علت حقیقی، علل ناقص، خلق بی واسطه، تناقض علم و دین

بزرگترین چالش در تقریب نگاه علمی به نگاه دینی؟

[="Tahoma"][="Navy"]با سلام
شاید ما ایرانیها که پس از انقلاب رابطه علمی و فرهنگی محدودتری با غرب داشته ایم فکر کنیم هر چه از دین و دین باوری است در نزد ماست و در ورای مرزهای ما چیزی جز کفر و شرک و گناه وجود ندارد اما واقعیت این است که نه تنها این تصور درست نیست بلکه علاوه بر مومنان عادی هزاران هزار دانشمند خداباور در اقصا نقاط جهان وجود دارند که درصدد اثبات حقایق دینی هستند. حال اینکه راه و روش هریک چیست به آن کاری نداریم. اما این یک واقعیت است که بسیاری دانشمندان ( حتی دانشمندان بزرگ علوم تجربی) در شرق و غرب در حال جستجو و ارائه راه حل هایی برای ایجاد توافق بین علم و دین هستند. بلکه با کمال تاسف می توان گفت در عرصه ای که امروز ما مسلمانان بخصوص ایرانیان در آن حضور و افتخاری نداریم بسیاری از دانشمندان خداباور از حقایق و معارف دینی دارند دفاع می کنند. و آن عرصه، عرصه مبارزه دانشمندان ملحد با دین و باورهای دینی است. عرصه ای که نوع زبان و استدلال با چیزی که در فرهنگ دینی امروز ما وجود دارد خیلی متفاوت است. و آنجا دانشمندان خداباوری هستند که با همان زبان در حال مبارزه با اندیشه ملحدانه اند.
چندی پیش کلیپی از یک برنامه ماهواره ای مذهبی خودی دیدم که در آن مجری برنامه برای رد نظریه تکامل از میزان شباهت ژنوم انسان با موز استفاده می کرد. دیدم در دنیای اسلام که دنیای ایمان آمیخته به برهان و استدلال و علم است اشتباهی را دارند تکرار می کنند که اکثر متدینین در دنیای غرب آنرا مرتکب می شوند و آن به تمسخر گرفتن یافته های علمی است. این در حالی است که در دنیای اسلام آنزمان که علم و ایمان با هم و در کنار هم قرار داشتند تهافتی بین یافته های علمی و ایمانی تصور نمی شد. بلکه در دنیای غرب که اکنون پرچمدار علم است بسیاری از دانشمندان، همین حقیقت را مورد تاکید قرار می دهند.
یک چالش بزرگ برای متدینینی که چنین تصوری دارند و برای علم در کشف حقایق جایگاهی قائل نیستند آنستکه همیشه می خواهند خدای متعال را در منطقه ناشناخته ها تصور کنند لذا همین که پرده از حقایق یک پدیده برداشته شد خلع سلاح می شوند و کوله بار ایمان خود را به سرزمین ناشناخته های باقیمانده منتقل می سازند. این یک معضل بزرگ و در حد زیادی عام در مواجهه مومنان با واقعیت های علمی است. اما مشکل اساسی کجاست؟ چه چیز باعث می شود خیلی از مومنان خدا را در ناشناخته ها جستجو کنند؟ چه تصوری از خدای متعال باعث می شود که با روشن شدن علل طبیعی یک پدیده دیگر ما نتوانیم آنرا به خدا نسبت دهیم؟
به عبارت دین بین اهل علم و اهل دین بطور معمول این تصور بوجود آمده که خداوند تا وقتی می تواند با یک پدیده در ارتباط باشد که علت طبیعی برایش وجود نداشته باشد اما اگر علت طبیعی برای آن کشف شد دیگر نمی توان به دخالت خدا در آن باوری داشت . ما فکر می کنیم یک تصور غلط باعث می شود افراد خداوند را در امور مجهول ببینند نه در اموری که همه ابعادش روشن شده است. یک تصور غلط از رابطه خدا و خلق عامل این معضل است. شما می توانید بگویید آن تصور غلط چیست؟
یا علیم
[/][/]