ظلم

آیا استفاده از احکام اسلامی برای دنیای امروزی مناسب است؟

با سلام

در 1400 سال پیش اسلام در جایی از دنیا آمد که در آن تمدن وجود نداشت و محمد بعد از اینکه در مدینه قدرت را در دست گرفت مجبور بود برای جلوگیری از جرم و جنایت قوانینی وضع کند که در همانجا قابل اجرا باشد چون مثل امروز سیستم قضایی وجود نداشت که مثلا بخواهند مجرم را محاکمه کنند و به نسبت جرمش او را حبس کنند. پس محمد قوانینی مثل قصاص و قطع عضو و دیه و اعدام و شلاق و امثالهم رو وضع کرد. شاید این قوانین برای جامعه عرب آن زمان که مثل کشورهای متمدن امروزی سیستم قضایی نداشت قابل توجیه باشد اما چرا کشورهای اسلامی هنوز تاکید به اجرای این قوانین پس از 1400 سال دارند؟ بعضا حتی میبینیم روی برخی مجرمین هم این احکام رو اجرا میکنند هم آنها را به زندان میفرستند! آیا این خود ظلم نیست؟!

با تشکر

خداوند چرا نان را نصف نکرد اما ماه را نصف کرد؟

انجمن: 

با سلام و عرض ادب
در حین رصد شبهات دین ستیزان به شبهه ای برخورد کردم؛ شبهه ای در قالب کتیبه یا همان عکس نوشته، در نگاه اول حق را به این کتیبه دادم امّا بعد از کمی تأمّل دریافتم که مغالطه ی بزرگی در این کتیبه صورت گرفته که دور از نظر ذهن تیز بین نیست و انسان در می یابد که چنین کتیبه ای مغالطه ی بزرگ و آشکاری دارد.
در پایین کتیبه عکس یک خانم آفریقایی با لباس های کهنه و پاره بود و بچه ی بسیار لاغر و در شرف مرگ بغلش بود و در بالای کتیبه نوشته بود خدا دریا را نصف کرد(ادعای یهود) خدا مرده را زنده کرد(ادعای مسیحیت) خدا ماه را نصف کرد (ادعای مسلمانان) اگر به جای این کارها نان را نصف می کرد احتمالا جهان از عدالت بیشتری برخوردار بود!
با دیدن این کتیه در صدد شدم پاسخ اجمالی به این شبهه بدهم بلکه ان شاء الله به یاری دوستان بزرگوارم پاسخی در قالب کتیبه هم به این عکس نوشته خواهیم داد.
چند نکته در پاسخ این کتیبه :
خداوند دنیای مادی را به گونه ای خلق فرموده است که خوب و بد، ظلم و عدل و ... به دست خود انسان ها صورت می گیرد. یعنی با توجه به اختیار و آزادی اراده ای که خداوند در نهاد انسان به ودیعه گذاشته، انسان ها در اعمال خود مختار هستند و هر انسانی بر اساس اختیار و اراده خود عمل می کند. خداوند تمامی نعماتش را به صورت یکسان به بندگان بخشیده است اما انسان ها با تقسیم ناعادلانه نعمات الهی موجب فقر و ناداری برخی از انسان ها می شوند. قاره ی آفريقا با وجود منابع و معادن غنی و سرشار طبيعی چرا باید فقیر داشته باشد! معلوم می شود افرادی در این نکته از کرده زمین ظلم و تجاوز کرده اند و همین امر متاسفانه موجب پیدایش فقر گردیده است.
مطلب دیگر اینکه: زنده شدن مردگان، نصف شدن دریا و نصف شدن ماه و ... از جمله معجزات پیامبران الهی بوده اند که به جهت اثبات نبوتشان از پیامبران صادر شده است. قرار نیست دنیا با اعجاز اداره شود بلکه اعجاز فقط برای اثبات نوبت کاربرد دارد.
برای توضیح و تبیین بیشتر عرض می شود:
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها می توان دریافت که اصولا این موارد جهات مختلفی دارد:
1- بعضی از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
مشکلات مالی و انواع دردها و رنج ها در بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته بر آن ها یا پدران آن ها شده است. اگر ظلم ها نبود، وضع کنونی یک خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود. خداوند نخواسته ظلم باشد. یا خانواده ای گرفتار فقر و به همین دلیل راهکار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پیامبران ارائه داده، اما چون این راهکار ها به طور کامل به نتیجه نرسیده، چنین اموری هم وجود دارد.
2. خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیده‏ای بدون علت به وجود نمی‏آید. هر آنچه در عالم هستی محقق می‏شود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است، لازمه‏ نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیده‏ها به دنبال علت آن هاست.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کوره‏های ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد، علت و سبب سوزاندن و صدمه دیدن آن ها می‏شود و... ؛ کیفیت زندگی بسیاری از افراد هم در بسیاری از موارد تابع و نتیجه رفتارها و تصمیم گیری های گذشته خود آن ها یا نسل های گذشته شان است همانند بیماری و نقص جسمی برخی افراد که معلول مشکلات و نقائص والدین و مانند آن است .
3- قسمتی دیگر از تفاوت‏ها، طبیعی و لازمه آفرینش انسان است، یعنی هر قدر اصول عدالت در جامعه انسانی رعایت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سلیقه‏ها یکسان نخواهند بود. مسلما بهره مندی از نعمت هایی مانند مال و ثروت هم رابطه مستقیمی با استعداد و توان کار اقتصادی و مانند آن دارد که این امور در همه افراد یکسان نیست؛ این همان حقیقتی است که از آن به تقدیر روزی خداوند نام برده می شود .
به هر حال ماهیت این تفاوت ها هرچه که باشد خداوند بواسطه همین امور بشر را مورد آزمایش قرار می دهد ؛ اما با توجه به آنچه ذکر شد به طور کلی نمی توان گفت خداوند لزوما می خواهد کسی را به بیماری و فقر امتحان نماید ،بلکه این خود اوست که با کیفیت زندگی خود فقر و بیماری را برای خود به ارمغان می آورد و همین زمینه امتحان شدن او به این امور می شود ؛ پس لزوما این گونه نیست که خداوند نوع و شکل امتحان یک فرد را برای او مقدر نماید بلکه این علل و عوامل گوناگون در زندگی او هستند که نوع آزمون او را رقم می زنند .
اما در هر حال علت تحقق شکل این آزمون الهی هرچه باشد ، به دلیل عدالت مطلق خداوند این اختلاف وضعیت ها و تفاوت هایی که در سختی و آسانی امتحان برای افراد مختلف وجود دارد به نحو عادلانه ای مورد محاسبه قرار می گیرند. در واقع همه این اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد مراعات قرار می گیرد .
مطمئناً آنان که در دنیا از نعمات بیش تری برخوردار بودند، بیش تر مورد سؤال و درخواست هستند. باید بیش تر پاسخگو باشند. کسانی که آزمون های سخت فقر و بیماری و ... را گذراندند،وضع بسیار بهتر و آسان تری را پیش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر این تقدیر شکر خواهند کرد که در برابر سختی کوتاه دنیا سعادت ابدی را نصیب آن ها نموده است. یعنی با وجود این تفاوت شکل آزمون ها، عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد ملاحظه می گردد.
در واقع این سختی ها و مشکلات در تاثیرات آن در ایمان و عمل افراد چیزی نیست که از منظر خداوند مخفی بماند و مورد توجه قرار نگیرد و توقعی که خداوند از فردی در حال ابتلاء به آزمونی سخت دارد از توقع در قبال فردی برخوردار و مرفه بسیار متفاوت خواهد بود و در نگاه دقیق ، سختی و دشواری و حسرت حقیقی برای کسانی است که در دنیا به نعمت آزموده شده اند نه به فقر و سختی و بیماری ؛ زیرا در روایات متعددی آمده:« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قیچی در دنيا چيده بودند براى ثواب هایی كه مى‏بينند به اهل بلا مى‏دهند. »( شيخ حسن ديلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شريف رضى‏، قم‏، 1412 ق‏، ج 1، ص 42)

برای مطالعه بیشتر ر.ک: سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، نشر طه، قم،1377ش، ج1
http://www.pasokhgoo.ir/node/72832

حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

انجمن: 

با سلام و احترام
آیا حسن و قبح عقلی، یک نزاع عینی است یا علمی ؟ ( عدل الهی )

بنده سعی کردم حسن و قبح عقلی را متوجه بشوم اما متاسفانه هر کس بیان خاصی ارائه می کند لذا لازم دانستم این مسئله را مطرح کنم و جواب دقیقی به بنده داده شود. تا جایی که میدانم دوستان و کاربران دیگری در این وادی سردرگم اند و شبهات زیادی به همین دلیل مطرح شده است و هر کس برداشت و تفسیری از آن ارائه می دهد. پیش از این در چند مورد در اسک دین به مشکل خوردم که متوجه شدم کلید حل مسئله اینجاست )
آیا چون خوب ، خوب است ، خدا به آن امر می کند ؟ یا چون خدا به آن امر می کند، خوب است ؟ آیا اشاعره حق می گویند یا امامیه ؟
این سوالات تکراری است و تکرار میشود و یک جواب کلی داده میشود اما همچنان ابهام دارد.
برای اینکه برای بنده یا دوستان مشخص شود که مقصود چیست، فروضی مطرح شده است.
بر اساس اینکه خوب و بد ، یک امر حقیقی است یا اعتباری ؟ آیا قابل درک است یا خیر؟ آیا یقینی است یا ظنی ؟ آیا در تضاد با حکم یقینی یا ظنی قرار میگیرد یا خیر ؟ ،فروضی مطرح شده است.
کدام فرض یا کدام فروض یا کدام قطعه از فرضها، مطابق با دیدگاه امامیه است ؟
( مثلا ممکن است کسی بگوید فرض اول و پنجم به جز جمله ی اخرشان، مطابق با دیدگاه امامیه است. )
نکته : ممکن است کسی بگوید تضادی بین عقل و شرع ایجاد نمیشود اما این را وقتی می توان از او قبول کرد که بتواند ادراک یقینی عقل را متزلزل کند و الا باید تن به تعارض و تساقط بدهد. والله العالم
نکته : مقصود از قبیح بودن ِظلم این نیست که مفهوم ِظلم، قبیح است بلکه مصادیق ِظلم قبیح است و عقل ِانسان از روی مصادیق ظلم، مفهوم ظلم را انتزاع کرده است و به قبیح بودن آن حکم کرده است یعنی حکم به قبیح بودن ظلم به حمل شایع صناعی است نه به حمل اولی
کدام یک از احکام صادر شده در فروض، مطابق با دیدگاه امامیه است ؟ ( با فرض ِقبول ِفرض )
هفده فرض داریم :
فرض اول حسن و قبح، امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک، یقینی است اما در برخی موارد، ادراک ِیقینی داریم و درمواردی این ادراک یقینی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار می گیرد.
حکم : اذا تعارضا تساقطا
مثال : با توجه به فرض مسئله : بهره جنسی زوری از کنیز - عقل یقین به ظلم و قبحش دارد و حکم شرعی، یقین به جواز است ( این مثال یا مثال های دیگر را در هر مورد در نظر بگیرید )
فرض دوم حسن و قبح، امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک یقینی است اما در برخی موارد یقینی است و در مواردی، این ادراک یقینی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار میگیرد.
حکم : حکم عقل مقدم میشود.
مثال : خبر واحد که ظنی است دلالت بر جواز تحلیل کنیز دارد و عقل، یقین به ظلم بودنش دارد پس حکم عقل مقدم میشود
فرض سوم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است و در همه امور است و در مواردی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار میگیرد
حکم : حکم شرع مقدم میشود.
فرض چهارم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است و در همه امور است و در مواردی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار می گیرد.
حکم : اذا تعارضا تساقطا
فرض پنجم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است اما در برخی امور است و در مواردی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار می گیرد.
حکم :حکم شرع مقدم میشود
فرض ششم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است اما در برخی امور است و در مواردی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار می گیرد.
حکم : اذا تعارضا تساقطا
فرض هفتم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به همه آنها آگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم یقینی شرع است.
حکم : حکم شرع مقدم میشود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نشده است)
فرض هشتم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به همه آنها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم ظنی شرع است.
حکم : حکم شرع مقدم میشود. ( تضادی بین عقل و شرع فرض نشده است )
فرض نهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم یقینی شرع است.
حکم : به حکم شرع عمل میشود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
فرض دهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم ظنی شرع است.
حکم : به حکم شرع عمل می شود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
فرض یازدهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم و شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه نکرده است.
حکم : نسبت به همان برخی از موارد هر طور تشخیص می دهیم عمل می کنیم ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمی شود )
فرض دوازدهم حسن و قبح، امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم و شارع ما را نسبت به حسن و قبح هیچ امری اگاه نکرده است.
حکم : هر طور تشخیص می دهیم عمل می کنیم ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
( آیا چنین فرضی امکان دارد؟ )
فرض سیزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات ِشخص معتبر ( = اعتبار کننده = خدا ) به امر و نهی اش پی ببریم. و در مواردی این حکم یقینی است و در تضاد با حکم یقینی شرع است.
حکم : اذا تعارضا تساقطا
مثال : ( کس یا کسانی هستند از اصولیین و غیره که تابع این دیدگاه هستند )
مقدمه اول : ما خدا ( اعتبار کننده یا معتبر ) را به صفت حکمت میشناسیم ( = حکم یقیینی )
مقدمه دوم : و حکیم بر اساس حکم عقلا و متناسب با آنها حکم می دهد نه بر خلاف آنها ( و به نوعی شارع خودش از عقلا است آن طور که در اصول فقه نیز گفته اند ) ( = حکم یقینی )
پس نتیجه می گیریم
خداوند اگر بخواهد درباره بهره بری و تحلیل جنسی کنیزان حکم کند، حتما از ان نهی خواهد کرد چون این کار خلاف مشرب عقلا است. لذا حکم خداوند متناسب با حکم عقلا خواهد بود به دلیل حکمت.
این حکم می تواند با دلیل قطعی شرع یا ظنی شرع در تضاد قرار بگیرد و خودتان در فروض بعدی پیاده کنید
فرض چهاردهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم یقینی است و در تضاد با حکم ظنی شرع است.
حکم : حکم عقل مقدم میشود ( مثال فرض سیزدهم )
فرض پانزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم ظنی است و در تضاد با حکم یقینی شرع است.
حکم : حکم شرع مقدم میشود ( مثال فرض سیزدهم )
فرض شانزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم ظنی است و در تضاد با حکم ظنی شرع است.
حکم : اذا تعارضا تساقطا ( مثال فرض سیزدهم )
فرض هفدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما نمی توانیم در هیج موردی از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم.
حکم : به حکم شرع، چه یقینی و چه ظنی عمل می کنیم. ( تضادی شکل نمی گیرد )

چرا باید به خاطر عمل زشت دیگری ، فرزندان و یا نسل های بعدی او تنبیه شوند؟

[B]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله(ص)






[/B]



[B]السلام علیک یا امیرالمومنین (ع)

السلام علیکم یا اهل بیت نبوه (ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان (عج)



================================


سلام علیکم

این حدیث در کتاب وسائل الشیعه به امام صادق علیه السلام منتسب شده است:

[ 20952 ] 13 - وعن أبيه ، عن سعد ، عن أحمد بن محمد ، عن علي بن

الحكم ، عن أبي القاسم ، عن عثمان بن عبد الله ، عن محمد بن عبد الله


الأرقط ، عن جعفر بن محمد عليهما السلام قال : من ارتكب أحدا بظلم






بعث الله من ظلمه مثله أو على ولده أو على عقبه من بعده .












امام صادق(ع) فرمود:کسی که بر احدی ظلم ستمی کند خداوند کسی را برمی انگیزد که همانند ستم را بر او یا فرزندان او یا نسل بعد از او روا دارد.

الحر العاملی؛وسائل الشیعه،مؤسسة آل البيت (ع) لإحياء التراث بقم المشرفة،1414،ج16،ص50.


سوال ها :

1)

لطفا از نظر سندی این حدیث را بررسی کنید.





(اگر اشتباه نکنم این حدیث باید ضعیف باشد و به معصوم منتسب نیست)




2) در صورت صحت سند این حدیث:

الف) آیا می توان عقلا چنین حدیثی را پذیرفت،یعنی آیا عقلا مورد قبول است که به خاطر ظلم یک نفر فرزندان و یا نسل های بعدی او مجازت شوند؟

یا باید عقلا این حدیث را رد کرد؟

ب) اصولا عقل در سنجش میزان اعتبار روایت چقدر معتبر و قابل استناد است؟

عقل چه جایگاهی در علم رجال دارد؟


3)آیا می توان با اصل شخصی بودن مجازات ها یا قاعده وزر که در آیه 164 سوره انعام نیز آمده است (
و لا تزر وازرة وزر اخر)




انتساب این حدیث به معصوم را رد کرد و آن را ضعیف دانست؟

آیه 164 سوره انعام :

بسم الله الرحمن الرحیم



قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۱۶۴﴾



















بگو آيا جز خدا پروردگارى بجويم با اينكه او پروردگار هر چيزى است و هيچ كس جز بر زيان خود [گناهى] انجام نمى‏دهد و هيچ باربردارى بار [گناه] ديگرى را برنمى‏دارد آنگاه ازگشت‏ شما به سوى پروردگارتان خواهد بود پس ما را به آنچه در آن اختلاف مى‏كرديد آگاه خواهد كرد (۱۶۴)


موفق باشید




width: 100%




[/B]

آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

با سلام

دوستان مطلع هستند که بسیاری از زوج ها قبل از ازدواج و قبل از بچه دار شدن، مشاوره انجام میدهد. برای اینکه بدانند فرزند آنها سالم خواهد بود یا خیر.
مثلا در ازدواج های فامیلی این مسئله اهمیت بیشتری دارد. یا وقتی یکی از والدین بیماری خاصی داشته باشد.
باز به عنوان مثال یکی از مناطقی که بیشترین بیماریهای نادر ژنتیکی را دارد مربوط به استان سیستان است و علت عمده ی آن ازدواج های فامیلی می باشد.
و پزشک ممکن است از صفر تا صد احتمال مشکل یا بیماری در فرزند بدهد.

طرح سوال
اگر ما درصد اعلام شده توسط پزشک را به چهار دسته تقسیم کنیم
یقین و ظن و شک و احتمال
یعنی صد درصد یا 80 درصد یا 50 درصد یا 25 درصد

آیا پدر و مادر در هر یک از صور، ظالم هستند؟
مثلا پزشک بگوید قطعا فرزند شما بیماری عصبی خواهد داشت و درد خواهد کشید.
یا فلج خواهد بود یا فلان بیماری را خواهد داشت که بیش تر از ده سال زنده نخواهد ماند.
یا سندروم داون خواهد داشت یا کوتاه قامت خواهد بود.

مثلا در یک مستند خانمی از پزشکش پرسیده بود چند درصد احتمال دارد فرزندش کوتاه قامت باشد و مثلا گفت 25 درصد و ان خانم گفت من بچه دار نمیشوم چون دوست ندارم فرزندم مانند من باشد و ...
یا در مستند دیگری چهار فرزند متوالی خانواده فکر کنم سندروم داون یا ... داشت. آیا چنین خانواده ای در صورت اوردن فرزند پنجم ظالم است؟

چکیده سوال

اکنون آیا پدر یا مادری که میداند یا احتمال قوی یا حتی ضعیف میدهد که فرزندش زجر خواهد کشید، اگر فرزند بیاورد کار غیر اخلاقی انجام داده است یا خیر؟ آیا احتیاط کردن در این زمینه، شرط عقل است؟!

آیا خداوند نسبت به مخلوقات خود مهربان است؟

با عرض سلام
آیا خداوند نسبت به مخلوقات خود در این جهان مهربان است؟ مهربانی او چه معنایی دارد، کاربرد مهربانی او برای موجودات مختلف اعم از انسان، سایر جانداران و اجسام چیست و اگر مهربان نبود چه رخ میداد؟
با تشکر

مصادیق ظلم در قرآن

انجمن: 

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که طرح آن با آیدی خودشون ممکن نبود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:


نقل قول:


سلام
مطابق آیه «لایحب الله لجهر بالسو ... الامن ظلم» لطفا به صورت مستند بفرمایید که مصادیق ظلم چیست؟
آیا بی احترامی های معمول و روزمره زندگی هم مشمول ظلم می شود یا منظور موارد خاصی از ظلم هست؟
با تشکر


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

ظلم به نفس

با سلام و عرض ادب

با توجه به اینکه ظلم ، گناه محسوب میشه ، آیا اعمالی که منجر به ظلم به خود میشه هم جزء همین دسته ست ؟ ظلم به نفس مثل ، خوردن و آشامیدن و مصرف چیزهایی که میدونیم مضره ، مثل سیگارکشیدن ، تغذیه نامناسب و ... با علم به اینکه اینها مضر هستن ولی باز مصرف میشه.

آیا این دسته، از اونجایی که باعث کوتاه شدن عمر و فساد زودرس بدن میشه ، قابل بخشش است؟ برای من همیشه جای سواله که چرا مراجع نمیان سیگار رو علنا و رسما حرام اعلام کنن با اینکه آثار سوءش بر همه عیانه. یا همین فست فودهایی که هزارویک نوع آلودگی و بیماری رو منتقل میکنن و به مرور جسم رو بیمار و در نتیجه انسان رو فلج میکنن.

اینجا احادیثی در مورد ظلم کردن بیان شده که زیباست .

ظلم کردن نسبت به دیگران همیشه در مرکز توجه بوده . اما چرا دقتی به ظلم به نفس نمیشه ؟ ممکنه یه عده فکر کنن که خب بدن خودمونه هر جوری بخوایم باهاش رفتار میکنیم ، اما آیا ما نباید پاسخ گوی حتی ظلم به اعضا و جوارح خودمون هم باشیم ؟ آیا اینطور نیست که احترام به خود مقدمه ی احترام به دیگران است؟

سپاس

پیروی از حدیث یا تحمیل حدیث؟

انجمن: 

[=&amp] با سلام[/]

[=&amp]به ما گفته شده است که یک انسان باید احکام دینی خودش را بلد باشد و سه راه در پیش روی ما گذاشته اند :[/]

[=&amp]یا از مجتهد عالم یا اعلم تقلید کنیم.[/]

[=&amp]یا خودمان مجتهد ( کلی یا جزئی) شویم.[/]

[=&amp]یا احتیاط کنیم.[/]

[=&amp]و هم چنین گفته اند منابع دینی ما عبارت است از :[/]

[=&amp]کتاب، سنت، عقل و اجماع ( کاشف از قول یا فعل معصوم)[/]

[=&amp]و هم چنین گفته اند که [/]

[=&amp]سنت از طریق روایات و احادیث کشف میشوند.[/]

[=&amp]و نیز گفته اند که [/]

[=&amp]احادیث متواتر، قطعی الصدور هستند و احادیث غیر متواتر ظنی الصدور.[/]

[=&amp]و باز احادیث غیر متواتر باید از جهت سند و محتوا بررسی شوند تا حدیث ظنی معتبر را به دست آوریم.[/]

[=&amp]و نیز گفته اند[/]

[=&amp]احادیث ظنی معتبر، به دلیل سیره عقلا و کتاب و سنت ، حجت هستند.[/]

[=&amp]حال در این مسیر با یک معضل روبرو هستیم به نام[/]

[=&amp]اختلاف در اجتهاد [/]

[=&amp]( که تمام جامعه مسلمانان را در بر میگیرد با تفاوت های بسیار که طیف وسیعی از حلال و حرام ها و عبادات را در بر میگیرد.)[/]

[=&amp]از طرفی گفته شده است که اجتهاد هر کس برای خودش و مقلدان او، حجت است. اینجا معضل دیگری رخ می نماید.[/]

[=&amp]تعارض و تزاحم بین این اجتهاد ها ایجاد می شود. [/]

[=&amp]( آیا در تزاحم و تقابل بین اجتهاد مجتهدان باز هم اجتهادشان برایشان حجت است ؟ یا ظلم است ؟ )[/]

[=&amp]حال سوالات اصلی این است که :[/]

[=&amp]یک مجتهد بر اساس منابع ظنی یا قطعی، به احکامی دست می یابد و این احکام را به خداوند نسبت می دهد. مثلا گفته میشود تمام آلات موسیقی حرام است. یا گفته میشود ریش تراشی حرام است یا گفته میشود علت حکم عده، عدم الحمل است و ...[/]

[=&amp]سوال اول : اگر قبول کنیم که بخش اعظمی از این احکام از منابع ظنی الصدور هستند آیا مجتهد می تواند به صورت قطعی این احکام را به خداوند نسبت بدهد ؟[/]

[=&amp]سوال دوم : آیا یک مجتهد می توند احکام استنتاجی خود را به دیگران تحمیل کند ؟ یا دیگران را قضاوت کند ؟ مثلا بگوید فلانی کار حرام انجام داده است ؟ یا مثلا بگوید فلانی باید تعزیر شود ؟ [/]

[=&amp]آیا مقلدان یک مجتهد می توانند بنا به رساله ی یک مجتهد ، نظر او را بر دیگران تحمیل کنند یا به دیگران نسبت فعل حرام بدهند ؟[/]

[=&amp]آیا در این موارد باز هم مجتهد می تواند بگوید افعال من حجت هستند ؟ یا اینکه فعل مجتهد، مصداق بارز ظلم و تحمیل اجتهاد خودش است ؟[/]

صفات و خصوصات ظالمین از دیدگاه قرآن کریم

با سلام
از آنجاییکه در قرآن آمده یکی از آن دسته از افراد هایی که خداوند هرگز آنها را هدایت نمی کند ظالمین هستند
می خوام بدونم از دیدگاه قرآن ظالم یا ظالمین چه خصوصیاتی دارند؟
ممنون