دلالت معجزه

اشکال بر دلالت معجزه برای اثبات نبوت

انجمن: 

سلام
خسته نباشید

همان طور که میدانید، متفکّران اسلامی «معجزه» را به عنوان مهمترين و محكمترین نشانه قطعی نبوت معرفی ميكنند اما من در ادامه اشکالاتی و احتمالاتی را مطرح میکنم که نشان میدهد حتی آوردن معجزه هم نمیتواند راهی یقینی برای اثبات صدق گفته مدعی نبوت باشد.

۱. ما نمیتوانیم تشخیص دهیم که کاری که مدّعی نبوت به عنوان معجزه انجام میدهد، خارق العاده است یا نه. یعنی راهی نیست که بتوان تشخیص داد که این فعل از عهده نوع بشر خارج است. مثلا ممکن است شعبده ای خارق العاده باشد اما معجزه نباشد یا کاری ظاهرا خارق العاده باشد ولی در واقع اینگونه نباشد و شرایط باعث شود که شعبده ای، خارق العاده و معجزه به نظر برسد مثلا در میان مردم ساده و عوام و بیسوادی که تا به حال شعبده ندیده اند، اگر شعبده ای انجام دهیم، آن ها فکر میکنند که این معجزه است. پس خارق العاده بودن ملاک دقیقی نیست چون حتی شعبده و سحر هم میتواند خارق العاده باشد.

 

۲. اینکه شعبده با اذن و کمک خدا صورت میگیرد، قابل اثبات نیست. از کجا معلوم که خدا این قدرت را برای اثبات نبوت به آن فرد داده؟ از کجا معلوم که موجودات دیگری به آن فرد آن قدرت را نداده اند؟ شاید جنیان که قدرت زیاد و فرابشری دارند، آن فرد را کمک میکنند. اصلا چگونه قابل اثبات است که این کار از عهده بشر خارج است؟ من هيچگاه نميتوانم به همه قوانين و اسرار طبيعت علم پيدا كنم تا پس از آن قضاوت كنم كه آيا فلان كار شگفت انگيز در چارچوب قوانين طبيعت ميگنجد يا نه. به عبارتی دیگر، اصولا دانش بشر نسبت به طبيعت، دانشي تجربي و استقرايي و در نتیجه غيرقطعي و غيريقيني است. بنابراين وقتي با پديده هايی مواجه ميشويم كه با شناخت ما از طبيعت و قوانين آن ناسازگار است، با اين شك و ترديد مواجه ميشويم كه شايد آنچه ما پيش از اين به عنوان قانون طبيعت ميدانستيم، واقعاً قانون طبيعت نبوده است و ما در اشتباه بوده ايم. از اينها گذشته، ما هنوز نسبت به بسياري از استعدادها و توانايي هاي شگفت انگيز و اسرارآميز انسان جاهليم و لذا ممكن است در مواجهه با بسياري از اعمال شگفت انگيز كه از برخي انسانها سر ميزند، به تبيينهاي ماورائي روي بیاوریم و اين رويكرد شايد خطا باشد. 

 

۳. قابل اثبات نیست که کاری که ادعا شده معجزه است، قابلیت تعلیم و تعلّم ندارد. اصلا نمیتوان فهمید که آن کاری که مدّعی نبوت انجام میدهد را آموزش ندیده و اینکه از کجا معلوم که قابل تعلیم نیست؟ شاید مدّعی ادعا کند که من این کار را نه آموزش دیده ام و نه میتوانم به کسی یاد دهم. آیا باید این ادعا را باور کنیم؟ من هر چقدر هم در زندگي او و گذشته هايش تحقيق و جستجو كنم، نميتوانم در اين مورد به نتيجه هاي قطعي و يقيني برسم.

 

۴. اصلا نمیتوان فهمید که این کاری که ادعا شده معجزه است، معارض و مثل دارد یا نه؛ من حتي اگر بتوانم با جستجو در سرتاسر كره زمين و پرس و جو از همه مردم جهان در اين مورد كه «آيا كسي ميتواند مثل فلان عمل شگفت انگيز را انجام دهد يا نه» با پاسخ منفی همه مردم جهان مواجه شوم (يعني يك استقراء تام كه البته ناممكن است)، بازهم نميتوانم يقين كنم كه فعل مدعي نبوت واقعاً بلامعارض است، زيرا اين استقراء تام، سال ها طول ميكشد و در اين مدت ممكن است كودكان خردسالی كه مورد پرس و جو قرار نگرفته اند و اكنون پس از سال ها تبديل به مردانی كامل شده اند، قادر به انجام آن فعل باشند. اگر خوب دقت كنيم اين استقراء هيچگاه تمام شدني نيست و بنابراين به نتيجه نميرسد، زيرا فرد جواني كه امروز به 
سئوال من پاسخ منفي داده است، ممكن است چند سال ديگر به هر طريقي به راز آن كار پي برده و قادر به انجام آن شود و اين احتمال در همه موارد و در همه زمانها وجود دارد. بنابراين هيچ راهی براي يافتن پاسخي قطعي و يقيني براي اين سوال كه آيا در سراسر جهان كسي ديگر هم پيدا ميشود كه بتواند آن فعل خاص را كه مدعی نبوت به عنوان معجزه آورده است انجام دهد يا نه، وجود ندارد. اصلا اینکه بگیم چون هیچ کسی مثل این کار را بالفعل نیاورده پس هیچ کسی، بالقوّه هم قدرت این کار را ندارد، استدلالی ضعیف و ظنّی است و نکته دیگر اینکه ما باید تا قیامت صبر کنیم و ببینیم که هیچ کسی در آینده هم نمیتواند مثل این فعل را بیاورد، آن وقت به یقین برسیم که در هر صورت این راه ما را به یقین نمیرساند.
علاوه بر اینکه شعبده و سحر هم میتواند خصوصیت بلامعارض بودن را داشته باشد و توسط ساحر یا شعبده بازی خیلی ماهر و قوی انجام بگیرد و هیچ کس نتواند مثل آن بیاورد.

 

۵. چگونه میتوان به قطع و يقين فهميد كه در كار او حيله و نيرنگي نبوده است؟ فرض كنيم كه عده اي از ساحران و شعبده بازان آن زمان كه شاهد ماجرا بودند نيز تصديق كرده اند كه كار موسي از نوع سحر و شعبده نبوده است، ولي تصديق آنها نميتواند شك و ترديد ما را بطور كامل از بين ببرد، زيرا آنها فقط «متخصص در سحر و شعبده بازي» بوده اند نه معصوم! هر متخصصي هر چقدر هم كه در كار خود تخصص داشته باشد، ممكن است در تشخيص و درك موضوع خطا كند. ممكن است دانش و تجربه موسي در سحر و شعبدهبازي بسيار فراتر از ساحرانِ دربار فرعون بوده و از روش ها و فنوني استفاده كرده است كه ساحرانِ حاضر در صحنه نسبت به آن ها بي اطلاع بوده اند و از آنجا كه در برابر موسي به نحو چشمگيري شكست خورده و از كار او فوق العاده شگفت زده شده اند، گمان كرده اند كه كار موسی از نوع سحر و يا شعبده بازي نبوده و او واقعاً عصا را به گونه اي معجزه آميز تبديل به مار يا اژدها كرده است. از اين گذشته، گواهي ساحران (به عنوان متخصصان در موضوع سحر) حتي اگر درست باشد نيز مشكلي را حل نميكند. آنها حداكثر ميتوانند سحر نبودنِ عمل موسي را تشخيص دهند، نه معجزه بودن آن را. نميتوان گفت كه اگر معلوم شد عمل موسي از نوع سحر و شعبده نيست، پس حتماً معجزه است. ساحران نيز بايد به اين سوال پاسخ دهند كه (حتي اگر فرض كنيم عمل موسي از نوع سحر نبوده است) چگونه ميتوان اثبات كرد كه او اين كار را از كسی نياموخته است و در سراسر جهان نيز هيچكس نميتواند مثل آن را انجام دهد؟ چگونه ميتوان فهميد كه كار موسي «خارق العاده» و يا خلاف جريان طبيعي پديده ها و حوادث اين جهان است؟ تا زماني كه وجود اين اوصاف در فعل موسي به قطع و يقين اثبات نشود، نميتوان نام آن را معجزه گذاشت.

۶. نمیتوان اثبات کرد که کسانی که شاهد معجزه هستند (در جایی که تعداد شاهدان کم است)، چشمانشان سحر نشده و دچار توهم نشده اند.

 

۷. شاید معجزه انجام شود ولی در حد شعبده ای شگفت انگیز باشد ولی با یک کلاغ و چهل کلاغ تبدیل به معجزه شود. نمیتوان ثابت کرد که (در جایی که تعداد شاهدان کم است)، شاهدان با رشوه یا تبانی، افسانه نساخته و دروغ نگفته اند.

 

۸. نمیشود اثبات کرد که مدّعی نبوت، در هر شرايطي از زمان و مكان و با هر ابزاري، بر انجام كارهاي خود توانايي دارد و قدرتش به امور معيني محدود نیست.