تردید، اثبات خداوند، شبهه

شبهه حسن ظن به خدا

انجمن: 

بسم تعالی

من در ذهن بنده خود هستم اگر مرا دوست داشت من هم او را دوست دارم اگر به من گمان بد برد من هم همان گمان را نسبت او دارم

با داستانی از حضرت موسی (ع) درست نیست

که گفت جوانی به حضرت موسی گفت از خدا بدم میاد و میخواهم دیگر خدایم نباشد وقتی حضرت حرف های جوان را به خدا گفت

خدا گفت او ما را دوست ندارد ولی من او را دوست دارم

( ببخشید خوب یادم نمانده است )

من ممکن است به خاطر دلیلی اشتباه از خدا متنفر باشم ولی خدا که علم به همه چی دارد چرا باید با من همان گونه رفتار کند ؟

باتشکر

کمکم کنید (تردید در باره خدا)

نقل قول:

ahmadi13
سلام
من یه سوالی داشتم که خیلی ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
من دختری 21 ساله و مذهبی هستم، در خانواده ای مذهبی به دنیا آمدم و خداروشکر با همین عقاید بزرگ شدم ولی خیلی وقت ها افکاری به ذهنم میاد که اذیت می شوم .
مثلا اینکه اصلا خدایی وجود ندارد و تمام این دنیا به نوعی جبر است و هرچه خودم را با آموخته هایم مجاب می کنم باز هم فکری از درون همه این ها رو باطل می کند و حس میکنم یقین ندارم ، مثلا فکر میکنم همه تاریخ دروغ است چرا ما باید پیامبر را قبول داشته باشیم؟
این ها در حالی است که من حاضر نیستم یک لحظه بی حجاب بیرون از منزل بروم یا حاضر نیستم روزه ام را قضا کنم ، کارم را انجام میدهم ولی با شک ، از روی انسانیت.
تشکر میکنم اگر راهنمایی بفرمائید بسیار نیاز دارم

سلام علیکم
تردید در امور اعتقادی مثل تردید در حقائق علمی دیگر نیست.
اصولا تردید در اموری که فطرت بشر بخوبی درباره آنها حکم می کند و برهانها تنها همین حکم فطرت را باز و روشن می کنند، معلول کم اطلاعی نیست زیرا برای اثبات، نیازمند به اطلاعات نیستند.
بعضی از امور وقتی به درستی تصور شوند، تصدیق می شوند. کلیات مربوط به اعتقادات و از آن جمله اثبات خداوند، از این قبیل هستند. همچنین مسائل اولیه علم اخلاق مثل زشتی ظلم و زیبایی عدل.
حال اگر ذهن کسی نتوانست با تصور موضوعی فطری - مثل موضوع سؤال فوق - آن را تصدیق کند و دنبال برهان بود، این چنین شخصی باید در کنار پیگیری برهان، کنکاشی هم درباره فطرت خود بکند ببیند چه شده است که فطرتش بخوبی عمل نمی کند؟ چه غباری بر او نشسته است؟ چه رفتار خلاف فطری را مدام مرتکب می شود؟
در صورتی که فطرت بخوبی کار کند، هر چند هم فردی در فضای پر شبهه قرار بگیرد، و حتی ننواند پاسخ شبهه های مطرح شده را بدهد، ولی همچنان فطرتش تسلیم مسائل اعتقادی است و ایمانش به این امور از بین نمی رود.
بر این اساس نمی توان قبول نمود که شحصی، فطرتی سالم داشته و همه اعمالش درست است ولی دچار تردیدهای اعتقادی شده است.

قرآن تقوا را باعث برون رفت از شبهه ها و داشتن نیروی فرق گذاری بین حق و باطل می داند:
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً (انفال: 29)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد، براى شما وسيله‏اى جهت جدا ساختن حق از باطل قرار مى‏دهد
مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (طلاق: 2)
هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مى‏كند.

همانطور که گفته شد برهان خواهی در امور اعتقادی لازم است ولی کافی نیست. زیرا بدون اصلاح خود، برهان ها در مدت کوتاهی می توانند آرام بخش باشند، بعد از گذر از این مدت کوتاه، باز شراره تردیدها سر برآورده و ذهن، پاسخی جدید به برهانهای قبلی می سازد و مطرح می کند.
در هر حال توصیه اینجانب این است که هم به برهانهای اثبات خدا را مورد مطالعه قرار دهید (تاپیک های انجمن براهین اثبات خدا) و هم بفکر شناخت زشتیهای خود و اصلاح آن باشید.
موفق باشید.