ازدواج موقت

آیا چون ازدواج موقت نکردم عمرم به فنا گذشته؟

سلام
شاید این سوال به نظرتون عجیب بیاد اما وقتی که تاپیک های دیگه رو خودنم این سوال برام ایجاد شد که اینکه می گن ازدواج موقت مستحبه و ثواب داره از این طرف من بیچاره که تا سن 24 سالگی روزه بی اجر گرفتم بعد از اون طرف کسی رفته ازدواج موقت کرده و هم حالشو برده و هم ثواب برده و از این طرف من خسر الدنیا و الاخره شدم و از اینکار ها نکردم عمر من به فنا گذشته و یک ریاضت بیخودی رو تحمل کردم؟ :Narahat:

فلسفه حجاب دختران مجرد با توجه به وجود صیغه چیست؟!

اهل سنت صیغه را قبول ندارند و با توجه به اینکه نهایت میتوان 4 زن گرفت و بسیاری محرومند از چند همسری (بنا به دلایل مالی یا عدم توان در رعایت عدالت) پس میتوان گفت که زنان مجرد و متاهل باید حجاب را رعایت کنند تا شرایط فحشا فراهم نشود.

اما در مورد شیعه در صورت شرعی دانستن صیغه با یک تناقض روبرو میشویم! یک مرد میتواند بینهایت زن مجرد را صیغه کند (چه همسر داشته باشد چه نداشته باشد) و طبق روایات صیغه ثواب هم دارد! خب چرا باید زنان مجرد حجاب را رعایت کنند؟! وقتی ترسی از فحشا وجود ندارد و مرد میتواند با خواندن چند جمله دختر مجرد را صیغه کند و از جماع با او حتی ثواب هم ببرد (!) چرا باید زن مجرد حجاب را رعایت کند؟! پس بهتر نیست که زن مجرد تا قبل از ازدواج یا صیغه شدن لباس های تنگ و بدن نما و نیمه برهنه بپوشد تا مردان تحریک شوند و او را صیغه کنند تا هم خودش به پولی برسد هم مردان ثوابی ببرند؟!

فسخ ازدواج موقت

با سلام

اگر دختر و پسری صیغه 99 ساله شوند:

1-آیا مهریه دختر باید در همان لحظه که صیغه خوانده شد پرداخت شود یا مرد میتواند بعدا هم آن را پرداخت کند؟
2-با توجه به ثبت نشدن رسمی ازدواج موقت اگر مهریه در زمان خواندن صیغه پرداخت نشود دختر چگونه میتواند بعدا مدعی شود که مهریه اش پرداخت نشده؟
3-حقوق متقابل در ازدواج موقت مثل حقوق متقابل در عقد دائم هست؟ (مثلا حق تمکین در ازدواج موقت وجود دارد؟ مرد میتواند مانع کار کردن زن یا بیرون رفتن او بدون اجازه شود؟)
4-آیا دختر میتواند یک طرفه ازدواج موقت را فسخ کند؟ اگر بتواند مهریه به او تعلق پیدا میکند؟

مرجع تقلید: آیت الله مکارم شیرازی

با تشکر

کمک کنید به زندگی برگردم (نقص عضو و ازدواج موقت با مرد متاهل)

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام

من دختری 25 ساله زیبا و اهل درس و کار و تلاش بودم.
سه سال پیش دچار نقص عضو شدم و یکی از پاهای خودم رو برای همیشه از دست دادم.
مدت زیادی افسرده بودم و راستش نتونستم کامل باشرایطم کناربیام.
درس رو تقریبا رها کردم ولی بعد از مدتی به سفارش یکی از دوستانم در کلاس های یک استاد ظاهرا متدین شرکت کردم.
خیلی از ایشون برام تعریف می کردند بعدها فهمیدم گاهی به افراد مشاوره هم میدن.

خلاصه من بهشون مراجعه کردم و سرصحبت را باز کردم با ایشون
ایشونم به من پیشنهاد محرمیت دادند. بهشون گفتم من دوشیزه هستم وباید از ولی اجازه بگیرم
ولی ایشون گفتند که میشه حتی بی اذن ولی، چون شما به سن قانونی رسیدی
اصلا چون پدرت درقیدحیات نیست می تونی.

گفتم خب مادرم چی پس؟ گفت مادرتو کم کم راضی می کنیم.
من گفتم نه استاد اول باید با مادرم صحبت کنید گفت باشه
اومد و صحبت کرد و مادرم به شدت مخالفت کرد و گفت دختر من مگه دستمال کاغذیه که یه مدت با شما باشه؟
استاد گفت نه بخدا تا آخر عمر نوکرشم، رهاش نمی کنم
من به مادرم گفتم با این پای معیوب بعید میدونم بتونم ازدواج کنم ، نگذار به گناه بیفتم ولی مادرم قبول نکرد.

خلاصه من به استاد جواب منفی دادم ولی مگه ایشون بس می کرد؟
میگفت تو مثل دخترمی، تو همه کسمی ،من بخاطر شهوت نمیخوامت، مرد درآن واحد می تونه عاشق دوتا زن باشه
اصلا خانمم رو راضی میکنم که قبول کنه تو همسر دایم من بشی.
گفت اصلا خانمم خودش گفته برو ازدواج مجدد کن چون من خواسته هاتو برآورده نمی کنم.
اصلا عشق من به تو معنویه، حتی دست بهت نمی زنم
اگرخدای ناکرده مادرت طوریش شد ، تا پیربشی هم مواظبتم.
تا می گفتم نه؛ اشک می ریخت و به هیچ عنوان دست بردار نبود

منم فکر کردم مرد به این بزرگی با این معلولیت عاشقم شده پس واقعا عاشقه!
تا اینکه بالاخره قبول کردم
اینم بگم که دایما از شهدا حرف میزد و موقعیت اجتماعی خیلی بالایی داشت.
من گفتم قبول می کنم چون واقعا داشتم به گناه می افتادم
به شرط اینکه بعد از یک هفته از محرمیتمون بیاد با مادرم صحبت کنه و منو دوباره خواستگاری کنه.

بعدازیک هفته محرمیت یکبار زنگ زد و گفت خانمم پیامهامون رو خونده و می خواد بره شکایت و آبروریزی
من داشتم از ترس سکته می کردم
یکی از دوستام که از قضیه باخبر بود رو درجریان گذاشتم گفتم نکنه خانمش بیاد آبرومو ببره.

تا چند روز از استاد خبری نشد و من مثل بید به خودم می لرزیدم
تا اینکه به دوستم گفتم بهش زنگ بزنه ببینه که قضیه از چه قراره.
اونم یک مشت دروغ به دوستم گفت و تمومش کرد.

من چند روز بعد بهش زنگ زدم
گریه کردم ضجه زدم
گفت من خانمم برام خیلی مهمه، من و تو نمی تونیم کنار هم راحت باشیم.
گفتم همین؟به همین راحتی؟
گفت تو اونی نیستی که من عاشقش بودم.

خلاصه با رفتنش له شدم ، تحقیرشدم
غیر از دوستم هیچکس نمیدونه.
حتی آبروشو پیش مادرم نبردم.

به نظر شما چکار کنم؟
آیا خدا انتقام من رو از ایشون می گیره؟

اون از معلولیت من سوء استفاده کرد.
آیا راهی هست که از افسردگی نجات پیدا کنم؟
وجودم پر از کینه شده
هیچ کاری هم نمی تونم بکنم

شما رو به حضرت زهرا کمکم کنید
من حتی ازهمسر خودش هم زیباتر بودم و چیزی کم نداشتم
خدا شاهده که نمی خواستم زندگیش خراب شه
فقط گفتم اون مدتی که بامن حرف میزنه نامحرم نباشیم
پس چر این کاروکرد؟

از طرفی دچار حس اعتماد بنفس پایین شده ام و فکر میکنم دیگر هیچ شرایط ازدواجی ندارم و خدا راههای موفقیت رابر روی من بسته و بر روی افرادی چون همسر این فرد که واقعا شخص متکبر و در عین حال بسیارخوشبخت است باز کرده.
این خانم دایما از همسرخودش ایراد میگیرد در صورتی که توانایی همسرداری و اخلاق و تواضع من بسیار بیشتر از اوست.
حس حسادتم زیاد شده و اعتماد به نفس و حتی اعتماد به خدا و ایمان به عدالت خدا را از دست داده ام.
فکر می کنم چرا من نباید مثل ان زن که لایق نعمتها نیست و دایما ناشکری میکند نعمت داشته باشم؟
لطفاکمکم کنید

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

الاغ لاغر مردني @@ازدواج موقت جوانان مجرد@@

انجمن: 

با صداي مهيبي از جا پريدم. وقتي به خودم اومد مانند فردي كه به هوش آمده باشد دور و برم را برانداز كردم چهره تاري را مي ديدم و كلمات مبهمي از او مي شنيدم. گيج و منگ بودم آقاي رضايي، مدير شركت، بود. مثل اسفندي كه از روي آتش بجهد از جا پريدم و گفتم: ب ب ب ببخشيد.
آقاي رضايي گفت: معلوم هست كجايي؟ چته؟ عاشقي؟! اين روزها پاك حواسي برات نمونده.
خ خ خ خيلي خيلي ببخشيد قو قو قول ميدم سرم تو كارم باشه و د د دفعه آخرم...
هنوز حرفم تموم نشده بود كه گفت: مرد حسابي چند بار صدات زدم جواب ندادي فرياد زدم جواب ندادي با مشت زدم روي ميز تازه به خودت اومدي
مي ترسم مي ترسم حساب كتاب هاي شركت به هم بريزه و كلي ضرر كنيم.
خانم باريك اندام كه همچين اندام قلمي هم نداشت واسطه شد و گفت:
جناب مدير ببخشيد من خودم اينجا هستم و كمكش مي كنم كارها رديف بشه خون خودتونو كثيف نكنين....
واي خداي من! چه جوري بگم خانم محترم من هرچي بدبختي دارم به خاطر توست. وقتي صِدام ميزنه آقا مهندس و مـــــــهــــــــنـــــــــدس رو ميكشه و موج تو صداش مي انداخت زلزله 9 ليشتري تو وجودم پديد مياد و موجي مي شم.
با اشاره دست بهش فهموندم كه شما برويد خودم ي خاكي برسرم مي كنم. اون بنده خدا هم قسم خورده بود هر طوري شده بهم كمك كنه.
به بهونه گشتن تو كمد ميزم يواش يواش خودم رو پايين كشوندم و زير چشمي زير ميز رو نگاه مي كردم ببينم از اونجا ميره يا نه.
بالاخره شرش كنده شد. روي صندلي نشستم هنوز بوي ادكلن خانم باريك اندام دور و بر ميزم بود بلند شدم پنجره ها را باز كردم و پرونده اي از روي ميز برداشتم مانند باد بزن حركت مي دادم تا هوا به جريان بيفته و بوي ادكن از آنجا برود. تو حال و هواي خودم بودم كه آقاي رضاي مانند جن دم اتاق ظاهر شد مثل مجسمه ابوالهل هل شدم و بعد شروع كردم باد خودم را زدن حالا كي؟ تو چله زمستون. آقاي رضايي سري تكون داد و نفس عميقي كشيد و رفت.
سه شده بود.
مونده بودم اين همه گندي كه زدم را چه طوري درست كنم

ادامه دارد...

ازدواج موقت ؛ خوب یا بد ؟!

باسمه تعالی

با توجه به مباحث زیادی که درباره ازدواج موقت و مجدد (متعدد) در سایت مطرح شده که متأسفانه موجب ناخوشنودی بسیاری از کاربران را فراهم آورده است از این رو بر آن شدم که دیدگاه اسلام و فقه شیعی را در این باره به صورت خلاصه و گویا بیان کنم .

  1. ازدواج دائم و موقت دو نوع ازدواج شرعی بوده و به خودی خود کار ناپسندی نیست اما همان طور که یک ازدواج دائم می تواند انگیزه های نابجایی داشته باشد هدف از ازدواج موقت نیز می تواند کاملا نادرست و غیر قابل توجیه باشد.
  2. ازدواج موقت و مجدد برای مردان از نظر فقهی به خودی خود منعی ندارد بلکه برخی فقهاء به جهت توصیه هایی که در روایات وجود دارد ، قائل به استحباب ازدواج موقت نیز شده اند که می توان در بستر شرایط و ضوابط خود بدان عمل کرد.
  3. اگر ازدواج موقت را مستحب بدانیم هم ردیف دیگر مستحبات آن را قرار خواهیم داد یعنی عمل به آن مانند سایر مستحبات تنها یک توصیه و تابع شرایط خاص خود است اگر انفاق کردن یا به زیارت رفتن (به عنوان مشخصه شیعه) عملی نیکو و مستحب باشد بدین معنا نیست که برای همه و در همه جا و در هر شرایطی چنین است بلکه گاهی همین انفاق یا زیارتِ نیکو، نباید انجام گیرد و شرعا جایز نیست.
  4. انجام عمل مستحب اگر بخواهد به واجبی صدمه بزند ، قطعا ناپسند است و نباید انجام شود و از طرف دیگر اگر یک عمل مستحب مانع انجام گناهی گردد ، انجام دادنش لازم می شود اما نباید در عمل به واجبات مهم تر خدشه ای وارد سازد.
  5. لزومی ندارد اگر کسی در گذشته به مستحبی عمل کرده آن را علنی کند بلکه پنهان کردن آن ، افضل و به نفع زن و شوهر بوده و برای دوام و آسایش زندگی شایسته تر است.
  6. جایگاه ازدواج موقت در منظومه احکام دینی ، کاملا روشن است که این ازدواج برای افرادی که امکان رفع نیاز جنسی را با ازدواج دائم ندارند می تواند مفید باشد و آنان را از دامگاه شیطان و آلودگی به گناهان دور نگاه دارد.

ازدواج موقت با زن مطلقه بلاقاصله پس از طلاق

انجمن: 

با سلام.
میخواستم بدونم ایا میتوان با زن مطلقه بلافاصله پس از طلاق صیغه محرمیت خوند؟البته به شرط عدم انجام مسائل جنسی؟؟؟؟
مرجع تقلید من ایت الله خامنه ای هستن
ممنون از راهنماییتون

ازدواج موقت و احساس شکست

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:

سلام
یکی از دوستان که چنین اتفاقی براش افتاده و من​ علاقه مند به راهنمایی اش بودم چنین اتفاقی رو مطرح کردند
و از کارشناس و کاربران در کمک به این دوست راهنمایی میخواستم

دختری بیست و سه ساله و دانشجو با داشتن شرایط سخت زندگی و نبود پدر و عاقل و بالغ در طی مسیر زندگانی سه بار عقد موقت کرده
اولینش با کسی که بسیار بهش علاقه مند بود و بخاطر علاقه ی شدید اینکارو کرده البته عشق یک طرفه
دومی و سومی براساس اتفاقی و آشنایی ساده
حال این دختر احساس شکست در زندگی میکند. بسیاری از اتفاقات او را آزار و شکنجه میدهد
در واقع افکار این دوران گذشته اش است و می خواهد برای رسیدن و بازگشت خود را پیدا کند و شاید اندکی حرف او را آرام کند
به نظر شما و کارشناس محترم این دختر باید چه کند که به حالت سابق خود بازگردد ؟!
ممنون

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

توصیه اسلام به جوانان امروزی کدام است: «سرکوب نیاز جنسی» یا «ازدواج موقت» ؟

[="Tahoma"]

بسمه تعالی
یک مدتی در سایت کمتر فعالیت داشتم اما دوباره شروع به فعالیت خواهم کرد.
مَّا يَفْتَحِ اللَّهُ لِلنَّاسِ مِن رَّحْمَةٍ فَلَا مُمْسِكَ لَهَا (سوره فاطر آیه 2)
هر رحمتی را خدا به روی مردم بگشاید، کسی نمی‌تواند جلو آن را بگیرد.
و امام صادق علیه السلام فرمود


و المتعة من ذلك‏
و ازدواج موقت از جمله آن رحمت هاست
(وسائل الشيعة)

یک بنده خدایی سوالی داشته من سوالش رو اینجا قرار خواهم داد.
پسری سنش بین 18 تا 24 ساله امکان ازدواج دائم براش حالا حالاها وجود ندارد اما امکان ازدواج موقت برای او وجود دارد،توصیه معصومین در روایات به این شخص این است که نیاز خودش را سرکوب کند یا از طریقی که خداوند قرار داده و آن طریقی که طبق نظر اکثر مراجع متعه مستحب است به آن پاسخ درست دهد؟



و عن حماد عن حريز عن أبي عبد الله ع: أنه قرأ و ليستعفف الذين لا يجدون نكاحا بالمتعة حتى يغنيهم الله من فضله‏ هكذا التنزيل.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ج‏14، ص: 448


امام صادق عليه السلام آيه را چنين قرائت به تفسیر كرد: «وليستعفف الذين لا يجدون نكاحا- بالمتعة- حتى يغنيهم الله من فضله‏» اينگونه تنزيل اين آيه است (يعنى منظور از ازدواج در اين آيه ازدواج موقت است) ترجمه آيه: «و كسانى كه امكانى براى ازدواج دائم نمى‏ يابند با ازدواج موقت بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى ‏نياز گرداند»

[/]