مذهب

سهم عقل و شرع در هدایت

انجمن: 

با سلام خدمت دوستان و کارشناسان گرامی

یکی از فرضها و مقدمات مهم در بحث اثبات ضرورت نبوت، این است که مجموعه عقل و علم برای هدایت انسان کافی نیستند و بنابراین ضروری است که خدا برای تکمیل هدایت حداقل یک مذهب وحیانی را در اختیار بشر قرار دهد. طبق این فرض:

- مجموعه عقل و علم برای هدایت انسان ناکافی اند.

- مجموعه عقل و علم و مذهب برای هدایت انسان کافی است.

 

اثبات عقلی فرض مذکور نیازمند شناخت ضروریات هدایت انسان است. شناخت این که چه چیزی برای هدایت انسان ضروری است و چه چیزی ضروری نیست. همچنین بایستی توجه داشت که طبق فرض بالا، وجود موارد مجهول یا مبهم در مسائل اعتقادی یا عملی لزوماً مانع کافی بودن هدایت نیستند چرا که با دسترسی به مذهب نیز هنوز مجهولاتی باقی می‌مانند.

 

یکی از لوازم اثبات این فرض آن است که نشان دهیم حداقل یکی از جنبه‌های فراعقلی دین برای کافی بودن هدایت ضروری است. یعنی مطمئن باشیم که حداقل یکی از آموزه‌های مذهب که از طریق عقل و علم قابل دستیابی نیست، برای کامل بودن هدایت لازم است.

 

چگونه می‌توان به شیوه عقلی و بدون رجوع به منابع درون دینی این فرض یا لازمه آن را اثبات نمود؟

با تشکر

چگونه تحقیق کنیم؟

انجمن: 

سلام.
امروز یه سخنرانی ازاستاد رائفی پور دیدم
توش میگفت برید راجب حقانیت حضرت علی تحقیق کنین تاخودتون به نتیجه برسید اینطوری دینتونو بیشتر قبول دارید
(گیرم پدرتو فاضل از فضل پدر تورا چه حاصل؟!)
توی فیلم سیاحت غربم طرف سوالارو به نکیر ومنکر خوب جواب میده ولی سرسوال اخر که میپرسن برای چی شیعه شدی چرامسلمونی؟
نمیتونه جواب بده میگن برای اینکه پدرت مسلمون بود مسلمون شدی؟
می خواهم بدونم در مورد دین و آیین چگونه و چه جوری تحقیق کنیم؟
با تشکر

سوال درباره عدل خداوند!!!

انجمن: 

به نام خدا
یه سوال داشتم
ببینید مگه نمیگن خدا قادر مطلقه؟!
مگه غیر از اینه که خود خداوند فرموده اگر کسی توان و قدرت داشت نسبت به همسایه هاشم مسئوله
حالا خودش نسبت به بنده هاش مسئول نیست!
شما فرض کنید یه دختری از یه رابطه نامشروع به دنیا بیاد
پدر و مادر ادمای پلیدی باشن و مجبور کنن این دخترو که در سن 16 ، 17 سالگی فحشا کنه
این دختره با تمام وجود خدا رو بخواد
اما پدرش با زور کتک و تهدید و شکنجه
کاری کنه که این دختره گناه کنه
دختر هم مقاومت کنه ولی بلاخره بعد از هزار جور مشکل قبول کنه
هر کس یه ظرفیتی داره
این دختر بعد از صد بار که کتک خورد و خدا رو صدا کرد و نه صدایی اومد نه کمکی رسید
دیگه نمیتونه پای حرفش بمونه و شک میکنه
و حقم داره
چرا باید کتک بخوره و شکنجه بشه برای کسی که حتی جواب نمیده و کمکش نمیکنه
به هر حال این دختر گناه میکنه
تو دنیا هم زجر میکشه
و وقتی میمیره
میره جهنم؟!
به این دلیل که ناخواسته به این دنیا؟
به این دلیل که خدا میتونسته کمکش کنه و نکرده؟
به این دلیل که نمیخواسته پدر و مادرش اونا باشن و شدن؟
به این دلیل که مجبور شده و اومده تو این دنیا و خدا تو شرایطی قرارش داده که مجبور شده گناه کنه
حقش جهنمه؟!
با این استدلال خداوند متعال عادله؟!

جبر مکتبی

با انکه به ظاهر یک مسلمان زاده، حق انتخاب دارد ،ولی در واقع این طور نیست
استدلالی که برای این موضوع می شود
لزوم مسلمان شدن فرزند یک مسلمان،چون اسلام حق است
پس اگر تحقیق کند به اسلام می رسد
اما فرض کنید شخص مذکری در۱۴سالگی به دلیل
تعدد مذاهب اسلامی و اختلاف هایشان و با بررسی قرآن و عهدین به این نتیجه رسید که مسیحیت به او آرامش می دهد و آن را بر می گزیند
حال اگر این موضوع را بعد بلوغ به طور عام مطرح کند کشته خواهد شد
اما در صورت سکوت کاری به او ندارند
مشکل از اینجا شروع می شود
که بنا به اعتقاد او مسیحیت درستر است و لازم است دیگران را دعوت به مسیرش کند
و با آنکه در اسلام از تقلیدی نبودن اصول سحن به میان آمده،اما در عمل داستان چیز دیگریست
و فرد با نطفه ی مسلمان چه بخواهد چه نخواهد باید مسلمان بشود یا سکوت کند
پس حق او برای تحقیق و برگزیدن تفکراتی که به آن ها رسیده است چه می شود
حق او برای پاسخ به سایر تفکرات و اشاعه ی افکارش چه می شود
مسلمانان همه حق دفاع از اسلام و نقد تفکرات سایرین را دارند اما مسلمان زاده حرفی بر خلاف اسلام بگوید و منکر درستی آن باشد عقابی چون قتل و یا حبس با شکنجه در انتظار اوست
پس اختیارش و این گفته ی قرآن که اجباری در دین نیست چه می شود!؟

خطرات بی فرزندی و کم فرزندی برای ایران و ایرانی؟

انجمن: 

[="Arial"][="Navy"]بنام خدا.

باسلام.

الان شبکه 1 سیما در اخبار نیمروزی خود برنامه ای داشت در رابطه با خانواده ایرانی و علت فرزندان کمتر.

طبق اعلام این شبکه و به نقل از کارشناسان مربوطه ، حدود 34 درصد خانوارهای ایرانی یا تک فرزند هستند یا اصلا فرزند ندارند و فاقد فرزند میباشند.
واقعا چرا؟

چرا مردم ما یا در واقع خود ما ایرانی ها اینهمه بطرف بی فرزندی یا فرزند کمتر گرایش پیدا نموده ایم؟
ا

{البته ابتدا قصد داشتم این مطلب و سوال را در قسمت مربوط به شیعه شناسی از زیرمجموعه بخش دین شناسی مطرح نمایم چون بهرحال در کشوری زندگی میکنیم که حاکمیت آن کاملا مذهبی عمل میکند{یعنی هم مذهبی فکر میکند و هم مذهبی هم عمل میکند} و یک حکومت چه مذهبی چه غیر مذهبی {و البته دراینجا کاملا مذهبی} هم باید همه کاستی ها را بعهده گرفته و پاسخگو باشد که در واقع تحقیق نماید ببیند مشکل و ایراد کارش کجا بوده که با داشتن اینهمه ثروت و امکانات مالی و معنوی و در اختیار داشتن رسانه و تبلیغات 24 ساعته روحانیتش و کارشناسان دینی اش و حتی بزرگانی که تبلیغ و تاکید به فرزنداوری زیاد نموده اند ، بازهم مردم و شهروندانش گویی بر خلاف آب شنا میکنند و اصلا علاقه ای به تداوم نسل و فرزند بیشتر ندارند ، اما بعد تصمیم گرفتم آنرا در بخش کلام و عقاید مطرح نمایم و بعد این قسمت ها را هم مطرح و اضافه نمایم و اگر کارشناس محترم خودشان مایل بودند هر تصمیمی که درست تر بود بگیرند}

بهرحال سوال کلی این بوده و است که چرا مردم چنین کشوری علیرغم برخورداری از یک حکومت خوب و مردمی و دینی و جتی با وجود مشکلات امنیتی و اعتقادی بیشماری که در جهان پیرامون خود دارند،بازهم علاقه چندانی به زاد و ولد و ازدیاد نسل خود ندارند؟ و ایا این رویه ، اینده و امنیت ما را به مخاطره نمی اندازد؟ و آیا این یک نافرمانی مدنی محسوب میشود یا فقط شرایط اقتصادی منفی و بعد از ان ، عدم مسئولیت پذیری میباشد که این مردم را ترسانده که از فرزند اوری توسط خودشان جلوگیری بعمل می آورند؟راههای حل این مشکل در کجا پنهان است؟{و یا هر علت و نظری دیگر که حدس میزنید به واقعیت نزدیک باشد}
باتشکر از کارشناس بجث.@};-[/][/]

آیا اهالی غزه، «ناصبی» هستند؟/ پاسخ رهبرانقلاب:لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث

[="Tahoma"][="Navy"]



به گزارش فرهنگ نیوز ، در سال‌های اخیر به رسمی ثابت تبدیل شده است که هر بار رژیم صهیونیستی دست به جنایتی تازه علیه مردم مظلوم فلسطین می‌زند و کشتار زنان و کودکان این سرزمین را از سر می‌گیرد، جماعتی که در برخی از شبکه‌های اجتماعی و فضای اینترنت فعال هستند، اقدام به انتشار شایعی درباره خصومت مردم فلسطین و نوار غزه با اهل بیت(ع) و دشمنی آنان با شیعیان می‌کنند.
با وجود اینکه چندین بار به این شبهات جعلی، پاسخ‌های دقیق داده شده و حتی شخص رهبر معظم انقلاب نیز نسبت به آن واکنش نشان دادند و گفتند: در بحبوحه‌ی این حرفها، یک وقت دیدیم که ویروسی دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی‌ کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبی‌اند! ناصبی یعنی دشمن اهل‌بیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبی‌اند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبی‌اند!؟ بله، سنی‌اند؛ اما ناصبی!؟ اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند. در روزهای اخیر شاهد آن هستیم که مجددا برخی از رسانه‌های خاص ضدانقلاب اقدام به انتشار این دروغ‌ها می‌کنند.



آنچه در ادامه مي خوانيد، کنکاشي در مذهب و عقايد مردم فلسطين به خصوص اهالي نوار غزه است:

1- بیشتر مردم فلسطین، پیرو مذهب شافعی هستند و اتفاقاً، ابوعبدالله محمدابن ادریس شافعی، رهبر این فرقه، متولد غزه بوده است. در مورد شافعی بودن مردم فلسطین می توانید به این منبع رجوع کنید: «الموسوعة المیسرة فی الادیان و المذاهب المعاصرة، مانع بن حماد الجهنی، ج 2، ص ۱۲۴»

جالب اینجاست که در میان فرقه های چهارگانه اهل سنت، نزدیک ترین فرقه به تشیع از نظر علاقه و احترام به اهل بیت و احکام فقهی، همین فرقه شافعی است.


2- در میان خبرهای منتشر شده از تهاجم رژیم صهیونیستی در سال‌های اخیر به ویژه در سال 1387، خبری بود که دقت در آن نشان دهنده علاقه‌مندی مردم فلسطین به اهل بیت پیامبر (ص) است: بمباران مسجد علی ابن ابی طالب واقع در محله الزیتون شهر غزهتوسط جنگنده های اسرائیلی در روز ۱۰ دی.

مدعیان ناصبی بودن مردم فلسطین، به این سؤال جواب دهند که چگونه مردمی می توانند همنسبت بهاهل بیت جسارت داشته باشند و هم آنقدر برای آنها احترام و تقدس قائل باشند که نامشان را بر مساجد خود بگذارند؟

اما در کنار مسجد امام علي ابن ابي طالب شهر غزه، مساجد ديگري نیز به نام اهل بيت وجود دارد.

ـ مسجد «الامام علی ابن ابی طالب» واقع در نابلس

این مسجد در حواره از توابع شهر نابلس، در کرانه باختری رود اردن واقع شده است که در این صفحهتصاویر و مشخصات آن موجود است.



کتیبه مسجد «الامام علی بن ابی طالب»، واقع در نابلس-فلسطین

- مسجد فاطمة الزهراء(س)

حداقل دو مسجد با این نام در فلسطین وجود دارد. یکی در قریه ارتاح، واقع در جنوب «طولکرم» که در اینجا می توانید تصویر آن را ببینید و دیگری درشهر نابلس قرار دارد. در همین صفحه می توانید نام مسجد امام علی نابلس را هم ببینید.



مسجد فاطمه الزهرا، واقع در جنوب طولکرم، فلسطین


- مسجد «الحسین بن علی» واقع در نوار غزه و الخلیل

حداقل دو مسجد به این نام در فلسطین وجود دارد:

یکی در حی الصبرةواقع در نوار غزه که در این صفحه، ضمن ارائه فهرستی از اسامی شهدایاخیر غزه، نام آن آمده است. در این صفحه، ذیل تیتر «أسماء شهداء الصبرة وتل الإسلام»، نام مسجد «الحسین بن علی»را می توانید ببینید. همچنین در همین صفحه، اسامی دو نفر ازشهدای بمباران مسجد علی ابن ابی طالب سابق الذکر هم آمده است.

مسجد «حسین بن علی» دیگر، در خیابان «عین سارة» شهر الخلیل واقع شده است. در این صفحه و این صفحه، اعلامیه هایی در مورد برگزاری یک راهپیمایی در الخلیل آمده است که نقطه شروع آن، مسجد الحسین بن علی، بیان شده است.

3- در مورد شبهه ناصبی بودن مردم فلسطین، شهید مطهری در سال ۱۳۴۹ سخنانی داشته اند که در ادامه آن را می خوانیم:

«يك وقتی شايع بود و شايد هنوز هم در ميان بعضيها شايع است‏، يك وقتی ديدم يك كسی می‏گفت: اين فلسطينيها ناصبی هستند. ناصبی‏ يعنی دشمن علی عليه السلام. ناصبی غير از سنی است. سنی يعنی كسی كه‏ خليفه بلا فصل را ابوبكر می‏داند و علی عليه السلام را خليفه چهارم می‏داند و معتقد نيست كه پيغمبر شخصی را بعد از خود به عنوان خليفه نصب كرده است‏. می‏گويد پيغمبر كسی را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب‏ كردند. سنی برای اميرالمؤمنين احترام قائل است چون او را خليفه چهارم و پيشوای چهارم می‏داند و علی را دوست دارد. ناصبی يعنی كسی كه علی را دشمن می‏دارد. سنی مسلمان است ولی ناصبی كافر است، نجس است. ما با ناصبی نمی‏توانيم معامله مسلمان بكنيم. حال يك كسی می‏آيد می‏گويد اين‏ فلسطينيها ناصبی هستند. آن يكی می‏گويد. اين به آن می‏گويد، او هم يك‏ جای ديگر تكرار می‏كند و همين طور. اگر ناصبی باشند كافرند و در درجه‏ يهوديها قرار می‏گيرند. هيچ فكر نمی‏كنند كه اين، حرفی است كه يهوديها جعل كرده‏اند. در هر جايی يك حرف جعل می‏كنند برای اينكه احساس همدردی‏ نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند. می‏دانند مردم ايران شيعه‏اند و شيعه‏ دوستدار علی و معتقد است هر كس دشمن علی باشد كافر است، برای اينكه‏ احساس همدردی را از بين ببرند، اين مطلب را جعل می‏كنند. در صورتی كه‏ ما يكی از سالهايی كه مكه رفته بوديم، فلسطينيها را زياد می‏ديديم، يكی‏ از آنها آمد به من گفت: فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست؟ بعد گفت‏ من شيعه هستم، اين رفقايم سنی‏اند. معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد. بعد خودشان می‏گفتند بين ما شيعه و سنی هست. شيعه هم زياد داريم‏. همين ليلا خالد(2) معروف، شيعه است. در چندين نطق و سخنرانی خودش‏ در مصر گفته من شيعه‏ام. ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور می‏كند و می‏گويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبی‏اند. قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايی نسبت به افرادی كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين می‏گويند، شنيديد وظيفه‏تان چيست.»(3)

ولی دشمن يهودی يك عده مزدوری را كه دارد، مأمور می‏كند و می‏گويد: شما پخش كنيد كه اينها ناصبی‏اند. قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايی نسبت به افرادی كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين می‏گويند، شنيديد وظيفه‏تان چيست.»(۴)


نگاه شافعي درباره اهل بيت(ع)

در ميان رهبران مذاهب اسلامي امام شافعي بيش از ديگران ارادت قلبي خود را نسبت به خاندان اهل بيت عليه‌السلام به ويژه علي عليه‌السلام و حسين عليه‌السلام ابراز داشته است. شافعيان به تبعيت از امام شافعي نسبت به اهل بيت به ويژه امام حسين عليه‌السلام ارادت ويژه دارند.

علاقه امام شافعي به خاندان رسالت باعث نزديكي هر چه بيشتر پيروان اين مذهب با شيعيان علي ابن ابي‌طالب عليه‌السلام شده است. شافعي همچنان كه درباره علي عليه‌السلام اشعار نغز و پرمغزي سروده درباره واقعه عاشورا نيز اشعاري زيبا و جانسوز دارد. در اينجا به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

و مما نفي نومي و شيب لحيتي
تعاريف ايام لهن خطوب

اين حادثه از حوادثي است كه خواب مرا ربوده و موي مرا سپيد كرده است.

تأوب همي و الفواد كتيب
وارق عيني و ارقاد غريب

دل و ديده مرا به خود مشغول ساخته و مرا اندوهگين كرده است و اشك چشم جاري و خواب از آن پريده است.

تزلزلت الدنيا لآل‌محمد‌‌
و كادت لهم صم الجبال تذوب

دنيا از اين حادثه خاندان پيامبر‌‌ متزلزل شده و قامت كوه‌ها از آن ذوب شده است.

فمن بلغ عن الحسين رساله
و ان كرهتها انفس و قلوب

آيا كسي هست كه از من به حسين عليه‌السلام پيامبر برساند اگر چه دل‌ها آن را ناخوش دارند.

قتيل بلاجرم كان قميصه
صبيغ بماء الارجوان خصيب

حسين كشته‌اي است بدون جرم و گناه كه پيراهن او به خونش رنگين شده.

نصلي علي المختار من آل هاشم
و نوذي بينه ان ذاك عجيب

عجب از ما مردم آن است كه از يك طرف به آل پيامبر درود مي‌فرستيم و از سوي ديگر فرزندان او را به قتل مي‌رسانيم و اذيت مي‌كنيم.

لئن كان ذنبي حب آل محمد‌‌
فذلك ذنب لست عنه اتوب

اگر گناه من دوستي اهل بيت پيامبر است از اين گناه هرگز توبه نخواهم كرد.

هم شفعائي يوم حشري و موقفي
و بغضهم للشافعي ذنوب(۶)

اهل بيت پيامبر در روز محشر شفيعان من هستند و اگر نسبت به آنان بغضي داشته باشم گناه نابخشودني كرده‌ام.

امام شافعي كه در دوستي اهل بيت زبانزد مي‌باشد، اشعار بسياري در فضائل اهل بيت سروده است. او همچون ساير ائمه اهل سنت در ابراز ارادت خود نسبت به خاندان پيامبر‌‌ صلي‌ الله عليه و آله از هيچ كوششي دريغ نكرد و حتي از اينكه او را به خاطر اين ارادتمندي رافضي خوانند ابا نكرد و فرمود:

يا راكباً قف بالمخصب من مني
واهتف بقاعد خيفها و الناهض
سحراً اذا فاض الجيج الي مني
فيضاً كملتطم الفرات الفائض
ان كان رفضاً حب آل محمد
فليشهد الثقلان أني رافض(۷)

يعني اي سواره، اگر به مكه مي‌روي در ريگزار مني بايست و سحرگاهان خطاب به ساكنان مسجد خيف كه همانند امواج خروشان دريا به مني سرازير مي‌شوند ندا سرداده و بگو: اگر دوست داشتن آل محمد رفض است، انس و جن گواه باشند كه من (شافعي) رافضي هستم.

امام شافعي معتقد است كه محبت خاندان رسالت حكم واجبي است كه خداوند در قرآن دستور داده و براي نشان بزرگي و فضيلت ايشان همين كافي است كه اگر كسي بر آنها در نماز و سلام و صلوات نفرستد نمازش ادا نخواهد شد.

يا آل بيت رسول الله حبكم
فرض من الله في القرآن أنزله
يكفيكم من عظيم الفخر أنكم
من لم يصل عليكم لا صلاه له(۸)

يعني اي آل محمد محبت شما امر واجبي است كه خدا آن را در قرآن نازل كرده و همين يك دليل بر عظمت قدر شما كافي است كه هر كسي نماز بخواند و بر شما درود نفرستد نمازش نماز نيست. او با توسل به آنها و اميد اينكه شفيع او در قيامت واقع شوند گويد:

آل النبي ذريعتي
و هم اليه وسيلتي
أرجو بهم اعطي غداً
بيدي اليمين صحيفتي(۹)

يعني اهل بيت پيامبر‌‌ وسيله نزديكي من به خداي يگانه‌اند و به وسيله آنها اميدوارم كه نامه اعمالم فرداي قيامت به دست راستم داده شود.

ارادت و علاقه امام شافعي به اهل بيت پيامبر‌‌ چنان بود كه بر خي از اهل سنت او را شيعه پنداشتند و حتي جهت محاكمه به بغداد برده شد. او معتقد بود كه ارادت به خاندان علي عليه‌السلام را بايد علني و آشكار ساخت و اين پندار باطل را از اذهان دور كرد كه رفض را در دوستي علي و فاطمه و فرزندان آن دو مي‌داند و يا ناصبي‌گري را در دوستي ابوبكر و عمر.

به اعتقاد او جريان رافضي‌گري و ناصبي‌گري كه دوستي و دشمني افراطي را در حق علي عليه‌السلام دنبال مي‌كردند نادرست است. يعني انسان مومن به خدا و رسولش كسي است كه محبت اهل بيت را آشكار كند. تقسيم بندي مسلمانان به رافضي و ناصبي تقسيم بندي مطرودي است و افرادي كه مسلمانان را به اين دو دسته تقسيم مي‌كنند قطعاً مجرم و گناهكارند زيرا محبت علي و خاندانش از اصول دين اسلام است و اگر كسي چنين امري را آشكار كند به اصل اسلام عمل كرده و به ايمان خويش استحكام بخشيده است.

اذا في مجلس نذكر علياً
و سبطيه و فاطمه الزكيه
يقال تجاوزوا يا قوم هذا
فهذا من حديث الرافضيه
برئت الي المهيمن من أناس
يرون الرفض حب الفاطميه(۱۰)

يعني «زماني كه در مجلس ذكر علي و فاطمه و حسن و حسين مي‌شود بعضي از دشمنان مي‌گويند اي مردم از ذكر علي و فرزندان او بگذريد كه اين‌ها از سخنان رافضي‌هاست. من از مردمي كه دوستي فاطمه را رفض مي‌دانند به خدا پناه مي‌برم.»

پی نوشت:

۱- صهیونیستها تنها ۵/۲ درصد از سرزمین فلسطین را با خرید زمین به دست آورده اند و مابقی آن را به ضربمسلسل و توپ و تانک و بمب، غصب کرده اند. برای توضیح بیشتر به این آدرس مراجعه کنید:

http://qods.persianblog.ir/post/61

2- چريك فلسطينی كه در چند عمليات هواپيما ربايی شركت داشت.

3- شهید مطهری،آشنایی باقرآن، جلد۴، پاورقی صفحه ۳۲. اینگفتار را که شهید مطهری در ضمن تفسیر سوره نور درمسجد الجواد بر زبان آورده اند، به راهنمایییکی از خوانند گان وبلاگ به نام علی به این مطلب اضافه کردم که همین جا از ایشان تشکر می کنم.

4- شهید مطهری، آشنایی با قرآن، جلد۴، پاورقی صفحه ۳۲. این گفتار را که شهید مطهری در ضمن تفسیر سوره نور در مسجد الجواد بر زبان آورده اند، به راهنمایی یکی از خوانند گان وبلاگ به نام علی به این مطلب اضافه کردم که همین جا از ایشان تشکر می کنم.

۵- اين مطلب قسمتي از مقاله اي با عنوان «عاشورا در مذهب تسنن و سایر ادیان است» که در این آدرس، منتشر شده است:‌ http://www.ido.ir/a.aspx?a=1385121308

۶- مجله بصائر، شماره7-8، ويژه‌نامه محرم، ص25، همچنين نگاه كنيد به نامه دانشوران ناصری، ج 9، ص 298

۷- حادثه كربلا از نظر اهل سنت، به نقل از الصراط السوي في مناقب آل النبي، ص94

۸- سيماي علي عليه‌السلام از منظر اهل سنت، 175، به نقل از ديوان امام شافعي، 62

۹- الشكعه، مصطفي الاربعه الائمه، ج3، ص53

۱۰- سيماي علي از منظر اهل سنت، 176

* رجا نیوز

منبع
[/][/]

آیا نویسنده کتاب مقاتل الطالبیین شیعه بوده ؟

با سلام

طبق نظر علمای رجال و تاریخ ؛ ابوالفرج اصفهانی ، شیعه اموی بوده .

8075 علي بن الحسين بن محمد القرشي :

قال الشيخ الحر في تذكرة المتبحرين ( 548 ) : " علي بن الحسين بن محمد
القرشي ، أبوالفرج الاصبهاني : صاحب الاغاني ، إصبهاني الاصل ، بغدادي
المنشأ ، من أعيان الادباء ، وكان عالما ، روى عن كثير من العلماء ، وكان شيعيا
خبيرا بالاغاني ، والآثار ، والاحاديث المشهورة ، والمغازي ، وعلم الجوارح ،
والبيطرة ، والطب ، والنجوم ، والاشربة ، وغير ذلك .
له تصانيف مليحة ، منها الاغاني ، وحمله إلى سيف الدولة بن حمدان فأعطاه
ألف دينار واعتذر ، وكان الصاحب بن عباد يستصحب في سفره ثلاثين حمل كتب
للمطالعة ، فلما وجد الاغاني لم يستصحب سواه ، وكان منقطعا إلى الوزير المهلبي ،
وله فيه مدائح فمنها :
ولما انتجعنا لائذين بظله * أعان وما عنى ومن ومامنا
وردنا عليه معتفين فراشنا * وردنا نداه مجدبين فأخصبنا
وله يهنئه :
ـ398ـ
أبا محمد المحمود يا حسن ا * لا حسان والجود يا بحر الندى الطامي
حاشاك من عود عواد إليك ومن * دواء داء ومن المام الآم
قاله ابن خلكان في تاريخه " .
وقال الشيخ في الكنى ( 896 ) : " أبوالفرج الاصبهاني : زيدي المذهب ، له
كتاب الاغاني كبير ، وكتاب مقاتل الطالبيين ، وغير ذلك من الكتب ، وكتاب ما
نزل من القرآن في أمير المؤمنين وأهل بيته عليهم السلام ، وكتاب فيه كلام فاطمة
عليها السلام في فدك ، وغير ذلك من الكتب : أخبرنا عنه جماعة منهم : أحمد بن
عبدون ، بجميع كتبه ورواياته ، وروى عنه الدوري " .معجم الرجال

أبو الفرج الأَصْبَهاني
(284 - 356 هـ = 897 - 967 م)
علي بن الحسين بن محمد بن أحمد بن الهيثم المرواني الأموي القرشي، أبو الفرج الأصبهاني: من أئمة الأدب، الأعلام في معرفة التاريخ والأنساب والسير والآثار واللغة والمغازي.
ولد في أصبهان، ونشأ وتوفي ببغداد. وقال الذهبي: " والعجب أنه أموي شيعي ". وكان يبعث بتصانيفه سرا إلى صاحب الأندلس الأموي فيأتيه إنعامه. من كتبه " الأغاني - ط " واحد وعشرون جزءا، لم يعمل في بابه مثله، جمعه في خمسين سنة، و " مقاتل الطالبيين - ط " و " نسب بني عبد شمس " و " القيان " و " الإماء الشواعر " و " أيام العرب " ذكر فيه 1700 يوم، و " التعديل والإنصاف " في مآثر العرب ومثالبها، و " جمهرة النسب " و " الديارات " و " مجرد الأغاني " و " الحانات " و " الخمارون والخمارات " و " آداب الغرباء ". ولمحمد أحمد خلف الله، كتاب " صاحب الأغاني - ط " ولشفيق جبري بدمشق " دراسة الأغاني - ط " و " أبو الفرج الأصبهاني - ط " .اعلام زرکلی

5825 - علي بن الحسين أبو الفرج الأصبهاني الأموي، صاحب كتاب الاغانى.
شيعي، وهذا نادر في أموى.
كان إليه المنتهى في معرفة الاخبار وأيام الناس، والشعر والغناء والمحاضرات، يأتي يأعاجيب بحدثنا وأخبرنا.
وكان طلبه في حدود الثلثمائة، فكتب مالا يوصف كثرة
حتى لقد اتهم.
والظاهر أنه صدوق.
وقد قال أبو الفتح بن أبي الفوارس: خلط قبل موته، [قال] (3) : ومات سنة ست وخمسين وثلثمائة في ذي الحجة.
قال: ومولده سنة أربع وثمانين ومائتين.میزان الاعتدال

191 - علي بْن الْحُسَيْن بْن مُحَمَّد بْن أَحْمَد بْن الهيثم، أبو الفرج الأموي الأصبهاني الكاتب، [المتوفى: 356 هـ]
مصنّف كتاب " الأغاني ".
سَمِعَ: محمد بن عبد الله بن سليمان الحضْرمي، ومحمد بن جعفر القتّات، والحسين بن أبي الأحوص، وعلي بن العبّاس المقانعي الكوفيّين، وأبا خُبيب بن البرتي، فمن بعدهم.
والهيثم هو ابن عبد الرحمن بن مروان بن عبد الله بن مروان الحمار بْنُ مُحَمَّدِ بْنُ مَرْوَانَ بْنِ الْحَكَمِ بْنِ أَبِي الْعَاصِ.
رَوَى عَنْهُ: الدارقُطْني، وأبو إسحاق إبراهيم بن أحمد الطبري، وأبو الفتح بن أبي الفوارس، وعلي بن أحمد الرّزّاز، وآخرون. [ص:101]
واستوطن بغداد من صباه، وكان من أعيان أدبائها وأفراد مصنّفيها.
روى عن طائفة كبيرة. وكان إخباريًّا نَسَّابةً شاعرًا، ظاهر التشيُّع.
قال أبو علي التنوخيّ: كان أبو الفرج يحفظ من الشعر والأغاني والأخبار والمُسْنَدات والأنساب ما لم أر قطّ من يحفظ مثله. ويحفظ سوى ذلك من علوم أُخَر، منها اللغة والنحو والمغازي والسّير، وله تصانيف عديدة، وحصل له ببلاد الأندلس كُتُب صنّفها لبني أُمَيّة ملوك الأندلس أقاربه، سيّرها إليهم سِرًّا وجاءه الإنعام سرا، فمن ذلك: " نسب بني عبد شمس "، وكتاب " أيام العرب ألف وسبع مائة يوم "، وكتاب " جَمْهرة النَّسَب "، وكتاب " نسب بني شَيْبان "، وكتاب " نسب المهالبة " لكونه كان منقطعًا إلى الوزير المُهَلّبي، وله فيه مدائح. وله كتاب " أخبار الإماء الشواعر "، وكتاب " مقاتل الطالبيين "، وكتاب " الديارات " وهذا عجيب إذ هو مروانيّ يتشيّع.
قال ابن أبي الفوارس: قد خلّط قبل أن يموت، قال: وتُوُفّي في ذي الحجّة، وكان مولده سنة أربع وثمانين ومائتين.
قلت: رأيت شيخنا ابن تيمية يضعّفه ويتّهمه في نقله ويستهول ما يأتي به، وما علمتُ فيه جرحًا إلّا قول ابن أبي الفوارس: خلّط قبل أن يموت. وقد أثنى علي كتابه " الأغاني " جماعة من جِلَّة الأدباء. ومن تواليفه كتاب " أخبار الطُفَيِليّين "، كتاب " أخبار جحظة "، كتاب " أدب السماع "، كتاب " الخمّارين ".
قال هلال بن المحسّن الصّابي: كان أبو الفرج صاحب " الأغاني " من نُدماء الوزير المهلَّبي، وكان وسِخًا قذِرًا لم يُغْسَلْ له ثوب أبدًا منذ فصّله إلى أنْ يتقطّع، وشِعْره جيّد لكنّه في الهجاء أبلغ، وكانوا يتّقون لسانه ويصبرون على مجالسته ومشاربته.
ذكر ابن الصابي أنّ أبا القاسم الْجُهَني مُحتِسب البصْرة كان من نُدَماء المهلّبي، وكان يُورِد الطّامّات من الحكايات المُنْكَرة، فجرى مرّة حديث النَّعْنَع، فقال: في البلد الفُلاني نعنع يطُول حتى يصير شجرًا، ويُعمل من شجره سلالم، فثار منه أبو الفرج الأصبهاني، وقال: نعم، عجائب الدنيا كثيرة ولا يُنكَر هذا، والقدرة صالحة، أنا عندي ما هو أغرب من هذا، زَوْج حمام يبيض بيضتين، فآخذهما وأضع تحتهما سنجة مائة وسنجة خمَسين، فإذا فرغ [ص:102] زمان الحضان انفقست السنجتان عن طسْت وإبريق، فضحك أهل المجلس، وفطن الْجُهَنيّ لِما قصد أبو الفرج من الطنز به، وانقبض عن كثير من حكاياته.
ومن نظْم أبي الفرج وكتب به إلى صديق وأجاد:
أبا محمد المحمود بأحسن الإ ... حسان والْجُودِ يا بحرَ النّدى الطّامي
حاشاك من عَوْدِ عُوّادٍ إليك ومن ... دواء داءٍ ومن إلمام آلام .تاریخ اسلام

بنظر من مثل حاکم نیشابوری یا نسایی و ... که به او اتهام تشیع زده شده ، آیا نظر شما هم همین است ؟

چرا من شیعه به دنیا میام و یک نفر دیگه صهیونیست؟

سلام.

چرا من باید شیعه به دنیا بیام؟ چرا باید توی ایرانی باشم؟ چرا این خانواده؟
چرا یکی دیگه توی غزه به دنیا میاد و یکی دیگه توی تلاویو؟

استاد رائفی پور توی سخنرانی ارض موعود ۱ چند لحظه به این موضوع اشاره کردن و گفتن که این اتفاق شانسی نیست. ولی دیگه ادامه ندادند، ولی یک اشاره ای کردند که قبلا اتفاقاتی افتاده که باعث شده هرکسی توی چرا شرایطی باشه.
الان من دنبال جواب این سوالم.

ممنون.

مستندترین گزارش از علت مرگ ابن سینا

; نوشت:
مستندترین گزارش از علت مرگ ابن سینا مربوط به ابوعبید جوزجانی شاگرد اوست که تا پایانِ عمر همراهِ او بود:
«زیاده‌روی در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. هنگامی که علاءالدوله با تاش فراش می‌جنگید و ابن سینا همراه وی بود، بیماری قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آن‌که مبادا در هنگام کارزار و فرار امیر زمین‌گیر شود و از همگامی با او بازماند، در یک روز هشت بار دستور تنقیه داد که در اثر زیاده‌روی روده‌هایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را به داروهای مناسب اندکی بهبود بخشید اما علیل گشت زیرا از غذا پرهیز نمی‌کرد و از هم‌نشینی با زنان دست‌بردار نبود. در نتیجه، بیماری قولنج وی گاهی زورآور می‌شد و زمانی تسکین می‌یافت تا آن هنگام که در رکابِ علاءالدوله به‌سوی همدان رهسپار گردید.
در این سفر، بیماریِ شیخ به شدّت گرایید و چون به همدان رسید، دانست که نیروی جسمانیِ خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کاری ساخته نیست. از این رو از درمانِ خویش دست کشید و گفت: «مُدبّرِ تنِ من، از تدبیر فرومانده و درمان بی‌فایده است».
چند روزی بر این حال بود تا دیده از جهان فروبست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه‌وهشت ساله بود»

ویکی پدیا

مطلب فوق از تاریخی چقدر مقدار صحت دارد؟

مذهب «عماد الدین ادریسی قرشی» چه بوده است؟

سلام علیکم

سوال بنده این بود که مذهب « عماد الدین ادریسی قرشی » چه بوده است ؟

متشکرم