى‏آيد، و منتهاى او كه كسى را ياراى تلافى آن نيست، آدمى وقتى به ياد نعمتهاى او مى‏افتد دلش آرام مى‏گيرد. و مقصود از ذكر در آنجا كه باعث ترس و اضطراب قلب مى‏شود، بياد آوردن عقاب خدا و انتقام اوست كه بياد هر كه بيايد آرامش را از او سلب مى‏كند»[1]


[/HR][1]. مجمع البیان، ج۶، ص ۲۹۱.


سلام

یعنی از نظر عرفان اسلامی بدی و خوبی حال افراد فقط مرتبط با اعمال و ملکات درونی آنان است و مزاج و وضعیت جسمانی نقشی ندارد؟

پس چرا شخص میره دکتر حالش بهتر میشه

[=book antiqua]وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا
و ما آنچه را براى مؤمنان مايه درمان و رحمت است از قرآن نازل مى ‏كنيم و[لى] ستمگران را جز زيان نمى‏ افزايد

آرى قرآن چون ميوه شاداب است كه انسان سالم را فربه مى‏نمايد و فرد مبتلا به مرض دستگاه گوارش را رنجور مى‏سازد «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً» لذا قرآن كريم با گوشت و خون بعضى از قاريان مخلوط مى‏شود و زمينه ريزش تمام گوشت‏هاى صورت برخى ديگر از قاريان را فراهم مى‏كند
المیزان- ذیل آیه


[/HR]

وَ الْبَلَدُ الطّیبُ یخْرُجُ نَبَاتُهُ بأذنِ ربّهِ والّذی خَبُثَ لَایخْرُجَ اِلّا نَکداً.کذلک نُصَرِّفُ الآیاتِ لقوم یشکرونَ
سرزمین پاک گیاهش به فرمان خدا می روید، اما سرزمین بدطینت جز گیاه ناچیز و بی ارزش، ازآن نمی روید این گونه آیات رابرای آنها که شکرگزارند بیان می کنیم.

باران که در لطافت طبعش ملال نیست
در باغ لاله روید و درشوره زار خس

الکی;1009833 نوشت:
یعنی از نظر عرفان اسلامی بدی و خوبی حال افراد فقط مرتبط با اعمال و ملکات درونی آنان است و مزاج و وضعیت جسمانی نقشی ندارد؟

پس چرا شخص میره دکتر حالش بهتر میشه


سلام
اینکه حال یکی با دکتر رفتن خوب می‌شود با این که به آرامش می‌رسد تفاوت دارند

ممکن است کسی به لحاظ جسمی مریض باشد اما در آرامش کامل به سر برد

مهم این است که از درون و باطن آرام باشیم

و الا، مریضی نمک زندگی دنیوی است اما عدم آرامش، مرض زندگی دنیوی است.

حتی آرامش با خوشی -در سایه خوشگذرانی- هم متفاوت است

حافظ;1009878 نوشت:

سلام
اینکه حال یکی با دکتر رفتن خوب می‌شود با این که به آرامش می‌رسد تفاوت دارند

ممکن است کسی به لحاظ جسمی مریض باشد اما در آرامش کامل به سر برد

مهم این است که از درون و باطن آرام باشیم

و الا، مریضی نمک زندگی دنیوی است اما عدم آرامش، مرض زندگی دنیوی است.

حتی آرامش با خوشی -در سایه خوشگذرانی- هم متفاوت است

سلام

اینکه با بیماری به خصوص بیماری روحی مثل افسردگی میشه آرامش داشت مطلب ثابت نشده ای است

شما میفرمایید اگر ذکر و یاد خدا شخص رو آرام نمیکند مربوط به اعمال و ملکات درون فرد است و همه ارامش را در این حوزه تعریف میکنید و منظور من از آرامش آرامش طبیعی و معمولی است که افراد باید داشته باشند
علی ایحال این فرمایش شما اگر مطلق میفرمایید..قابل نقض است با یک مثال کوچک
شخصی ژنتیکی دچار اضطراب ،وحشت و افسردگی بوده و از طفولیت دچار گریه و ناراحتی
این شخص تاوان کدام اعمال نکرده ای را میدهد که گرفتار اسم منتقم حضرت الله شده و دائم در عذاب است؟

قضاوت با خوانندگان

یاعلی


الکی;1009880 نوشت:
شخصی ژنتیکی دچار اضطراب ،وحشت و افسردگی بوده و از طفولیت دچار گریه و ناراحتی
این شخص تاوان کدام اعمال نکرده ای را میدهد که گرفتار اسم منتقم حضرت الله شده و دائم در عذاب است؟

سلام
مثال شما با واقعیت بیرونی خیلی فاصله دارد

ثانیا، خدای نوزاد، پدر و مادر اوست

این هنر پدر و مادر است که آرامش روانی او را فراهم کنند

الکی;1009880 نوشت:
اینکه با بیماری به خصوص بیماری روحی مثل افسردگی میشه آرامش داشت مطلب ثابت نشده ای است

مگر افسردگی زاییده چیست؟

می‌توان گفت افسردگی یک بیماری ژنتیکی است؟

مگر ژنتیک همان انتقال ویژگی‌ها به صورت وراثت نیست؟!

پس دوباره نقل سوال می‌کنیم نسبت به آن کسی که این ژن از او منتقل شده؟

خلاصه این فرضی که شما می‌گویید یک فرض بافتنی به تمام معنا است

افسردگی زاییده طرز تفکر انسان‌هاست

زاییده نوع مواجهه و تلقی آنها از مصائب و مشکلات است

فرق افسرده دلان با موحدان واقعی، در نوع نگاه آنان به شرور و مصائب و بخت و اقبال است

حافظ;1009967 نوشت:

مگر افسردگی زاییده چیست؟

می‌توان گفت افسردگی یک بیماری ژنتیکی است؟

مگر ژنتیک همان انتقال ویژگی‌ها به صورت وراثت نیست؟!

پس دوباره نقل سوال می‌کنیم نسبت به آن کسی که این ژن از او منتقل شده؟

خلاصه این فرضی که شما می‌گویید یک فرض بافتنی به تمام معنا است

افسردگی زاییده طرز تفکر انسان‌هاست

زاییده نوع مواجهه و تلقی آنها از مصائب و مشکلات است

فرق افسرده دلان با موحدان واقعی، در نوع نگاه آنان به شرور و مصائب و بخت و اقبال است

مارو از سوال پرسیدن پشیمان کردید
فکر نمیکردم در مورد بیماری افسردگی بی اطلاع باشید

حافظ;1009967 نوشت:
افسردگی زاییده طرز تفکر انسان‌هاست

زاییده نوع مواجهه و تلقی آنها از مصائب و مشکلات است

جناب حافظ بزرگوار این دیگه از مسلمات علم روانشناسی هست که افسردگی
زنتیکی می باشد البته غیر زنتیکی هم دارد ولی بیشتر ظهور ان در موارد زنتیکی می باشد
بزرگوار شما مسلمات علم را هم دارید رد می کنید ؟!!!
لطفا تحقیقات خودتان را بیاورید