دینداری

دین عامل صلح و یا جنگ؟

انجمن: 

یکی از اشکالاتی که همیشه به مسلمانها وارد میشه این هست که دین اونها خشن هست و شاهدش طالبان و القاعده و داعش و ... 

در منطقه خاورمیانه اسلام وجود داره و بحرانی ترین منطقه جهان هست.

مخالفان اسلام این رو به خود دین اسلام ربط میدن که سبب شده اختلاف و جنگ در خاورمیانه تمام بشود.

اما موافقان اسلام میگن این ربطی به اسلام نداره و عملکرد مسلمانها ارتباط داره. 

اما سوالی اینجاست که مهمه بهش بپردازیم: آیا عملکرد مسلمانها ارتباطی به دین اسلام نداره؟ اگر میان دین و عملکرد فرق هست، پس در این صورت خوبی رفتارهای یک مسلمان هم بی ارتباط به دینه و در این صورت نیازی به دین نیست! اونی که خوبه خودش خوبه و اونی که بده خودش بده. 

به هر حال میخواستم رابطه دین و عمل رو بهتر بفهمم.

 

می خواهم دوباره اعتقاداتم را قوی کنم

سوال داشتم خدمتتون 
تازگیا خیلی برای نماز خوندن کاهلی میکنم بیخیال شدم از دین ،حال نمیدونم چکار کنم دوباره برگردم مثل قبل بشم

اعتقادمو زیاد کنم

خواستم کمکم کنین ممنون میشم

نهیلیسم فراگیر

سلام آيا «پوچ گرايي» ویژگی جدانشدنی عصر حاضر نیست؟؟ ظاهرا قبلا نبود و الان آمده و آینده هم حضور داره و نمیشه ازش فرار کرد!

همه گرفتارش شدند خصوصا در غرب و الان در شهرهای بزرگ ما.

چه باید کرد تا از این وضعیت نجات یافت و زندگی را معنادار کرد؟

سادگی یا دینداری؟

خسته شدم از بس که سعی بر رعایت مسائل دینی داشتم و بهم برچسب سادگی زدند و فکر کردند می تونن گولم بزنننن
چه برخوردی کنم که هرکی منو دید خیال سواستفاده به سرش نزنهههههههه
من از نظر اجتماعی فرد تحصیل کرده و موفقی هستم وضعیت حجاب و تیپم هم میانه است شیاد خیلی از بچه های اینجا به ظاهر من بگن قرتی!اما به نظرم میانه است چون بقیه می گن ساده است!
ولی خب به اعتقاداتم پایبندم دلم نمی خواد هر پسر مسخره ای بهم نزدیک بشه دلم نمی خواد دروغ بگم که به چیزی برسم
سعی می کنم تو برخوردم مودب باشم کسی اذیت نشه از حرف و ......
خیلی مراعات دل مردم رو می کنم اما متاسفانه هرکی میرسه میگه ساده!محترمانه خنگ! و برخوردی با من میکنه که انگارررر من یه دختر بد راهم که راحت می تونن استفاده کنن

نگید مشکل از رفتار منه که باور کنید این مشکل رو من با کسانی دارم که شاید بنا به نیاز کاری بوده و اصلا همدیگه رو ندیدم اما سریع مسیج ها ی.....شروع میشه
لطفا کمکم کنید

دینداری در اوضاع و شرایط زمانه ی فعلی

با سلام
با توجه به حدیث پیامبر (ص) که فرمودند دین داری در آخرالزمان همانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است.
مفهوم این حدیث چیست؟و همانطور که نمیتوان آتش را در دست نگه داشت, آیا دین دار بودن(با ایمان بودن) هم غیرممکن است؟
اگر لطف کنید توضیح بدید ممنون میشم.

سؤالات و مشکلاتی برای دینداری یک جوان: سؤال دوم

با نام و یاد دوست

عرض سلام و ادب

این سوال ،‌ سوال یکی از کاربران سایت هست که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

بنده در ابتدا زیاد اهل دین و این جور چیزا نبودم . خیلی کافرم نبودم ها ولی زیاد توی باغ نبودم تا این که خدا رو شکر تا حدودی وارد باغ همون دم دمای درش شدم . تا چند وقت اول خوب بود تا این که بعد از چند مدت به یکی سری مشکلاتی بر خوردم . شاید همشون یک ریشه داشته باشند نمی دونم و شاید ترتیب این حرفایی که می خوام بزنم به ترتیب نباشه دیگه خودتون ببخشید نمی دونم دقیق از کجا باید شروع کنم هرچی به ذهنم می رسه می گم .
بعد از یک مدتی که احساس کردم دارم تقریبا خوب پیش می رم یعنی تقریبا سعی بر ترک محرمات دارم بعدش اون زمان مطالعه دینیم خیلی زیاد نبود ولی کم هم نبود . سخنرانی زیاد گوش می کردم و از این جور چیزا.
بعد شاید جور گیر شدم . سعی بر این داشتم که کلا فول ترک محرمات کنم . این شد که کلا زیاد فکر به دین و مسائل دینی می کردم ، به خدا زیاد فکر می کردم، به امام زمان علیه السلام و...
دعای های توسل و کمیل و ندبه رو هر هفته شرکت می کردم و فعالیت های دینی دیگه. مطلبی درون پرانتز :(راستش این خیلی عقیده ام بود و تا حدودی هستش که : افرادی مثل بزرگان ما که مراحل سیر و سلوک رو طی کردند با بقیه فرق داشتند . یک جورایی سختی کشیدند. اگر تو هم مثل بقیه باشی به همون نتیجه ای می رسی که بقیه رسیدند. همین طوری رفتار کردند خیلی ها که این شده که طرف پنجاه ساله اسمش آدم مذهبی هستش ولی به هیچ جا نرسیده . یک حال درست و حسابی تو نماز نداره) . البته این فعالیت های دینی حال هم می دادها ولی بعد یک حالت تکراری برام پیش اومد. روزام به یک سیر خاصی طی می شد.
این رو هم بگم خودم می دونم که باید تعادل رو در دین داری حفظ کرد و مثلا فعالیت های جنبی هم داشت و از لذایذ حلال استفاده کرد اما یک سری مسائلی وجود داره .
مثلا ببینید شاید مسافرت جزو برنامه های مفرح و روح افزا باشه ولی من مثلا می بینم وقتی اگر برم شمال نمازم ، از اول وقت و جماعت بودن می اوفته به چند ساعت دیرتر و این تازه تو راه مسافرته . شاید توی اون شهری که می خوای بگردی مثلا با یک جمعی از خانواده یا فامیل هستی بعد نمی تونی به بقیه بگی یا جورش کنی دوباره مجبوری دیرتر نماز بخونی . توی این مسافرته چند روزه چند بار نمازت دیر می شه . تاره تو اکثر جاها نه همه جا اوضاع حجاب و اینا خرابه می یای یک ذره ریلکس باشی می بینی یک عده اومدن اونجا رو به گند کشیدن . یا اصلا همین پارک می خوای بری اگر اطرافیانت توجه نداشته باشند می گن آره ساعت هفت عصر بریم که هوا خنکه تا فلان موقع که در اون صورت بازم نماز دیر می شه و... بسیاری از مواردی از این قبیل.

پس می تونم بگم که تا این جا این مشکل برام هست که اگر بخوام برم جایی تفریحی و این ها حد وسط ندارم یعنی دلم نمی یاد دعای کمیل و سایر مسائل نماز اول وقت و ... و در کل آن چیزی که برای خودم یک آرمان و ضرورت محسوب می شه رو ول کنم و اگر احساس کنم که قراره به هر دلیلی اختیارن یا جبرا به این ها لطمه ای بخوره به شدت ناراحت می شم و استرس می گیرم مثلا اگر کاری اداری یا چیزی باشه حاضرم ساعات خیلی اولیه صبح برم انجام بدم تا مبادا به ظهر و نماز برخورد کنه . یک رفتار دوگانه دارم از یک طرف می دونم که اگر همین طور پیش برم شاید افسرده بشم مثلا یا زده بشم و از طرفی اصلا و اصلا دلم نمی یاد مثلا یک چیزی مثل نماز اول وقت و به جماعت مسجدمون رو ول کنم !

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

پارتی بازی یا دینداری

انجمن: 

سلام به کارشناس های محترم و دوستان گرامی

من توی رشته خودم و در برخی کارهای مرتبط تخصص بالا و علم دارم . که رزومه علمی و کاری من اون رو ثابت می کنه(به دلیل عدم شناخت شخصی شما ازمن این که گفتم تعریف از خود نیست)
به دلایلی مثل اعتقاداتم , وضعیت بد جامعه کاری کشور و یا بدشانسی شغلم خیلی متناسب با سطح علم و تخصصم نیست.
در حال حاضر در یک موسسه فرهنگی به دلایل انگیزه های شخصیم به صورت داوطلبانه کار می کنم و کار مرتبط با رشته ام هم که کمی پول توش هست رو هم دارم

برخی افرادی که من رو می شناسند و از توانایی هام اطلاع دارند و در کنارش شخصیت بد بنده هم برای اونا ارزشمند جلوه کرده بهم پیشنهاداتی میدهند.
از جمله معرفی و پارتی شدن برای جایگاه بالاتری که من می تونم داشته باشم و یا موضوعات دیگه . در یک مثالش من رو میخواند جایی معرفی کنند که الان یکی از هم کلاسی های ده سال پیش خودم که آدم دودره بازی بود که این پله های ترقی رو به زور پول و پارتی طی نموده قرار گرفته ... استدلال می کنند به اینکه اگر من تو اون جایگاه باشم حق مطلب رو بهتر می تونم به جا بیارم و به جامعه بیشتر می تونم کمک کنم و تو این فعالیت های فرهنگی که باهاشون انجام می دم رو به اون سمت بکشونم . در مجموع می تونم بگم معتقدند من بهتر می تونم تو اون جایگاه خدمت کنم.
خوب حتی اگه این نظر اونها واقعیت داشته باشه من با وسیله ی اشتباه دارم به هدفم می رسم . اینطور نیست؟ فرق من ک با پارتی برم سر اون کار و اون دوستم که عمرا به این چیزا اعتقاد داشته باشه پیش خدا چیه؟
وقتی من شخصا برای موقعیت شغلی فوق الذکر اقدام کردم و اونجا رفتم مسئولینش خیلی خوب برخورد کردند و از دیدن رزومه من خوششون اومد و گفتند زنگ می زنند . و هیچ وقت زنگ نزدند
ولی من سال هاست به همون اندازه که قبول کردم که در سطح پایین تری باشم و پاچه خاری نکنم و بازیکن زمین بازی دیگران نباشم و قبول کردم که من هیچ وقت از کسی به عنوان پارتی استفاده نخواهم کرد.
آیا این تفکر من درست هست؟ اگه آره نتیجش که تا الان برام خوب نبوده .
چطوری میشه بین چند نفر که تخصص نسبی انجام یک کار رو دارند و یکی از اون ها با پارتی اون موقعیت رو کسب کنه قضاوت کرد؟ آیا اگر کسی برای انجام کاری تخصص داشته باشه و پارتی بازی براش بشه دیگه گناه نکرده(چون تخصص داره)؟

آیا انتظار داریم در سایه دین هیچ رنجی نکشیم ؟

انجمن: 

سلام بر شما
با توجه به نگاه بعضی از ماها به دین این سوال قابل طرحه که :
آیا انتظار داریم در سایه دین هیچ رنجی نکشیم ؟
آیا دین چنین وعده ای به ما داده ؟
آیا این نگاه با مسیر تکاملی که دین برای ما در نظر داره سازگاره ؟
یا علی

فرایند عقلی پذیرش دین و عصمت

انجمن: 

با سلام و عرض ادب.

در مورد لزوم پذیرش دین و عصمت فرایند استدلالی ساده ای در زیر ارائه شده است. ممنون می شوم نظر خود را در مورد آن بفرمایید:

1- بشر موجودی است که ابزاری برای استدلال به نام عقل دارد.

2- از انسان بیش از آنچه توسط عقل او قابل فهم است انتظاری نیست.

3- انسان با استفاده از عقل خود به وجود خالق و مبدأی برای جهان پی می برد.

4- بشر برای تکامل و سعادت نیازمند قانون است.

5- هرچه قانون زندگی بشر دقیق تر و کامل تر باشد بهتر است. به عبارت دیگر هرچه منبع قانونگذار از تجربه و علم بیشتری برخوردار باشد مطلوب تر است.

6- لذا پیوستن به مکتب یا چارچوب فکری برتر عقلاً پسندیده و لازم است.

7- اگر قانون و پیامی از سوی خالق برای انسان آمده باشد آن قانون بخاطر مزیت در ابعاد معنوی و دقت بالاتر در اصلاح امور فردی و اجتماعی بر هر قانون دیگری ترجیح دارد.

8- بنابراین اگر انسان بتواند به نظر خالق خود در مورد روش زندگی دست یابد عقلاً باید آن را برگزیند.

9- کسی که پیامی خارجی از سوی خدا به او نرسیده است عقلاً باید به بهترین جهان بینی و مکتب فکری که از آن آگاهی دارد ملتزم باشد و آن مکتب همان دین اوست.

10- با توجه به صفات خداوند متعال بعید نیست که برای هدایت بشر فرستاده ای از سوی خود بفرستد.

11- اهل ادیان اخبار موثقی دارند مبنی بر این که خداوند عده ای از انسان های برگزیده (به نام پیامبران) را مأمور ارسال قوانین خود نموده است.

12- اگر خداوند از پیام خود محافظت نکند هدف اصلی یعنی هدایت و امکان اعتماد مردم به گفتار و کردار فرستادگان الهی نقض می شود.

13- خدا موجود عاقلی است و نقض غرض نمی کند.

14- پس اگر مطمئن شدیم کسی فرستاده خداست عصمت او در دریافت و ابلاغ و نشر پیام وحی امری ضروری است.

البته در این تاپیک قصد نداریم به تفصیل تمام موارد فوق بپردازیم. بلکه خواستم از دوستان و کارشناسان محترم تقاضا کنم ارزیابی یا ییشنهاد خود را در خصوص قوت و ضعف روند منطقی استدلال فوق بیان کرده و اگر احیاناً با مواردی موافق نیستند علت مردود بودن آن را از دید خودشان بفرمایند.

با تشکر. :Gol:

آیا برای اخلاق خوب و پسندیده نیاز به دین داریم؟

درود

آیا برای داشتن اخلاق خوب و پسندیده نیاز به دین داریم؟ آیا یکی بدون دیگری ممکن است؟ آیا می توان بدون دین انسان خوبی بود؟

لطفا توضیح کامل دهید.

با تشکر.


کارشناس بحث : استاد